پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - شيعه در ايتاليا راه ديگر خدا»قدس سره«
شيعه در ايتاليا: راه ديگر خدا»قدس سره«
آنا وانزان - سوسن رستگار
ترجمه: سجاد جعفريان
جامعه مسلمان در ايتاليا از نظر پيدايش، قدمت زيادى ندارد، ولى در چند سال اخير از نظر تعداد به صورت وسيعى رشد يافته، به طورى كه هم اكنون به دومين آيين اين كشور تبديل شده است. باوجود اينكه شيعيان در امت مسلمان ايتاليا در اقليت به سر مىبرند، ولى در گسترش و سازماندهى شيوههاى زندگىشان گامهاى بزرگى برداشتهاند. به عنوان مثال در برخى از شهرهاى كوچك ايتاليا مساجد - يا حداقل اتاقهايى - وجود دارد، كه شاهد برگزارى نمازهاى يوميّه شيعيان مىباشد. گرچه گاه ميان آنها تعارضاتى هم ديده مىشود، از جمله آن كه مسجدى كه در شهر ميلان است، كما بيش از سوى كنسولگرى ايران به رسميّت شناخته نمىشود.
نكته حائز اهميت اين است كه شيعيان نمايندگانى دارند كه از جانب مقامات ايتاليايى به رسميت شناخته شده و حقّ شركت در تصميم گيرىهاى اجرايى پيرامون جامعه شيعيان ايتاليا را دارا مىباشند. البته اكثر آنان ايرانيانى هستند كه در سفارت جمهورى اسلامى ايران در رم مشغول به كار هستند.
غالب شيعيان ايتاليا داراى اصالت ايرانى يا لبنانى هستند، اما آنچه كه حائز اهميت است تعداد روزافزون كسانى است كه به طرق مختلف آيين شيعه روى مىآورند. برخى از آنان كسانى هستند كه از طريق ازدواج با شيعيان شيعه مىشوند و اين مسئله خصوصا در مورد زنان ايتاليايى كه با مسلمانان خارجى ازدواج مىكنند به چشم مىخورد. با اين حال مردان جوان زيادى نيز وجود دارند كه به دلايل متعددى به مذهب شيعه روى مىآورند.
تعداد مسلمانان و شيعيان
اگر بخواهيم در اين رابطه به طور دقيق صحبت كنيم، به چند دليل نمىتوانيم نگاه آمارى و ارقامى به موضوع داشته باشيم. دليل اول اينكه آمار و ارقام رسمى در مورد شمار مسلمانان در ايتاليا وجود ندارد و آمارى كه توسط وزارت كشور ايتاليا ارائه شده، بيشتر به بررسى در مورد شمار خارجيان ساكن در ايتاليا و اصالت آنها پرداخته است. البته آمار دقيقترى كه توسط مؤسسه كاتوليك »كاريتاس« (Caritas) ارائه شده، بيشتر به مسائلى، از قبيل حضور فصلى كارگران (مانند حضور دهقانان از شمال آفريقا در زمان برداشت محصول) يا اقامتهاى موقتى دانشجويان يا مهاجرانى كه منتظر صدور مجوز براى مهاجرت به ديگر كشورهاى اروپايى يا غربى مىباشند، اختصاص دارد. لذا از آنجايى كه »كاريتاس« كمكهاى رايگان زيادى - از وسائل اوليه زندگى گرفته تا كلاسهاى رايگان آموزش زبان ايتاليايى - را براى اين قبيل افراد ارائه مىدهد، ارتباط تنگاتنگى نيز با مسلمانان برقرار كرده است، كه گاهى تا زمان پس از استقرار آنها و جاگرفتنشان در جامعه مسلمان ايتاليا، حفظ مىشود. به علاوه كاريتاس به بازبينى دقيق كسانى كه از كاتوليك به اسلام روى مىآورند - خصوصا كسانى كه از طريق ازدواج، مسلمان مىشوند - مىپردازد، فرآيند رو به رشدى كه گاهى برخى از كليساهاى كاتوليك ايتاليا سعىمى كنند تا به طور ضمنى با آن مخالفت كرده و به دلسرد كردن اين افراد بپردازند.
با در نظر گرفتن آمارهايى كه در بالا به آنها اشاره شد، به راحتى مىتوان نتيجه گرفت كه امروزه حدود نهصد هزار مسلمان در ايتاليا زندگى مىكنند.»رضى الله عنه«
دليل دوم تشخيص شمار شيعيان از ميان اين همه مسلمان است كه امرى است بسيار مشكل. از اين رو اولين قدمى كه در اين باره بايد برداشته شود، تخمين شمار ايرانيانى است كه در ايتاليا زندگى مىكنند؛ ولى از ميان سيزده هزار نفرى كه با پاسپورت ايرانى در ايتاليا به تحصيل و كار مشغول هستند، درصد قابل توجهى ارمنى، يهودى و بهائى نيز وجود دارد. به علاوه به نظر مىرسد بيشتر ايرانيانى كه بعد از شكل گيرى انقلاب اسلامى به ايتاليا سفر كردهاند، به نوعى قصد فرار از حكومت دينى را داشتهاند؛ بنابراين سخت است كه بتوان آنها را مسلمان و شيعه واقعى دانست؛ زيرا از ميان مصاحبههايى كه با ايرانيان مقيم ايتاليا انجام شده، بيشتر آنان اذعان داشته اند كه به مسجد نمىروند و بيشتر نمازهايشان را در خانه مىخوانند، چون خود را از درون مسلمان شيعى مىدانند.
يكى از مقامات رسمى سفارت ايران در واتيكان نيز تاييد كرد كه درباره شمار دقيق شيعيان حاضر در ايتاليا نمىتوان اظهار نظر قطعى كرد. وى افزود كه حتى كاركنان دو سفارت ايرانى در پايتخت واتيكان و ايتاليا- براى برگزارى نماز جمعه و ديگر مراسمها بر اساس اعياد مسلمانان، در محافل ساير مسلمانان كه مساجدى در شهرها دارند، مىپيوندند.»عليهاالسلام«
بنابراين از آنجايى كه بعضى از مراسمهاى شيعيان به طور خاص مورد توجه آنان مىباشد، از جمله مراسمهايى كه در ماه محرم برگزار مىشود، ايرانيانى كه به اعتقادات خود پايبند هستند، اذعان داشتند كه تمام تلاش خود را انجام مىدهند تا سفرهاى خود به ايران را در اين ايام ترتيب دهند تا بتوانند در مراسمهاى خاصى كه در اينجا برگزار مىشود شركت كنند. برخى ديگر نيز به همراه دوستان و خويشاوندان مراسمهاى روضه خوانى خصوصى در خانههاى خود برگزار مىكنند و يا اينكه براى گرامى داشت ياد شهداى كربلا، اعمال بيشترى هم چون نماز و روزه انجام مىدهند.
با مطالبى كه ارائه شد به نظر مىرسد شيعه بودن در ايتاليا يك مسئله شخصى است. حتى به نظر مىرسد، مقوله حجاب كه هنوز يكى از اصلى ترين فاكتورها براى تشخيص و تفاوت مسلمانان با غير مسلمانان در ايتاليا و ديگر كشورهاى جهان مىباشد، ديگر عامل مناسبى نيست؛ زيرا اكثر زنان ايرانى كه در ايتاليا به سر مىبرند و ادعاى شيعه بودن دارند، از چادر و پوشش خاصى استفاده نمىكنند.
البته شيعيان در ايتاليا كاملا در خفا و نامرئى نيستند؛ زيرا گروهى از آنان عضو انجمنهايى هستند كه مروج و حامى طيف وسيعى از فعاليتهاى دينى و اجتماعى مىباشند، كه در واقع اين انجمنها، همانند انجمنهايى كه همتايان سنى آنها در ايتاليا دارند، حداقل در شروع توسط ايتاليايىهايى پايه گذارى شده كه به دلايل مختلف به دين اسلام با گرايش شيعى روى آورده اند و هنوز هم گاهى توسط خود آنان هدايت مىشوند.
سازمانهاى شيعى
اولين سازمانهاى شيعى در شهرهاى تريسته (Trieste)، رم (Rome) و ناپل (Naples) تشكيل شدند. گروهى از ايتاليايىهاى تازه كيش، در سال ١٩٩٢ مركز فرهنگى سلمان فارسى را با هدف ترويج مطالعات و تحقيقات، پيرامون آيين شيعه در شهر تريسته گشودند.
همچنين در اوايل دهه نود بود كه مركز شيعه ناپل با نام »اهل البيت« تأسيس شد و با سرعت به مهمترين مركز شيعه شناسى در ايتاليا تبديل گرديد. جايگاهى كه پيش از آن در اختيار مركز اسلام شناسى اروپا بود، مركزى كه گروهى از اعضاى سفارت ايران در واتيكان آن را تشكيل دادند، تا مرجعى براى مسائل مربوط به شيعيان باشد.
در منابع زيادى آمده است كه اوج گرايش به اسلام كه در اوايل دهه ٩٠ اتفاق افتاد، به صورت غير متعارف متأثر از جنگ خليج بود و بدون شك، جنگ خليج [فارس] مسائل شنيدنى زيادى پيرامون اسلام و جامعه مسلمانان همراه داشت. يكى از نتايج مهم آن اين بود كه افراد زيادى از طريق خواندن و يا ارتباط با جامعه مسلمانان در وهله اول به اسلام نزديك شدند و سپس تصميم گرفتند تا آيين اسلام و جهان بينى آن را براى خود برگزينند.
در دهه ٨٠ مركز مستقر در رم، اقدام به نشر آثارى تخصصى، از رسالههاى دكترى گرفته تا مقالات اقتصادى و همچنين نشريه اختصاصى با نام اسلام ناب (the pure Islam) كرد. در سال ١٩٩١ گروهى از تازه كيشان ايتاليائى مستقر در ناپل، به سركردگى يكى از فعالترين تازه مسلمان شده ايتاليايى به نام »عمار لوئيجى دى مارتينو« نشريه را در دست گرفتند. اولين شماره نشريه اسلام ناب در ناپل، در ماه مبارك رمضان منتشر شد؛ در حالى كه فقط شامل دو برگ تايپى بود. اما هفت سال بعد تبديل به نشريه چاپىاى شد كه معمولا سالى چهار مرتبه چاپ مىشد و مهمتر از همه اينكه اين نشريه تبديل به بولتن رسمى مؤسسه اسلامى اهل البيت در ايتاليا شد؛ تنها مؤسسهاى كه به عنوان يك مؤسسه بين المللى مطالعات شيعه شناسى، شعبهاى در ناپل داشت.
در نوامبر ١٩٩٨ در مصاحبهاى كه از عمار لوئيجى طى مراسم جشن ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) در شهر ميلان منتشر شد، دلايل گرويدنش به دين اسلام و آيين شيعى را چنين بيان مىكند:»من مسيحى پروتستان و معتقد بودم كه عادت به موعظه كردن داشتم. در مقطعى خاص اين مسير را ترك كردم و آثارBurckardt-Guenon- Ebola را مطالعه كردم. خواندن اين آثار و نيز مطالعات ديگر مرا وارد دنياى سياست كرد، به گونهاى كه به يكى از گروههاى راستگرا كه نمايندهاى در پارلمان نداشت، احساس نزديكى كردم. من و هم قطارانم گاهى اوقات به آلپ مىرفتيم و هر شب در كنار آتشى جمع مىشديم و در مورد زشتىها و بدىهاى جامعه صحبت مىكرديم، ولى زمانى كه به شهر بر مىگشتيم خود ما نيز رفتارهايى شبيه همان مردم و شايد بدتر از آنها را از خودمان بروز مىداديم. ناگهان فهميدم تمام مؤلفان نوشتههاى مورد علاقه من به دين اسلام گرويدهاند، كه اين مسئله مصادف با زمان شكل گيرى انقلاب اسلامى در ايران بود و از آنجايى كه اين انقلاب به جاى ماركسيسم و ارزشهاى امپرياليستى، با نام خدا و با نام معنويات شكل گرفته بود، به آن علاقه مند شدم. من از طريق مركز فرهنگى كوچكى كه در ناپل راه اندازى نمودم، كمكم شروع به تماس با مسلمانان كردم، كه روزى مرد مسلمان جوانى به من پيشنهاد داد تا كنفرانسى در مورد اسلام برگزار كنيم، كه سخنران آن يك پروفسور ايتاليايى تازه مسلمان بود. يك سال طول كشيد تا خوب فكر كنم و جواب خودم را بدهم. سال بعد تصميم گرفتم تا به اسلام بپيوندم. در سال ٨٣ من كتاب »هانرى كربن« با نام »امام غائب« را خواندم و در همين زمان با چند دانشجوى ايرانى نيز آشنا شدم. اين كتاب پردههايى را كه جلوى چشمان من كشيده شده بود، پاره كرد و من آيين شيعى را در آغوش كشيدم. سالها بعد به همراه همسر و پسرم كه هر دوى آنها نيز مسلمان شده بودند و ساكن در كشور الجزاير بوديم، تصميم گرفتيم تا اثرى جاودانه از خودمان خلق كنيم، لذا نشريه اسلام ناب را رشد و گسترش داديم، كه هم اكنون در كنار رشد و گسترش جامعه مسلمانان در ايتاليا، افراد زيادى هستند كه با ما در تماسند«.»رحمهم الله«
از ميان گفتههاى »عمار لوئيجى دى مارتينو« مىتوان به برخى از فاكتورهاى اساسى درباره راهى كه تازهكيشان پيمودهاند تا به اسلام برسند، دست يافت. از همه جالبتر اين حقيقت است كه او از طريق خواندن آثار نويسندگانى چون رنه گنون (Rene Guenon) و جوليوس ابولا (Julius Ebola) با اسلام آشنا شده است؛ مؤلفينى كه به متفكران سنتگرا معروف هستند و علاقمند به مطالعات عرفانى و پر رمز و راز مىباشند، كه در دورهاى خاص از زندگى خود به اسلام گرويدهاند. (هر چند مدركى درباره مسلمان شدن ابولا در دست نيست). بسيارى از كسانى كه با جناح راست همفكرى داشتند از علاقمندان مطالعه اين قبيل آثار، به ويژه آثار »گنون« بودند، چنان كه بسيارى از ايتاليايىهايى كه به اسلام گرويدند از گنون به عنوان فردى ياد مىكنند، كه آثارش سبب گرويدن آنان به اسلام شده است.
ارجاع به سنتى كه فى نفسه هم دينى- عرفانى و هم به نوعى سياسى است، يكى از اتفاقات رايج در ميان ايتاليايىهاى تازه كيشى است كه از جناح راست به جامعه مسلمانان مىپيوندند .
يكى ديگر از مطالبى كه از سخنرانى وى در اوايل بيست سالگىاش در مراسم مذكور جهت بزرگداشت جشن ولادت حضرت فاطمه(سلام الله عليها) به دست مىآيد، اين است كه تغيير دين وى به اسلام به كمك خواندن نوشتههاى »گنون« بوده است؛ نوشتههايى كه در آن، جهان مدرن به خاطر فساد و نابودى ارزشهاى انسانىاش به چالش كشيده مىشود.
پائولو جعفر (Paolo Jafar) يكى از تازه كيشان جوان، اقرار مىكند كه او فاشيسم را به عنوان آخرين سنگر در دفاع از ارزشهاى انسانى ديده و بنابر اين به يكى از جنگجويان گروه سياسى راست گراى افراطى اسلامى تبديل شده است. وى بعدها با نشريه »اسلام ناب« آشنا شده و طبق اظهارات خودش مىگويد: حس مىكردم ديگران برادران من هستند.»قدس سرهم«
در بهار سال ١٩٩٧ حادثهاى مهم در ايتاليا رخ داد. يكى از روزنامههاى معروف ايتاليايى با نام (Corriere Seradelle) مقالهاى را در مورد حمله احتمالى به پاپ، توسط يك سرى از بولتنهاى اسلامى كه از آنها با عنوان »نشريههاى افراطىاسلامى » ياد شده بود، به چاپ رساند، كه از مجله »اسلام ناب« نيز در اين ليست به عنوان نام »نشريهاى براى جامعه مسلمانان« ياد شده بود، نشريههايى كه مقالات آن به تكريم و ستايش از كاميكازههاى اسلامى پرداخته و دعوت به جهاد مىكرد.»صلى الله عليه وآله وسلم«
اين اتهام همچنين در نشريه مؤسسه ديگرى با نام مؤسسه خبرى و فرهنگى ايران- ايتاليا در رم كه در كنار فعاليت هاى خود يك بولتن ماهانه با نام »نامه پارسى« منتشر مىكرد، درج شده بود. اين مؤسسه كه توسط گروهى از نزديكان نمايندگان رسمى دولت ايران در رم تاسيس شده بود، در اصل به رشد و بهبودى روابط اقتصادى و فرهنگى ميان ايران و ايتاليا اختصاص داشت. اين نشريه كه از سال ١٩٩٧ تا اواسط سال ٢٠٠١ منتشر مىشد، اكثراً حاوى مقالاتى در مورد جنبههاى خاصى از فرهنگ فارسى، مناسبات تاريخى در روابط ميان ايتاليا و جهان اسلام، خصوصاً شيعيان و چشم اندازهاى سرمايه گذارى در ايران با هدف جذب سرمايه گذاران ايتاليايى، بود. اين مؤسسه همچنين يكى از مروجان و برگزاركنندگان اتاق بازرگانى و صنايع و معادن ايران و ايتاليا بود، تا جايى كه بعضى از شمارههاى »نامه پارسى« شامل فرمهايى بود كه مىبايست توسط بنگاههاى اقتصادى ايتاليايى كه علاقه مند به عضويت در اين اتاق بودند تكميل مىگرديد. در همين راستا مؤسسه مذكور با وجود اتهامات ضد اسلامى - ايرانى كه توسط اكثر رسانههاى جمعىدر ايتاليا دنبال مى شد، تمامى تلاش خود را براى شناساندن جاذبههاى موجود در ايران - كه در غرب ناشناخته بود - انجام مىداد. در نيل به اين هدف يكى از قسمتهاى هميشگى نشريه به صحبت در مورد قضاوتهاى مغرضانه و اشتباهاتى كه در رسانهها در مورد اسلام مىشد، اختصاص يافته بود.
اما اين مرتبه نوك پيكان نكوهش نشريه »نامه پارسى« به جاى روزنامه نگاران ايتاليايى كه بر ضدّ نشريه »اسلام ناب« مقاله نوشته بودند، خود اين نشريه را نشانه رفت. نويسنده مقاله و به تبع آن خود نشريه، در نوشتهاى تند و مفصل كه در ذيل مىخوانيم، حساب خود را از »اسلام ناب« و »اهل البيت« جدا كردند:
ما شماره اكتبر- نوامبر ١٩٩٦ مجله اسلام ناب را خوانديم ... ونگران، شوكه و بسيار متأسف شديم. مجله اسلام ناب تعبيرى از آشفتگى و هذيانگويى سخت گيرانه است. به ظاهر نقل قولهايى از كتابهاى مقدس اسلامى آورده، ولى ترجمههايى كه از كتابها ذكر كرده بسيار مبهم و گاهى نادرست مىباشد؛ زيرا قطعههايى انتخاب شده و بدون فكر در كنار هم چيده شده است، به طورى كه در برخى از موارد متناقض مىنمايد و تنها هدف از ارائه آنها دستيابى به يك سرى نتايج و برداشتها در مورد نظريات و دستورات شيعى و اسلامى بوده است.»عليهالسلام«
... مقاله مزبور كه با نام »كاوه« امضا شده، با فاصله گرفتن از ديگر شيعيان ناپل در ادامه مىگويد:
آيين اسلام شيعى آن گونه كه اكثريت ايرانيان روزنامه نگار در »نامه پارسى« و تعدادى از همكاران مسيحى شان شناختهاند و علاقهمند به مطالعه عميق آن هستند، با اسلامى كه در نشريه ادوارى »اسلام ناب« تبليغ و معرفى شده، تفاوتهاى اساسى دارد.
آقاى كاوه بعد از آن، به تازه كيشان هشدار مىدهد كه مردى ايتاليايى روزى تعبيرى زيبا را چنين به ما گوشزد كرد و آن اين كه هر دينى در مورد تعصبات تازه كيشان و جديد الايمانها هشدار داده است... اتفاقى كه ممكن است رخ دهد،اين است كه گروهى از تازه كيشان ممكن است ازخود قرآن هم اسلامىتر شوند.
بدون شك تمايل به اسلام جنگ طلب، مورد توجه بيش از يك گروه از تازه كيشان قرار گرفت و حضور تازهكيشانىكه از گوشه و كنار احزاب افراطى وارد دين اسلام مىشدند، جهت گيرى اجتماعات مسلمانان را به سمت تندروى سوق مىداد. اما به هر حال با گذشت زمان و همانطورى كه بعدا خواهيم ديد، به خصوص بعد از حادثه ١١ سپتامبر اين گروهها به شكل معتدلترى دوباره سازماندهى شدند.
لازم به ذكر است كه برخى از اين گروندگان دينى كه در نهايت با اسلام شيعى پيوند مىخوردند، از جانب احزاب چپ رخ مىداد و دليل آن نيز جذب شدن شمارى از جوانان اين احزاب - مانند آنچه براى احزاب راست گرا اتفاق افتاد - به خاطر انقلاب ايران بود. مصطفى از كاركنان راه آهن در جنوب ايتاليا كه در سنّ بيست و يك سالگى و در سال ١٩٧٩ مسلمان شده از جمله اين افراد است. وى مىگويد: ... من با انقلاب ايران روبرو شده و به طرز شگفت آورىمبهوت جريانات مذهبى شدم. من از يك خانواده كاتوليك معتقد بودم، اما هميشه يك چيزى مرا از كليسا دور نگه مىداشت و من به موضع چپ گراى افراطى روى آوردم. همسر من هم در حالى كه پنج سال از ازدواجمان مىگذشت، به اسلام گرويد.»عليهماالسلام«
با وجود اينكه به نظر مى رسد هماهنگى خاصى ميان شيعيان در ايتاليا وجود ندارد، اما قوىترين و بهترين انجمن سازماندهى شده، مؤسسه »اهل البيت« در ناپل است، كه ارتباطات نزديكى با انجمنهاى بين المللى شيعه، خصوصا با انجمنهاى واقع در انگليس دارد. اين مؤسسه براى استوار كردن ارتباطات بين المللى خود، براى حدود ده سال، كمپ هاى تابستانى دورهاى را در پاتوقى در كوههاى توسكو اميليان (Tosco Emilian) بين (Bologna) و (Emilia Reggio) برگزار مىكرد. هدف از تشكيل اين ملاقاتها »قويتر و نزديكتر كردن ارتباطات برادرى بين اعضاى جوامع مختلف اروپايى« عنوان شده است. بنابراين شيعيانى كه از اقصى نقاط ايتاليا و كشورهاى اروپاى شمالى به آنجا مىآمدند، در حالى كه از تماشاى چشم اندازهاى زيباى شمال ايتاليا لذت مىبردند، فرصت ملاقات با يكديگر را براى مطالعات دقيق در زمينه اسلام، تحت نظارت گروهى از علما به دست مىآوردند. تداركات اين ملاقاتها به عهده خود شركت كنندگان و بسيار كم خرج بود. اين مسئله به همه »برادران و خواهران« فرصت شركت در مراسمى را مىداد كه مىتوانستند در محيطى آرام و در كنار يكديگر به رشد و تعالى معنوى خود بپردازند... .
سنت و تكنولوژى
كمپ تابستانى در كنار ديگر ابتكارات سازماندهى شده توسط مركز اهل البيت ناپل، در سايتى اينترنتى تبليغ شده بود. صفحه اصلى اين سايت به معرفى گروه و تاريخچه آن (بيشتر به تاريخ نشريه »اسلام ناب« همراه با لينكى مستقيم براى دسترسى به آن براى علاقه مندان) پرداخته و مابقى لينكها به صورت دوره اى تغيير مىكند.
صفحه اصلى اين سايت (www.shi'a-islam.org) شامل چند صفحه دائمى در مورد آموزههاى اسلام، خصوصاً شيعه و علل برترى اين گرايش در ميان گرايشهاى اسلامى، نگاهى اجمالى به حضور شيعه در جهان معاصر، و تاريخىاز زندگى چهارده معصوم مىباشد. يك صفحه از سايت به موضوع »زن و اسلام« اختصاص يافته، اما بيشتر فعاليتهاى آن در جهت حمايت از زنان مسلمانى است كه طرفدار حجاب هستند، به اندازه اى كه براى مبارزه در دفاع از حجاب، با عنوان »انجمن حمايت از حجاب« دست به تبليغ زدهاند. لينكها بر روى ترجمهاى ايتاليايى از آشنايى با آموزههاى شيعه، آيت الله [علامه] طباطبايى [كتاب شيعه در اسلام] و همچنين آشنايى با شيعه دوازده امامى فعال مىباشد. (هر چند گاهى از اوقات لينكها كار نمىكنند). جدا از لينكهايى كه به چند نوشته از آيت الله خمينى وجود دارد، يك پست اينترنتى [ايميل] مخصوص برقرارى ارتباط با مركز اسلامى لندن براى دريافت پاسخهاى سريع در مورد سؤالات مذهبى، وجود دارد.
جدا از موضوعات مذكور كه كم و بيش به صورت ثابت در سايت وجود دارند، صفحات ديگرى نيز در سايت به چشم مىخورند كه به صورت دورهاى به مسائل روزمره و معاصر اختصاص دارند. مانند صفحاتى كه مربوط به اخبار كنفرانسها، نشستها و يا اطلاعات و اظهار نظرها در مورد مسائل سياسى روز هستند. معمولا يك فضاى وسيعى در سايت، در پنجرهاى به نام »انتفاضه، تنها راه حل« به مسائل مربوط به فلسطين اختصاص داده شده، كه اظهارات آيت الله خامنهاى در مورد فلسطين يكى از بخشهاى تشكيل دهنده آن است. همچنين لينكى به گروهى با نام »ذهن هاى خلاق« كه در بريتانيا مستقر هستند، مشاهده مىشود. اين گروه از پيشگامان رشد و توسعه نرم افزارهاى اسلامى مىباشند، كه به خصوص در مورد مبارزه با اسرائيل فعال مىباشند. (براى مثال ليستى از ماركهاى تجارتىچند مليتى كه در اختيار يهوديان است، در سايت ذكر و تحريم شده و در كنار آن چندين دعوت به فعاليت بر ضد اسرائيل و حاميان آنها ديده مىشود.)»صلى الله عليه وآله«
... به نظر مىرسد برخى از سمبلهايى كه توسط شيعيان ايتاليايى مورد استفاده قرار مىگيرد، به جاى اينكه از كيش جديدشان نشأت بگيرد، بيشتر متأثر از زمينههاى دينى- فرهنگى آنان مىباشد. براى نمونه اعلاميهاى كه به مناسبت سالروز وفات فاطمه زهرا(سلام الله عليها) آورده شده، با تصاويرى از شمعها و گلها همراه شده، كه به سرعت بيننده را به ياد مراسم ترحيم در كليساى كاتوليك مىاندازد.
البته ممكن است شخصى اين مسئله را به نقاط اشتراك ميان [برخى] سمبلهاى شيعى و مسيحى نسبت دهد [!].
پى نوشتها:
١. مقاله حاضر برگرفته از مجموعه مقالاتى است با عنوان Sharqi Muraqqa,a كه به پاس خدمات علمى Peter Chelkowski توسط دوتن از شاگردان وى با نامهاى سوسن رستگار و آنا وانزان توسط انتشارات AIEP EDRTORE در سال ٢٠٠٧ منتشر شده است. مترجم طبعا با همه اظهار نظرهاى نويسنده موافق نيست.
٢. اين اعداد از طريق اطلاعاتى است كه توسط موسسه كاريتاس ارائه شده است، Immigrazione Dossier ، Rome ، ٢٠٠٦.
٣. مصاحبه اى كه در جولاى ٢٠٠٢ انجام شده است.
٤. اسلام در ايتاليا و انجلا لانو و لوسيا آوالونه Angela Lano and) (Lucia Avallone، زوئن ١٩٩٩.
٥. اسلام در ايتاليا n.p
٦.(Corriere della Sera ١٩ april ١٩٩٧) به نام يك خلبان ژاپنى و سمبلى از عمليات انتحارى است كه بانى آن ژاپنىها بودند.
٧. نامه پارسى ، شماره ٥، مى١٩٩٧، ص ٤.
٨. اسلام در ايتاليا، n.p.
٩. اين انجمن همچنين يك برنامه جايزه »اسلام ستيزى« ساليانه دارند، كه به رهبران سياسى و روزنامه نگارانى كه به شدت مخالف اسلام و مسلمين هستند، تعلق مىگيرد.!