پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - بلوك بندى جهانى - فیاض ابراهیم

بلوك بندى جهانى
فیاض ابراهیم

 ١. قرون بر اساس بلوك بندى‌ها شكل مى‌گيرند و هر قرن بلوك بندى خاص خودش را داشته است، به گونه‌اى كه مى‌توان تاريخ جهان را بر اساس بلوك بندى‌ها نوشت كه به جغرافياى تاريخى مشهور است. در نتيجه جنگ‌ها و صلح‌هاى جهانى بر اساس اين بلوك بندى‌ها ترسيم مى‌شده‌اند.
 ٢. بلوك بندى‌ها، بر اساس نظريه‌هاى گفته و ناگفته، شكل مى‌گيرند كه مهم‌ترين آيينه اين بلوك بندى‌ها مى‌باشد. پس در ابتدا نظريه به وجود مى‌آيد و سپس بر اساس اين نظريه، قدرت شكل مى‌گيرد و قدرت بر آمده از نظريه، اقتدار مى‌گيرد و چون »قدرت« به »اقتدار« تبديل مى‌شود. »قدرت مشروع« نام مى‌گيرد. پس نظريه - قدرت - بلوك بندى.
 ٣. نظريه‌هايى كه قدرت را به وجود مى‌آوردند، جنگ‌ها را براى بلوك بندى نيز جهت مى‌دادند كه اين جنگ‌ها مقدمه بلوك بندى‌هاى جديد بود، چون پشتوانه نظريه‌اى داشتند. نظام معنايى را براى جنگيدن خلق مى‌كردند و جنگ داراى نظام نظريه‌اى، به پيروزى پى در پى دست خواهد يافت. هر چند در نهايت به تعديل جنگى منجر خواهد شد.
 ٤. در دنياى جديد، شاكله و فرمول نظريه و جنگ بارها رخ داده و بلوك بندى‌هاى متفاوتى را توانسته ارائه دهد كه مى‌توان به جنگ‌هاى زير اشاره كرد: جنگ‌هاى كاتوليسم و پروتستانتيزيم كه بلوك‌هاى فرهنگى - مذهبى، ژرمنيگ و ايتاليك در غرب ايجاد كرد كه ژرمنيگ‌ها مذهب پروتستانتيزيم با زبان‌هاى ژرمنيگ در هم آميختند و هويت يك بلوك به وجود آوردند ؛ يعنى انگليسى و ژرمن - كه شامل سرزمين‌هاى اسكانديناورى و آلمانى بزرگ و آنگلوساكسونها مى‌شود - و ايتاليايى كه مذهب كاتوليك و زبان‌هاى ايتاليك را با هم آميختند و هويت بلوك رقيب را به وجود آورند كه شامل فرانسه، ايتاليا، بلژيك و پرتغال و اسپانيا و امريكاى لاتين مى‌شود (فرمول و شاكله هويت: زبان + مذهب)
 ٥. جنگ‌هاى بعدى اروپا بر اساس مينى چارچوب شكل گرفت؛ مثل جنگ‌هاى ناپلئون كه حاصل انقلاب فرانسه بود و سكولاريزه اروپا را بعهده گرفت و آن را از طريق مصادره اموال كليسا، به وسيله دولت و جايگزينى دولت به جاى كليسا عملى نمود و اين تحول نظريه‌اى - ساختارى به جنگ ديگرى كمك كرد و آن حمله به خاورميانه و كشورهاى اسلامى بود، فتح مصر و سوريه و لبنان و فلسطين كه اين آغازى بر جنگ صليبى جديد بود.
 ٦. شروع تسخير خاورميانه، شروع نظريه استعمار در جهان اسلام بود كه اين مقدمه تأسيس دولت اسرائيل در خاورميانه بود و بر اساس همين جنگ، بلوك بندى خاورميانه جديد آغاز شد و سپس فروپاشى عثمانى رخ داد و كشورهاى عربى با هويتى پا به ميدان گذاشتند كه تحت‌الحمايه انگليس و يا فرانسه بودند.
 ٧. بلوك بندى جهانى در قرن نوزدهم با تجاوزهاى انگليسى‌ها در سطح جهان شروع شد و تسخير و استعمار جهانى انگليس بلوك بندى قرن نوزدهم را تشكيل داد كه كشورهاى استعمارى يك سو و كشورهاى مستعمره (مستقيم و غير مستقيم) از سوى ديگر، اعضاى اين بلوك بندى بوده‌اند تا جنگ جهانى كه جنگ استعمار گران با هم بود براى بلوك بندى قرن بيستم.
 بعد از جنگ جهانى دوم، بلوك بندى قرن بيستم شكل داده شد كه تا حدى ادامه قرن نوزدهم بود. جنگ جهانى دوم سبب شكل‌گيرى حكومت‌هاى ملى در كشورهاى مستعمره بود كه بلوك‌بندى جهان آن روز تحت نظريه پردازان جنگ جهانى دوم به رهبرى امريكا بود و امريكا بلوك‌بندى انگليسى را ادامه داد، ولى برخى از اين بلوك‌بندى‌ها توسط شوروى پيروز جنگ، با كودتا و جنگ مصادره شدند كه جنگ‌هاى جديدى در جهان رخ داد، مثل جنگ اسرائيل با مصر و جنگ ويتنام و... .
 ٩. انقلاب اسلامى، بلوك‌بندى‌هاى بعد از جنگ جهانى دوم را به هم زد و با شعار نه شرقى و نه غربى، بلوك بندى چپ و راست جهان بر هم خورد و جنگ تحميلى براى ايران به باز آمد بلوك بندى‌هاى جهانى آن روز بود، ولى چون قادر به تسليم ايران نبودند جنگ فرسايشى، بر آنها نيز فرسايش بى مرزى تحميل كرد به گونه‌اى كه بعد از پايان جنگ تحميلى بر ايران، رأس يك طرف بلوك بندى يعنى شوروى از درون پاشيده شد.
 ١٠. امريكا با تحميل جنگى ديگر بر خاورميانه نفتى قصد داشت بلوك بندى جديدى در جهان به وجود آورد. پس صدام را تحريك به حمله به كويت كرد و سپس رهبرى جهانى نظامى را بعهده گرفت، و حتى شوروى ضعيف شده را نيز تحت سيطره عمليات خود گرفت تا بتواند رهبرى خود را بر جهان آينده بلوك بندى جهان تثبيت كند. پس نظريه‌اى توسط بوش پدر مطرح شد و آن »نظم نوين جهانى« بود.
 ١١. آخرين دهه قرن بيستم شروع نظريه‌اى براى قرن بعدى بود كه جهانى شدن، مى‌باشد و براى آن جنگ‌هايى طراحى شده و مى‌شود كه جنگ عراق و افغانستان و يازده سپتامبر نيز در همين راه مى‌باشد. جهانى شدن نظريه‌اى است براى جنگ، براى بلوك بندى جديد جهانى كه جنگ تمدن‌ها يك استراتژى براى آن بود و بلوك بندى جديد جهانى بعد از جنگ تمدن‌ها يا جنگ دنياها، ترسيم مى‌شود.
 ١٢. جنگ خير و شر و جنگ مسيحيان با غير مسيحيان، جنگ آخر الزمان، جنگ آرمگدون و جنگ عليه تروريسم و... استراتژهاى بى نهايت براى جنگ‌هاى آينده است تا بتوانند بلوك بندى جهانى را ترسيم كنند. پس براى جنگ‌ها، بايستى آماده بود جنگ‌هايى كه سرمايه دارى متأخر در حال طراحى آن است، پس رجزهاى جنگى موجود در رسانه‌هاى جهانى يك طراحى عام است.
 ١٣. بلوك بندى‌هاى جديد بر اساس دولت‌هاى ضعيف طراحى مى‌شوند، اين دولت‌ها حالت قوميت‌هاى ضعيف را دارند كه در طول تاريخ شكل نگرفته‌اند و امروزه بايستى شكل بگيرند و چون ضعيف هستند مى‌توانند به دولت مركزى جهانى يعنى امريكا، تكيه كنند. پس دولت جهانى امريكا به وجود مى‌آيد كه بلوك بندى جهانى را تشكيل مى‌دهد.
 ١٤. نظريه امنيت ملى كشورهاى جهان، امروزه با بلوك بندى‌هاى متفاوت كه طراحى مى‌شود، شكل مى‌پذيرد و رقيب طراحى جهانى شدن امريكا مى‌باشد. پس فهم بلوك بندى‌هاى طراحى شده، مقدمه نظريه امنيت ملى مى‌باشد كه آينده جهان را رقم خواهد زد و طراحى بلوك بندى‌ها بر اساس نظريه‌ها و فرهنگ و مذاهب صورت مى‌پذيرد.