پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - حوزه و دانشگاه چالشهاى وحدت - دلاور پوراقدم مصطفی

حوزه و دانشگاه: چالش‌هاى وحدت
دلاور پوراقدم مصطفی

 مقدمه
 امام راحل (ره) با آگاهى از تلاش دشمنان نظام براى تفرقه‌افكنى و به منظور تحقق شعار »نه شرقى- نه غربى«، تقويت ظرفيت قدرت نرم جمهورى اسلامى ايران و تأكيد بر لزوم آشنايى روحانيون با فناورى‌هاى نوين؛ روز شهادت آيت الله دكتر محمد مفتح، به تاريخ ٢٧ آذرماه را روز وحدت حوزه و دانشگاه ناميدند كه به عنوان دو نهاد علمى‌كشور، مى توانند نقش مؤثرى را در گسترش جنبش نرم‌افزارى به عهده گيرند به طورى كه وحدت اين دو مى‌تواند تضمين كننده توسعه ايران اسلامى، بر اساس آموزه‌هاى رهبر معظم انقلاب و اهداف سند توسعه چشم‌انداز بيست‌ساله  كشور باشد.
 جمهورى اسلامى ايران به منظور افزايش بهينه‌سازى ظرفيت‌ها، نيازمند نوعى وحدت و هماهنگى ميان دستگاه‌هاست كه تحقق اين امر نيز مستلزم ريشه‌يابى دقيق آسيب‌هاست.
 اين مقاله با نگاهى به رويكردهاى مختلف در مورد وحدت حوزه و دانشگاه، ضمن بررسى آسيب‌ها و تهديدات موجود در مسير اين وحدت، يك‌سرى راه‌كارها را به كارگزاران نظام و متوليان امور فرهنگى و آموزشى كشور توصيه مى‌نمايد.
 
 ١- رويكردهاى مختلف به وحدت حوزه و دانشگاه
 در مورد وحدت حوزه و دانشگاه مى‌توان از رويكردهاى مختلف نام برد.(١) اين رويكردها هركدام يك موضوع اصلى را مبناى تحقق وحدت حوزه و دانشگاه مى‌دانند كه عبارتند از:
 
 ١-١- وحدت مبتنى بر تقسيم كار
 بر اساس اين ديدگاه حوزه‌ها و روحانيان بايد نقش ارزش‌گذارى و جهت‌دهى را دارا باشند و دانشگاه‌ها در ذيل اين ارزش‌هاى غايى و با عنايت به اين جهت‌گيرى‌هاى كلى، به فعاليت‌هاى شناختى و علمى بپردازند. البته در حوزه، استنباط اهداف بايد متناسب با شرايط زمانى - مكانى و با توجه به تحول متدلوژيك در شيوه استنباط باشد. از سوى ديگر، علوم مختلف، اعم از طبيعى و انسانى، بر يك سرى مفروضات ارزشى، ايدئولوژيك و هنجارى‌انسان‌شناختى ابتنا دارند كه خواه ناخواه اگر قرار باشد به دنبال علوم ديگرى باشيم، حوزه مى‌تواند علاوه بر فضاسازى‌هاى روانى و تأثير غيرمستقيم ارزشى و ايدئولوژيك بر عالمان علوم طبيعى، در شفاف‌كردن برخى از مبانى‌غيرتجربى  علوم مختلف نيز نقش داشته باشد.
 
 ٢-١- وحدت بر مبناى ايدئولوژى
 در اين رويكرد دو تعبير قابل شناسايى است:
 الف) دليل عمده جدايى دانشگاه از حوزه اين است كه بنيان علوم دانشگاهى بر پايه ايدئولوژى غير اسلامى‌است؛ حال آن‌كه علوم حوزوى مبتنى بر تفكر و ايدئولوژى اسلامى است. بايد هر دو نهاد، اسلام را مبناى‌نگرش و جهت‌گيرى  اصلى در تمام رشته‌هاى علمى و دينى قرار دهند و واقع‌نمايى علوم بشرى را از اين ناحيه محك بزنند. بر پايه اين نظريه، تسلط متون دينى اسلام بر تمام جوانب علوم و حيات بشرى، پيش‌فرض اصلى وحدت حوزه و دانشگاه است.
 ب) مطابق تعبير دوم، هدف‌هاى متفاوت اين دو نهاد علمى، عامل اصلى عدم وحدت است. علمى كه تسلط بر جهان و ازدياد قدرت مادى را هدف نهايى خود مى‌داند و علمى كه هدفش دستيابى به حقيقت هستى است و در سير اعتلاجويى، كمال‌جويى و ارتقا به قرب الهى به كمك انسان مى‌آيد، اين دو هدف هيچ قرابت و نسبتى نمى‌توانند با يكديگر داشته باشند. لذا براى وحدت بايد بر اين شكاف ايدئولوژيك تمركز شود.
 
 ٣-١- وحدت ساختارى
 اين ديدگاه، حوزه و دانشگاه را دو نهاد عمده جامعه اسلامى مى‌داند كه همانند تمام نهادهاى اجتماعى ديگر، داراى اهداف، ساختار، كاركرد و برنامه‌هاى مخصوص به خود است؛ اما به دليل اهميت و تأثير بنيادين اين دو نهاد، لازم است بين آن دو وحدت و ادغام سازمانى برقرار شود تا هر يك به تقويت حركت ديگرى كمك كند.
 بر اساس اين رويكرد، رسالت حوزه در كنار اخلاق و اعتقادات، تربيت فقيهان جامع‌الشرايط است و چون شأن فقها اين نيست كه موضوع‌شناسى كنند، لذا دانشگاه بايد موضوع‌شناس تربيت كند و حوزه عهده‌دار استنباط احكام اين موضوع‌ها باشد.
 
 ٤-١- وحدت بر مبناى روش‌شناختى
 بر اساس اين رويكرد كه نوعى نگاه قديمى تلقى مى‌شود، مبناى اصلى دورى حوزه و دانشگاه بر اساس ملاك‌هاى‌روش‌شناختى آنها قرار دارد. معتقدان به اين رويكرد حوزه‌ها را معرف رويكردهاى جزم‌انديشانه و محدوديت در جست‌وجو و تحقيق و دانشگاه‌ها را معرف آزادمنشى، نقدپذيرى و... مى‌دانند. اين ديدگاه، در مجموع روش‌شناسى واحد را رافع اختلافات مى‌داند.
 
 به نظر مى‌رسد از مجموع موارد فوق رويكرد مبتنى بر تقسيم‌كار بيشترين تناسب را با بحث وحدت حوزه و دانشگاه داشته باشد و در بقيه موارد به نوعى عدم جامع‌نگرى و كاربردى بودن ملاحظه مى‌شود.
 
 ٢- آسيب‌ها و تهديدات موجود در مسير وحدت حوزه و دانشگاه
 براى آسيب‌شناسى وحدت حوزه و دانشگاه، ابتدا بايستى اهداف اوليه مشخص گردد تا بتوانيم تعيين نماييم چه ميزان توانسته‌ايم به آنها دست يابيم.
 در اين راستا در مسير تحقق وحدت حوزه و دانشگاه موانع و تهديدات متعددى وجود دارد كه بعضى از مصاديق آن عبارتند از:
 ١-٢- جنگ روانى دشمن براى ايجاد اختلاف و حس بدبينى نسبت به قشر روحانى
 يكى از آسيب‌ها و تهديدات جدى در مسير وحدت حوزه و دانشگاه، تلاش دشمنان براى ايجاد شكاف و حس بى‌اعتمادى ميان مردم و قشر روحانيت است. به عبارتى از آنجا كه مبناى هر اتحاد و هم‌فكرى ميان دو قشر دانشگاهى‌و حوزوى، احترام و اعتماد متقابل است، لذا دشمنان با شناخت از اين عامل اصلى تلاش خود را براى ضربه زدن به آن متمركز كرده‌اند. رصد رسانه‌هاى بيگانه نشان مى‌دهد كه يكى از اولويت‌هاى اصلى آنها، ضربه زدن و بدنام نمودن قشر روحانى است. اين جريان از ابتداى پيروزى انقلاب تا زمان كنونى وجود داشته است. حضرت امام(ره) با شناخت از اين تهديد فرموده‌اند: »حالا كه مى‌بينيد يك تحولى پيدا شده است، دانشگاهى متمايل شده است به روحانى، روحانى متمايل شده است به دانشگاهى، با هم هستند و مى‌خواهند با هم كشور خودشان را به پيش ببرند، حالا شياطين بيشتر در فكر هستند كه روحانى را از يك طرف بكوبند و دانشگاهى را از يك طرف، و فساد كنند بين اين دو تا، به آنها بگويند كه اينها چطورند، به اينها بگويند آنها چطورند. چشمهايتان را بايد خيلى باز كنيد، در اين زمان چشم و گوش‌ها بايد خيلى باز باشد كه يك وقت مى‌بينيد از داخل خود دانشگاه و از داخل خود فيضيه شما را به فساد مى‌كشانند، شما را به تفرقه مى‌كشانند. اينها نمى‌توانند ببينند، اينهايى كه نمى‌خواهند اين كشور يك كشور صحيح و سالم باشد و ارباب‌هاى آنها كه از اول هم نمى‌خواستند، نمى‌توانند ببينند كه شما با هم مجتمع شده‌ايد و مى‌خواهيد با هم كار كنيد. آنها عواقب اين امر را براى خودشان مى‌دانند كه اگر حقيقتاً دانشگاهى و حوزه‌هاى علمى‌وهمه دانشگاه‌ها در هرجا كه هستند اينها با هم بشوند و با هم نقشه داشته باشند براى  پيروز كردن انقلاب، اين براى آنها عواقبى دارد«.(٢)
 
 ٢-٢- انزواطلبى در حوزه‌ها و دين‌گريزى در دانشگاه‌ها
 يكى از آسيب‌هاى مهم در بحث وحدت حوزه و دانشگاه كه مى‌تواند روز به روز مانع نزديكى و وحدت اين دو شود، تسلط دو گفتمان انزواطلبى در حوزه‌ها و دين‌گريزى و غرب‌زدگى در دانشگاه‌هاست. امروزه هرچند جريان مبارزه با انزواطلبى در حوزه‌ها توانسته منشأ احيا و فعاليت اين مركز توليد علم را بر داشته باشد ولى در دانشگاه‌ها اقدامات كمترى صورت گرفته و هم‌چنان غرب‌زدگى، سكولاريسم و انديشه‌هاى دين‌گريزى تهديدى جدى در مسير تربيت دانشجويان در مقطع آموزش عالى كشور محسوب مى‌شود. اين مسئله در سخنان مقام معظم رهبرى خطاب به مسئولان و متصديان وزارت علوم در خصوص اسلامى كردن دانشگاه‌ها نيز مشاهده مى‌شود.  
 
 ٣- مهم‌ترين راه‌كارهاى فراروى تحقق وحدت حوزه و دانشگاه
 با توجه به اينكه در حوزه و دانشگاه مخاطبان، گفتمان‌ها و نحوه ارزيابى چالش‌ها از دو رهيافت متفاوت برخوردار است و از طرفى نقش و جايگاه اين دو نهاد در تقويت وحدت ملى و انسجام اسلامى شايسته است كارگزاران نظام با شناسايى مؤلفه‌هاى واگرايانه ميان حوزه و دانشگاه، زمينه‌هاى دستيابى به يك انسجام فكرى - رويه‌اى را از طريق اتخاذ يك پاداستراتژى راهبردى مهيا نمايند. در اين ميان بعضى از راه‌كارهاى پيشنهادى عبارتند از:
 
 ١-٣- تقويت كارگروه‌هاى تخصصى به منظور تصويب منشور وحدت حوزه و دانشگاه
 حوزه و دانشگاه به منظور استفاده بهينه از تمام ظرفيت‌هاى علمى - نرم‌افزارى مراكز مطالعاتى علمى و فكرى، شايسته است با تفكيك حوزه‌هاى موضوعى، كارگروه‌هاى تخصصى را سازماندهى نمايند تا بتوانند يك جنبش نرم‌افزارى را در برابر ناتوى فرهنگى غرب ايجاد نمايند.
 از طرفى به منظور جلوگيرى از اقدام‌هاى موازى و فرصت‌سوزى، توصيه مى‌گردد اهداف تاكتيكى و راهبردى‌مشخص شود و از طريق بازنگرى در متون آموزشى، بازتعريف اولويت‌ها، كاربردى كردن دروس »خارج از حوزه« متناسب با تهديدهاى موجود با استفاده از روحانيون مجرب، انسجام فكرى - رويه‌اى در مورد شاخصه‌هاى يك دانشگاه تمدن‌ساز با بهره‌گيرى  از مؤلفه‌هاى ايرانى - اسلامى و همچنين اتخاذ سياست‌گذارى‌هاى مناسب، زمينه‌هاى  دستيابى به يك تحول بنيادين، متناسب با شرايط جديد را فراهم نمود زيرا ناتوى نظامى هنگامى مى‌تواند كاركرد امنيتى خود را اجرا نمايد كه قبل از آن زمينه‌هاى نفوذ ناتوى فرهنگى مهيا شده باشد، چراكه سلطه فرهنگى پيش‌نياز دستيابى به سلطه اقتصادى - نظامى است.
 در اين ميان شايسته است به منظور هماهنگ‌سازى نهادهاى مرتبط و مراكز مطالعاتى، ستادى با عنوان ستاد وحدت حوزه و دانشگاه در ساختار وزارت فرهنگ و آموزش عالى تشكيل گردد و اين ستاد با بهره‌گيرى از جديدترين شيوه‌هاى نرم‌افزارى و بهره‌گيرى از رويكرد راهبردى، نگاه مسئولين را به اتخاذ يك پاداستراتژى منسجم معطوف نمايد كه در صورت تحقق مى‌تواند زمينه‌هاى تقويت وحدت ملى و انجسام اسلامى را به وجود آورد.
 در گام اول شايسته است ارتباط ميان »سازمان بسيج اساتيد« و حوزه علميه قم افزايش يابد و پس از آن با شناسايى چالش‌ها و نقاط ضعف مديريتى، نسبت به تعميم آن به ساير طيف‌ها و تشكل‌هاى دانشجويى اقدام نمود.
 
 ٢-٣- ايجاد دفترى ويژه در دانشگاه‌ها به نام دفتر حوزه
 ج.ا.ايران به منظور تعامل هدفمند ميان دانشجويان، اساتيد و نخبگان حوزه، شايسته است مركزى را در دانشگاه‌هاى معتبر به منظور تقويت همفكرى، مشاوره و تبادل افكار به وجود آورند كه البته شايسته است قبل از آن كارويژه‌هاى دفتر نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى و دفتر حوزه به صورت جداگانه تعريف شود تا از اقدام‌هاى موازى‌جلوگيرى گردد.
 اين مركز مى‌تواند در زمينه‌هايى مانند تقويت توجه دانشجويان به شركت در نماز جماعت، مسابقه‌هاى مذهبى‌مانند حفظ و قرائت قرآن، مراسم ويژه اعياد مذهبى، برگزارى اردوهاى تربيتى دانشجويى، مشاوره‌هاى‌دينى ، برگزارى سخنرانى‌هاى مذهبى، تعيين جوايز براى پايان‌نامه‌هاى نمونه با موضوع وحدت حوزه و دانشگاه، برنامه‌هاى توجيهى دانشجويان مشرف به حج عمره و برگزارى سفرهاى زيارتى؛ نقش و جايگاه خود را در ساختار دانشگاه تحكيم نمايد.
 از طرفى كسانى كه به عنوان واعظ، سخنران و يا امام جماعت دانشگاه منصوب مى‌گردند، بايد از يك عقبه‌فكرى - فقهى، روحيه تعامل، انتقادپذيرى، ميانه‌روى و عدم انتساب به يك جريان سياسى خاص برخوردار باشند تا بتوانند با رويكردى كلان‌نگر، تمام تلاش‌هاى دانشجويى با نگرش‌هاى مختلف را به سمت خود جذب نمايد.
 
 ٣-٣- شناسايى مهم‌ترين موانع فراروى تقويت وحدت حوزه و دانشگاه
 تا انسان دشمن و ابزارهاى نفوذ آن را شناسايى نكند نمى‌تواند پاداستراتژى منسجم و كارآمدى را اتخاذ نمايد. به همين منظور جمهورى اسلامى ايران در ابتدا بايستى آسيب‌شناسى دقيقى نسبت به مؤلفه‌هاى واگرايى ميان حوزه و دانشگاه داشته باشد؛ زيرا يكى از اهرم‌هاى تهاجم نرم‌افزارى دشمنان نظام، ايجاد شكاف ميان مراكز فقهى است تا بتوانند دانشجويان را از لحاظ عقيدتى آسيب‌پذير نمايند زيرا در عصر حاضر جنگ انديشه‌ها جايگزين نبرد سخت‌افزارى شده است و قدرت‌هاى سلطه‌گر تلاش مى‌نمايند نفوذ خود را از طريق نفوذ بر فكر مردم عملياتى نمايند و يكى از ابزارهاى تقويت بازدارندگى نظام ج.ا.ايران در برابر اين تهاجم، مجهز شدن كارگزاران به يك عقبه فكرى - عقيدتى است كه پيامد آن دستيابى به يك نظام تصميم‌گيرى كارآمد مى‌باشد و اين امر تحقق نمى‌يابد جز اينكه هم‌انديشى ميان حوزه و دانشگاه تقويت شود.
 در اين ميان توصيه مى‌گردد دو طرف با پذيرش انتقادهاى سازنده، دورى از افراطگرايى، احترام به نظريات يكديگر و برگزارى نشست‌ها و همايش‌هاى سازنده، دستيابى به وحدت كلمه را تسهيل نمايند و همچنين مسؤولين قوه‌مجريه نيز، منابع مالى  لازم براى دستيابى به اين هدف را تأمين كنند.
 در اقدامى ديگر بايستى تعامل هدفمند ميان تشكل‌هاى دانشجويى و دفتر مقام معظم رهبرى در دانشگاه‌ها تقويت شود كه در اين ميان مى‌توان به تشكل‌هاى بسيج دانشجويى، بسيج اساتيد و انجمن اسلامى اشاره نمود.
 اهميت نگاه راهبردى به مقوله وحدت حوزه و دانشگاه هنگامى مشخص مى‌گردد كه متوجه گرديم يكى از سياست‌هاى دشمنان نظام براى تضعيف ج.ا.ايران استفاده از گزينه »براندازى نرم« است به طورى كه واشنگتن همواره تلاش مى‌نمايد با ايجاد و گسترش تنش‌هاى قومى، فرقه‌اى صنفى و دانشجويى، ظرفيت‌هاى نظام را به سمت مهار بحران‌هاى داخلى هدايت نمايد و يكى از راه‌كارهاى جمهورى اسلامى ايران براى جلوگيرى از امنيتى شدن فضاى دانشگاه‌ها، تقويت علقه‌هاى ارتباطى حوزه با مراكز توليد علم است كه مى‌تواند به گسترش ارزش‌هاى اسلامى، رشد فضايل اخلاقى، هدايت مناسب تشكل‌هاى دانشجويى و جلوگيرى از عقايد انحرافى منجر گردد. به عبارتى خلأهاى فرهنگى دانشگاه بايستى توسط نفوذ فكرى حوزه پرگردد تا ديگر مكانى براى خودنمايى و پياده‌سازى فرهنگ ليبرال دمكراسى باقى نماند.
 در اين راستا كارگزاران نظام شايسته است اولويت‌ها، تاكتيك‌ها و ابزارهاى خود را به صورت دوره‌اى مورد بازنگرى قرار دهند؛ زيرا دشمنان همواره از روش‌ها و ابزارهاى متفاوتى براى تفرقه و ايجاد شكاف ميان اين دو مخزن توليد فكر استفاده مى‌نمايند.
 
 ٤-٣- استفاده بهينه از مؤلفه‌هاى ديپلماسى رسانه‌اى
 رسانه‌ها نقش مهمى را در تحكيم حوزه و دانشگاه دارند و شايسته است اين نهاد با دعوت از رجال حوزه و چهره‌هاى شاخص دانشگاه، نسبت به نحوه مهار چالش‌هاى موجود آسيب‌شناسى نمايند. در اين ميان رسانه‌ها شايسته است از انعكاس سخنرانى‌ها، موضع‌گيرى‌ها و يا برنامه‌هايى كه مى‌تواند وجود خرافه‌پرستى در ميان بعضى از روحانيون را تداعى كند اجتناب نمايند؛ زيرا مى‌تواند تصوير منفى را از مقوله وحدت حوزه و دانشگاه در ميان روشنفكران به وجود آورد.
 
 ٥-٣- توجه به ارتباط حوزه با مدارس
 ج.ا. ايران بايستى تلاش نمايد مكانيسم‌هاى ارتباطى ميان دانش‌آموزان و حوزه را تقويت نمايد تا آنان به عنوان يك فيلتر فرهنگى بتوانند زمينه‌هاى ورود افرادى به دانشگاه كه از ذهنيت مساعدترى برخوردار مى‌شوند به وجود آورند؛ زيرا انديشه قشر دانش‌آموز به دليل برخورد كمتر با هجوم انديشه‌هاى سياسى غرب، توانايى پذيرش بهترى نسبت به قشر دانشجو را خواهد داشت.
 
 ٦-٣- تأمين نيازمندى‌هاى يكديگر
 حوزه و دانشگاه به عنوان دو مركز عظيم علمى، هر كدام در جهت پيشبرد اهداف انسانى - اسلامى خويش به يكديگر نيازمندند و با وحدت اين دو مجموعه، نيازهاى هر يك توسط ديگرى تأمين مى‌گردد. وظايف حوزه و دانشگاه در تأمين نيازمندى‌هاى يكديگر را مى‌توان به شرح زير برشمرد:
 وظايف دانشگاه
 - تدوين كتب مورد نياز حوزه در زمينه علوم انسانى به شكلى كاربردى؛
 - انعكاس به هنگام شبهات كلامى و فلسفى مطرح در دانشگاه‌ها و پى‌گيرى جهت دريافت پاسخ آن‌ها از منابع حوزوى؛
 - تأمين اساتيد مورد نياز حوزه‌ها در زمينه علوم انسانى مانند جامعه‌شناسى، روانشناسى، حقوق، مديريت، علوم سياسى، اقتصاد و...
 - تحقيق و پژوهش در جهت شناخت آسيب‌هاى دينى در سطح جامعه و انعكاس آن به حوزه.
 - تحقيق در زمينه شناخت مسائل علوم انسانى كه مى‌تواند در زمينه تبليغ دين كاركردى مثبت داشته باشد و ارايه آن به حوزه. 
 
 وظايف حوزه
 - تأمين و تربيت اساتيد مجرب و توانمند جهت تدريس در كلاس‌هاى معارف و دروسى كه به گونه‌اى با تخصص‌هاى حوزوى ارتباط دارند، مانند اخلاق، تاريخ اسلام و.... اين رويكرد مى‌تواند در سيستم آموزش و پرورش كشور نيز مورد توجه قرار بگيرد.
 - تأمين و تربيت اساتيد صاحب‌نظر جهت طرح ديدگاه‌هاى اسلام در زمينه علوم انسانى مانند حقوق، اقتصاد، مديريت، علوم سياسى و... .
 - آماده‌سازى مبلغين توانمند جهت انجام تبليغات دينى در دانشگاه‌ها به گونه‌اى كه بتوانند به تناسب آگاهى‌هاى‌مخاطبان خود، مباحث دينى را طرح كرده و نيازهاى ذهنى آن‌ها براى فهم مسائل دينى خود برآورده نمايند.
 - تأمين و تربيت فضلا و علمايى كه بتوانند شبهات كلامى - فلسفى مطرح شده در سطح دانشگاه‌ها و يا محافل علمى جهان را به خوبى بشناسند و با پاسخ‌هاى قانع كننده، دانشجويان را راهنمايى كنند. براى اين منظور لازم است متصديان مشخصى براى اين مورد انتخاب شوند تا با حضور در فضاهاى دانشگاهى و ارتباط مناسب با دانشجويان بتوانند با فهم سؤالات و مسائل جديدى كه براى قشر دانشجو به وجود مى‌آيد، با برگزارى نشست‌ها و سخنرانى‌هاى متناسب، به دفع تهديدات و رفع شبهات ذهنى  آنها پرداخته شود.
 - تدوين كتب دينى مورد نياز دانشگاه‌ها اعم از حوزه معارف، تاريخ، اخلاق و يا كتاب‌هايى كه ديدگاه‌هاى دينى‌را در مورد مباحث گوناگون علوم انسانى  بيان مى‌كنند. نكته قابل توجه در تدوين كتاب‌هاى درسى، استفاده از شيوه نگارش روان و خالى از اصطلاحات و الفاظ پيچيده و دور از فهم خواننده است.
 
 ٧-٣- اسلامى كردن دانشگاه‌ها و مبارزه با انزواطلبى در حوزه‌ها
 مبارزه با انزواطلبى حوزه‌ها به اين معناست كه با مديريت فرهنگى، برگزارى همايش‌ها و اردوهاى مشترك حوزوى‌و دانشگاهى ، گنجاندن واحدهاى درسى مرتبط با علوم انسانى جديد و استفاده از ابزارهاى ارتباطى و آموزشى جديد، روحيه تحرك، نشاط، ارتباطات اجتماعى و فراگيرى علوم روز مورد توجه طلاب علوم دينى قرار بگيرد تا در كنار آموزه‌هاى حوزوى خود بتوانند در برقرارى ارتباط با اجتماع و اقشار تحصيل‌كرده كه هر روز بر تعداد آنها در كشور افزوده مى‌شود دچار مشكل نشوند.
 اسلامى كردن دانشگاه‌ها به اين معناست كه محيط دانشگاه‌ها و روابط استاد و دانشجو به گونه‌اى باشد كه زمينه‌ساز تربيت نيروهاى متعهد و متخصص را فراهم بياورد، خلاقيت علمى و پژوهشى در سايه تعاليم اسلامى صورت بگيرد و دانشجو فردى انديشمند، مؤمن، سياسى و انقلابى بار بيايد و به سرزمين و حكومت خود احساس تعلق داشته باشد.
 كارگزاران متولى اين امور كه در شوراى عالى انقلاب فرهنگى و وزارت علوم در حال خدمت هستند بايد موارد زير را مورد توجه قرار دهند:
 - بايد برنامه‌ها كاربردى، هدفمند، زمان‌بندى شده و غيرشعارى باشد؛
 - مبناى اصلى برنامه‌ها بايد درون‌جوش و همراه با روش‌هاى تشويقى باشد و از شيوه‌هاى تحميلى، قديمى و غيركاربردى خوددارى شود.
 - وحدت حوزه و دانشگاه به معناى دخالت آنها در قلمروهاى علمى تخصصى يكديگر و هم‌شكل شدن آنها نيست؛ بلكه منظور حركت آنها به سمت يك هدف مشخص است.
 - دانشگاه و دانشجو جوشيده از متن نظام آموزش و پرورش است و بدون برنامه‌ريزى فرهنگى در اين پايه، همه‌حركت‌ها بيهوده خواهد بود؛
 - اهداف آن منطبق با اهداف فرهنگى  سند چشم‌انداز توسعه بيست‌ساله باشد؛
 - نقش و كاركرد نهادهاى فرهنگى - آموزشى مختلف و ميزان بازدهى آن مشخص شود؛
 - بخشى با عنوان »دفتر حوزه و دانشگاه« در معاونت فرهنگى وزارت علوم ايجاد شود.
 
 پى نوشت‌ها:
 ١ - عماد افروغ، »پنج رويكرد به وحدت حوزه و دانشگاه«، بازتاب انديشه، ش ١٠
 ٢ - صحيفه نور، ج١٣، ص٢١٢