پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - جهان اسلام و راديكاليزم افراطى - پورفرد مسعود

جهان اسلام و راديكاليزم افراطى
پورفرد مسعود

در اين تحقيق، ضمن اشاره به شاخص‌ها و روش‌هاى خشونت گرايان اسلامى، سعى شده است، به اين پرسش كه عمليات استشهادى با كدام معرفت و با كدامين فرجام خواهى صورت مى‌گيرد، پاسخ داده شود. سپس به بررسى ريشه‌هاى خشونت گرايى در جهان اسلام و نمونه‌هاى خشونت گرايى و راديكاليزم و در مقابل رفتارهاى اتحاد گرايانه مى‌پردازيم.
شهيد در لغت، به معنى گواه، كشته در راه خدا و كسى كه چيزى از او پوشيده نيست، آمده است. قدس سره
واژه‌هاى شهيد، شاهد، شهادت و مشهود در انسان، بيانگر نوعى خاص از ديانت، رؤيت كردن، حضور و آگاهى يافتن است.رضى الله عنه در اصطلاح، اين واژه بر افرادى اطلاق مى‌شود كه در راه خدمت به دين و دفاع از آن، جان خود را فدا كنند؛عليهاالسلام اما واژه عمليات »استشهادى«، در واقع طلب شهادت و عملى آگاهانه در راه خدمت به دين و دفاع از آن است؛ ولى طلب شهادت و طلب مرگ، براساس تعصب كور، دو مقوله كاملاً متفاوت‌اند، زيرا در طلب شهادت به غير از باور و اعتقاد شخصى، نصوص و متون دينى معتبر نيز بايد عمل را تأييد كنند؛ ولى طلب مرگ براساس تعصب جرم انديشانه، تنها باور و اعتقاد شخصى را به همراه دارد؛ ولى هيچ گونه تائيدى از قرآن و سيره و سنت رسول الله در آن يافت نمى‌شود؛ در واقع يكى شجاعت و ديگرى حماقت است؛ اما عمل به تعصب‌هاى جزم انديشانه و كور، كينه نهفته و نادانى نفرت‌انگيز، جمود و تحجر و پيروى از آباء و اجداد، بى پشتوانه عقلى و منطقى، خلاف نص صريح قرآن و سنت رسول الله است، زيرا در قرآن خطاب به پيامبر اكرم(ص) آمده است: »قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم«.رحمهم الله اى اهل كتاب بياييد سخنى را پيروى كنيم كه ميان ما و شما يكسان است. در حقيقت، فراخوانى و دعوت به سوى اصول مشترك، مانند اصل توحيد در نظر است. هم چنين در قرآن آمده است: »ولا يجرمنكم شنئان قوم على الاتعدلوا«قدس سرهم؛ در مقابل دشمن حتماً بايد عدالت را رعايت كنيد؛ در غير اين صورت از عدالت ساقط مى‌شويد. هم چنين در قرآن بر سنت نبوى و مسئله اخلاق و رفتار پيامبر(ص) تاكيد شده است؛ مانند »انك لعلى خلق عظيم«صلى الله عليه وآله وسلم. در سيره اخلاقى سياسى پيامبر(ص) احترام به ديگران، هرچند در عقيده با او مخالف باشند، نكته‌اى مهم و با اهميت است؛ ولى متأسفانه تندروى و اتخاذ خط مشى راديكاليزم افراطى در جهان اسلام، نوعى خروج از دستورات اسلام و گرايش به انديشه‌هاى جاهلى و ترويج گرايش قبيله وارگى است.
در عمليات انتحارى مقبول در جامعه دينى، خدمت به دين و دفاع از آن با آگاهى و معرفت ملاك است؛ ولى چگونه افكار منجمد و متحجرانه كلمه حقى را مى‌گويند و اراده باطل مى‌كنند.عليه‌السلام دعوت باطلى در دنيا معاصر است كه بر آن لباس حق پوشانده‌اند. اين همان دعوت خوارج است كه حضرت على(ع) را تكفير كرد و سرانجام به جنابت‌هاى متعدد دست يازيد. البته پس از ماجراى ١١ سپتامبر ٢٠٠١، به لحاظ رويا رويى با نيروهاى استكبارى، روش تندروى و راديكاليزم افراطى محبوبيتى كاذبانه يافت و شايد هم يكى از اهداف و نقشه‌هاى استكبار جهانى، حمايت ظاهرى از اين رويكرد افراطى در ميان مسلمين است، تا بتواند به اهداف شوم خود در ايجاد تفرقه دست يابد. به هر حال تند روى و راديكاليزم، چه مورد حمايت استكبار جهانى باشد و چه نباشد، در جهان اسلام منفور و مذموم است. شواهد تاريخى و تجربى دنياى معاصر نيز نشان دهنده مطرود بودن اين رويكرد است.
پيدايش خوارج سياسى در دوره حضرت على (ع)، پيدايش فرقه وهابيت در دوره‌هاى جديد، القاعده و طالبان و نيروهاى خود سر در ايران، همگى حاكى از فراز و نشيب‌هاى اين تفكر در جهان اسلام است. در بررسى ريشه‌هاى اين جريان مى‌توان گفت: تند روى و راديكاليزم، محصول عوامل زير است:
١. برداشت‌هاى شخصى فاقد معرفت و شناخت صحيح از اسلام .
٢. عدم تأسى به اصول و قواعد مسلم قرآنى.
٣. عدم تأسى به سيره و سنت رسول الله.
٤. اهداف و نقشه‌هاى استكبار جهانى در ايجاد تفرقه.
٥. به لحاظ روان شناختى و تيپ لوژى سخت عاطفى و احساساتى و فاقد تعامل با ايده‌هاى متفاوت و گوناگون.

شاخص‌ها و ديدگاه‌هاى خشونت گرايان اسلامى
١. گرايش به اسلام گرايى سلفى و سنت‌هاى وهابى
بيشتر طرفداران خشونت در جهان اسلام، از يك رگه بنيادگرايانه سلفى و خود ستيزى برخوردارند .
آنان در تحليل مسائل اجتماعى - سياسى، قشرى نگر و متحجر بوده و خشونت را داراى بار ذاتى و مطلق مى‌دانند و از يك سيستم كاملاً بسته، به قضاوت در مسائل مى‌نشينند. معمولاً پيروان اين نظام جزم انديشانه، گيرنده‌هاى فكرى و عقيدتى خود را بر ساير سيگنال‌هاى دانش سياسى اسلام بسته نگه داشته و از تفسيرهاى شخصى و سليقه‌اى بهره مى‌برند. خشونت گرايان اسلامى سنت‌هاى وهابيت جمود گرايى منحرف را اتخاذ كرده‌اند تا در تبارشناسى خود به سابقه تاريخى استناد كنند و نيز از تهمت بى هويتى رهايى يابند. غافل از اينكه خود ستيزى آنان، علت از بين رفتن خودشان خواهد بود و همين دليلى بر بى هويتى آنان است، زيرا تجويز مطلق خشونت به معناى جايز دانستن خشونت در جهت نفى خشونت نيز هست و چيزى كه نافى خود باشد، اساساً باطل و نادرست است.عليهماالسلام
٢. رويكرد به منطق راديكالى و افراطى جريان جهادى
عليرغم اينكه در اسلام، جماد امرى پسنديده و مقبول است؛ ولى خروج از اعتدال و روى آوردن به افراط و تفريط، امرى مذموم است. خشونت بايد مطابق با عدالت باشد و از مرزهاى آن تجاوز نكند.صلى الله عليه وآله
اسلام شدت عمل را تنها به ميزان ضرورت مجاز دانسته است. در فقه اسلامى قاعده "الاسهل فالاسهل" به ما مى‌گويد: زمانى كه مراحل ساده و آراى ساز و كار و كار سازتر است، نبايد به سراغ مراحل شديدتر رفت؛ يعنى اسلام شدت عمل را تنها به ميزان ضرورت مجاز مى‌داند٠قدس سره در حالى كه يكى از ويژگى‌هاى خشونت گرايان اسلامى، شدت عمل به عنوان يك هدف و ارزش است.
٣. پيرو كنش‌هاى اجتماعى عاطفى - ارزشى
اگر براساس يك تقسيم بندى، كنش‌هاى اجتماعى را به كنش‌هاى سنتى، كنش‌هاى عاطفى و كنش‌هاى عقلانى تقسيم كنيم؛قدس سره‌قدس سره در گروهك‌هاى خشونت گراى اسلامى، كنش‌هاى عاطفى نمود بيشترى دارد. كنش‌هاى عاطفى كنش‌هايى هستند كه بر ارادت شخصى به رهبرانى چون اسامه بن لادن و نخبگان آنان استوار است و سلطه‌اى كاريزمايى در گروه‌هاى تروريستى و خشونت گرا ايجاد كرده است. كه در تمامى رده‌هاى گروهك‌هاى خشونت‌گرا مشاهده مى‌شود. رهبران كاريزماى القاعده و ساير گروه‌هاى تروريستى، در پاسخ به »مسئله معنايابى«، در تقابل بين فرهنگ اسلامى و غرب در دنياى مدرن، رشد و نمو يافتند و در نتيجه كنش‌هاى طرفداران خشونت‌گرايى اسلامى، خالى از وجه معنا، ارزش و جهت‌گيرى نيست. عقايد ميليشياى القاعده، به هر صورت داراى برداشت، نيرو و تاريخ درونى خاص خويش است؛ در اين ميان نخبگان القاعده و گروه‌هاى خشونت‌گرا، چون تعاريف جعلى جديدى از جهان معاصر و انسان عرضه مى‌كنند، هرگاه پيروانى بيابند كه به تعريف عرضه شده، متعهد باشند يك جنبش اجتماعى و لو منحرف پديد مى‌آيد كه به نظام اعتقادى واحدى معتقد بوده و معمولاً در شرايط تهى شدن زندگى از معنا، در زمينه‌اى از نارضايتى نسبت به محيط پيرامون پديد مى‌آيد و اين نخبگان، دست به بسيج پيروان مى‌زنند. ميان پيروان و نخبگان خشونت‌گرا ارادت از نوع كنش عاطفى - ارزشى است. وجه مهم انديشه كاريزما در آثار و بر تجديد سنت است رضى الله عنه‌قدس سره كه در القاعده، و ساير گروه‌هاى خشونت گرا، اسلام گرايى سلفى، با بار ارزشى منفى در ضمير آنان پنهان است.

٤. پيرو اصالت پراگماتيسم اسلامى و عمل گرايى شتاب زده
طرفداران راديكال افراطى، عمل را شرط لازم هدف مى‌دانند و از مشرب تجربه گرايى بهره مى‌گيرند. عليهاالسلام‌قدس سره نخبگان گروه‌هاى خشونت گرا معتقدند كه فكر و انديشه، بايد با مقاصد سود و نفع همراه باشد، تا نتايجى كه مورد نظر است، تحقق يابد؛ به اين وسيله حقيقت را از راه عمل مورد كاوش شناخت قرار مى‌دهند. با عنايت به اينكه عنصراصلى حقيقت براى آنان »فايده« است. به اين ترتيب، روشن مى‌شود كه چگونه حل مشكلات اجتماعى سياسى، جانشين دستيابى به حقيقت مى‌شود. نخبگان القاعده مانند تفكر ماكياول، براى رسيدن به مقصود و هدف، تمام راه‌هاى غير مشروع را پيشنهاد مى‌كنند و در اين رابطه، از تاريخ دليل و شاهد مى‌آورند؛ ولى هيچ گونه دليل موجهى براى مشروع بودن عقايد و اندرزهاى خود ندارند.

٥. ايجاد يك غيريت سياسى ستيزه جو، با بهره‌ورى از حربه تكفير
خشونت گرايان اسلامى راديكال، به دليل پيروى از قشرى‌گرى و سطحى نگرى در مسائل اجتماعى - سياسى، دائماً در باز توليد تعريف خود غيريت سازى مى‌كنند و پس از غيريت سازى خصمانه وجه سياسى براى آن مى‌تراشند و از رابطه تضاد و تقابل كه نوعى بينش و منش حذف فيزيكى است، استفاده مى‌برند. براى آنان فرقى نمى‌كند كه در غيريت سازى نيروهاى اشغالگر، بيگانه باشد يا مردم مسلمان شيعه عراق يا اهل سنت مخالف خشونت گرايى. در قوه مخيله آنان، حربه تكفير با بهانه‌اى واهى، تنها ابزارى كاربردى براى حذف رقيب است. حريف عقيدتى، فرهنگى خود را به يك حريف سياسى ستيزه جو تبديل مى‌كند تا بتوانند در حفظ آرمانها و ارزش‌هاى منفى خود كه پندارى بيش نيست، جان و حيثيت خود را فدا كنند.

٦. پردازنده و تئوريزه كننده گفتان خشونت
خشونت گرايان اسلامى با توجه به اينكه از هيچ عقبه فكرى معقولى برخوردار نيستند و فاقد تئورى زيست اجتماعى - سياسى منسجم هستند، اخيراً در ترورهاى كور خود، براى توجيه اهداف و ارزش‌هاى منفى خود، اقدام به تئورى سازى رحمهم الله‌قدس سره بر مبناى فكرى سطحى و بى عمق كرده‌اند؛ آنان با الهام از شخصيت كاريزماتيك نخبگان خود و نقش عنصر احساسات و عواطف روحى - روانى و تحصيلات اكادميك و حوزه‌اى، در مدارجى بالاتر پشتيبان خود، تئورى ترور و خشونت را در چار چوب پراگماتيسم اسلامى، رويكرهاى داروينيسم اجتماعى يعنى »الحق لمن علب« كه از خصم خودفرهنگ غربى گزينش كرده‌اند، با لعاب و روكش اسلام گراى سلفى در كاربرد واژه‌هاى شهيد، جهاد با كفار و مشركين به صورت گفتمان خشونت در ميان جوانانى كه اكثراً احساساتى و عاطفه گرا هستند، كاربردى كرده‌اند.

- روش و شيوه‌هاى خشونت گرايان اسلامى
با اذعان به اين مطلب كه ماهيت و اهداف خشونت و ترور، از گذشته تاكنون، تفاوت چندانى نكرده است، بايد گفت كه روش و تاكتيك‌هاى حوزه عملكرد آنان پيچيده و گسترده‌تر شده است. قدس سرهم‌قدس سره خشونت گرايى و تروريسم، در گذشته، واكنشى محلى و ملى بود، اما امروز شكلى پيشرفته و بين المللى به خود گرفته و با توجه به فرايند جهانى شدن و در كنار عوارض ناشى از جهانى شدن، از حوزه قدرت‌هاى ملى فرا رفته و به صورت يك معضل بين المللى درآمده است. صلى الله عليه وآله وسلم‌قدس سره اكنون لازم است براى شناخت بهتر آنان، به شيوه‌ها و روش‌هاى خشونت گراى آنان به صورت مختصر اشاره شود.

١. شيوه تداوم حملات فرسايشى و جنگ روانى عليه‌السلام‌قدس سره
نيروهاى خشونت‌گرا، اميدوارند كه استمرار و گسترش حملات مسلحانه به نيروهاى اشغالگر، آنان را به لحاظ روحى و روانى، گرفتار يك جنگ فرسايشى كند و به نوعى حضور امريكا در ويتنام را در اذهان تداعى سازد تا هم مردم امريكا دست به اعتراض شديد بزنند و هم مردم عراق، خشم و نارضايتى خود را نشان دهند؛ در حالى كه اعتراضات مردم امريكا محدود و نارضايتى عراق از حضور امريكايى‌ها، هنوز به يك مبارزه عمومى تبديل نشده است، بلكه به عكس، مردم از نيروهاى خشونت گرا بيزار شده‌اند، زيرا اين جنگ روانى و شايعه پراكنى را نيروهاى خشونت گرا در مراسم عزادارى مردم عراق در حرم شريف امام موسى كاظم (ع) به كار بردند كه به كشته شدن عده بيشمارى از مردم عراق در كاظمين منجر شد.

٢. انفجارهاى خيابانى و حملات خمپاره‌اى و گسترش نا امنى شهرى
نيروهاى خشونت‌گرا تاكنون موجب كشته و زخمى شدن صدها هزار نفر در شهرهاى مختلف عراق شده‌اند. اين روش براى نا امن نشان دادن شهرها و زير سؤال بردن توان امنيتى دولت عراق است. از جمله به چند نقطه در بغداد و زائران امام موسى كاظم (ع) كه در اين مورد، القاعده عراق رسماً مسئوليت را به عهده گرفت. عليهماالسلام‌قدس سره

٣. شيوه عمليات انتحارى در ميان مردم و نيروهاى اشغالگر
شيوه عمليات انتحارى، را زمانى به كار مى‌برند كه در عمليات از راه دور يا عمليات اقدام و گريز، به استيصال رسيده باشند. مانند عمليات ١١ سپتامبر ٢٠٠١ كه سه فروند هواپيماى مسافربرى امريكايى را با سرنشينان بى گناه، به برج‌هاى دو قلوى مركز تجارت جهانى و مقر پنتاگون زدند يا حمله به پايگاه نيروهاى امريكايى در ظهران عربستان، حمله به پايگاه‌هاى امنيتى وابسته به حكومت عربستان، حمله به صفوف مردم و جوانانى كه براى ثبت نام در نيروى انتطامى و ارتش عراق در بغداد اجتماع كرده بودند و نيز عمليات انتحارى به سفارتخانه مصر در پاكستان ٠رضى الله عنه.

٤. حمله به تأسيسات زير بنايى و حياتى عراق
شايد اين روش را بتوان ارعاب سيستماتيك نام نهاد كه گروهك خشونت گرا، وجود يك پيام سياسى مشخصى را مفروض مى‌انگارد.قدس سره‌رضى الله عنه انجام انفجار در تأسيسات زير بنايى عراق، به ويژه در خطوط انتقال نفت، گاز و بنزين، با دو منظور اخلال در خطوط، به اين علت كه سوخت به نيروگاه‌هاى برق و ساير مؤسسات زير بنايى نرسد و از سوى ديگر مردم عراق با كمبود برق و خاموشى‌هاى مكرر روبرو شوند. پيامد اين حوادث، يكى كاهش صادرات نفت عراق و در نتيجه كاهش سطح درآمد دولت جديد و بروز مشكلات اجتماعى اقتصادى در جامعه خواهد بود و ديگرى تشديد نا رضايتى مردم و بى كفايتى دولت جديد. البته سلسله عمليات انفجارى از خطوط اصلى نفت عراق، يعنى خط شمالى »كركوك« به سوى »جيحان« تركيه، در درياى مديترانه و خط جنوبى بصره به سوى دو اسكله مهم الاميه و البكر را شامل مى‌شود.

٥. گروگان‌گيرى و گروگان كشى به شيوه ذبح گروگان‌ها
اين روش براى تحت فشار قرار دادن دولت‌هاى اشغالگر، از طريق اعتراض مردم آن كشورها اتخاذ شده است؛ شايد هم منظور ديگرى در پى داشته باشد و آن اينكه خشونت گرايان قاطعيت داشته و حاضر به هيچ گونه تساهل و تسامح در قبال اشغالگران نيستند.
در اين روش، از بين اتباع امريكا، ايتاليا، كره جنوبى، ژاپن و... تاكنون انتخاب شده‌اند؛ به اين منظور كه از اين طريق، مردم اين كشورها دولت‌هايشان را تحت فشار سياسى قرار دهند تا از حضور در عراق منصرف شوند؛ البته افراط خشونت گرايان به حدى رسيده است كه گروگان‌ها را در برخى موارد ذبح كرده‌اندرضى الله عنه‌رضى الله عنه. بازتاب منفى اين عامل زمانى به اوج خود مى‌رسد كه اين عمل زشت و زننده از طريق شبكه‌هاى ماهواره‌اى جهان به نمايش در مى‌آيد.

٦. ترور مقامات، مسئولان و حاميان دولت عراق
خشونت‌گرايان براى رسيدن به اهداف خود، به ترور شخصيت‌هاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى حامى دولت اقدام مى‌كنند. افرادى چون عزالدين سليم، رئيس پيشين شوراى حكومتى عراق، عقيله هاشمى عضو اين شورا و معاون وزير خارجه دولت انتقالى جعفرى، ترور آيت الله حكيم و بخش ديگر ترورها متوجه نيروهاى درجه دوم، به ويژه نيروهاى پليس، روحانيون سرشناس شيعه و سنى، برخى اساتيد دانشگاه بغداد، برخى اعضاى كابينه دولت عراق به نخست وزيرى نورى المالكى تجار و بازرگانان حامى دولت عراق و... .
اين اقدامات بيشتر به منظور پشيمان كردن و منصرف ساختن حاميان و مسئولان دولتى از پذيرش سمت در دولت عراق است تا از اين طريق، دولت از خلاقيت و توانايى افراد كارآمد و مؤثر محروم شده، با شكست تدريجى روبرو شود.عليهاالسلام‌رضى الله عنه

نمونه‌هايى از خشونت‌گرايى گروه‌هاى افراطى
از حركت‌هاى افراطى »وهابيت« در اقصى نقاط جهان اسلام مى‌توان به »القاعده« در عراق، افغانستان و سومالى اشاره كرد كه با ايجاد خشونت، سعى در ايجاد تفرقه در صفوف مسلمين كرده، از سويى در راستاى اهداف استكبار جهانى قرار گرفته است. گروه ديگر »جندالله« در منطقه سيستان و بلوچستان ايران است كه فاجعه كشتار تاسوكى را به وجود آورد كه ظاهراً اين گروه نيز تابع وهابيت و القاعده بوده رحمهم الله‌رضى الله عنه، حتى در برخى مناطق پاكستان هم به ترور عمليات انتحارى دست مى‌يازد و برخى قرائن نشان مى‌دهد كه كمك‌هاى مالى خود را از عمال استكبار جهانى دريافت مى‌كند.
گروه انحرافى و افراطى ديگر »سپاه صحابه« است كه به فرقه اهل حديث پاكستان وابسته بوده و فاجعه كشتار شهر كلگيت پاكستان و به شهادت رساندن شهيد عارف الحسينى از جنايات آنان است. قدس سرهم‌رضى الله عنه اين گروه به شدت عاطفى و احساساتى بوده و فاقد تعامل با ايده‌هاى متفاوت از خود است. اين گروه در برخى زمان‌ها به تحريك دولت پاكستان (دوره ضياء الحق) و اخيراً به تحريك استكبار جهانى، به عمليات تروريستى روى مى‌آورد. صلى الله عليه وآله وسلم‌رضى الله عنه
گروه انحرافى ديگر »جماعت مسلح اسلامى« الجزاير است كه از جبهه نجات اسلامى جدا شده و در كشتارهاى مسلمين الجزاير شركت مى‌كند. اين گروه عمدتاً كسانى هستند كه در جنگ عليه شوروى سابق در افغانستان شركت كرده بودند و در دوره طالبان نيز حضور داشتند و به افغان‌هاى عرب مشهورند و چون از گروه عباس مدنى و على بلحاج جدا شده‌اند، گروهى را با نام گردان‌هاى وحشت يا »كتيبة الاهوال« در الجزاير تشكيل داده‌اند و زمينه تزايد كشتار مسلمين را فراهم مى‌كنند.عليه‌السلام‌رضى الله عنه هم چنين گروه‌هاى جيش شعبى وابسته به حزب بعث و القاعده عراق كه از تند روهاى اهل سنت عراق به شمار مى‌آيند كه در جبهه‌اى مشترك، عليه صفوف مسلمين، به ترور و بمب گذارى در اماكن مقدس و معابر عمومى اقدام مى‌كنند. در واقع اين گروه‌ها، به جاى مبارزه با استكبار جهانى، در راستاى اهداف مستكبران امريكايى و اسرائيلى، سلاح‌هاى خود را به روى مسلمين مى‌گشايند و با ايجاد تفرقه در عراق، يكى از بازوان نظامى امريكا در اين كشور به حساب مى‌آيند در ايران نيز نيروهاى خود سر، طى سال‌هاى گذشته، به عمليات تروريستى روى آوردند كه توسط دولت جمهورى اسلامى ايران به سزاى اعمال خود رسيدند.

نمونه‌هايى از گروه‌هاى وحدت طلب اسلامى
در ميان شيعه و اهل سنت فهيم، گروه‌هايى بوده‌اند كه براى اتحاد ميان صفوف مسلمين تلاش كرده‌اند و انرژى و پتانسيل خود را در راه مبارزه با استكبار جهانى مصروف داشته‌اند. از جمله »انجمن مسلم متحده محاذ« در پاكستان و جمعيت علماى پاكستان عليهماالسلام‌رضى الله عنه و نيز در لبنان، حزب الله و جنبش امل و برخى جمعيت‌هاى علماى اهل سنت اين كشورصلى الله عليه وآله‌رضى الله عنه، در الجزاير جبهه نجات اسلامى، در فلسطين جنبش جهاد اسلامى (هماس)، در عراق مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق و حزب الدعوه، در تونس جنبش »نهدا« به رهبرى راشد الغنوشى در مصر اخوان المسلمين، در افغانستان گروه‌هاى جهادى حامى شهيد احمد شاه مسعود، در ايران اكثر مردم ايران و مسئولان سياسى جمهورى اسلامى، خواستار وحدت اسلامى بوده‌اند. امام خمينى (ره) در يكى از پيام‌هاى خود آورده است: »ما با مسلمين اهل سنت يكى هستيم، واحد هستيم كه مسلمان و برادر هستيم، اگر كسى كلامى بگويد كه باعث تفرقه بين ما مسلمان‌ها بشود، بدانيد يا جاهل هستند يا از كسانى هستند كه مى‌خواهند بين مسلمانان اختلاف بيندازند، ما همه با هم برادريم«٠عليهاالسلام.

نتيجه
در اين مقاله، با عنايت به اينكه موضوع اصلى، خشونت گرايانى بود كه حقيقت را انحصارى پنداشته و از اين زاويه خود را مكلف دانسته‌اند، براى اثبات ايده نابخردانه خود، همه مخالفان خود را از طريق فرهنگ تقابلى حذف كنند، به نظر مى‌رسد مرور مختصر بر ايده‌هاى ناصواب آنان مى‌تواند، مرهمى باشد بر تحمل بد انديشان خشونت گرا، تا شايد در فرصتى مغتنم، چاره‌اى انديشه شود و جهان اسلام از شر كژانديشان خلاصى و رهايى يابد. گذشت كه استناد به عمليات استشهادى زمانى معنا مى‌يابد كه عملى آگاهانه و از سر معرفت خواهى باشد؛ و گرنه تعصب كوركورانه و پى‌جويى فعاليت‌هاى كينه توزانه و نفرت‌انگيز، به جز تبعيت از هواى نفس و پيروى از اميال، هيچ ارمغانى براى انسانيت نخواهد داشت. چنين عمليات‌هاى انتحارى و شورش‌هاى بى پايه و اساس، چيزى بيش از شورش اميال نيست. شورش اميالى كه در فرهنگ دين و نصوص وحيانى محكوم به شكست است.
در مرور اجمالى بر ديدگاه‌ها و ويژگى‌هاى خشونت گرايان، اين امر بر ما آشكار شد كه در كنش‌هاى اجتماعى معطوف به عاطفه، چون وابسته به هنجارها و ارزش‌هايى است كه به اشتباه و انحراف، اعضاى گروه‌هاى خشونت گرا ارزش پنداشته و به صورت اكتسابى آنها را اتخاذ كرده‌اند، اين ارزش‌ها به يك باور از جنس سخت عقيدتى تبديل شده است كه در تنظيم رفتار و عمليات انتحارى آنان نقش تعيين كننده و سهم مهمى به خود اختصاص داده است. پس منشأ باورهاى القاعده و گروه‌هاى خشونت گرا، براى ما مهم‌تر و كليدى‌تر از خود گروه القاعده و خشونت گرايان است.
در واقع در نبرد فكرى با آنان، بايد بر آشكار كردن نيت‌هاى پنهان و نهان خشونت گرايان تاكيد كرد. در واقع قوه و نيروى پنهانى كه پيامدهاى عملى آنچه خشك انديشان در قالب گزاره‌هاى خبرى مطرح مى‌كنند و در مقدس جلوه دادن اعمال خود از طريق شكنجه، ترور و كشتار، چيرگى آيين خود را تضمين مى‌كنند. در اين مقاله نيز اشاره شد كه نوع الهام‌گيرى از شخصيت‌هاى كاريزماتيك نخبگان، نقش عنصر احساسات و عواطف روحى - روانى، نقش استكبار جهانى در استفاده ابزارى از آنان، تحصيلات اكادميك و حوزه‌اى آنان، رويكردهاى داروينيسم اجتماعى و استفاده از مبانى بى پايه اسلام گرايى سلفى در كاربرد واژه‌هاى شهيد و جهاد با كفار و مشركين به صورت گفتمان خشونت گرايى كاربردى شده است. نبرد فكرى ما تنها در حوزه فرهنگى نبايد متوقف شود و بايد همواره بر اتحاد گروه‌هاى اسلامى تكيه كنيم و از تفرقه و اعمال خشونت به شدت پرهيزكرد. دامنه فعاليت ما بايد از حوزه نظرى به حوزه عملى سرايت كند و نه تنها نهادهاى دولتى، بلكه بيشتر توسط نهادهاى مدنى درجمهورى اسلامى اقدام به برگزارى نشست‌هاى علمى فرهنگى بين المللى در ميان گروه‌هاى سياسى، جهادى و فرهنگى مسلمانان بدون وقفه صورت پذيرد.


پى نوشت‌ها:
١- ر.ك. محمد بن فيروز آبادى، القاموس المحيط، ج ١، ص ٥٨٨.
٢- فصلنامه علمى پژوهشى بنياد شهيد انقلاب اسلامى، سال اول، پاييز ١٣٧٨، ص ٨٣. و ر.ك. مسلم بن حجاج نيشابورى، صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٥١٧.
٣- محمد حسن نجفى، جواهر الكلام، ج ٤، ص ٨٧. و ر.ك. سيد محمد كاظم طباطبائى يزدى، العروة الوثقى، ج ٢، ص ٣٩.
٤- سوره ال عمران، آيه ٦٤.
٥- سوره مائدة، آيه ٨.
٦- سوره قلم، آيه ٤.
٧- نهج البلاغه، خطبه ٤٠.
٨- حميد رضا شاكرين، خشونت، تهران: كانون انديشه جوان، ١٣٨٣، ص ١٤.
٩- مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ١، تهران: صدرا، ١٣٨١، ص ٢٣١.
١٠- آيت الله ناصر مكارم شيرازى، روزنامه رسالت، ش ٢٩٥٤؛ سال ١٣٧٨، ص ٢.
١١- مقالاتى از ماكس وبر، ترجمه يدالله موقن، تهران: نشر هرمس، ١٣٧٩، ص ٩.
١٢- حسين بشيريه، جامعه‌شناسى سياسى، تهران، نشر نى، ١٣٨١، صص ٦٤ - ٦٠.
١٣- ملك يحيى صلاحى، انديشه‌هاى سياسى غرب در قرن بيستم، تهران: نشر قومس، ١٣٨١، ص ٤٩.
١٤- محمد على زكريايى، گفتان تئوريزه كردن خشونت، تهران: جامعه ايرانيان، ١٣٦٩، صص ٢٢٠ - ٢١٥.
١٥- عليرضا طيب، تروريسم، تهران: نشر نى، ١٣٨٢، ص ١٣.
١٦- ر.ك على بيگدلى، ترورهاى سياسى در تاريخ معاصر ايران، تهران: سروش، ١٣٧٧.
١٧- ر. ك، كتاب انتخاب نو، تهران: طرح نو، ١٣٨١، ص ٨٨.
١٨- ر. ك سايت:akarabiya.net .www
١٩- اطلاعات سياسى - اقتصادى، دوم آبان، ١٣٧٧، ص ٢٥.
٢٠- ر.ك. سايت: www.akmotomar.net
٢١- ر.ك. ماهنامه زمانه، سال پنجم، شماره ٥١، سال ١٣٨٥.
٢٢- ر.ك. سايت : www.Palestine.info
٢٣- ر.ك. روزنامه ايران، ٨٣/٤/٩.
٢٤- فصلنامه علوم سياسى دانشگاه باقر العلوم (ع)، خاطرات رضا لك‌زايى، سال نهم، شماره سى و چهار و پنج، ١٣٨٠.
٢٥- ر.ك. فصلنامه خاور ميانه، مقاله عوامل و موانع همكارى روابط ميان پاكستان و ايران، ١٣٨٠ .
٢٦- ر.ك. بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، منوچهر محمدى، تهران: نشر فرهنگ و انديشه، ١٣٨٥.
٢٧- ر.ك. بحران الجزاير، ديدگاه‌ها بولتن ماهنامه دفتر مطالعات سياسى، بين المللى، شماره ١١٦.
٢٨- ر.ك. بازتاب جهانى انقلاب اسلامى، پيشين منوچهر محمدى.
٢٩- جنبش حزب الله لبنان، گذشته و حال، تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردى، ١٣٨٢.
٣٠- امام خمينى، تبيان، دفتر پانزدهم، وحدت از ديدگاه امام خمينى (ره)، تهران: موسسه نشر آثار امام خمينى (ره) ١٣٧٦، ص ٢١٠.