پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - از معنا تا نشانه - فیاض ابراهیم

از معنا تا نشانه
فیاض ابراهیم

١ - از معنا تا اسم و از اسم و نشانه تا معنا، فاصله بسيار است و اين فاصله، نظريه‌هاى بسيارى به وجود آورده كه اين فاصله‌ها را توصيف و تشريح كنند و از اين نظريه‌ها، سياستگزارى و برنامه‌ريزى‌هاى معرفتى - فرهنگى بسيار منكشف مى‌شود، پس نظريه‌هاى بنيادى در اين قسمت واقع مى‌شوند.
٢ - دين‌ها، جهان پديدارى‌ها را به وجود مى‌آورند و جهان پديدارى‌ها، نظام‌هاى معنايى توليد مى‌كنند و نظام‌هاى معنايى در قالب و بستر زمان و مكان نشانه توليد مى‌كنند و از اينجاست كه نظام معنايى و نظام نشانه‌اى »هويت« شكل مى‌گيرد.
٣ - به همين دليل كليه مذاهب براساس يك نظام نشانه‌اى خاص، شكل و تشكل مى‌يابند و تا آنجا كه آن نظام نشانه‌اى حالت تقدس به خود مى‌گيرد و تا آنجا كه بر نظام معنايى، فشار مى‌آورند و ركود معنايى را رقم مى‌زنند.
٤ - فهم رابطه نظام معنايى و نظام نشانه‌اى در همه مذاهب، بنياد روش‌شناسى آن را شكل مى‌دهد، پس هر گونه تحول در رابطه مذكور، تحول روش‌شناسى در آن مذهب را به دنبال خواهد داشت. به همين دليل علماى هر دين، به دنبال تنظيم اين رابطه مى‌باشند.
٥ - هر گاه دين از يك نظام نشانه‌اى يعنى زبان اصلى دين خود(مثل زبان عربى در اسلام) به نظام نشانه‌اى ديگر( مثل زبان فارسى) وارد مى‌شود دچار نظام فرآيندى »ارتباطات ميان فرهنگى يا ميان نشانه‌اى« مى‌شود. پس از دين، مذاهب به وجود مى‌آيند.
٦ - مذهب يعنى دين آميخته با فرهنگ و زندگى روزمره انسان‌ها مثل عرفانى بودن ايرانى‌ها در برخورد با اسلام كه بازتوليد آن در نهايت در پذيرفتن مذهب تشيع صورت گرفت و علت آن اين بود كه نظام نشانه‌اى جديد يعنى زبان فارسى بود كه داراى يك نظام درونى عرفانى از قبل از اسلام (يعنى فهلويون يا اشراف ايرانى) بود.
٧ - حال اگر زبان‌گرايان اصلى دين(مثل اعراب) در پى تخطئه ديگرملل هم‌دين، ولى با نظام نشانه‌اى متفاوت بر آيند، اختلافات مذهبى اوج خواهد گرفت. مثل آنچه امروز وهابيت عربستانى با ديگر ملل اسلامى مى‌كند و سبب گسل‌هاى بسيار در جهان اسلام شده است.
٨ - عجيب آن است كه همه آنانى كه سبب اختلافات مذهبى مى‌شوند و ديگر ملل را مشركانى مى‌دانند كه از دين خارج شده‌اند و علت آن نيز خودمدارى فرهنگى است كه نظام نشانه‌اى خود را بر ديگر ملل مقدم داشته و فقط نظام معنايى را قبول دارد كه در آن نظام نشانه‌اى، وجود يافته است و نظام‌هاى نشانه‌اى ديگر را تخطئه مى‌كنند و اين نشانه‌ها را شرك مى‌دانند.
٩ - و اين در ديگر اديان نيز رخ داده است كه طرفداران ديگر مذاهب را مشرك و حتى كافر دانسته‌اند و كشتار مذهبى را در عالم مسيحيت و غير مسيحيت شكل داده‌اند و آنچه مى‌تواند در اين ميان از خشونت‌هاى مذهبى بكاهد، »تطبيق ميان فرهنگى نظام نشانه‌ها با نظام معنايى دين« مى‌باشد كه توسط علماى هر مذهب در تعامل فكرى با ديگر علماى مذهب مى‌باشد.
١٠ - آنچه كه قرآن به نظام نشانه‌اى نام نهاده است منسك مى‌باشد و اين از امت يا مذهبى به مذهب ديگر متفاوت است (لكل امة جعلنا مَنسكاً هُمْ نَاسِكُوُه فَلاَيُنَا زِعُنَّكَ فِى الاَْمْرَ)(حج ٦٨) و اصل توحيد است (وَ لكُلِّ اُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكً لَيَذْكُرو اسْمَ اللَّهِ عَلَى ما رَزَقُهم مِّن بهيمة الانعام فالهُكم اله واحد فلهُ اسْلمواو بشِّر المُخْبِتين).(حج ٣٤)
١١ - اسلام دين جامع و خاتم اديان است، پس داراى قدرت ميان فرهنگى بالا در برخورد با ديگر اديان مى‌باشد. در نتيجه نبايستى در اين مبادله ميان فرهنگى، عقب نشست و ترديد به دل راه داد. (وَاَنزلْنَا اِلَيْك الكتابَ بالْحقِّ مُصدِّق لمابين يديه من الكتاب و مهيمناً عليه فاحكم بينهم بما انزل الله و لاتتّبِعْ اهواءهُم عَمّا جاءك من الحقِّ لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا و لوشاء اللّهُ لجعلكّم اُمّةً واحِدةٌ و لكن ليَبلوكُم فى مااتيكم) پس اسلام مصدق و تصديق كننده اديان قبل از خود است و چون اديان ديگر دچار شركت و هواپرستى شده‌اند، اسلام براى بازگشت آنها به توحيد، آمده است.
١٢ - از طرف ديگر نظام معنايى غنى مى‌تواند نظام‌هاى نشانه‌اى بسيار به وجود آورد كه در تمامى فرهنگ‌ها وجود داشته باشد، پس دين جهانى، دينى است كه طاقت به وجود آوردن نظام نشانه‌اى قوى داشته باشد، مثل اسلام(هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لوكره المشركين)(صف ٩) (هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و كفى بالله شهيداً)(فتح ٢٨) يعنى مذاهب قديمى دچار شرك شده و داراى نظام نشانه‌اى قوى مى‌باشند كه به وسيله آن به شما حمله مى‌كنند، ولى توحيد، باعث شكست شركت خواهد شد.