پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - زن و حضور اجتماعى - محمدی صیفار مهدی
زن و حضور اجتماعى
محمدی صیفار مهدی
مبانى
زيربناى آموزههاى دينى
نگرش امام خمينى (ره) به مسئله زن، برخواسته ازآموزههاى دينى است. امام با الهام از وحى، سيره نبوى و دستاوردهاى فقهى، به مسئله زن نگاهى متفاوت دارد. ايشان باتطبيق روش برخورد رژيم پهلوى به آموزههاىدينى، شخصيت زن را ازدست رفته مىبيند؛ و از اين رو، رژيم پهلوى رابا جاهليت پيش ازاسلام مقايسه مىكند. با توجه به اينكه امام مجتهدى زمان شناس بود و موضوعات اجتهادى خود را از جامعه مىگرفت، سپس براى استنباط به سراغ ادله مىرفت؛ ازاين رو با آگاهى از جوانب يك موضوع به استنباط مىپرداخت. امام خمينى مقتضيات زمان رادر نظر داشت و براى اظهارنظر درباره زن، هرگز او را به خانه محدود نكرد،بلكه با روشن بينى تمام در مورد حقوق زن دراسلام، فعاليتهاى او در اجتماع را مجاز شمرد.
الگوبردارى
حضرت امام درسخنان خود، زنان را به الگو بردارى ازحضرت زهرا(سلام الله عليها) و حضرت زينب سلام الله عليهما دعوت مىكند. اساس تأسى امام به حضرت زهرا، مبارزه با نظام هاىستمگر،برخوردارى از ارزش معنوى والا وتربيت انسانهاى نمونه وتاريخ ساز است، زيرا وجود حضرت وتولدشان، موجب سربلندى زن گرديد. ايشان زمانى به دنيا آمدند كه زن انسان محسوب نمىشد ووجودش موجب سرافكندگى بود. پيامبراسلام بااحترامهاى بى حد و حصر خود به اين مولود مبارك، نشان داد كه زن مقام بزرگ و ويژهاى درجامعه دارد و اگر برتر از مرد نباشد، از او كمتر نيست.
در نظر امام، مقام ملكوتى وروحانى حضرت زهرا، نسخه كامل انسانيت، تمام حقيقت زن و همه حقيقت انسان است. امام همه ويژگىهاى انبيا را درآن حضرت مشاهده مىكند و معتقد است كه آن حضرت با دست غيبى و تربيت رسول خدا(ص) مراحل صورى طبيعى راطى كرده وبه مرتبهاى رسيده است كه دست همه از آن كوتاه است، پس زنان بايد بااقتدا به ايشان، خود را از آن جايگاههاى پست پيشين برهانند و باتهذيب نفس،كمالات معنوى رابه دست آورند.
حضرت زهرا ودخترشان حضرت زينب درمبارزه باجوروستم الگو هستند:
"حضرت به اندازه خودشان كه دراين ظرف كوتاه، مجاهده داشته است، مخاطبه داشته است باحكومتهاى وقت. محاكمه مىكرده است حكومتهاى وقت را. شما بايد اقتدا به او بكنيد". (امامخمينى، ١٣٧٤، ص٢٧)
دختر پيامبر در خانه دارى وتربيت فرزندان نيز نمونه است:
"زنى كه درحجره اى كوچك وخانه اى محقر، انسانهايى تربيت كرد كه نورشان ازبسيط خاك تاآن سوى افلاك وازعالم ملك تاآن سوى ملكوت اعلى مىدرخشد".(همان،١٣٦١،ص٨٣)
امام با الگو قرار دادن حضرت فاطمه براى زنان، نگرش جوامع سنتى به زن رااز بين برد. در اين جوامع، رابطه زن و مرد، براساس توزيع قدرت(يعنى مرد برتر از زن) شكل مىگرفت. ديدگاه امام، نه تنها اين رابطه را حذف كرد، بلكه ازديدگاه فمينيستها، نسبت "مساوات" ميان زن ومرد هم فراتر رفت. تئورى"مساوات" فمينيستها بر تساوى حقوق زن ومرد دلالت دارد؛ ولى امام با تأسى به بانوى بزرگ اسلام درمبارزه وتربيت،معتقد است كه زن از آن مقام مساوات مىگذرد و به پيشوايى و رهبرى مىرسد(ر.ك: مجموعه مقالات، زهرا رهنورد، ١٣٧٦، ج٢، ص١٦٩).
* "شما زنان دليردر اين پيروزى پيشقدم بوديد و هستيد"(امام خمينى،١٣٧٤، ص١٦٧). "شما بانوان اثبات كرديد كه درصف جلو هستيد. شما اثبات كرديد كه مقدم برمردها هستيد. مردها ازشما الهام گرفتند...«(همان). »آنها درصف اول واقع هستند، براى اينكه مردها هم ازآنها شجاع شدند؛ ازمجاهدت آنها تشجيع شدند«(همان). »شما خواهران دراين نهضت سهم به سزايى داشتيد و در همه جا كمك كرديد وپيشوا بوديد«(همان)،ص١٧١).
در اين زمينه سخنان بسيارى از امام وجود داردكه درمناسبتهاى مختلف، به نقش مؤثرزنان اشاره دارند. باتوجه به مبناهايى كه گفته شد، امام براى ايجاد دگرگونى، به تغييرساختارى روى آورد و همراه با آن، وضعيت زنان جامعه را بهبود بخشيد. در اين راه، ايشان زنان را به بيرون آمدن ازوضع موجود فرا خواند و با معرفى الگوى مناسب جنبش بزرگى در ميان آنان بپا كرد. اين جنبش به زمينههاى نظرى وفرهنگى نياز داشت كه بدون آنها كاربه انجام نمىرسيد.اين زمينهها همان مبانى اسلام والگوهاى معرفى شده بود كه معتقدات جامعه راتشكيل مىداد وجنبش با آنها به سرانجام رسيد.
مشاركت اجتماعى زنان
پيش شرطها
پذيرش يا عدم پذيرش مشاركت اجتماعى زنان درجامعه به طورگسترده، بر ديدگاههايى استوار است. پيشتر گفتيم كه زن، انسان است، چنانكه مرد. اما زن، زن است ومرد هم مرد؛ يعنى آن دو درانسانيت مشتركاند؛ ولى درجنسيت متفاوت. بنابر اين ساحت جنسيت اقتضائاتى داردكه مساوات نمىطلبد؛ ولى در ساحت انسانيت هر دو برابرند. زن ومرد، تفاوتهايى دارند كه براساس آنها، احكام خاصى براى هركدام وجود دارد.اين تفاوتها تكوينى وطبيعى است.
فمينيستها، به ويژه افراطىهاى آنان، هيچ گونه تفاوتى را نمىپذيرند وآن را مبناى تقسيم تكليف وحقوق منزلت اجتماعى نمىدانند.اينان حضور اجتماعى زنان را به صورت بى هيچگونه تفاوت جنسيتى مجاز مىشمارند. اين ديدگاه پيامدهاى ناخوشايند بسيارى دارد كه اكنون به مشكل اساسى بعضى كشورها تبديل شده است و در جاى خود بايد مورد بحث قرار گيرد.
در مقابل، برخى تفاوتهاى تكوينى رامبناى تفاوتهاى تكليفى مىدانند ومىگويند: مردان موظفاند بيرون ازخانه كار كنند و در انواع فعاليتهاى اجتماعى شركت كنند؛ ولى زنان چنين حقى ندارند. اينان مشاركت اجتماعى رامساوى مشابهت با زن غربى مىدانند وچون اين امر را نمىپذيرند، مانع مشاركت مىشوند. دركتاب»انوارالملكوت« آمده است:»بنابراين زنان بايد پيوسته يا حامله باشند و يا شيره دهند تا دركاروان انسانيت وحركت به سوى معبود ومحبوب وقبله مشتاقان وكعبه عاشقان وپويندگان به سوى حرم وحريم امن وامان او، بامردان هم آهنگ باشند«(علامه حلى،١٣٦٣،ص١٧٨). »اگرزنى به جاى دخول وشركت دركارها وفنون وصنايع اجتماعى، بچه بزايد وبزرگ كند وتحويل اجتماع دهد، باخدمات وجودى، خود را دراعلاترين درجه باضرايب تعدد فرزندان خود، بالا برده است«(همان،ص١٨٢).
به نظرعلامه طباطبايى، اسلام مرد و زن را ازلحاظ تدبيرشئون زندگى در اراده و كار مساوى مىداند؛ يعنى اين دو در مسئله برآوردن نيازهاى زندگى خود مساوى هستند.»بنابراين زن مىتواند مانند مرد، مستقلا اراده كند،مستقلا كار كند ومالك نتيجه كار و كوشش خود شود و نفع و ضرر كارش مربوط به خودش مىباشد« (علامه طباطبائى،١٣٧٠،ص٣٨٢). ايشان درجايى ديگر مىنويسد:»زن درتمام احكام عبادىوحقوق احتماعى بامرد شريك است و در هر امرى كه مرداستقلال دارد، مانند ارث،كسب،معامله،تعليم وتعلم،به دست آوردن ودفاع ازحقوق و...، زن هم مستقل است؛ مگر در مواردى كه با مقتضاىطبيعتش مخالف باشد«(همان،ص٣٨٣).
در اين زمينه انديشه امام خمينى نيز از تعاليم اسلام متأثر است.امام تفاوتهاى جنسى را مىپذيرد كه احكام خاص خود رادارد؛ ولى معتقد است كه اين تفاوتها مانع حضوراجتماعى زن نمىشود. زن مىتواند با همين تفاوتها مشاركت اجتماعى داشته باشد؛ نه تنها زن،بلكه در مورد مرد هم اين تفاوتها نبايد مانع حضور او در اجتماع باشد، چنان كه مىفرمايد:
× »البته بايد توجه داشته باشيد كه حجابى كه اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزشهاى شماست؛ هرچه راكه خدا دستورفرموده است _چه براى زن وچه براى مرد- براى اين است كه آن ارزشهاىواقعى كه آنها دارند وممكن است به واسطه وسوسههاى شيطانى يا دستهاى فاسد استعمار پايمال مىشدند اينها، اين ارزشها زنده بشود«(امام خمينى،١٣٧٤،ص٩٧).
حضرت امام براين باور بود كه تفاوتها نه تنها مانع مشاركت نيست، بلكه زن ومرد رااز آسيبها، به ويژه ازبين رفتن ارزشهاى واقعى آنان بازمىدارد. رعايت حريمهاى جنسيتى بستر مناسبى براى مشركت خواهد بود. حضور، به معناى ولنگارى زن ومرد نيست، بلكه هردو بامراعات آداب شرعى، اين بستررا فراهم مىآورند.آداب شرعى كه عبارت است از: چشم پوشى از نامحرم، پرهيز ازدست دادن، دورى ازخلوت گزينى، پوشش مناسب زن، خوددارى زن ازاستعمال بوى خوش وبه نازسخن گفتن و... .
معناى مشاركت اجتماعى
مشاركت اجتماعى،شركت درفعاليتهاى اجتماعى است كه اين فعاليتها همراه باحضور با ديگران و در ارتباط با آنها جهت دار است: »مشاركت دركارهاى اجتماعى به معنى نوعى تعهد وقبول مسئوليت فردىواجتماعى است كه هركدام از ما ناگزير بايد آن رابپذيريم. اين تعهدومسئوليت مىتواند درشكل كار وفعاليت معين يا نامحدودى صورت پذيرد كه شمارزيادى ازاين وظايف، جنبه اخلاقى واجتماعى داشته وتعدادى نيزفرم حقوقى واقتصادى به خود مىگيرند«(حسين مالكى،١٣٦٩،ص٢٣).
مشاركت اجتماعى قلمرو گسترده اى داردكه بعضى انواع مشاركت سياسى واقتصادى راهم شامل مىشود؛ ولى جنبهاى ازمشاركت سياسى واقتصادى را كه جنبه اجتماعى يا حضورى ندارد، دربرنمىگيرد. حضرت امام دربيانات وپيامهاى خود، به انواع مشاركت اجتماعى اشاره مىكنند.
مشاركت اجتماعى زنان در عصر پيامبر
الگوى حضرت امام درحكومت، به صدراسلام، يعنى تشكيل حكومت توسط پيامبراكرم(ص) وبرخوردهاى ايشان بااقشار مختلف معطوف است. نهايت تلاش امام درحكومت دارى، اهميت به مردم و تطبيق خويش با آموزههاى اسلامىاست.امام خمينى (ره) به احياى كرامت وشخصيت زن درصدراسلام و حضوراجتماعى وى اشاره مىكنند كه مىتواند الگوى زن مسلمان اين عصر نيز باشد.
قرآن كريم مواردى رابرمىشماردكه زنان درآنها حضوراجتماعى داشته، با حضور خود، نقش مهمى راايفا كرده است. اين فعاليتها عبارت است از:بيعت(سوره ممتحنه،آيه١٢)،هجرت(نساء،آيه٩٧-٩٨)،امربه معروف ونهى ازمنكر(توبه،آيه٧١)،كسب وتلاش اقتصادى ومالكيت(نساء،آيه٣٢)،فعاليت اقتصادى-اجتماعى همراه باحيا(قصص،آيه٢٣-٢٦)،داستان ملكه سبأ و پادشاهى او(نمل،آيه٢٣،٢٩،٣٢م٤٤)،مباهله(آل عمران،آيه٦١)،تلاشهاى خواهر موسى براى رهايى وى(طه،آيه٤٠)ومشاركت زنان درجهاد.(ر.ك:مهريزى،١٣٧٧،ص٩٩-١١٠)
برخى ازاين فعاليتها درعهد رسول خدا(ص) اتفاق افتاد. زنان از پيامبر، صحابه اززنان ونيززنان اززنان درباره مسائل مختلف پرسش وپاسخ داشتند.در بعضى شغلها و نيز در جبهه وجهاد عليه كافران ومشركان شركت مىكردند و... .
نگرش امام به مشاركت اجتماعى زنان
باسيركوتاهى درسخنان وپيامهاى امام خمينى(ره)، مىتوان مشاركت اجتماعى زنان رابه دو بخش غيرمستقيم ومستقيم تقسيم كرد.منظوراز مشاركت غيرمستقيم، تعليم، تربيت وتهذيب فرزندان به وسيله مادران است و فرزندان تربيت شده با نقش وحضور خويش درجامعه، سعادت وانحطاط جوامع را رقم مىزنند.اين نوع مشاركت به وسيله فرزندان صورت مىگيرد. خانواده نهاد اصلى و شالوده يك جامعه است.وجود اين نهاد به جامعه هويت مىبخشد وفروپاشى آن، جامعه رابه انحطاط مىكشاند.
حضرت امام ابتدا به انتخاب همسر،مراعات آداب نكاح،دستورات همبسترشدن،دوران حمل و شيرخوارگىو ديگر دستورهاى اسلامى سفارش مىكنندكه مراعات آنها درمزاجِ جسم و روح طفل دخالت كامل دارد. با تشكيل خانواده، مادر در آن نقشى اساسى ايفا مىكند. مضامين زيادى دراين باره از حضرت امام وجود دارد كه به بعضى ازآنها اشاره مىشود:دامن مادرمركزپرورش كودكان،دامن زن محل پرورش بزرگ زنان وبزرگ مردان،به معراج رفتن مرد از دامن زن، انسانسازبودن زنان، شروع سعادت بچهها ازدامن مادر و... .
در اين باره، تحليلى محتوايى صورت گرفته و فراوانىهايى براى هركدام از شاخصها درآنجا ذكرمىشود(فاطمه صفرى،١٣٧٤،ص٨٧-٩٨). بدين ترتيب، امام نقش اول ومهم مادررا تربيت فرزند مىداند، زيرا تربيت فرزند توسط مادر، از تربيت پدرواستاد بهتراست.مادر نبايد به بهانه اشتغال يا فعاليتهاى ديگر، وظيفه اصلى خود رافراموش كند. جدايى فرزند ازدامن مادر، مفاسد بسيارى رادر پى دارد. ايشان مىفرمايد:
× »دامان شما يك مدرسه است كه درآن بايد جوانان بزرگ تربيت بشود«؛ »زن مربى جامعه است.ازدامن زن انسانهاپيدا مىشود... زن باتربيت صحيح خودش،انسان درست مىكند وباتربيت صحيح خودش كشورراآباد مىكند«.(امام خمينى،١٣٦١،ص٧٤)
امام بيشتربه دنبال تحول واستحكام خانواده و احياى نقش آن درتربيت نسلها است؛چيزى كه دراين عصربه تدريج فراموش مىشود.امام به كاركردهاى مهم خانواده درجامعه آگاه است، به همين دليل نقش زنان رادر توسعه اساسى و زيربنايى مىداند.به نظر ايشان پهلوىها نقش اصلى مادران رادراين نهاد مقدس سلب كرده وموجب تربيت نادرست فرزندان شده بودند.بعضى مضامين سخنان ايشان چنين است: مبتذل نمودن شغل مادرى توسط اجانب دررژيم پهلوى به منظورتربيت نادرست فرزند؛جداكردن فرزندان ازدامان مادروسپردن آنها به پرورشگاههاواشخاص اجنبى و... .
مقصود از مشاركت مستقيم فعاليت، ارتباط وتأثيرمستقيم زن درفعاليتها و عرصههاى اجتماعى است. اين عرصه،پس ازخانواده،ساحت تلاش گسترده براى رسيدن به كمال است.بخشى ازرشد معنوى وشخصيتى زن درخانواده وقسمت زيادى نيز در عرصه حيات اجتماعى شكل مىگيرد. دراجتماع بخش بزرگى ازاستعدادها وقابليتها به فعليت مىرسد. ميدان فعاليتهاى اجتماعى نيز امروزه همراه باپيشرفت علوم و صنايع، و پيدايى عرصههاى جديد، گسترده ومتنوع شده است؛ اشتغال،تجارت،هنر،ورزش،صنعت،مديريت خردوكلان،تشكّلها واحزاب،دادرسى،تعليم وتعلم ازآن جمله است. به طور كلى اين عرصهها را مىتوان به ٣ بخش عمده تقسيم كرد:
١.اشتغال وفعاليتهاى اقتصادى.
٢.فعاليتهاى سياسى.
٣.فعاليتهاى اجتماعى.
پيشتر گفتيم كه مشاركت اجتماعى، بعضى جنبههاى فعاليتهاى اقتصادى وسياسى را شامل نمىشود، زيراصرفاً فعاليت اقتصادى يا سياسى است و به جامعه ياحضور زن در آن وارتباط باديگران ربطى ندارد.
مشاركت اجتماعى زنان درپيش ازانقلاب
حضرت امام دربعضى فرمايشات خود، از نهضت مشروطه وجنبش تنباكو ياد مىكنند. ايشان حضوراجتماعى زنان راهم درجنبش تنباكو وهم درنهضت مشروطه مهم مىدانند.در اين جنبشها، زنان همدوش مردان فعاليت مىكردند و حضورآنان، مردان را به ميدان مبارزه مىكشاند.اين حضوربراى اسلام و ايران سودمند بود:
× »...كسى كه تاريخ صدساله را مطالعه كرده است،مىداندكه درجنبش هايى كه درايران بوده است،جنبشهاى اصيلى كه در ايران بوده است،قبل ازاين دوره رژيم پهلوى،جنبش تنباكو،جنبش مشروطيت، زنها همدوش بامردهافعاليت مىكردند...«(امام خمينى(٢)،١٣٦١،ج٩،ص٢٣٠).
درسخنان ديگرنيزمىگويند:»ابرجنايتكاران كه ادامه حيات خويش رادر اسارت ملتها به ويژه ملتهاى اسلامى مىدانند، دراين سدههاى اخيركه راهشان به كشورهاى اسلامى نفت خيز وثروتمند بازشد، دريافتند كه تنها قشرمذهبى است كه مىتواند خارراهى درراه استعمارآنان باشد وديدند كه حكم نيم سطريك مرجع مذهبى مورد علاقه مردم داراى چنان قدرتى است كه دولت انگلستان و دربار قدرتمند قاجار را به زانو درآورد و نيز دريافتندكه زنان درآن نهضت نقش اساسى داشتند ومتوجه شدندكه در مشروطه وپس ازآن نيز زنان به ويژه قشرمتوسط محروم آنان هستندكه مىتوانندباقيام خود،مردان رابه ميدان بكشند«.(همان،ج١٦،ص١٢٥)
حضور زنان در انقلاب اسلامى نيز بسيار چشم گير است؛ البته اين مشاركت بيشتر جنبه سياسى داشت؛ ولى لازمه حضور آنان ارتباط،همدلى،همفكرى و فعاليت در يك جهت بود.اين حضور، حاصل تحولى روحى است كه در مردم، به ويژه زنان، در پرتو بهره گيرى از اسلام به وجود آمده. امام در بيشتر سخنان خود از نهضت، وقتى نقش مردم رايادآورمىشوند،به نقش اساسى زنان اشاره دارند.
در آمارى از سخنان حضرت امام گرفته شد، در مورد قيام ومبارزات زنان در نهضت اسلامى به طورمستقيم٨٣ فراوانى،و درباره قيام ومبارزات زنان ومردان، به طورمستقيم ٣٢ فراوانى، و نقش شهادت طلبىزنان درنهضت ١٣ فراوانى و مبارزات زنان دوشادوش مردان درنهضت ١٨ فراوانى، پيشقدم بودن زنان درقيام)٣٢ فراوانى يافت شده است. اين فراوانىها، نشانگر حضورمستقيم زنان در انقلاب اسلامى است. امام در مضامينى،حضورزنان راموجب تشجيع مردان مىداند كه فراوانى آن٣١ است. فراوانى نقش ايثار مادران شهدا درانقلاب نيز ٢٠ مورد است. اين دوحضور،مشاركت غيرمستقيم زنان درنهضت است.(ر.ك:فاطمه صفرى،١٣٧٤،ص٤٤).
امام پيروزى نهضت را مرهون فداكارىها، شهادتطلبىها ومبارزات مردم، اعم از زن و مرد، كوچك و بزرگ و... مىداند.به نظرايشان، مشاركت زنان درنهضت عليه رژيم پهلوى بسيار گسترده بود، به گونهاى كه با درآغوش داشتن فرزندانشان درميدان مبارزه گام مىنهادند و مقابل سرنيزهها،مسلسلها و تانكهاى دژخيمان پهلوى شعار مىدادند. در شهرهاى مختلف جلسههاى سياسى تشكيل مىدادند. جالب اينكه مشاركت گسترده زنان همراه با حجاب اسلامى بوده است و حجاب مانع شركت آنان نمىشد.حضرت امام اين مشاركت گسترده را حاصل جلوه نور قرآن و اسلام دردلهاى آنان مىداند. اين تحول آنچنان بزرگ بود كه حتىپيرمردان وپيرزنانى كه توان مبارزه نداشتند نيز، با اندك بضاعتى، به پيشبرد نهضت يارى مىرساندند.
"ملتى كه چك چك مىكرد درمعاملاتش براى زياد شدن وكم شدن، دريك برهه اززمان همچو انسانى رفتار مىكرد با اهل ملت خودش وهمچو تحول برايش حاصل شده بود كه يكى ازآقايان مىگفت كه ديدم يك زنى يك چيزى درآن تظاهرات،آن وقت كه تظاهر[ات] مىكردند، يك زنى يك كاسهاى دستش است، پول درآن است. گفتم لابد مثلا فقيراست تا رسيدم به او ديدم مىگويد كه امروز تعطيل است واينهايى كه دارند مىروند، ممكن است بعضى شان بخواهند تلفن كنند،پول هم كه حالا نمىتوانند پيدا كنند، من اينها راگذاشتهام براى تلفن. اين يك امركوچكى است؛ ولى خيلى بزرگ است. يك تحولى است كه عظمتش خيلى بزرگ است".(امام خمينى،١٣٧٤،ص١٥٩-١٦٠)
در دوره پهلوى دوالگوى متفاوت براى زن وجود داشت: »نخست الگوى زن مدرن غربگرا كه مورد حمايت شديد رژيم بود و سپس الگوى زن سنتى وعمدتا خانه نشين وبى تفاوت نسبت به مسائل جامعه. همراه با نهضت امام، قشرى تلفيق يافته ازآن دوايجاد شد. اين قشر جديد، در حالى كه به هردو الگوتعلقاتى داشت؛ ولى به هيچ كدام آنها كاملا منطبق نبود. اين قشردنبال آزادى(نه به معناى غربى) بودند وبا تأسى به حضرت زهرا وحضرت زينب،خود را از صحنههاى اجتماعى كنار نمىكشيدند(ر.ك: حسن طغرانگار،١٣٨٣،ص١٤٤).
امام در پيامهاى خود هيچ گاه اين قشررا كنارنزدند، بلكه با درايت خاص خويش، به نقش آنان در پيشبرد نهضت تأكيد كردند و حتى شركت آنان را واجب شمرده، و موافقت پدر يا شوهررا لازم ندانستند. توجه به اين پتانسيل بزرگ، به روند نهضت سرعت بخشيد."به همين سبب، به ويژه در سالهاى آخر رژيم، زنان مسلمان با چادرهاى سياه خود كه به نوعى نماد تبديل شده بود، در تظاهراتهاى اعتراض آميز شركت گستردهاى كردند؛ به طورى كه روزنامههاى آن دوره،مكرربه فزونى گرفتن شركت زنان در تظاهراتها تأكيد مىنمودند.به ويژه حضور زنان با چادرهاى سياه در تظاهراتهاى اعتراض آميز عليه رژيم، بازتاب خاصىداشت"(همان،ص١٤٥).
شهيد مطهرى درباره نقش مؤثربانوان درفرايند انقلاب مىگويد: »بانوان سهم بزرگى ازانقلاب رابه خود اختصاص دادند واين حقيقتى است كه جملگى برآنند. رهبرعظيم الشأن انقلاب اسلامى ايران، بارها با تكريم وتحسين ازنقش فعال بانوان ياد كردهاند واحيانا سهم آنان را عظيمتر از سهم مردان شمردهاند. رهبرانقلاب اسلامى ايران، با تيزبينى وتيزهوشى خاص خود دريافته بودند كه انقلاب اسلامى ايران بدون شركت بانوان به ثمرنخواهد رسيد؛ ازاين رو شركت آنان را درمراسم انقلابى واجب ولازم شمردند وموافقت پدريا شوهررا لازم ندانستند. بانوان باايمان ما، پابه پاى مردان راهپيمايىكردند،شعاردادند،درتظاهرات شركت كردند،شهيد دادند،زندان رفتند،شكنجه كشيدند،آواره خانه وخانواده شدند، دربه درى كشيدند، محروميتها متحمل شدند«(مرتضى مطهرى،پيرامون جمهورى اسلامى،١٣٧٩،ص٤٤).
زنان به صورت خودجوش وابتكارى بااشكال مختلف، در فرايند انقلاب مشاركت مىكردند كه در اين باره مىتوان به موارد زيراشاره كرد:
١.پخش اخباروتوزيع اطلاعيهها.
٢.انجام اعمال انسان دوستانه ورفع نيازها؛ همانند كمك به مجروحان وپناه دادن به فعالان؛
٣.شركت در راهپيمايىها وتظاهرات خيابانى.
٤.كمك به ساختن موانع و ايجاد سد راه براى نيروهاى نظارتى.
٥.فعاليت در جنبشهاى مخفى.
٦.شركت درمبارزه نظامى واستفاده ازسلاح.
٧.شركت درجلسات سياسى و سخنرانىها واستماع تاريخ جنبشهاى سياسى(نسرين مصفا،١٣٧٥،ص١٢٦).
مشاركت اجتماعى زنان پس ازانقلاب
مشاركت اجتماعى زنان پس ازانقلاب، شامل هر سه بخش عمدهاى است كه پيشتر نيز به آن اشاره كرديم. حال نظرامام را در هر بخش به طور جداگانه مىآوريم. درسخنان بنيانگذار جمهورى اسلامى، جملههايى وجود دارد كه »به طوركلى« بر مشاركت و دخالت زنان تأكيد مىكنند:
١. دخالت زن در همه شئون؛
»اسلام زن رامثل مرد در همه شئون(همان طور كه مرد درهمه شئون دخالت دارد)دخالت مىدهد«(امام خمينى، ١٣٧٤، ص٦٦).
٢. زن عضو مؤثرجامعه؛ »امروز به بركت نهضت اسلامى،زن عضو مؤثر جامعه، تاحدودى مقام خود رايافته است«(همان،ص٥٩).
٣.دخالت درسرنوشت؛ »زن بايد درسرنوشت خودش دخالت داشته باشد«(همان،ص٧١).
٤.شركت درسازندگى؛ »درنظام اسلامى،زن به عنوان يك انسان مىتواند مشاركت فعال با مردان، دربناى جامعه اسلامى داشته باشد«(همان،ص٦٥)؛ »امروز زنان درجمهورى اسلامى، همدوش مردان، در تلاش سازندگىِ خود و كشور هستند«(همان،ص٧٢).
٥. دخالت درمقدرات اساسى؛ »زن بايد درمقدرات اساسى مملكت دخالت كند...«(همان،ص٩٧).
٦.نظارت؛ »بايد همه زنها و همه مردها درمسائل اجتماعى، درمسائل سياسى وارد باشند وناظرباشند،هم به مجلس ناظرباشند، هم به كارهاى دولت ناظرباشند؛ اظهارنظر بكنند«(همان،ص٧٣).
٧.دخالت درحفظ جامعه؛ »همان طورى كه مردها بايد درامور سياسى دخالت كنند و جامعه خودشان راحفظ كنند، زنها هم بايد دخالت كنند وجامعه راحفظ كنند«(همان،ص٧٦).
به نظررهبرفقيد انقلاب،زن مىتواند دربخشهاى مختلف اقتصادى،صنعتى،تعاونى و همه كارهايى كه در سازندگى كشورمؤثر است،به فعاليت بپردازد. زن در اراده و اداره امور و سرنوشت خود آزاد است ونبايد نيمى ازجمعيت كشور را از دخالت در مقدرات خود محروم كرد. مىتوان گفت كه نگاه امام به مشاركت، براساس تكليف ووظيفه است نه جنسيت؛ چرا كه زن هم انسان است وتكليف دارد.امام حفظ جامعه اسلامى، دخالت در تعيين سرنوشت خود وجامعه و... را براى زن و مرد تكليف مىدانند ودراين ميان هيچ فرقى ميان اين دو نمىگذارند. به نظرايشان زنان نبايد خيال كنند كه مردان اداره امور را بر عهده دارند و همه بايد براى سازندگى دست به دست هم دهند:
»اين آشفتگىها بايد به دست ما وشما،به دست ملت و دولت، تنها هيچ كدام نمىتوانند اين كارها رادرست بكنند. اگر خانمها خيال كردند كه كنار بروند ومردها اين كارها راانجام دهند ويا مردها خيال كنند كه كنار بروند... اين خيال،خيال صحيحى نيست؛براى اينكه كارهااين قدرآشفته است، گرفتارىها اينقدر زياد است كه هرشخصى بايد در هر محلى هست، تكليفى كه دارد اين است كه آنجا راخوب بسازد«.(امام خمينى،١٣٧٤،ص٦٧)
الف. فعاليتهاى سياسى
بخشى ازمشاركتها وفعاليتها سياسى زنان، به صورت اجتماعى صورت مىگيرد. بعضى ازاين مشاركتها منظم وسازمان يافته وبرخى خودجوش و دورهاى هستند. امام خمينى ازابتداى انقلاب، بر حضور مستمر و فعالانه زنان تصريح دارند، به ويژه هنگامى كه همهپرسىاى صورت مىگرفت.
ايشان زنان را به فعاليت در انواع مشاركتهاى سياسى، از رأى دادن تا حضور در عرصه مديريت و سازندگى كشور سفارش مىكنند.بعضى مواردى كه درفرمايشات امام آمده، يادآورى مىكنيم:
١. رأى دادن؛ با آنكه در بيشتر كشورها، غالب مردان در رأى گيرى شركت مىكنند؛ ولى زنان درنظام اسلامى ايران، برحسب وظيفه و تأكيد رهبرى آن،به صورتى پرشورى دوش به دوش مردان درانتخابات حضور مىيابند. مشاركت فعال آنان در مقام انتخاب كننده، انگيزههاى لازم را براى حضور شايسته آنان در آينده، در جايگاه انتخاب شونده فراهم مىآورد:
»زنها حق رأى دارند،حق انتخاب دارند...«(همان،ص٦١)؛ »همه شما بايد رأى بدهيد...شما [ زنان ] هم بايد رأى بدهيد.شما هم فرقى با سايرين نداريد«(همان،ص٦٨).
٢. رأى گرفتن؛ حضرت امام دراين باره مىفرمايند:
× » [ زنها ] حق انتخاب شدن دارند«(همان،ص٦٩)؛ »آنان از حق رأى دادن ورأى گرفتن برخوردارند«(همان،ص٦٦).
٣.مشاركت زنان در دفاع مقدس؛ با پيروزى انقلاب وتهاجم رژيم عراق عليه ايران، جنگ تحميلى آغاز شد. علاوه برارتش،نيروهاى مردمى نيزبراى دفاع از كشور سازماندهى شدند. زنان جزء نيروهاى مردمى بودند كه هر چه در توان داشتند،دريغ نكردندوبه شيوههاى مادى و معنوى يا مستقيم وغيرمستقيم دردفاع مقدس حضورداشتند.شركت دربسيج نظامى واجتماعى،شركت درستاد پشتيبانى جنگ و ارائه كمكهاى مادى به رزمندگان، حمايتهاى معنوى از رزمندگان وتشجيع آنها،حضوردرامدادرسانىها وهلال احمروحتى شركت درخط مقدم جبهه براى مداواى مجروحان و...ازآن جمله است.
حضرت امام در فرازهايى از سخنان خود، به اين حضورومشاركت مباهات وافتخار مىكنند ومىفرمايند:
× »شما در تاريخ نگاه كنيد، از صدر تاريخ تا آخر،اگرپيدا كردند يك جايى را كه زنها و زنهاى جوانى كه حالا بايد فرض كنيد كه بروند سراغ جوانيشان، وپيرزنش، پيرمردش، پيرزنش، اين طوركوشش كند دراينكه پشتيبانى از ارتشش بكند، پشتيبانى ازپاسدارهايش بكند،شما كجا [ سراغ داريد ] ؟ اگرسراغ داريد،بگوييد ماهم بفهميم.كجا شما همچو چيزى داريدكه دوش به دوش مردها وپاسدارها وژاندارمرى وارتش و همه قواى مسلح، دوش به دوش اينها، زنها هم همراهى بكنند«(محمد رضاطالبان وعباس پورجانى،١٣٨١،ص٣٣٩).
× »پيروز و سرافرازباد نهضت اسلامى زنان معظم ايران؛ افتخاربراين قشر عظيمى كه باحضور ارزشمند و شجاعانه خود در صحنه دفاع ازميهن اسلامى وقرآن كريم،انقلاب رابه پيروزى رسانده واكنون هم درجبهه وپشت جبهه درحال فعاليت و آماده فداكارى هستند«(همان،ص٣٣٩-٣٤٠).
باتوجه به مطلبى كه در وصيتنامه حضرت امام آمده است، زنان مىتوانند درمحيط صحيح اسلامى وباحفظ عفاف، براى دفاع ازاسلام ومقاصد آن،تعليمات نظامى ببينند. در روزهاى نخست انقلاب طى پرسشى،امام پاسخ داده بودند كه زنان مىتوانند درخدمت ارتش يا سپاه باشند:
× »من ازآنچه تاكنون به همت مردان وزنان باشرف ورزمنده شده است،اميد آن دارم كه دربسيج همه جانبه،آموزش نظامى وعقيدتى واخلاقى وفرهنگى، با تأييد خداوند متعال موفق شوند و دوره تعليمات و تمرينهاى عملى نظامى وپارتيزانى وچركى راشايسته وبه طورى كه سزاوار يك ملت اسلامى بپاخاسته است،به پايان رسانند«(امام خمينى،١٣٧٤،ص٢٠٤).
٤.حضور در تصميمگيرىهاى سياسى(مجلس،شوراهاى اسلامى و...).
٥. تصدى مسئوليت ومديريت سياسى؛ ازبيانات امام مىتوان به جوازشركت زنان دراين دو مورد اشاره كرد. چنان كه قانون اساسى جمهورى اسلامى اين دو مورد را ردّ نمىكند. تنها دربعضى موارد قانون به زن اجازه شركت نمىدهد كه همان مقام رهبرى، رياست جمهورى، قضاوت ومناصب عالى نيروهاى مسلح است.»درارتش جمهورى اسلامى ايران، استخدام زنان فقط براى مشاغل درمانى و بهداشتى مجاز دانسته شده است.درسپاه پاسداران انقلاب اسلامى نيزاستخدام زنان تنها درمشاغلى مجازاست كه مستلزم به كارگيرى زنان باشد«(حسن طغرانگار،١٣٨٣،ص١٥٤).
٦.حضوردرتظاهرات.
٧.ورود درمسائل روزبه طوركلى.
٨.حق نظارت.
٩.حضوردر تشكّلها واحزاب؛ برخى ازتشكّلها سياسى نيستند كه اين نوع، مشاركت اجتماعى به حساب مىآيند. بعضى تشكّلها هم سياسى اند كه يابه زنان اختصاص دارنديا گاهى مشترك ميان زن و مرد هستند. پس از پيروزى انقلاب اسلامى، سازمانها وتشكلّهاى زنان به وجود آمد كه برخى دولتى وبعضى غيردولتى هستند. »از مهمترين گروههاى دولتى بايد از »كميسيون امور بانوان« و »بسيج خواهران« نام برد«(همان،ص١٥٩). از جمله گروههاى غيردولتى عبارتست از: جامعه زينب، جمعيت زنان جمهورى اسلامى ايران،مركزمطالعات وتحقيقات مسايل زنان،انجمن همبستگى زنان و ... .
ب. فعاليتهاى اقتصادى
١.اشتغال؛ درباره اشتغال زنان، ديدگاههاى مختلفى وجود دارد. عدهاى به اشتغال زن در همه حوزهها وبرخى به عدم اشتغال، و دسته سوم به اشتغال مشروط معتقدند. منظوراز اشتغال مشروط، شغلهايى است كه زنان توانايى انجام آن رادارند.امام فعاليت اقتصادى زنان رامجاز مىشمارد. آنان آزادند در همه مشاغل كاركنند، در صورتى كه با فطرت و طبيعتشان درتضاد نباشد، زيرا انحراف ازفطرت،انسان را از رسيدن به كمالات معنوى باز مىدارد و زنان را از وظيفه اصلى خود كه تربيت فرزندان است، دور مىسازد. در اين باره بعضى مضامين چنين است.
"زنان داراى حق كاردرنظام اسلامى، زنان داراى حق انتخاب شغل دراسلام، مجازبودن شغل صحيح براى زنان درجمهورى اسلامى،آزادى زنان دركارهاى مختلف مانند مردان درحكومت اسلامىو..."(فاطمه صفرى،١٣٧٤،ص١٢٦).
حضرت امام در فرازهايى از سخنان خود، زنان رابه سازندگى كشور، همدوش مردان دعوت مىكند و مىفرمايد:
"امروز زنان در جمهورى اسلامى، همدوش مردان، در تلاش سازندگى خود و كشور هستند"(امام خمينى،١٣٧٤،ص٧٢).
ج. فعاليتهاى اجتماعى
١.تعليم وتربيت؛ آموزش يكى ازوظايف بسيار مهم زنان درنظام جمهورى اسلامى است. زنان اگربخواهند درمديريتها،بعضى شغلها، تشكّلها و...حضورفعال داشته باشند يادرسازندگى جامعه وتوسعه شركت كنند يا مربى ومعلم جامعه براى تربيت نسلها باشند،بايد به تحصيل وآموزش بپردازند. تعليم، تربيت و تحصيل مىتواند ازسطوح پايين تا سطوح عالى باشد وهيچ محدوديتى دراين امر وجود ندارد؛ چنان كه يك زن مىتواند به مقام اجتهاد برسد. نهضت سوادآموزى،ازاقدامات پربركت امام دراين راه است. ايشان سفارش مىكنند كه:
"لازم است تمام بى سوادان براى يادگيرى وتمام خواهران وبرادران باسواد براى ياد دادن بپاخيزند ووزارت آموزش وپرورش باتمام امكانات بپاخيزد..."(همان،ص٧٨).»... وشما بانوان، امروز موجب افتخارهستيد كه همان طورى كه برادران شما در حوزهها مشغول تحصيل وتدريس وساير كارهاى اسلامى هستند،شما هم با آنها هستيد واميدوارم فعالترباشيد...«(همان،ص٨١).
حضرت امام در سخنان خود، به نياز جامعه اسلامى به تحصيل بانوان درعلوم اسلامى اذعان مىكنند و به مدرسين حوزه علميه قم در اينباره سفارش بسيارى مىكند و افرادى رابراى تأسيس مؤسسههاى ويژه بانوان تعيين مىكنند. ايشان علم و تقوا را وظيفه همه مىداند؛ چرا كه علم پيروجوان ومرد وزن نمىشناسد.
٢. فعاليتهاى هنرى،فرهنگى ورسانههاى جمعى؛ حوزههاى هنرى،فرهنگى و رسانههاى جمعى بستر مناسبى را براى مشاركت زنان فراهم مىكند. پيش از انقلاب، حضور زنان دراين عرصهها،مبتذل و با تكيه برجنبههاى جنسى و ظاهرى بود واين مسئله بر جنبه متعالى وشخصيت انسانى زن غلبه داشت؛ولى پس ازپيروزى انقلاب،بسيارى ازاين فعاليتها ممنوع شد وزنان با هويت انسانى خود دوباره مجال حضوريافتند.
پس از انقلاب زنان، در رسانههاى جمعى به عنوان توليد كننده يا هنرپيشه ظاهرشدند.بنيانگذار جمهورى اسلامى ديدگاه كلى خود رادراين زمينه بيان مىكنند كه باسينما مخالف نيستند، بلكه با فحشا مخالفاند.اسلام هنر را در جهت اهداف عالى به خدمت مىگيرد و از همه دعوت مىكند كه باابزارهاى مناسب، انسان رابه طرف آن اهداف سوق دهند.درواقع اسلام به دنبال »هنرمتعهد« است تا بتواند درعرصه هاى مختلف فعاليت كند.
٣. مشاركت درمجالس دينى؛ "من بايد از همه شما تشكر كنم والبته شماها بحمدالله مشغول فعاليت دينى هستيد..."(همان،ص٧٥).
٤.تفريحات سالم؛ امام به تفريحات سالم اعتقاد دارد. آنچه كه انسان رااز پوچى وبيگانه شدن برهاند: »... ودرمورد آنچه راكه به نام تفريحات سالم شناخته شده است، اسلام با هر چيزى كه انسان رابه پوچى و از خود بيگانه شدن مىكشاند، مبارزه مىكند. شراب خوارى وميگسارى دراسلام ممنوع است. فيلمهاى منحرف كننده از اخلاق متعالى انسان،ممنوع است«(همان،ص٦٥-٦٦).
٥. امربه معروف ونهى ازمنكر(نظارت عمومى):امربه معروف ونهى ازمنكر، وظيفهاى است كه اعضاى جامعه ازطريق آن مىتوانند رفتارهاى مسئولان نظام اسلامى را كنترل كنند.اين وظيفه درتمام بخشها و مديريتهاى نظام قابل اجرا است، و زن و مرد نمىشناسد: "نظارت فعال و متعهدانه بر آنچه در جامعه اسلامى به ويژه دراجزاى نظام اسلامى مىگذرد وتلاش براى حسن جريان امور، وظيفهاى است شرعى و متوجه همه افراد جامعه؛ چه زن وچه مرد"(ضياء مرتضوى،١٣٧٨،ص١١٢).
امام مىفرمايد: "بايد همه زنها وهمه مردها درمسايل اجتماعى، در مسايل سياسى وارد باشند و ناظر باشند؛ هم به مجلس ناظر باشند، هم به كارهاى دولت ناظر باشند، اظهارنظر بكنند"(امام خمينى، ١٣٧٤، ص٧٣).
اين تكليف برعهده همه كسانى است كه درجامعه اسلامى زندگى مىكنند. زنان و مردان بايد با نظارت مؤثر خود دولت را در رسيدن به اهدافش يارى برسانند و آن گاه خود راجزء حكومت دانسته، در حفظ آن با تمام توان بكوشند.