پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - مفهوم عدالت اجتماعى از ديدگاه اسلام و غرب - لک زایی شریف

مفهوم عدالت اجتماعى از ديدگاه اسلام و غرب
لک زایی شریف

جلسه با حضور سخنران محترم، جناب حجت الاسلام والمسلمين احمد واعظى، اعضاى گروه فلسفه سياسى و ساير مدعوين، در محل پژوهشگاه برگزار شد. نخست مدير نشست ( شريف لك زايى) ضمن خير مقدم به حاضران، به ارائه توضيحى درباره نشست‌هاى عدالت اجتماعى پرداخت و يادآور شد كه اين نخستين نشست، از مجموعه نشست‌هاى مصوب درباره عدالت اجتماعى است. وى در ادامه به اهميت بحث عدالت اشاره كرد و گفت: به دليل طرح بحث عدالت در ايران و فلسفه سياسى غرب و نيز قدمت بحث عدالت در انديشه سياسى اسلام، ضرورى است كه با نگاهى نو به اين موضوع پرداخت و ابعاد مختلف آن را مورد بحث و بررسى قرارداد.
ايشان در ادامه، ضمن معرفى جناب آقاى واعظى به اعضاى حاضر، به كتاب »جان رالز: از عدالت اجتماعى تا ليبراليسم سياسى« تأليف آقاى واعظى و مقاله »عدالت صورى و عدالت محتوايى« در فصلنامه علوم سياسى اشاره كرده و يادآور شد. بحث حاضر بسيار گسترده است؛ از اين رو به بخش‌هايى از آن توسط جناب آقاى واعظى اشاره مى‌شود. آن گاه آقاى‌واعظى به ارائه بحث خود در شش سطح پرداخت. در ادامه چكيده اين بحث را از نظر مى‌گذرانيد:
يكم. مقوله بندى عدالت: عدالت از چه سنخ مفاهيم است؟ عدالت از معقولات ثانوى است. عادلانه بودن از قراردادى انتزاع مى‌شود كه در يك شرايط منصفانه وضع و توافق شده باشد.
دوم. تعريف عدالت: تعريف رايج عدالت، تعريف آن به "اعطاء كل ذى حق حقه" است. اين تعريف به ثمرات عدالت اشاره دارد و در ارائه تحليل مفهومى‌از عدالت ناتوان است و محور منازعه را پوشش و پاسخ نمى دهد. در واقع اين تعريف، به مشكله نمى پردازد؛ مشكله اين است كه حق هر كس چه قدر است؟
سوم. عدالت صورى و عدالت محتوايى: دو سنخ نشانه براى داورى درباره عدالت وجود دارد؛ منشأ انتزاع عدالت و بى عدالتى، گاهى صورى و گاهى محتوايى است. اينكه چه كسى استحقاق چه چيزى را دارد، در عدالت محتوايى، اما رابطه برابر و نابرابر در بخش عدالت صورى مورد توجه و بحث قرار مى‌گيرد.
در داورى‌هاى اخلاقى درباره عدالت و ناعدالتى، بحث صورى مورد توجه است. اين بحث داراى مشكلات كمترى است ؛ اما در بحث عدالت محتوايى مشكلات افزون مى‌شود. در عدالت صورى، فهم‌ها نسبتاً مشترك است؛ اما در عدالت محتوايى، به دليل نرم‌ها و هنجارهاى متفاوت، فهم‌ها از عدالت نيز از همديگر متفاوت و متمايز است و مكاتب مختلف شكل مى‌گيرد.
چهارم. نسبت عدالت و برابرى: براى فهم مفهوم عدالت اجتماعى، به ناگزير بايد به ساير مفاهيم پرداخته شود تا به يك وضوح مفهومى‌از عدالت دست بيابيم؛ به ويژه بايد مفهوم عدالت با مفهوم حق سنجش شود. اگر چيزى‌حق نباشد، عادلانه نيست كه به كسى اعطا شود.
پنجم. معيارها و ضوابط: وقتى گفته مى‌شود، جامعه اى عادلانه است، چه معنايى را به جامعه نسبت داده ايم كه از جامعه ديگر كه ناعادلانه است، متمايز مى‌شود؟ به ديگر سخن، با چه ضوابط و معيارهايى، جامعه اى عادلانه يا ناعادلانه مى‌شود؟ در اين زمينه بايد به رويكرد معنابخشى و هنجار بخشى به عدالت توجه داشت؛ بايد به پرسش از معيارها و اصول عدالت و عدالت اجتماعى پاسخ داده شود.
ششم. منظور از عدالت اجتماعى: تعريف مورد اتفاقى از عدالت اجتماعى وجود ندارد؛ اما مى‌توان جامعه را تعريف كرد. جامعه، اجتماع فيزيكى افراد نيست. اين بحث با بخش پيشين گره مى‌خورد كه در جامعه عادلانه، ساختارها بر اساس چه نرم‌ها، هنجارها و معيارهايى پا گرفته است، تا وصف عادلانه به آن متصف شود؟
در ادامه، حضار محترم و اعضاى شوراى علمى گروه فلسفه سياسى، به ارائه ديدگاه‌ها و نظرات خود پرداخته و پرسش‌ها و تأملات خود را طرح كردند؛از جمله اينكه عدالت مفهومى‌پيشينى است يا پسينى ؟ آيا منشأ انتزاع هم مى‌تواند مشمول عادلانه بودن قرار گيرد يا خير؟ و...