پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - دانشنامه انديشه اسلامى معاصر - مرادى مجيد

دانشنامه انديشه اسلامى معاصر
مرادى مجيد

نام كتاب: موسوعة الحركات اسلامية فى الوطن العربى و ايران و تركيا
ناشر: مركز دراسات الوحدة العربية
سال و محل نشر: ٢٠٠٤ م - بيروت

در سه دهه اخير، به ويژه پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، جهان اسلام شاهد اوج‌گيرى و گسترش بيش از پيش جنبش‌هاى سياسى اسلامى بوده است. اين جنبش‌ها با رويكردها، راهبردها و خاستگاه‌هاى مذهبى و فرقه‌اى متفاوت، در عرصه سياسى كشورهاى اسلامى ظهور يافتند و از راه كتاب‌ها، نشريات، بيانيه‌ها و سخنان شخصيت‌هاى برجسته خود، حجمى عظيم از ادبيات سياسى را توليد كرده‌اند. اين جنبش‌ها تنها جنبش‌هايى سياسى نيستند كه كارشان در تلاش براى رسيدن به قدرت و تنظيم بيانيه‌هاى سياسى محدود شود، بلكه داراى فلسفه سياسى و معرفتى متمايزى هستند كه جهان بينى آنان و مواضع اساسى آنان را نسبت به هستى، شناخت، ماهيت قدرت و ساز و كارهاى اعمال قدرت باز مى‌نماياند.
دايرة المعارف »الحركات الاسلامية فى الوطن العربى و ايران و تركيا«، نوشته استاد دكتر احمد موصللى، عضو هيئات علمى دانشكده علوم سياسى دانشگاه امريكايى بيروت، نتيجه بيش از يك دهه كاوش و پژوهش او است كه در آن به توضيح مهم‌ترين موضوعات، شخصيت‌ها، رخدادها، افكار، عقايد و اصول جنبش‌هاى اسلامى يا اصول گرايى اسلامى پرداخته است .
در اين كتاب، مدخل‌هاى مفصل و تحليلى به انديشه‌ها، مفاهيم و باورهاى اساسى اصول گرايان، مانند شورا، حاكميت، جهاد، جاهليت جهان، جهان‌گيرى اسلام و... اختصاص يافته است .
موصللى سعى كرده است بى طرفى خود را در توضيح مفاهيم اسلام گرايان سياسى حفظ كند، اما براى پرهيز از يكجانگرى و تعميم، جريان اسلام گراى معتدل را از جريان اسلام گراى تندرو و افراطى متمايز داشته است.
آنچه بر اهميت كتاب مى‌افزايد آن است كه مدخل‌ها از نظر گاه كلى اسلامى يا سنتى يا مطابق فهم اكثريت مسلمانان امروز شرح داده نشده‌اند، بلكه از وجهه نظر اصول‌گرايان اسلامى توضيح داده شده‌اند.
برخى مدخل‌ها در نگاه نخست مستقيماً به جريان اصول گرا مربوط نيست، اما به دليل ارتباطى كه با اين جريان دارد، در اين دايرة المعارف گنجانده شده است؛ مانند نصر حامد ابوزيد و سلمان رشدى. برخى ديگر از مدخل‌ها هم به جهان عرب، ايران و تركيه مربوط نيست، ولى به دليل اهميت و تأثير آن در جريان اصول‌گراى اسلامى، در اين كتاب آمده است؛ مانند ابوالاعلى مودودى متفكر برجسته و اصول گراى پاكستانى .
اين كتاب در يك مقدمه و سه فصل بسط يافته است، اما پيش از مقدمه، نويسنده مهم‌ترين حوادث مرتبط با جنبش‌هاى اسلامى از سال ١٨٠٤ ميلادى، يعنى آغاز قرن نوزدهم، تا سپتامبر ٢٠٠٢ ميلادى را به صورت روز شمار، همراه با توضيحاتى اجمالى تنظيم نموده است. نخستين حوادثى كه در اين روز شمار بدان اشاره شده است، تأسيس دولت اسلامى سوكوتو در مركز سودان، به دست عثمان دان فوديو در سال ١٨٠٤ و سقوط شهر مدينه منوره به دست ابن مسعود در سال ١٨٠٧ است و به همين ترتيب مهم‌ترين حوادث اسلام سياسى در مناطق ياد شده، مرور شده تا به انقلاب اسلامى ايران در سال ١٩٧٩ و تأسيس حزب الله لبنان در سال ١٩٨٤ و به قدرت رسيدن نجم الدين اربكان در سال ١٩٩٦ و... رسيده؛ آخرين اين حوادث پيروزى حزب عدالت و توسعه در مغرب و انفجارهاى بالى اندونزى در اكتبر سال ٢٠٠٢ است.
موصللى هدف از تدوين اين دانشنامه را ارائه اطلاعات ضرورى و مباحث تحليلى انديشه‌هاى اساسى و اصول، مفاهيم، مذاهب و عقايد خاص جماعت‌ها و جنبش‌هاى اصول گراى اسلامى يا جنبش‌هاى اسلام سياسى در جهان عرب، ايران و تركيه و نيز ارائه اطلاعاتى اساسى پيرامون رهبران، بنيادگذاران، متفكران و اعضاى برجسته اين جنبش‌ها و جماعت‌ها دانسته است.
هر چند مباحث و مسايل تازه‌تر، بيشتر مورد اهتمام نويسنده بوده است، اما قديمى‌ترها نيز از دايره توجه بيرون نبوده‌اند. از سوى ديگر نويسنده سعى كرده است تا حجم بيشترى را به آن دسته از جنبش‌ها و شخصيت‌هاى اسلام گراى سياسى كه از شهرت و تأثير بيشترى برخوردار بودند، اختصاص دهد؛ از اين رو جنبش‌ها و جماعت‌هايى چون اخوان المسلمين، حزب الله، جبهه نجات اسلامى الجزاير و... و متفكرانى و رهبرانى چون حسن البناء، سيد قطب، امام خمينى، حسن ترابى و... صفحات بيشترى از كتاب را به خود اختصاص داده‌اند. اين دانشنامه تقريباً همه شخصيت‌هاى اصلى و ثانوى جنبش‌هاى اسلامى و ديگر اصول‌گراهاى برجسته مستقل را در بر گرفته است.
حجم قابل توجهى از اين كتاب را مقدمه آن تشكيل مى‌دهد كه تقريباً ٧٥ صفحه است. اهميت اين مقدمه از جهاتى از اصل كتاب بيشتر است، زيرا در اين مقدمه گفتمان‌هاى ايدئولوژيك و سياسى اسلامى جديد و معاصر مورد مطالعه و ارزيابى قرار گرفته است. در اين مقدمه سه مدخل فكرى، تئوريك و سياسى پيرامون سه موضوع »معرفت‌شناسى يا مبادى معرفتى جنبش‌هاى اسلامى«، »نگرش اين جنبش‌ها به طبيعت و ماهيت و مبادى سياست« و »سير تحولات فكرى اين جنبش‌ها پيرامون مسايل معاصر، به ويژه تكثر گرايى و دموكراسى« تدوين شده است .
موصللى همانند برخى ديگر از متفكران و انديشه پژوهان عرب، انديشه اسلامى معاصر را به دو جريان عمده تقسيم مى‌كند: اصلاح گرايى و اصول‌گرايى كه نقطه اشتراك هر دو اين است كه اسلام را به عنوان مبنا و پايه تمدن و قاعده بنيادين معرفت و منبع اصول شكل دهنده نظام سياسى و اجتماعى پذيرفته‌اند.
اصول گرايى بخشى از گفتمان فكرى‌اى است كه طى چندين قرن، در شرق و غرب جريان داشته و از سوى ديگر، نقد فلسفه و ايدئولوژى سياسى و فلسفه علوم است. اما اصول گرايى اسلامى به لحاظ فلسفى، دو نگرش متناقض را رد مى‌كند: نخست اين نگرش كه معتقدات، انسان يك حقيقت است و دوم اين نگرش كه حقيقت شخصى مطلقاً وجود ندارد. به لحاظ سياسى هم اين جريان اصل »قدرت از آن ملت است« را رد مى‌كند و مخالف اين است كه جوامع بازارى‌هاى مصرف خواسته‌ها و تمايلات به شمار آيند. جايگزينى كه اصول گرايى اسلامى مطرح مى‌كند، ايجاد جوامعى مبتنى بر عدالت، فضيلت و احسان است .
در مقابل اصول گرايى اسلامى، اصلاح گرايى اسلامى بر وجود قوانينى طبيعى و اخلاقى در طبيعت بشرى تأكيد مى‌وزرد. اين قوانين طبيعى و اخلاقى، همان حقيقت است و مى‌توان از راه عقل بر آنها برهان اقامه كرد. آنان هم چنين بر اهميت علم در فهم و تأويل وحى تأكيد مى‌ورزند و به مفاهيم سنتى و فلسفى و مفاهيم علم كلام (قديم) روى خوش نشان نمى‌دهند و تأويل‌ها و تفسيرهاى جديدى را در فلسفه و علم كلام پذيرفته كه صحت آنها بر صحت داده‌هاى علوم جديد استوار است.
اختلاف اساسى اصول گرايان و اصلاح گرايان اين است كه اصول گرايان اسلام را نظامى فراگير و بى نياز به دليل منطقى مى‌دانند؛ در حالى كه اصلاح‌گرايان اصل دست‌يابى به حقيقت از طريق برهان را پذيرفته‌اند. در بررسى اصول سياسىِ دو جريان ياد شده، نويسنده چهار مفهوم را در انديشه اين دو جريان، به طور مقايسه‌اى تحليل مى‌كند: جهانى بودن اسلام، جاهليت جهان، جهاد و صلح.
در ادامه اين مقدمه، نويسنده سير تحول مواضع اسلام گريان در مسئله تكثر گرايى و دموكراسى را مورد بررسى قرار مى‌دهد و اين دو موضوع را از دو ديدگاه اسلامى معتدل و افراطى گزارش مى‌كند.
وى حسن البنا را آغازگر گفتمان معتدل و سيد قطب را سر آمد گفتمان فراگير افراطى معرفى مى‌كند، پس از اين مقدمه مفصل، به متن دانشنامه مى‌رسيم كه با بشير ابراهيمى آغاز و بايوم‌القدس (روز جهانى قدس) پايان مى‌يابد.
اطلاعاتى كه نويسنده از شخصيت‌هاى اسلام گرايى ايران ارائه مى‌دهد، دقيق و قابل توجه است، اما در استناد به منابع انگليس، نام برخى شخصيت‌ها و نهادهاى ايرانى به درستى ضبط نشده است: مانند سيد مجتاب نبوى صفوى كه همان سيد مجتبى نواب صفوى است يا روحانيون موباريز كه درست آن روحانيون مبارز است و...
كتاب موسوعة الحركات الاسلامية، در نوع خود كتابى بى نظير و ارزشمند است و خواننده و پژوهنده انديشه سياسى در بخش اعظم جهان اسلام در اين كتاب پاسخ بسيارى از مجهولات خود را خواهد يافت.