پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - انقلاب ساختارساز - بهداروند محمدمهدی

انقلاب ساختارساز
بهداروند محمدمهدی

قسمت پايانى

- اهداف فرهنگى
تضمين استقلال جامعه
امام راحل (ره)، مهمترين راه تضمين استقلال يك ملت و رهايى كامل آن از دام شيطنت دشمنان را، اصلاح و استقلال فرهنگ آن ملت مى‌داند:
»قضيه تربيت يك ملّت به اين است كه فرهنگ آن ملّت، فرهنگ صحيح باشد«.
»ملّت عزيز ايران و ساير كشورهاى مستضعف جهان، اگر بخواهند از دام شيطنت‌آميز قدرتهاى بزرگ تا آخر نجات پيدا كنند، چاره‌اى جز اصلاح فرهنگ و استقلال آن ندارند«.
به طورى كه ملاحظه مى‌شود، تربيت صحيح از نظر امام راحل (ره)، بدون توجه جدّى به فرهنگ اسلامى و شناسايى خطر هجوم فرهنگ بيگانه و انحرافات ناشى از آن، امكان‌پذير نيست. فلذا تا وقتى كه يك ملّت ويژگيهاى استعمار و فرهنگهاى وارداتى را نشناسد، هرگز از دام شياطين رها نخواهد شد. لذا آن چه كه نظام تربيتى صحيح را تضمين مى‌كند و در نهايت راه نفوذ سلطه گران را مى‌بندد، فرهنگ سالم و آدم ساز اسلام است.

معرفى صحيح احكام اسلام
يكى از اهداف مهم در اهداف فرهنگى، ايجاد زمينه‌هاى سالم و مساعد به منظور عرضه و معرفى احكام اسلام است تا انسانها در جوامع مختلف بتوانند بدون ابهام و پيرايه‌هاى غرض آلود اسلام را بشناسند:
»ما موظفيم ابهامى را كه نسبت به اسلام به وجود آورده‌اند، بر طرف سازيم. تا اين ابهام را از اذهان نزداييم، هيچ كارى نمى‌توانيم انجام بدهيم. ما بايد خود و نسل آينده را وادار كنيم و به آنها سفارش كنيم كه نسل آتيه خويش را نيز مأمور كنند اين ابهامى را كه بر اثر تبليغات سوء چند صد ساله نسبت به اسلام در اذهان حتى بسيارى از تحصيل كرده‌هاى ما پيدا شده، رفع كنند...شما بايد خودتان را، اسلامتان را، نمونه‌هاى رهبرى و حكومت اسلامى را، به مردم دنيا معرف كنيد؛ مخصوصاً به گروه دانشگاهى و طبقه تحصيل كرده«.
بايد اين واقعيت را پذيرفت كه يكى از عوامل گرايش جوانان، بويژه دانشگاهيان، به فرهنگ بيگانه و افكار انحرافى، بى جواب ماندن سؤالات و شبهاتى است كه در ذهن آنان ايجاد مى‌شود. امام راحل (ره)، اعتقاد راسخ دارند كه اگر احكام اسلام به طور منطقى و درست عرضه شوند، دانشگاهيان با آغوش باز از آن استقبال خواهند كرد:
»دانشجويان چشمشان باز است. شما مطمئن باشيد اگر اين مكتب را عرضه نماييد و حكومت اسلامى را، چنانكه هست، به دانشگاهها معرفى كنيد، دانشجويان از آن استقبال خواهند كرد«.
مبارزه تا نفى كامل فرهنگ كفر
بنا به شواهد مستدل قرآنى و روايى و تجربه تاريخ، تقابل بين فرهنگ كفر و ايمان، امرى بديهى و آشكار است. مسلمانان چه بخواهند و چه نخواهند، در ميدان مبارزه حضور دارند و اگر به خود نيايند و ضربه به جبهه كفر وارد نكنند، قهراً بايد ضربات پى در پى جبهه كفر را دريافت كنند و اين واقعيتى است كه جاى هيچ انكار و حتى ترديد در آن وجود ندارد. به همين دليل، امام راحل(ره) معتقد بودند كه در عرصه فرهنگ، ما بايد به جاى قبول ضربه از دشمن، نخستين ضربه را وارد كنيم و از طرفى اعتقاد داشتند كه اسلام به دليل غناى فرهنگى، سرانجام پيروز ميدان است. به طور كلّى امام راحل (ره) در زمينه تقابل فرهنگى عميقاً به مبانى زير پايبند بودند:
الف: جهان تشنه فرهنگ اسلام است
اسلام به دليل غناى ذاتى و هماهنگى با فطرت انسانها، مورد توجه همه جوامع بشرى است؛ به عبارت ديگر همگان تشنه اسلام ناب هستند و اين احساس نياز، زمانى مشخص‌تر ظاهر مى‌شود كه حركتى فراگير عليه قدرتهاى باطل از سوى مسلمانان آغاز شود؛ به طورى كه فرمودند:
»امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى(ص) است و مسلمانان در يك تشكيلات بزرگ اسلامى، رونق و زرق و برق كاخهاى سفيد و سرخ را از بين خواهند برد. جنگ ما، جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمى‌شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان، بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم«.
ب: انتقال تجربه انقلاب اسلامى به جهان
امام راحل (ره) با اعتقاد به اين كه جهان امروز تشنه فرهنگ اسلام است، انتقال تجربه انقلاب اسلامى و شيوه مبارزه با دشمن را براى ملتهاى دربند، شكوفه‌هاى پيروزى قلمداد كرده و فرمودند:
»ما به تمام جهان، تجربه هايمان را صادر مى‌كنيم و نتيجه مبارزه و دفاع با ستمگران را، بدون كوچكترين چشمداشتى، با مبارزان راه حق انتقال مى‌دهيم و مسلماً محصول صدور اين تجربه‌ها، جز شكوفه‌هاى پيروزى و استقلال و پياده شدن احكام اسلام براى ملتهاى دربند نيست. روشنفكران اسلامى همگى با علم و آگاهى بايد راه پرفراز و نشيب دگرگون كردن جهان سرمايه دارى و كمونيزم را بپيمايند و تمام آزادى خواهان بايد با روشن بينى و روشنگرى، راه سيلى زدن بر گونه ابرقدرتها، و قدرتها خصوصاً آمريكا را بر مردم سيلى خورده كشورهاى مظلوم اسلامى و جهان سوم ترسيم كنند«.
ج: قدرت برتر اسلام
در تقابل كفر و ايمان، قدرت برتر، اسلام است، و در اين توانايى هيچ ترديد به خود راه نمى‌دهند. به همين دليل در كمال صراحت اطمينان فرمودند:
»من با اطمينان مى‌گويم اسلام، ابر قدرتها را به خاك مذلّت مى‌نشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را يكى پس از ديگرى برطرف و سنگرهاى كليدى جهان را فتح خواهد كرد«.
د: احياى هويت مسلمين و محرومين جهان
امام راحل (ره) با علم و توانايى اسلام در اداره جوامع بشرى، احياى هويت اسلامى را ضرورى دانسته و سرمايه گذارى در اين زمينه را از وظايف جمهورى اسلامى ايران مى‌داند:
»من به صراحت اعلام مى‌كنم كه جمهورى اسلامى ايران با تمام وجود، براى احياى هويت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذارى مى‌كند و دليلى هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه‌طلبى و فزون‌طلبى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد«.
بدين ترتيب امام خمينى (ره) در جنگ عقيده، معتقد به مرز جغرافيايى نيست و مبارزه را لازمه عرضه و ظهور اسلام در صحنه‌هاى بين المللى مى‌داند. فلذا يكى از اهداف برائت از مشركين در مراسم سياسى عبادى حج را تبلور قدرت متراكم جهان اسلام مى‌داند و به پيروزى اسلام بر فرهنگ كفر و شرك اميدوار است:
»ما با اعلام برائت از مشركين، تصميم بر آزادى انرژى متراكم جهان اسلام داشته و داريم و به يارى خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزى اين كار صورت خواهد گرفت«.
امام راحل (ره) به هنگام ترسيم اهداف عالى اسلام، آن چه را كه وظيفه خود مى‌داند، با صراحت عمل مى‌كند و در اين رهگذر به واكنشهاى منفى يا تعبيرهاى نادرست دشمنان اعتنايى ندارد؛ به طورى كه فرمودند:
»در سياست خارجى و بين المللى اسلامى مان بارها اعلام كرده‌ايم كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم؛ حال اگر نوكران آمريكا، نام اين سياست را توسعه‌طلبى و تفكر تشكيل امپراتورى بزرگ مى‌گذارند، از آن باك نداريم و استقبال‌مى‌كنيم«.
ه’: عدم سازش با ظالمان
از آن جا كه هدف گيريهاى امام راحل (ره) در همه زمينه‌ها، منبعث از قرآن و سيره انبيا و ائمه معصومين (ع) است، لذا ايشان سازش ناپذيرى با ظلم و ابرقدرتهاى فاسد را ميراث گرانبهاى انبياء دانسته و مى‌فرمايد:
»آنهايى كه به ما اشكال مى‌كنند كه شما چرا سازش نمى‌كنيد با اين قدرتهاى فاسد، آنها از باب اين كه همه چيز را با چشم مادى ملاحظه مى‌كنند ... آنها نمى‌دانند انبياى خدا چه رويّه‌اى داشتند، با ظالم چطور برخورد مى‌كردند، يا مى‌دانند و خودشان را به كرى و كورى مى‌زدند، سازش با ظالم، ظلم بر مظلومين است؛ سازش با ابرقدرتها، ظلم بر بشر است. آنهايى كه به ما مى‌گويند سازش كنيد يا جاهل هستند يامزدور«.
امام (ره) معتقدند كه مسلمانان و محرومان جهان يا بايد سيلى از ابرقدرتها دريافت كنند يا اين كه بايد به آنان سيلى بزنند و راه سيلى زدن به ابرقدرتها را نيز به ديگران بياموزند. بر اين اساس، امام راحل (ره) در همين باره فرمودند:
»من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مى‌كنم كه اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند، ما در مقابل همه دنياى آنان خواهيم ايستاد و تا نابودى تمام آنان، از پاى نخواهيم نشست؛ يا همه آزاد مى‌شويم و يا به آزادى بزرگترى (كه شهادت است) مى‌رسيم. در هر حال پيروزى و موفقيت با ماست«.
امام راحل (ره) كه همواره عشق به اسلام و شور حماسه و فداكارى در قلب و روح آسمانى اش مى‌جوشيد، درباره خود چنين فرمود:
»من خون و جان ناقابل خويش را براى اداى واجب حق و فريضه دفاع از مسلمانان آماده نموده‌ام و در انتظار فوز عظيم شهادتم. قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه و تنها هم بماند، به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستى است، ادامه مى‌دهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنه‌هاى مغضوب ديكتارتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مى‌نمايند، سلب خواهد كرد«.

مقابله با تهاجم فرهنگى
ملّتها را از تبادل و تعاطى فرهنگى بين يكديگر، گريزى نيست و هيچ كشورى نمى‌تواند مرزهاى كشورش را به روى كشورها و ملّتهاى ديگر ببندد؛ امّا امروزه به دليل انحصار وسايل ارتباطات و فن آورى در كشورهاى پيشرفته، اين روند، به جريانى يكسويه بدل شده است. استكبار جهانى به قصد نابودى هويت ملى و فرهنگى و استقلال كشورهاى جهان سوم، بويژه جهان اسلام، وارد ميدان شده است و با در اختيار داشتن ابزارهايى نظير ماهواره، حملات بى امان خويش را، هر آن توسعه بيشتر مى‌دهد. چاره انديشى براى دفع اين خطر، خصوصاً براى جمهورى اسلامى كه در نوك پيكان حمله دشمنان قرار دارد، امرى ضرورى و حياتى است. در جوهره تفكر امام خمينى (ره)، كار اصلى مقابله با تهاجم نيست؛ حمله مستمر و مداوم به همه اركان وجودى استكبار جهانى، ويژگى اصلى و برجسته اين انديشه است. آن بزرگوار خود در دوران عمر گرانمايه‌اش چنين عمل كرد و قدرت افسانه‌اى استكبار جهانى را در هم شكست و شجاعانه مى‌فرمود:
»دست آمريكا و ساير ابرقدرتها تا مرفق به خون جوانان ما و ساير مردم مظلوم و رزمنده فرو رفته است. ما تا آخرين قطره خون خويش با آنان شديداً مى‌جنگيم ؛ چرا كه ما مرد جنگيم. ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مى‌كنيم؛ چرا كه انقلاب ما اسلامى است و تا بانگ لا اله الا اللَّه و محمّد رسول اللَّه بر تمام جهان طنين نيفكند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاى جهان عليه مستكبرين هست، ما هستيم«.
مصلحت گرايى و مماشات، يا نرمش از موضع ضعف، هيچ گاه در تفكّر فرهنگى امام راحل(ره) جايى پيدا نكرد و ايشان همواره با لحن عتاب‌آميز و نهيب ملكوتى خويش، زلزله بر كاخهاى ستمگران و جهانخواران مى‌افكند:
»قدرتها و ابرقدرتها بدانند كه ما تا آخرين نفر و تا آخرين منزل و تا آخرين قطره خون، براى اعلاى كلمه اللَّه ايستاده‌ايم و بر خلاف ميل تمامى آنان، حكومت نه شرقى و نه غربى را در اكثر كشورهاى جهان پايه ريزى خواهيم نمود«.
امام راحل(ره) با اعلام روشن اهداف انقلاب اسلامى و هجوم به دنياى كفر و استكبار، آنان را در لاك خود فرو برد. عدم درك بيانات پيامبر گونه امام راحل (ره) و ندانستن شيوه مقابله با آن، ابرقدرتها را در موضع انفعال و سردرگمى قرار داد؛ به طورى كه با همه امكانات مادى و تكنولوژى، در برابر حملات فرهنگى امام راحل(ره) ايستادند؛ غافل از اين كه مرز نفوذ پيام الهى امام (ره)، دلهاى تشنه حق و عدالت است.

قطع وابستگى فرهنگى
راهبرد فرهنگى، مسأله بسيار مهم و حياتى در بقاء و قوام يك جامعه است؛ به ويژه اگر آن جامعه مبتنى بر ارزشهاى دينى شكل گرفته باشد. ازاين جهت امام راحل (ره)، حفظ اصول و ارزشهاى اسلامى را تنها با سياست فرهنگى مستقل امكان‌پذير دانسته، تضمين استقلال در ساير جهات را با وجود وابستگى فرهنگى، نوعى ساده انديشى دانسته‌اند:
»ساده انديشى است كه گمان شود با وابستگى فرهنگى، استقلال در ابعاد ديگر يا يكى از آنها امكان‌پذير است«.

تحول فرهنگى
در انديشه امام راحل(ره)، هويت و موجوديت واقعى يك جامعه را فرهنگ آن جامعه تشكيل مى‌دهد و انحراف آن، جامعه را اگر چه در ابعاد سياسى، اقتصادى و صنعتى و نظامى قدرتمند باشد، پوچ و ميان تهى مى‌سازد. از اين جهت، امام راحل (ره) عزّت و قدرت يك ملّت را، تنها در سايه تحول فرهنگى آن ملّت مى‌دانستند:
»بزرگترين تحوّلى كه بايد بشود، در فرهنگ بايد بشود. براى اين كه بزرگترين مؤسسه‌اى است كه ملّت را يا به تباهى مى‌كشد يا به اوج عظمت و قدرت مى‌كشد«.

دفاع همه جانبه از ارزشهاى دينى
از راههاى مهم دستيابى به اهداف فرهنگى، پايبندى و دفاع همه جانبه آحاد ملت از ارزشهاى الهى و اسلامى است. تعهد و احساس مسؤوليت در اين امر، مجال سوء استفاده و توطئه چينى را از دشمنان سلب مى‌نمايد. عامل اصلى كه دشمنان اسلام و ارزشهاى دينى را به جسارت و خيانت دلير مى‌كند، بى توجهى مسلمانان به قدرت بالقوه خود و عدم مقابله جدى آنان با دشمنان كمين نشسته اسلام است. از اين رو امام راحل (ره) مى‌فرمايد:
»مسلمانان بايد با همه امكانات و وسايل لازم، به مقابله جدى در دفاع از ارزشهاى الهى و منافع مسلمين برخيزند و صفوف مبارزه و دفاع مقدس خويش را محكم و مستحكم نمايند و به اين بى خبران و دل مردگان و پيروان شياطين، بيش از اين مجال حمله را به صفوف عقيده و عزت مسلمانان ندهند«.

خودباورى در سايه فرهنگ
اصولاً خصيصه خودباورى و اعتماد به نفس، كه اساس استقلال كشور را تشكيل مى‌دهد، در حوزه فرهنگ يك جامعه تبلور مى‌يابد. انسان تا خود را باور نكند، هرگز به استعداد و توانمنديهاى ذاتى خود اطمينان پيدا نمى‌كند و به دليل عدم اعتماد به خود، جرأت و جسارت دست يازى به كارهاى عظيم را ندارد و ادامه زندگى و پيشرفت را، تنها با تكيه بر ديگران ممكن مى‌داند.
كشورهاى استكبارى نيز به منظور غارت منافع كشورهاى جهان سوم، همواره با تبليغات گسترده به آنان القا كرده‌اند كه بدون وابستگى و كمك كشورهاى قدرتمند، قادر به ادامه حيات نيستند. در واقع اين كشورها روحيه اعتماد به نفس را از كشورهاى عقب نگه داشته شده گرفته، آنها را مرعوب فرهنگ و تمدن خويش ساخته‌اند. اگر فرهنگ يك جامعه نتواند هويت از دست رفته و حس اعتماد و خودباورى را در دل و جان مردم خود بدمد، هيچ گاه هيبت و نخوت قدرتهاى بزرگ در هم شكسته نخواهد شد و وابستگى و اسارت، همواره ميراث ملى و فرهنگى كشورهاى ضعيف را به يغما خواهد برد. امام راحل (ره) فرمودند:
»فرهنگ اساس ملت است؛ اساس مليّت يك ملت است؛ اساس استقلال يك ملت است و لهذا آنها كوشش كرده‌اند كه فرهنگ ما را استعمارى كنند ... با تبليغات خودشان ماها را ترساندند كه از خودمان مى‌ترسيديم؛ به خودمان اعتماد نداشتيم. اگر يك كسى مريض مى‌شد، مى‌گفتيم بايد برود خارج؛ در صورتى كه طبيب داشتيم ... بايد ارتش ما را خارجيها اداره كنند؛ بايد نفت مان را خارجيها بيايند اداره كنند ... مغزهاى ما را شستشو كردند. اعتماد به نفس را از بين بردند«.

٣ - اهداف اقتصادى
تحقق قسط و عدالت اجتماعى
نقش اقتصاد در تحقق قسط و عدالت اجتماعى، به قدرى مهم است كه بسيارى از صاحب نظران، اقامه قسط و عدل را منحصراً در نظام اقتصادى جامعه جستجو مى‌كنند. البته ترديدى هم وجود ندارد كه تأمين نيازهاى اقتصادى مردم، نظير درآمد سالم و مكفى، مسكن، تسهيلات آموزشى و بهداشتى و ... زير ساخت عدالت اجتماعى را تشكيل مى‌دهد. لذا امام راحل (ره) در پيام خود به مناسبت گشايش مجلس دوم، ضمن توجه به مسائل اقتصادى، به ويژه اقشار محروم جامعه،فرمودند:
»مجلس محترم دوره اول، اگر چه كارهاى بسيار ارزنده انجام داد و با كوشش و مشكلات فراوان، از عهده وظايف خود به درآمد؛ لكن تراكم مشكلات پس از انقلاب و خيانتهاى رژيم سابق، آن چنان زياد بود كه قهراً بسيارى از مشكلات به عهده مجلس حاضر است؛ از آن جمله حل مسائل بسيار مهم اقتصادى و مبارزه با تورم و حل مسأله مسكن و زمين است و رسيدگى هر چه بيشتر به امور محرومان و قشرهاى كم درآمد و از آن جمله افراد محترمى مى‌باشند كه در دستگاههاى دولتى با حقوق محدود، مشغول خدمت هستند. اين كارمندان زحمتكش، اكثر قريب باتفاقشان، درآمد ديگرى ندارند و به حقيقت از قشر محروم‌هستند«.

تأمين امنيت مالى و اقتصادى جامعه
بديهى است اگر مردم يك جامعه، امنيت مالى و اقتصادى نداتشه باشند، درگير مشكلاتى مى‌شوند كه از مسؤوليت اصلى خود باز مى‌مانند. امام راحل (ره) خطاب به بازاريان كشور، ضمن منع آنان از انحرافات اقتصادى، پيامد كارهايى نظير منفعت پرستى و گران فروشى را موجب فلج شدن مردم و ناراحتى آنان دانسته‌اند.
»انصاف نيست در بازار گران فروشى باشد. در موقعى كه مردم ايران، زن و بچه مردم ايران براى جنگ زده‌ها دارند از منافع خودشان مى‌گذرند و آن چيزى كه دارند، هديه مى‌كنند؛ مبادا در يك همچو موقعى در بازار اشخاصى پيدا بشوند كه گران فروشى كنند كه موجب فلج مردم و ناراحتى مردم بشوند«.
البته تأمين نيازهاى مالى، در حد متعارف و معقول آن خوب است. آن چه مذموم است، زياده خواهى و تلاش براى كسب درآمدهاى مازاد بر نياز است كه از نظر امام راحل (ره) پسنديده نيست؛ بلكه آن را عاملى مهم در غفلت مردم و مسؤولان از اهداف انقلاب اسلامى مى‌داند:
»مسائل اقتصادى و مادى، اگر لحظه‌اى مسؤولين را از وظيفه‌اى كه بر عهده دارند منصرف كند، خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى، تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد؛ ولى اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است، منصرف كند«.

نفى وابستگى و خودباختگى
امام راحل (ره)، وابستگى به قدرتهاى بزرگ را آفت رشد ملتها، سركوبى استعدادها و نهايتاً عامل عقب نگهداشتن كشورهاى جهان سوم مى‌دانستند و معتقد بودندكه از آثار مخرب وابستگى، خود باختگى و عدم اعتماد به نفس همه آحاد ملت است. لذا ضمن هشدار به متخصصان متعهد كشور، مى‌فرمودند:
»امروز پدر پير شما، خمينى، از تمامى شما كارگران و صنعتگران و متخصصان مى‌خواهد كه با تمام قدرت مواظب باشيد كه دوباره مردم ما گرفتار ابرقدرتها و قدرتها نشوند«.
حتى امام راحل(ره) توجيه نياز به تخصصها و متخصصين را نپذيرفتند و صراحتاً هرگونه تخصص وابسته را نفى فرمودند:
»تخصصى كه ما را به دامن آمريكا بكشد يا انگلستان، يا به دامن شوروى بكشد يا چين، اين تخصص، تخصص مهلك است نه تخصص‌سازنده«.
همچنين قطع وابستگى و مبارزه با خود باختگى را به عنوان عامل شكوفايى استعدادها و قدرت ابتكار و نوآورى در آحاد ملت بر مى‌شمارند:
»بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته، دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگى عمر بگذرانيد، قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات، در شما شكوفا نخواهد شد«.
و درباره ايجاد روحيه خود باورى فرمودند:
»بايد به خود بباورانيم كه اگر يك ملت بخواهند بدون وابستگيها زندگى كنند، مى‌توانند«.
خود باورى و پشتكار
امام راحل (ره)، خود باورى و پشتكار را دو عامل مهم در قطع وابستگى و تحقق استقلال صنعتى و اقتصادى مى‌دانند و معتقدند وقتى خودباورى آمد، پشتكار را نيز با خود آورد. ايشان يكى از بركات و نتايج جنگ تحميلى را، خود باورى و شخصيت يافتن ملت مى‌داند:
»شما ديديد كه در اين جنگ تحميلى كه پيش آمد و محاصره اقتصادى شديم، خود ايرانيها، خود ارتشيها اين قطعات را درست كردند. اگر قبل از اين بود، يكى از قطعات را نمى‌توانستند درست كنند؛ از باب اين كه شخصيتشان را گم كرده بودند، مى‌گفتند بايد متخصص بيايد. من اعتقادم اين است كه اگر ما در محاصره اقتصادى يك ده سال، پانزده سال واقع بشويم، شخصيت خودمان را پيدا مى‌كنيم«.

استقبال از تحريم اقتصادى و انزوا
امام راحل (ره) عامل رشد و جهش آحاد ملت در همه ابعاد سياسى، اقتصادى و فرهنگى را قطع اميد از ديگران و فهم اين نكته مى‌داند كه همه چيزمان را خودمان بايد تهيه كنيم. فلذا يكى از بركات جنگ را فهم همين مطلب دانسته و فرمودند:
»ما در جنگ به اين نتيجه رسيده‌ايم كه بايد روى پاى خودمان‌بايستيم«.
به همين دليل، تحريم اقتصادى از سوى بيگانگان را هديه‌اى الهى قلمداد كرده وفرموده‌اند:
»اين جنگ و تحريم اقتصادى و اخراج كارشناسان خارجى، تحفه‌اى الهى بود كه ما از آن غافل بوديم«.
بنابر اين تحريم اقتصادى و انزوايى كه حاصل آن خودباورى، خود جوشى و شكوفايى مغزها و نهايتاً استقلال و خودكفايى است، يقيناً از بركات الهى است. از همين رو، امام راحل(ره) با استقبال از انزواى سياسى و اقتصادى فرمودند:
»ما انزوايى كه اين آقايان خيال مى‌كنند، با آغوش باز اين انزوا را مى‌پذيريم، تا انزوا نباشد، افكار شما به راه نمى‌افتد. مغزهاى شما، از مغز آمريكايى كوچكتر نيست؛ لكن شما را از انزوا بيرون آوردند و مرتبط كردند، تا آخر قيامت شما بايد منزوى آن وقت باشيد، وابسته، افكارتان اصلاً به راه نيفتد؛ مغزهايتان بخشكد آن جا و هيچ راه عمل نكنيد«.

تلاش براى دستيابى به دانش فنى و فن آورى
يكى از راههاى رسيدن به اهداف اقتصادى، كوشش براى فراگيرى دانش فنى و فن آورى در هر زمينه است. بر همين اساس، امام راحل (ره) فرمودند:
»احتياج ما، پس از اين همه عقب ماندگى مصنوعى، به صنعتهاى بزرگ كشورهاى خارجى، حقيقتى است انكارناپذير؛ و اين به آن معنى نيست كه ما بايد در علوم پيشرفته به يكى از دو قطب وابسته شويم. دولت و ارتش بايد كوشش كنند كه دانشجويان متعهد را به كشورهايى كه صنايع بزرگ و پيشرفته دارند و استعمار و استثمارگر نيستند، بفرستند«.