پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - اقتصاد ربوى - فیاض ابراهیم

اقتصاد ربوى
فیاض ابراهیم

١ - سرمايه محورى (capitalism) را ماركسيست‌ها ،به سرمايه‌دارى ترجمه كرده‌اند به اين دليل كه آنها با اصل سرمايه مخالف بوده و هر گونه سرمايه‌دارى به معناى لغوى آن را بر نمى‌تابيده و مخالفت خود را با تمامى سرمايه‌داران ابراز داشته‌اند.
٢ - اين ترجمه ناقص از اين كلمه، سبب شده كه معناى اين كلمه خوب روشن نشده و لوازم معنايى آن به وضوح ديده نشود. در سرمايه محورى، سرمايه در مركز واقع مى‌شود و همه اقتصاد بر خود سرمايه استوار گشته و بر محور قانون سرمايه مى‌چرخد پس تحليل سرمايه و لوازم آن ما را به تحليل دقيق سرمايه محورى سوق خواهد داد.
٣ - محور در سرمايه محورى افزايش سرمايه است و اخلاق آن نيز همين است كه تراكم سرمايه، هر چه بيشتر (جمله مشهور ماركس: تراكم، تراكم. اين است شعار آسمانى). پس بانكدارى در اين نظام يك اصل است و بانكدارى هم رشد سرمايه است و سرمايه را بر سرمايه مى‌افزايد كه آن نيز ربا نام دارد.
٤ - در هر جامعه‌اى كه محور اقتصادى آن سرمايه محورى باشد، ربا در آن راه مى‌يابد مثل جامعه ايرانى بعد از جنگ كه سرمايه محورى در آن محور واقع شد و امروزه ربا، تاروپود اقتصاد ايرانى را از روستاها تا شهرها و از بانك‌هاى خصوصى و عمومى تا بازارهاى سنتى طى كرده است.
٥ - سرمايه محورى به دنبال ارزش افزوده بر سرمايه به وسيله خود سرمايه است نه با كار و عمل. به همين دليل سرمايه محورى فقط قانون پول را مى‌شناسد و بس، قانونى كه فقط پول بر پول افزايد پس اقتصاد پول بر اين مبنا شكل يافته و اساس آن بر قانون بانكى قرار داده شده است. كه چگونه با بالا بردن و پايين آوردن نرخ سود و ربا، به اقتصاد پولى سروسامان داد، و پول بر پول افزوده شود.
٦ - اينجاست كه ظلم و بى‌عدالتى عظيمى رخ مى‌دهد به اين صورت كه بانك‌ها پول را قرض مى‌دهند و بر قرض‌هاى خود، سودهايى معين مى‌كنند و از مابه التفاوت سوددهى به پول‌هاى پس انداز مشتريان خود و پول‌هاى قرض داده شده، به عنوان سرمايه افزوده بانك‌ها استفاده مى‌كند كه هر روز بر آن افزوده مى‌شود چون درصد سوددهى به مشتريان هميشه از سودى كه از مقروض‌هاى مشتريان خود مى‌گيرد، بسيار كمتر است و اين رمز پايدارى بانكدارى امروز است كه پول روى پول مى‌آيد.
٧ - كسانى كه از بانك پول ربائى مى‌گيرند، مجبورند كه يك نوع تلاش بى اجر و مزد و بى حدى انجام دهند كه اول بتوانند اصل پول را به اضافه سود بانكى برگردانند و در همين حال بتوانند سودى هم از قبل آن پول به دست بياورند تا فقط حمال بانكى نباشند و بتوانند آينده خود را بسازند. پس اين نظام پولى ظلم زيادى را بر عاملان تحميل مى‌كند.
٨ - عامل اگر رئيس يك كارخانه باشد، فشار نهايى خود را بر مديران و كارگران خواهد گذاشت تا بتواند سوددهى داشته باشد و گر نه سرمايه خود را يكجا به بانك واگذار خواهد كرد و از همين جاست كه كارگزاران بانكى در واقع بر كارگران و مديران ظلم بى حد روا مى‌دارند تا سود بانكى و سود، تأمين شود و از همين ظلم‌هاى متراتب به عنوان رشد اقتصادى و عقلانيت اقتصادى ،نام برده مى‌شود.
٩ - اگر كارگزار بانكى نتواند سود و اصل پول را برگرداند، بانك در سرمايه او نيز شريك خواهد شد و يا حتى ملك و املاك را به نفع خود مصادره مى‌كند. به اين ترتيب »غارت سرمايه‌ها« توسط بانك‌ها نيز شكل مى‌گيرد و اين غارت از يك طرف بر قدرت بانك‌ها و از طرف ديگر بر كارگزاران، فقر و ندارى را خواهد افزود. كه اين خود از مظاهر ديگر بى‌عدالتى در جامعه است.
١٠ - از آنجا كه انحصارطلبى نتيجه چنين اقتصادى است، بانك مركزى كشورهاى سرمايه محور در اقتصاد پولى دخالت مى‌كند و با بالا و پايين بردن سوددهى بانكى و نرخ سود بانكى اجازه ركود (پول كم و كالاى بسيار) و تورم (پول بسيار و كالاى كم) را نمى‌دهد. چون در اين صورت روند به سود سرمايه محور (صاحبان بانك‌ها) نبوده و رشد پولى در جامعه متوقف مى‌شود. پس با اين مكانيسم نيز از عدالت خبرى نخواهد بود چون اين مكانيسم به دنبال عدالت نيست بلكه به دنبال تعديل عرضه و تقاضا است.
١١ - جهانى سازى امريكائى به معناى ايجاد بانك مركزى جهانى است كه پول واحد جهانى (دلار) را با كم و زياد كردن سود بانكى تنظيم خواهد كرد. به عبارتى كلّ نظام پولى جهانى تحت يك نظام پولى بانكى بودن؛ هدف اصلى نظريه و پروژه جهانى سازى است پس جهانى تحت بانك مركزى جهانى، داراى يك »ظلم بى پايان« خواهد شد كه سراسر سرزمين را خواهد پوشانيد.
١٢ - شكست پول واحد اروپائى (يورو) اقتصادهاى ملى كشورها را به بنگاه‌هاى اقتصادى تحت نفوذ بانك‌هاى امريكائى و جهان را به عنوان عوامل اجرائى (صف) و امريكا را به عنوان عامل سياست‌گزارى(ستاد) تبديل خواهد كرد. پس آلودگى هوا و محيط زيست و آرزوى اجتماعى و.... همه و همه سهم كشورهاى ديگر خواهد شد و امريكا بعنوان يك كشور بانكى و ادارى بسيار تميز خواهد بود و آنگاه نظام نوين جهانى تحقق پيدا كرده است.