پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - سه رکن و یک رویه - شیرودی مرتضی

سه رکن و یک رویه
شیرودی مرتضی

سازمان ملل متحد در جنگ عراق عليه ايران، به زعم خويش در جهت انجام وظيفه اصلى‌اش ، يعنى محفوظ داشتن نسلهاى آينده از خطر و بلاى جنگ، حفظ صلح و امنيت بين‌المللى و جلوگيرى از تهديدات عليه صلح، به اتخاذ و اجراى تصميمات متعدد مبادرت ورزيد.
با نگاهى به مجموعه فعاليت‌هاى سازمان ملل كه در اين رابطه به عمل آورده است، به وضوح آشكار مى‌شود كه شوراى امنيت، دبير كل و مجمع عمومى تلاشهاى زيادى مبذول داشتند. اگرچه تلاش‌هاى اين سه ركن سازمان ملل متحد ، مستقل از هم اتخاذ مى‌شد، ولى به علت پيوندهاى تشكيلاتى و يكسان‌بودن شرايط حاكم بر سه ركن، تفاوت چندانى در سياست‌هاى آنها ديده نمى‌شود. همچنين اين فعاليت‌ها با تأثير از شرايط موجود منطقه‌اى و جهانى، از فراز و نشيب‌هاى فراوانى برخوردار بود.»١« ولى در هر صورت زمينه‌هاى پذيرش قطعنامه از سوى دولتين عراق و ايران، پس از ٨ سال جنگ را فراهم آورد. اينك اهم اين فعاليت‌ها را مورد برررسى و تجزيه و تحليل قرار مى‌دهيم:

الف. شوراى امنيت سازمان ملل در برابر جنگ تحميلى
شوراى امنيت سازمان ملل متحد، يك روز پس از حمله سراسرى عراق عليه ايران، اولين اقدامش را در قبال جنگ با صدور بيانيه ٢٣ سپتامبر ١٩٨٠ ( ١ مهر ١٣٥٩) به انجام رسانيد، و ٥ روز بعد از آن، نخستين قطعنامه خود را صادر كرد، اين روند با صدور ٨ قطعنامه و بيش از ١٥ بيانيه ديگر ادامه يافت. عمده اين قطعنامه‌ها و بيانيه‌ها، صرفاً جنبه توصيه داشت،»٢« ولى قطعنامه ٥٩٨ يك استثناء در اين مورد است، زيرا اين قطعنامه يك تصميم با پيشنهادهاى اجرايى براى پايان دادن به جنگ ٢٨٨٧ روزه عراق عليه ايران به شمار مى‌رود. جزئيات مواضع شوراى امنيت سازمان ملل متحد در صول جنگ تحميلى به اين شرح است:
١.در پى درخواست مكتوب ٢٣ سپتامبر ١٩٨٠ (١ مهر ١٣٥٩) دبير كل، شوراى امنيت ضمن مشورت با اعضا، اولين موضع‌گيرى خود در مورد جنگ ايران و عراق را تحت عنوان بيانيه اعلام مى‌دارد، و طى آن نگرانى عميق خود را از گسترش احتمالى اين برخوردابراز داشته و از طرفين خواست از هرگونه اقدامى كه منجر به وخيم‌تر شدن اوضاع مى‌شود، خوددارى نمايند و اختلافات خود را از طريق راه‌هاى مسالمت‌آميز حل و فصل كنند. همچنين از پيشنهاد و بكارگيرى مساعى جميله كه از سوى دبير كل براى پايان دادن به جنگ مطرح شده، حمايت كرد.»٣«
شوراى امنيت به دنبال تقاضاى ٢٥ سپتامبر ١٩٨٠ (٣ مهر ١٣٥٩ ) دبير كل، در ٢٦ و ٢٨ سپتامبر (٤ و ٦ مهر)تشكيل جلسه داد و نخستين قطعنامه خود را به اتفاق آرا و در جلسه شماره ٢٢٤٨ تحت عنوان قطعنامه ٤٧٩ به تصويب رساند. اين قطعنامه داراى ٥ ماده بود و موضوع جنگ را تحت عنوان وضعيت ميان ايران و عراق مورد بررسى قرار داد.
در اين قطعنامه ضمن يادآورى تعهد كشورهاى عضو به حل و فصل مسالمت‌آميز اختلافات و عدم توسل به زور و مسؤوليت شوراى امنيت در حفظ صلح و امنيت بين‌المللى و با ابراز تأسف عميق از وضعيت رو به گسترش بين ايران و عراق، از طرفين خواست كه از بكار بردن بيشتر زور خوددارى نموده و اختلاف خود را از طريق مسالمت‌آميز حل نمايد و نيز از هر گونه پيشنهاد مناسبى كه مى‌تواند منجر به صلح شود، استقبال كنند. همچنين از عموم كشورها تقاضا كرد كه از هرگونه اقدامى كه منجر به تشديد منازعه مى‌شود، بپرهيزند. در ضمن از كوشش‌هاى دبير كل و مجدداً از پيشنهادش در مورد بكارگيرى مساعى جميله براى حل وضعيت موجود بين ايران و عراق پشتيبانى كرد و از وى خواست نتايج اقدامات خود را ظرف مدت ٤٨ ساعت به شوراى امنيت گزارش دهد. در پايان جلسه، رييس تونسى شوراى امنيت،»٤«منازعه بين ايران و عراق را يك تهديد واقعى براى صلح و امنيت بين‌المللى قلمداد نمود.
در فاصله ١٥ تا ٢٩ اكتبر ١٩٨٠ (٢٢ مهر تا ١٦ آبان ١٣٥٩) شوراى امنيت ٥ جلسه ديگر در مورد جنگ تشكيل داد كه هيچ‌يك منجر به صدور قطعنامه يا بيانيه‌اى نگرديد. در جلسه ١٥ اكتبر، "سعدون حمادى" وزير امور خارجه عراق و در جلسه ١٧ اكتبر محمدعلى رجايى نخست وزير وقت ايران به تفصيل نقطه نظرات دولتهاى خويش در مورد ريشه‌هاى جنگ ايران و عراق را مطرح نمودند.»٥« سرانجام شوراى امنيت پس از بررسى‌هاى لازم در ٥ نوامبر ١٩٨٠ (١٤ آبان ١٣٥٩) بيانيه‌اى صادر كرد و از تلاش‌هاى دبير كل و پيشنهاد او مبنى بر تعيين و اعزام نماينده‌اى جهت مذاكره با دو دولت ايران و عراق حمايت كرد و از دبير كل خواست نتيجه اقدامات خود را در اين مورد به اطلاع شوراى امنيت برساند.
٢.شوراى امنيت پس از صدور بيانيه ٥ نوامبر ١٩٨٠ (١٤ آبان ١٣٥٩) در يك سكوت سنگين فرو رفت تا سرانجام پس از ٢١ ماه و ١٥ روز يعنى در ١٢ ژوئن ١٩٨٢ (٢١ تير ١٣٦١) در جلسه ٢٣٨٣ خود قطعنامه ٥١٤ را در باره جنگ صادر كرد. جلسه شورا به خواست كشور اردن و حمايت آمريكا تشكيل گرديد »٦« و به اتفاق آرا قطعنامه مزبور را به تصويب رساند. در اين قطعنامه ضمن ابراز نگرانى از ادامه وضعيت ميان ايران و عراق،خسارات مادى و معنوى ناشى از آن و تهديدى را كه متوجه صلح كرده است، ياد نموده است. از نكات جديدى كه در اين قطعنامه آمده است، مى‌توان به يادآورى قطعنامه ٤٧٩ و بيانيه ٥ نوامبر ١٩٨٠ (١٤ آبان ١٣٥٩ ) شورا، و توجه به كوشش‌هاى ميانجى‌گرى دبير كل، جنبش عدم تعهد و سازمان كنفرانس اسلامى اشاره كرد. و نيز خواستار آتش بس و خاتمه فورى كليه عمليات نظامى، عقب نشينى نيروها به مرزهاى شناخته شده بين‌المللى، هماهنگى بين كوشش‌هاى ميانجى‌گرى تحت نظارت دبير كل براى حصول به يك راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه متكى به اصول منشور ملل متحد و اصول روابط بين‌المللى قابل قبول براى طرفين و پرهيز كليه كشورها از اقدامات تشديد كننده منازعه گرديد. و تصميم خود مبنى بر اعزام گروهى از ناظران سازمان ملل متحد، براى تأييد، تحكيم و نظارت بر آتش بس و عقب نشينى نيروها را اعلام كرد.
در ١٥ ژوئيه ١٩٨٢ (٢٤ تير ١٣٦١ ) رييس شوراى امنيت به نمايندگى از اعضا، بيانيه‌اى را منتشر ساخت و در آن نگرانى شوراى امنيت از عدم اجراى قطعنامه ٥١٤ را مطرح كرد و در ضمن، خواستار حل مسالمت‌آميز منازعه ايران و عراق شد. اين بيانيه نيز مورد قبول ايران قرار نگرفت. متعاقب آن و بر اساس تقاضاى مورخ ١ اكتبر ١٩٨٢ (٩ مهر ١٣٦١) نماينده عراق در سازمان ملل متحد، شوراى امنيت تشكيل جلسه داد»٧« و قطعنامه ٥٢٢ را در جلسه ٢٣٩٩، كه در ٤ اكتبر ١٩٨٢ (١٢ مهر ١٣٦١ ) برگزار شد، به اتفاق آرا به تصويب رساند. در اين قطعنامه همانند قطعنامه‌ها و بيانيه‌هاى قبلى ابتدا به ابراز تأسف از ادامه مناقشه و خسارات سنگين انسانى و تهديدى را كه اين مناقشه متوجه صلح و امنيت بين‌المللى كرده است، و نيز به تأييد و تأكيد بر قطعنامه‌ها و بيانيه‌هاى گذشته و گزارش ١٥ جولاى ١٩٨٢ (٢٤ تير ١٣٦١ ) پرداخت، آنگاه خواستار آتش بس فورى و خاتمه عمليات جنگى و بازگشت نيروهاى نظامى به مرزهاى شناخته شده بين‌المللى گرديد و به صورت تلويحى از اقدام عراق در پذيرش قطعنامه استقبال و از طرف ديگر يعنى ايران، خواست كه به اقدام مشابه دست زند. »٨« همچنين شورا بر اجراى بدون تأخير تصميم خويش مبنى بر اعزام گروه ناظران سازمان ملل متحد و لزوم ادامه كوشش‌هاى ميانجى‌گرانه تأكيد ورزيد. مجدداً از كشورها خواست از اقداماتى كه باعث طولانى شدن جنگ مى‌شود، پرهيز نمايند و زمينه تسهيل اجراى قطعنامه را فراهم آورند. و نيز از دبير كل تقاضا نمود كه ظرف مدت ٧٢ ساعت گزارش خود را در اجراى اين قطعنامه تسليم شورا كند.
٣.رييس شوراى امنيت در سال ١٩٨٣ / ١٣٦٣ طى صدور يك بيانيه جديد، درخواست آتش‌بس فورى، عقب نشينى نيروهاى نظامى به مرزهاى شناخته شده بين‌المللى و حل و فصل صلح‌آميز جنگ را از طرفين به عمل آورد. اين بيانيه مطلب جديدى نسبت به قطعنامه‌ها و بيانيه‌هاى قبلى شوراى امنيت نداشت. شوراى امنيت، متأثر از عملياتهاى موفقيت‌آميز نيروهاى مسلح ايران، براى صدور قطعنامه جديد»٩« در تاريخ ٣٢ اكتبر ١٩٨٣ (٩ آبان ١٣٦٢ ) جلسه شماره ٢٤٩٣ خود را تشكيل داد و قطعنامه ٥٤٠ را با ١٢ رأى موافق و سه رأى ممتنع پاكستان، نيكاراگوئه و مالت به تصويب رساند. در اين قطعنامه مطابق شيوه قبلى شوراى امنيت، بر قطعنامه‌ها و بيانيه‌هاى گذشته شورا تأكيد شد. قطعنامه ٥٤٠ حاوى نكات جديدى چون محكوم ساختن نقض حقوق انسانى و بشر دوستانه مغاير با كنوانسيون‌هاى ١٩٤٩ / ١٣٢٨ ژنو ، در خواست از ايران و عراق به رعايت احترام به حق و آزادى كشتيرانى و بازرگانى در آبهاى بين‌المللى و پرهيز از حمله به تأسيسات و بنادر دور از ساحل، خوددارى از هر گونه اقدامى كه صلح و امنيت دريايى منطقه به خطر مى‌اندازد، بوده است. در پى تأييد هيئت اعزامى سازمان ملل به منطقه درگيرى ايران و عراق، مبنى بر كاربرد سلاح شيميايى توسط عراق، دبير كل گزارش هيئت را به شوراى امنيت تحويل مى‌دهد و شورا ضمن صدور بيانيه‌اى در ٣٠ مارس ١٩٨٤ (١٠ فروردين ١٣٦٣ ) بدون ذكر نام كشور عراق، كاربرد سلاح شيميايى را براى اولين بار»١٠« در جنگ ايران و عراق قوياً محكوم مى‌سازد. شوراى همكارى خليج فارس در تاريخ ٢١ مه ٣١)١٩٨٤ ارديبهشت ١٣٦٣ ) نسبت به تجاوز و نقض حقوق و آزادى كشتيرانى از سوى ايران در حمله به كشتى‌ها در خليج فارس به شوراى امنيت سازمان ملل متحد شكايت كرد. بر اين اساس، شوراى امنيت ضمن تشكيل جلسات متعدد، نهايتاً در جلسه شماره ٢٥٤٦ مورخ ١ ژوئيه ١٩٨٤ (١١ خرداد ١٣٦٣ ) با ١٣ رأى موافق و ٢ رأى ممتنع قطعنامه ٥٥٢ را تصويب كرد. در اين قطعنامه با يادآورى تعهد كشورهاى عضو در رعايت حسن همجوارى، احترام به اهداف و اصول منشور ملل متحد، عدم توسل به زور عليه تماميت ارضى و اهميتى كه خليج فارس در صلح و امنيت بين‌المللى و ثبات اقتصاد جهانى ايفا مى‌كند، از كشورهاى درگير خواست بر اساس حقوق بين‌الملل، حق كشتيرانى آزاد و تماميت ارضى كشورهايى را كه طرف مخاصمه و درگيرى نيستند، محترم بشمارند.»١١« و همچنين خواهان توقف فورى هرگونه حمله به كشتى‌ها شد و حمله به كشتى‌ها رانيز محكوم كرد. در بند ٦ قطعنامه ذكر شد كه چنانچه مفاد اين قطعنامه رعايت نگردد، شورا به بررسى اقدامات موثرى كه اجراى آزاد كشتيرانى را تضمين نمايد خواهد پرداخت. بعد از صدور قطعنامه ٥٥٢ تا پايان سال ١٣٦٣/١٩٨٤ به استثناى بيانيه ١٩ ژوئن (٢٦ خرداد) اقدام ديگرى انجام نداد. در اين بيانيه شوراى امنيت تصميم دبير كل مبنى بر اعزام دو هيئت به ايران و عراق به منظور بررسى اتهام حمله به مناطق مسكونى را تأييد و تنفيذ كرد.»١٢«
٤. شوراى امنيت در سال ١٩٨٥ /١٣٦٤ قطعنامه‌اى را صادر نكرد و فقط اقدام به صدور ٣ بيانيه كرده است. در اولين بيانيه كه در ٥ مارس (١٤ اسفند) منتشر شد، از طرفين خواست كه از حمله به مناطق مسكونى دست بردارند و به توافقى كه با دبير كل در اين زمينه انجام داده‌اند، احترام بگذارند. بار ديگر شوراى امنيت در ١٥ مارس (٢٤ اسفند) در دومين بيانيه خويش، خواستار اجراى توافق عدم حمله به مناطق مسكونى و نيز كوشش براى يافتن راه حل مسالمت‌آميز در منازعه گرديد. شوراى امنيت سومين بيانيه خود را در ٢٥ آوريل (٥ ارديبهشت) صادر كرد. در اين تاريخ ،نظر شورا بار ديگر متوجه به كارگيرى سلاح شيميايى در جنگ ايران و عراق شد. بر اين اساس، با صدور بيانيه مذبور كاربرد سلاح شيميايى عليه نيروهاى ايرانى را بدون ذكر نام كشور عراق، قوياً محكوم كرد. مهمترين علت صدور اين بيانيه، با توجه به لحن محكمى كه داشت، براى فشار غير مستقيم به عراق به منظور پذيرش طرح ٨ ماده‌اى دبير كل دانسته‌اند.»١٣«
٥ . عمليات والفجر ٨ كه در تاريخ ٢٠ بهمن ١٣٦٤ از سوى ايران انجام شد، منجر به ورود نيروهاى ايرانى به فاو و قسمت هايى از منطقه فاو گرديد، و نيز ارتباط دريايى عراق را قطع و قواى ايرانى به مرزهاى كويت و شهر بصره عراق بسيار نزديك شدند. متعاقب آن عراق و اتحاديه عرب از شوراى امنيت درخواست كردند»١٤« كه براى رسيدگى به موضوع جنگ تشكيل جلسه دهد. شوراى امنيت در ٢٤ فوريه ١٩٨٦ (٥ اسفند ١٣٦٤) جلسه شماره ٢٦٦٦ خود را تشكيل داد و قطعنامه ٥٢٨ را به اتفاق آرا به تصويب رساند. از نكات جديدى كه در اين قطعنامه به چشم مى‌خورد به موضوعاتى چون اشاره شورا به تلاش ٦ ساله‌اش در مورد وضعيت ايران و عراق، ياد آورى امضاى پروتكل منع استفاده از گازهاى خفه كننده، سمى يا ساير گازها و سلاح‌هاى ميكروبى در جنگ، تأكيد بر اصل غير قابل بودن تصرف اراضى از راه زور اشاره كرد. همچنين شوراى امنيت از اقدامات اوليه‌اى كه سبب منازعه گرديد و نيز از شدت يافتن منازعه و بمباران مراكز مسكونى، كشتى‌ها و هواپيماهاى غير نظامى ابراز تأسف كرد. و از طرفين خواست با قطع بى درنگ كليه مخاصمات، آتش بس فورى را به مرحله اجرا گذارند و سپس به مبادله اسرا با همكارى كميته بين‌المللى صليب سرخ بپردازند.
شوراى امنيت در ادامه كوششهايش در مورد جنگ ايران و عراق، در تاريخ ٢١ مارس ١٩٨٦ (١ فروردين ١٣٦٥) بر اساس گزارش متخصصان علوم پزشكى اعزامى از سوى سازمان ملل متحد بيانيه‌اى صادر كرد كه در آن براى اولين بار با ذكر نام كشور عراق، كاربرد سلاح شيميايى توسط آن كشور عليه نيروهاى ايرانى محكوم شد. همچنين در اين بيانيه ادامه درگيرى طرفين محكوم گرديد. شوراى امنيت در مورخ ٢٩ اوت ١٩٨٦ (٧ شهريور ١٣٦٥ ) ضمن صدور بيانيه‌اى ديگر، از افزايش احتمالى دامنه درگيرى و گسترش حمله به كشتى‌هاى تجارى و مناطق غير نظامى ابراز نگرانى كرد و از تلاش‌هاى مداوم دبير كل، بويژه در زمينه عدم بكارگيرى سلاح‌هاى شيميايى و نيز از اعلام دو كشور ايران و عراق مبنى برخوردارى از حمله به مناطق مسكونى حمايت كرد.
شوراى امنيت به درخواست اتحاديه عرب - كه از اعلام ايران مبنى بر تصميم به دست زدن به عمليات سرنوشت ساز بيمناك بودند - از آغاز اكتبر ١٩٨٦ (٨ مهر ١٣٦٥) بحث خود را در مورد درگيرى عراق و ايران شروع كرد. در جلسه سوم اكتبر (١١ مهر)، دبير كل طى سخنانى نگرانى عميق جامعه جهانى را از روند ادامه و توسعه منازعه ابراز داشت.»١٦« سرانجام شوراى امنيت در جلسه شماره ٢٧١٣ خود به اتفاق آرا منجر به قطعنامه ٥٨٨ را در تاريخ ٨ اكتبر ١٩٨٦ (١٦ مهر ١٣٦٥ ) صادر نمود. شوراى امنيت در دو قطعنامه ٥٥٢ و ٥٨٢ به قطعنامه‌ها و بيانيه‌هاى گذشته خويش اشاره‌اى نمى‌كند، اين روند در قطعنامه ٥٨٨ هم ادامه مى‌يابد، با اين تفاوت كه در قطعنامه جديد از دو كشور ايران و عراق خواسته شد كه بدون درنگ قطعنامه ٥٨٢ را به مرحله اجرا گذراند. و نيز از دبير كل خواست با مشورت طرفين منازعه بر شدت فعاليت هايش در اجراى قطعنامه ٥٨٢ بيفزايد. اين قطعنامه به استثناى نكات مزبور حاوى مطلب جديد ديگرى نبوده است.
شوراى امنيت پس از دريافت گزارش جديد دبير كل در مورد تازه‌ترين مواضع دولتين ايران و عراق نسبت به قطعنامه ٥٨٢ و ٥٨٨ و طرح ٨ ماده‌اى دبير كل، تشكيل جلسه داد. و اين جلسه كه در ٢٢ دسامبر ١٩٨٦ (٣١ شهريور ١٣٦٥ ) منعقد شد، منجر به صدور بيانيه‌اى گرديد كه در آن به تكرار موضوعاتى چون ابراز نگرانى عميق از وضعيت وخيم موجود بين ايران و عراق، اظهار تأسف از نقص قوانين انسان دوستانه بين‌المللى، درخواست از طرفين به منظور اجراى قطعنامه‌هاى ٥٨٢ و ٥٨٨، تصميم شورا به حل و فصل مسالمت‌آميز اختلاف موجود، ادامه كوشش دبير كل در حل منازعه و مانند آن مى‌پردازد. ايران در پاسخ به اين بيانيه، همانند آنچه را كه در مورد قطعنامه ٥٨٨ اعلام كرده بود، مجدداً اعلام كرد بخشى از قطعنامه ٥٨٢ و ٥٨٨ و بيانيه ٢٢ دسامبر ١٩٨٦ (٣١ شهريور ١٣٦٥ ) كه ناظر برخاتمه مخاصمات بدون تعيين متجاوز است را نمى‌پذيرد.»١٧«
٦. در پى اعلام دبير كل، مبنى بر اينكه حاضر است نظراتش را در اختيار شوراى امنيت بگذارد تا آن شورا بتواند به مبنايى كه مورد قبول طرفين براى مذاكره باشد، دست يابد. شورا ضمن پاسخ مثبت به اين درخواست از فوريه ١٩٨٧(بهمن ١٣٦٦ ) يك گروه كار مشترك و سازمان يافته مركب از اعضاى دايمى شورا براى پايان بخشيدن به منازعه ايران و عراق تشكيل داد. متعاقب آن در ١٦ ژانويه بيانيه‌اى از سوى شورا منتشر شد كه حاكى از نگرانى شورا در توسعه خصومت موجود بود و نيز از طرفين درخواست كرد كه قطعنامه‌هاى ٥٨٢ و ٥٨٨ را به مرحله اجرا گذراند. در ضمن از تلاشهاى دبير كل در فراهم آوردن رضايت طرفين به اجراى قطعنامه‌هاى مزبور، قدر دانى كرد. در ١٤ مه ١٩٨٧ (٢٤ فروردين ١٣٦٦ ) شوراى امنيت در پى تأييد مجدد كاربرد سلاح شيميايى عراق عليه ايران توسط گروه اعزامى دبير كل، براى بار ديگر طولانى شدن درگيرى و استفاده مكرر از سلاح شيميايى را محكوم كرد. امّا در هر صورت، بر اثر تلاش گروه مزبور پيش‌نويس يك قطعنامه جديد كه حاوى نكات جديدى بود، در تاريخ ٢١ ژوئن ١٩٨٧ (٣١ خرداد ١٣٦٦) تهيه شد.
شوراى امنيت پس از مشورت‌هاى فراوان در مورد پيش‌نويس مذكور، سرانجام در جلسه شماره ٢٧٥٠ مورخ ٢٠ ژوئيه ١٩٨٧ (٢٩ تير ١٣٦٦ ) با تأكيد بر مواد ٣٩ و ٤٠ منشور ملل متحد، مفصل‌ترين، اجرائى‌ترين و آمرانه‌ترين قطعنامه را تحت عنوان قطعنامه ٥٩٨ به تصويب رساند.»١٨« در مقدمه اين قطعنامه بر لزوم اجراى قطعنامه ٥٨٢ تاكيد شد و از عدم توجه به درخواستهاى گذشته‌اش از سوى ايران و عراق و آغاز، ادامه، گسترش و تشديد منازعه و بمباران مراكز مسكونى غير نظامى، حملات به كشتيها و هواپيماها، نقض قوانين بين‌المللى، كاربرد سلاحهاى شيميائى ابراز تأسف كرد. و ضرورت اتمام اقدامات نظامى بين طرفين و ايجاد يك راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه و پايدار گوشزد گرديد و مفاد منشور ملل متحد، در مورد حل مسالمت‌آميز اختلافات بين المللى را يادآورى نمود.در بخش اجرايى قطعنامه شوراى امنيت خواستار عقب‌نشينى نيروهاى دو طرف به مرزهاى شناخته شده بين‌المللى و رعايت آتش‌بس همه جانبه به عنوان نخستين گام‌در جهت حل و فصل مناقشه گرديد. و نيز از طرفين خواست بدون تأخير پس از برقرارى آتش بس نسبت به اجراى آزادسازى اسرا اقدام نمايند. و با دبيركل در تلاش به منظور اجراى قطعنامه و دستيابى به يك راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه و مورد قبول طرفين، همكارى مى‌كنند. اين قطعنامه از دبير كل تقاضا كرد كه پس از مشورت با طرفين، زمينه‌هاى حل و فصل مناقشه را فراهم آورد.قطعنامه مزبور سه تيم كارشناسى را براى امور ذيل پيش بينى كرد.
- نظارت، بررسى و تاييد آتش بس و عقب نشينى
- تعيين شروع كننده جنگ
- مطالعه موضوع بازسازى
موضع ايران در قبال قطعنامه ٥٩٨، نه رد و نه تائيد آن بود و اين موضعگيرى تا پذيرش قطعنامه از سوى ايران ادامه يافت. علت چنين موضعگيرى آن بود كه اين قطعنامه برخى از نظرات ايران را تأمين كرده بود.(مانند تعيين متجاوز) امّا در عين حال به عمده‌ترين خواست ايران يعنى شناسايى متجاوز قبل از آتش بس و عقب نشينى نيروها توجهى نشد.»« امّا عراق»١٩« در ٢٢ ژوئيه ٣١)١٩٨٧ تير ١٣٦٦) يعنى دو روز بعد از تصويب قطعنامه پس از تشكيل جلسه شوراى فرماندهى انقلاب و رهبرى حزب بعث، قطعنامه ٥٩٨ را مى‌پذيرد. در ٢٣ ژوئيه (١ مرداد)وزير امور خارجه عراق موضع جديد دولتش را به دبير كل اطلاع مى‌دهد و در ١٤ اوت (٢٣ مرداد) همان سال عراق رسماً قطعنامه ٥٩٨ را مى‌پذيرد. رييس شورا طى بيانيه‌اى كه در ١١ دسامبر (٢٠ بهمن ١٣٦٦ ) صادر كرد، قطعنامه ٥٩٨ را تنها راه حل وصول به حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار منازعه ايران و عراق عنوان كرد و بدين وسيله راه را بر تغيير و جابجايى مواد قطعامه ٥٩٨، بست.»٢٠« و نيز در ٢٤ دسامبر ٣)١٩٨٧ اسفند ١٣٦٦) به تعهد و پايبندى اعضاى شورا به اجراى قطعنامه ٥٩٨ اشاره كرد.
٧. شوراى امنيت در سال ١٩٨٨ /١٣٦٧ همچنان به اقداماتش براى پايان بخشيدن به جنگ ايران و عراق ادامه داد. بر اين اساس شوراى امنيت در ١٦ مارس ١٩٨٨ (٢٥ اسفند ١٣٦٧ ) در بحث راجع به منازعه عراق و ايران، از تلاشهاى دبير كل به منظور حل و فصل قطعنامه ٥٩٨ پشتيبانى نمود و در ٨ آوريل (١٩ فروردين) همين سال، مواضع ايران و عراق در خصوص قطعنامه را مورد بررسى قرار داد. تاييد هيأت اعزامى دبير كل، مبنى بر كاربرد سلاح شيميايى در منازعه ايران و عراق و ارسال گزارش آن به شورا توسط دبير كل در تاريخ ٢٥ آوريل ١٩٨٨ (١٥ ارديبهشت ١٣٦٧) منجر به صدور قطعنامه ٦١٢ در جلسه شماره ٢٨١٢ مورخ ٩ مه ١٩٨٨ (١٩ ارديبهشت ١٣٦٧) به اتفاق آرا گرديد. در اين قطعنامه استفاده از سلاحهاى شيميايى در منازعه ايران و عراق مغاير پروتكل ١٩٤٩/ ١٣٢٨ دانسته شده و به شدت آن را محكوم كرد. همچنين خواهان رعايت اين پروتكل شده و بر ضرورت رعايت آن تأكيد ورزيد. و از كشورهاى ديگر خواست به اعمال كنترل به صدور توليدات شيميايى كه در ساخت سلاحهاى شيميايى مورد استفاده قرار مى‌گيرد، بيفزايند. شوراى امنيت سه روز قبل از پذيرش قطعنامه از سوى ايران، براى بررسى شكايت‌ايران از آمريكا در مورد ساقط ساختن هواپيماى مسافربرى ايران در خليج فارس، تشكيل جلسه داد و پس از بحث و بررسى و استماع سخنان نمايندگان ايران و آمريكا، سه روز پس از قبول و پذيرش قطعنامه از سوى ايران، با صدور قطعنامه ٦١٦ تنها به اظهار اندوه و اعلام تسليت به بازماندگان حادثه اكتفا مى‌كند. جالب اينكه در آخرين بند قطعنامه به لزوم اجراى كامل و فورى قطعنامه ٥٩٨ به عنوان تنها اساس و پايه براى رسيدن به صلحى پايدار و عادلانه تأكيد مى‌شود.

ب. دبيركل و جنگ تحميلى
دبيركل در اولين ساعات شروع جنگ، فعاليتش را به منظور خاتمه بخشيدن به جنگ آغاز كرد. در واقع دبير كل، نخستين مرجع بين‌المللى بود كه نسبت به حمله عراق عليه ايران با عنوان برخورد واكنش نشان داد. با تعويض دبير كل و انتخاب "خاوير پرز دوكوئيار در سال ١٩٨٢ /١٣٦١ به عنوان دبير كل جديد، فعاليتهاى دبيركل در رابطه با مسايل جنگ، روندى رو به افزايش گرفت. به طور كلى عمده‌ترين فعاليت‌هاى دبير كل را مى‌توان تلاش در جلب نظر شوراى امنيت به مسئله جنگ عراق با ايران، مشورت و ديدارها مختلف با مقامات ايرانى و عراقى و اعضاى شوراى امنيت، اعزام هيأت‌هاى متعدد به ايران و عراق و ارسال گزارشات آن به شوراى امنيت، ابتكار ١٢ ژوئن ١٩٨٤ (٢٠ خرداد ١٣٦٣) در خصوص خوددارى طرفين از حمله به مناطق مسكونى، ابتكار طرح ٨ ماده‌اى در ماه مارس ١٩٨٥ (فروردين ١٣٦٤ ) و ارايه طرح اجرايى براى قطعنامه ٥٩٨ را نام برد. مجموعه اقدامات دبير كل شامل زمينه‌هايى چون وادار كردن ايران و عراق به پرهيز از حمله به مناطق مسكونى، به كارگيرى سلاح‌هاى شيميايى و بدرفتارى با اسراى جنگى (يا رعايت مقررات بين‌المللى) و نيز كاهش آلام و مصايب جنگ و نهايتاً پايان دادن به جنگ بود.»٢١«
١.دبير كل در ٢٢ سپتامبر ٣١)١٩٨٠ شهريور ١٣٥٩ ) با صدور اعلاميه‌اى به دولت ايران و عراق پيشنهاد كرد كه به او اجازه دهند، مساعى‌اش را در حل مسالمت‌آميز برخورد دو كشور انجام دهد. ولى از ناحيه هيچ‌كدام پاسخى دريافت نكرد. در ظهر همين روز سخن‌گوى سازمان ملل متحد در مصاحبه مطبوعاتى، اعلاميه دبير كل را به اطلاع عموم رساند. روز بعد دبير كل براساس ماده ٩٩ منشور ملل متحد از شوراى امنيت خواست با توجه به احتمال افزايش مخاصمه بين دو كشور براى مذاكره پيرامون جنگ تشكيل جلسه دهد. اين جلسه در همان روز تشكيل و منجر به صدور اولين بيانيه شوراى امنيت گرديد.
در ٢٤ سپتامبر ١٩٨٠ (٢ مهر ١٣٥٩ ) دبير كل دو نامه جداگانه ولى با مضمون مشترك براى رؤساى جمهورى اسلامى ايران و جمهورى عراق فرستاد و خواستار خاتمه عمليات مسلحانه و حل و فصل مسالمت‌آميز اختلافات شد، عراق در پاسخ به اين نامه از پذيرش خاتمه عمليات نظامى خوددارى كرد و اقدام عراق را دفاع از خود دانست. دبير كل در تاريخ ٢٥ سپتامبر ١٩٨٠ (٣ مهر ١٣٥٩ )به شوراى امنيت اطلاع داد كه به رغم كوشش هايى كه به عمل آورده، منازعه ايران و عراق در زمين، هوا و دريا ادامه دارد و موجب خسارات مالى و جانى شده است. و براين اساس، از شوراى امنيت خواست كه مسئله را به فوريت رسيدگى نمايد. روز بعد شوراى امنيت تشكيل جلسه داد. دبير كل در آغاز جلسه شوراى امنيت‌خلاصه اقداماتى راكه درباره منازعه ايران و عراق انجام داده بود به اطلاع شوراى امنيت رساند و از شورا درخواست كرد كه وظيفه خود را درمورد حفظ صلح و امنيت بين المللى به انجام رساند. سپس شورا تشكيل جلسه داد و قطعنامه ٤٧٩ را صادر كرد. در خاتمه جلسه دبير كل طى سخنانى از ايران و عراق تقاضا كرد كه به قطعنامه ٤٧٩ پاسخ مثبت دهند، در پى اين تقاضا صدام حسين رييس جمهورى عراق در ٢٩ سپتامبر ١٩٨٠ (٧ مهر ١٣٥٩) نظر مساعد عراق نسبت به قطعنامه را به دبير كل اطلاع داد.»٢٢« دبير كل در ماه اكتبر ١٩٨٠(مهرماه ١٣٥٩) به شوراى امنيت اطلاع داد كه تلاش‌هايش براى حل مسئله كشتيهايى كه در اروند رود به علت آغاز جنگ محبوس شده‌اند، عقيم مانده است. در حالى كه ايران مشروط به اينكه كشتى‌ها با پرچم سازمان ملل متحد آبهاى اروند رود را ترك كنند، باخارج شدن كشتى‌ها از اروند رود موافقت كرده است. اما عراق با خروج كشتى‌ها مشروط به اينكه پرچم عراق را نصب نمايند، موافق بود. چندى بعد، با نظر مساعد شوراى امنيت، »اولاف پالمه«نخست وزير اسبق كشور سوئد را به عنوان نماينده خود براى مذاكره با دولتين ايران و عراق درباره مسايل جنگ انتخاب كرد. اولاف پالمه از سال ١٩٨٠ /١٣٥٩ تا سال ١٩٨٢ /١٣٦١، ٥ بار به تهران و بغداد مسافرت و با مقامات ايرانى و عراقى به مذاكره پرداخت.نتيجه تلاش دو ساله وى منجر به آزادسازى تعدادى از اسراى طرفين و خارج شدن ٦٣ كشتى تجارى خارجى گرفتار شده در اروند رود بود.»٢٣«
٢. قطعنامه ٥١٤ دبير كل را مأمور تهيه گزارش طى مدت ٣ ماه بعد از صدور قطعنامه در مورد پيشرفت اجرايى قطعنامه كرده بود. دبير كل در ١٥ ژوئيه ١٩٨٢ (٢٤ تير ١٣٦١ ) يعنى قبل از آنكه مدت تعيين شده شورا به اتمام برسد، گزارش خود را كه مبنى بر پذيرش قطعنامه ٥١٤ از سوى عراق و رد آن توسط ايران بود، تسليم شوراى امنيت كرد. ايران در ٢٨ اكتبر ١٩٨٢ (٦ آبان ١٣٦٢ ) از دبير كل خواست تا هيأتى براى بررسى تخريب مناطق مسكونى ايران كه به وسيله بمباران نيروهاى عراقى انجام شده بود، اعزام نمايد. اين در خواست در ٢ مه ١٩٨٣ (١١ ارديبهشت ١٣٦٢) تكرار شد. در اين ايام عراق هم تقاضاى مشابهى را مطرح كرد، متعاقب آن دبير كل تصميم گرفت هيأتى را به دو كشور ايران و عراق اعزام كند. هيأت اعزامى از ٢٠ مه (٢٩ ارديبهشت) تا يك ژوئن (٩ خرداد) از دو كشور بازديد به عمل آورد و گزارش خود را كه نشان دهنده خسارات سنگين مناطق مسكونى ايران و خسارات سبك عراق بود، تهيه و در ٢٠ ژوئن (٢٨ خرداد) دبير كل آن را تسليم شوراى امنيت نمود. با افزايش شمار اسراى عراقى، اين كشور»٢٤« در ١٠ ژوئن (١٨ خرداد) از دبير كل مى‌خواهد تا كميسيونى براى بررسى وضعيت اسراى جنگى تشكيل دهد. دبير كل براى تشكيل چنين كميسيونى با كميته بين‌المللى صليب سرخ مشورت كرد، اما تلاش در اين زمينه تا يكسال بعد بى‌نتيجه باقى ماند. ولى دبير كل به تلاش هايش درباره حل و فصل مسايل جنگ ادامه مى‌دهد. در اين راستا دبير كل در ٢٩ و ٣٠ سپتامبر ١٩٨٣ (٧ و ٨ مهر ١٣٦١) با وزراى امور خارجه ايران و عراق در نيويورك ملاقات مى‌كند و از آن نتيجه مثبتى به دست نمى‌آورد. پس از آن يعنى در ١١ دسامبر همان سال موضع مخالف و موافق ايران و عراق را در خصوص قطعنامه ٥٤٠ به اطلاع شوراى امنيت مى‌رساند.
٣.دبير كل در ١٠ فوريه ١٩٨٤ (٢٠ بهمن ١٣٦٣ ) پيام‌هاى جداگانه‌اى را براى ايران و عراق مى‌فرستد و در آن نگرانى خود را از ادامه مخاصمه ايران و عراق و خسارات ناشى از آن و نيز تصميمش را داير بر اعزام هيأتى براى بازديد تخريب مناطق مسكونى ايران و عراق ناشى از جنگ، اعلام مى‌دارد. اين اقدام در پاسخ به درخواست ٢٢ نوامبر ١٩٨٣ (١ آذر ١٣٦٢) ايران صورت مى‌گرفت و در ٨ مارس ١٩٨٤ (٦ اسفند ١٣٦٣) دبير كل مجدداً به در خواست ايران، هيأتى را براى بررسى اتهام كاربرد سلاح‌هاى شيميايى توسط عراق عليه ايران اعزام داشت، اين گروه پس از كسب نظر موافق عراق، عازم آن كشور هم شد. گروه اعزامى پس از تحقيق و بازرسى، نظر ايران در مورد كاربرد سلاح شيميايى قواى عراقى عليه ايران را تأييد كرد، اما دبير كل در گزارش‌هاى ٢٦ مارس (١٥ ارديبهشت) خود به شوراى امنيت فقط به ابراز تأسف از كاربرد سلاح شيميائى بدون ذكر نام كشور عراق بسنده كرد. »٢٥«
دبير كل در ٩ زوئن ١٩٨٤ (٢١ خرداد ١٣٦٣ ) از رؤساى جمهورى ايران و عراق تقاضا كرد، به حملات عليه مناطق مسكونى يكديگر خاتمه دهند. ايران درخواست دبير كل را پذيرفت و عراق نيز با تاكيد بر اين كه ايران ديگر نبايد نيروهاى نظامى‌اش را در مراكز مسكونى متمركز كند، به تقاضاى دبير كل جواب مثبت داد. متعاقب آن دبير كل تصميمش را براى اعزام دو هيأت به ايران و عراق به منظور نظارت بر عدم حمله به مناطق مسكونى، به اطلاع شوراى امنيت رساند، دبير كل پس از تأييد شورا، دو هيأت را در تاريخ‌هاى ٢١ و ٢٦ ژوئن (٢ و ٧ تير) در عراق و ايران مستقر كرد، ٣ روز بعد دبيركل با ارسال دو نامه از ايران و عراق خواست تا از تمركز نيروهاى نظامى در مناطق مسكونى خويش خوددارى نمايند، و تعهد خود را بر عدم كاربرد سلاح شيميايى ابراز دارند.
٤.در ١١ تا ١٧ ژانويه ١٩٨٥ (٢٠ تا ٢٦ دى ١٣٦٤) هيأت سازمان ملل متحد از اردوگاه‌هاى اسراى جنگى در عراق و از ١٨ تا ٢٥ ژانويه (٢٧ دى تا ٤ بهمن) همان سال از اردوگاه‌هاى اسراى جنگى در ايران بازديد به عمل آوردند. و طى گزارشى در ٢٢ فوريه ١٩٨٥ (٣ اسفند ١٣٦٤) به دبير كل اعلام كردند كه در هيچ‌يك از دو كشور ايران و عراق، اسراى جنگى آن چنان كه ادعا شده است، مورد بدرفتارى قرار ندارند.»٢٦«
در پى ادامه حملات به مناطق غير مسكونى، بار ديگر دبير كل در ٩ مارس (١٥ اسفند) با ارسال پيامى به رؤساى جمهورى ايران و عراق، از آنان خواست به توافق ١٢ ژوئن ١٩٨٤ (٢٠ خرداد ١٣٦٣) مبنى بر عدم حمله به مناطق مسكونى عمل نمايند. همچنين وى در ٥ و ١٥ مارس (١١ و ٢١ اسفند) خواستار قطع اين حملات و تعهد مجدد دو دولت نزد دبير كل مبنى بر عدم حمله به هدفهاى غير نظامى گرديد.
دبير كل از ١٨ تا ٢٦ مارس (٢٧ دى تا ٥ بهمن) در نيويورك ضمن ديدار با معاون وزارت امور خارجه ايران و وزير امور خارجه عراق، طرح ٨ ماده‌اى خود را به آنان عرضه مى‌دارد. اين طرح كه گام نخستين»٢٧« براى در وصول به طرحى جامع كه مورد قبول طرفين باشد، تحقق موارد زير را پيشنهاد مى‌كرد:
- قطع كليه حملات عليه مراكز غير نظامى و هوانوردى غير نظامى قبل از ساعت ٢٣/٥٩ روز ٢٦ مارس (٥ بهمن) به وقت گرينويچ.
- رعايت ضوابط پروتكل ١٩٢٥ژنو در مورد عدم بكارگيرى سلاح‌هاى شيميايى وبيولوژيكى قبل از ٨آوريل ١٧)١٩٨٥فروردين ١٣٦٤)
- خاتمه دادن به حملات عليه كشتى‌هاى غير مسلحِ‌تجارى با هر پرچم وهر مالكيت كه بين تنگه هرمز وبنادر كليه كشورهاى ساحلى در رفت وآمد هستند، وعدم حمله به بنادر ترمينال‌هاقبل از ساعت ٢٣/٥٩روز٣٠ آوريل ٨)١٩٨٥ارديبهشت ١٣٦٤)
- همكارى طرفين باكميته بين‌المللى صليب سرخ براى انجام‌ترتيبات مبادله اسراى جنگى بر اساس كنوانسيون سوم ژنو ١٣٢٨/١٩٤٩ وحفظ تماس دايم طرفين با دبيركل،براى تحقق موارد فوق، دبير كل ازدولت ايران وعراق تقاضا كرد كه نمايندگانى را از ١٦ آوريل ١٩٨٥ (٤ ارديبهشت ١٣٦٣) را براى بحث وبرقرارى ارتباط مستمر به نيويورك اعزام دارند.ايران اين طرح را پذيرفت ولى عراق از پذيرفتن آن خوددارى ورزيد.»٢٨« به رغم مخالفت عراق، دبيركل به كوشش هايش ادامه داد، وى در٧و٨ آوريل (١٧ù١٦ فروردين) به تهران وبغداد سفر كرد تا زمينه‌هاى پذيرش واجراى طرح ٨ ماده‌اى خود را بيشتر فراهم نمايد. دبير كل پس از بازگشت به
نيويورك گزارش سفرخود را تسليم شوراى امنيت كرد. او در اين گزارش اعلام كرد كه ايران با وجود اينكه مواضع شوراى امنيت در قبال جنگ را آغاز ناعادلانه مى‌داند ولى خواستار صلح است. براين اساس، وى خواهان شركت دو طرف در بررسى همه جانبه منازعه موجود گرديد.