پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - چنددرآمد بر نوانديشى دينى

چنددرآمد بر نوانديشى دينى


دكتر احمد كمال ابوالمجد، متفكر مسلمان برجسته مصرى و عضو مجمع البحوث الاسلاميه قاهره گفت: نوانديشى دينى به معنى خروج بر محكمات و ثوابت اسلام و تحريف احكام آن و تقليل ارزش‌ها و اصول اسلام نيست. وى در ادامه افزود: انديشه و آگاهى اكثريت امت اسلامى، برانگيزاننده نوانديشى و حتى نزديك به آن هم نيست و مسلمانان هنوز حجم تغييرات و تحولات شگرفى را كه آنان را احاطه كرده است، در نيافته‌اند و آهنگ حركت در آنها هزاران بار كندتر از آهنگ حركت جهان پيرامونشان است و تنها راه رهايى از اين وضع نيز احساس و درك زمان و شرايط پيرامون در ميان ما است.
وى تأكيد كرد: ما همچنان در مسير نوانديشى گام خواهيم زد و به گفتمان دينى خود تحول و تطور خواهيم بخشيد تا صداى ما به گوش‌هاى شنوا و دل‌هاى آگاه برسد؛ ما اجتهاد فقهى را با جسارت و اطمينان تعميق و تثبيت مى‌كنيم. بايد بدانيم كه ايستايى، جمود، اسارت در دام وابستگى و پس‌ماندگى، تماشاگر كاروان ترقى و سعادت ملت‌هاى ديگر بودن تنها جايگزين نوانديشى است.
وى گفت: ما نيز همانند سلف صالح خود مى‌دانيم كه تمام فقه و تمام علم و تمام اجتهاد در ملت‌هاى قديم و جديد در سه امر تجسم يافته است: شناخت حق، شناخت واقعيت، و تطبيق و تنزيل يكى از اين دو برديگرى؛ درست است كه قواعد كلى و چارچوب عام حق و اهداف كلان و بزرگ آن، دستخوش تغيير و تحول نمى‌شود، اما وقايعى كه اين حق بر آنها تطبيق و تنزيل مى‌يابد، دچار تغيير و تحول مستمر مى‌شود ؛ به هر روى نتيجه نهايى متغير است ؛ از اين رو مى‌بينيم كه فقهاى راستين و كاركشته در فقه و دانش (نه آنان كه سطحى مى‌نگرند و زبانشان بر عقلشان پيشى دارد)، از تغيير فتوا به تناسب تغيير زمان و مكان و احوال سخن مى‌گويند. حتى با مطالعه سيره پيامبر اسلام(ص)، با اين امر شگفت مواجه مى‌شويم كه پيامبر(ص) گاه در پاسخ افراد مختلفى كه يك پرسش واحد را از ايشان مى‌پرسيدند، پاسخ‌هاى متفاوت مى‌دادند؛ در حالى كه حق يكى است و رسالت يكى، ولى زمانى كه فرد ضعيفى از من چيزى مى‌پرسد، پاسخ من به او با پاسخى كه به فردى قوى مى‌دهم، متفاوت است و هنگامى كه مخاطب من فردى است كه در شرايط خاصى قرار دارد، نوع سخن من هم خاص است.
بنابراين، همه فقه تنزيل حق و تطبيق آن با واقعيت است و هنگامى كه واقعيت تحول و تغيير يافت، فقه بايد اين تغييرات و تحولات را لحاظ كند.
وى در ادامه افزود: تا زمانى كه فرد مسلمان معاصر در فرهنگ عمومى اسلامى وارد نشود و قدرت تغيير آهنگ فكرى خود را نيابد و نتواند اوضاع و احوال جارى را پى‌گيرى نمايد، مسلمانان همچنان عقب‌مانده خواهند ماند و به نام اسلام، خودكشى خواهند كرد. به اعتقاد من هركس قصد دارد خودكشى كند، بايد به تنهايى خودكشى كند و امت اسلام را به حال خود واگذارد تا اين امت به راه خود برود و جست‌وخيز داشته باشد.
دكتر كمال ابوالمجد در پايان گفت: نوانديشى دينى شش مدخل دارد: اول اينكه اجتهاد نبايد در فروع متوقف شود ؛ بلكه بايد به حوزه اصول هم تسرّى يابد؛ البته منظور از تجديد فكر و نوانديشى در اصول، تغيير منابع اصول نيست ؛ بلكه منظور نوانديشى در قواعدى است كه عقول بشرى آنها را تحت نام علم اصول فقه مشخص كرده است.
دوم تثبيت روش تفسير قرآن كريم، در مقابل جريانى كه از ميان برخى جوانان ناپخته به راه افتاده كه به تعامل مستقيم با قرآن معتقد هستند؛ در حالى كه هيچ تخصصى در علوم لغت يا اصول شريعت و ديگر علوم (كه علما و عقلا آن را شرط ضرورى ورود به علم تفسير مى‌دانند) ندارند.
سوم درنگ و تأمل بيشتر در سنت نبوى به عنوان اصل دوم و منبع متمم قرآن در ميان ادله احكام شرعى؛ چهارم اجتهاد از راه تشخيص احكام قابل تغيير، براساس تحول و دگرگونى زمان و احكام غيرقابل تغيير و به عبارت ديگر، تشخيص عناصر ثابت و عناصر قابل تغيير در شريعت اسلام كه فقها از آن به احكام ثابت و احكام موقت ياد كرده‌اند. پنجم؛ بازنگرى درباره دو منبع ديگر از منابع احكام، يعنى اجماع و مصالح مرسله (براساس فقه اهل سنت)؛ ششم سازماندهى اجتهاد جمعى.