پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - مذهب و فوتبال - فیاض ابراهیم
مذهب و فوتبال
فیاض ابراهیم
١.فوتبال به عنوان يك ورزش جهانى،در تمدن غرب ريشه دارد؛امروزه كشورهاى جهان بر اساس همين ورزش،در طبقه بندى ورزشى قرار مىگيرند.برخى از كشورها با يك تيپ لوژى يا نوعشناسى خاص،در سطح بالاى اين ورزش قرار دارندو برخى از كشورها با يك نوعشناسى ديگر در سطوح پايين يا متوسط قرار دارند.بنابراين ، شناخت نوع اين كشورها مىتواند ما را به ارتباط ميان نوع مذهب و نوع فوتبال اين كشورها هدايت كند.
٢.فوتبال ورزش است؛ورزشى كه به انسجام گروهى براى يك رقابت يك ساعت و نيمه نياز دارد.به علت گستردگى زمين ورزش فوتبال و تعداد زياد بازيكن،در زمين و جاگيرى بازيكن هر گونه تك روى غير خلاقانه، اين بازى را به انحطاط مىكشاند و همكارى گروهى و سپس حركت خلاقانه فردى،اين بازى را به اوج مىرساند.
٣.مذاهبى كه يكى از دو اخلاقيات بالا را مىپرورانند،بر فوتبال آن حوزه مذهبى سخت تأثير مىگذارند؛ فوتبال برخاسته از كشورهاى كاتوليك زبان است كه در كشورهايى مثل ايتاليا، فرانسه، اسپانيا، پرتغال، آرژانتين، برزيل، شيلى و... در اوج است و پيش از اينكه بخواهيم ريشه آن را در زبان اين كشورها(لاتين) پيدا كنيم بايد آن را در مذهب كاتوليك جست و جو كنيم.
٤.مذهب كاتوليك، خدا را در كليسا مىبيند؛يعنى فقط در كليسا مىتوان عبادت كرد و خارج از كليسا عبادت معنا ندارد. بخشش گناه با اعتراف نزد پدر كليسا كه جانشين پدر آسمانى است، صورت مىگيرد،پس سازمان دينى، جانشين دين مىشود؛دين يعنى سازمان دينى و انسان متدين،يعنى كسى كه در كليسا عضويت دارد و كسى كه عضويت و يا حضور در سازمان كليسا ندارد،متدين نيست؛اگر چه داراى بالاترين اعتقادات باشد.
٥.پس مذهب فقط در سازمان و گروه تجلى مىيابد و در كشورهاى كاتوليك، گروهگرايى بسيار حاكم خواهد بود.به همين دليل،در دوران لائيسم و سكولاريسم،اين كليساگرايى تبديل به سوسياليسم يا جامعهگرايى يا اصالت جامعه تبديل شد؛يعنى كليسابه جامعه تبديل شد كه مظهر دولت بود و دولت در مقابل كليسا تقدس يافت و كار كردهاى كليسا مثل آموزش و درمان و... به دولت واگذار شد.
٦.فوتبال به عنوان يك ورزش گروهى،در كشورهاى كاتوليك به وجود آمد و پرورش يافت و امروز بالاترين قدرت تكنيكى و كار گروهى در اين كشورها وجود دارد و قهرمانان فوتبال نيز در هيمن كشورها حضور دارند. قهرمان افسانهاى فوتبال،يعنى پله،دست پروده يك كشيش كاتوليك بوده است؛حال اگر اين گروهگرايى كاتوليكى به احساسى بودن كاتوليك اضافه شود، حس قهرمان جويى فوتبالى آنها آشكار مىشود؛يعنى انسان كاملگرايى كاتوليكى به قهرمان پرستى فوتبالى تبديل مىشود.
٧.كشورهاى پروتستان مثل آلمان و انگليس كه داراى فوتبالى قوى هستند،در رقابت با اين كشورهاى كاتوليك به اين قدرت رسيدهاند،هر چند روحيه كارى پروتستانتيزم و نظم حاكم بر آن به فوتبالهايى قوى از نظر انسجام و قدرت تكنيكى تبديل شدهاند،ولى از نظر متن فرهنگى و اجتماعى، فوتبال در اين كشورها،به وضعيت كشورهاى كاتوليك نمىرسد،چون فوتبال در كشورهاى كاتوليك معناساز و روح بخش است و از بالاترين سطوح اجتماعى تا پايينترين سطوح آن را مورد تأثير قرار مىدهد.
٨.كشورهاى عرفان و تصوفگرا،در فوتبال كمترين شانس حضور دارند؛مثل كشورهاى هند و پاكستان؛چرا كه در مذاهب عرفانى تكيه بر فرد است،نه جمع،و فردگرايى يا خود محورى و ورزشهاى فردى در اين كشورها داراى رونق دارد و تاريخ فوتبال آنها شاهدى بر اين مدعا است.
٩.كشورهايى كه عرفان آنها حالت كاربردى دارد،مانند چين،ژاپن ياكره،علاوه بر اينكه در ورزشهاى فردى،مثل ورزشهاى رزمى برجستگى خاص دارند،ولى به دليل عرفان كاربردى حالت گروهى پيدا مىكنند و در غالب خانواده و گروههاى اجتماعى خاص تجلى مىيابد؛ پس در ورزش جمعى مثل فوتبال در حال رشد خاص خود هستند.
١٠.كشورهاى افريقايى كه داراى مذاهب عرفانى و حالت گروهى هستند و به صورت جمعى اجراى مراسم دارند و تجلى بزرگ آنها در گروههاى موسيقى افريقايى است.اين مذاهب عرفانى گروهى با كاتوليسم ميراثى استعمار توسط كشورهاى كاتوليك،سبب گروهگرايى اين نوع كشورها شده است؛پس فوتبال افريقايى را در حال رشد قرار داده است.
١١.كشورى مثل ايران كه بر سر چهار راه جهانى واقع شده است و مذهب آن با تصوف و اشراقيت هندى،از پيش اسلام تا پس اسلام آميخته است،يك نوع فردگرايى را ترويج مىكند كه با حركت فردى و حركت انفجارى شخصى در فوتبال ايران سازگاراست، و با حركتهاى گروهى فوتبال سرسازگارى ندارد (بزرگ ترين ضعف فوتبال ايران)؛پس تيم ايران در فضاى گروهى خود بسيار ناكام است،ولى در بعد فردى مثل حضور افراد ايرانى در خارج كشور،موفق عمل مىكند،ولى چون قوميتهاى مختلف در ايران هستند.گاهى يك حال احساسى (نه حرفهاى وعقلى )در فوتبال مىتواند پيروزىهاى شگفت آميز يا باختهاى شوك آور خلق كند.