پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - امريكا و حمايت از تروريسم داخلى ايران - سلیمی نبی صادق
امريكا و حمايت از تروريسم داخلى ايران
سلیمی نبی صادق
پس از پيروزى انقلاب اسلامى، گروهها و جريانات وابسته به بلوك شرق و غرب كه مخالف حاكميت روحانيت و انقلابيون مذهبى بر كشور بودند، با به راه انداختن عمليات تروريستى، درصدد ايجاد ناامنى و اختلال در امور و در نهايت اضمحلال نظام برآمدند.
آنها با به كار بستن حربه ترور، از ابتداى پيروزى انقلاب تا تاريخ ٢٧ / ٩ / ١٣٥٨ ه’ . ش، بهترتيب سرلشكر »محمدولى قرنى« نخستين رئيس ستاد ارتش جمهورى اسلامى، آيتا... استاد »مطهرى« متفكر، انديشمند و نخستين رئيس شوراى انقلاب، حاج »طرخانى«، حاج »مهدى عراقى« و پسرش »حسام«، آيتالله »قاضى طباطبايى« و حجتالاسلام »دكتر مفتح« را مورد هدف قرار داده و به شهادت رساندند. همچنين در اين فاصله، ترور حجتالاسلام والمسلمين »هاشمى رفسنجانى«، آيتالله »موسوى اردبيلى« و حضرت آيتالله »خامنهاى« ناكام ماند.
به نظر بعيد مىآيد كه ترورهايى كه در اين مقطع توسط گروهها و جريانات مخالف نظام جمهورى اسلامى، صورت مىگرفت، بدون خطدهى و هدايت امريكا و غرب صورت گرفته باشد. به ديگر سخن، محرّك اصلى عمليات تروريستى گروهكها و تشكلهاى سياسى مخالف نظام در اين مرحله، عقدهها و عصبانيت ناشى از عدم دسترسى و تصاحب قدرت بود كه براساس ايدئولوژى و اصول فكرى آنها، از پا درآوردن نخبگان نظام، ضرورت اجتنابناپذير مىيافت.
با اتخاذ جهتگيرى براندازى نظام جمهورى اسلامى در سياست خارجى امريكا و در پى نااميدى از نيل به اين هدف از طريق ليبرالهاى نهضت آزادى، سران كاخ سفيد براى وارد كردن ضربات كارى بر پيكر انقلاب و نظام اسلامى ايران، با خط دهى، هدايت، پشتيبانى و حمايت مالى ازگروههاى تروريستى و توسل به تروريسم كور، دامنه ترورها را توسعه دادند.
يكى از مجريان اصلى عمليات تروريستى عليه جمهورى اسلامى، گروهك تروريستى سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بود كه اعضاى آن، بهعنوان مهرههاى اجرايى عمليات طراحى شده امريكا، وارد عمل مىشدند. در اينجا براى مشخص شدن اين ارتباط، به سند ذيل از نشريه »لوموند« پاريس اشاره مىكنيم:
»خبرگزارى فرانسه از واشنگتن گزارش داد كه دولت امريكا با سازمان مجاهدين [منافقين] داراى تماسهايى است... ريچارد مورفى، معاونت وزارت خارجه امريكا در امور خاورميانه نيز در پاسخ به سؤال يكى از نمايندگان مجلس امريكا، روز سهشنبه وجود اين تماس را تأييد كرد«.
با بررسى و مطالعه ديدگاههاى سران كاخ سفيد در مورد پديده تروريسم، به اين نتيجه مىرسيم كه خوى هژمونىطلبى و مداخلهگرايى امريكا موجب گرديد تا آنها خود را يك سر و گردن بلندتر از ساير كشورها، بلكه قيّم مردمان ديگر ملتها به حساب آورند. در اين نگرش، نهتنها موضعگيرىها و اعمال مخالفين آنها عمل تروريستى به حساب مىآيد، بلكه اعمال تروريستى گروههاى وابسته به آنها نيز مشروعيت مىيابد؛ خانم »فلورا لوئيز« نويسنده امريكايى چنين مىنويسد:
»برداشت حكومت ما از مفهوم تروريسم اين است كه اگر كسى در برابر ادعاهاى ما قد بلند كند، تروريست بالفطره است و چنين آدمى وقتى مورد حمله ما قرار مىگيرد، بايد به حقانيّت اين حمله، بسان يك كيفر آسمانى اذعان كند! حمله ما به چنين فردى، شامل قوانين حقوقى مربوط به جنگ نمىشود، زيرا اين كار ما جنگ نيست، بلكه يك جهاد مقدس طبيعى است؛ بنابراين در برداشت ما، تروريست كسى است كه در مقابل حمله ما از خود دفاع كند«.
بايد توجه داشت كه بهخاطر عناد گروههاى تروريستى با انقلابيون مذهبى، حربه ترور از آغازين روزهاى پيروزى انقلاب، از سوى آنها عليه انقلابيون مذهبى مورد استفاده قرار گرفت كه در اجراى جهتگيرى براندازى نظام جمهورى اسلامى با خط دهى امريكايىها، بر دامنه ترورها افزوده مىشد؛ به هر حال، با صحنهگردانى امريكايىها در سناريوى ترورهاى كور سازمان مجاهدين خلق (منافقين)، عمليات تروريستى آنها از نظر سطح و كيفيت در دو مرحله به اجرا درآمد:
الف. مرحله اول، ترور مسئولين درجه يك نظام
در اين مرحله كه با شكست توطئه بنىصدر و سركوب بلواى ٣٠ خرداد ١٣٦٠ آغاز شد و تا پايان نيمه اول سال ١٣٦١ ه’ . ش ادامه داشت، مسئولين درجه يك نظام، ائمه جماعات، نمايندگان مجلس، سران نيروهاى نظامى، استانداران و بهطور كلى دستاندركاران و گردانندگان اصلى نظام مورد هدف قرار مىگرفتند. در اين مرحله، شاخصترين چهرههاى نظام جمهورى اسلامى مورد سوء قصد و ترور واقع شدند.
در اين مرحله علاوه بر ترور آيتا... قدوسى دادستان كل انقلاب، دكتر حسن آيت، حجتالاسلام هاشمىنژاد، انصارى، استكى، آيتا... مدنى، دستغيب، صدوقى، اشرفى اصفهانى، دو فاجعه مهم تروريستى نيز بهوقوع پيوست كه به توضيح آنها مىپردازيم:
١. انفجار دفتر مركزى حزب جمهورى اسلامى
گروهك تروريستى منافقين در شامگاه ششم تيرماه ١٣٦٠ ه’ . ش، با استفاده از فردى نفوذى بهنام »كلاهى«، سالن اجتماعات و سخنرانى حزب جمهورى اسلامى را منفجر كرد. در اين فاجعه هولناك، آيتا... دكتر بهشتى و ٧٢ تن از بهترين ياران امام به شهادت رسيدند. شهادت دكتر بهشتى، تئوريسين و انديشهپرداز انقلاب، پس از شهادت شهيد مطهرى، دومين ضربه بر پيكره انقلاب اسلامى بود.
وقايع بعد از فاجعه، نهتنها اميدهاى واهى صحنهگردانان امريكايى را به يأس مبدل نمود، بلكه آنهارا واداشت تا به شكست خود اعتراف نمايند؛ »ويليام پيمان« روزنامهنگار برجسته »شيكاگو تريبون« اينگونه نوشت:
»انفجار دفتر مركزى حزب، آشكارا براى نابودى رهبريت ايران طرحريزى شده بود، امإ؛ ّّ شواهد اوليه حاكى از آن است كه تلاش كارگزاران بمب، علىرغم ازميان رفتن شمارى از چهرههاى برجسته حزب جمهورى، در مجموع با شكست روبهرو شده است«.
٢. انفجار دفتر نخستوزيرى
پس از فاجعه هفتم تير، ايالات متحده، توطئه ترور رياست جمهورى و نخستوزيرى وقت جمهورى اسلامى را طراحى كرد و چنين تصور مىكرد كه پس از آن، سقوط نظام حتمى خواهد بود. در پى فاجعه هفتم تير، بنىصدر به »نيوزويك« گفته بود: »فقط دو تن از مقامات مهم در دستگاههاى دولتى باقى ماندهاند، فقط يك انفجار ديگر و از آن پس همه چيز تمام مىشود«.
براين اساس، در ٨ شهريور ١٣٦٠، »كشميرى«، مهره نفوذى سازمان سيا و عضو سازمان تروريستى مجاهدين خلق (منافقين)، بمبى را در دفتر نخستوزيرى منفجر كرد كه بر اثر اين انفجار، »محمدعلى رجايى« رئيسجمهور و حجتالاسلام دكتر »باهنر« نخستوزير جمهورى اسلامى به شهادت رسيدند.
ب. مرحله دوم، ترور اعضاى نهادهاى انقلابى و توده مردم
در اين مرحله كه از نيمه دوم سال ١٣٦١ ه’ . ش آغاز شد، نوبت به اعضاى نهادهاى انقلابى و مردم عادى رسيد. در اين زمان، رهنمود »رجوى« رئيس سازمان تروريستى منافقين چنين بود:
»در مرحله اول نوبت سران سياسى بود؛ در مرحله دوم دست و پاى اجرايى رژيم اهميت درجه اول دارد... بايد نرخ رشد كار عمليات به جايى برسد كه ديگر پاسدارى كار سادهاى نباشد و به بهاى ارزانى ميسر نشود و به عينه ببينند كه بهايش گران است، آنوقت ديگر كسى جرأت پاسدارى به سرش نخواهد زد و خلاصه كنيم، اينها را نبايد آرام گذاشت«.
با اين نگرش، مردم كوچه و بازار آماج حملات تروريستهاى مسلح قرار گرفتند كه همين امر، نوعى از همگرايى بيش از پيش مردم در پشتيبانى از نظام جمهورى اسلامى را به وجود آورد. در سالهاى بعد، با فروپاشى تشكيلات سازمان منافقين و ساير گروهكها در داخل، اگر چه ترورها به حداقل رسيد، اما همچنان نمونههايى نيز به صورت جسته و گريخته در جريان بود. علاوه بر اينها، دهها مورد از عمليات منافقين و رژيم بعثى عراق، توسط نيروهاى اطلاعاتى كشف و صدها طرح عملياتى در طول جنگ تحميلى خنثى شد.
اين درحالى بود كه در اين مقطع، از حربه ترور در كنار حربه جنگ، براى براندازى نظام جمهورى اسلامى استفاده مىشد؛ گرچه پس از جنگ تحميلى نيز عمليات تروريستى منافقين از طريق خمپاره اندازى در سطح شهر تهران، بمبگذارى در حرم امام رضا(ع) و ترور شخصيتهايى نظير امير سپهبد صياد شيرازى و اسداللّه لاجوردى ادامه يافت، اما هيچيك از آنها در عمل به سرمنزل مقصود نرسيد.