پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - اسرار پنهان استعفاى تنت

اسرار پنهان استعفاى تنت


استعفاى «جرج تنت» مدير سازمان اطلاعات مركزى امريكا همزمان احتمالات متعددى را در نظر تحليلگران مسائل منطقه‌اى و بين‌المللى تقويت كرد و بسيارى از نشريات امريكايى، اروپايى و منطقه‌اى مسائل مختلفى را در حاشيه اين استعفا مطرح كردند.
از جمله اين احتمالات، رابطه بين اين استعفا و حمله نيروهاى امريكايى در هفدهم ماه مه به دربار احمد چلبى در محدوده منطقه سبز [منطقه امن امريكا] بود كه پس از شكستن در و پنجره و ويران كردن محتويات داخلى ساختمان، تمام اوراق و اسناد داخل ساختمان و كامپيوتر او را با خود بردند و عده‌اى پس از اين واقعه، انگيزه اقدام امريكايى‌ها را به يك رابطه دو جانبه اطلاعاتى بين برخى نيروهاى اطلاعاتى ايران و او نسبت دادند و يك جنگ تبليغاتى بسيار عظيمى را عليه ايران ترتيب دادند.
اگرچه اين يك ظاهر فريبنده از واقعيت مبهمى بود كه امريكايى‌ها سعى كردند آن را پنهان كنند. اما افكار عمومى نسبت به حضور وى در جلسات تحقيق كنگره امريكا درباره صحت و سقم گزارش جرج تنت از سلاح‌هاى كشتار جمعى عراق و رژيم صدام آگاه بوده واين جلسات را از ياد نبرده است.
بسيارى از كارشناسان بر اين اعتقاد هستند كه چلبى راز تحريك جنگ پس از حادثه ١١ سپتامبر و پشت پرده دلايل جنگ بوده و اطلاعات زيادى از توان تسليحات هسته‌اى عراق در اختيار امريكا قرار داده و بعدها نيز در داخل عراق در انحلال ارتش و اخراج يك ميليون بعثى و كشاندن امريكايى‌ها به جنگى كه صدها كشته و هزاران ميليون دلار هزينه در بر داشته، نقش داشته است.
به هر حال استعفاى تنت به طور همزمان به عنوان حربه و اسلحه‌اى عليه منافع ايران به عنوان همسايه نزديك عراق كه داراى منافع بسيار مشترك مذهبى و سرزمينى است و نيز عليه منافع ايالات متحده كه در آستانه انتخابات بسيار مهم رياست جمهورى به كار گرفته شد. اما رازهاى پنهان و پشت پرده اين استعفا حاكى از واقعيت‌هاى ديگرى است و در آينده نزديك اتفاقاتى در شرف وقوع خواهد بود كه عرصه را بر امريكايى‌ها از اين هم تنگ‌تر كرده و به رسوايى‌هاى آنها خواهد افزود.

اسرار استعفا

هيچ يك از تعقيب‌كنندگان مسائل سياسى امريكا نمى‌توانند حيرت و تعجب خود را از پذيرش استعفاى جرج تنت مدير شبكه اطلاعات مركزى امريكا (CIA) از سوى جرج بوش پنهان كنند. زمانى كه وى در يك كنفرانس مطبوعاتى غيرمنتظره در كاخ سفيد اين استعفا را اعلام كرد و بدون آن‌كه به دلايل آن بپردازد، بر طرح انگيزه‌هاى شخصى براى دلايل آن اكتفا كرد و پذيرش استعفاى وى را اعلام كرد.
شايد از اولين سئوال‌هايى كه در اين‌باره به ذهن متبادر مى‌گردد اين باشد كه چرا تنت استعفا كرد؟ و چه كسى پشت اين استعفا قرار گرفته و چه منافعى بر آن مترتب است؟
خبرنگار شبكه تلويزيونى الجزيره به نقل از منابع موثق گزارش داد كه استعفاى تنت يك پيش‌دستى از جانب وى قبل از آن بوده است كه كميته اطلاعات كنگره امريكا بخواهد در هفدهم ماه جارى [ميلادى [گزارش خود را درباره كم‌كارى و پنهان‌كارى دستگاه‌هاى اطلاعاتى امريكا در پيشگيرى از حملات ١١ سپتامبر سال ٢٠٠١ ارائه كند. گزارشى كه گفته مى‌شود در آن شديدا از جرج تنت انتقاد شده است.
برخى از كارشناسان و تحليلگران مسائل سياسى نيز استعفاى تنت را يك ضربه روحى به بدنه مديريتى بوش در فصل انتخابات رياست جمهورى دانسته و به ويژه معتقد هستند كه تنت تحت فشارهاى كنگره و خود مسئولان اطلاعاتى به دليل بحران اسلحه كشتار جمعى در عراق به استعفا روى آورده است. حتى كالين پاول وزير امور خارجه ايالات متحده گفته بود كه دستگاه اطلاعاتى امريكا پس از ارائه تحقيق درباره اسلحه كشتار جمعى و قبل از حمله به عراق او را گول زده و به همين دليل خواستار اجراى تحقيق در اين‌باره شده بود.
يك تحليلگر سياسى در همين حال معتقد است كه بوش هرگز نمى‌تواند تنت را وادار به استعفا كند؛ زيرا در شرايط كنونى به هيچ وجه به نفع وى نيست كه عضوى از دولت وى استعفاى خود را اعلام نمايد.
به گفته اين تحليلگر سياسى به نظر مى‌رسد تنت به نتيجه كار كميته‌اى محرمانه از سوى كاخ سفيد درباره صحّت و سقم اطلاعات دستگاه اطلاعاتى امريكا درباره سلاح‌هاى كشتار جمعى عراق در گزارش كاخ سفيد آگاهى يافته بود.
كميته‌اى كه انتظار مى‌رفت گزارش نهايى كار آن در ماه مارس آينده پس از پايان يافتن رقابت‌هاى انتخاباتى امريكا ارائه شود.
اين تحليلگر سياسى همچنين خاطر نشان مى‌كند كه «بازها»ى كاخ سفيد پشت اين استعفا نبوده‌اند اما مجموعه‌اى از عوامل به اين امر منتهى شده است و اين استعفا اعضاى ديگر كاخ سفيد را به تحمل مسئوليت آن فرا مى‌خواند.
به ويژه آن كه مطالبات مردمى زيادى درباره استعفاى شخصيت‌هاى نظامى و سياسى سرشناس همچون دونالد رامسفلد و برخى ديگر به دليل رسوايى‌هاى زندان ابوغريب در عراق و بى‌اساس بودن دلايل حمله به عراق مطرح مى‌باشد.
«روبرت كايزر» معاون سردبير واشنگتن پست مى‌گويد كه كتاب اخير «پاپ ادوارد» تحت عنوان «نقشه حمله» آشكار ساخت كه جرج تنت نقش تك‌رَوى در دولت بوش را برعهده داشته و نه زير پرچم بازها [پنتاگون] قرار مى‌گرفته و نه زير پرچم آنانى كه به كبوترها [وزارت خارجه] معروف هستند.
«كايزر» يادآور مى‌شود كه جرج تنت در نشست سازمان ملل در فوريه سال گذشته پشت كالين‌پاول نشسته بود و پاول خود شخصا مسئوليت اسلحه كشتار جمعى عراق را بر عهده مى‌گرفت. وى مى‌پرسد كه آيا جهان اين صحنه را به خاطر مى‌آورد؟ و سپس خود پاسخ مى‌دهد كه در اين باره ترديد دارد كه جهان چنين صحنه‌اى را به خاطر داشته باشد.
با اين حال بوش در سخنانى كه به مناسبت توديع تنت از مسئوليت سيا ايراد مى‌كرد، وى را از جمله كارمندان دولتى خواند كه تمايل به كار با آنها را داشته و در كار خود قوى و با اراده بوده و به مدت ٢ سال به عنوان مدير سيا (CIA) به كشورش خدمت كرده است.
بوش همچنين گفت كه تنت فرمانده‌اى قوى و نماينده‌اى توانا بود. همان‌گونه كه در جنگ با تروريسم نيرومند بود و اكنون «او را از دست خواهد داد» و پس از آن جرج مك لوئين معاون تنت را تا تعيين مدير جديد سيا به عنوان سرپرست آن معرفى كرد.
جرج تنت خود در دسامبر سال ١٩٩٦ به عنوان معاون سيا، جانشين «جان دوويچ» شد و در سال ١٩٩٧ كلينتون رئيس جمهور وقت ايالات متحده مديريت سيا را به وى سپرد. او پيش از آن مدير برنامه‌هاى اطلاعاتى شوراى امنيت ملى بود.

استعفاى تنت و ديدگاه‌هاى مسئولان سابق سيا

مسئولان سابق اطلاعاتى امريكا مى‌گويند كه رفتن تنت از سيا به متحول شدن تفكر اين سازمان از جنگ سرد و روش‌هاى آن به سوى متمركز شدن بر جهان اسلام و جهان عرب و تهديدهاى جديدى اشاره مى‌كند كه ايالات متحده اخيرا در منطقه خاورميانه با آن روبه‌رو شده است. آنها پيش‌بينى مى‌كنند كه محافظه‌كارانى كه در حال حاضر داراى نقش مهمى در دولت ايالات متحده هستند، براى گماردن يكى از ياران خود به مديريت سازمان سيا درگير شوند تا بلكه بتوانند به اهداف و برنامه‌هاى خود در تغيير ساختار خاورميانه و جهان به نحوى كه تضمين‌كننده هژمونى امريكا باشد، سرعت بخشند. برخى كارشناسان سازمان اطلاعاتى امريكا در مصاحبه‌هاى خود گفته‌اند كه جرج تنت براساس خوش‌خدمتى خود در راستاى منافع دستگاه‌هاى مختلف دولت ايالات متحده خدمت كرده و اطلاعات دستگاه اطلاعاتى امريكا را به گونه‌اى كه در خدمت نيّات و خواسته‌هاى جرج بوش براى اشغال عراق باشد، جرح و تعديل كرده است.
«وليم كريستسون» كارشناس اطلاعاتى امريكا كه قبل از بازنشستگى به عنوان مدير تحليل‌هاى اطلاعات مركزى امريكا مشغول به خدمت بود، در گفت‌وگو با روزنامه «الشرق الاوسط» گفت: من معتقدم كه برخى تغييرات بزرگ در سيا بسيار منطقى است و كافى است كه نظرى بر استراتژى امنيت ملى ايالات متحده كه بوش در سپتامبر سال ٢٠٠٢ آن را وضع كرد، داشته باشيد تا به طور خيلى آشكارا ببينيد كه يكى از انگيزه‌هاى آن، تحكيم و ادامه هرمونى امريكا بر جهان بود و براى اين هدف، مهم‌ترين منطقه در نظر بوش خاورميانه بود.
«كريستسون» كه به مدت ٢٨ سال به كار اطلاعاتى مشغول بوده ادامه مى‌دهد: من معتقدم كه تحت هر شرايطى و براى چند سال آينده فشارها نه فقط بر سازمان اطلاعات مركزى امريكا بلكه بر ١٥ هيأت اطلاعاتى ديگر امريكا براى اختصاص بيشتر موارد و منابع اطلاعاتى به منطقه خاورميانه افزايش خواهند يافت.
وى با اشاره به اينكه اين موضوع به خواست راستگرايان براى متمركز شدن بر روى اين منطقه برمى‌گردد، اضافه مى‌كند: اين همان منطقه‌اى است كه بوش تصميم گرفته بر روى آن متمركز شود، لذا منطقى است كه چنين تلاش‌هايى را از وى شاهد باشيم.
به گفته كريستسون، نئومحافظه‌كاران داخل كاخ سفيد و خارج آن مى‌خواستند كه جرج تنت عليرغم انتقادات و اعتراضات برخى كارشناسان اطلاعاتى كه تحت امر و زير نظر او كارمى كردند. ارتباط بيشترى با دولت داشته باشد. اما من مى‌گويم كه او به دولتمردان كاخ سفيد بسيار نزديك‌تر از آن بود كه پنداشته مى‌شود.
او در همين زمينه ادامه مى‌دهد كه، تنت مى‌دانست كه تعدادى از كارمندانى كه با وى كار مى‌كنند موافق نيستند كه دولتمران كاخ سفيد از آنچه او مى‌داند مطلع شوند و با وجود اينكه تنت حامى كاخ سفيد بود اما نئومحافظه‌كاران احساس كردند كه وى روند تلاش آنها براى قانع سازى بوش و ديك چنى معاون و رامسفلد وزير دفاع وى براى تحكيم هژمونى امريكا و تقويت امنيت اسرائيل از طريق تغيير نقشه خاورميانه را كند مى‌كند.
به اعتقاد كريستسون، آنها هم اكنون دنبال هم پيمانى هستند كه در اين سمت آنها را همراهى كند.
از سوى ديگر «ماككفرن» كارشناس سابق سازمان سيا كه ٣٧ سال زير نظر ٧ رئيس امريكايى در اين سازمان كار كرده، مى‌گويد كه كنگره قرار بود گزارشى را ارائه كند كه در آن از سيا در مدتى كه تنت رياست آن را بر عهده داشت انتقاد شود. لذا روشناست كه تنت بايد براى استعفا دست به كار مى‌شد. اما نكته اين است كه تنت آنچه در توان داشت براى مساعدت كاخ سفيد در حمله به عراق به كار گرفت. بنابراين آنچه اتفاق افتاده بيشتر از هر چيز به نوعى عدالت آسمانى شباهت دارد!
وى اضافه مى‌كند؛ «واضح است كه مشكل حقيقتا يك شكست اطلاعاتى نبوده و تصميم جنگ و حمله به عراق قبل از ارائه گزارش سيا درباره اصلح كشتار جمعى عراق گرفته شده بود. اما آنچه اتفاق افتاد اين بود كه اطلاعات سيا به شكلى كه باخواست و اراده كاخ سفيد هماهنگ باشد، ارائه شد.
به هر حال جرج تنت اخيرا به دليل عدم دستيابى، امريكا به آثار سلاح‌هاى كشتار جمعى در عراق به عنوان دليل اعلام جنگ درمعرض انتقادات زيادى قرار گرفته بود. علاوه بر اين او از ناحيه عدم توانايى در پيش بينى حملات ١١ سپتامبر سال ٢٠٠١ با دستگيرى رهبر القاعده (اسامه بن لادن) مورد انتقاد قرار گرفته بود.
علاوه بر اين وى از ناحيه تعدادى از نئومحافظه كاران از قبيل «ريچارد پرل» كه به گرايش‌هاى صهيونيستى معروف بود و به صورت علنى خواستار استعفاى تنت به دليل عدم تمركز بر عمليات اطلاعاتى در سطح جهان اسلام و كشورهاى عربى شده بود، مورد انتقاد قرار داشت.
ريچارد پرل معتقد بود كه سازمان سيا هنوز از ديدگاه قديمى خود كه مربوط به دوران جنگ سرد است به جهان مى‌نگرد، در حالى كه اين سازمان نيازمند روش‌هاى جديد براى تعامل با گروه‌هاى اسلامى مى‌باشد.

رسوايى‌هاى جديد در انتظار است

طى هفته آينده در ايالات متحده امريكا، كتابى درباره رسوايى‌هاى جنسى و مجالس عيش ونوش و مستى نيروهاى حافظ صلح سازمان ملل به بازار نشر مى‌آيد.اين كتاب را تعدادى از كارمندان فعلى و سابق يك سازمان بين المللى نوشته‌اند و از سوى اين سازمان تهديد شده‌اند كه در صورت چاپ كتاب از سازمان اخراج خواهند شد.
اين كتاب كه عنوان «نژاد بيگانه و تدابيرى خشك، داستانى حقيقى از جهنمى بر روى زمين» را برخود دارد،جزئياتى از جشن‌هاى نيروهاى شوريده سر و معتاد به الكل و مواد مخدر و نيز روديدادهاى فسادانگيز به دست مديريت‌هاى رده بالاى اين سازمان بين‌المللى در نيمه‌هاى دهه نود در كامبوج، هايتى، و سومالى را به تصوير مى‌كشد.
مسئولان سازمان ملل دو تن از نويسندگان اين كتاب به نام‌هاى «هايدى پوست لايت و اندروتامسون»رابه اخراج از كار تهديد كرده‌اند. اين در حالى است كه براى چاپ كتاب هيج مجوزى از سوى سازمان ملل صادر نشده و بر اساس قوانين سازمان ملل،كارمندان اين سازمان نمى‌توانند بدون موافقت قبلى خاطرات خودشان را منتشر كنند.
سومين مؤلف كتاب «كى نيس مك اين» از كارمندان سابق سازمان و از نويسندگان حرفه‌اى به شمار مى‌آيد. سازمان ملل در سال ١٩٩٣ نيروهاى حافظ صلح را براى كنترل انتخابات و باز گرداندن كامبوج به وضعيت عادى به اين كشور اعزام كرد اما همانطور كه مؤلفان اين كتاب مى‌نويسند، اين نيروها وضعيت طبيعى آنجا را با جشن‌ها و شب‌هاى جنون‌آميزى از بين بردند.
در بخشى از كتاب آمده است كه نيروهاى حافظ صلح كه از بلغارستان به آنجا اعزام شده بودند، از بين زندانيان سابق بلغارى كه در اثر يك توافق بين سازمان ملل و حكومت بلغارستان عفو و بخشيده شده بودند، انتخاب شده بودند.«مك اين»از اين نيروها به عنوان «گردان مجرمين» ياد مى‌كند كه قانون آنها جنگلى و همچون ديوانگانى دائما مست با ماشين هايشان پيوسته به دنبال زن‌هاى كامبوجى بوده‌اند كه البته دولت بلغارستان طى چند روز اخير اين اتهامات را رد كرد و آن را دروغ خواند و خاطر نشان شد كه سربازان شركت كننده در مأموريت كامبوج از بين نيروهاى احتياط بوده‌اند زيرا قانون بلغارستان سربازان عادى را از مشاركت در مأموريت‌هاى خارجى بازداشته و منع كرده است.
«تامسون» كه به عنوان پزشك در سازمان ملل كار مى‌كند، بعضى از مسئولان سازمان ملل را متهم كرده است كه آنها ١٥ درصد از حقوق نيروهاى حافظ صلح رامصادره كرده و تجهيزات نظامى كافى در اختيار آنها نگذاشته‌اند.
«تامسون» در سال ١٩٩٣ براى برخورد با جنايت‌هاى ژنرال «رانول سيدراس »عليه شهروندان به كامبوج اعزام شده بود.
اين در حالى است كه «فرد ايكهارت» سخنگوى سازمان ملل اطلاعات كتاب ياد شده را غير دقيق و انتخاب شده خواند و در گفت و گو با شبكه سى.ان.ان تهديد آنها را به اخراج را رد كرده و تنها بر عدم ترقى شغلى آنها تأكيد كرده است.