پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - قرائتى از انقلاب و اصلاحات از منظر انديشههاى سياسى كانت - قلی پور منصوره

قرائتى از انقلاب و اصلاحات از منظر انديشه‌هاى سياسى كانت
قلی پور منصوره

انقلاب و اصلاحات، دو فضاى فكرى متمايز است كه همواره ديدگاه‌هاى متفاوتى را به دنبال داشته است. طرح پروژه اصلاحات در سال‌هاى پيش نوعى مذموم انگارى، عوارض ذاتى و عرضى انقلاب تلقى شد و بعضا به مفهوم فاصله گرفتن از اصول اوليه مطرح شده در انقلاب، تبيين و تفسير گرديد.
در اين تقابل، يك سؤال مطرح است كه انقلاب با جوهرى شور گرا، متحول كننده و نهاد بر افكن و اصلاحات با جوهرى معطوف به حركت‌هاى تدريجى و صلح انديشانه و شاخص گرايانه، چه نسبتى در انديشه سياسى دارند و آيا با پشت‌سر گذاشتن دوران تحول ساز انقلاب در آغازين سالهاى پس از بهمن ماه ٥٧، اكنون دوباره به تكرار آن تجربه و فضا نيازمند هستيم؟
انديشه‌هاى كانت درباره انقلاب، به عنوان انديشمندى كه هم به ارزش‌هاى انقلاب پى‌برده و هم به صلح پايدار و جهانى مى‌انديشد، حاوى ظرايفى است كه دكتر سيد على محمودى، پژوهش‌گر و مدرس دانشگاه، در مبحثى تحت عنوان ديدگاه كانت درباره دو انقلاب فرانسه و امريكا، به ابعادى از آن مى‌پردازد.

* * *

ديدگاه‌هاى انديشمندان سياسى نسبت‌به انقلاب را در دو دسته مى‌توان خلاصه كرد: عده‌اى همچون كانت و هگل در گذشته و ماركوژه در دوره جديد، نسبت‌به آن ديدگاه مثبت داشته و برخى ديگر همچون فيلسوفان انگليسى و نيز پوپر در عصر جديد، نگاهى منفى به آن دارند.
گروه نخست‌بر نيت انقلابيون و ساختار شكنى رويداد انقلاب تمركز دارند; لذا به ارزيابى مثبت مى‌رسند و گروه دوم به كليت رويداد و آثار و پيامدهاى آن نظر دارند و آن را حتمى مى‌دانند.
تجربه كانت نشان مى‌دهد كه وى در آلمان به انقلاب‌هاى فرانسه و آمريكا نگاه دارد و بر اساس اين دو انقلاب، يك قانون اساسى ايده آل مى‌نويسد تا اين دو تجربه تاريخى را به لنگرگاهى متوازن برساند.
نكته اينجا است كه آيا كانت، آثار مخرب انقلاب را عرضى مى‌داند و از ذات آن نمى‌داند. ديگر اينكه تحرير و نگارش قانون اساسى ايده آل توسط كانت‌به چه معناست؟ آيا كانت نمى‌خواهد به صورت ظريف، عدم ضرورت تكرار انقلاب در ديگر كشورها را نشان دهد؟ به اين معنا كه وجود تجربه‌اى مغنى در مقطعى از تاريخ مى‌تواند، دوره‌اى كامل‌تر، بدون تمسك به ويژگى‌ها و استانداردهاى دوره انقلاب را در پى داشته باشد و تنها دستاوردهاى آن دوره، در پيشبرد دوره جديد مد نظر باشد.
دكتر محمودى معتقد است كه در نظام فكرى كانت، به عنوان شهروند پروس جايى براى انقلاب وجود دارد و روشنفكرى آلمانى، يك روشنفكرى احساساتى و چپ فرانسوى و يا روشنفكرى تجربه گرا و محافظه كارانه انگليسى نيست; كانت فضاى انقلاب را درك مى‌كند و در عين حال در مقابل حرف اكثريت‌حرفى براى گفتن ندارد.
از سوى ديگر، كانت چون انقلاب را توصيه نمى‌كند، درگير ذاتى و عرضى بودن آن نيست، و در نهايت‌به صورت تلويحى، انقلاب را به عنوان يك حق مشروع دانسته و آن را توصيه مى‌كند.
ديدگاه كانت درباره امنيت‌هاى فرانسه و آمريكا و تحليل حركت‌هاى انقلابى و اصلاحات از منظر وى:
٥٢ سال از عمر كانت گذشته بود كه انقلاب آمريكا در اوج تحولات خود قرار داشت (سال ١٧٧٦ م). انقلاب آمريكا پس از ١٦ سال كشمكش‌هاى عمومى، شورش و به هم ريختگى، سرانجام به استقلال دست‌يافت و ريشه‌هاى استعمار بريتانيا قطع شد.
در اين زمان، چارچوب‌هاى كلى جفرسون، در مقدمه اعلاميه استقلال وارد شد و كانت از اين تحولات با خبر بود. او در پروس شرقى زندگى مى‌كرد و چون اين شهر تجارى بود، مواد خواندنى، كتاب‌ها و نشريات از طريق دوستانش به او مى‌رسيد.
كانت در سيماى انقلاب امريكا، آزادى و حقوق اساسى بشر، و پاسدارى از حقوق مردم، و حق انقلاب را مشاهده كرد و اين موضوع پيش‌تر در انديشه‌هاى جان لاك متبلور شده بود و كانت نيز از آن آگاه بود.
كانت در نقد قوه حكم، در يك پاورقى به ملت امريكا، به عنوان ملت‌بزرگ و انقلاب امريكا اشاره مى‌كند.
تعريف كانت از انسان، به عنوان غايتى ذاتى و فى نفسه است، ولى نمى‌تواند ابزار قرار گيرد. به همين دليل او از ملت امريكا به عنوان غايت، و نه وسيله نام مى‌برد.
١٣ سال پس از انقلاب امريكا (در سال ١٧٨٩ م)، انقلاب فرانسه به ثمر مى‌رسد و در حالى كه ٦٥ سال از عمر كانت‌سپرى شده، پى‌گير انقلاب فرانسه و تحولات آن است. وى با مطالعه خواسته‌هاى مردم در انقلاب فرانسه، اصل برادرى، برابرى و آزادى را در سيماى مردم و انقلاب فرانسه مشاهده مى‌كند.
در همين زمان، بيگارى كشيدن از كشاورزان ممنوع مى‌شود و كاردانى و مهارت، اساس امتيازات اجتماعى قرار مى‌گيرد و دستگيرى بدون اثبات وجه و شكنجه منع مى‌شود و اين موارد همه با ديدگاه‌هاى كانت و فلسفه او سازگار است.
كانت، از تحولات و كشمكش‌هاى داخلى فرانسه بى خبر نيست و حتى پس از پيروزى انقلاب، پياده‌روى بعد از ظهر خود را قطع كرده و «يك روز ديگر» اميل ژان ژاك روسو را مى‌خواند.
نگاه كانت‌به انقلاب فرانسه فراتر از تحولات ريز و درشتى است كه اتفاق مى‌افتد.
در انقلاب، بعضى‌ها كنش گر و بعضى‌ها تماشاگر هستند; كانت دسته دوم را نه تنها سرزنش نمى‌كند، بلكه نقش ويژه‌اى براى آنها قائل است. تماشاگر نظاره و نقادى مى‌كند و قدرت تشخيص و نقد جريان انقلاب را دارد و كنش‌گران در پى نقد و ارزيابى انقلاب نيستند. با اين حال، اين دو گروه در تفكر كانت، هيچ تعارضى با يك‌ديگر ندارند.
بايد گفت كه تماشاگرى و كنش‌گرى، بعدها مورد توجه «هانا آرنت‌» و «فوكو» قرار گرفته و هر دو در اواخر عمر، به مطالعه كانت پرداخته‌اند.
توجه به كانت در دهه ٦٠ و ٧٠، در اروپا شروع مى‌شود و اين دوره مصادف با اواخر عمر هانا آرنت است كه شاهد سخنرانى‌هاى آرنت و مقالات فوكو در پاسخ به اثر «روشنگرى چيست؟» كانت هستيم.
فوكو، رويدادى را پيشرفته مى‌داند كه به ياد آورنده، نماياننده و پيشگويانه باشد; بنابراين به نظر فوكو، انقلاب چون داراى چنين عناصرى است، پس رويدادى پيشرفته است.
انقلاب نه از طريق كانت و نه از طريق پيروان او، به عنوان يك امر مطلق و ستايش‌انگيز تلقى نشده است. انقلاب ٢ برون داد دارد: قانون اساسى نو بنياد و مهار قانون‌مند جنگ و تهاجم (يعنى صلح). اين دو برون داد، در واقع دو ثمره درخت انقلاب هستند.
كانت، خشونت‌هاى پس از انقلاب فرانسه را به دقت دنبال مى‌كرده است; انقلاب فرانسه وقتى كه وارد دوره خشونت مى‌شود، ضربه‌هاى مهلكى به پيكر جامعه وارد مى‌كند.
يكى از آخرين آثار (رساله) منتشر شده كانت، كشاكش دانشكده‌ها است كه در ٧٤ سالگى، ٩ سال پس از انقلاب فرانسه، آن را نوشته است. او در اين نوشته، عدم احتمال تلاش دوباره براى يك انقلاب ديگر و از طريق به مرز اشتياق رسيدن انقلاب، سخن مى‌گويد; هر چند كه اشتياق را خطرناك مى‌داند.
گرايش اخلاقى عمده‌ترين ثمره انقلاب فرانسه از ديدگاه كانت است. فلسفه تاريخى كانت، گوياى اين مطلب است كه نوع بشر در يك فرايند دراز مدت، تعالى و تطور را سير مى‌كند.
او در فراسوى بى رحمى‌ها و خشونت‌ها، تعالى نسل بشر و سير تكاملى نوع انسان را در بر آمدن انقلاب مشاهده مى‌كند; لذا طرفدار انقلاب است. سهمى كه كانت‌براى انقلاب قائل است، مشخص و معين است و بيش از اندازه به آن بها نمى‌دهد.
او در انقلاب، تحول جهان شمول و نظمى را مى‌بيند كه (از كشاكش دانشكده‌ها بيرون مى‌آيد) و نسل بشر را در اثر تجربه‌هاى مكرر به تحول مى‌رساند. قانون اساسى نوشته مى‌شود و ساختار آن مى‌تواند به صورت حكومت فردى يا گروهى يا دموكراتيك باشد.
اين حكومت‌هاى سه‌گانه، در صورتى كه با خواست مردم به وجود آمده باشند و داراى قواى سه‌گانه تفكيك شده باشند، رئيس اجرايى حكومت نيز مجلس را تحت‌سيطره خود قرار ندهد، مى‌توانند به عنوان نظام جمهورى مطرح باشند.
كانت‌بر اساس دمكراسى نمايندگى، معتقد است كه بهترين حالتى كه اين نوع حكومت‌ها ايجاد مى‌كنند، نظام جمهورى است. او در مقابل، مخالف دمكراسى مستقيم است و بهترين گزينه‌اى كه معرفى مى‌كند، نظام جمهورى مبتنى بر دمكراسى است.
در قانون اساسى مدنى، چيزى به نام انقلاب وجود ندارد، اما او در پاسخ به پرسش روشنگرى چيست مى‌گويد: يك انقلاب مى‌تواند دگرگون كند. اصلاح واقعى شيوه تفكر، از انقلاب بر نمى‌آيد. دگرگونى در تمام حوزه‌ها از انقلاب بر مى‌آيد، اما انتظار نظام عقلانيت و طراحى ساختارهاى ناشى از تفكر، كار انقلاب نيست; بنابراين قانون اساسى پيشنهادى و نوشته كانت، نشانى از نهادهاى انقلابى ندارد.
به هر حال، انقلاب پيشرفته است، ولى در قانون اساسى، تنها باعباراتى چون ساختارهاى مدنى، حقوق مردم، دفاع ملى، جمهورى، آزادى‌ها و... روبرو هستيم.
با شكل‌گيرى نظام جمهورى و تدوين قانون اساسى، فقط حكومت مطرح است و در آزادى انديشه و تفكر، نمى‌تواند دخالت كند; چرا كه اين مسئله خارج از قلمرو آن است، چه در اين قلمرو، حكومت‌به امور بيرونى توجه دارد، نه امور درونى كه در اختيار خود مردم است.
كانت‌به دليل ساختارهاى فلسفى انديشه‌هاى خود، نظام‌هاى مدنى و نظام‌هاى انقلابى را به صورت همراه پيشنهاد نمى‌كند، زيرا در نظام معرفت‌شناسى او، اخلاق، حكومت، دين و عقل هر كدام جايى دارند.
كانت در عقل محض (خرد ناب)، ايمان را براى عقل به كنار مى‌گذارد. از ديدگاه كانت، نظام حكومتى پس از انقلاب و قانون اساسى، وحى منزل نيست و او انقلاب را توصيه نمى‌كند. به نظر وى، اصلاحات از درون نظام سر چشمه مى‌گيرد و پديده‌اى اجتناب ناپذير براى بازيابى، بازسازى و اصلاح مداوم يك نظام جمهورى است. از نگاه كانت، به عنوان پيشينى يك ايده آل، جمهورى وجود دارد كه مربوط به جهان فى نفسه است، اما ايده آل جمهورى، همواره بايد فرا روى ما قرار بگيرد و تلاش كنيم كه اين جمهورى واقعى را به جمهورى ايده آل نزديك كنيم.
اين امر از طريق اصلاحات امكان‌پذير است كه توسط حاكمان و به صورت تدريجى، از درون حكومت انجام مى‌گيرد; به اين معنا كه قانون اساسى بر قدرت قوانين استوار باشد، نه بر پايه قدرت انسان‌ها.
بحث اصلاح و تغيير قانون اساسى، در آثار كانت مورد تاكيد قرار گرفته و بر آن تصريح شده است; چه در عمل كاستى‌هاو امكانات خود را نشان مى‌دهد و حتى گاهى ضرورت تغيير (نه فقط اصلاح) پيدا مى‌كند.
كانت، اساسى براى مصلحت و چيزى كه عرف تعيين مى‌كند، قائل نيست. او معتقد است كه مصلحت گرايى، يك بت عيارى است كه هر روز مصالح و منافع حاكمان را به يك رنگ دنبال مى‌كند.
اصلاحات كانت‌بر اساس قانون استوار است و حق اين چارچوب را تعيين مى‌كند. انديشمندان گرايش اصلاح‌طلبانه كانت در ارتباط با تحولات سياسى را مورد تاكيد قرار داده‌اند; از اين نظر، او در نظر بسيارى از انديشمندان، شخصيتى محافظه كار است; چرا كه خواهان اصلاحات است.
از مجموعه مباحثى كه مطرح شد، هفت نتيجه و بر آيند مطرح مى‌شود كه عبارت است از:
١. كانت در ارزيابى انقلاب امريكا و فرانسه، فراتر از حوادث، فرايند رو به رشد تكامل اخلاقى بشر را در نظر مى‌گيرد.
٢. در داورى درباره كنش‌گران و تماشاگران، نقش تماشاگران دست كمى از كنش‌گران ندارد. هانا آرنت نيز در آثارش، بخش ويژه‌اى را به نقش ممتاز تماشاگران اختصاص مى‌دهد.
٣. انقلاب يك گرايش اخلاقى را در دو وجه متبلور مى‌كند; حق ملت‌ها در داشتن قانون اساسى و مهار قانونمند جنگ و تهاجم.
٤. از برون دادهاى انقلاب، قانون اساسى بر پايه قرار داد اجتماعى، با استفاده از دمكراسى نمايندگى است.
٥. نظام جمهورى مى‌تواند بر پايه حكومت فردى، گروهى و يا دمكراسى باشد، اما آنچه مورد توجه و تاكيد كانت قرار گرفته، جمهورى بر پايه دمكراسى است.
٦. كانت انقلاب و نظام جمهورى را با هم جمع مى‌كند و در قانون اساسى جمهورى پيشنهادى او، نهادهاى امنيتى و ساختارهاى غيرمدنى، هيچ جايگاهى ندارد; چرا كه در اين صورت بين دو نهادى كه خودگرا و شورگرا هستند، تناقض به وجود مى‌آيد. كانت وجود اين ساختارها را مجاز نمى‌داند و خطرات آن را در ٢٠٠ سال پيش درك كرده است.
با اين حال، كانت‌با جمع اينها، الزامى براى پايان انقلاب نمى‌بيند و معتقد است كه انقلاب الهام بخش است و در بستر قانون مى‌تواند به حيات خود ادامه بدهد.
٧. كانت طرفدار اصلاحات تدريجى است كه از درون صورت مى‌گيرد و اصلاح و تغيير در قانون اساسى نيز در انديشه‌هاى او پيشنهاد شده است.