پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - كالبد شكافى يك رابطه

كالبد شكافى يك رابطه


احسان تولايى

اتحاديه اروپا روز دوشنبه سوم فروردين (٢٢ مارس) اعلام كرد كه مذاكرات بازرگانى با ايران را به دليل ادامه نگرانى نسبت‌به برنامه‌هاى اتمى جمهورى اسلامى از سر نمى‌گيرد.
البته اتحاديه اروپا مشخصا ايران را متهم به تلاش براى توليد سلاح‌هاى اتمى نكرده اما در پايان نشست اخير خود ضمن ابراز نگرانى شديد اعلام كرد هنوز سؤالات اساسى در مورد برنامه‌هاى اتمى ايران وجود دارد.
اين اتحاديه در هشتمين و آخرين بند از بيانيه خود آورد: هر گونه پيشرفت روابط اتحاديه اروپا در آينده با ايران به وضعيت‌حقوق بشر مرتبط است، ضمن اينكه تا نهائى‌شدن وضعيت‌برنامه‌هاى هسته‌اى ايران پيشرفتى صورت نخواهد گرفت.
اتحاديه اروپا همچنين براى چندمين بار از زمان برگزارى انتخابات اخير مجلس در ايران حذف بيش از دو هزار نفر از داوطلبان اصلاح‌طلب را گامى به پس براى دموكراسى در ايران و نشانه يك روند عمومى به سمت محدود كردن بيشتر حقوق سياسى مردم و آزادى‌ها دانست.
وزارت خارجه ايران نيز در واكنش به انتقاد اتحاديه اروپا از وضعيت‌حقوق بشر در ايران كاردار جمهورى ايرلند در ايران را احضار كرد.
برخى از رسانه‌هاى خارجى فراخواندن كاردار جمهورى ايرلند (به عنوان رياست دوره‌اى اتحاديه اروپا) به وزارت خارجه ايران را نشانه تيره‌تر شدن هر چه بيشتر روابط جمهورى اسلامى با اتحاديه اروپا تعبير كردند.
بيش از اين نيز چهره‌هايى از اصلاح‌طلبان هشدار داده بودند كه برگزارى يك انتخابات به گفته آنان فرمايشى هزينه‌هاى سنگينى براى كشور در بر خواهد داشت.
كل سياست اتحاديه اروپا در مورد جمهورى اسلامى در سال‌هاى اخير بر اين اساس بنا شده بود كه در ايران يك جناح اصلاح‌طلب وجود دارد كه براى گسترش دموكراسى تلاش مى‌كند و بنا بر اين بايد از آن حمايت‌شود.
اين مرحله تقريبا چهارمين مرحله از روابط ايران و اتحاديه اروپا طى سال‌هاى پس از پيروزى انقلاب است كه از بى‌اعتمادى تا گفت‌وگوهاى سازنده فراز و نشيب‌هايى را پشت‌سر گذاشته است.
كارشناسان مسائل سياسى اين نشيب و فرازها را در چهار مرحله خلاصه مى‌كنند: ١ - دوران بى‌اعتمادى ٢ - دوران انتقالى ٣ - دوران گفت‌وگوى انتقادى ٤ - دوران گفت‌وگوهاى سازنده.
در دوران ركود و بى‌اعتمادى مسايلى چون جنگ ايران و عراق پيش آمد و جهان، ايران را عامل تداوم جنگ مى‌دانست. دوران گفت‌وگوى انتقالى كه از سال ٦٧ آغاز شده با حمله عراق به كويت و موضع مناسب ايران در آن مورد ديدگاه غرب نسبت‌به ايران تغيير كرد.
يك كارشناس و پژوهشگر دفتر مطالعات سياسى و بين‌المللى وزارت امور خارجه اولين سفر مقامات سطح بالاى اروپا و سفر نمايندگان پارلمانى اروپا با ايران را مربوط به دوره گفت‌وگوى انتقادى دانسته و مى‌گويد: در دوران گفت‌وگوى انتقادى بود كه به بحث‌بين مشكلات دو طرف پرداخته شد و گفت‌وگوها در سطح وزراى خارجه و معاونان آنها رواج يافت كه پس از دادگاه ميكونوس اين روابط نيز متوقف شد.
وى دوره پايانى را دوره پس از رياست جمهورى خاتمى خوانده و اضافه مى‌كند، دوره گفت‌وگوهاى سازنده زمان پيروزى خاتمى در انتخابات بود كه اروپاييان نظر مثبتى نسبت‌به ايران داشتند و گفت‌وگوهايى شكل گرفت كه اولين دوره آن در ايران برگزار شد.
دكتر خالوزاده با اشاره به فعاليت‌هاى اين دوران افزايش روابط ديپلماتيك بحث انعقاد موافقنامه تجارى و همكارى و بحث نهادينه شدن رابطه ايران و اروپا در سه بعد سياسى، اقتصادى و پارلمانى نام برده و در نهادينه شدن روابط هر يك از ابعاد را وابسته به دو بعد ديگر مى‌داند.
به اعتقاد وى: پس از پيروزى اصلاح طلبان اين ايده در اتحاديه اروپا شكل گرفت كه پيروزى اصلاح طلبان شرايط جديدى را ايجاد مى‌كند و ايران شرايط بهترى براى تعامل با غرب مى‌يابد كه بحث‌سلاح‌هاى اتمى بر روابط ايران و اتحاديه اروپا سايه انداخت.
كارشناسان همواره مى‌پرسند كه چرا اتحاديه اروپا پس از طى اين مراحل به يكباره به شبه بن بستى در روابط خود با ايران رسيد؟ از نظر آنان پرداختن به عوامل اصلى اين روند ركود يافته بسيار با اهميت مى باشد.
دكتر احمد نقيب زاده استاد دانشگاه معتقد است كه پس از رياست جمهورى خاتمى و عنوان شدن بحث «گفت‌وگوى تمدن‌ها» گفت‌وگوهاى انتقادى آغاز شد. اما همواره در راه روابط ايران و اروپا كارشكنى‌هايى به وجود مى‌آيد كه وى آمريكا را در اين مورد مسوول مى‌داند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به ديدگاه ايرانيان نسبت‌به اروپا گفت ما ايرانى‌ها دچار توهمات هستيم بايد ببينيم اروپا چه بهايى براى دوستى با ايران مى‌پردازد و تا چه حد مى‌توانند براى ايران با آمريكا مخالفت كند.
وى تعديل يكجانبه گرايى آمريكا و سودمندى روابط با ايران براى اروپا را از جمله راه‌هاى خروج رابطه ايران و اروپا از تنگناها دانست.
به اعتقاد وى كشورهاى اتحاديه اروپا نمى‌توانستند با ايران به شكل اسلامى و ايرانى كنار بيايند: از جمله مسايل بسيار جدى موثر در روابط براى آنها مساله انرژى اتمى است، مساله اعراب و اسرائيل نيز براى اين دولت‌ها جدى نيست. اما براى لابى‌هاى آنها بسيار جدى است.
يك كارشناس ديگر سابقه تاريخى تغيير در ارتباط بين ايران و اتحاديه اروپا را به مقطع پس از فروپاشى شوروى نسبت داده مى‌گويد كه پس از آن شكل معادلات بين‌المللى تغيير كرد و اتحاديه اروپا سند استراتژى امنيتى اروپا را تنظيم كرد و در آن اهداف استراتژيك را تدوين كرده و سپس توسط سران اتحاديه اروپا تصويب شد.
دكتر عراقچى سپس به توضيح درباره سند استراتژى امنيتى اروپا پرداخته و آن را شامل سه بخش محيط امنيتى موجود. اهداف استراتژيك اروپا و لازمه‌هاى سياسى اروپا مى‌داند و در همين باره معتقد است كه اروپا با داشتن يك چهارم توليد ناخالص جهان به عنوان يك بازيگر جهانى به شمار مى‌رود اما هنوز با تهديدات و چالش‌هاى امنيتى روبروست. در حالى كه بايستى آمادگى مشاركت در تامين امنيت جهانى و ساختن دنيايى بهتر را داشته باشد.
به گفته وى: در اين سند چالش‌هاى جهانى و تهديدات موجود جنگ، فقر، بيمارى و منازعات داخلى عنوان شده زيرا از سال ١٩٩٠ تا امروز ٤ ميليون نفر در جنگ‌ها جان باختند. ٣ ميليارد نفر با در آمد كمتر از ٢ يورو زندگى مى‌كنند و منازعات داخلى زير ساخت‌ها را از بين مى‌برد.
رييس اداره اول اروپاى غربى وزارت خارجه از جمله تهديدات كليدى مطرح شده در سند را تروريسم، تكثير سلاح‌هاى كشتار جمعى، منازعات منطقه‌اى، ناكارآمدى دولت‌ها و جرايم سازمان يافته عنوان كرده و اضافه مى‌كند تروريسم مهمترين تهديد بالفعل است كه علاوه بر تهديد جان، هزينه‌هاى زيادى را نيز در بر مى‌گيرد.
وى لازمه‌هاى سياست اروپا را فعالتر شدن، مستعدتر شدن، منسجم و هماهنگى بيشتر با شركا، و افزايش بودجه سياست‌هاى دفاعى ياد مى‌كند.
به هرحال به نظر برخى از كارشناسان روابط ايران و اروپا سهل و ساده نخواهد بود و طبيعى است كه داراى فراز و نشيب‌هايى باشد و يا آهنگ نامنظمى همراه باشد.
اين عده از جمله موانع فراروى ارتباط اروپايى با ايران را در فقدان يك سرى عوامل پايدار از نظر سيستم حكومتى با اتحاديه اروپا جستجو كرده و چنين مى‌پندارند كه در اكثر كشورهاى اروپايى ديد خوبى نسبت‌به حكومت‌هاى مذهبى وجود ندارد.
يك استاد دانشگاه و صاحب نظر در مسائل بين‌المللى
موانع فراروى روابط اتحاديه اروپا و ايران را به دو حوزه موانع درون زا يعنى روابط بين ايران و اتحاديه اروپا فارغ از تعاملات محيط و برون‌زا با احتساب عوامل محيطى چون ساختار و ماهيت نظام بين‌الملل نسبت مى‌دهد.
دكتر دهشيرى معتقد است، يكسان نبودن دو طرف از جمله موانع عملى در مناسبات ايران و اروپا است، زيرا ايران يك دولت است در صورتى كه اتحاديه اروپا متشكل از ٢٥ كشور است و تعادلى بين اين دو بازيگر وجود ندارد.
اين استاد دانشگاه مانع ديگر را اشتباه استراتژيك ايران خوانده و مى‌گويد: ما مسايل اولى را به مسايل على مقدم دانسته، مسايل امنيتى و سياست‌هاى كلان را در اولويت قرار داده‌ايم: در حالى كه مى‌بايستى از مسايلى كه حساسيت كمترى داشتند شروع مى‌كرديم و بعد به مسايل حساس‌تر مى‌رسيديم. ما اين مسير را برعكس رفته‌ايم كه مشكلاتى نيز به وجود آمده است.
وى با بيان اين كه هنوز مشخص نيست. روابط ما دو جانبه است‌يا چند جانبه مى‌گويد: ما به دليل اين كه مشخص نكرده‌ايم با اتحاديه اروپا به عنوان يك كل برخورد مى‌كنيم يا يك كل متشكل از چند جز نتوانسته‌ايم تفكيك موضوعى داشته باشيم. در حالى كه آنها اين تفكيك موضوعى را انجام داده‌اند.
دهشيرى امنيتى شدن موضوعات سياست‌خارجى ايران و اروپا را در مسايل اقتصادى مؤثر دانسته و ادامه مى‌دهد: در بحث قراردادهاى اقتصادى آنها موضوعات ديگرى را مطرح مى‌كنند كه ناشى از امنيتى شدن موضوعات است.
وى از جمله راهكارهاى فراروى ايران را برخورد با اتحاديه اروپا در قالب نهادهايى چون سازمان كنفرانس اسلامى استفاده از ديپلماسى فعال، مذاكرات و بهره‌گيرى از قدرت چانه زنى خود استفاده از رسانه‌ها و جلوگيرى از امنيتى شدن مسايل ايران و اتحاديه اروپا ذكر مى‌كند.
وى همچنين متقاعد كردن اروپا نسبت‌به اين مساله كه ايران در منطقه خاورميانه داراى ثبات است را از مهمترين راهكارهاى موجود مى‌داند.