پگاه حوزه
(١)
آموزش عالى و چالشهاى فرارو - فیاض ابراهیم
١ ص
(٢)
تاملى مفهومشناسانه در بحران -
٢ ص
(٣)
بم از منظر مردمشناسى - فیاض ابراهیم
٣ ص
(٤)
مدرنيته و افسانه كنترل مرگ و مير - راهدار احمد
٤ ص
(٥)
انتخابات مجلس هفتم رفتار گروهها و جناحها و مشاركتحداكثرى مردم -
٥ ص
(٦)
نگاهى به پيشينه و پرونده گروهك مجاهدين خلق در عراق -
٦ ص
(٧)
از انسانشناسى توحيدى تا انسانشناسى فلسفى معاصر - پارسانیا حمید رضا
٧ ص
(٨)
نگاهى فلسفى به فروپاشى ماركسيسم -
٨ ص
(٩)
نظم نوين جهانى و بومشناسى فرهنگى -
٩ ص
(١٠)
نقد و بررسى كتاب ژئوپليتيك شيعه - لک زايى نجف
١٠ ص
(١١)
اسلامى سازى معرفت در حوزه اقتصاد - لک زايى نجف
١١ ص
(١٢)
فصل فاصلهها
١٢ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - تاملى مفهومشناسانه در بحران
تاملى مفهومشناسانه در بحران
درك نظرى مفهوم مديريتبحران، گام نخست در حل عملى بحرانهاى اجتماعى و سياسى است. به بيان ديگر، تعريف مفاهيمى كه در مشكلات ملى به كار مىرود، از آن جهت ضرورت مىيابد كه مجرى يا مجريان رفع بحران مىدانند با چه پديدهاى درگيرند.
شرايط اخير كشور (حادثه زلزله بم و..). و بحرانهاى ديگر، نياز كشور را به بازنگرى در مديريتبحران نمايانتر ساخت.
از اين رو به اجمال، به مفهومشناسى اين مقوله مىپردازيم.
مديريت (Management)
مديريتيعنى:
١ - ايجاد وحدت و يگانگى در فرايندها و روندهاى فعل و انفعالات كليه اعضا و اجزاى سازمان با رعايت نظم و ترتيب خاصى كه از همه منابع اعم از مادى يا معنوى بتوان استفاده مطلوب حاصل نمود.
٢ - به كار بردن تكنيكهاى مختلف در جهت اداره امور يك گروه انسانى و هماهنگ نمودن كليه فعاليتهاى اعضا براى نيل به هدفهاى معين و مشخص.
٣ - ايجاد فرايندهاى لازم در لواى روندهاى ارتباطى كه ميان افراد، سازمان و عوامل و عناصر فيزيكى به وجود مىآيد.
٤ - سرپرستى يك مجموعه انسانى به طرف يك مطلوب و هدف مشخصى كه موضع اصلى آن را انسان تشكيل مىدهد.
٥ - كار كردن با افراد و به وسيله افراد و گروهها براى تحقق هدفهاى سازمانى. (١)
هنرى فايل (Henrifayol) بر اساس تعاريف مختلف از مديريت، تنها جمع و تركيب پنج ويژگى زير را مديريت مىداند:
الف) تصميمگيرى: هربرت سايمون (Herbertsimon) تصيمگيرى را جوهر و اساس مديريت تلقى مىكند، و به زعم وى، مديريت چيزى جز تصيمگيرى نيست. مديران براى احراز مديريتبايد از توانايى و قدرت تجزيه و تحليل مسائل، شجاعت، قاطعيت و تعهد برخوردار باشند.
ب) برنامهريزى: اقداماتى كه به منظور تحقق اهداف صورت مىگيرد، برنامهريزى نام دارد. به عبارت ديگر، برنامهريزى فراگرد تعيين و تعريف اهداف و تدارك دقيق است كه تحقق هدفها را ميسر مىسازد.
ج) سازماندهى: به گروهبندى فعاليتهايى كه براى نيل به هدفها لازم است، تعيين سلسله مراتب نيروهاى انسانى در هر گروه از فعاليتها، سازماندهى نام مىنهند. از اين رو، با سازماندهى، تقسيم كار و ارتباط بخشى به دستيابى به هدفهاى واحد تحقق مىيابد.
د) هماهنگى: هماهنگى مديريتيعنى، وحدتبخشيدن به عملكرد نيروها در مسير هدفهاى سازمان. اين وظيفه به شكلهاى مختلف و در قالب برنامه و اجرا بايد مراعات شود. (٢)
ه) رهبرى: نويسندگان كتاب مديريت رفتار سازمانى، مديريت را دستيابى به هدفهاى سازمانى از طريق هدايت و رهبرى مىدانند. اغلب مديريت و رهبرى را يكى و يكسان تلقى مىكنند، اما بين اين دو، تمايز مهمى وجود دارد، در واقع، رهبرى ماهيتا مفهومى وسيعتر از مديريت است. (٣)
بحران (Crisis)
تعريف بحران، امر سادهاى نيست. زيرا، در پنجاه سال گذشته، علىرغم، مطالعات زيادى كه درباره بحران انجام شده، ولى اين تلاشها، نه تنها موجب ارائه تعريف شفافى از اين مفهوم نشده، بلكه آن را پيچيدهتر ساخته است. به علاوه، انتظار از واژه بحران، براى اطلاق بر پديدههاى مختلف و تبيين هدفهاى متفاوت، بر پيچيدگى اين مفهوم افزوده است، و ارائه تعريف جامع از آن را دشوار نموده است، اما دشوارى در تعريف بحران، مانع از ارائه يك تعريف نسبى از آن نمىشود.
برخى از دانش پژوهان، بحران را در معناى فشار، اضطراب، فاجعه، خشونت، فرصتخطرناك يا خشونت احتمالى به كار مىبرند. علوم اجتماعى، بحران را اختلال شديد جمعى در به هم ريختگى تعادل گروهى مىبيند، كه در آن عناصر جامعه هماهنگى خود را از دست مىدهند. در حوزه پزشكى، اين مفهوم، به عنوان بروز وضعيتى نامساعد در ارگانيسم بدن است. در عرصه سياست، بحران به معناى هنگامهاى است كه منش و نهادهاى ملى به طور جديد تهديد مىشوند. (٤)
واينر (Winer) و كان (Kahn) گوناگونى تعاريف بحران را با ارائه تعاريف زير نشان مىدهند، بحران يعنى:
١ - شرايطى كه ايجاد نااطمينانى كند;
٢ - وجود تهديد جدى نسبتبه اهداف;
٣ - شرايطى كه همراه با افزايش فشارها و فوريتبراى عمل به وجود مىآيد;
٤ - نقطه چرخش در رويدادها و كنشها كه پيامدهاى غير منتظرهاى به دنبال مىآورد. (٥)
ميلر (Miller) و ايسكو (Iscoe) تعاريف زيرا را از بحران ارائه كردهاند، بحران وضعيتى است كه:
١ - اهداف طرفهاى ديگر را با تهديد مواجه مىكند;
٢ - ايجاد كننده تنش فيزيكى و اضطراب در ارگانيسم است;
٣ - موقعيت كوتاه مدت و حاد است، البته گاه طول مدت آن نامشخص خواهد بود. (٦)
مك كارتى (MCCarthy) نيز چند تعريف از بحران ارائه مىدهد، بحران شرايطى است كه:
١ - زمان موجود براى پاسخدهى و يا تصميمگيرى محدود است;
٢ - نيازمند تصميمگيرى در موقعيت وخيم و در زمان محدود، با اتكا بر اطلاعات اندك است. (٧)
در يك جمعبندى كلى، مىتوان بحران را از طريق شاخصههاى اساسى زير شناخت:
الف) غافلگيرى و اضطراب;
ب) حمله به اهداف حياتى;
ج) تهديد ارزشهاى بنيادين;
د) محدوديت، كمبود و يا نقص اطلاعات;
ه) محدوديت و فشردگى زمان تصميمگيرى;
و) ضرورت اتخاذ تصميم براى دادن و ارائه پاسخ;
ز) ظهور ناگهانى وضعيت و شرايط غير منتظره و اضطرارى;
ح) بروز وضعيتخاص رفتارى از سوى نخبگان تصميمساز;
ط) تغيير كاركردهاى عناصر نظم اجتماعى و شكلگيرى نقشهاى جديد. (٨)
مديريتبحران (Managementby crisis)
مديريتبحران، همانند مفهوم مديريت و بحران، از منظرهاى گوناگون تعريف شده است. گستره مفهومى و تعريفى اين واژه، بسيار فراخ و دربرگيرنده هر گونه تمهيدى براى جلوگيرى از ايجاد بحران، جستجوى دقيق و انديشمندانه بحران و كنترل، مهار و خاتمه آن در راستاى تامين منافع ملى است. فن مديريتبحران، شامل طيفى گسترده از گفت و گو، فشارهاى عارى از خشونت تا اقدامهاى خشن نظامى مىشود. مديريتبحران دربرگيرنده مراحل زير است:
١ - شناخت مساله از طريق اطلاعات در دسترسى و اخبار مربوط به شرايط بحران;
٢ - ترسيم و تدوين گزينههاى ممكن استراتژيك براى مهار و مديريتبحران;
٣ - كاهش هزينههاى مختلف به يك گزينه و انتخاب استراتژى برتر;
٤ - سنجش بازخوردهاى مثبت و منفى هر استراتژى;
٥ - درك آسيبپذيرى و تهديد;
٦ - تحليل ريسك;
٧ - پاسخ به بحران. (٩)
مديريتبحران، علاوه بر انجام مراحل فوق، بايد روشها و تكنيكهاى مناسبى را براى مهار و كنترل بحران، به تناسب نوع آن، به كار گيرد. اين تكنيكها عبارتند از: انضباطى، روانى، چانهزنى، پيشگيرانه، جريانسازى، استقرار دولتبحران و افزايش اعتبارات در يك جمعبندى كلى. مديريتبحران ناظر بر پنج مقوله ساماندهى، ارتباطات، تصيمسازى، شناخت عوامل بحران و طراحى است، (١٠) و در اين ميان:
الف) هر چقدر عوامل بحران براى مديريتبحران آشناتر باشد، كنترل بحران آسانتر است.
ب) هر اندازه سازماندهى نيروهاى مقابلهكننده با بحران بيشتر باشد، كنترل بحران آسانتر است.
ج) هر اندازه سرعت تصيممگيرى از سوى مديريتبحران بيشتر باشد، سرعت كنترل بحران بيشتر است.
د) هر اندازه ميزان ارتباطات بين ارگانهاى مقابله كننده با بحران بيشتر باشد، مديريتبحران كاراتر است.
ه) هر اندازه برنامه و شرح وظايف نيروهاى مقابله كننده با بحران بيشتر باشد، كنترل بحران سادهتر است.
در هر صورت، مديريتبحران به صورت محدودى بررسى شده، ولى در مجموع مىتوان آن را به مديريت مقابله با بحران، مديريت ايمنى و حفاظت در برابر سوانح اجتماعى تعريف كرد. (١١)پى نوشتها در دفتر مجله موجود مىباشد.