پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - امپرياليسم معرفتى - فیاض ابراهیم

امپرياليسم معرفتى
فیاض ابراهیم

١. اگر فرار مغزها را فرار جسمى مغزها، كارشناسان و متفكران يك كشور بدانيم، فرار فكرها را مى‌توان فرار فكرى و ذهنى متفكران يك كشور تعريف كرد كه بدون آن كه جسم آنها برود، فكر آنها مهاجرت مى‌كند. بنابراين مى‌توان گفت كه فرار مغزها در حال تبديل شدن به فرار فكرها است.
٢. اگر فرار مغزها، فرار مغزهاى متفكران يك كشور ضعيف‌تر به كشور قوى‌تر، براى رسيدن به زندگى و رشد علمى بهتر و پاسخ دادن به نيازهاى جسمى، روحى و فكرى است، فرار فكرى نيز همين فرايند را دارد; يعنى به صورت صدور فكر از كشور ضعيف‌تر به كشور قوى‌تر است.
٣. اين فرار نوع جديد فكر، داراى مراتب مكانى است; يعنى اين فرار از كشورهاى ضعيف‌تر به كشورهاى ضعيف و از كشورهاى ضعيف به كشورهاى قوى و از كشورهاى قوى به كشورهاى قوى‌تر وجود دارد; مثل فرار از كشورهاى ضعيف آسيايى به كشورهاى قوى آسيايى و از كشورهاى قوى آسيايى به اروپا و از كشورهاى اروپايى به امريكا. به همين دليل در كل جهان، فرار فكر به صورت يك فرهنگ آرمانى و ايده‌ال مطرح مى‌شود كه نهايت آن مركز سرمايه‌دارى، يعنى امريكا است.
٤. اصل بعدى اين است كه هر چه ارتباط ميان كشور مركز و كشورهاى پيرامون بيشتر باشد، فرار فكرها بسيار بيشتر خواهد بود، به دليل آن كه در كشورهايى كه با امريكا ارتباط مستقيم دارند، اين فرار فكر بيشتر است; مثل كشورهاى اروپايى يا كانادا كه هر چه فاصله بيشتر باشد، فرار فكر و خروش آن كمتر خواهد بود.
٥. گاهى براى عادى و حتى آرمانى قلمداد كردن فرار فكر، به آن نام «تبادل علمى‌» و يا «حضور در جامعه جهانى علم و دانش‌» و يا «جهان وطنى علم‌» داده مى‌شود و دانشگاه و مراكز علمى را بر اساس اين شاخص رتبه‌بندى مى‌كنند; يعنى هر چه در صدور فكر و دانش و فرار آن كوشا باشند، داراى رتبه بالاترى هستند. پس فرار فكر به يك شاخص علمى براى دانشگاه‌هاى كشورهاى مبدا تبديل مى‌شود.
٦. «جامعه اطلاعاتى‌» ، «دهكده جهانى‌» ، «عصر الكترونيك‌» و... ساختار فرار فكرها در جهان امروز و قرن بيست و يكم را تشكيل مى‌دهند; به عبارت ديگر رسانه‌هاى ارتباط از راه دور مانند اينترنت، رسانه فرار فكر هستند. پس اينترنت تونل و بزرگراه فرار فكرها در جهان فكرى و قرن بيست و يكم است. آمار ارتباطى نامه‌هاى الكترونيكى و تاثير آن بر فرار فكرها، به خوبى مى‌تواند نكته فوق را اثبات كند.
٧. شناخت دقيق و عميق اينترنت مى‌تواند به خوبى اين نكته را روشن كند كه اين شبكه جهانى يك طرح دانش و يك نقشه دانشى است كه به اندازه يك اقيانوس و به عمق يك بند انگشت است. پس شبيه آب شور براى يك محقق تشنه است كه از آن مى‌خورد و تشنه‌تر مى‌شود. او تنها زمانى سيراب مى‌شود كه به او اجازه ورود به مراكز اطلاعاتى خود را بدهند و اين اجازه قبل از هر چيز به دادن اطلاعات از طرف محقق و يا پول مشروط مى‌شود; بنابراين محققين از طريق اينترنت، به طور عملى در يك «دام اطلاعاتى‌» مى‌افتند كه به جاى اينكه اطلاعات و پول به دست آورند، اطلاعات و پول از دست مى‌دهند.
٨. به همين دليل، فرار فكرها بسيار پيچيده‌تر از فرار مغزها است و به همين اندازه بررسى آن بسيار دقيق‌تر است و بايد با نظريه‌پردازى جديد همراه شود; چرا كه جسم‌هاى مادى مهاجرت نمى‌كنند، بلكه اين فكرها هستند كه فرار مى‌كنند و جسم‌ها در جاى خود مى‌مانند، پس فرايند فرار مغزها يك نوع فرايند نرم‌افزارى است كه قابليت تحليل آمارى و كمى ندارد و به شاخص‌هاى خاص خود نياز دارد كه شاخص‌هاى كيفى دقيق، ظريف و جديد باشد; چرا كه يك نوع «جنگ نرم‌افزارى‌» است.
٩. فرار فكرها خطرناك‌تر از فرار مغزها است، چون اين فرار غير محسوس است و در مراحل اوليه مشهود نيست و در دراز مدت بسيار خطرناك مى‌شود; زمانى كه ديگر راهى براى جبران آن باقى نمانده و مثل يك سرطان به همه جامعه علمى سرايت كرده است. به همين دليل، پيدا كردن نشانه‌هاى آن در مراحل اوليه بسيار ضرورى است تا بتوان بر اين مرض بسيار مسرى فائق آمد.
١٠. اولين اثر اين بيمارى، بومى نشدن دانش‌ها و علوم، و سپس وابسته شدن مراكز آنها به خارج از كشور است، چون شرط اوليه بومى شدن علم، دائر شدن چرخه علمى درون كشورى است كه بايد به وجود آيد. فرار فكرها اين چرخه را از درون مى‌شكند و اجازه به وجود آمدن آن را نخواهد داد. متفكران به صورت فيزيكى همديگر را مى‌بينند، ولى در واقع جدا از يكديگر هستند; چرا كه هر كس با بيرون در تماس مى‌باشد.
١١. دانشگاه‌هاى كشور به پايگاه‌هاى مطالعاتى مؤسسات و دانشگاه‌هاى كشورهاى غربى و امريكايى تبديل خواهد شد و آنچه از اين دانشگاه‌ها باقى مى‌ماند، صورتى از دانشكده و دانشگاه است كه از خود دانشگاه‌هاى خارج زيباتر و شكيل‌تر خواهد بود، آن‌چنان كه هيچ كس متوجه صورى بودن آن نخواهد شد. تاريخ دانشگاه‌هاى جهان سوم و عقب‌مانده نگه داشته شدن آنها شاهدى بر اين امر است.
١٢. تحقير توليدات داخلى و ترفيع و تمجيد از توليدات فكرى خارجى، چيزى است كه به فرار فكر به صورت فرايند و فراگرد تراكمى رشد خواهد بخشيد; يعنى فرار فكر، توليدات داخلى را مورد حقارت قرار مى‌دهد و حقارت توليدات داخلى، فرار فكرها را زياد و شدت مى‌بخشد و اين دور خطرناك زمانى به وجود مى‌آيد كه ارتقاى دانشگاهى براساس مجلات خارجى مثل J S J قرار داده شود و توليدات داخلى ملاك لازم و كافى براى ارتقاى علمى دانسته نشود.
١٣. فرار فكر، يك نوع امپرياليسم معرفتى يا يك نوع «هژمونى فكرى - فرهنگى‌» را ترويج مى‌كند، چون در فرار فكر، اشخاص به صورت ظاهرى، حضور دارند، ولى در باطن افرادى كه دچار فرار فكر مى‌شوند، هژمونى معرفتى غربى را در موضوعات و روش تحقيق مى‌پذيرند و اين مسئله «هژمونى موضوعى و روشى‌» را در كشور مبدا ترويج مى‌كند و در نهايت دانشگاه‌ها و مراكز علمى از موضوعات و روش‌هاى داخلى خود غافل مى‌شوند كه اين همان «جهانى شدن معرفتى‌» است كه كاملا به صورت سلطه جهانى غرب و به صورت خاص امريكا رخ مى‌دهد; چرا كه نرم‌افزار همه كشورها به صورت كامل امريكايى مى‌شود.
اين هژمونى تا جايى پيش مى‌رود كه حتى كتابخانه و منابع اطلاعاتى به صورتى تنظيم و تامين مى‌شوند كه بتواند پاسخگوى اين هژمونى باشد و آن را بازتوليد كند. (مثل انگليس زدگى امريكايى كتابخانه‌هاى دانشگاهى) هژمونى تا آنجا پيش مى‌رود كه بودجه‌هاى اختصاصى به توليدات خارجى (مثل مجلات (J S J ، ده‌ها برابر بودجه اختصاصى به توليدات داخلى (مثل مجلات علمى - پژوهشى) مى‌باشد و يا اعتبار علمى دانشگاه‌ها را براساس ميزان پذيرش اين نوع هژمونى تعيين مى‌كنند، به طورى كه به هر ميزان اين هژمونى را پذيرفته باشد، اعتبار آن بيشتر مى‌شود و به عكس. به همين دليل دانشگاه‌هاى ارزشى و مذهبى و محلى و بومى‌گرا از نظر اعتبار علمى قراردادى ساقط مى‌شوند. پس در اين هژمونى، هدايت آموزش و پژوهش داخل كشورها به ست‌خارج و كشورهاى مركز و غربى انجام مى‌گيرد; اين سياست‌گزارى بسيار پنهان و خفى است.
١٤. تنها راه رهايى از «فرار فكر» ، «بومى سازى علم و دانشگاه‌» است تا به اين ترتيب تمامى دوره‌هاى تحصيلى از ابتدا تا انتها، در تمامى رشته‌ها در داخل كشور ايجاد، و كليه سلسله مراتب پژوهشى در كشور تعيين شود و با افزايش بودجه و برنامه به آن عمق كيفى و كمى بخشيده و از تكيه بر ملاك‌هاى خارجى و به ظاهر بين‌المللى پرهيز شود.