پژوهش های قرآنی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - سخن سردبیر
سخن سردبیر
فضاهاى پژوهش و ژرفکاوى در پیش روى اندیشه آدمى باز و ناپیدا کرانه است و عطش براى دانستن و نیاز براى دریافتن، بسیار! امّا مجال براى کاویدن و توان براى رسیدن، محدود!
محدودیت مجالها و توانها درمقیاس نیازها و امکانات هر نسل است، هرچند درمقایسه با استمرار نسلها، توانها و فرصتها فراوان باشد! این ماییم و لحظه ها وامکانات و نیازهایمان و نمى توانیم دل به پویش آیندگان ببندیم، چه این که آیندگان، هرگرهى را که بگشایند و هر ابهامى را که بزدایند، گره از کار خویش گشوده اند و بار خویش به مقصد رسانده اند و پشتواره ما همچنان بر دوش ما باقى مانده است!
این است که مى بایست در مسیر پژوهش و تحقیق، همواره درنگى خرد ورزانه داشت و شناخت ضرورتها و اولویتها را برشتاب و شتات مقدم شمرد.
اختصاص یافتن این شماره از پژوهشهاى قرآنى به شناخت و معرفى بایسته هاى پژوهشى، ریشه در این باور دارد. زیرا میدان براى تأمّل در مباحث قرآن، گسترده است اما این که کدام زمینه ارتباط بیش ترى با نیازها و واقعیتهاى زندگى عملى و شناختهاى بنیادى انسان معاصر دارد، موضوعى است که خود نیازمند مطالعه و تأمّل ویژه است.
این، ایده وانگیزه مــا بوده است واین که تــا چه اندازه توانسته ایم به هدف نزدیک
شویم، بستگى به تلاش محققان وهمکاران و اظهارنظر اندیشمندان و اندیشه ورانى دارد که با آنها به گفت وگو نشسته ایم.
با این همه، پیشاپیش اذعان داریم که آنچه دراین مجموعه گردآمده است، نه همه پرسشها و زمینه هاى بایسته است و نه محققاً مهم ترین آنهاست، اما اطمینان داریم که:
١. درلابلاى این مجموعه پرسشها و موضوعها، مى توان به نکته هایى نو و بایسته پژوهش دست یافت.
٢. کم ترین اثرى که این حرکت در فرایند مطالعات قرآنى مى تواند برجاى نهد، معطوف ساختن ذهن اندیشه وران و قرآن پژوهان به مقوله (بایسته هاى پژوهشى) است.
٣. صاحب نظرانى که با نگاه انتقادى به این مجموعه خواهند نگریست، اگر همپاى دیدن کاستیها، داراى نظریه هاى اثباتى نیز باشند، مى توانند نقطه نظرهاى خود را درباره بایسته هاى پژوهشى قرآن اعلام دارند و تصریح کنند که کدام موضوع قرآنى وکدام زمینه بیش از هر موضوع دیگر اولویت تحقیق و تبیین دارد.
اگر ما دراین فصلنامه قرآنى از محققان و مصاحبه شوندگان چندى بهره جسته ایم، نه به خاطر محدودیتى است که براى خود درنظر گرفته باشیم، بلکه همّت ما همواره این بوده است که از نظرگاهها و نظریه پردازان بیش ترى استفاده کنیم و مرتبط بودن مباحث با (قرآن) و (علوم قرآنى) و برخوردارى مقالات از استدلال و استنادهاى علمى تنها مرزى است که تعیین کرده ایم.
ازخداوند مى خواهیم که ما را در شناخت وانتخاب زنده ترین و سازنده ترین موضوعات قرآنى ـ دینى ـ انسانى ـ اجتماعى یارى دهد، هرچند عزم و همّت ما براین امر، تنها نیمى از نیاز است و قابلیتها و ظرفیتها و توانهاى ذخیره شده در فکر واندیشه متفکران و محققان جامعه، و عزم و همّت آنان در پاسخگویى به دعوت ما، نیم دیگر آن خواهد بود.
چه بسیارند کسانى که مى دانند (چه نباید باشد)، ولى هرگز به خود زحمت نمى دهند تا بدانند و بگویند (چه باید باشد).
چه بسیارند کسانى که تا مرز شناخت کاستیها پیش مى روند، ولى هرگز هنر آفرینش اثرى را ندارند و براى پیشرفت وتکامل، طرحى نیندیشیده اند! شکوفایى بوستان معارف، هرچند مرهون نقدهاى ناقدان بصیر است، اما نباید از نظر دور داشت که بذر اصلى حیات، آفرینش و تولید و طرح و اقدام است.
این نکته را نه به منظور مذمّت (نقد) بلکه تنها و تنها به هدف ترغیب و تشویق به آفرینش و تولید اندیشه و تدبیر روشها آوردیم، چه این که خوشبختانه نقّادان در میدانهاى مختلف دینى و علمى و سیاسى واجتماعى فراوان شده اند و سوگمندانه طراحان و سازکاران و تولیدگران فکر و مثبت اندیشانِ نظام آفرین اندک!
آنچه دراین شماره درمنظر اهل نظر قرار دارد به چند محور عمده باز مى گردد:
١. پرسشهایى چند در مبادى فهم قرآن
این موضوع ازآن جهت مایه عطف توجه شده است و در عنوان نخستین مقوله مطرح گشته، که سیر منطقى مطالعات قرآنى آن را طلب مى کرده است. چه این که هرگونه مطالعه و ژرف نگرى در قرآن، مبادى، شرایط، لوازم و پیشنیازهایى دارد که تا آنها را نشناسیم، تأمّلات قرآنى ما هم به فرجامى بایسته نمى رسد.
نکته مهم این است که ما به عنوان ارائه دهندگان این موضوع، هنوز جاى مباحث دیگرى را دراین زمینه خالى مى بینیم و تنها میدانى را گسترده ایم تا گامهایى با استوارى بیش تر درآن حضور یابند.
٢. پرسشهایى در زمینه تفسیر قرآن به قرآن
بى آن که تنها روش صحیح تفسیر را، تفسیر قرآن به قرآن معرفى کنیم، با گشودن این فصل خواسته ایم، نگاه قرآن پژوهان را به مقوله روشهاى بایسته در تفسیر قرآن معطوف داریم.
٣. مجالهاى تحقیق درعلوم قرآن
مبحث علوم قرآن دیرینه اى طولانى در تاریخ مباحثات قرآنى دارد، ولى امروز به دو دلیل باید بدان توجه کرد:
الف. موضوعات جدیدى در شمار علوم قرآنى درآمده اند که نیازمند تحقیق و مطالعه هستند.
ب. برخى موضوعات پیشین باید از زاویه اى نو مورد بازنگرى قرارگیرند.
٤. فلسفه اخلاق
مقوله فلسفه اخلاق پیشینه اى همپاى پیشینه ادیان دارد و در طول تاریخ خود گفت و گوهاى بسیارى را به همراه داشته است و در این راستا بررسى رهنمودهاى آسمانى قرآن و تحلیل توفیقمندى ادیان الهى در پرورش انسانهاى متعالى و ساختن جـامعه هاى فرهیخته، نقشى بس بـا اهمیت در پاسخ گویى به پرسشهــاى مطرح در این
زمینه دارد; پرسشهایى که ١٥ مورد از اساسى ترین هاى آن را آورده ایم. چنانکه شماره آینده فصلنامه نیز ویژه همین موضوع خواهد بود
٥. پرسشهاى کلامى، در ساحت قرآن
اهمیت طرح این مبحث در فضاى فرهنگى امروز بر اهل اندیشه پنهان نیست، چه این که در عصر حاضر به دو دلیل، دین، مورد پرسشهاى کلامى و مبانى اعتقادى و هستى شناسى و هدایتگرى قرار گرفته است:
الف. رویکرد انسان معاصر به دین و باورهاى دینى و پناه جویى آن از ساحت باورهاى دینى براى رهیدن از پوچى و اضطراب و… .
ب. حضور دوباره دین در صحنه سیاسى ـ فرهنگى جهان، به عنوان عنصرى نیرومند و حرکت آفرین و جهت دهنده.
در این میان موضوعات و محورهاى کلامى و فلسفى که در پرتو قرآن باید مورد مطالعه قرار گیرند بسیارند. پنج محور از مهم ترین ها را یادآور شده ایم که عبارتند از:
حقیقت ایمان، پلورالیسم و تکثرگرایى، تسامح و تساهل دینى، حقیقت معجزه و ماهیت و خاستگاه شرور.
به هرحال اگر در حوزه هاى علمى و دانشگاهى و مراکز تحقیقاتى و مطالعاتى، اندیشورانى متناسب با زمینه هاى تخصصى خود، مباحثى را از دیدگاه آیات قرآنى نیازمند پژوهش مى دانند، مى توانند این فصلنامه را آگاه سازند، چه این که پرونده این موضوع همچنان گشوده است و چنانکه مشهود است، برخى میدانهاى اساسى مانند مطالعات قرآنى در زمینه هاى علوم تربیتى و روان شناسى، فلسفه تاریخ، فلسفه سیاسى، مدیریت انسانى و حقوق، مطرح نشده اند، با این که در شمار نیازهاى ضرورى انسان معاصر قراردارند.
امید است این تلاش مورد رضاى خداوند وحى قرار گیرد و دریچه اى باشد، فرا روى پژوهشگران قرآنى و دانش پژوهان رشته هاى علوم و معارف اسلامى به سوى گستره معارف وحى تا با بصیرتى فزون تر، موضوعات تحقیقى خود را گزینش کنند و به این امید که اصل (شناخت بایسته هاى پژوهشى و اولویتهاى تحقیقاتى) در همه میدانها و مراکز علمى، بیش از پیش مورد توجه برنامه ریزان، سیاستگذاران و محققان قرار گیرد.