پژوهش های قرآنی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦

فرهنگ واژه هاي قرآن کريم به زبان انگليسي
شاهسوند شهره

از ويژگيهاي انکار ناپذير قرآن و پيام آسماني پيامبر خاتم(ص) جهان شمولي، فراگيري و حضور و حيات دايمي آن در ميان نسلهاي جاري و عصرهاي متوالي است.
اين نکته از صريح آيات وحي و وضوح سيره پيامبر(ص) مشهود است، بي آن که نيازي به تفسير و تأويل و توجيه باشد، چنانکه مخاطب قرآن نه قومي خاص و نه قبيله‌اي مخصوص و نه نژادي ويژه‌اند، بلکه روي سخن قرآن در عنواني عام و بي مرز زمان و مکان، توده‌هاي مردمند.
« يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ » (نساء / ١٧٤ )
هان اي مردمان ! برهاني عظيم و ژرف از پرورگارتان به سوي شما آمد.
« هَـذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ ...» (آل عمران / ١٣٨)
اين [قرآن] بياني بزرگ و ارجمند براي تمامي مردم است.
« هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُونَ » (جاثيه / ٢٠)
اين [آيات وحي] بينشهاي گرانسنگي است، براي تمامي مردم و براي آن گروه که ايمان آوردند، هدايت و رحمت است.
و سر انجام روشنتر و گوياتر از همه آيات فوق، اين آيه است که مي‌فرمايد:
« وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ » (سبأ / ٢٨)
[اي پيامبر] نفرستاديم تو را مگر براي تمامي مردم، به عنوان بشارت دهنده و انذار کننده، ولي بيشتر مردمان آگاه نيستند.
جمله آغازين و جمله پاياني آين آخرين آيه که ياد آور شديم، دو پيام و بيان تأمل برانگيز دارد.
١. رسالت پيامبر خاتم(ص) بايد بر تمامي انسانها بدون استثنا پرتو افکن باشد.
٢. جهل و نا آگاهي بر بيشتر مردم سايه افکنده و اين نا آگاهي مانع بهره وري آنان از رسالت جهاني پيامبر اسلام است.
در اين ميان، آنان که پشتوانه تعهّد و مسؤوليت را بر دوش جان دارند و خط رسالت نبي اکرم(ص) را تداوم دهنده‌اند، با اين هشدار قرآن در مي‌يابند که يکي از وظايف عمده آنان، زدودن ناآگاهيها و بي خبريها و کج فهميها از ذهن توده‌ها نسبت به پيام وحي است.
تلاش در تبيين مفاهيم وحي از زواياي مختلف در زبان عربي و پارسي به گونه‌اي گسترده صورت گرفته است و هم اکنون نيز ادامه دارد، و.لي اين تلاش در ساير لغتها و زبانها براي فهم صحيح قرآن، کمتر به کار بسته شده است، در حالي که همه ملّتها با هر زبان و نژادي که باشند، سهمي يکسان در بايسته‌هاي شتاخت پيام الهي دارند.
بر اين اساس، واحد تحقيقات و پژوهشهاي دفتر تبليغات اسلامي خراسان – بخش فرهنگ و معارف قرآن مشهد – تلاش در جهت تبيين مفاهيم واژگان قرآن – به زبان انگليسي – را در برنامه‌هاي تحقيقاتي خويش قرار داد و نيروهاي کار آمد را تدارک ديد و شيوه‌هاي ثمر بخش را به بررسي نشست.
نخست تلاش شد فعاليتهاي مشابه در مراکز تحقيقات قرآني ملاحظه شود تا دوباره کاري صورت نگيرد.
پس از کسب اطمينان از نبودن چنين طرحي – با ويژگيهاي مورد نظر – در برنامه‌هاي تحقيقاتي ساير مراکز، کار پژوهش آغاز گرديد که بخشي از اهداف و روشهاي آن به وسيله خانم شاهسوندي – استاد زبان انگليسي در دانشکده ادبيات مشهد و مجري طرح ياد شده – به رشته تحرير در آمده است.
بدان اميد که خداوند کاستيهايمان را با کمال وصف ناپذير خود جبران کند و اين گامها را در جهت گسترش فهم قرآن در پهنه گيتي قرار دهد و ما را در زمره حاملان قرآن محسوب دارد.

پژوهشهاي قرآني

زبان شناسي، علمي است که زبان يا سيستم برقراري ارتباط بين انسانها را مطالعه مي‌کند. اهميت روز افزون اين علم در علوم و فنون مربوط با زبان، لزوم آشنايي با آن را دو چندان مي‌نمايد. از جمله فنون مرتبط با زبان شناسي، ترجمه است و مترجم آن جا که دخيل در بررسي متن زبان مبدأ و برگردان آن به زبان مقصد است، از اين قاعده مستثنا نيست. اهميت آگاهي او از اين علم و تئوريهاي ترجمه که مبتني بر زبان شناسي است، امري نيست که بتوان از آن چشم پوشي کرد. مترجم به مدد يافته‌هاي زبان شناسي، مي‌تواند ملاکهايي را براي خود تعيين نموده و از ظوابطي پيروي کند تا محصول تلاش او به گونه‌اي منسجم، در اختيار خوانندگانش قرار گيرد. بدين ترتيب، از ارائه اثر خويش، تنها بر اساس ذوق و سليقه خود داري کرده و رنگ و صبغه علمي بر اثر خويش مي‌زند.
پيشرفت علوم زبان شناسي و ترجمه شناسي در غرب، مباحث علمي بسياري را در ترجمه متون مذهبي، مخصوصاً انجيل، مطرح ساخته است، به گونه‌اي که مباحث مطروحه سطوح مختلف زبان: واژگان، ارتباط دستوري، اجزاء ساختارها، معنا و پيام را در بر مي‌گيرد و اهميت توجه به آنها در انتقال معنا و پيام از زباني به زبان ديگر را روشن مي‌سازد. مجلات و فصلنامه‌هايي نيز بدين امر اختصاص يافته و شيوه‌ها و دشواريهاي موجود در برگرداندن انجيل مورد مداقه و بررسي قرار مي‌گيرد. متأسفانه نوپايي اين علوم در کشورهاي اسلامي و عدم توجه کافي به جنبه‌هاي کاربردي يافته‌هاي آنها موجب گرديده تا مباحث مطروحه در زبان شناسي و ترجمه شناسي، عملاً محلي از اعراب در ترجمه قرآن نداشته باشد. بررسي اجمالي آثار ترجمه شده قرآن بوضوح، اشکالهاي عمده‌اي را آشکار مي‌سازد که ناشي از عدم دقت علمي در بررسي واژه‌ها و آيات قرآني در سطوح مختلف ترجمه است.
چنين نقصاني در برگردان قرآن مجيد به زبانهاي ديگر، که از لحاظ فرهنگي سنخيتي با اسلام و قرآن ندارند، مشکلات بيشتري را در سر راه درک قرآن به همراه مي‌آورد، زيرا مخاطبان فعلي قرآن کريم در اقصي نقاط عالم، فاقد اطلاعات پيش زمينه‌اي و فرا زباني هستند که مسلمانان صدر اسلام و اعراب دوران جاهليت از آن برخوردار بوده‌اند. در عصر جاهليت، فرهنگ غالب، بت پرستي و شرک بوده که در اساس با فرهنگ وحدانيت و يگانه پرستي اسلام مغايرت دارد. اسلام با ظهور خود بسياري از آداب و سنن و مفاهيم آن دوران را مردود شناخته و آنها را رد نمود، امّا برخي از آنها با تغيير و تطبيق بر فرهنگ اسلام پذيرفت. براي مثال مي‌توان از واژه‌هاي : جاهليت، مروت، موت، تسليم، تضرع، معروف و حيات نام برد. عدم اطلاع از شرايط تاريخي و جغرافيايي فرهنگي اعراب قبل و بعد از اسلام، موجب خواهد شد تا فضاي حاکم بر محيط، بخوبي ادراک نشود و در ترجمه منتقل نگردد.
البته توجه به اين نکته ضروري است که ترجمه قرآن، تنها با تکيه بر علم زبان شناسي و آگاهي از نظريات ترجمه عملاً ممکن نيست و مترجمان آن بايد اطلاعات و آگاهي وسيعي در زبان عربي، تفسير، معارف قرآني، تاريخ اسلام و ساير اديان و همچنين زبان مقصد و ويژگيهاي آن داشته باشند، تا بتوانند به اين امر خطير دست يازند. از آن جا که علوم اين روزها تخصصي شده يک مترجم، بتنهايي قادر نيست برگردان قابل قبولي از قرآن کريم ارائه دهد و به گروههايي از محققان و مفسران نياز است تا با تلاشي مستمر و طولاني جنبه‌هاي مختلف قرآن را بررسي کرده، به نکات و ظرايف آن دست يابند و در ترجمه آن را انتقال دهند.
از ديگر مسائل تأسف آور در زمينه ترجمه قرآن، برگردان آن به دست افرادي است که خود مسلمان نبوده‌اند و طبيعي است که درک آنان محدود به ديدگاه خاص خود بوده و نمي‌توانند آنچنان که بايد و شايد، حق مطلب را ادا نمايند. در بررسي قرآنهاي ترجمه شده به دست غير مسلمانها رنگ و بوي مفاهيم و فرهنگ اديان ديگر، بخوبي مشهود است.
تلاش در راه اشاعه فرهنگ و معارف اسلامي در سالهاي اخير (پس از پيروزي انقلاب اسلامي) ما را بر آن داشت تا با توجه به فقدان ترجمه‌اي دقيق از قرآن کريم در ممالک غير اسلامي، دست به پژوهش و تأليف فرهنگ واژه‌هاي قرآن کريم به زبان انگليسي بزنيم و به دلايل چندي اين امر را ضروري دانسته و مي‌دانيم:
تحقيق بر روي ترجمه‌هاي قرآن کريم و همچنين فرهنگهاي اصطلاحات اسلامي به زبان انگليسي، اين نکته را روشن ساخت که مترجمان و يا مؤلفان در آثار خود از دقت نظر کافي در معادل يابي برخوردار نبوده و به دلايل مختلف از ارائه معادل دقيق، عاجز بوده‌اند:
١. عدم آشنايي کافي با فرهنگ قرآن، اسلام، مسيحيت . ... .
٢. عدم آشنايي کافي با زبان انگليسي و عربي و ظرايف اين دو زبان.
٣. عدم آشنايي کافي با زبان شناسي و نظريات جديد ترجمه شناسي و کاربرد آن در ترجمه به صورت عملي.
٤. در نظر نگرفتن وجوه معنايي متعدد واژه‌ها و آحاد معنايي هر واژه در مقايسه با معادل آن.
٥. انجام برگردان متن به صورت فردي.
از اين روي، در انجام اين طرح پژوهشي بر آن شديم تا با بهره جويي از همکاري صاحب نظران در زبانهاي عربي و انگليسي، معارف قرآني، لغت و ترجمه سعي در جبران نواقص آثار صورت گرفته نماييم.
اين طرح جزء طرحهاي بنيادي – کاربردي محسوب شده و مي‌تواند به عنوان مرجع توسط مبلّغان در امر تبليغ و صدور فرهنگ اسلام و قرآن و توسط مترجمان در ترجمه کتابهاي مذهبي، ادعيه و ... مورد استفاده علاقه مندان قرار گيرد.
در تأليف «فرهنگ واژه‌هاي قرآن» با استفاده از منابع مختلف (تفاسير، کتابهاي لغت، و ... ) وجوه معنايي هر واژه (آحاد معنايي آن) موارد کاربرد آن (اسم، فعل، صفت ...) همايش آن با لغات ديگر در قرآن را مشخص نموده، سپس به معادل يابي در زيان انگليسي پرداخته مي‌شود.
در زمينه معادل يابي ، ذکر نکات زير ضروري است. براي واژه مورد نظر، ممکن است در زبان انگليسي:
١. معادل مناسب وجود داشته باشد.
٢. معادل شخصي وجود نداشته باشد.
٣. معادل موجود بار فرهنگي – مذهبي زبان مقصد را داشته و آن را القا نمايد.
با توجه به هر يک از نکات فوق و همچنين با توجه به آحاد معنايي هر واژه ، معادل مناسب آن انتخاب شود. معادل يابي براي واژه‌هاي گروه اول، مشکلي به همراه نخواهد داشت. گروه دوم واژه‌هاي قرآني آن دسته از لغات هستند که معادل آنان در زبان مقصد وجود نداشته و به اصطلاح خلأ واژگان وجود دارد. براي مقابله با اين خلأ واژگان، اگر بخواهيم به توصيف و توضيح واژه‌ها متوسل شويم، چنانچه لغت از واژه‌هاي کليدي باشد و يا اين که بسامد آن در قرآن زياد باشد، عملاً با به کار گيري معادل چند کلمه‌اي به زيبايي و انسجام ترجمه لطمه خواهيم زد و اگر بدون در نظر گرفتن بار معنايي واژه، معادل نا مناسبي انتخاب کنيم، يقيناً دچار افت معنايي خواهيم شد. براي مثال مي‌توان واژه‌هاي الزکاة، الجهاد، تيمم، الحج و نحس را نام برد. در اين زمينه يا بايد به جعل واژه در زبان مقصد اقدام نمود و يا از مکانيزمهاي ديگري براي انتقال معاني و مفاهيم واژه استفاده کرد؛ کثلاً واژه الزکاة را مترجمان به poor due و يا alms ترجمه کرده‌اند. اگر به آحاد معنايي واژه الزکاة دقت کنيم:

ماليات شرعي
تکليف شرعي
مصاديق زکات
موارد مصرف زکات
مجازات قانوني ندارد
مجازاً در مورد علم، بدن... به کار مي‌رود
حد نصابي دارد که شامل افراد مستطيع مي‌گردد
الزکاة