نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - كتب درسى حوزه هاى قديم

كتب درسى حوزه هاى قديم


مرحوم ميرزا طاهر تنكابنى
يادآورى :
دو قسمت از مقاله فيلسوف عالى مقام ميرزا طاهر تنكابنى را در شماره هاى پيش خوانديد.اينك سومين قسمت آن را همراه با پانوشتهاى مربوط به آن مى خوانيد.

چنانكه مى نگريد سعى بر آن است كه در هر شماره بخشى از مقاله را كه مربوط به موضوع خاصى است نشر يابد تا با حفظ تسلسل مقالات موضوعات كاملا ممتازاز يكديگر باشند.

[حوزه]

توضيح و تكميل :
در قسمت پيشين از متن مقاله كتابهاى فلسفى مورد تعليم و تعلم در حوزه هاى قديم همراه با پاورقيهاى آن طرح گرديد.اينك و قبل از ارائه توضيحات اين قسمت در تكميل كتاب هاى حكمت و منطق يادآورى مطالب زير ضرورت دارد:

١- مرحوم تنكابنى در قسمت منطق از[ منظومه و شرح آن] ياد كرد. ما نيز در پانوشتها كارهاى انجام شده درارتباط با منطق منظومه را نگاشتيم .اينك توضيحى درباره قسمت حكمت آن مى افزائيم :

قسمت حكمت را مرحوم سبزوارى[ غررالفرائد] ناميده و خود آن را شرح كرده است كه اينك در حوزه هاى علوم اسلامى شرح منطومه به عنوان يكى از كتابهاى درسى مطرح است .

حاجى خود بر شرح حاشيه زده است . مجموعه اين متن و شرح و حواشى يكجا چاپ شده است . منظومه و شرح آن از همان آغازانتشار مورد توجه حكمت شناسان و محققان بوده است .

ازاين روى بر آن شرحها و حاشيه هاى بسيارى نگاشته اند كه به برخى از آنهااشاره خواهد شد.

١- تعليقه فيلسوف بزرگ معاصر مرحوم ميرزاى مهدى آشتيانى اين تعليقه در دو جلد مى باشد كه جلداول آن بهمت دكتر مهدى محقق و دكتر عبدالجواد فلاطورى منتشر شده است . و جلد دوم آن زير چاپ است . ١

٢- شرح و تعليقه فقيه عاليقدر و فيلسوف بزرگوار مرحوم آيه الله شيخ محمد تقى آملى به نام[ دررالفوائد] كه آن را يكى از نفيس ترين آثار فلسفى دانسته اند.

مرحوم آملى از علماى برجسته و چهره هاى منور اخلاق معارف حكمت و فقه است . ٢

٣- علامه عاليقدر استاد شهيد آيه الله مطهرى نيز بر منظومه سه شرح نگاشته اند:

الف : شرح مختصر منظومه شامل شرح و تفسير سه مقصداز مقصدهاى هفتگانه منظومه در دو جلد منتشر شده است .

ب : شرح مبسوط منظومه در چهار جلد كه جلداول آن چاپ شده است .

ج : شرح عربى منظومه كه نتيجه هفت سال تدريس آن بزرگوار در مدرسه مروى تهران است .

آقاى جعفر زاهدى نيز منظومه را ترجمه و شرح نموده و با نام [خودآموز منظومه] منتشر كرده است .

منظومه و شرح آن پس از چاپ ناصرى معروف و متداول قسمت جواهر و اعراضش به ضميمه حواشى مولف حكيم هيدجى و گزينشى از حواشى مرحوم آملى بهمت [ موسسه مطالعات اسلامى] منتشر شده است .

همين قسمت شرح منظومه يا گزينشى از حواشى مرحوم آملى و تعليق هاى ديگرى در مشهد بوسيله[ دارالمرتضى] چاپ و نشر يافته است .

٢- در تكميل آنچه تا بدينجا معرفى شد يادآورى مى كنيم كه اينك در حوزه هاى علوم اسلامى دواثر گرانقدر علامه طباطبائى [ بدايه الحكمه] و [نهايه الحكمه] از كتب متداول درسى فلسفى است .

حضرت استاد حسن زاده آملى درباره اين دو كتاب فرموده اند:اين دو كتاب[ بدايه و نهايه] از متون فلسفى بسيار مهم است كه عالى ترين سير تكاملى فلسفى الاهى از قلم وزين و سنگين چون صاحب الميزان تدوين شده كه بحمدالله تعالى اكنون در حوزه علميه قم از كتب درسى طالبان حكمت است . ٤ نهايه الحكمه اخيرااز سوى دفترانتشارات اسلامى بصورت نيكوئى چاپ و منتشر شده است .

[بدايه الحكمه] را آقاى محمدعلى گرامى ترجمه كرده اند كه با عنوان [آغاز فلسفه] منتشر شده است .

آقاى محمد تقى مصباح طى سالهاى تدريس[ نهايه الحكمه] بر قسمتهاى مختلف آن تعليقات مفيدى نگاشته اند كه اخيرا با عنوان[ تعليقه على نهايه الحكمه] نشر يافته است .

استاد علامه طباطبائى آشناتر و معروف تراز آن است كه ما بخواهيم درباره شخصيت والاى وى چيزى بنگاريم .استاد علامه در شرايطى كه روى آوردن به فلسفه و حكمت جرم و كفر بود و پرداختن به قرآن و تفسير نوعى[ خودكشى اجتماعى] تلقى مى شد پرشكوه واستوار قد برافراشت و مشعل هدايت را بدست گرفت و كرسى تدرسى معارف الاهى و حكمت متعاله و تفسير قرآن را در حوزه بوجود آورد بگفته انديشمند گرانقدر آقاى خامنه ئى در پيام زيبايش به مناسب يكمين سالگرد رحلت آن عالم ربانى [ چهره معنوى او سيماى پرصلابت مردى بود كه ايمانى استوار و عرفانى راستين را با دانش گسترده و عميق توام ساخته و با آميزه شگفت وجود خويش ثابت كرده بود كه اسلام مى تواند سوز درون دلسوختگان شيفته را با عقل راسخ فرزانگان فرهيخته يكجا گرد آورد].

ازاين مناسبت استفاده كرده نسل هوشمند و مومن حوزه ها و دانشگاهها را به انديشيدن و بهره ور شدن از آثار گرانقدر و والا و خلق و خوى الاهى انسانى علمى آن بزرگوار سفارش مى كنيم . بى گمان علامه عاليقدر [اسوه حسنه اى] است در تعليم و تعلم و تخلق با خلاق الله مردى كه استاد شهيد درباره وى فرمود: او به راستى مجسمه تقوى و معنويت است . در تهذيب نفس تقوى مقامات بسيار عالى را طى كرده (حق و باطل به ضميمه احياى تفكراسلامى .٨٦)است حضرت آقاى طباطبائى از نظر كمالات روحى به حد تجرد برزخى رسيده اند و مى توانند صور غيبى را كه ديدافراد عادى از مشاهده آنها ناتوان است مشاهده كنند.

اما كتب تصوف و عرفان
اول : كتاب التمهيد فى شرح قواعدالتوحيد: ١ متن كتاب كه قواعد التوحيد باشد رساله ايست مختصر محتوى بر دو مسئله از مسائل عاليه مهمه صوفيه .

يكى :اثبات توحيد خاص الخاص و توحيد وجودى يعنى وحدت وجود و موجود بطريق برهان و بحث اهل نظر.

دوم : در بيان آنكه انسان كامل خليفه الله است غيرازانسان هيچ موجودى از موجودات عوالم علوى و سفلى صلاحيت اين خلافت واستخلاف ندارد.اين رساله از مصنفات عارف فاضل و محقق كامل صدرالمله والدين ابوحامد محمداصفهانى ٢ معروف به تركه است . واين عالم بزرگ دراول بر مشرب حكماى مشاء بوده بعد سالك مسلك تصوف گشته و مصنفات زياد در علوم عقليه و عرفان دارد. واين مختصرازاحوال او در كتاب جامع الاسرار ٣ محقق فاضل و عارف كامل سيد حيدر آملى ٤ ذكر شده و شرح اين رساله از فاضل محقق و عارف مدقق خواجه صائن الدين على بن محمد بن محمد تركه ٥است وازاحفاد مصنف رساله است . چنانچه در ديباچه شرح كه موسوم بتمهيداست اشاره بدين معنى كرده واحوالات اين فاضل در كتاب مجالس المومنين قاضى نورالله شوشترى مذكوراست . واين كتاب تمهيد فى شرح قواعد توحيد در طهران بطبع رسيده و مرحوم استاد فاضل آقا محمدرضاى قمشه اى ٦اصفهانى را بر آن حواشى زياداست .

دوم : كتاب شرح فصوص الحكم است .
متن يعنى فصوص الحكم ٧ از مصنفات عارف كامل و محقق واصل شيخ محيى الدين محمدبن على معروف به ابن عربى حاتمى طائى اندلسى ٨ متوفاى در سال ٦٣٨ مى باشد. واين شيخ بزرگوار اشهر واعرف از آن است كه محتاج بشرح و بسط دراحوال او باشيم . واين كتاب را شروح بسياراست و دراطراف اين كتاب از مخالف و موافق سخن بيشمار وليكن از شروح معروفه كه متداول سخن بيشمار وليكن از شروح معروفه كه متداول بين اهل تحصيل و تحقيق است شرح ٩ شيخ داود بن محمود قيصرى ١٠است كه در سال ٧٥١ وفات نموده واين شرح در طهران و هند بطبع رسيده واساتيد و فضلا را بر آن حواشى زياداست . ١١ و متداول در درس و بحث افاضل اين شرح است واستاد كامل آقا محمد رضاى قمشه متوفاى در سال ١٢ واستاد فاضل ميرزا ابوالحسن جلوه ١٣ متوفاى در سال ١٣١٤ براين كتاب خصوص بر مقدمات آن مشتمل بر دوازده فصل است حواشى زياد دارند. واز جمله شروح شرح كمال الدين عبدالرزاق كاشى ١٤ متوفاى در سال ٧٣٠ مى باشد كه در مصر بطبع رسيده .

واز جمله شرح عبدالرحمن جامى ١٥ متوفاى در سال ٨٩٨ است

واز جمله شرح عبدالغنى نابلسى ١٦ كه اين دو با هم در مصر نيز بطبع رسيده

و ديگر شرح شيخ بالى ١٧ خليفه صوفى كه در سال ٩٦٠ در گذشته و اين كتاب دراسلامبول بطبع رسيده .

سوم : شرح مفتاح الغيب
١٨ كه متن از مصنفات ه عارف كامل و محقق فاضل صدرالدين محمد بن اسحق قونيوى ١٩ تلميذ ربيب شيخ محيى الدين عربى و متوفاى در سال ٦٧٢ مى باشد. و شرح ٢٠ آن از شمس الدين محمد ٢١ بن حمزه فنارى كه نامش پيش ذكر شده واين كتاب در طهران بطبع رسيده و بعضى از فضلاى معاصر را بر آن حواشى ٢٢است كه در حواشى كتاب مزبور بطبع رسيده

اما علم طب
اگر چه تدريس و مباحثه طب قديم دراين عصر متروك و مهجور شده و ليكن تا چند سال قبل بعضى از كتب اين فن كه مورد بحث و دقت اطباى فاضل كامل بوده بنحواختصار ذكر مى شود.

اول - شرح نفيسى : متن اين كتاب [موجز] ٢٣ از مصنفات حكيم فاضل و طبيب كامل علاءالدين ٢٤ على بن ابى الحزم قرشى متوفاى در سال ٦٨٧ مى باشد كه بعقيده مصنف كتابش موجز و ملخص كتاب قانون ابوعلى بن سينااست و بر[ موجز] شروح زياد نوشتند. شرحى كه محل درس و مباحثه اطباى فاضل بوده و در طهران بطبع رسيده شرح ٢٥ نفيس ٢٦ بن عوض كرمانى است كه در سال ٨٤١ در سمرقند اين شرح را باتمام رسانده . تاريخ وفات اين شارح معلوم نيست . شرح جمال الدين آق سرائى ٢٧ كه موسوم به بحل الموجزاست و شرح سديدالدين ٢٨ كازرونى ( است ) و ساير شروح بطبع نرسيده .

دوم : شرح اسباب : متن كتاب اسباب ٢٩ و علامات از حكيم فاضل نجيب الدين محمد بن على سمرقندى ٣٠است كه علل واعراض و علامات امراض جزئيه از سر تا قدم را بنحو استقصاء با علاج هر يك ذكر كرده پس از آن اقسام تبها واورام و بشور و قروح و جراحات وامراض جلدى را مشروحا با علاج هر يك بيان نموده . واين كتاب فقط نفيس بن عوض كرمانى سابق الذكر در سمرقند در سال ٨٢٧ بنام الغ بيك گوركان شرح كرده و در طهران به طبع رسيده .

سوم : كتاب قانون : ٣١از مصنفات فائقه حكيم مشهور در همه آفاق و استاد على الاطلاق ابو على حسين بن عبدالله بن سينااست كه نام نامى واسم سامى ايشان مكرر ذكر شده . براين كتاب شروح كثيره نوشته شده بعضى بر تمام كتاب قانون كه پنج جزءاست :

اول - كليات .

دوم - معرفت ادويه مفرده .

سوم - ذكرامراض اعضاءاز سر تا قدم و علامات هر يك ازامراض و علاج آن .

چهارم امراض و عللى كه بعضو معينى اختصاص ندارد از قبيل حميات واورام و بثور و بحرانات و منذرات و سموم امراض جلدى .

پنجم - درادويه مركبه از قبيل معاجين و حبوب وايارجات و غيرها وامام فخرالدين رازى كه ذكرش مكرر شده بر قسم كليات شرح دارد كه بر حسب شيمه و ديدنش شرحش جز جرح واعتراض بر مطالب شيخ چيز ديگر ندارد. و قطب الدين ابراهيم بن على مصرى ٣٢ كه از شاگردان فخرالدين رازى است و در سال ٦١٨ وفات كرده قدرى از كليات قانون و قدرى از كليات شرف الدين ٣٣ ايلاقى را شرح كرده ايتمام بامام واقتفا باستاد علام خود نموده همان طريقه جرح واعتراض را پيش گرفته

علاءالدين قرشى كه نامش پيش ذكر شده شرح بر تمام اجزاء[ قانون] ذكر وايشان در شرح خود شرح تشريح اعضاء مفرده را كه در قسم كليات قانون مذكوراست با شرح اعضاء مركبه كه در كتاب قانون درابتداى ذكر هر مرضى ازامراض اعضاء مركبه تشريح آن عضو مذكوراست در يكجا جمع كرده كه مباحث متعلقه بتشريح پراكنده و متفرق نباشد وليكن ايشان هم در شرح كليات پيروى از فخرالدين ٣٤ رازى نموده اعتراضات او را تاييد نموده . وليكن قطب الدين علامه شيرازى ٣٥ كه نامش پيش مكرر ذكر شده بر كليات شرح مبسوطى نگاشته واغلب اعتراضات معترضين را جواب داده .الحق شرح اين بزرگوار شرح جامع و كاملى است در طب كه كمتر كتابى باين اتقان و جمع و تحقيق نفع ديده شد. و ديگر شرح بر كليات شرح محمد بن ٣٦ محمود آملى است . واز جمله شرحى كه بر تمام اجزاء قانون نوشته شده شرح حكيم على گيلانى است . وليكن شرح ابن قف مسيحى ٣٧ وافضل الدين ٣٨ خونجى و ساير شروح در دست نيست و ديده نشده .

كتاب قانون بالتمام اول در مملكت رم يعنى ايتاليا بضميمه كتاب نجاه ٣٩ از مصنفات شيخ رئيس كه در منطق و فلسفه است بطبع رسيده و كليات قانون در طهران بطبع رسيده و تمام كتاب قانون نيز دراين اعصاراخيره در طهران به طبع رسيده و مورداستفاده علمى و عملى اطباى بزرگ ايران بوده .

چهارم - فصول ٤٠ بقراط ٤١ : تاريخ شخص حكيم بزرگ در عيون الانباء موفق الدين معروف به ابن ابى اصيبعه و تاريخ جمال الدين قفطى و تاريخ الحكماء شهر زورى مذكوراست و شهرت اين طبيب بزرگ مغنى از آن است كه ما در مقام ذكراحوال او چيزى بنگاريم . واين حكيم بزرگ را مصنفات زياداست و آن قدرى را كه مترجمين در دوره اسلامى بعربى ترجمه نموده اند نيز قريب دوازده كتاب از مطولات و مختصرات بااسامى هر يك در عيون الانباء ٤٢ مذكوراست . و كتاب فصول از كتب مشهوره اين حكيم بزرگ است و آن را شروح بسياراست مشهورازاين شروح :

اول - شرح حكيم حاذق عبدالرحمن بن على معروف بابن ابى ٤٢ صادق است .

دوم - شرح مبسوط و مفصل ابى الفرج يعقوب بن اسحق معروف بابن قف مسيحى است .

سوم - شرح علاءالدين على بن ابى الحزم قرشى ( است ). واين كتاب در طهران بطبع رسيده و مورد بحث اساتيد بوده
--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
١. التمهيد فى شرح قواعدالتوحيد شرحى است تحقيقى و عميق بر رساله[ قواعد].اين كتاب از كتب محكم و معتبر عرفان نظرى به شمار مى آيد. برخى از محققان و عارفان بر آن حاشيه زده اند استاد سيدجلال الدين آشتيانى[ تمهيدالقواعد] را با حواشى آقا محمدرضا قمشه اى و آقا ميرزا محمود قمى با تصحيح و تعليق و مقدمه اى مفصل و عميق به چاپ رسانده اند.

٢. آقاى آشتيانى وى رااينگونه ستوده است : [ الامام الفاضل والحكيم العارف صدارالحق والمله والدين ابوحامد محمدالاصفهانى مولف[ الحكمه المنيعه] و[ الحكمه الرشيديه] و [ الاعتمادالكبير].

٣. جامع الاسرار و منبع الابرار از كتب دقيق و عميق عرفان نظرى است.[ جامع الاسرار] بهمراه رساله[ نقدالنقود فى معرفه الوجود] با تصحيحات و فهرستهاى فنى با هميارى هنرى كربن و عثمان يحيى منتشر شده است .اشاره ئى به ابوحامداصفهانى در همين چاپ .٤٩٦ آمده است .

٤. سيدحيدر آملى عارف نامداراز محققين عرفاست . وى بگفته مرحوم مدرس تبريزى:[ فقيهى است جليل و عارفى است نبيل و جامع علوم شريعت و فنون طريقت ...است] . رك : روضات الحنات ج ٢.٣٧٧. رياض العلماء ج ٢.٢١٨.اعيار پيعه ج ٢٩.٢٥. مقدمه اسرارالشريعه واطوار الطريقه .٣٥ - ٦. محيى الدين ابن عربى .٣٨٦ و ٤٣٢. مقدمه جامع الاسرار و منبع الانوار.

٥. صائن الدين على ابن محمد معروف به[ ابن تركه] عالم و عارف بزرگ اسلامى واز مدرسان مقتدر عرفان است . رك : تاريخ ادبيات درايران ذبيح الله صفا ج ٤.٤٨٩.

مجموعه سخنرانيها و مقاله ها درباره فلسفه و عرفان .٩٩ مقاله مفصل آقاى دكتر موسوى بهبهانى در شرح حال وى . محيى الدين ابن عربى .٤٣٣. خدمات متقابل اسلام وايران .٦٦١. مجالس المومنين ج ٢.٤١. سبك شناسى مرحوم بهار ج ٣.٢٢٨.

٦. آقا محمد رضا قمشه اى ازاعاظم حكماء واساطين عرفاى قرون اخيره است . وى مردى به تمام معنا وارسته و عارف مشرب بود (خدمات متقابل .٦٠٦) برخى او را آخرين فرد شاخص از پيروان و شارحان ناشران واستادان عرفان ابن عربى درايران اسلامى دانسته اند. محيى الدين ابن عربى .٤٣٧). مجله يادگار سال سوم شماره اول .٧٥. مقدمه رساله ولايت حكيم قمشه ئى . حكماء و عرفاء متاخرين بر صدرالمتالهين .٤٥. خدمات متقابل .٦٠٦. محيى الدين ابن عربى .٤٣٧. ريحانه الادب ج ٣.٣٤٤. تاريخ .٢٣٤. فلاسفه اسلام

 

٧.اين اثر گرانسنگ دقيقترين و عميق ترين متن عرفانى است.[ فصوص] در جهان كتاب از جمله كتابهاى بسيار موفق و تصوف و عرفان اسلامى بسيار مهم و موثراست .اين كتاب از زمان نگارش و نشرش همواره مورد توجه موافقان و مخالفان قرار گرفته است . عده اى بشدت از آن انتقاد كرده و كتابهائى در رد آن نوشته اند گروهى ديگرا ز آن ستايش كرده بر آن شرحها نوشته حاشيه ها زده اند. بالاخره تاثيراين كتاب در سيرانديشه معنوى و عرفانى مسلمانان غير قابل انكاراست.[ فصوص الحكم] ساليان دراز در جامعه پهناوراسلامى به ويژه درايران مورد تعليم و تعلم بوده است . و در حوزه هاى علوم اسلامى استادان و مدرسان بزرگى در سطوح بسيار عالى به تدريس تعليم آن پرداخته اند. و حكيمان و عارفان ارجمند با نهايت علاقه و دقت بر آن شرحها نگاشته حاشيه ها زده اند آقاى عثمان يحيى در مقدمه تحقيقى وارزشمند خود بر كتاب [ المقدمات من كتاب نص النصوص] عارف عالى مقام سيدحيدر آملى سير شرحهاى[ فصوص] را براساس قرون معرفى كرده و فهرستى از شرحها و رديه ها و كارهاى انجام شده پيرامون كتاب و مولف راارائه داده است .

 

در همين زمينه از جمله نگاه كنيد به : مقدمه[ نقدالنصوص] از ويليام چيتيك .٣٨٤٤.الذريعه ج ١٣.٣٨١. كشف الظنون ج ٢.١٢٦١. ذيل كشف الظنون .١٩٢. لغتنامه دهخدا حرف[ ف] .٥٦٣.

 

[فصوص الحكم] را ابوالعلاء عفيفى با تعليقات مفصلى به چاپ رسانده است .

 

بسيارى از عالمان و عارفان معاصر نيز فصوص را شرح كرده يا بر آن حاشيه نوشته اند. رهبر كبيرانقلاب حضرت امام خمينى نيز بر[ فصوص] حاشيه زده اند (آثارالحجه ج ٢.٤٥).

 

٨.ابن عربى از عرفا وانديشمندان بزرگ اسلامى است استاد شهيد مرتضى مطهرى نوشته اند:ابن عربى مسلما بزرگترين عرفاى اسلام است . نه پيش ازاو و نه بعدازاو كسى به پايه او نرسيده است . (خدمات متقابل .٦٥٧). رك : روضات الجنات ج ٨.٥١. شذرات الذهب ج ٥.١٩٠. ميزان الاعتدال ج ٣.٦٥٩.الكنى والالقاب ج ١.٣٤٣.الوافى بالوفيات ج ٤.١٧٣. معجم المولفين ج ١١.٤٠. طبقات المفسرين .٣٨. و نيز براى آگاهى گسترده از شرح حال وافكار و عقايدابن عربى رك : محيى الدين ابن عربى چهره برجسته عرفان اسلامى دكتر محسن جهانگيرى ارزش ميراث صوفيه .١٠٩١٢٠.

 

٩.استاد سيدجلال الدين آشتيانى پيرامون اين شرح فرموده اند: قيصرى اين شرح را بر فصوص گويا زمان قرائت فصوص نزداستاد بزرگ خود رزاق كاشى نوشته است . ظاهرا تقريرات استاد را ضبط مى نموده و بصورت شرح در آورده است .

 

قيصرى چون شرح خودرا بعداز شرح تحقيقى و كامل صدرالدين قونيوى و شرح كامل استاد خود كاشانى نوشته است واز مزايا و دقايق اين دو شرح استفاده كرده است قهرا مزايا و خواص اين دو شرح

را در بر دارد. شرح قيصرى ساليان متمادى جزء كتب درسى اين علم بوده است . (شرح مقدمه قيصرى .١٦). استاد آشتيانى بر مقدمه قيصرى شرح مفصلى نگاشته اند كه چاپ دوم آن با تجديد نظر واضافاتى بزودى منتشر مى شود.

١٠. قيصرى رااستاد آشتيانى اينگونه ستوده است . مصنف اين شرح از راسخان در تصوف و محققان عرفان و مروجان طريقه محيى الدين است . و در علم فقه و حديث از بزرگان عصر خود بوده است . (شرح مقدمه قيصرى .١٤ ). و در جاى ديگر فرموده اند: قيصرى مردى دقيق النظر و با فهم و داراى حدت فكر وجودت واستقامت سليقه است . (شرح مقدمه قيصرى .١٢). رك : ريحانه الادب ج ٤.٥٠١ معجم المولفين ج ٤.١٤٢ محيى الدين ابن عربى .٤٣٢ شرح مقدمه قيصرى .١٥.

 

١١.الذريعه ج ٦.١٢٦.

 

١٢.اين عارف بزرگ و حكيم الاهى در سال .١٣٠٦ جهان را بدرود گفته است . (مقدمه رساله ولايت حكيم قمشه اى .٢١).

 

ميرزاابوالحسن جلوه حكيم فرزانه و مدرس نامدار فلسفه دراواخر قرن سيزدهم در تهران است . رك : ريحانه الادب ج ١.٤١٩. علماى معاصرين .٣٧٧. خدمات متقابل .٦٠٨. حكماء و عرفاء متاخر بر صدرالمتالهين .١٥٩. تاريخ فلاسفه اسلام .٢٩٣٥.

 

وى از عرفاى بزرگ واز محققان گرانقدر قرن هشتم هجرى است . آقاى آشتيانى فرموده اند: قونيوى از بزرگترين اساتيد فن تصوف و عرفان است و كتب زيادى در ترويج افكار و عقايداستاد خود محيى الدين تاليف كرده است واز خود نيز تحقيقات ارزنده اى دارد. (شرح مقدمه قيصرى .١٣). رك . رياض العلماء ج ٣.١١٦.اعيان الشيعه ج ٣٧.١٩٢. مجالس المومنين ج ١.٦٩. روضات الجنات ج ٦.١٩٧. ريحانه الادب ج ٦.٣٤. خدمات مقتابل .٦٥٩.١٣.

 

از عبدالرحمن جامى پيشتر ياد كرديم ( همين مجله شماره ٢١٢٢/٠٧/).اينجااضافه مى كنيم كه وى شاعر و نويسنده و عارف نام آور قرن نهم بزرگترين استاد سخن بعداز عهد حافظ و بنظر برخى از پژوهندگان خاتم شعراى بزرگ پارسى گوى است . (تاريخ ادبيات ج ٤.٣٤٧ خدمات متقابل .٦٦٣). در شرح حال وى بجزاز منابعى كه در شماره پيشين نوشته ايم . رك:[ جامى] كتابى مستقل در شرح حال و آثار وافكار عبدالرحمن جامى از على اصغر حكمت . تاريخ ادبيات درايران ج ٤.٣٤٧. سبك شناسى مرحوم بهار .٢٢٣.٣ ١٤.

 

تذكراين نكته دراينجا مناسب است كه برخى از نويسندگان از جمله مرحوم بهار (سبك شناسى ج ٣.٢٢٦). شرح فصوص جامى را همدان [نقدالنصوص] پنداشته اند.اما بايد دانست كه[ نقدالنصوص] كه ممزوجى از عربى و فارسى است شرح كتاب ديگراز محيى الدين به نام[ نقش الفصوص] است جامى ٣٣ سال پس از نگارش اين كتاب دست به شرح[ فصوص الحكم] مى زند اين شرح بزبان عربى است و دست كم دوبار به چاپ رسيده است . رك : مقدمه النصوص .٢٥ و ٤٢.١٥

 

١٦. عبدالغنى نابلسى كه شرحش را[ جواهرالنصوص فى حل كلمات الفصوص] نام نهاده است اديبى توانا عالمى آشنا به معارف الهى بوده است . رك : سلك الدرر فى اعيان القرن الثانى عشر ج ٣.٣٠٤١. هديه العارفين ج ١.٥٩٠.الاعلام ج ٤.١٥٨. معجم المولفين ج ٥.٢٧٣٢٧١.

١٧.از عالمان و عارفان نامدار ترك است معروف به[ بالى خليفه صوفى] . به دانشهاى گوناگون زمانش آگاهى داشت . رك : كشف الظنون ج ٢.١٢٦١. هديه العارفين ج ١.٢٣٠. معجم المولفين ج ٣.٣٨. و بالاخره بايداز شرح[ مويدالدين الجندى] ياد كرد.اين شرح رااستاد جلال الدين آشتيانى با تعليق و تصحيح به چاپ رسانده اند. مويدالدين جندى يكى از بهترين شاگردان و مريدان صدرالدين قونيوى است كه پس ازاستاد خوداز جمله بزرگترين شارحان انديشه هاى ابن عربى نيز به شمار مى آيد. (مقدمه[ شرح فصوص الحكم] مويدالدين .٤٠). رك : محيى الدين ابن عربى .٤٣٠.

 

١٨. مفتاح الغيب .اين كتاب يكىاز آثار گرانقدر عرفان نظرى است . مفتاح الغيب را مى توان تبيين كننده انديشه هاى محيى الدين عربى دانست . بحث مربوط به انسان كامل در اين كتاب ازاهميت ويژه اى برخورداراست .

 

١٩. صدرالدين قونيوى عارفى بزرگ و محققى توانمند بوده است . وى مباحثاتى با خواجه نصيرالدين طوسى داشته است . خواجه طوسى در پاسخ يكى از[ رساله هاى] صدرالدين وى رااينگونه ستوده است : صدرالمله والدين حجه الاسلام والمسلمين لسان الحقيقه برهان الطريقه ... (طرائق الحقائق ج ٢.٣٥٨).استاد شهيد مرتضى مطهرى فرموده اند: قونوى بهترين شارح افكار وانديشه هاى محيى الدين است . شايداگراو نبود محيى الدين قابل درك نبود (خدمات متقابل .٦٥٨). رك : طبقات الشافعيه ج ٥.١٩.الاعلام زركلى ج ٦.٢٥٤. ريحانه الادب ج ٣.٤٣١ محيى الدين ابن عربى .٤٢٤.

 

٢٠.استاد آشتيانى فرموده اند: بر مفتاح الغيب دو شرح ديده ام يكى شرح عارف محقق حمزه فنارى حنفى كه علاوه بر علوم باطنى در علوم ظاهرى نيز متبحر بوده و ديگر شرح عارف محقق[ شيخ سعدالدين فرغانى] معروف به شارح فرغانى كه از شروح تحقيقى است و به طبع نرسيده است شرح او را براوايل مفتاح ديده ام . شرح مقدمه قيصرى .١٧. و نيز رك : كشف الظنون ج ٢.١٧٦٨. ش ١٩.

 

٢١. محمدابن حمزه فنارى از علماى كشور عثمانى است مردى جامع و محققى پراطلاع و اديبى زبر دست بوده است . رك : بغيه الوعاه ج ١.٩٧. روضات الجنات ج ٨.١١٣. شذرات الذهب ج ٧.٢٠٩. ريحانه الادب ج ٤.٣٥٤. خدمات متقابل .٦٦٢.

 

٢٢.از جمله : حواشى فيلسوف و عارف بزرگ مرحوم ميرزا هاشم اشكورى كه تهران همراه مصباح الانس چاپ سنگى شده است . (خدمات متقابل .٦٦٢). و حواشى جمال العارفين و قدوه السالكين حضرت امام خمينى كه مرحوم آيه الله فكور درباره آن فرموده اند: آقاى خمينى مطالبى را كه بعنوان حاشيه بر كتاب مصباح الانس (كه از متون اصيل كتب عرفان علمى است ) مرقوم فرموده اند درك بسيارى از آنها بر محققين فعلى مشكل و يا نامفهوم است . مجله (پاسداراسلام شماره ٢.٤٦).

٢٣.موجز خلاصه فشرده[ قانون] ابن سيناست . كه هميشه مورد توجه و مراجعه اطباء بوده است . بر موجز شرحهاى زيادى نوشته اند: (كشف الظنون ج ٢.١٨٩٩. لغت نامه دهخدا حرف الف .٣٥٧.الذريعه ج ١٤.٩٥).

٢٤. على ابن ابى الحزم طبيب ماهر و دانشمندى صاحب نظر بود. در فلسفه حديث ادبيات نيز تبحر داشته است .او را[ ابن سينا ثانى] دانسته اند.رك : كشف الظنون ج ٢.١٨٩٩. لغتنامه دهخدا حرف الف .٣٥٧. طبقات الشافغيه ج ٥.١٢٩. شذرات الذهب ج ٥.٤٠١. ريحانه الادب ج ٨.٢٥٨ روضات الجنات ج ٥.٢٩٠. حسن المخاضره ج ١.٥٤٢ معجم المولفين ج ٧.٥٨.

 

٢٥. شرح ابن نفيس از مشهورترين شروح[ موجز]است . حاجى خليفه آن را بهترين شرح[ موجز] دانسته است . (كشف الظنون ج ٢.١٩٠٠).

 

٢٦. نفيس ابن عوض كرمانى ازمعروفترين پزشكان قرن نهم هجرى است رك : ريحانه الادب ج ٦.١٢٢. هديه العارفين ج ٢.٤٩٨.الذريعه ج ١٣.٨٢.

 

٢٧. محمدابن محمدآق سرائى طبيب محقق و عارف مدقق كه در دانشهاى گوناگون اسلام آگاهيهاى گسترده اى داشت . رك : كشف الظنون ج ٢.١٩٠٠. الاعلام ج ٧.٢٧٠. هديه العارفين ج ٢.١٦٦. معجم المولفين ج ١١.١٩٢. لغتنامه دهخدا حرف الف . ٣٥٧. ريحانه الادب ج ١.٥٨. ٢٨. سديدالدين كازرونى : طبيبى ماهر و عالمى بزرگ بود. شرح وى به نام[ المغنى] يكى از بهترين شرحهاى[ موجز]است .سديدالدين در همين زمينه تاليفات ديگرى نيز دارد رك : كشف الظنون ج ٢.١٣١٣ و ١٩٠٠.ايضاح المكنون ج ٢.٤٦. معجم المولفين ج .١٦٩.٤

 

[ اسباب] از جمله آثار گرانقدر طبى پزشكان اسلامى است . برهان الدين نفيس اين عوض او را شرح كرده است . حاجى خليفه مى گويد:ابن نفيس به نيكوئى از عهده شرح اين كتاب بر آمده و با تحقيق دقيق مطالب و مشكلات آن را واضح نموده است .

 

٣٠. محمدابن على سمرقندى ازاطباى مشهور و از عالمان برجسته معاصر با فخررازى بود رك : كشف الظنون ج ١.١٧٧. الاعلام زركلى ٧.١٦٩. هديه العارفين ج ٢.١١٠. عيونه الانباء فى طبقات الاطباء تحقيق دكتر نزار رضا.٤٧٢ معجم المولفين ج ١١.٢٨٧. ريحانه الادب ج ٣.٧٢. لغتنامه دهخدا حرف[ س[ .٢٩ .٦٢٥.

 

٣١. قانون ابن سينا در واقع دايره المعارف طب اسلامى بشمار مى رود. متن عربى اين كتاب ابتداء در روم چاپ شده است و ترجمه هائى از آن به زبانهاى عبرى لاتينى اردوئى انگليسى منتشر شده است . (حجه الحق ابو على سينا[ .(٦١٩ ٦٢٠ .قانون] از آغاز نگارش وانتشار آن به سبب اهميت واعتبارى كه در طب اسلامى دارد مورد توجه علماى اسلامى واقع شد و بهمين جهت شروح متعدد بر آن نگاشتند و آن را گاه مختصر كرده كه چندين مختصر تنظيم شده و باز آن مختصرات را شرح كردند و يا حواشى متعدد بر آن نوشتند

 

( الذريعه ج ١٣.٣٨٩ و ج ٦.١٦٨. كشف الظنون ج ٢.١٣١١ لغتنامه دهخدا حرف الف .٦٥٧ و نيز دف ق .١٢١.)اينك برخى از مترجمان با هميارى گروهى از متخصصان مشغول ترجمه كامل وانتشار آن هستند كه ٢ جلد آن بهمت انتشارات[ سروش] چاپ و منتشر شده است . جشن نامه ابن سينا ج ١.١٠١. فهرست نسخه هاى مصنفات ابن سينا.١٩٥١٨٩.

قطب الدين ابراهيم بن على مصرى . وى از بزرگترين شاگردان فخررازى بوده است . در آخر عمر در نيشابور توطن اختيار كرد و در آنجا به تدريس و تاليف مشغول گشت رك : عيون الانباء فى طبقات الاطباء.٤٧. شذرات الذهب ج ٥.٤٢٣.احوال و آثار خواجه نصيرالدين طوسى .١٦٧.

٣٣. شرف الدين ايلاقى يكى از شاگردان برجسته ابن سينا بود [ الفصول الايلاقيه فى كليات الطب] را براساس قانون بوعلى با گزينش از آن نوشته كه كتابى قابل توجه است . براين كتاب شروحى نوشته اند كشف الظنون ج ٢.١٢٦٦. در شرح حال وى رك : صوان الحكمه .٧٥. ريحانه الادب ج ١.٣١١.الذريعه ج ٢.٥٠٩. طبقات الاطباء.٤٥٩. . ٣٢.

٣٤. در منابع شرح حال فخررازى نگاه كنيد به شماره پيشين مجله .٢٥.

٣٥. در منابع شرح حال قطب الدين شيرازى نگاه كنيد به مدرك پيشين .٣٢.

٣٦. محمدابن محمود آملى محققى توانمند و عالمى بزرگ بود. تاليفات نيكوئى به جاى گذاشته است . رك : هديه العارفين ج ٢.١٥٩. مجالس المومنين ج ٢.٢١٣.

٣٧.امين الدوله بن يعقوب معروف به[ ابن قف] مسيحى طبيبى ماهر و عالمى ارجمند بوده است .از حكماى شام است و كتب زيادى در[ طب] تاليف كرده است رك : عيون الاتباء فى طبقات الاطباء.٧٦٧. هديه العارفين ج ٢.٥٤٥. معجم المولفين ج ٣.١٦. لغتنامه دهخدا حرف الف .٣٤٠. ريحانه الادب ج ٧.٢٣٥.

٣٨.افضل الدين محمد بن ناماور عالمى است متبحر در طب منطق حكمت و فقه رك : شذرات الذهب ج ٥.٢٣٦. عيون الانباء.٥٨٦. حسن المحاضره ج ١.٣١٢. معجم المولفين ج ١٢.٧٣. هديه العارفين ج ٢.١٢٣. طبقات الشافعيه ج ٥.٤٣.

٣٩. نجاه :اين كتاب در حقيقت خلاصه فشرده[ شفا]است اين كتاب به فرانسه ترجمه شده فخررازى بر آن شرح نوشته است (حجه الحق ابوعلى سينا.٦٣٦) شروح ديگر را نگاه كنيد به :الذريعه ج ٢٤.٥٦ ج ١٤.١٠٠.

٤٠.فصول درباره فصول و شروح و ديگر كارهاى انجام شده پيرامون آن رك : كشف الظنون ج ٢.١٢٦٨.

٤١. بقراط طبيب نام آور و بزرگترين پزشك قديم است وى در .٤٦٠ قبل از ميلاد متولد شده است . رك : عيون الانباء فى طبقات الاطباء.٤٣. پزشكان نامى .٢٧. لغتنامه دهخدا حرف ب : بخش دوم .١٨٦. تاريخ الحكماء.١٢٦. ترجمه . طبقات الاطباءابن جلجل .٧١ ترجمه .

٤٢. عيون الانباء فى طبقات الاطباء.٥٤ ٥٥ فهرست ابن نديم .٣٤٦.

٤٣. عبدالرحمن ابن على معروف به ابن ابى صادق نيشابورى پزشكى فاضل آشنا به علوم معارف پژوهشگرى بلند پايه است . رك : عيون الانباء فى طبقات الاطباء.٤٦١. لغتنامه دهخدا حرف الف .٢١٨.