نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - كتاب شناسى پاسدارى از حريم اسلام و تشيع
بى گمان حوزه هاى علميه در گذشته هماهنگ با زمان بلكه پيش تر و آشناى با دانشهاى گوناگون و گاه پايه گذار و نشر دهنده بسيارى از آنها بوده اند. فهرست آثار پيشينيان و دقت در آنها نشان مى دهد آنان وظيفه خود را به درستى و شايستگى انجام داده اند. زمانى كه جهل دنيا را فرا گرفته بوده با آن امكانات اندك ژرف ترين و پرمحتواترين آثار را پديد مى آورده اند به گونه اى كه پس از چندين قرن هنوز هم مورد مراجعه انديشه وران است و بدون مراجعه به آنها بسيارى از پژوهشهاى علمى ناتمام مى ماند.
در امور مذهبى و حفظ حريم دين حساسيت بسيار داشته اند. حركتهاى ضددينى را بى پاسخ نمى گذاشته اند. تاريخ نگارش نقدها و نقضها و آثار مورد نقضى كه در دست است نشان مى دهد خيلى زود تلاشهاى ضد مذهب را خنثى مى كردند.
سنجش ميان حركتهاى ضددينى و بازتاب حوزه ها نشان مى دهد در بسيارى از موارد حركت حوزويان و قيام علمى آنان بسيار گسترده تر و ماندگارتر از حركتهاى ضددينى بوده است; مثلاً جرجى زيدان در (تاريخ آداب اللغة العربية) در جمله اى كوتاه شيعه را گروهى كوچك برافتاده و داراى آثار كم ارزش مى خواند اما در برابر اين سخن (كه شايد كسى چندان به آن توجه نمى كرد) مرحوم آقابزرگ تهرانى اثر ارزشمند و ماندگار (الذريعة الى تصانيف الشيعه) را در طول ٦٠ سال در ٢٥ جلد مى نگارد.
ييا آن گاه كه عبدالعزيز دهلوى (م:١٢٣٩ق) تحفه اثناعشريه را برضد تشيع نوشت و در پهنه گسترده اى ترجمه و نشر يافت و آثار ناگوار بر جاى گذارد دانشمندان شيعى رديه هاى بسيار بر آن نگاشتند كه ما در اين فهرست بيش از بيست مورد را مى شناسانيم و پاره اى شواهد نشان مى دهد شمار نقضها بيش از اينهاست.
گروهى از نويسندگان شيعى در حال تقيه نقض بر آثار مخالفان مى نوشته اند از اين روى نام شمارى از نقض نگاران و رديه نويسان در دست نيست و چه بسا نامهايى را كه به عنوان نقض نگار مى شناسيم در واقع نام مستعار باشند.
گاه كتابى عليه تشيع در ميان شيعيان پنهانى نوشته مى شده و به دور از چشمها نگهدارى و نشر مى يافته; اما عالم شيعى كه خود در ميان اهل سنت مى زيسته در پنهانى و دور از چشمها ردى بر آن مى نگاشته و نه اسمى از خود مى برده است و نه نامى از كتاب مورد نقد.
در بررسى رديه ها باريك انديشيها و نكته هايى در خور توجه به چشم مى خورد. به عنوان نمونه اگر كسى به نظم چيزى مى نوشت پاسخها به نظم بود. مثلاً شخصى از بغداد در انكار وجود حضرت بقيّة الله الاعظم(عج) قصيده اى به نام: قصيده بغداديه مى سرايد و براى علماى نجف مى فرستد. از حوزه علميه نجف نيز دست كم هفت ردّ بر آن به نظم نوشته مى شود. حتى ميرزا حسين نورى كه كشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار را به نثر مى نويسد محمد حسين آل كاشف الغطاء آن را به نظم در مى آورد.
در مواردى نگارش نقد به قيمت جان عالمان دين و ردّيه نگاران تمام مى شود.با اين حال نه تنها از آن ابايى نداشتند بلكه از آن استقبال هم مى كردند. قاضى نوراللّه شوشترى به خاطر نگارش (احقاق الحق وازهاق الباطل) به شهادت مى رسد و محمد حسين مظفر با اين آرزو كه او هم به شهادت برسد همان كتابى را كه قاضى نوراللّه شوشترى نقض كرده بود بار ديگر با همان سبك به نقد مى كشد.
رهبر معظم انقلاب آگاهى حوزه ها در گذشته و هماهنگى آنان با زمان را از ويژگيهاى برجسته آنان بر مى شمرد:
(اشكالى كه حوزه ما ديروز آن را نداشت و امروز دارد اين است كه حوزه ديروز از دنياى زمان خود عقب نبود بلكه جلوترهم بود… هر كسى كه در زمينه هاى فقهى و كلامى بخصوص به شيعه چيزى مى گفت شيعه با قدرت و قوت به زبان علمى به او جواب مى داد و سخن تلخ رقيب و حريف معاند راه به جايى نمى برد… يك نفر پيدا مى شد حرفى را در يك كتاب خطى مى زد و يك نسخه مى نوشت و ديگرى پخش مى كرد و ديگرى مى خواند و چهار نفر در طول زمان از آن مطلع مى شدند عالم شيعه هم بر مى داشت همين كار را عيناً جواب مى داد و گاهى تندتر و سريع تر و بهتر از او اقدام مى كرد و عقب نمى ماند.)١
براى روشن كردن بيان مقام معظم رهبرى مبنى بر آگاهى و همگامى حوزه هاى قديم نسبت به زمان خود بر آن شديم تا فهرستى از آثار پيشينيان را كه در برابر حركتهاى ضد اسلام و تشيّع نگارش يافته اند گرد آوريم.
پيش از ارائه فهرست چند نكته درخور يادآورى است:
١ . بى گمان آنچه در اين جا شناسانده مى شود شمار اندكى از آثارى است كه در موضوع مورد نظر نگارش يافته اند; زيرا نقدها و رديه هاى بسيارى وجود دارد كه روشن نيست آيا در برابر حركتهاى ضد اسلام و تشيع نگارش يافته اند يا اين كه تنها جنبه علمى داشته اند؟
٢ . جهت تهيه اين كتاب شناسى به بيش تر كتابها دسترسى نداشتيم و ياد كتابى به معناى پذيرفتن محتواى آن و نپذيرفتن كتاب نقد شده نيست.
٣ . در مواردى كه منبعى براى آثار معرفى شده ياد نمى كنيم يا نسخه چاپى آن را ديده ايم و يا منبع آن الذريعة الى تصانيف الشيعه است.
١ . احقاق الحق وازهاق الباطل قاضى نوراللّه شوشترى (م:١٠١٩هـ.ق.)
پس از انتشار نهج الحق و كشف الصدق نوشته علامه حلى فضل بن روزبهان اصفهانى ابطال الباطل و اهمال كشف العاطل را در رد آن نگاشت. سپس قاضى نوراللّه شوشترى در نقض اين كتاب احقاق الحق را به رشته تحرير درآورد.
پس از آگاهى دشمنان شيعه و كژانديشان از نشر احقاق الحق نويسنده آن را در سرزمين هند به شهادت رساندند.٢
وى در اين كتاب ابتدا كلام علامه سپس سخنان فضل بن روزبهان را مى آورد آن گاه با استدلالهاى استوار مطالب علامه را ثابت مى كند. بيش تر منابع اين اثر كتابهاى اهل سنت است.
٢ . احياء السنّة وإماتة البدعة سيد دلدار على نقوى (م:١٢٣٥هـ.ق.) فارسى.
در ردّ باب هشتم (معاد و رجعت) از تحفه اثناعشريه به قلم عبدالعزيز دهلوى (م:١٢٣٩هـ.ق.)٣
٣ . الاسهم الخوارق على صاحب الصواعق تاريخ تاليف: اوائل قرن ١٣.
در ردّ الصواعق المحرقة على اهل الرفض والزندقة نگارش شهاب الدين احمد بن حجر (م:٩٧٣هـ.ق.) از مفتيان عامه در حجاز.
٤ . اكمال المنة فى نقض منهاج السنّة سراج الدين حسن بن عيسى لكهنوى.
رد بر منهاج السنة نگارش احمد بن تيميه كه در ردّ منهاج الكرامة علامه حلى نوشته شده است.
٥ . الامامة سيد محمد بن سيد دلدار على (م:١٢٨٤هـ.ق.)
در رد باب هفتم تحفة اثناعشريه.٤
٦ . الانوار البدرية فى كشف شبه القدرية عزالدين حسن بن شمس الدين محمد حلى.
ييوسف بن مخزوم اعور مقصودى در حدود سال ٧٠٠هـ.ق. كتابى در رد اماميه نگاشت و حسن بن محمد نيز در سال ٨٤٠هـ.ق. به امر جمال الدين ابوالعباس احمد الانوار البدرية را در رد آن نوشت.
٧ . البراهين الجليلة سيد بن هادى موسوى كاظمى (١٢٧٢ ـ ١٣٥٤هـ.ق.) در رد ابن تيميه.
٨ . برهان السعادات سيد محمد قلى موسوى (م:١٢٦٠هـ.ق.).
رد باب هفتم تحفه اثناعشريه.٥
٩ . البرهان على وجود صاحب الزمان سيد محسن امين عاملى.
شخصى از بغداد در انكار وجود حضرت صاحب الزمان(ع) قصيده اى سرود و براى علماى نجف فرستاد. علما نيز پاسخهايى به نظم و نثر بر آن نوشتند. سيد محسن امين قصيده اى در رد آن سرود و (البرهان على وجود صاحب الزمان) شرح آن قصيده است.
١٠ . بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض نصيرالدين ابو رشيد عبدالجليل قزوينى تصحيح: ميرجلال الدين محدّث تاريخ كتابت: حدود ٥٦٠هـ.ق. چاپ ١٣٥٨ش.
عالمى سنى (شايد به نام شهاب الدين تواريخى شافعى) در كتاب بعض فضائح الروافض (پايان نگارش ٥٥٥هـ.ق.) سخنان ناروايى را به تشيع نسبت داده و مرحوم قزوينى اين كتاب را در رد آن نوشته و به خاطر تقيه نامى از كتاب مورد نقد نبرده است.
١١ . البوارق الخاطفة فى جواب الصواعق المحرقة على اهل الرفض والزندقة.
كتاب مورد نقد را شيخ شهاب الدين احمد بن حجر هيتمى (م:٩٧٣هـ.ق.) نوشته كه از علماى اهل سنت در حجاز بوده است.
١٢ . بوارق الهية سيد محمد بن سيد دلدار على (م:١٢٨٤هـ.ق.) فارسى.
در رد باب هفتم از تحفه اثناعشريه.٦
١٣ . بيان تصحيف المنحة الالهية عن النفثة الشيطانية مهدى بن حسين خالصى كاظمى (م:١٣٤٣هـ.ق.) ٣جلد.
در رد متن عربى تحفه اثناعشريه.
١٤ . بيان الحق والصدق المطلق محمد صادق ملقب به فخرالاسلام (م:حدود ١٣٣٠هـ.ق.) فارسى.
رد بر الهداية و غير آن از كتابهاى نصارا.
١٥ . تأسيس الشيعة الكرام لعلوم الاسلام سيد حسن صدر (١٢٧٢ ـ ١٣٥٤هـ.ق.).
جرجى زيدان در (تاريخ آداب اللغة العربية) مى نويسد:
(شيعه گروهى كوچك بود كه اكنون بر افتاده و آثار درخور اعتنايى ندارد.)
در برابر اين سخن جرجى زيدان سيد حسن صدر تأسيس الشيعة الكرام لعلوم الاسلام را مى نگارد و در آن ثابت مى كند شيعه در تمام دانشهاى اسلامى بر ديگران پيشى گرفته و در تمام رشته ها اثر دارد.
١٦ . تخريب الباب سيد ابوالقاسم بن كاظم موسوى زنجانى (م: ١٢٩٢هـ.ق.)
نويسنده مرجع امور در زنجان بوده و برخوردهاى بسيارى با بابيان داشته است. وى چند كتاب در رد بابيان نگاشته كه اين اثر يكى از آنهاست.
١٧ . تشييد المطاعن سيد محمد قلى موسوى (م: ١٢٦٠هـ.ق.)
در رد باب دهم تحفه اثناعشريه.٧
١٨ . تقليب المكائد سيد محمد قلى موسوى (م: ١٢٦٠هـ.ق.)
در رد باب دهم تحفه اثناعشريه.٨
١٩ . تكسير الصنمين ابوعلى خان موسوى. فارسى.
در رد باب دهم تحفه اثناعشريه.٩
٢٠ . التوضيح الانور بالحجج الواردة لدفع شبه الاعور نجم الدين خضربن محمد حبلرودى رازى نجفى تاريخ نگارش: ٨٣٩هـ.ق.
اين كتاب در حلّه در پاسخ به كتاب ضد شيعى يوسف بن محزوم اعور واسطى نوشته شده است.
٢١ . الجزم لفصل ابن حزم كاظم بن سلمان حلّى كاظمى (ت حدود ١٣٠٠هـ.ق.) ٢ جلد.
در رد كتاب (الفصل فى الملل والاهواء والنحل) نگارش ابومحمد على بن احمد ظاهرى اندلسى (م:٤٥٦هـ.ق.)
٢٢ . جواهر عبقريه در ردّ تحفه اثناعشريه سيد محمد عباس شوشترى (م: ١٣٠٦هـ.ق.)
در رد باب هفتم تحفه اثناعشريه.١٠
٢٣ . حجة الاسلام مولى على نورى حكيم الهى (م:١٢٤٦هـ.ق.) پايان نگارش: ١٢٣٢هـ.ق.
اين كتاب در رد (ميزان الحق) نوشته هنرى مارتين معروف به پادرى از نويسندگان مسيحى نگارش شده است.
٢٤ . حسام الاسلام و سهام الملام سيد دلدار على نقوى (م: ١٢٣٥هـ.ق.) فارسى.
در ردّ باب ششم تحفه اثناعشريه (مباحث نبوت).١١
٢٥ . دلائل الصدق محمد حسين مظفر.
فضل بن روزبهان در ردّ نهج الحق وكشف الصدق نوشته علامه حلى ابطال الباطل و اهمال كشف العاطل را نوشت. محمد حسين مظفر نيز همانند قاضى نورالله شوشترى (نويسنده احقاق الحق) ابتدا كلام علامه و سپس سخنان فضل بن روز بهان را مى آورد آن گاه به داورى مى پردازد.
٢٦ . الذريعة الى تصانيف الشيعة شيخ آقا بزرگ تهرانى (م: ١٣٤٨هـ.ش.) ٢٥ جلد.
جرجى زيدان نويسنده مسيحى مصرى (م: ١٩١٤م) در (تاريخ اللغة العربية) مى نويسد:
(شيعه گروهى كوچك بود كه اكنون بر افتاده و آثار درخور اعتنايى ندارد.)١٢
اين سخن او سبب شد سه تن از بزرگان اماميه خدمات تشيع را در قالب سه كتاب ارزشمند زير بشناسانند:
* الذريعة الى تصانيف الشيعة.
* تاسيس الشيعة الكرام لعلوم الاسلام.
* النقود والردود يا المراجعات الريحانية.
٢٧ . ذوالفقار سيد دلدار على نقوى (م:١٢٣٥هـ.ق.)
در رد باب دوازدهم تحفه اثناعشريه (تولى و تبرى).
٢٨ . رجال النجاشى.
نويسنده در مقدمه انگيزه نگارش آن را چنين بيان مى دارد:
(من از گفته سيد شريف بر سخنان شمارى از مخالفان آگاه شدم كه گفته بود: شيعه نه پيشينه اى دارد و نه نويسنده اي….)١٣
٢٩ . ردّ الباب سيد ابوالقاسم بن كاظم موسوى زنجانى (م:١٢٩٢هـ.ق.)
در ردّ بابيان. وى كتابهاى ديگرى نيز در رد بابيان نگاشته است.
٣٠ . ردّ الخوارج اردو چاپ لاهور.
در پاسخ ردّ الشيعة.
٣١ . رد الصحيفة العلويه سيد حسن بن حسين حسينى يزدى اصفهانى متخلص به فانى (م: ١٣٣٨هـ.ق.)
در ردّ الصحيفة العلوية از نوشته هاى بابيان. اين جزوه در حاشيه برهان المتقين چاپ شده است.
٣٢ . الرد على ابن الاخشيد شيخ مفيد (م: ٤١٣هـ.ق.)
٣٣ . الرد على ابن جريح البغدادى (م: ٢٨٣هـ.ق.) قاضى نعمان مصرى (م: ٣٦٣هـ.ق.)
٣٤ . الرد على ابن جنّى سيد مرتضى (م: ٤٣٦هـ.ق.)
ابن جنى تعريضى بر اشعار متنبى نگاشته سيد مرتضى در اين اثر آن را رد كرده است.
٣٥ . الرد على ابن جنى فى الحكاية والمحكى سيد مرتضى.
٣٦ . الردّ على ابن حجر العسقلانى سيد محمد مهدى بحرالعلوم (م: ١٢١٢هـ.ق.)
ابن حجر عسقلانى حضرت صاحب الزمان(عج) را منكر شده بود.
٣٧ . الرد على ابن حجر العسقلانى سيدجعفر دارابى معروف به كشفى (م: ١٢٦٨هـ.ق.) نظم.
٣٨ . الرد على ابن رشيد فى الامامة شيخ مفيد (م: ٤١٣هـ.ق.)
٣٩ . الرد على ابن كلاب فى الصفات شيخ مفيد (م: ٤١٣هـ.ق.)
ابن كلاب از بابيه حشويه است.
٤٠ . الرد على ابى الحسن البصرى سلاّر بن عبدالعزيز ديلمى (م: ٤٦٣هـ.ق.)
ابوالحسن بصرى ردّى بر كتاب شافى نوشته سيد مرتضى نگاشت و سلار به خواست سيد مرتضى اين ردّيه را نگاشت.
٤١ . الرد على ابى عبداللّه البصرى شيخ مفيد (م: ٤١٣هـ.ق.)
ابوعبدالله بصرى در اثر خود ملائكه را بر انبياء برترى داده بود.
٤٢ . الرد على اظهار الحق محمد باقر بن محمد جعفر بهارى همدانى (م: ١٣٣٣هـ.ق.)
نويسنده كتاب مورد نقد درباره صحابه به شيعه طعن زده بود.
٤٣ . الرد على الحاج كريم خان ابراهيم بن عبدالمجيد شيرازى (م: ١٣٠٦هـ.ق.)
حاج كريم خان در نوشته هاى خود عليه اماميه مطالبى مى نگاشته و از سوى عالمان شيعه چند نقد بر نوشته هاى وى به رشته تحرير درآمده است.
٤٤ . الرد على الحاج كريم خان ابراهيم بن محمد على محلاتى (م: ١٣٣٦هـ.ق.)
٤٥ . الرد على الحاج كريم خان سيد حسين شاهنشاهى.
٤٦ . الرد على الحاج كريم خان سيد زين العابدين بن ابى القاسم طباطبايى تهرانى.
٤٧ . الرد على الحاج كريم خان على قلى ميرزا.
٤٨ . الرد على الكريم خانية آقا نجفى اصفهانى (م: ١٣٣١هـ.ق.)
٤٩ . الرد على الحسن البصرى فضل بن شاذان از اصحاب حضرت جواد(ع).
حسن بصرى در اين كتاب ملائكه را بر انبياء برترى داده بود.
٥٠ . الرد على الخالدى شيخ مفيد.
بحث امامت.
٥١ . الرد على ردّ بعض علماء العامّة للكتاب مصائب النواصب عبدالنبى طسوجى.
عالمى از اهل سنت به امر امير اشرف افغان ردى بر مصائب النواصب نگارش قاضى نوراللّه شوشترى به فارسى نوشته. عبدالنبى طسوجى نيز نقضى بر اين رديه نگاشته است.
٥٢ . الرد على ردّ السقيفة سيد امير محمد بن سيد مهدى موسوى كاظمى قزوينى چاپ ١٣٧٢هـ.ق. صيدا.
شيخ محمد رضا مظفر درباره حقايق تاريخى كه در روز سقيفه رخ داد كتابى نوشته و عبداللّه حضرمى آن را نقد كرده است و سيد امير محمد موسوى نيز ردى بر آن دارد.
٥٣ . الرد على الصواعق المحرقة عمران بن احمد دعيبل (١٢٤٧ ـ ١٣٢٨هـ.ق.)
٥٤ . الرد على الصواعق المحرقة فرج مادح. نظم.
٥٥ . الرد على الفادرى (پادرى) محمدباقر بهبهانى همدانى (م: ١٣٣٢هـ.ق.)
هنرى مارتين معروف به پادرى نويسنده مسيحى در (ميزان الحق) مطالبى عليه اسلام نوشته است و بسيارى از عالمان شيعه آن را نقد كرده اند.
٥٦ . الرد على الفادرى محمد تقى بن امير مؤمن حسينى قزوينى.
٥٧ . الرد على الفادرى عارف حسين على شاه.
٥٨ . الرد على الفادرى سيد مير محمد حسين بن عبدالباقى.
٥٩ . الرد على الفادرى آقا محمد على بن محمد باقر كرمانشاهى (م: ١٢١٦هـ.ق.)
٦٠ . الرد على الفادرى على اكبر بن محمد باقر ايجى اصفهانى (م: ١٢٣٢هـ.ق)
٦١ . الرد على الفادرى عيسى بن حسن حسينى فراهانى (م: ١٢٣٨هـ.ق.)
٦٢ .الرد على الفخر الرازى محمد رفيع بن فرج جيلانى.
در رد استدلال فخر رازى برخلافت ابوبكر و برترى او با آيه شريفه (وسيجنبها الاتقي…)
٦٣ . الرد على الفخر الرازى محمد بن حسن شيروان (م: ١٠٩٨هـ.ق.)
در رد استدلال فخررازى بر خلافت ابوبكر با آيه غار.
٦٤ . الرد على القصيدة البغدادية محمد باقر همدانى بهارى.
سراينده قصيده بغداديه وجود حضرت صاحب الزمان(عج) را انكار مى كند و اين قصيده را از بغداد براى علماى نجف مى فرستد و علماى نجف نيز به نظم و نثر به آن پاسخ مى دهند.
٦٥ . الرد على القصيدة البغدادية محمد جواد بلاغى (م: ١٣٥٢هـ.ق.) نظم.
٦٦ . الرد على القصيدة البغدادية رشيد زينى عاملى. نظم.
٦٧ . الرد على القصيدة البغدادية سيد رضا بن سيد محمد هندى (١٢٩٠ ـ ١٣٦٢ق) نظم.
٦٨ . الرد على القصيدة البغدادية عبدالهادى بن جواد بغدادى (م: ١٣٣٣هـ.ق.) نظم.
٦٩ . الردعلى القصيدة البغدادية سيد على محمود امين عاملى (م: ١٣٢٨هـ.ق.) نظم.
٧٠ . الرد على القصيدة البغدادية سيد محسن امين عاملى.
٧١ . الرد على الميرزا على محمد الباب محمد تقى بن حسين على هروى اصفهانى حائرى (م: ١٢٩٩هـ.ق.) فارسى.
٧٢ . سيف الله المسلول على مخرّبى دين الرسول ابومحمد بن عبدالنبى بن عبدالصانع نيشابورى (م: ١٢٣٢هـ.ق.)
در رد باب اول و دوم تحفه اثناعشريه.١٤
٧٣ . سيف ناصرى سيد محمد قلى موسوى (م: ١٢٦٠هـ.ق.)
در رد باب اول تحفه اثناعشريه.١٥
٧٤ . الصوارم الالهية سيد دلدار على نقوى (م: ١٢٣٥هـ.ق.)
در رد باب پنجم تحفه اثناعشريه. (الهيات)
٧٥ . طعن الرماح سيد محمد بن سيد دلدار على (م: ١٢٨٤هـ.ق)
در رد باب دهم تحفه اثناعشريه.
٧٦ . عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار(ع) مير حامد حسين (١٢٤٦ ـ ١٣٠٦هـ.ق.) در نيمه نخستين سده سيزدهم هجرى كه نيروى استعمار بويژه انگلستان و فرانسه چشم طمع به شبه قاره هند دوخته بودند و بى گمان مسلمانان بويژه شيعيان هند در برابر هجوم استعمارى آنان سدى بزرگ بودند مولوى عبدالعزيز دهلوى (م: ١٢٣٩ق) دست به نگارش تحفه اثناعشريه زد تا به پندار خود شيعه را از صحنه بيرون كند و با اين حركت نابخردانه آگاهانه يا ناآگاهانه در دامى افتاد كه استعمار مى خواست.
نويسنده در اين كتاب عقايد و آراى شيعه را به طور عموم و فرقه اثناعشريه را بويژه در اصول و فروع و اخلاق و آداب و تمامى باورها و اعمال بى ادبانه و باواژگانى بيرون از آداب و سنن مناظره مورد حمله قرار داده است.
در سال ١٢٢٧ هـ.ق. شخصى به نام غلام محمد بن محيى الدين اسلمى در شهر مدارس هندوستان كتاب تحفه را از فارسى به عربى ترجمه كرد و به سال ١٣٠٠ محمود شكرى آلوسى در بغداد به خلاصه كردن نسخه عربى آن پرداخت و به المنحة الالهيّه تلخيص ترجمه التحفة الاثناعشريه ناميد و در مقدمه آن را به سلطان عبدالحميد خان بن سلطان عبدالمجيد خان عثمانى تقديم داشت. ليكن به خاطر نبود يا كمبود وسيله چاپ و نيز پاره اى از محدوديتهاى سياسى كه حكومت عثمانى اعمال مى كرد از چاپ و انتشار آن در عراق جلوگيرى شد تا اين كه در هندوستان و شهر بمبئى چاپ و منتشر گرديد.
به هر حال كتاب تحفه در تفرقه افكنى و ايجاد حسّ بدبينى بين مسلمانان كارگر افتاد.١٦
از آن جا كه اين كتاب اثر ناشايستى در جامعه آن روز نهاد علما و شخصيتهاى بزرگ در حوزه هاى علميه در مقام پاسخ برآمدند و نقدهايى بر آن نگاشتند كه عبقات الانوار يكى از آنهاست.
انتشار (عبقات الانوار) در از بين بردن اين حركت شوم بسيار كارگر افتاد به گونه اى كه علما و اديبان مقاله ها و قصيده هاى بسيارى درباره اين كتاب و نويسنده آن در زمان حيات نويسنده و پس از آن نوشتند و سرودند كه مجموع آنها در كتاب (سواطع الانوار فى تقريضات عبقات الانوار) گرد آمده است.
٧٧ . العذاب الواصب على الجاحد والناصب ابوعلى محمد بن اسماعيل حائرى (م: ١٢١٦هـ.ق.) ٣جلد. نام ديگر كتاب: معائب النواصب و دوافن الكواذب.
در ردّ (نواقض الروافض) نوشته مخدوم شريفى (م: ٩٩٥هـ.ق.)
٧٨ . كشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار ميرزا حسين نورى (م: ١٣٢٠هـ.ق.)
در ردّ قصيده بغداديه كه سراينده در اين قصيده وجود امام زمان (عج) را منكر شده است.
٧٩ . كشف الغواية عن الكتاب المسمّى بالهداية سيد اسداللّه بن زين العابدين خرقانى.
الهداية نوشته جمعى از مستشرقان امريكايى عليه مسلمانان در سه مجلد در سال ١٩٠٠م. در مصر به چاپ رسيده است.
٨٠ . المبسوط فى الفقه الاماميه شيخ طوسى (م: ٤٦٠هـ.ق.)
شيخ طوسى در مقدمه انگيزه خود را از نگارش اين اثر تحقير فقه اماميه از سوى گروهى از اهل سنت ياد كرده است.
در ردّ نواقض الروافض نوشته ميرزا مخدوم شريفى كه در ١٧ شبانه روز در سال ٩٩٥هـ.ق. اين اثر را نگاشته است.
اين كتاب را فرزند نويسنده و ميرزا محمد على مدرس چهاردهى (م: ١٣٣٤هـ.ق) به فارسى ترجمه كرده اند.
٨٢ . مصارع الافهام سيد محمد قلى موسوى (م: ١٢٦٠هـ.ق)
در ردّ باب يازدهم تحفه اثناعشريه.١٧
٨٣ . مناهج اليقين ابوالقاسم بن محمد تقى اردوبارى (م: ١٣٣٣هـ.ق)
در ردّ كتاب (الهداية) تأليف گروهى از مستشرقين امريكايى بر ضد مسلمانان.
٨٤ . منهاج الشريعة فى الرد على منهاج السنة سيد مهدى بن صالح موسوى كاظمى (م: ١٣٥٨هـ.ق) در ٤ جلد.
منهاج الشريعه در رد ابن تيميه كه اثر گرانقدر علامه حلى: (منهاج الكرامه فى اثبات الامامه) را نقد كرده نگاشته شده است.
٨٥ . مهجة البرهان ابوعلى خان موسوى. فارسى.
در ردّ باب هفتم تحفه اثناعشريه.١٨
٨٦ . النزهة الاثنى عشرية فى نقض التحفة الاثنى عشرية محمد بن عنايت احمد كشميرى دهلوى (م: ١٢٣٥هـ.ق)
در رد تحفه اثناعشريه كه در برابر هر باب آن در يك مجلد ردّ نوشته شده است.١٩
٨٧ . نظم كشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار نثر از ميرزا حسين نورى نظم از محمد حسين كاشف الغطاء.
٨٨ . نقد فلسفه داروين آقا رضا اصفهانى (١٢٨٧ ـ ١٣٦١هـ.ق.) صاحب هداية المسترشدين.
نويسنده اين كتاب را در اوايل انتشار نظريه داروين در جوانى نگاشته است.
٨٩ . النوروزية ملاباقر بن اسماعيل كجورى.
رد بر مير مخدوم صاحب نواقض الروافض كه در آن غدير و نوروز را منكر شده است.
٩٠ . الوجيزة سبحان على خان هندى (م: بعد ١٢٦٠هـ.ق.) فارسى.
در رد باب هفتم تحفه اثناعشريه.
٩١ . هتك استار الباطنية حسين بن مظفر (شاگرد شيخ طوسى).
گويا اين كتاب در ردّ قرامطه است كه در آن زمان بسيار بوده اند و علماى آن عصر عليه اين گروه كتابهاى بسيار نگاشته اند.٢٠
٩٢ . الهدى الى دين المصطفى محمد جواد بلاغى (١٢٨٢ ـ ١٣٥٢هـ.ق)
در ردّ (الهداية) نوشته نويسنده مسيحى.
٩٣ . هدية العزيز خيرالدين اله آبادى.
در ردّ باب چهارم تحفه اثناعشريه. نويسنده تمام تحفه اثناعشريه را پاسخ داده است; اما صاحب كشف الحجب تنها اين جلد را ديده است.٢١
٩٤ . هدى الغافلين الى الدين المبين سيد مهدى بن صالح كشوان كاظمى پايان ١٣٣٥هـ.ق.
در ردّ ابن حزم كه عليه شيعه مطالبى نگاشته است.
٩٥ . الهدى فى ابطال نبوّة احمد القاديانى احمد تسرى هندى. اردو.