نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - رئيس جمهور ام القرى
در ام القراى اسلامى هدف اللّه است.
شعله شوقى كه هيچ گاه خاموش نمى شود نمى فسرد نمى پژمرد پايدار است و انگيزاننده و شفاف. در اين مادر شهر مردمانِ سالم هدف مند و پويا در تكاپويند كه به هدف نزديك شوند و هرچه نزديك تر مى شوند افقهاى تازه و ديدگاههاى كشف نشده اى در برابر ديدگانشان آشكار مى گردد و شعله شوق آن به آن در دلِ آنان فروزان تر مى شود.
اينان دگرگون سازند و آفريننده و هر آن شاداب تر و تواناتر به سوى هدف به پيش مى روند و بازدارنده ها را از سر راه بر مى دارند و خداوند هم راههاى ناشناخته و نارفته را براى آنان مى گشايد و به راه خود راهشان مى نمايد:
(الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا)
در اين جامعه چون هدف مطلق است و از محدوده زمين و زمان بيرون پويندگان اين راه هم فراخ انديش و گشاده سينه اند و براى پياده كردن گسترش دادن و فشاندن عطر صفات و خوييهاى رحمانى چون دادگرى دانش توانايى مهربانى بخشندگى و… حدّ و مرز نمى شناسند و از محدوده و قلمرو تنگ انسان مادى بيرون مى آيند و به دنياى فراخ و گسترده و بى كرانه انسان الهى وارد مى شوند.
انسان الهى دنيا را فراخ مى بيند و نگاه او به زمين و زمان از افق بالايى است و خود را مسؤول مى داند در برابر آنچه در زمين مى گذرد در برابر بيمارى زمين بيمارى زمينيان ستمى كه بر زمينيان مى رود و دوزخى كه در زمين برپاست.
با ستم در هر كجا به هر لباسى كه باشد در مى افتد.
با كژيها ناراستيها دروغها و فريبها در هر كجا و از هر كس هر گروه و دسته باشد مى ستيزد.
او به عدل مطلق مى انديشد كه پايان نايافتنى است.
از اين روى امپراطور ايران آن گاه كه از عبادة بن صامت مى پرسد:
به چه انگيزه اى شما مسلمانان به نبرد با دستگاه امپراطورى برخاسته ايد؟
وى در پاسخ مى گويد: براى رهايى ستمديدگان!
لرزه بر اندامش مى افتد كه دين يعنى عدل مطلق پايان ناپذير و مرزنشناس و هميشه انگيزاننده. انگيزه ها بايد قوى باشند تا عدل دامن بگسترد ستم ريشه كن شود تباهيها و زشتيها دامن برچينند و سختيها آسان شوند.
با انگيزه هاى محدود با انگيزه هايى مانند: آب نان مسكن و… نمى توان وحى را در جاى جاى زمين پرتو افكن كرد و به سوى هدف مطلق رهسپار شد كه هدف محدود از حركت انسان به سوى هدف مطلق باز مى دارد.
كسانى كه در برابر ستمى كه بر ملت شان مى رود حساسيت نشان مى دهند و بر مى آشوبند امّا در برابر گردن كشيهاى قدرتهاى بزرگ و ستمى كه آنان بر ملتهاى مظلوم و دربند جهان روا مى دارند ساكت و بى تفاوتند در حقيقت بر ستمها و كژيها و ناراستيها صحّه مى گذارند و از هدف مطلق بازمانده اند.
كسانى كه در برابر ناراستيها و كژيهاى گروههاى ديگر حساسيت نشان مى دهند و بر مى آشوبند و هياهو به راه مى اندازند و وا اسلاما سر مى دهند امّا در برابر ناراستيها و كژيهاى گروه خود ساكت و بى تفاوتند و يا به توجيه مى پردازند در صف امت ام القرى جايى ندارند.
كسانى كه شعار (داد) مى دهند و بر (داد) پاى مى فشارند و مسؤولان را به (دادگرى) فرا مى خوانند; امّا نه براى خود و گروه خود كه براى ديگران در جرگه عدالت خواهان راه ندارند.
امت ام القرى امت وسط است امت ميانه نمونه نه اين سوگرا و نه آن سوگرا:
(كذلك جعلناكم امة وسطاً لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيداً.)
اينان براى جهانيان الگو و نمونه اند و پيامبر اسلام(ص) براى آنان.
امت وسط امت شريفى است نه زياده روى مى كند و نه كُند روى مشى معتدل دارد. نه به كلى در جهانِ ماده فرو مى رود و دنياگرايى را پيشه مى كند و از معنى به دور مى شود و نه در جهان معنى فرو مى رود و از جهان ماده بى خبر مى شود.
امت وسط نه بر دانسته هاى خود جمود دارد و درهاى دانش و استفاده را برخود مى بندد و نه مى گويد:
(انا وجدنا آباءنا على امة وانا على آثارهم مقتدون.)
و نه در پى هر بانگ كننده اى مى دود بلكه به اصول و روشهايى كه دارد سخت پابند است. حقيقت گمشده اوست هر جا آن را بيابد مى گيرد.
امت وسط نه بسته انديش است كه هيچ فكر و ديدگاهى را درحصار انديشه خود راه ندهد و هيچ انديشه جديدى برنتابد و نه چنان باز انديش كه حصارها را بردارد و به همه انديشه ها و فكرها بى رادع و مانع ميدان جولان بدهد.
امت وسط امتى است كه انديشه ها فكرها فرهنگها آداب و… را با معيارهاى دقيقى كه دارد محك مى زند سره از ناسره جدا مى سازد آداب و فرهنگ و انديشه اى را مى گيرد كه ناسازگار با اصول ارزشهايش نباشد و در كوران زندگى به كارش آيد. امت وسط دوران كودكى بشر را پشت سر گذاشته و در ميان زمان ايستاده و هرگونه وهم و خرافه دوران كودكى را از خود به دور كرده و ميراث روحى دوره هاى پيامبرى را با دستاوردهاى عقلى به هم آميخته و به سوى تعالى پيش مى رود.
امت وسط در سازمان زندگى نه تنها زندگى را به دست ادراك و وجدان مى سپارد و نه تنها به قانون و مجريان آن وا مى گذارد. ضمير بشرى را با راهنمايى و صيقل دادن بالا مى برد و زندگى را با قانون و كيفر نگاه مى دارد.
امت وسط شخصيت فرد و عناصر سازنده آن را از بين نمى برد و شخصيّت وى را در شخصيت دولت و اجتماع متلاشى نمى كند و از سوى ديگر او را به حال خود وا نمى گذارد كه تنها از انديشه خود پيروى كند و هيچ انگيزه اى جز هواى نفس در زندگى اش كارگر نباشد. از عواملى كه سبب رشد فرد مى شود و اميالى كه شخصيت فرد را محقق مى سازد جلو نمى گيرد; امّا با باز دارنده هايى جلو زياده روى فرد را مى گيرد.
امت وسط نه رو به قبله مسيحيان نماز مى گزارد و نه رو به قبله يهوديان.
امت وسط نه خودباخته غرب است و نه خودباخته شرق.
امت وسط امت معيار است و گواه بر مردمان و پيامبر(ص) گواه بر آنان. چنين امتى شايستگى دارد كه گواه بر مردمان باشد و برنامه آنان را طرح ريزى كند و انحرافها و كژيهاى آنان را آشكار سازد و راه راست را بر آنان بنماياند.
چنين امتى شايسته است كه پيشواى مردمان باشد و اين بار سنگين و مسؤوليت گران را بر دوش گيرد:
(كنتم خير امّة اخرجت للناس.)
به شرط اين كه پيش از اين رستاخيز عظيم جهانى و خيزش سترگ تاريخ از آزمون بزرگ پيروى از رهبرى سربلند به درآمده باشد و درجه فرمانبردارى او از رهبرى ام القرى براى خود و همگان آشكار شده باشد:
(وما جعلنا القبلَة التى كنت عليها الاّ لنعلَمَ من يتّبع الرسول ممن ينقلب عى عَقبيه…)
و آن قبله اى كه روبه روى آن مى ايستادى دگرگون نكرديم جز بدان سبب كه بدانيم چه كسى از پيامبر پيروى مى كند و چه كسى به خلاف او بر مى خيزد….
امتى كه در ولايت ذوب نشده باشد و در كوران حوادث بر فرمان ولايت نباشد و بر مدار ولايت نچرخد و در پرتو كلام رهبرى رفتار و مشى او حركت نكند و به بهانه هاى گونه گون شانه از زير بار تعهد خود به در برد هرگاه به سود خود نبيند از فرمان رهبرى سربپيچد و هرگاه به سود خود ببيند هياهو به راه اندازد و همه گاه بر محور ميل و هوى و هوس و سليقه و فكر خود بچرخد نمى تواند در رهبرى جهانى نقشى داشته باشد و بر بام بلند جهان نداى حق سر دهد و مردمان را از بند جهل و خرافه و ستم برهاند و عليه نارواييها بسيج كند. امتى كه در دورن خود از هم پاشيده باشد و از هم گسسته و هركس و هر دسته به سويى در حركت باشد و به قبله اى روى بياورد در پى فكر و انديشه و صدايى به حركت در آيد نمى تواند جلوى از هم گسستن جهان و نيروهاى شوم پراكنده خواه گسسته گر و هرج و مرج طلب را بگيرد و جهانيان را عليه قانون جنگل به پاخيزاند.
امتى كه بر يك انديشه شفاف و روشن كه از انديشه رهبرى سرچشمه مى گيرد وفاق و استقرار نداشته باشد نمى تواند جهانيان را به پيروى از انديشه خود فرا بخواند.
به كدام انديشه بايد فرا بخواند كدام انديشه معيار خواهد بود. انديشه كدام گروه و دسته در خور پيروى است؟ از كدام انديشه بايد پيروى كرد كه راه به حقيقت بُرد و گرفتار سراب نشد.
انديشه هايى كه رنگ گروه و دسته و باند دارند نمى توانند تمام حقيقت باشند. تنها انديشه اى تمام حقيقت است كه از صافى ناب ولايت گذشته باشد.
امتى كه در درون خود گرفتار پراكندگى فكرى است هر دسته و هر گروه تفسيرى از اصول اساسى و اسلامى ارائه مى دهد نمى تواند پرچمدار امت وسط باشد.
امت وسط بايد معناى روشنى از عدل عدالت اجتماعى سياست نه شرقى و نه غربى آزادى استقلال مردم فقر و چگونگى مبارزه با آن سرمايه دارى و چگونگى مبارزه با آن تحجر و تجددگرايى افراطى و چگونگى مبارزه با آنها و… داشته باشد تا بتواند در دنيا قد علم كند و سخن درخور ارائه داشته باشد. و اين مهم ممكن نمى شود جز اين كه همه انديشه ها فكرها و تفسيرها از كوثر ولايت سرچشمه بگيرد.
رئيس جمهور ام القرى بايد نماد و جلوه امت وسط باشد و تمام ويژگيهاى امت وسط را دارا تا بتواند به پيشوايى امت الگو و نمونه دست يابد و آن را بر محور ولايت ثابتقدم نگهدارد و با اجراى دقيق فرمانها و رهنمودهاى رهبرى آنان را بر راهى قرار دهد كه رهبرى پيشاپيش رفته و هموار كرده است.
هشيار باشد و مراقب كه مردمان بر درّه هايى كه از اين سوى و آن سوى راه رهبرى دهان باز كرده اند فرو نغلتند و ايادى شيطان از كمينگاهها بر آنان يورش نبرند.
هدايت امت و به دَر بُردن آن از سنگلاخها و بيابانهاى هول انگيز و پرخطر رهاندن آن از دست شيادان و رهزنان و شب پرستان و رساندن آن به كعبه مقصود و وادى ايمن كارى است بزرگ كه دقت و هوشيارى و تيزنگرى و اراده پولادين نياز دارد كه از هر كسى با هر انديشه و راه و روشى ساخته نيست. انديشه بايد ناب باشد و نشأت گرفته از وحى و به دور از التقاط و گرايش به غرب و شرق و راه و روش روشن و آغاز و فرجام آن معلوم تا اين كاروان در تار عنكبوتى انديشه هاى وارداتى گرفتار نيايد و در چاه و پل التقاط فرو نيفتد و در باتلاق غرب و شرق از حركت به سوى تعالى باز نماند.
ايران اسلامى ام القرى است بايد ام القرى بماند در همه عرصه ها: فرهنگ سياست اقتصاد و… رئيس جمهور جامعه اسلامى براى ام القرى ماندن ايران اسلامى و الگو قرار گرفتن آن بايد در عرصه فرهنگ دگرديسى ژرف بيافريند و عرصه اى براى فرهنگ و هنر فراهم آورد كه فرهنگ و هنر اين مرز و بوم هويت مستقل معنوى بيابد و نشان از اسلام راستين و ناب محمدى داشته باشد و از موضع دفاعى به در آيد و روز به روز بر ضعفها و كاستيها چيره شود و زمينه رشد را از فرهنگ غربى بگيرد و سياستهاى كلى فرهنگى و هنرى در جهتى سوق داده شود كه فرهنگ و هنر انقلاب اسلامى زمينه رشد بيابد.
فرهنگ ما بايد چنان ببالد و رخشان شود كه به گونه الگوى درخور پيروى براى جهانيان درآيد و از آبشخور حقيقت انقلاب اسلامى سيراب شود و از غرب و شرق فاصله بگيرد.
فسيل شده هاى نظامهاى پوشيده مغزهاى عليل كوته نگران وطرد شدگان از قافله نور ترويج كنندگان فرهنگ و هنر مبتذل بى عقيدگان به فرهنگ و هنر اسلامى نبايد ميدان دار فرهنگ و هنر ما باشند. فرهنگ هنر ما بايد از ذهن و زبان فرزندان مؤمن و فرهيخته انقلاب بترواد تا به اين سرزمين طراوت و شادابى و پاكى و صفا را به ارمغان بياورد.
در عرصه فرهنگ و هنر بايد اعتماد كرد به نسل هنرمند و فرهيخته اى كه از كوثر انقلاب اسلامى جوشيده اند و با آن روح بزرگ هم آوا بوده اند و به دم مسيحايى او به عرصه حيات پا گذاشته اند و در دامن او پرورش يافته اند.
رئيس جمهور ام القرى در موضع گيريهاى سياسى بايد تولى و تبرّى داشته باشد. شجاعانه عزت مندان به دور از مسامحه امّا خرد ورزانه در عرصه هاى گوناگون سياسى پا بگذارد و از نيروهاى غرب باور ترسو مسامحه كار غير هوشيار دورى گزيند و از ورود آنان به اين عرصه جلو بگيرد و زمينه را براى ورود نيروهاى تيز نگر بيدار همه سونگر آشناى به مصالح مؤمن انقلابى معتقد به راه و روش امام خمينى و رهبر معظم انقلاب اسلامى فراهم آورد.
رئيس جمهور امت وسط در اقتصاد بايد مشى ميانه داشته باشد و برنامه هايى را پى بگيرد و طرح كند كه كشور ما را از وابستگى به بلوك شرق و غرب برهاند و الگوى درخور پيروى براى جهانيان بويژه جهان اسلام ارائه دهد كه با پيروى از اين اقتصاد مستقل و عزت مندانه و ناوابسته بتواند اقتصادى سالم پى بريزند و از زير يوغ استعمارگران ويرانى خواه به در آيند.
رئيس جمهور آينده بايد در پرتو ولايت فقيه و با التزام قلبى و عملى در راهى حركت كند كه تمدن بزرگ اسلامى از افق خونرنگ اين سرزمين سر برآورد و رشد كند و بشكفد و سايه بگستراند و ثمر دهد.