نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - مراجع صاحب رساله

مراجع صاحب رساله١


آنچه در پى مى آيد بحث و بررسى است درباره رساله هاى عمليه كه مجتهدان بنام و شخصيتهاى برجسته علمى حوزه هاى علمى در برهه اى از تاريخ تشيّع به خيل مشتاقان فراگيرى احكام دين عرضه مى كرده اند و بدين طريق بخشى از وظايف خويش را در راستاى ابلاغ دين انجام مى داده اند.

در آغاز نگاهى داريم به سير كلى بيان و ابلاغ احكام شرعى تا زمان پديد آمدن رساله هاى عمليه و آن گاه شرح مختصرى داريم از حيات علمى مراجع صاحب رساله بويژه آنان كه در شعاع گسترده اى نفوذ داشته اند و سرفصل نوى در بيان احكام شرعى گشوده اند.

هدف در اين بررسى و تحقيق بحثى صرفاً تاريخى نيست بلكه كندوكاوى است در رساله هاى عمليه از حيث جامعيت تقسيم بندى ابواب و فصول و ويژگيهاى نثر و جايگاه اين رساله ها در بين مردمان و فقهاء و اهل نظر بالآخر كاستيها و بيان اين نكته كه براى عصر حاضر كاربرد دارد يا بايد در چگونگى ين تجديد نظر ميشود و تحول رخ نمايد.
عصر حضور
در ابتداى بعثت پيامبر اكرم(ص) از سوى خداوند مأمور شد اقوام و خويشاوندان خود را به اسلام و تعاليم آن فراخواند:

(وانذر عشيرتك الاقر بين...)١
پس از انجام اين مأموريت ويژه و عمومى شدن دعوت پيامبر(ص) در مكّه مكرمه خانه ارقم بن ابى ارقم نخستين پايگاهى بود كه تعاليم و معارف و مسائل شرعى از آن جا منتشر مى شد و همه روزه مسلمانان و افرادى كه تازه به اسلام گرويده بودند براى فراگيرى معارف و احكام الهى در آن مكان گرد مى آمدند٢ و دستورات وحى و مسائل دين را از پيامبر(ص) شفاهاً و به گونه مستقيم دريافت مى نمودند. تا زمانى كه منطقه نفوذ اسلام گسترش نيافته بود بيان احكام و مسائل دين به همين گونه بود.٣

با گرويدن مردم مناطق دور از مركز وحى به اسلام و گسترش قلمرو اسلام و نياز مسلمانان به فراگيرى احكام ومعارف الهى و عدم دسترسى به پيامبر(ص) و يا اصحاب آن حضرت پيامبر(ص) بر آن شد كه جمعى از اصحاب و افرادى را كه در محضر وى شفاهاً احكام و مسائل دين را آموخته بودند براى ابلاغ دين به مناطق دور از پايگاه وحى اعزام نمايد.

مصعب بن عمير اولين مبلغ اعزامى از سوى رسول اكرم(ص) ماٌمور شد با گروه مسلمانانى كه از مدينه به محضر رسول خدا(ص) شرفياب شده بودند براى آموزش قرآن و ابلاغ احكام ومعارف دين به تازه گرويدگان به اسلام به مدينه برود.

(... فلما انصرف عنه القوم بعث معهم رسول اللّه مصعب بن عمير ... وامره ان يقرئهم القرآن ويعلّمهم الاسلام و يفقهم فى الدين. فكان يسمى مصعب بالمدينة المقرئ...)٤
آن گاه كه اهل يثرب رهسپار مدينه گرديدند پيامبر(ص) مصعب بن عمير را به
همراه آنان فرستاد و به او دستور داد براى مسلمانان قرآن قرائت كند و معارف اسلام را بياموزاند و آنان را به مسائل دين آشنا سازد. از آن پس از مصعب در مدينه با نام (مقرء) ياد مى شد.

پيامبر(ص) به هنگام اعزام على(ع) به يمن فرمود:

(... اى على! من ترا به سوى يمن مى فرستم تا مردم آن سرزمين را به اسلام دعوت كنى و احكام خدا حلال و حرام او را براى آنان بيان نمايى...)٥

افراد ديگرى نيز از سوى پيامبر(ص) براى تبليغ دين و بيان احكام به مناطق مختلف فرستاده شده اند كه مادر صدد بر شمردن تمام موارد نيستم.٦

علاوه بر اعزامهاى فردى از سوى پيامبر(ص) اعزامهاى گروهى و دسته جمعى نيز به مناطقى كه زمينه پذيرش اسلام را داشته و يا مسلمان بوده اند و نيازمند به تبليغ دين انجام گرفته است.٧

بنابراين در زمان پيامبر(ص) مردم احكام شرعى و مسائل دين را به دوگونه دريافت مى كردند:

١ . به گونه شفاهى و مستقيم از خود پيامبر(ص).

٢ . از اصحاب پيامبر(ص) كه احكام دين را از محضر رسول اللّه(ص) فرا گرفته بودند و شايستگى ابلاغ آن را داشتند.

اين شيوه در بيان و ابلاغ احكام شرعى و مسائل دينى در دوره خلفا نيز ادامه پيدا كرد و مردم مسلمان احكام شرعى و مسائل مورد نياز خود را از اصحاب پيامبر(ص) و خلفاء شفاهى و يا كتبى دريافت مى كردند.٨

خلفاء به اقتضاى منصب خود را ملزم به پاسخ گويى به مسائل شرعى و پرسشهايى كه از اطراف و اكناف بلاد اسلام از سوى پيروان اديان و مكتبها و نحله ها مى شد مى دانستند. گرچه در نوع مسائل از پاسخ صواب عاجز بودند و براى پاسخ صحيح متوسل به اصحاب پيامبر(ص) بويژه على(ع) مى شدند.٩

على(ع) در زمان زمامدارى افزون بر اين كه خود پاسخ گوى مسائل دينى
مردم مسلمان بود اصحاب و كارگزاران خود را كه به مناطق گوناگون كشور اسلامى و شهرهاى دور مى فرستاد به بيان احكام تعليم مسائل دينى مردم توصيه مى فرمود از جمله به قثم بن عباس والى مكه مى نويسد:

(... اما بعد فاقم للناس الحج و ذكرهم بايام اللّه واجلس لهم العصرين فافت المستفتى و علّم الجاهل.)١٠
اما بعد حج را با مردم به پادار و به آنان روزهاى خدا را يادآور شو و در بامداد و سرشب با آنان بنشين و فتوا بده كسى را كه حكمى بپرسد و نادان را بياموز...

با تغيير خلافت از مسير اصلى خود و تبديل آن به سلطنت موروثى مسلمانان آگاه با شناختى كه از معاويه داشتند او را مرجع شايسته اى براى بيان احكام ندانستند. وى نيز جز به حكومت و امورى كه پايه هاى آن را تثبيت مى كرد توجه چندانى نداشت و امر بيان احكام شرعى و مسائل مربوط به آن را به اهل آن وانهاده بود از اين روى در اين روزگار به سان گذشته مسؤوليت تبيين و ابلاغ احكام شرعى و پاسخ به نيازهاى مردم بر دوش ائمه(ع) و فقيهانى بود كه علم دين را از سرچشمه زلال آن گرفته بودند.١١

از جمله در سخن زير مى بيننيم كه افراد مسائل شرعى خود را از امام(ع) سؤال مى كنند:

عن عمّار قال: ساٌلت اٌبا عبد اللّه(ع) عن رجل سها خلف الامام فلم يفتتح الصلاة قال: يعيد الصلاة...)١٢

عمار مى گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم از حكم كسى كه پشت سر امام(جماعت) نسيان بر او عارض شده و نماز را با تكبير آغاز نكرده است. حضرت فرمود: بايد نماز را اعاده كند...

يا امام باقر(ع) به ابان بن تغلب مى گويد:

(اجلس فى مسجد المدينة وافت الناس فانى احب ان يرى فى شيعتى
مثلك....)١٣

در مسجد مدينه بنشين و براى مردمان فتوا بده. افرادى مثل تو در ميان شيعيان براى من خوشايند است.

افزون بر اين اصحاب و راويان احاديثِ امامان معصوم(ع) را به صورت رساله هاى عمليه مى نوشته اند و در اختيار مردم مسلمان قرار مى داده اند كه برخى از آنها را ائمه(ع) ديده وتأييد كرده اند از جمله كتاب: يوم وليله يونس بن عبد الرحمن را:

عن احمد بن اٌبى خلف قال: كنت مريضاً فدخل علَيَّ ابو جعفر عليه السلام يعودني فى مرضى فإذاً عند رأسى كتاب (يوم و ليلة) فجعل يتصفّحه ورقة ورقة حتى اٌتى عليه مِن اَوّلهِ الى آخره وجعل يقول: رحم اللّه يونس رحم اللّه يونس رحم اللّه يونس...)١٤

احمد بن أبى خلف نقل مى كند: مريض بودم. امام جواد(ع) به عيادت من آمد. نزديك سرم كتاب: (يوم وليله) بود. حضرت كتاب را صفحه به صفحه تا پايان ورق زد و آن را بر زمين گذاشت. فرمود: خدا رحمت كند يونس را خدا رحمت كند يونس را خدا رحمت كند يونس را...)

با توجه به اين كه بيان احكام شرعى در زمان حضور علاوه بر نقل سنت و روايت از راه اجتهاد و استنباط احكام از منابع با رعايت ضوابط رائج بوده بعيد نمى نماد كه بسيارى از اين رساله ها و نوشته ها و نوشته هاى راويان احاديث صرفاً گردآورى و باب بندى روايات نبوده بلكه شامل فتاوى اصحاب ائمه(ع) نيز بوده است.

ديدگاه فاضل تونى كه درباره رساله (يوم وليله) مى نويسد:

(الظاهر ان الكتاب كان كتاب الفتوى...)١٥

اين برداشت را تاييد مى كند. چون يونس بن عبد الرحمن از فقهاى برجسته شيعه بوده و در ابواب مختلف فقه مانند: صلات زكاة و... صاحب نظر و
فتوا بوده است.

در زمان حضور گرچه مسؤوليت بيان احكام در مرتبه نخست بر عهده پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) بوده ولى با توجه به شرايط روز اين وظيفه مهمّ از سوى امامان(ع) به اصحاب و فقيهانى كه شايستگى و توانائى لازم را در فهم و بيان احكام داشتند واگذار شد. آنان در راه انجام اين وظيفه افزون بر نقل حديث در موارد لزوم بر اجتهاد از منابع مى پرداختند و نتيجه را به مردم عرضه مى كردند.

عصر غيبت صغرا.
در روزگار غيبت صغرا (٢٦٠ ـ ٣٢٩هـ . ق) جز تعداد معدودى از فقيهان برجسته شيعه بقيه شيعيان از شرفيابى محضر مبارك حضرت محروم شدند و نمى توانستند با حضرت ملاقات كنند و مسائل شرعى خود را بپرسند. فقط نواب خاص حضرت از ناحيه مقدسه مأموريت داشتند مسائل و مشكلات مردم را به حضرت منتقل و پاسخ آن را براى ابلاغ دريافت كنند.

در اين دوره بر اساس توقيع شريف حضرت شيعيان وظيفه داشتند كه به راويان حديث مراجعه كنند.

(واما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواة حديثنا...)١٦

در اين عصر تحول چندانى رخ ننمود. شيعيان به راويان حديث كه همان فقيهان بودند مراجعه و احكام را فرا مى گرفتند.

عصر غيبت كبرا
در اين عصر مسؤوليت راهنمايى شيعيان كاملاً به دوش فقيهان متعهد و مسؤول قرار گرفت.

آنان وظيفه سنگين و دشوار شناخت و تبيين احكام را عهده دار شدند. در آغاز اين دوره نيز بيان احكام از سوى اكثر فقهاء به شيوه نقل روايت و عرضه احاديث
بود. گرچه در همين زمان تك فقيهانى بودند كه از راه اجتهاد و استنباط احكام شرعى از كتاب و سنت و بيان فتوا انجام وظيفه مى نمودند. ولى از آن جا كه اكثر فقها بر روش اهل حديث تكيه داشتند اين شيوه از نفوذ بيشترى نسبت به طريقه بيان احكام از راه اجتهاد و فتوا برخوردار بود.

از اين روى مى بينيم فقها و دانشمندان در پاسخ به مسائل دينى و شرعى مسلمانان به بيان متن احاديث كه از معصوم(ع) رسيده بود بدون كم و كاست بسنده مى نمودند. و نهايت كارى كه در آغاز اين دوره انجام شد اين بود: در تأليفاتى كه براى بيان احكام شرعى نگاشته مى شد اسناد روايت راحذف كردند ولى بر متن و الفاظ احاديث همچنان پايبند بودند. مانند: (مقنع) (هديه) (من لايحضره الفقيه) (فقه الرضا) (مقنعه) (نهايه) (مراسم) (كافى) (مهذب) و...١٧

ولى پس از قديمين: (ابن ابى عقيل عمانى و ابن جنيد اسكافى) با رونق يافتن مكتب مفيد و شاگرد برجسته وى سيد مرتضى علم الهدى روش اهل حديث از سوى اين دو فقيه سخت مورد انتقاد واقع شد و روش اجتهادى قديمين با سعى و تلاش فراوان اين دو اجتهادگر نو انديش روش غالب حوزها و مشى فقهى فقهاء گرديد. با نگاشته شدن كتاب ارزشمند مبسوط از سوى شيخ طوسى شيوه اجتهاد به طور كامل جايگزين روش اهل حديث شد.

به هر حال استنباط احكام شرعى از منابع اوليه روز به روز گسترش مى يافت و بر خلاف گذشته نقل حديث تنها راه نبود. مردم با مسائل نوپيدا رو به رو مى شدند و از آيات و روايات نمى توانستند وظيفه خود را بفهمند بدين خاطر به اهل استنباط روى مى آوردند.

سؤالات خويش را براى مجتهدان مى فرستادند و طلب پاسخ مى نمودند كتابهايى مانند: (جواهر الفقه) قاضى ابن براج١٨; (جوابات المسائل النيسابوريه شيخ مفيد)١٩; (المسائل التى مسألها الشيخ ابوجعفر الطوسى) شيخ مفيد٢٠; (جوابات
المسائل الطرابلسيات) و (جوابات المسائل الموصليه) سيد مرتضى٢١ و... بدين گونه شكل گرفتند. كتابهايى هم در مجرد فتوا براى استفاده مسلمانان تاليف شد. مانند: (الجمل العلم والعمل) سيد مرتضى; (النهاية) شيخ طوسى; (السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى) ابن ادريس; و تبصرة المتعلمين) علامه حلى و... در كنار اين تلاش سترگ كتابهاى فقهى استدلالى و فنى به اهل علم و دانش پژوهشانى كه مى خواستند به چگونگى استدلال پى ببرند و يا كسانى كه شيعه را به دور از ميدان اجتهاد و استنباط مى پنداشتند عرضه شد مانند:

(مبسوط) شيخ طوسى; (غنيه) ابن زهره; (شرايع الاسلام) محقق حلّى و....

اين شيوه هاى گوناگونى بيان احكام شرعى از سده هاى چهارم تا دهم هجرى قمرى معمول بوده و آثار ارزشمندى از اين دوران به جاى مانده كه امروز چراغ راه فقيهان شيعه است.

پس از اين دوره كه شيوه پرسش از سوى مكلفان و پاسخ از جانب صاحب نظران و مراجع تقليد رايج بود شيوه ديگرى براساس نياز زمان شكل گرفت.

بدين گونه: مرجع تقليد براساس شناختى كه از نيازها و مسائل مورد ابتلاء و نو پيداى مردم و جامعه داشت به نگارش رساله و كتاب مى پرداخت.

انگيزه گرايش به اين شيوه را شايد بشود چنين تحليل كرد:

١ . شيعيان در بلاد اسلامى روبه فزونى بودند و همگان را امكان سؤال و دريافت پاسخ نبود و علاوه خود مراجع نيز امكان آن را نداشتند به تك تك يا گروه گروه از مسلمانان بدين شيوه پاسخ بگويند از اين روى اين شيوه غير فراگير از جلوه افتاد و شيوه جديد سكه روز شد.

٢ . مسلمانان به گونه نسبى در سطح گسترده ترى از سواد بهره مند شده بودند و توان آن را داشتند از رساله و يا كتاب مرجع تقليد جواب سؤال خويش را دريابند و به كار بندند.
اينها و ديگر انگيزه ها مراجع را بر آن داشت تا رساله عمليه بنگارند و زمينه ياد گيرى مسائل شرعى را براى مكلفان فراهم آورند.

اين رساله ها به خاطر نثر روان گوناگونى مسائل در بر داشتن مسائل نوپيدا و... براى مكلفان مفيد افتادند و راهگشا.

اولين اثرى كه بدين شيوه نگاشته شد رساله عمليه شيخ بهايى (جامع عباسى) بود.

از آن پس اين شيوه با اندك تفاوتى در چگونگى طرح مسائل نشر و.. رواج يافت.

مراجع صاحب رساله
در اين جا بر آنيم مراجعى را كه با اقبال مردم رو به رو شده اند و ناگزير نظرات خود را در باب باب فقه بدون استدلالها و مباحث پيچيده و فنى و در خور فهم مردمان معمولى به گونه مكتوب در دسترس همگان گذاشته اند معرفى كنيم. اينان بر دو دسته اند:

١ . دسته اى از آنان شهرت داشته اند و مركز توجه مسلمانان بوده اند و به اصطلاح در مقام و موقعيت مرجعيت عامه قرار داشته اند.

٢ . برخى ديگر مركز توجه عامه مردم نبوده اند جز در محدوده بلد يا منطقه محلّ زندگانى خود.

در اين نوشتار به گونه اى مختصر به شرح حال برجستگان در عرصه فتوا و بيان ويژگيهاى رساله هاى آنان مى پردازيم و در ضمن اشاره اى داريم به صاحبان فتوايى كه مقلدان كمترى داشته اند و حوزه نفوذشان محدود بوده است.

يادآورى: رساله هاى عمليه گوناگونند و متنوع: برخى جامع اند و در بردارنده همه ابواب فقه حتى عتق و برخى به مسائل عبادى و فردى بسنده كرده اند و از مقوله هايى به سان: امر به معروف و نهى از منكر قضاء شهادات حدود
قصاص و... سخنى به ميان نياورده اند و شمارى از اين مرتبه هم تنزل كرده اند و نيازى نديده اند كه از مقوله هايى مانند:

معاملات ارث و... بحثى بكنند و رساله هايى هم به سه باب اكتفاء كرده اند: طهارت صلات و صوم.

* شيخ بهاء الدين محمد عاملى معروف به شيخ بهايى (٩٥٣ـ ١٠٣١ هـ ق.) دانشمند بنام عهد صفوى.

وى به اتفاق پدرش عزالدين حسين در سال ٩٦٦ به ايران مهاجرت كرد و در قزوين كه در آن روزگار مركز دانش بود و حوزه علميه پررونقى داشت براى كسب دانش اقامت گزيد و سپس براى ادامه تحصيل به مشهد و ساير بلاد اسلامى مسافرت كرد.

درباره وى نوشته اند:

(وى تفسير حديث و ادبيات عرب را نزد پدر و حكمت و كلام و برخى علوم منقول را نزد مولانا عبداللّه مدرس يزدى صاحب حاشيه ملاّ عبداللّه و رياضى را نزد ملا على مذهب و ملا فضل قاضى مدرس و ملا محمد باقربن زين العابدين يزدى صاحب مطالع الانوار و برخى ديگر از اهل فن. و طب را نزد حكيم و عمادالدين محمود آموخت... و صحيح بخارى را در سفرى كه به بيت المقدس داشته است نزد محمد بن ابى اللطيف مقدسى خوانده است.)٢٢

شيخ بهايى افزون بر مسافرتهايى كه با پدر به بلاد اسلامى داشته خود نيز براى كسب علم و تجربه اندوزى و زيارت و سياحت به عربستان عراق شام مصر حلب آسياى صغير و بيت المقدس مسافرتهايى داشته است.٢٣

در اين باره نوشته اند:

(شيخ بهاء سى سال سياحت كرد و به ديدار دانشمندان بسيارى نائل آمد. سپس به ايران بازگشت و به تأليف پرداخت. آوازه اش در جهان به پيچيد و
علماء از هر ديار نزد وى مى آمدند و از درياى بى كران او بهره مند مى شدند. وى پس از فوت سيد على منشاء منصب شيخ الاسلامى و وكالت حلاليات و تصدى امور شرعى اصفهان را عهده گرفت.)٢٤

از وى كتابها و رساله هاى علمى بسيارى در فنون گونه گون بويژه فقه به جاى مانده٢٥ از آن جمله: جامع عباسى. اين كتاب كه كل فقه را در بر دارد: از طهارت تاديات به نثرى روان و بى پيرايه براى اولين بار به گونه غير استدلالى و غير فنى براى عموم طبقات نگاشته شده است در بيست باب:

پنج باب تا آخر حج به خامه شيخ بهايى و پانزده باب ديگر آن را چون عمر شيخ براى تكميل كفايت نكرده شاگرد برجسته وى شيخ نظام الدين ساوجى بر آن افزوده است.٢٦

غير از ساوجى سيد زين العابدين حسينى دختر زاده و شاگرد شيخ بهائى نيز تكمله اى دارد تحت عنوان: مزار شامل دوازده مطلب.

همو جامع عباسى را كتابت كرده و به رؤيت شيخ رسانيده و شيخ آن را تصحيح نموده و اجازه نشر داده است.٢٧

جامع عباسى به دليل جامعيت و نثر روان و در بر داشتن فروع مورد نياز مورد توجه همگان قرار گرفت. كثرت چاپ (بيست و سه بار)٢٨ و حواشى صاحب نظران و فقهاء از جمله: عالمان بزرگى همچون: ملا حسين على اصفهانى (م: ١٢٨٦ هـ . ق) سيد اسماعيل صدر حاج شيخ على محلاتى سيد محمد كاظم يزدى و عبداللّه مامقانى٢٩ حكايت گر جايگاه بلند اين رساله در نزد عالمان و اهل نظر بوده است.

شيخ بهائى افزون بر رساله فوق در باب احكام رساله هاى ديگرى هم دارد كه برخى از آنها عبارتند از:

١ . رسالة فى الفقه. در بر دارنده مسائل نماز.

٢ . حبل المتين. در علم حديث و فقه. در بردارنده طهارت و نماز.٣٠
٣ . رساله احكام سجود تلاوت.

٤ . رساله استحباب و وجوب سوره [در نماز پس از حمد].

٥ . رساله قبله شناسى.

٦ . رساله واجبات نمازهاى روزانه.

٧ . رساله ارث.

٨ . رساله نماز مسافر.

٩ . رساله ذبح اهل كتاب.

١٠ . رساله آب كر.

١١ . رساله جهت قبله.

١٢ . مشرق الشمسين واكسير السعادتين. فقه قرآنى. در بردارنده بخش طهارت.٣١

١٣ . سى رساله عقيدتى و فقهى. [چاپ انتشارات مفيد قم ١٤٠٢].

١٤ . حاشيه بر قواعد الكليّه شهيد اول.٣٢

١٥ . حاشيه بر كتاب مختلف علاّمه حلى.

١٦ . اثنا عشريات. دربردارنده پنج تحقيق درباره طهارت نماز روزه زكات و حج.٣٣

* محمد باقر داماد حسينى معروف به محقق داماد (م: ١٠٤١ هـ . ق.)

وى تحصيل علوم دينى را در مشهد مقدس آغاز كرد و در اندك زمان بر اثر هوش و استعداد بسيار در علوم مختلف بويژه فقه حكمت و فلسفه سرآمد شد و به درجه عالى اجتهاد دست يافت و استاد فقهاء شد و مرجع عام. فقهاء فتاوى شرعى را به تصحيح آن جناب معتبر مى شمردند.٣٤

او به درخواست جمعى از مؤمنان بخصوص محمد رضا جلبى تبريزى به سال ١٠٤١ هـ .ق. رساله عمليه اى به فارسى نگاشت به نام: (شارع النجاة)٣٥

اين اثر مقدمه اى دارد پربار در سه بخش:
١ . يك دوره مختصر اصول عقايد.

٢ . مطالبى تحقيقى درباره تقليد و شرايط مرجع.

٣ . ترجمه چهارده حديث درباره نماز.

آن گاه بخشى از باب طهارت به گونه استدلالى آورده شده است.

آقا بزرگ تهرانى درباره اين رساله مى نويسد:

(فتاوى كه از اين رساله نقل شده شايد بشود گفت: جز فتاوى نادره است. از جمله: فتوا به كراهت تراشيدن ريش و حرمت طولانى كردن آن.)٣٦

مؤلف محترم با اين كه رساله فوق را به زبان فارسى و براى بهره ورى همگان نگاشته ولى به دلايل نظر گاههاى خويش و برخى از اقوال صاحب نظران اشاره دارد. اين رساله مشحون است از اصطلاحات علمى فقهى. بالآخره مؤلف در تنظيم اين رساله نه بر روش كتب قدما مشى كرده و نه متأخرين را الگوى خويش قرار داده بلكه روشى دارد ابتكارى.

* مولى محمد تقى بن مقصود على معروف به مجلسى اول (١٠٠٣ ـ ١٠٧٠ هـ . ق.)

وى در اصفهان چشم به جهان گشود. از محضر بزرگانى چون: ملا عبداللّه شوشترى شيخ بهائى وامير اسحاق استرآبادى بهره برد و در رديف نامداران شيعه قرار گرفت. براى پاسخ گويى به نياز مؤمنان رساله عمليه اى نگاشت به نام (حديقه المتقين)٣٧ مشتمل بر نوزده كتاب: از طهارت تا ديات و قصاص در حقيقت دوره كامل فقه است و ابوابى افزون بر جامع عباسى دارد از جله: كتاب عتق.

جامعيت نظم شايسته تحريص و تشويق مكلفان در آغاز هر باب به انجام واجبا مورد بحث با استفاده از روايات و... از ويژگيهاى اين رساله است.

براين رساله فقهاى بزرگ از جمله: ميرزا محمد تقى شيرازى حائرى و سيد اسماعيل صدر حاشيه زده اند.
در سال ١٠٣٩ نگارش اين رساله به انجام رسيده است. در سال ١٣٢١ هـ .ق. در بمبئى و اين اواخر در ايران به اهتمام آية اللّه شهاب الدين مرعشى نجفى توسط انتشارات فراهانى به چاپ رسيده است.

رساله هاى ديگرى نيز از مجلسى اول به جاى مانده از جمله: رساله پرسش و پاسخ كه همه فقه از طهارت تا ديات را در بر دارد. اين رساله در پاسخ به پرسشهاى برخى از فضلاى خراسان و متدينان كاشان نگاشته شده است.٣٨

* محمد باقر سبزوارى معروف به محقق سبزوارى ( ـ ١٠٩٠).

وى در سبزوار چشم به جهان گشود. به اصفهان كوچيد و در آن شهر از محضر بزرگانى چون: ميرفندرسكى ملا حسين على شوشترى و شيخ بهايى بهره برد. از اصحاب برگزيده محمد تقى مجلسى و از مخول شاگردان شيخ بهايى بود. بر اثر تلاش بسيار در كسب دانش سرآمد علماى عصر خويش شد. منصب شيخ الاسلامى و تدريس در مدرسه ملا عبداللّه شوشترى بر عهده او بود. بسيارى از مؤمنان از او تقليد مى كردند. وى براى بهره ورى همگان افزون بر حاشيه به رساله هاى پيشين رساله عمليه ويژه اى به زبان فارسى به خواست ميرزا مهدى بن ميرزا رضا حسينى خراسانى به سال ١٠٨١ به رشته تحرير كشيد.٣٩

اين رساله در يك مقدمه حاوى بحث مختصرى درباره اصول دين و لزوم تقليد و چند باب فقهى در زمينه مسائل عبادى تنظيم شده است.

صوم واپسين بحث نسخه موجود در كتابخانه آستان قدس رضوى را تشكيل مى دهد.٤٠

رساله عمليه ديگر محقق سبزوارى (الخلافيه) نام دارد. اين رساله فارسى است و ناظر به موارد اختلاف فتواهاى اصحاب. اين رساله پس از مقدمه مختصر در معرفت پروردگار از طهارت تا اعتكاف را در بردارد.

نسخه موجود در كتابخانه آستان قدس تاريخ كتابت را ١١٩٤ قيد كرده است.

از محقق سبزوارى رساله هاى فقهى ديگرى وجود دارد از جمله:
١ . مناسك حج. به زبان فارسى.٤١

٢ . رساله تحريم غنا.٤٢

٣ . رساله صلات و صوم. به زبان فارسى .٤٣

٤ . رساله نماز جمعه. به زبان فارسى.٤٤

٥ . رساله در غسل.٤٥

٦ . رساله در تحديد نهار.٤٦
* محمد بن شاه محمود معروف به: ملامحسن فيض كاشانى (م: ١٠٩١)
وى براى كسب دانش به شيراز مهاجرت كرد. اصول فقه فلسفه را در محضر ملا صدرا و علم فقه و حديث را در محضر سيّد ماجد فرا گرفت. در اوان جوانى به مرتبه اجتهاد نائل آمد و به سرعت پله هاى ترقى را پيمود و در رديف عالمان برجسته عصر خويش (دوره صفويه) قرار گرفت.

مشايخ اجازه او عبارتند از: شيخ بهايى مولى محمد طاهر قمى مولى خليل قزوينى شيخ محمد بن صاحب معالم. مولى صالح مازندرانى سيد ماجد بحرانى شيخ سليمان ماحوزى و مولى صدرا. از مرحوم فيض تأليفات بسيارى در علوم و فنون گوناگون بويژه فقه به جاى مانده است.

وى از مراجع روزگار خويش بود و مؤمنان بسيار مقلد او از اين روى رساله هاى عمليه اى نگاشت٤٧ از جمله:

١ . اهم ما يعمل. در اين رساله مؤلف احكام ضرورى كه مكلف روزان و شبان بدانها نياز دارد در سه مقاله تحقيق و عرضه كرده است. تاريخ كتابت: ١١٠٧ هـ . ق.٤٨

٢ . النخبة فى الحكمة العلمية والاحكام الشرعية. اين رساله خلاصه اى از احكام شرعى و سنن و آداب را در بر دارد.٤٩

٣ . منهاج النجاة. اين كتاب در دو مقصد تنظيم شده است: مقصد اول در اعتقادات: توحيد عدل نبوت امامت و معاد. مقصد دوم در اعمال تكليفى:
طاعات جوارح معاصى جوارح معاصى قلب و آداب برخورد و معاشرت.٥٠

٤ . معتصم الشيعه فى احكام الشرعيه. در بردارنده صلات و مقدمات آن.٥١

٥ . شهاب الثاقب فى تحقيق وجوب صلوة الجمعه فى زمن الغيبه.٥٢

٦ . رسالة فى حكم اخذ الاجرة على العبادات.٥٣

٧ . رساله موجزة فى احكام الشك السهو والنسيان فى الصلوة.٥٤

٨ . رسالة فى الجنائز.٥٥

٩ . رسالة فى ثبوت الولاية على البكر فى التزويج.٥٦

اينك فقهاى صاحب رساله ديگرى كه در اين عصر مى زيسته اند و كم و بيش مقلد داشته اند:

* ابوالقاسم بن محمد گلپايگانى. زنده در سال ١٠٩٣.
١ . رساله سليمانيه. به زبان فارسى.٥٧

٢ . رساله المسالك.٥٨

* ملا ميرزا شيروانى (م: ١٠٩٨).
١ . رساله در شكيات. به زبان فارسى.٥٩

٢ . رساله در احكام اموات. به زبان فارسى.٦٠

* ملا محمد طاهر بن محمد حسين قمى (م: ١٠٩٨)
١ . رساله در شكيات نماز. به زبان فارسى.٦١

٢ . رساله در زكات. به زبان فارسى.٦٢

* سيد اميرالدين محمد بن حيدر حسينى نائينى (م: ١٠٩٩ هـ . ق).
وى در پاسخ به پرسشهاى شاگردش ميرزا محمد مهدى بن سيد محمد رضا مشهدى در باب طهارت و صلات رساله اى نگاشته در خور فهم همگان.٦٣

* ملا محمد باقر مجلسى مشهور به مجلسى اول (١٠٣٧ ـ ١١١٠ يا ١١١١ هـ . ق.)
وى پس از تحصيل علوم مقدماتى از محضر عالمان برجسته آن عصر از
جمله: پدربزرگوارش محمد تقى مجلسى ملا صالح مازندرانى علامه رفيع الدين محمد حسينى طباطبايى علامه حسن على شوشترى علامه شيخ على سيّد على خان مدنى شيرازى ملا خليل قزوينى ملامحسن فيض كاشانى شيخ الاسلام ملا محمد طاهر قمى و شيخ حرّ عاملى در علوم منقول و معقول بهره برده است. به سبب مراقبتهاى پدر و دلسوزيهاى اساتيد بنام حوزه اصفهان و نبوغ و هوش سرشار سريع درخشيد و گوى سبقت را در عرصه دانش از همگان خود ربود و شيخ الاسلام دارالسلطنه شد و مرجع و ملجأ مردم. در علوم و فنون گوناگون دست به تأليف زد. احاديث ـ ائمه اطهار(ع) را به زحمت و مشقت طاقت فرساگرد آورد و دائرة المعارف عظيم خويش را به نام: بحارالانوار بنيان نهاد از جمله تأليفات اين مرد بزرگ بيش از يكصد و پنجاه رساله فقهى است٦٤ كه براى استفاده مؤمنان نگاشته از جمله:

١ . آداب الصلوة. فارسى. در باب طهارت و صلوة. مقدمه در عقايد و خاتمه در احكام بانوان.٦٥

٢ . رساله زكات خس و اعتكاف. به زبان فارسى.٦٦

٣ . رساله حدود و تعريرات. به صورت منظوم. در قالب سه هزاربيت. شامل دو بخش است:

١ . حدود و تعزيرات در هيئت باب.

٢ . قصاص و ديات.٦٧

٤ . رساله آداب تجهيز اموات٦٨ و يا به گفته آقا بزرگ [الذريعه ج١/٢٩٤] احكام الاموات.

٥ . مناسك حج. به زبان فارسى.٦٩

٦ . صواعق اليهود. در احكام جزيه.٧٠

٧ . رساله در احكام مال ناصبى. به زبان فارسى.٧١

٨ . رساله در نذر. به زبان فارسى.٧٢
٩ . رساله در كفارات. به زبان فارسى.٧٣

١٠ رساله در شكيات.٧٤

١١ . رساله در ارث.٧٥

١٢ . رساله در عقد نكاح.٧٦

١٣ . رساله در متعه.٧٧

١٤ . فقه المجلسى. دوره كامل فقه: از طهارت تاديات.

١٥ . رساله در رضاع.٧٨

١٦ . جوابات بعض المتدينين من اهل كاشان.٧٩

١٧ . جوابات بعض فضلاء خراسان.٨٠

١٨ . جوابات سيد حامدبن محمد بدلاء مشهدى.٨١

١٩ . جوابات المسائل الهنديه.٨٢

٢٠ . الاوزان والمقادير يا ميزان المقادير. برگزيده از (روضة المتقين) محمد تقى مجلسى.٨٣

٢١ . صلوة الجمعه.٨٤

اينك فقهاى ديگرى كه در اين عصر مى زيسته اند و صاحب رساله بوده اند:

* محمد طاهر بن رضى الدين محمد حسينى. (اوائل قرن دوازدهم).
رساله تقويم الصلاة. به زبان فارسى. چاپ تهران ١٣٦٤.٨٥

* حسن بن عبدالرزاق لاهيجى (م: ١١٢١ هـ . ق.)
١ . رساله هداية المسافر. به زبان فارسى.٨٦

٢ . رساله زكاتيه. به زبان فارسى.٨٧

* محمد قاسم بن محمد رضا هزار جريبى. زنده در ١١١٣ هـ . ق.
مناسك حج به زبان فارسى.٨٨

* محمد نصيربن كمال الدين قمى. زنده در سال ١١١٣ هـ . ق.
رساله آداب حج. به زبان فارسى.٨٩
جمال الدين خوانسارى. (م: ١١٢٥ هـ . ق.)

رساله در احكام. به زبان فارسى.٩٠

* محمد باقربن اكمل بهبهانى معروف به: وحيد بهبهانى (م ١١١٨ـ ١٢٠٥ يا ١٢٠٦ هـ . ق)
وى در اصفهان چشم به جهان گشود. به خاطر ناامنى اين شهر با بستگان به بهبهان مهاجرت كرد و از آن جا به نجف اشرف رفت و از محضر اساتيد بزرگ آن حوزه بهره برد. پس از مدتى دريافت: استادى كه بتواند از دانش او بهره ببرد وجود ندارد از اين روى عازم كربلا شد. مرحوم حاج شيخ عبداللّه مامقانى در اين باره مى نويسد:

(بعد از آن كه آقا از بهبهان مراجعت كرد وارد نجف اشرف شد و در مجلس بحث مدرسين آن وقت حضور به هم رسانيد. ولى استاد كاملى كه بتواند از او استفاده كند نيافت. از اين روى منتقل به كربلا شد.)

وحيد بهبهانى على دوانى ١٢٣/.

كربلا در آن روزگار محل تجمع اخباريان و رئيس آنان شيخ يوسف بحرانى صاحب حدائق بود. با مناظرات علمى و تلاش بسيار و تبيين موضع اصوليان و هشدار نسبت به زيان و ضرر انديشه اخبارى جوّ كربلا را دگرگون كرد و انديشه اصولى را گسترش داد. در جايگاه والاى او همين بس كه بزرگانى چون: علامه بحرالعلوم و صاحب رياض او را (علامه) و صاحب جواهر و شيخ انصارى او را (استاد اكبر) خوانده اند.

صيت شهرتش كران تا به كران را در نورديد مردم فوج فوج از دور و نزديك به وى روى آوردند و مسائل و مشكلات دينى خود را بر او عرضه داشتند.٩١ از اين روى افزون بر حواشى كه رساله هاى پيشين زده بود رساله هاى عمليه اى نيز براى استفاده مؤمنان نگاشت. از آن جمله: وقتى بازرگانان مؤمن آنان كه مى خواستند راه و روش معامله و تجارت در اسلام بدانند و عمل كنند از وى
درخواست نگارش رساله اى در اين باب كردند ايشان (آداب التجاره) را به رشته تحرير كشيد. اين رساله به خاطر اتقانى كه داشت مورد توجه عالمان بزرگ قرار گرفت و عالمانى چون: ميرزاى شيرازى ميرزا حسين خليلى تهرانى و.... بر آن حاشيه زدند و نظرات خود را در ذيل آن به مردمان عرضه كردند.٩٢

رساله ديگر وى التحفة الحسينيه نام دارد و در بردارنده ابواب طهارت صلات و صوم اين رساله به دو زبان: فارسى و عربى نگاشته شده است.٩٣ همچنين رساله اى دارد در باب كُر و مقدار آن.٩٤

* از بزرگانى كه در اين روزگار رساله عمليه نگاشته مرحوم شيخ يوسف بحرانى صاحب حدائق (م: ١١٨١ هـ . ق) است. رساله پرسش و پاسخ.٩٥

* ملا مهدى بن ابى ذر نراقى (م: ١٢٠٩ هـ . ق)
در نراق ديده به جهان گشود. پس از فراگيرى دانشهاى مقدماتى براى ادامه تحصيل به اصفهان عزيمت كرد و در آن شهر در حوزه درسى آخوند ملا اسماعيل خاجوئى مازندرانى شركت كرد و از دانش وى بهره برد و همچنين از محضر چهره هاى برجسته اى چون: ملامحمد مهدى هرندى حاج شيخ محمد كاشانى و ميرزا نصير توشه برگرفت.

پس از قتل پدر راهى عراق شد و محضر شيخ يوسف بحرانى و آقا محمد باقر. بهبهانى را درك كرد. با گذراز اين مراحل سخت و تحمل مشقات بسيار به مدارج علمى عالى دست يافت و براى بهره دهى به مردم وطن خويش به كاشان بازگشت و در آن شهر به ارشاد مردم و تأليف و تدريس پرداخت و كتابهاى بسيار در علوم و فنون گوناگون نگاشت و به بازار دانش عرضه كرد. از جمله نوشته هاى وى كه با اقبال مردم رو به رو شدند رساله هاى عمليه وى مى باشند.٩٦ بدين شرح:

١ . انيس التجار فى اقسام المكاسب و انواع المعاملات و آداب.

مؤلف درباره اين رساله مى نويسد:

(چون علم به مسائل تجارت از جمله لوازم و مهمات است خصوصاً بر
جماعتى كه اشتغال به امر مذكور دارند. لهذا اين احقر را به خاطر قاصر رسيد كه مسائل تجارت را در اين رساله جمع كنم... و او را مسمّى به انيس التجار گردانيدم و او را مرتب بر هفت باب كه باب اول در هفده فصل است و باب دوم مشتمل بر پنج فصل است و باب سوم در مضاربه است و باب چهارم در شركت و باب پنجم در وكالت و...)

اين رساله به جامع فارسى و در خور فهم همگان به گونه غير استدلالى نگاشته شده است و به خاطر غناى علمى آن بزرگانى چون: سيد اسماعيل صدر اصفهانى سيد محمد كاظم يزدى طباطبايى بر آن حاشيه دارند.٩٧

٢ . رساله عمليه اى در باب عبادات به زبان فارسى.٩٨

٣ . التحفة الرضويه. به فارسى .٩٩

٤ . مناسك حج.١٠٠

* سيد مهدى بحرالعلوم (١١٥٥ ـ ١٢١٢ هـ . ق)
پس از فراگيرى علوم مقدماتى به حوزه درس پدر وحيد بهبهانى و شيخ يوسف بحرانى راه يافت و علوم منقول را از محضر آن بزرگان فراگرفت و در مدتى كوتاه به درجه والاى اجتهاد دست يابيد. در سفرى كه به مشهد مقدس داشته از محضر پر فيض فقيه و فيلسوف بزرگ ميرزاى مهدى اصفهانى علوم عقلى را فرا گرفت و چنان در چشم استاد جلوه كرد كه به وى لقب بحرالعلوم داد.

بالأخره به خاطر تلاش بسيار و زحمات طاقت فرسا در راه كسب دانش سرآمد همگنان خود شد و به مرتبه والاى علمى گام نهاد و در زمان حيات استاد كل وحيد بهبهانى كه مرجع مطلق بود مرجعيت عام يافت و نام نيكش برپهنه جهان اسلام سايه گسترد و روز به روز بر حوزه نفوذش افزوده مى شد. در اكثر علوم روزگار خود صاحب نظر بود. در ادب مرتبتى والا داشت. او در هفته يك روز را اختصاص به شعراى عرب داده بود و شاعران نامى روزگار اشعار خود را براى اصلاح بروى عرضه مى كردند. در فلسفه غور كرده و به عمق و ژرفاى آن دست
يافته بود و همچنين در كلام و... صاحب منتهى المقال درباره جامعيت وى چنين مى گويد:

(اگر در معقول سخن مى گويد مى پندارم شيخ الرئيس بوعلى سيناست و اگر در منقول بحث مى كند گويم اين علامه و محقق است كه در فروع و اصول دريا آساست. اگر در كلام مناظره مى كند نخواهم گفت جز اين كه او به خدا سيد مرتضى علم الهدى است).

چراغ دانش او افزون بر روشنگرى حوزه هاى شيعه در ديگر حوزه هاى فرق اسلامى انوار خويش را تا بنده بود.

(در سفرى كه به حج رفت دو سال در آن جا ماند و بر اساس چهار مذهب درس گفت.)

علامه مجلسى ـ على دوانى٥٦٢/.

مردم وقتى خضوع و خشوع بزرگان علم را در برابر مقام علمى و معنوى وى ديدند و ويژگيهاى او را از زبان نزديكان و شاگردان بنام وى شنيدند و در رسيدگى به امور فقرا و مستمندان و اهميت دادن به مسائل اجتماعى او را سرآمد عالمان عصر يافتند گردش حلقه زدند و حلّ مشكلات شرعى خويش را از جناب ايشان خواستار شدند. از اين روى در پاسخ به آنان رساله عمليه بنگاشت و نظرات خود را در آن ارائه كرد.١٠١

همچنين به درخواست مردم خراسان نظرات خويش در ذيل فتاوى محقق سبزوارى نگاشت و عرضه كرد.١٠٢

٢ . رساله ديگرى كه براى استفاده مقلدان به تحرير كشيده رساله العجاله الموجزه فى فروض الناسك است.١٠٣

در همين روزگار استاد مرحوم بحرالعلوم مرحوم محمد حسين قزوينى مى زيست كه از مراجع صاحب رساله بود. رساله پرسش و پاسخ.١٠٤
--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها :
١ـ سورهُ شعراء) آيه ٢١٤.

٢ـ (سيرهُ نبوى) ابن هشام ج٢٧٠/١ دار احياء التراث العربى بيروت.

(فى دار الارقم بن ابى الارقم هذا كان النبى(ص) مستخفياً من قريش بمكة يدعوا الناس فيها الى الاسلام فى اوّل الاسلام حتى خرج عنها وكانت داره بمكة على الصفا فاسلم فيها جماعة كثيرة…)

٣ـ (تاريخ فقه جعفرى ٩ هاشم معروف الحسنى ترجمهُ دفتر تحقيقات وانتشارات بدر ٢٣/ نشر كوكب تهران.

٤ـ (دراسات فى ولاية الفقيه) آية اللّه منتظرى ج١٣٨/٢ المركز العالمى الدراسات الاسلاميه; (تاريخ الامم والملوك) جرير طبرى ج٨٨/٢. افست اروميه اى قم.

٥ـ (فروغ ابديت) جعفر سبحانى ج٨٢٤/٢ دانش اسلامى.

٦ـ (دراسات فى ولاية الفقيه) آية اللّه منتظرى ج١٣٩/٢.

٧ـ (تاريخ الامم والملوك) جرير طبرى ج٢١٣/٢; (نهاية الادب). ج١٢١/٢.

٨ـ برگرفته از: (ادوار فقه) محمود شهابى وزارت ارشاد

٩ـ (الغدير) علامه امينى ج١١٠/٦٨ دار الكتاب العربى بيروت.

١٠ـ (نهج البلاغه) فيض الاسلام نامه ٦٧.

١١ـ (ادوار فقه) محمود شهابى ج٨٨/٣ وزارت ارشاد اسلامى.

١٢ـ (رسائل الشيعه) حر عاملى ج٧١٤/٤ ج٧ دار احياء التراث العربى بيروت.

١٣ـ (رجال النجاشى) ابى العباس احمد بن على النجاشى الكوفى الاسلامى تحقيق: محمد جواد النائينى ج٧٢/١ دار الاضواء بيروت.

١٤ـ (اختيار معرفة الرجال) معروف به: (رجال كشى) شيخ طورسى تحقيق حسن مصطفوى ٤٨٤ شماره ٩١٣ انتشارات دانشگاه مشهد.

١٥ـ (الوافية فى اصول الفقه) فاضل تونى تحقيق: سيد محمد حسين رضوى كشميرى ٣٠٥/ مجمع الفكر الاسلامى قم.

١٦ـ (وسائل الشيعه) حرّ عاملى ج١٠١/١٨ باب ١١ از ابواب صفات قاضى ج٩.

١٧ـ (البدر الزّاهر) تقرير درس آية اللّه العظمى بروجردى مقرر: آية اللّه منتظرى٨/ انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم.
١٨ـ چاپ شده در: (الجوامع الفقيه) به سال ١٢٧٦. اخيراً نيز به طور مستقل به چاپ رسيده است.

١٩ـ (الذريعه) شيخ آقا بزرگ تهرانى ج٢٤٠/٥ دار الاضواء بيروت. اخيراً تمام آثار شيخ مفيد به مناسبت برگزار گنگره هزاره وى در قم احياء وتجديد چاپ شده است.

٢٠ـ (فهرست كتابخانه مجلس) ج٩٧/١٧. اين كتاب اخيراً احياء و چاپ شده است.

٢١ـ اين رسائل و ديگر ساله هاى سيد مرتضى علم الهدى اخيراً تحت عنوان: (رسائل الشريف المرتضى) تقديم سيد احمد حسينى اعداد: سيد مهدى رجائى در چهار جلد توسط انتشارات دار القرآن الكريم قم منتشر شده است.

٢٢ـ (ريحانة الادب) محمد على مدرس تبريزى ج٣٠٦/ج٣ انتشارات خيام تهران; (فوائد الرضويه) شيخ عباس قمى.

٢٣ـ (فوائد الرضويه) ٥٠٧/; (ريحانچ الادب) ج٢٠٣/٣ ـ ٣٠٤.

٢٤ـ (فوائد الرضويه) ٥٠٦; (ريحانچ الادب) ج٣٠٣/٣.

٢٥ـ (اعيان الشيعه) محسن امين ج٢١٦/٤٤ دار التعارف للمطبوعات بيروت; (امل الآمل) حر/ عاملى محقيق: سيد احمد حسينى ج١٥٥/١ مكتبة الاندلس بغداد; (فوائد الرضويه) الشيخ عباس قمى ٥٠٣/; (روضات الجنان) محمد باقر موسوى خوانسارى ج٥٦/٧ انتشارات اسماعيليان قم (قصص العلماء) ميرزا محمد تنكابنى٢٣٣/ انتشارات علميه اسلاميه.

٢٦ـ (الذريعه) شيخ آقا بزرگ تهران ج٦٢/٥ اين رساله بيش از بيست وسه بار در كشورهاى گوناگون و اخيراً توسط انتشارات فراهانى به چاپ رسيده است. (فهرست كتابهاى چاپى فارسى) خان بابامشار ج١٤٨٤/٢ (ث ـ ژ).

٢٧ـ (الذريعه) ج٦٢/٥ ـ ٦٣.

٢٨ـ (فهرست كتابهاى چاپى فارسى) خان بابا مشار ج١٤٨٦/٢ (ث ـ ژ).

٢٩ـ (الذريعه) شيخ آقا بزرگ تهرانى ج٦٢/٥ ـ ٦٣.

٣٠ـ (كليات اشعار وآثار شيخ بهايى) سعيد نعيسى٦٦/.

٣١ـ (فهرست نسخه هاى خطى چهاركتابخانه)٢٩٤/.

٣٢ـ (الذريعه) ج١٧٣/٦ (فوائد الرضويه)١٢٦/.

٣٣ـ قبله (تراثنا) شماره ٢٣٢/١٠ كتاب اثنى عشريات پنج تحقيق فقهى را در بردارد:
طهارت نماز روزه زكات و حج. كار تحقيق در اين رساله ها را سيد احمد حسينى آغاز كرده است.

٣٤ـ (فوائد الرضويه) شيخ عباس قمى ٤١٩/; (امل الآمل) حرّ عاملى ج٢٤٩/٢ (قصص العلماء) ميرزا محمد تنكابنى٣٣٣/.

٣٥ـ (اثنا عشر رساله) ميرداماد٢٣٠/.

٣٦ـ (الذريعه) شيخ آقا بزرگ تهرانى ج٤/١٣.

٣٧ـ (ريحانة الادب) مدرس تبريزى ج٤٦٠/٣; (فوائد الرضويه) شيخ عباس قمى ٤٦٤/ (وضيات العلماء) حسين جلالى شاهرودى٩٤/; (امل الآمل) حر عاملى ٢٥٢/٢; (قصص العلماء) ميرزا محمد تنكابنى٢٣١.

٣٨ـ (كيهان انديشه) شماره ٢٥/٤.

٣٩ـ (فوائد الرضوية)٤٢٥/ (ريحانة الادب) ٢٤٢/٥; (امل الآمل) ج٢٥٠/٢; (قصص العلماء)٣٨٦/.

٤٠ـ (الذريعه) ج٢١٣/١١.

٤٢ـ (امل الآمل) ج٢٠٥/٢.

٤٣ـ (همان مدرك).

٤٤ـ (همان مدرك); (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ٤٣٥/٥.

٤٥ـ (امل الآمل) ج٢٥٠/٢.

٤٦ـ (همان مدرك).

٤٧ـ (وفيات العلماء) حسين جلالى شاهرودى١٠٤/ چاپ مشهد; (فوائد الرضويه)٦٣٤/; (قصص العلماء)٣٢٢/; (امل الآمل) ج٣٠٥/٢.

٤٨ـ (الذريعه) ٤٨٤/٢.

٤٩ـ (فوائد ارضويه)٦٣٥; (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٥٢٦/٥; مجلّه (تراثنا) شماره ١٤١/٤.

اين رساله اخثراً از سوى شيخ مهدى انصارى قمى كار تحقيق آن آغاز شده است. (تراثانا) شماره ٢٣٦/١٤.

٥٠ـ (فوائد الرضويه)٦٣٥/ (فهرست نسخه هاى خطى مسجد اعظم قم) رضا استادى بخش دوّم٥٧٦/.
اين رساله اخيراً از طرف بنياد بعثت تهران تحقيق و چاپ شده است. (تراثنا) شماره ٢١٢/١٢.

٥١ـ (فوائد الرضويه) ٦٣٥/; (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٥٠٩/٥.

اين كتاب ترجمه شده و از سوى كانون معرفت به سال ١٣٢١ ش. سنگى رقعى به چاپ رسيده است (فهرست كتابهاى چاپى فارسى) خان بابا مشار ج١٢٩٨/١(الف ـ ث).

٥٢ـ (فوائد الرضويه)٦٣٦/; (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٦٥/٥.

٥٣ـ (فوائد الرضويه)٦٣٦/.

٥٤ـ (همان مدرك).

٥٥ـ (همان مدرك).

٥٦ـ (همان مدرك).

٥٧ـ (فهرست كتابخانه دانشگاه تهران) ج٢٣١٨/١١.

٥٨ـ (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٥٠٠/٥.

٥٩ـ (همان مدرك)٤٣٣/.

٦٠ـ (همان مدرك)٤٢٥/.

٦١ـ (آشنايى با چند نسخه خطى) مهدى روحانى٤٤٨/.

٦٢ـ (فهرست كتابخانه دانشگاه تهران) محمد تق دانش پژوه ج٣٠٨٨/١٣.

٦٣ـ (الذريعه) ج١٩٢/١٥; (قصص الانبياء)٤٣٦/.

٦٤ـ (امل الآمل) ج٢٤٨/٢; (فوائد الرضويه)٤٣٩/; (قصص العلماء)٢٠٤/.

٦٥ـ (الذريعه) ج٢١/١; (فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مرعشى نجفى ١١ ج٢٥٠/١ ـ ٢٠٦. چاپ شده در بيست و پنج رساله فارسى علامه مجلسى تحقيق سيد مهدى رجائى زير نظر محممود مرعشى٢٣٥/ انتشارات كتابخانه آية اللّه مرعشى نجفى قم.

٦٦ـ (فهرست نسخه هاى كتابخانه مرعشى نجفى) ج٢٠٦/١ (بيست وپنج رساله فارسى)٣٣٩/.

٦٧ـ (فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مسجد اعظم قم) رضا استادى بخش دوّم٤٣٦/ ٤٥١; (فهرست كتابخانه دانشگاه تهران) ج٢٣١٨/١١; (فهرست كتابخانه مسجد گوهر شادى١٠٧/. اين رساله در سال ١٢٦٢ در هندوستان به چاپ رسيده و بعد از انقلاب اسلامى در ايران با تحقيق آقاى على فاضلى از سوى مؤسسه نشر آثار اسلامى چاپ
و منتشر شده است.

٦٨ـ (الذريعه) ج١٤/١.

٦٩ـ (فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مرعشى نجفى) ج٢١٦/١ ـ ٢١٧; (بيست و پنج رساله فارسى) ٤٢١/ ٤٦٥ .

٧٠ـ (همان مدرك)٢١٤/; (بيست و پنج رساله فارسى)٥١٣/.

٧١ـ (فهرست كتابخانه آستانن قدس رضوى) ج٤٢٤/٥; (بيست و پنج رساله فارسى)٣٦٩.

٧٢ـ (فهرست كتابخانه مسجد گوهرشاد)١٩٢/.

٧٣ـ (فهرست كتابخانه مرعشى نجفى) ج٢٠٦/١; (بيست و پنج رساله فارسى)٣٨٥/.

٧٤ـ (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٤٣٣/٥; (فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مسجد اعظم قم) رضا استادى بخش دوّم٤٤١/; (بيست و پنج رساله فارسى)٢٩٣.

٧٥ـ

٧٦ـ (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٤٦٥/٥ (بيست و پنج رساله فارسى)٥٣٧.

٧٧ـ (فهرست كتابخانه دانشگاه تهران)٣٠٤٧ ـ ٣٠٤٨; (فهرست كتابخانه مرعشى نجفى) ج٢٠٧/١.

٧٨ـ (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٤٤٥/٥ ٥٧٤; (فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مسجد اعظم قم) بخش دوّم٤٦٧/.

٧٩ـ

٨٠ـ (فهرست نسخه هاى خطى مسجد اعظم قم) بخش دوّم٥٠٠/ ـ ٥٠١; (بيست و پنج رساله فارسى)٥٤٧/.

٨١ـ

٨٢ـ (رساله بيان عدد تأليفات علامه مجلسى) سيد محمد حسين بن محمد صالح حسينى خاتون آبادى چاپ شده در: (بيست و پنج رساله فارسى)٦٣٧/.

٨٣ـ (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٥٢٢/٥.

٨٤ـ

٨٥ـ (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٥٥٠/٥; (فهرست كتابخانه مجلس) ج٤٧/٦; ج١١١/١٣.

٨٦ـ (فهرست نسخه هاى خطى مسجد اعظم قم) رضا استادى بخش دوّم٥٨٦/.
٨٧ـ (فهرست كتابخانه ملك) ٣٥٣/٥ ٤٤٨.

٨٨ـ (فهرست كتابخانه مرعشى نجفى) ج٢٧٢/٨.

٨٩ـ مجلّه (نور علم) شماره ١٠٥/١٤ ـ ١٠٦.

٩٠ـ (الذريعه) ج١٢/١٠.

٩١ـ (قصص العلماء)١٩٨/; (فوائد الرضويه)٢٠٤/.

٩٢ـ اين رساله چندين بار به چاپ رسيده است; چاپ سنگى به خط نسخ به سال ١٢٩٤ مزين به حاشيه محمد حسن شيرازى وبا حاشيه هموو حاج ميرزا خليلى تهران چاپ به سال ١٣١٦هـ . ق. و… (فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى) ج٥٢٣/٢; (فهرست كتابهاى چاپى) خان بابا مشار ج١.

٩٣ـ (الذريعه) ج٤٢٧/٣.

٩٤ـ (همان مدرك) ج٢٨٧/١٧.

٩٥ـ (كيهان انديشه) شماره ٢٦/٤.

٩٦ـ (روضات الجنات) ج٢٠٠/٧; (مكارم الآثار) ميراز محمد على معلم جيب آبادى انتشارات كمال; (الذريعه) ج٤٥٣/٢; (فوائد الرضويه)٦٦٩/; (ريحانه الادب) ج١٤٦/٦; (قصص العلماء)١٣٢/.

٩٧ـ (روضات الجنات) ٢٠٠/٧. اين رساله بيش از چهار مرتبه به چاپ رسيده است.ن (فهرست كتابهاى چاپى) خان بابا مشار ج٩٥٤.

٩٨ـ (الذريعه) ج٢١٩/١١.

٩٩ـ (فهرست كتابخانه وزيرى) ج١١٠٠/٣.

١٠٠ـ (مكارم الآثار) چ٢٦٠/٢.

١٠١ـ (قصص العلماء)١٦٨/; (فوائد الرضويه)٦٧٦/.

١٠٢ـ (الذريعه) ج٢١٣/١١.

١٠٣ـ (فهرست كتابخانه فيضيّه) ج١٨٢/١.

١٠٤ـ (كيهان انديشه) شمارهّ ٢٥/٤.