نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - سخن اول انتخاب مرجع

سخن اول: انتخاب مرجع


(يا من هواختفى لفرط نوره)
حكيم سبزوارى
برخى عناوين بويژه درعرصه معارف دينى ازتقدّس ووالامقامى درهاله اى از ابهام مانده اندودرآنها گفتگووكاوش كمترى انجام گرفته است. زيرا عامه مردم نه توان انديشه درآنهارا داشته اند نه جرأت پرسش.خواص نيز چون دراين زمينه با شبهه وپرسشى برنخورده اند به آن نپرداخته اند. اين عناوين هم در حرزه احكام وهم در معارف بسيارند.

وقتى بناشد شماره اى از مجلّه را به موضوع (مرجعيّت) ويژه كنيم انگيزه نخستين ما تعيين حوزه وظيفه رهبرومرجع دربيان مسائل دينى ووجوهات شرعى بود. طرح مباحثى ديگررا چندان ضرور نمى يافتيم ولى با ورود به اين ميدان با انبوهى ازپرسشهاى پاسخ داده ناشده وموضوعهاى ناگشوده روبه رو شديم مباحثى كه روشن نشدن ومبهم ماندن آنها تأثير اساسى برفرهنگ وجامعه اسلامى دارد. با اين كه دوشماره مجله را ويژه آن كرديم ناگزير برخى عناوين مهمتر را برگزيديم ودرحوزه همان عناوين برگزيده مجال طرح مبسوط همه زيرعنوانها را نيافتيم.

درهرحال يادكرد چند مطلب دراين باب ضرور مى نمايد:

* دربينش اسلامى كج تابى وكج روى عالم دينى به سان انحراف سلاطين است. صلاح وفساد مردم وجامعه به اين دوقشر ونهاد بستگى دارد. بلكه با دقّت نظر فساد عالم دينى زيان بارتر از فساد
سلطان است. زيرا اين انحراف به نام دين انجام مى يابدودر اركان ايمان وعقيده مردم خلل وارد مى كند. به همين جهت درحديث مقدّم شده است:

(صنفان من امتّى اذا صلحا صلح امتّى واذا فسدا فسد امتى: الفقهاء والأمراء)
عالم دينى سفينه نجات امّت اسلامى است كه مردم رااز گردابهاى ايمان سوز عبور مى دهدوامواج فتنه ها وخدعه را با نورعلم وتقوا مى شكافد. لغزش وخلل دراين كشتى يك انحراف وزيان فردى نيست.او با خود يك امّتى را به تباهى مى كشاند ويك جامعه اى را به گرداب هلاكت مى افكند:

( زلة العالم كزلة السفينة تغرق و تغرق)
مقام ومرتبت عالم دينى هرچه بالاتر باشد واطمينان ورجوع مردم بيشتر لغزش وخطاى اوسنگينتر وخطرسازترخواهد بود. مرجعيّت كه عاليترين نهاد درحوزه هاى علوم دينى شيعه است حساسيت ويژه اى دارد.

ترقى وانحطاط شيعه درگرو توان وناتوانى اين نهاد مقدس است. درتاريخ تشيّع آنگاه كه زمام اين امر را عالمى توانا ومدّبر به دست گرفت حماسه ها آفريد وثمرات ميمون ومباركى به بارآورد ودر هرزمان كه كاستى دراين نهاد پيداشد نه تنها ازفرصتها وموقعيّتها به سود اسلام بهره بردارى نشدكه رخوت ورنج را براى جوامع اسلامى به ارمغان آورد.

دراين راستا است كه بايد مكانت ومقام اين نهاد را پاس داشت وحساسيّتى نه كمتر از حساسيّت نسبت به رهبرسياسى جامعه بدان ورزيد. دربينش اسلامى چنانكه بى تفاوتى نسبت به رفتار سلاطين خيانت به امّت اسلامى است سهل انگارى وبى حساسيتى درگزينش مرجع وانتخاب
احسن خيانت به دين وايمان مردم وگناهى نابخشودنى است.

امامان شيعه نسبت به اين مهم دغدغه خاصّى داشته وشاخصه هاى عالمان ربانى را ازدانشوران عليم اللسان وعالمان متهتّك باز مى شناساندند. سره را ازناسره جدا مى كردند.

بزرگان حوزه نيز درگزينش ومعرفى مرجع حساسيتى ويژه اى داشتند.

چه بسيار بودند لايق وسزاوار اين مسند امّا ازپذيرش آن مى پرهيزيدند. ولى اين سبب نمى گرديد كه گام واپس نهند ودراين كاربزرگ يارومددكار مردم نباشند ودست رد برسينه نااهلان اين مقام منيع نزنند ومردم را از گرويدن به چنين افرادى برحذر ندارند.

امام راحل زمينه قيادت آية اللّه بروجردى راپس از رحلت موٌسس حوره علميّه قم مهيّا ساخت وبركاتى را براى تشيّع وحوزه هاى علوم دينى پديد آورد.

پس از فوت مرحوم بروجردى (قدس سره)اساتيد متعهّدى چون: شهيد مطهرى شهيد بهشتى آية اللّه طالقانى و … براى يارى رساندن مردم درانتخاب احسن كنفرانسها وجلسه هاى روشنگرى تشكيل داده وزمينه رابراى مراجعه مردم به امام راحل (قدس سره) آماده ساختند.

ولى سوگمندانه اين سيره حسنه درسالهاى اخيربه فراموشى سپرده شد. بااين كه چند نفرازمراجع بزرگ دراين چند سال به لقاى يار شتافتند جز اقدامهاى جزئى ومحدود از جانب برخى افرادونهادها حركت جدّى وفراگيرى ازسوى اساتيد متعهّدوفاضلان حوزه انجام نيافت. مطبوعات كشور ومحافل دينى وفرهنگى نيز در چگونگى گزينش مرجع وويژگيهايى كه اوبايد درروزگار ما داشته باشد به روشنگرى نپرداختند.

بزرگان و اساتيد متعهّد وانقلابى حوزه چون خود درمظّان مرجعيّت
بودند كوچكترين تحركّى از خودنشان ندادند. طلاّب وفاضلان روشن انديش نيز سكوت كردند و زمينه را به روضه خوانها وكسانى كه ملاكشان درانتخاب مرجع اعطاى وكالت واجازه دراخذ وجوهات است واگذاشتند.آنان نيز به تكاپو برخاسته بى آن كه به شاخصه هاى مرجع جامع الشرّايط وقعى نهند درهرمحفل ومجلس به تبليغ موكّل خودپرداختند ومردم را به تحيّر وسردرگمى گرفتار كردند.

آيا رواست مردمى كه درفضاى معطّر جمهورى اسلامى تنفّس مى كنند نسبت به چنين امرمهمى سرگردان باشند ويا احياناً طعمه نااهلان قرارگيرند.

آيا صحيح است درنظام مقدّس جمهورى اسلامى وپيش ديد بزرگان وعالمان متولى نظام كه تكفيرها از ناحيه تنك انديشان ومتحجّران ومقدّس مآبان شده اند واز جهالت وخيانت علماءالسلاطين ومعمّمان ابن الوقت خون گريستند سرنوشت ايمان مردم به كسانى سپرده شودكه سردمدارمخالفت با نهضت پانزده خرداد درنجف وايران بودند.

آيا مى شود اجازه داد پرچمدار اين مهم كسانى باشند كه دردوران ستم شاهى به واسطه بازكردن دكان دونبش درنازو نعمت غوطه ور بودند وباطرح مسائل انحرافى وايجاد حساسيتهاى مصنوعى وجعل خطرهاى موهوم ذهن جوانان مسلمان را ازتوجّه به عالمان وارسته اى كه درزندانهاى شاه به خاطر آرمانهاى بلند اسلامى انسانى درزير شكنجه جان مى دادند بازداشتند.

اگر چنين افرادى باشگردهايى كه دارند اطمينان مردم را به خود جلب ودرجامعه جاى پايى باز كنند آيا مانع توسعه نظام جمهورى اسلامى نخواهند شد؟آيا درسرنوشت انتخابات كشور مستقيم وغير مستقيم نقش ايفا نخواهند
نمود؟آيا مى شود ضمانت كرد كه جاسوسان استكبار ازراه نفوذ حاشيه نشينهاى آنان به انقلاب ضربه نزنند.

اگر چنين است پس چرا اساتيد متعهّد فاضلان روشن انديش مجامله كرده ودرانجام اين مهم پاپس مى كشند واحتياط مى كنند. مگر مسائل مربوط به نواميس اسلامى احتياط بردار ومجامله پذير است؟

جامعه مدرسان خبرگان كشور نهادهاى حوزوى وطلاّب مبارز اگرامروز دراين باب اقدام نكنند واين مهم را به ديگران وانهند خود درآينده گرفتار خواهند شد وآن روز ديگر دير خواهد بود.

* يادكرد ديگرى كه بحثى مبسوط مى طلبد ملاكهاى انتخاب مرجع است.

مرجع مجتهد عادلى است كه برجستگيهاى علمى وخصايص ويژه اخلاقى واجتماعى او اورا ملجأ مردم مى كندودرمسايل وپرسشهاى دينى مرجع رجوع مردم جامعه وزمان خويش مى شود.

كار او بيان حكم حوادث واقعه وپرسشهاى نوپيدا است. او متكفّل بيان احكامى است كه مربوط به روابط چهارگانه انسان: ( رابطه باخدا انسانها خود وطبيعت) است. خاستگاه اين پرسشها دگرگونى روابط اجتماعى وپيدايى روابط جديداست كه براثر تحوّل زمان درچهار حوزه يادشده پديد مى آيد.

چون ماهيّت مرجعيّت امرى اجتماعى ومتعلّق اجتهاد متغيّر وزمانى است اختلاف زمانها وشرايط درجدول ملاكها جا به جايى پديد مى آورد. درزمانى شجاعت واقدام درصدر جدول قرار مى گيرد ودرزمانى ديگر عرفان به زمان وشناخت موضوعات.
درجامعه اى عدل وتقوى ملاك اوّل است ودرشرايط وجامعه ديگر عقل وتدبير ودرجامعه ديگر شرايط ديگر.

اين جا به جايى يا ازناحيه توسعه درمصاديق پديد مى آيد يا از ناحيه تغيير موضوع. مثلاً حوادث واقعه جوامعى كه ارتباطات ازسطح زندگى خانوادگى وقبيله اى فراتر نمى رود شكلى بسيط دارد وپاسخ بدانها چندان مشكل نمى نمايدو شرطى به نام شناخت موضوع وزمان دركارنيست. ولى درجوامع توسعه يافته ويا درحال توسعه كه بافت اجتماعى پيچيده اى دارند وروابط چهارگانه انسان كه موضوع حكم است ابعاد مختلفى دارد شناخت حادثه وموضوع نوپيدا منوط به آگاهى از تأثير وتأثرآن دربقيّه نهادها وروابط اجتماعى است. دراين جوامع شناخت زمان ومكان وروابط پيچيده حاكم برجوامع ازمقوّمات اجتهاد صحيح است چه رسد به ملاك مرجعيّت.

كسى كه اين مسائل را نشناسد تصوّر صحيحى از موضوعات نمى تواند پيدا كند تا حكم صحيحى بدهد. چنين كسى بى شك نمى شود مرجع رجوع مردم دراحكام براى برقرارى زندگى اسلامى باشد. اين است كه امام راحل فرمود:

( اجتهاد مصطلح درحوزه ها كافى نمى باشد بلكه يك فرد اگر اعلم درعلوم معهود حوزه ها هم باشد ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهدويا نتواند افراد صالح ومفيد رااز افراد ناصالح تشخيص دهد و به طور كلّى درزمينه اجتماعى وسياسى فاقد بينش صحيح وقدرت تصميم گيرى باشد اين فرد درمسائل اجتماعى وحكومتى مجتهد نيست.)

صحيفه نور ج /٢١ ٤٧.
* بحث ديگرى كه درآن پژوهش بيشترى
لازم است ملاكها وشرايطى است كه با برقرارى جمهورى اسلامى براى انتخاب مرجع دراولويّت قرار مى گيرند.

ازشرايطى كه پيش از انقلاب قابل طرح نبود ولى با پيدايش نظام اسلامى اهميّت اول رادارد تعهّد به حفظ نظام اسلامى است.

اين شرط براى انتخاب مرجع به دوجهت ضرورى است:

١. درعرصه مباحث نظرى عدالت وتقوا ازشرايط اساسى مرجع دينى است. اگرمجتهدى اعلم علماى عصر باشد ولى درعدالت وتقواى اوكاستى باشد قابل مراجعه نيست. رجوع به او درحكم مراجعه به طاغوت است. زيرا چنين كسى نه تنها نمى تواند انسانها را به نوربرساند; بلكه چه بسا آنان را درظلمات گرفتار سازد.

ابتدايى ترين شرط تقوا وعدالت انجام فرائض است. از جمله فرائض مهمّ دراسلام حفظ نظام اسلامى است كه به تعبير فقها (رحمة اللّه عليهم) دررأس فرائض قرار دارد. هيچ فريضه اى نمى تواند مانع انجام آن گردد وهيچ توجيهى شانه تهى كردن از اين تعهّد بزرگ را نمى تواند موجه نشان دهد.

بر اين اساس تعهّد به حفظ نظام درروزگار ما ازاساسى ترين شرايط درانتخاب مرجع است; چه اگر مجتهدى اين مهم را سرلوحه كارها وتعهدات خويش قرار ندهد مهم ترين فريضه اسلامى را ترك كرده وبه فسقى مضاعف مبتلاء شده است.

٢.درعرصه عمل مراجع امين مردم ومورد اطمينان آنان مى باشند.

مردم احكام دين خودرا از آنان مى گيرندو …

اگرمرجعى درقبال نظام بى تعهّد شد روح بى تفاوتى وكناره گيرى
ازصحنه درمردم دميده مى شود وسهل انگارى دربرابر نظام اسلامى موجه مى نمايد. او وقتى مى بيند مقتداى دينى اش دربرابر وقايع جارى مملكت بى تفاوت است نه تنها خودرا موظف به حضور درصحنه نمى يابد كه چه بسا نسبت به روند نظام با ديد ترديدو شك مى نگرد.

اگر پژوهشگرى اجتماعى به بررسى علل بى تفاوتى دربرخى اقشار جامعه بپردازد اين را ازكارآمدترين انگيزه ها خواهد يافت. آقايى كه دربرابر جمهورى اسلامى بى تفاوت است حاشيه نشينهاى اونق زن مى شوند وروضه خوانها ومداحانش نقد زن!

اينان بذرشوم بى تفاوتى رادرمجلس سوگوارى امام حسين (ع) كه خودقربانى بى تفاوتى عالمان زمانش شد دردل پاك عاشقان آن والامقام مى كارند ودل پاك خلق خدا را براى فرود وقبول طرحها وانديشه هاى مخالفان نظام اسلامى مهيّا مى نمايند.

با اين تحليل ودهها پى آمد زيان بارديگر كه مجال برشمارى آن نيست آيا مى شود مجتهدى را كه دربرابر مسائل نظام بى تفاوت است ودرحفظ وبقاى آن تعهّدى ندارد مرجع مردم قلمداد كرد؟

آيا چنين افرادى مى توانند عنوان (امناء الرسل ) به خود گيرند؟ آياكسى را كه دربرابر توطئه عليه نظامى كه امانت الهى دردست ماست بى تفاوت نشسته وسردرلاك خودفرو برده مى توان امانت دار دين خدا دانست ومرجع وملجأ دينى مردم قرارداد؟

سخن دراين مقوله بسيار است به برخى ازآنها درمقاله هايى كه دراين شماره مجلّه درپيش روى داريد پرداخته شده وبرخى ديگر درمجالى ديگرخواهد آمد. ان شاءاللّه.

سردبير