نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - تواضع
اخلاق و آداب اهل علم (٩)
قسمت اول
اسلام براى رساندن انسان به سعادت و كمال در همه زمينه هاى مادى و معنوى برنامه جامع و كامل دارد. هندسه اخلاق آدمى را به دقيق ترين و زيباترين شكل ترسيم نموده و پيروان خويش را به آراستن خود به ارزشهاى والاى اخلاقى فرا خوانده است . در هندسه اخلاق تواضع جايگاه ويژه اى دارد.
تواضع دلها را نرم و دورترين اشخاص را به انسان نزديك مى كند. فروتنى رمزايجاد محبت دوستى و عطوفت و پايه سربلنديهاست .
تواضع كشتزارى است كه در آن گلهاى زيبا و عطرآگين برادرى صفا مهر و محبت و بزرگوارى مى رويد وارجمندى و منزلت واقعى را به ارمغان مى آورد.
فروتنى ثمره پرارج درخت دانش و آگاهى است . تواضع پديد آورنده عظمت قدرت عزت شرافت كرامت و حريت انسانى است . نخل وجودانسان رااز طوفان نفس اماره و تندباد تكبر و غرور و نخوت مصون مى دارد.
فروتنى از صفات نيكو و پسنديده اى است كه از كانال آن فيوضات و درهاى رحمت الهى بر روى بندگانش باز مى شود و ضعف و زبونى را به قدرتى آميخته با نرمى بدل مى سازد.
تواضع مقام والا وارجمند پيامبران و ريشه واساس هر سعادت و نيكبختى است .
انسان برخوردارازاين صفت داراى موهبتى است پرارج كه هيچ فردى به آن رشك و حسد نبرد.
در يك كلام فروتنى دژى است مستحكم و پرصلابت كه دشمن را ياراى نفوذ در آن نباشد و تاج افتخارى است كه بندگان مخلص خدا بر سر مى نهند. على ( ع ) دراين باره مى فرمايد:
واعتمداو وضع التذلل على روسكم والقاءالتعزز تحت اقدامكم و خلع التكبر من اعناقكم واتخذواالتواضع مسلحه بينكم و بين عدوكم ابليس و جنوده ... ١
تاج افتخار فروتنى را بر سرهاى خويش نهيد و گردن كشى را در زير پاهاى خود بيفكنيد و زنجيراسارت تكبر رااز گردنهايتان فرود آريد وافتادگى و تواضع را همچون سنگرى تسخير ناپذير ميان خود و دشمن بشماريد شيطان و سپاهيان او.
در فرهنگ اسلامى احترام وارزشى انسانها بر معيارها و ملاكهاى معنوى واصيل بنيان شده است . ملاكهاى دروغين و ظاهرى همچون : پول مقام جاه قدرت و...ارزش به حساب نيامده است .ارزش انسان به مال و مقام و فرزند و قوم و قبيله و رنگ و نژاد نيست بلكه به تقوى و عمل صالح و دانش و بصيرت است . فروتنى در برابر مردم به هر ميزان از شائبه دخالت ملاكهاى پوچ و ضدارزشى به دور باشد به همان ميزان پرارج تر و پسنديده تراست . برخوردارى ازاين فضيلت اخلاقى از همگان زيبنده است . ولى از عالمان و حوزويان زيبنده تر .
مومنان پاكنهاد و صالح طريق بندگى و ستودن خدا را در فروتنى مى بينند و رسيدن به سر منزل توحيد را جز با آرامش و تواضع ميسر نمى دانند از اين روى در
ادامه مباحث :[ آداب واخلاق اهل علم] بر آن شديم كه درباره اين موضوع بحث كنيم .
فضيلت واهميت تواضع
در سلسله ارزشها و خصلتهاى نيك آدمى تواضع جايگاه ويژه اى دارد. اگراين صفت بر رفتارانسان پرتوافكند بسيارى از فضايل ديگر خود به خود رخ مى نمايد.
ازاين روى در منابع دينى كبر از رذايل و در مقابل آن تواضع از فضايل به شمار آمده است . رسول اكرم مى فرمايد:
ان احبكم الى واقربكم من يوم القيامه مجلسا احسنكم خلقا و اشدكم تواضعا وان ابعدكم منى يوم القيامه الثرثارون و هم المستكبرون . ٢
همانا محبوبترين و نزديكترين كسان به من در روز قيامت نزد من خوش اخلاق ترين و متواضعترين افراداست و دورترين افراد به من در روز قيامت مستكبران و خود بزرگ بينانند.
در منابع دينى ما آمده است كه : خداوند آن گاه كه بنده اى را دوست بدارد تواضع وافتادگى به وى الهام مى نمايد:
ان الله اوحى الى : ان تواضعوا . ٣
خداوند متعال به من وحى كرد تا به شمااعلام كنم : تواضع را پيشه خود سازيد.
نشانه عبوديت انسان بايد در رفتار و برخوردهايش بروز كند.اعمال آدمى جلوه اى از روحيات و آينه اى ازافكار وانديشه اوست .انسانى مى تواند به پايه اى از حقيقت عبوديت و بندگى دست يازد كه خود را قطره اى دراقيانوس بيكران هستى ببيند و عالم و موجودات آن را جوله و مظهر خداوند بداند. دراين جايگاه است كه به حلاوت و جوهره عبادت خويش خواهد رسيد چرا كه پرستش خداوند يعنى عالى ترين و برترين اعمال جز در پرتوافتادگى و خاكسارى در پيشگاه الهى پذيرفته نيست .
افتادگى آموزاگر طالب فيضى هرگز خورد آب زمينى كه با بلنداست
رسول گرامى اسلام به جمعى كه مشغول نماز و نيايش بودند فرمود:
...مالى لاارى عليكم حلاوه العباده ؟ قالوا: و ما حلاوه العباده ؟ قال :التواضع . ٤
چه شده است كه شيرينى و حقيقت عبادت را در شما نمى بينم ؟
گفتند: شيرينى عبادت چيست ؟ فرمود: تواضع !
دراين روايت تواضع نشانه بندگى و روح اعمال عبادى مومنان دانسته شده است . و در جاى ديگر از تواضع به عنوان علامت تشيع راستين و پيروان اميرالمومنين عليه السلام ياد شده ازامام عسكرى ( ع ) نقل شده است :
و من تواضع فى الدنيا لاخوانه فهو عندالله من الصديقين و من شيعه على بن ابى طالب . ٥
كسى كه با برادران دينى خود تواضع كند در نزد خداونداز صديقين محسوب مى شوداز شيعيان على بن ابى طالب است .
از باب اين كه هر چيزى را بايداز ضد آن شناخت دراين راستا سخن رسول گرامى اسلام (ص ) را درباره تكبر مطالعه مى كنيم :
[روزى آن حضرت گروهى را ديدند كه در مكانى اجتماع كرده اند. پرسيدند: علت اين اجتماع شما چيست ؟
گفتند: ديوانه اى است كه باافعال و حركات خويش مردم را متوجه خود ساخته است .
پيامبر(ص ) آنان را به سوى خود فرا خواند و فرمود:
مى خواهيد كه ديوانه واقعى را به شما معرفى كنم ؟
سپس فرمود: ديوانه واقعى كسى است كه با تكبر و غرور راه مى رود و پيوسته به اين سوى و آن سوى خود نگاه مى كند. پهلوى خود را حركت مى دهد تا توجه مردم را به خود جلب كند و خود را در نظر آنان بزرگ جلوه دهد]. ٦
تكبر نشانه ذلت و عدم تعادل روحى و روانى انسان به شمار مى رود و تواضع علامت اعتدال روح و بلندى انديشه آدمى . هيچ چيز به زيبندگى تواضع براندام روح بشر نيست .ازاين روى خداوند آن راازاوصاف و ويژگيهاى پيامبرانش برشمرده است . على ( ع ) مى فرمايد:
..ولكنه سبحانه كره اليهم التكابر و رضى لهم التواضع فالصقوا بالارض خدودهم و عفروا فى التراب وجوههم و خفضوااجنحتهم للمومنين و كانوا قوما مستضعفين . ٧
ليكن خداى سبحان تكبر را در بر آنان پيامبران ناپسند ديد و فروتنى و تواضع را بر آنان پسنديد. پس پيامبران از روى تواضع گونه هاى خود را بر زمين چسبانيدند و چهره هاى خود را به خاك ماليدند و در برابر مومنان فروتنى نمودند و خود مردمانى مستضعف بودند.
به گفته شاعر عرب :
تواضع تكن كالنجم راح لناظرعلى صفحات الماء و هو رفيع ولاتك كالدخان يعلو بنفسه على طبقات الجو و هو وضيع ٨
تواضع كن تا همچون ستاره در چشم بيننده بر صفحه آب باشى ولى بلند جايگاه . دود مباش كه خود را به بالا مى كشد ولى پست و پايين است .
يكى قطره باران زابرى چكيدخجل شد چو پهناى دريا بديدكه جايى كه درياست من كيستم گراو هست حقا كه من نيستمچو خود را به چشم حقارت بديدصدف در كنارش به جان پروريد سپهرش به جايى رسانيد كاركه شد نامور لولو شاهوار بلندى ازاو يافت كو پست شددر نيستى كوفت تا هست شد
جايگاه تواضع در قرآن
واژه[ تواضع] در قرآن مجيد نيامده است ولى خداوند با تعبيرهاى لطيف و جالب ديگرى مردمان را به اين فضيلت فرا خوانده است . خطاب به پيامبراكرم (ص ) مى فرمايد:
واخفض جناحك للمومنين . ٩
بال و پر خود را براى مومنان فرود بياور.
جناح به معناى بال و پر و[ خفض] ضد[ رفع] است .
پرندگان هنگامى كه مى خواهند فرود آيند بالهاى خود را جمع مى كنند و پايين مى آورند آن گاه كه مى خواهنداوج بگيرند بالهاى خود را باز مى كنند. در مجموع [ خفض جناح] نهايت تواضع و فروتنى را از سر مهر و محبت مى رساند.
در آيه فوق خداوند به رسول اكرم (ص ) كه مربى و معلم مومنان است دستور تواضع و فروتنى مى دهد تا همه كسانى كه در مقام رهبرى و هدايت مردم قرار گرفته اند خود را بااين خصلت پايسته بيارايند.
همچنين خداوند درباره تواضع واحترام نسبت به والدين با همين واژه (خفض جناح ) خطاب مى فرمايد:
واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا . ١٠
در برابر پدر و مادر از روى مهربانى و لطف بالهاى خويش را فرودآور و بگو: پروردگارا همان گونه كه آنان مرا در كوچكى تربيت كردند مشمول رحمتشان قرار بده .
آيه ديگرى كه مومنان بويژه رهبران و مسؤولان را به تواضع و فروتنى فرا مى خواند با تعبير زيباى[ لين] بيان شده است :
فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت فطاغليظالقلب لا نفضوا من حولك . ١١
به سبب رحمت خداونداست كه تو پيامبر چنين خوشخوى و فروتن هستى . اگر
تندخو و سخت دل بودى از گرد تو پراكنده مى شدند.
آيات قرآن هندسه اخلاقى انسان مسلمان را به بهترين وجه ترسيم نموده وازاين رهگذر همگان را به سوى ارزشهاى و زيبنده دعوت مى كند. در آيه ديگر در توصيف بندگان شايسته خداوند چنين مى خوانيم :
و عبادالرحمن الذين يمشون على الارض هونا واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما . ١٢
بندگان شايسته خداى بخشايشگر كسانى هستند كه با آرامش و تواضع بر زمين راه مى روند و هنگامى كه جاهلان آنان را مخاطب مى سازند به آنان سلام مى گويند.
در مقابل در قرآن به شدت از تكبر مذمت شده است . به عنوان نمونه :
١٣. ولا تمش فى الارض مرحاانك لن تخرق الارض ولن تبلغ الجبال طولا .
در روى زمين با تكبر و غرور گام برمدار چرا كه نمى توانى زمين را بشكافى و طول قامتت هرگز به كوهها نمى رسد! كوههاى با آن عظمت در برابر عظمت خدا همچون پركاهى هستند معلق در هوا كه بدون اراده به اين سو و آن سو مى روند.
لمقان حكيم به فرزندش توصيه مى كند:
ولا تضعر خدك للناس ولا تمش فى الارض مرحاان الله لا يحب كل مختال فخور . ١٤
پسرم !از مردم روى مگردان و متكبرانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر مغرورى را دوست ندارد.
[تعصر] به معناى روى برگرداندن از مردم است از روى تكبر براى خوار ساختن آنان . واضح است كه تواضع در راه رفتن به معناى سست و بى رمق حركت كردن نيست بلكه مراد رعايت حالت طبيعى است . در حالات رسولخدا نوشته اند:
قد كان يتكفا فى مشيه كانما يمشى فى صبب . ١٥
در حالى كه شتاب نداشت با سرعت و صلابت گام برمى داشت گويى از يك سرازيرى پائين مى رفت .
مفهوم تواضع
واژه تواضع از ريشه: [ وضع يوضع و ضاعه] دراصل به معناى افتادگى و فروتنى است .
به گفته اهل لغت :
الوضع ضدالرفع التواضع التذلل . ١٦
وضع ضد رفع و بلندى است و تواضع به معناى افتادگى و خاكسارى است .
[تواضع الرجل] خود را هم ترازاو كرد فروتنى كرد.
[تواضع الارض] ١٧ زمين از آنچه دراطرافش بود فروتر شد.
عالمان اخلاق تواضع را به معناى ناچيز شمردن نفس دانسته اند. در برابر خداوند به اطاعت ازاوامر و در برابر به رفتار فروتنانه و رعايت انصاف . مرحوم خواجه نصيرالدين طوسى مى نويسد:
تواضع آن بود كه خود را مزيتى نشمرد بر كسانى كه در جاه ازاو نازلتر باشند. ١٨
تعبيرهايى همچون :[ تواضع قبول حق است از حق براى حق] ١٩ [ تواضع بودن ذليل دلهاست براى داننده غيبها] ٢٠ و[ تواضع عبارت است از نرمى و آرامش و مهربانى] ٢١ در آثاراخلاقى و عرفانى به چشم مى خورد و همه بيانگراظهار كوچكى افتادگى خاكسارى و فروتنى در برابر خدا و خلق است . در روايتى امام صادق عليه السلام با نشان دادن چند مصداق براى تواضع همين معنى را بيان فرموده است :
سئل عن الصادق ( ع ) عن التواضع فقال : هوان ترضى من المجلس بدون شرفك وان تسلم على من لقيت وان تترك المراء وان كنت محقا . ٢٢
ازامام صادق ( ع ) سئوال تواضع چيست ؟
فرمود: به پائين نشستن در مجلس راضى باشى و به هر كه رسيدى سلام كنى واز مجادله بپرهيزى گرچه حق با تو باشد.
تواضع دراصطلاح عالمان اخلاق و عارفان بيدار دل معنايى وسيع تر و فراترازاين موارد دارد مرحوم عزالدين محمود كاشى مى نويسد:
تواضع وضع نفس خود با حق است در مقام عبوديت و با خلق در مقام انصاف . كه در قسم اول به انقياد اوامر و نواهى بود يه به قبول تجليات صفات يا فناء وجود در تجلى ذات . كه انقياداوامر و نواهى تواضع مبتذيان است و قبول تجلى ذات در روح با فناء وجود خود در وجود مطلق تواضعع منتهى نيست . و قسم دوم كه وضع نفس در مقام انصاف باشد با خلق يا به قبول حق بود يا به رعايت حقوق يا بترك ترفع و توقع حكم . ٢٣
با توجه به آنچه گفتيم تواضع در مقامهاى مختلف فرق مى كند. تواضع در مقابل خداونذد و فرمانبردارى ازاو تواضع در برابر مردم و همنوعان .اما در همه آنها به معناى افتادگى و فروتنى است . تواضع نه اين كه فرد براى خود هيچ گونه مزيت و فضيلتى نبيند. ممكن نيست كه صاحب هنر دانش و داناى به فنى خويش را را در آن دانش و هنر از فردى كه بى بهره از آنهاست و هيچ نمى داند برتر نبيند بلكه تواضع عدم فخر به علم مال جاه زهد و تقوى قدرت زيبائى فرزندان قوم و قبيله و بالاخره رنگ و نژاد است.
حد و مرز تواضع
در كتب اخلاق هنگامى كه جايگاه صفات شايسته و ناپسند را بيان مى كنند مى گويند: بله تكبر و خودبرزگ بينى مذموم و ناپسنداست اما ذلت و خود را بى مقدارانگاشتن نيز ناشايست و نكوهيده است . براين اساس انسان نبايد خويش را بزرگ بشمارد و توقع احترام و بزرگ شمردن خويش رااز ديگران داشته باشد و يا خود را حقير و بى مقدار سازد بلكه بايد با مردم مهربان و فروتن باشد حقوق آنان را پاس بدارد و از پذيرش حق دريغ نورزد و در عين حال شخصيت خود را نيز حفظ كند تا به
ورطه ذلت نيفتد. براى شناخت مرز تواضع يادآورى نكات ذيل ضرورى است :
تواضع و ذلت
واژه تواضع نيز همچون بسيارى از مفاهيم اخلاقى از تفسيرهاى انحرافى مصون نمانده است تا آن جا كه در محاورات مردم و حتى برخى از نوشته ها و آثار منتشره تواضع را به ذلت و سكوت در برابر ظلم و تعدى ظالمان معنى كرده اند از باب نمونه :
واماالتواضع فاحتمال الاذى من كل احد . ٢٤
تواضع و ذلت تواضع تحمل آزار واذيت است از هر كسى !
دراسلام ازاين گونه تواضع ذلت آفرين نهى شده است . دراين مكتب تواضعى مطلوب و شايسته است كه برخاسته از آگاهى قدرت واحترام باشد.
تواضع اظهار كوچكى است در عين صلابت و عزت .
اميرالمومنين ( ع ) در ويژگى مومنان مى فرمايد:
...سهل الخليقه لين العريكه نفسه اصلب من الصلد و هواذل من العبد . ٢٥
مومن خويى آرام دارد به نرمى راه مى پويد. نفس او سختراز سنگ خاراست . و خود خوارتراز عبد.
قرآن مجيد نيز براين نكته تاكيد دارد كه همواره مومنان بايد در برابر يكديگر فروتن و مهربان باشند و در مقابل دشمنان و كافران سرسخت و پرقدرت :
اذله على المومنين اعزه على الكافرين . ٢٦
به عبارت ديگر ذلت دو گونه است :
١. ذلت نفس .اين نوع از ذلت داراى ارزش و پسنديده است زيرا فرد براى رسيدن به كمالات كه نفش سركش مانع آن است خوارى را بر نفس خويش تحميل كرده است .
٢. ذلت در برابر ديگران .اين گونه ذلت مذموم و مورد نكوهش است . راغب
اصفهانى مى نويسد:
والذل متى كان من جهه الانسان نفسه لنفسه فمحمود . ٢٧ .
ذلت و خوارى اگر به معناى ذلت و خوارى نفس از ناحيه خودانسان باشد پسنديده است .
به همين معنى اشاره مى كند رسول اكرم (ص ) آن جا كه مى فرمايد:
طوبى لمن تواضع لله تعالى فى غير منقصه واذل نفسه فى غير مسكنه . ٢٨
خوشا به حال كسانى كه فروتنى و تواضع كنند براى خداوند تعالى بدون پستى و كاستى و نفس خويش را در عين قدرت و توانايى به خوارى وا دارند.
با نگاهى به سيره و روش پيشوايان دينى در مى يابيم كه آنان از هرگونه رفتار و عملى كه نشانه ذلت و تحقير شخصيت انسان باشد به شدت منع نموده و با آن برخورد كرده اند. درباره اميرالمومنين ( ع ) نوشته اند: آن گاه كه زمام جامعه اسلامى را به دست گرفت بخشنامه اى صادر كرده و در آن چنين فرمود:
[ اى مردم !از هرگونه رفتار ناپسند و مذلت بار كه شخصيت شما را پست سازد پرهيز كنيد].
و فرمود:
[ از بوسه بر خاك و غير آن وافتادن در پاى ركاب و مانند آن كه از رفتار مشركين است وازاخلاق جباران ستمكاران و متكبرين به شمار مى آيد پرهيز كنيد]. ٢٩
تواضع و حلم
براى روشنتر شدن معنى و حقيقت تواضع به مفهوم و معناى حلم نيز اشاره مى كنيم و فرق آن دو را يادآور مى شويم . گفتيم كه : تواضع حالت نفسانى است كه در عمل افتادگى وانكسار آدمى را به نمايش مى گذارد. اين حالت اگر در درون روح و نفس انسانى رسوخ يافت و ملكه شد در همه حال و در برابر همگان جلوه مى كند.
اما حلم غالبا در جايى به كار مى رود كه عملى نابجا و نامناسب از شخصى سر بزند وانسان در برابر آن عمل عكس العمل منطقى و عاقلانه اى از خود بروز دهد واز كنار آن با تدبير و درايت بزرگوارانه بگذرد. دراين صورت با لجام حلمش افراد چموش و سركش را رام خواهد ساخت .
به فرموده على ( ع :
الحلم فدام السفيه ٣٠ .
حلم دهان بند سفيهان است .
و در جاى ديگر مى فرمايد:
حلم و بردبارى قوم و عشيره است .
بنابراين حلم به آن عملى اطلاق مى شود كه از شخص عاقل و مدبر در مقابل برخورد ناشايست افراد نادان و بى منطق انجام گيرد.اين حالت از كسى صادر مى شود كه داراى روح بزرگ و همت والا باشد. اميرالمومنين ( ع ) مى فرمايد:
الحلم والاناه توامان ينتجهما علوالهمه ٣٢ .
بردبارى و خونسردى در برابر حوادث از يك شكم افتادند و هر دواز همت بلند زادند.
واما تواضع رفتار فروتنانه اى است كه بدون عمل و رفتارى از طرف متقابل ازانسان سر مى زند. گر چه گاهى به عكس العمل در برابر عمل نام معقول و ناپسند نيز تواضع اطلاق مى شود.
تواضع و تملق
از آنچه در معناى تواضع گفته شد نبايداينگونه برداشت شود كه هرگونه كوچكى را شامل مى شود. بلكه اگراظهار كوچكى به اين حد برسد كه انسان به طمع نان و نام و يا آرزوهاى نفسانى ديگر دست به گفتار و رفتارى بزند كه شائبه تملق و تمجيد
و نابجا و مدح قدرتمندان و زراندوزان داشته باشد بى شك از نظراسلام مذموم و ناپسنداست .
پيامبراسلام (ص ) مى فرمايد:
احثوالتراب ى وجوه المداحين . ٣٣
به صورت ستايشگران چاپلوس خاك بپاشيد.
يا:
الا لاتماد حوا واذارايتم المداحين فاحثوا فى وجوههم التراب . ٣٤
هان !از ستايشگران و تملق گويان مباشيد و هرگاه مدح كنندگان را يافتيد به چهره هايشان خاك بريزيد.
بنابراين بين تواضع و تملق تفاوت بسياراست چرا كه تواضع حكايت از رفعت مقام و عظمت روح آدمى دارد و چابلوسى و تملق گوياى روح پست ضعيف و آلوده به دنيا و مظاهر فريبنده آن است .
تواضع مذموم
اكنون كه مفهوم و حقيقت تواضع را به گونه گذرا مورد بررسى قرارداديم و رابطه آن را به خصلتهايى همچون : ذلت حلم و تملق بيان داشتيم و دانستيم كه تواضع به معناى صحيح آن عزت آفرين و حركت زاست اين نكته را نيز يادآور مى شويم كه سفارش تاكيد بر تواضع و فروتنى بدان معنا نيست كه تواضع در همه جا و با همه كس مورد تاييد و تشويق اسلام است بلكه در مواردى به شدت از آن نهى و مذمت شده است از جمله :
١. تواضع در برابر متكبران
در منابع دينى از فروتنى در برابر فردى كه خود را بزرگ مى پندارد و به ديگران به
ديده تحقير مى نگرد منع و نهى شده است زيرا اين گونه تواضع موجب پستى و ذلت مسلمان است علاوه تواضع در برابرانسان خودبين و متكبر چه بسا عامل افزايش حالت تكبراو مى گردد و چنين گمان مى كند كه واقعا نيز بزرگ و برتر و لايق تكريم و احترام ديگران است . آنگهى خوددارى از فروتنى در برابر متكبر موجب آن مى گردد كه وى به خود آيد و متنبه شود و دست از كارهاى ناپسندش بردارد واز بند اسارت نفس رهايى يابدازاين روى نه تنها در برابر چنين انسانى نبايد تواضع كرد بلكه يكى از مواردى كه تكبر براى مومنان جايز و روا شمرده شده است تكبر در برابر با متكبران است . پيامبر اكرم (ص ) :مى فرمايد
اذا رايتم المتواضعين من امتى فتواضعوالهم رايتم المتكبرين فتكبروا عليم فان ذالك لهم مذله و صغار . ٣٥
آن گاه كه به انسانهاى مومن متواضع برخورديد با آنان تواضع كنيد ولى اگر به انسانهاى متكبر برخورد نموديد با آنان تكبر ورزيد. زيرااين روش براى آنان خوارى و حقارت مى آورد.
٢. تواضع در برابر كافران
كافرانسانى است حق ناپذير كه با دست خود وجدان وانديشه اش رااز نور حقيقت مرحوم ساخته و در تاريكى جهل و غفلت به سر مى برد.اواز رحمت و عزت الهى به دوراست زيرا عزت از آن خدا و پيامبر و مومنان است :
ولله العزه ولرسوله وللمومنين ٣٦ .
ازاين روى از هر كارى كه مايه عزت ظاهرى و موجب تقويت كافران گردد بايد پرهيز شود.از جمله امورى كه ممكن است به كافران و دشمنان خدا عزت ظاهرى واحساس بزرگى و كرامت دهد فروتنى مومنان در برابر آنان است .
از وظايف اصلى مومنان راستين اظهار مودت با دوستان خدا واظهار تبرى و
بيزارى با كافران است .البته پر واضح است كه فروتنى و تواضع در برابر كفار اگر صرفااز نقطه نظرانسانيت به منظور جذب و هدايت و تاليف قلوب آنان باشد كارى است شايسته و چه بسا موجب هدايت آنان گردد و دلهايشان نسبت به مومنان رام گردد.
٣.تواضع با فاسقان و ظالمان
از مواردى كه تواضع در آن مورد نهى قرار گرفته است فروتنى در برابر گنهكار و ستمگراست .اظهار محبت واحترام و برخورد مسالمت آميز و متواضعانه بااين گونه انسانها موجب جرات و جسارت بيشتر آنان به گناه و فسادشان مى گردد. آنان اين گونه برخوردهاى انسانى را مهر تاييد بر افعال ناپسند و نارواى خويش مى گيرند.ازاين روى اسلام پيروان خويش رااز تواضع در برابر فاسقان و ظالمان برحذر داشته است : .
امرنا رسول الله (ص ) ان نلقى اهل المعاصى بوجوه مكفهره ٣٧ .
على ( ع ) مى فرمايد: پيامبر(ص ) به ما دستور داد كه با گناهكاران با چهره گرفته و درهم كشيده برخورد نماييم .
بدينسان مى يابيم كه هرگونه گشاده رويى و رفتارى كه به معصيت كاران و فاسقان ميدان بدهد و آنان را در گناه و فسقشان تثبيت و يا تشويق نمايداز نظراسلام محكوم و مردود شمرده شده است .
٤. تواضع با ثروتمندان و قدرتمندان
تواضع در برابرانسانهاى مومن و دين باور يك ارزش و وظيفه انسانى واخلاقى است .اين تواضع آن گاه ارزشمند خواهد بود كه باانگيزه ايمان و پاكى مومنان انجام بگيرد واگرانگيزه هايى همچون : مقام مال ثروت و قدرت اجتماعى موجب اين
فروتنى گردد نه تنها بارارزشى نخواهد داشت كه خود يك عمل ضدارزش و ناپسند به شمار خواهد آمد.از اين روى در روايات اسلامى از تواضعى كه براساس معيارها وارزشهاى مادى افراد صورت گيرد مذمت شده است . على ( ع ) مى فرمايد:
من اتى عنيا فتواضع له لغناه ذهب ثلثادينه ٣٨ .
كسى كه بر ثروتمندى وارد شود و براى دارايى اش در برابر وى تواضع كند خداوند دو سوم دينش را مى برد.
دين باوران غيرتمند هرگز به صاحبان زر و زور و فرومايگان سست عقيده چشم طمع نمى دوزند و به خاطر رسيدن به مال و مقام : (حطام دنيا) واحيانا جلب مريد و پيرو فروتنى و كرنش نمى كنند واز سر عجز و مسكنت در برابر آنان با لكنت و تانى سخن نمى گويند در سخنان پيشوايان دينى آمده است :
[مالى كه بااظهار ذلت و پستى به دست آيد خداوند خير و بركت را از آن مى گيرد و آن مال در رفع نيازمنديها كارساز نمى تواند بود و دين و دنياى او را تباه مى سازد و در قيامت با قارون زراندوز محشور و به آتش افكنده مى شوند] ٣٩ .
تواضع رهبران ودولتمردان
تواضع صفتى است كه از همگان زيبنده است ولى براى رهبران و كسانى كه زمام امور زندگى و دينى مردم را به عهده دارند زيبنده تر و لازم تر است . روشن است كه مقام و موقعيت اجتماعى زمينه اى است براى ايجاد حالت برترى بر ديگران واگراين آفت مهار نگردد زيانهاى مهلكى به جامعه و مردم وارد خواهد ساخت .
هدايتگران و مبلغان دين پيامشان آن گاه موثر خواهد بود كه از حالت تفرعن و خود برتربينى به دور باشند و همچون درخت پربار و برگ سايه گسترى و ثمره دهى داشته باشند آن هم نه بر فرد و گروه خاص كه بر همگان .
در منابع دينى به اين مهم عنايت فراوان شده و همواره از رهبران و
خدمتگزاران فكرى اجتماعى و سياسى مردم خواسته شده كه فروتن و متواضع باشند. قرآن مجيد خطاب به پيامبراكرم (ص ) مى فرمايد:
وانذر عشيرتك الاقربين واخفض جناحك لمن اتبعك من المومنين ٤٠
خويشاوندان نزديكت راانذار كن و بال و پر خويش را براى مومنانى كه از تو پيروى مى كنند بگستر و پائين بياور.
همچون پرندگان كه جوجه هاى خود را در زير بال مى گيرند و آن صحنه هيجان انگيز و عاطفى را به وجود مى آورند رهبران و دولتمردان بايد در برابر همه مخصوصا در مقابل مستضعفان و مستمندان افتادگى و فروتنى نمايند و به آنان كه دستشان از مال دنيا تهى است مهر و عطوفت نمايند.
قرآن مجيد به پيامبراكرم (ص ) هشدار مى دهد كه مبادا در برابر ثروتمندان متنعم و به خاطر دارا بودن و برخوردارى از نعمتهاى مادى و فروتنى كنى :
ولاتمدن عينيك الى ما متعنابه ازواجا منهم و لاتحزن عليهم واخفض جناحك للمومنين . ٤١
هرگز چشم خود را به نعمتهاى مادى كه به گروههايى از آنان داديم ميفكن و به خاطر آنچه آنان دارند غمگين مباش . بال و پرخويش را براى مومنان بگستر.
واضح است كه فرمان به فروتنى در برابر مردم بويژه مستضعفان و مستمندان و كوخ نشينان منحصر به شخص پيامبراسلام بلكه هر كسى كه در شعاع وسيع يا محدود وظيفه خطير رهبرى را بر دوش دارد اين اصل را كه ازاساسى ترين اصول مديريت صحيح است بايد به كار بندند چرا كه سرمايه بزرگ يك رهبر محبت و پيوند عاطفى پيروانش بااوست واين بدون تواضع حاصل نمى شود. هميشه خشونت و تكبر رهبران عامل مهم پراكندگى مردم از گرد آنها بوده و هست .ازاين روى دراسلام سفارش شده كه مسؤولان با مردم محشور باشند و حتى مقدارى ازاوقات خود را وقف ديدار مردم و شنيدن انتقادها و مشكلات واحيانا پيشنهادات آنان نمايند.اميرالمومنين
در عهدنامه مالك اشتر چنين مى فرمايد:
وتجلس لهم مجلسا عاما فتتواضع فيه لله الذى خلقك و تقعد عنهم جندك واعوانك من احراسك و شرطك حتى يكلمك متكلمهم غير متعتع . ٤٢
در مجلسى عمومى بنشين و در آن مجلس برابر خدايى كه تو را آفريد فروتن باش و سپاهيان و يارانت را كه نگهبانان و پاسبان تو هستند از آنان بازدار تا سخنگوى آن مردم بدون لكنت در زبان با تو گفتگو كند.
در جاى ديگر حضرت به پيامد ناگوار جدايى مسؤولين از مردم اشاره نموده و مى فرمايد:
واما بعد فلاتطولن احتجابك عن رعيتك فان احتجاب الولاه عن الرعيه شعبه من الضيق و قله علم بالامور. ٤٣
پس ازاين زياد خود رااز رعيت پنهان نساز كه پنهان شدن واليان از مردم نمونه است از تنگخويى و كم اطلاعى در كارها.
اگر زمامداران و دست اندركاران مسايل قانونى قضايى واجرايى اين فرامين را سرلوحه كار خويش قرار دهند چهره حكومت علوى رخ مى نمايد و آثار سوء حكام جور و ظلم رخت بر مى بندد. شايسته است دولتمردان در حكومت اسلامى مظهر لطف و كانون مهر باشند و با كمال تواضع و فروتنى در خدمت مردم گام بردارند و همواره اين دستوراميرالمومنين را فرا راه خود قرار دهند:
فاخفض لهم جناحك والن لهم جانبك وابسط لهم وجهك واسس بينهم فى اللخطه والنظره . ٤٤
بالهاى خود را براى آنان رعيت فرود آر و در برابر آنان تواضع و نرمش كن . چهره خود را گشاده دار و ميان آنان حتى در نگاه كردن هم مساوات كن !
از بدترين حالات مديران و دولتمردان ميدان دادن به افراد چاپلوس و چرب زبان است . بى شك اين خصلت يك حالت طاغوتى و مغرورانه است كه با روح حاكم بر
فرهنگ اسلامى ناسازگاراست على ( ع ) آن گاه كه به حكومت رسيد دراوج قدرت و قوت متواضعانه به مردم اعلام كرد:
...وان من اسخف حالات الولاه عند صالح الناس ان يظن بهم حب الفخر و يوضع امرهم على الكبر و قد كرهت ان يكون جال فى ظنكم انى احب الاطراء واستماع الثناء ولست بحمدالله كذلك ولوكنت احب ان يقال ذلك لتركته انحطاطا لله سبحانه عن تناول ما هوا حق به من العظمه والكبرياء و ربمااستحلى الناس الثناء بعدالبلاء فلاتثنوا على بجميل ثناد لاخراجى نفسى الى الله واليكم من التقيه فى حقوق افرغ من ادائها و فرائض لابد من امضائها. فلا تكلمونى بما تكلم به الجبابره٤٥ .
بدترين حالات زمامداران در پيشگاه صالحان اين است كه گمان برده شود آنان فريفته تفاخر گشته و كارشان شكل برترى جوئى به خود گرفته است من ازاين ناراحتم كه حتى در ذهن شما جولان كند كه مدح و ستايش را دوست دارم از شنيدن آن لذت مى برم سپاس خدا را كه من چنين نيستم . واگر دوست هم مى داشتم به خاطر فروتنى در پيشگاه خداى سبحان كه از همه كس به ثنا و ستايش سزاوارتراست آن را وا مى نهادم . گاهى هست كه مردم ستودن افراد را به خاطر مجاهدها و تلاشهايشان لازم مى شمارند ليكن مرا با سخنان جالب نستاييد تااز عهده حقوقى كه مانده است برآيم و واجبها را كه برگردنم باقى است ادا نمايم . پس با من چنانكه با سركشان و ستمگران سخن گويند سخن مگوئيد و آنچنان كه در پيشگاه حكام جبار و خشمگين خود را جمع و جور مى كنيد در حضور من نباشيد و به گونه تصنعى (و منافقانه ) با من رفتار نكنيد
امام راحل رضوان الله تعالى عليه به صاحب منصبان رهنمود مى داد:
[ هر چه صاحب منصب ارشد باشد بايد بيشتر خدمتگزار باشد. مردم بفهمند كه هر درجه اى كه بالا مى رود با مردم متواضعتر مى شود].
او كه خود محبوب دلها بود و رهبريش به رهبرى زينت وارزش داد با كمال
تواضع و فروتنى خود را[ خدمتگزار] مى نمايد دست و بازورى رزمندگان را مى بوسيد مردم را[ ولى نعمت] خود مى دانست و بارهاى بار اين حقيقت را بر زبان آورد:
[ اين جانب كه يك نفراز خدمتگزاران علماى اعلام و ملت اسلام هستم در موقع خطير و براى مصالح بزرگ اسلامى حاضرم براى كوچكترين افراد تواضع و كوچكى كنم تا چه رسد با علماى اعلام و مراجع عظام]. ٤٧
به اين اميد كه رهبران دينى و دولتمردان جمهورى اسلامى همواره اين چنين باشند و گفتار و رفتارامام امت (ره ) را كه برخاسته از فرهنگ اسلام ناب محمداست سرمشق گرفتار و كردار خود سازند.
ادامه دارد
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١. نهج البلاغه خطبه .١٩٢.
٢. وسايل الشيعه ج ١١.٣٠١ ح ١٧.
٣. منيه المريد ٨٢ آداب تعليم و تعلم دراسلام حجتى .٢٦١.
٤. المحجه البيضاء ج ٦.٢٢٢.
٥. جامع السعادات ج ١.٣٦٢.
٦. تفسير نمونه ج ١٤٩٩١٥.
٧. نهج البلاغه خطبه .١٩٢.
٨. الترغيب والترهيب ج ٣.٥٥٨.
٩. سوره حجر آيه ٨٨.
١٠. سوره اسراء آيه ٢٤.
١١. سوره آل عمران آيه ١٥٩.
١٢. سوره فرقان آيه ٦٣. ١٣. سوره اسراء آيه ٣٧.
١٤. سوره لقمان آيه ١٨.
١٥. تفسير روح المعانى ج ١٩.١٤٤ ذيل آيه ٦٣ سوره فرقان .
١٦. العين ج ٢.١٩٦.
١٧. فرهنگ لاروس .
١٨. اخلاق ناصرى ١٣٣.
١٩. و٢٠و٢١فرهنگ معارف اسلامى سجادى ج ١.٥٩٩.
٢٢. بحارالانوار ج ٢٧٧.٧٧ ميزان الحكمه ج ١٠.٥٠٤.
٢٣. پرتو عرفان .٣١٣ به نقل از :مصباح الهدايه .٣٥١.
٢٤. اخلاق محتشمى ٢٩٠.
٢٥. نهج البلاغه حكمت ٣٣.
٢٦. سوره مائده آيه ٥٤.
٢٧. مفردات راغب ماده ذل .
٢٨. بحارالانوار ج ٩٠.٧٧ ميزان الحكمه ج ١٠.٥٠٥.
٢٩. اخلاق محتشمى ٢٩٠.
٣٠. نهج البلاغه حكمت ٢١١.
٣١. همان مدرك حكمت ٤١٨.
٣٢. همان مدرك ٤٦٠. ٣٣. نهج الفصاحه ١٦.
٣٤. جامع السعادات ٢.٣٦٧.
٣٥. جامع السعادات ١.٣٦٣.
٣٦. سوره منافقين آيه ٨.
٣٨. وسايل الشيعه ج ١١.٤١٣.
٣٨. نهج البلاغه حكمت ١٨٧ الحياه ج ٣.٣٤٧.
٣٩. الحياه ج ٣.٣٤٧.
٤٠. سوره شعراء آيه ٢١٥.
٤١. سوره حجر آيه ٨٨.
٤٢. و٤٣ همان مدرك .
٤٤. همان مدرك نامه ٢٧.
٤٥. همان مدرك خطبه ٢١٦.
٤٦. صحيفه نور ج /٠٦/٧
٤٧. مجله پاسداراسلام شماره ١٠٢.