نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢
در حاشيه خاطرات
در خاطراتى كه اينجانب در مجله حوزه طى چند شماره منتشر مى گرديد درباره مقدمه كتاب :[ جامع احاديث الشيعه فى احكام الشريعه] مطلبى آمده بود كه باعث رنجش خاطر خطير حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى شيخ اسماعيل ملايرى معزى گرديده بود و معظم له در همان مجله درانتقداز آن مطالبى مرقوم داشته بودند.
من هرگزمايل نبوده و نيستم كه خداى نكرده موجبات ناراحتى ايشان را با دنبال كردن اين مطلب فراهم كنم . ولى برخى از دوستان توصيه كردند كه براى روشن شدن اذهان و نيز رفع كدورت از جناب آقاى معزى چند كلمه بنويسم .اما پيش از آن چند نكته را يادآور مى شوم :
نكته اول :اين خاطرات را حدود سه يال پيش ازاين هياتى از طرف مجله حوزه در جلسات متوالى ضبط كردند و بعدا به سلقه خود آنها را منظم نموده و به صورت سئوال و جواب و مصاحبه درآوردند گرچه در تصل مطالب (جز چند مورد غلط چاپى ) تغيير چندانى نداده اند ولى در نظم و توالى آنها تغيير كلى رخ داده بخصوص در نام اشخاص القاب و عناوين مرسوم از قبيل : آيه الله حجه الاسلام جناب آقاى وامثال اينها كه غالبا حذف كرده اند.
البته قبل از چاپ من مرورى بر آنها كرده و چيزهائى را حذف يا تغيير داده ام امتا ديگر لحن سخن و نظم مطالب كه مدتى ازالقاى كنها گذشته بود قابل تغيير نبوده و يااز نظر دور مانده است از جمله در مورد جناب آقاى معزى تعبيرات موافق ميل من نيست وازاين بابت ازايشان معذرت مى خواهم و نيزاز ديگر كسانى كه نامشان بدون عناوين واحترامات معمولى
آمده است .
نكته دوم : سرور معظم آقاى معزى در مواجهه با مخلص با همان شدت وحدت سخن گفته اند كه در حدود ٣٥ سال پيش ازاين كه هر دو جوان بوديم در جلسات حديث و در خلال بحثهاى داغ فراوانى كه اتفاق مى افتاد با مخاطبين خود واز همه بيشتر بااين ضعيف داشتند كه گاهى به انسان ترس دست مى داد و صحنه را خالى مى كرد. بحمدالله گذشت زمان طولانى از قدرت و توان ايشان نكاسته و همچنان جوان مانده اند به طورى كه همان چند كلمه قدردانى بنده رااز چاپ اين اثر نفيس توسطايشان در نوشته خودلا نياوده اند.
نكته سوم : در تاليفات اين كتاب عظيم بيش از بيست تن از فضلاى آن هنگام و علما يا مراجع كنونى بااختلاف در ككيت و كيفيت كار دخالت داشتند.اما براى حق شناسى لازم است دانسته شود كه اين افراد بجز دراوائل كار انفرادى وا در دسته هاى متعدد اشتغال داشتند. بعدا همه در يك جلسه دور هم جمع مى شدند. و سرانجام چند سال در دو لجنه گرد آمدند و كتابهاى فقهى بين آن دو لجنه تقسيم شده بود:
يك لجنه كه بيشتر افراد از جمله بنده در آن شركت داشتيم و در اطاق بيرونى حضرت آيه الله بروجردى منعقد مى گرديد عضو ثابت و در حقيقت ناظر و ناظم آن عالم متقى و متتبع آقاى حاج شيخ على پناه اشتهاردى بودند كه پيش از همه مى آمدند و بعداو همه مى رفتند و هيچ گاه غيبت نداشتند. من همواره پايدارى و صبر و مقاومت توام با اخلاص ايشان را به خاطر داشته و آن را تحسين مى كردم .
لجنه ديگر كه زير نظر جناب آقاى معزى بود غالبا در جاى ديگر تشكيل مى گرديد. ايشان نيزانصافا در مقاومت و خستگى ناپذيرى و عشق به كار آيتى بودند و همان طور كه مى دانيم چاپ اين اثر نفيس و تجديد نظر و رفع نواقص آن طى ساليان متمادى كه ازاصل تاليفات كتاب آسان تر نيست مستقيما زيرنظرايشان است و حتى بخش سنن و آداب كه به امر مرحوم آيه الله بروجردى ازاصل كتاب جدا شد و در آن هنگام تاليف نگرديده بود گويا توسطايشان صورت گرفته است و مكمل كتاب خواهد بود.
اگر معظم به اين زحمت طاقت فرساى چندى ساله را كه هنوزادامه دارد به عهده نمى گرفتند معلوم نبود سرنوشتت اين كتاب مهم كه آيه الله بروجردى بارهااز آن به عنوان نتيجه عمر خود ياد مى كرد چه مى شدو خداوند آقاژ معزى را سلامت و موفق بدارد تا كار را ب پايان برسانند و زحمات آن مرجع بزرگ و حضرات مولفين رااحياء كنند.
واينك اصل مطلب : خلاصه آنچه من و آقاى معزى نوسته بوديم چنين است :
من گفته بودم مقدمه كتاب به قلم من و مورد نظر آيه الله بروجردى بوده و پس از رحلت ايشان كه من در مشهد بودم جناب آقاى معزى پيغام دادند كه مى خواهيم كتاب را چاپ كنيم مقدمه را بفرستيد و من فرستادم و آن مقدمه با تغييراتى به نام ديگرى چاپ شد وازاين عمل گله كرده بودم .
اماايشان مرقوم داشته اند:
[كتاب طهارت در حيات آيه الله بروجردى چاپ شده وايشان اطلاعى از آن مقدمه ندارند و من از چنين تقاضايى نكرده اند.اما ضمنااعتراف كرده اند كه من
مقدمه اى را نوشته و به نظر آيه الله رسانيده ام . بعدا اضافه كرده اند كه : آيه الله فرموده اند: كتاب من چاپ نشود و مطالب ديگر كه ننوشته اند... من راجع به آنچه مبهمااضافه كرده انداطلاعى ندارم و چيزى عرض نمى كنم . و من كتابى غيراز آنچه در لجنه حديث تاليف شده ننوشته بودم].
سخن من دراين جا تنها راجع به مقدمه است . تقاضا دارم از خوانندگان كه جلداول[ جامع الاحاديث] چاپ سنگى در در قطع رحلى را باز كنند و همراه نوشته من پيش روند تا عرض بنده كاملا معلوم و فهميده شود بعدا قضاوت با خودشان است .
از صفحه ٢ تا٥ مقدمه اى حاوى اهميت حديث و تاريخ اجمالى حديث شيعه كمده كه قطعا پس از رحلت آيه الله تحرير شده است . در چند جاى آن به اين امر تصريح گرديده است .
از صفحه ٦تا٩ تحت عنوان:[ منهج الكتاب و ماخذه] مزاياى كتاب و مصادر آن آمده است .
آنچه موردادعاى من است همين دو بخش است كه با تغييراتى پس از رحلت آيه الله برجردى بازنويسى و چاپ شده است .
از صفحه ١٠ تا ٢١ فهرست جلداول كتاب است .او صفحه ٢٢ مقدمه اى به قلم آيه الله بروجردى و چند سطر نمونه خط وى تحت عنوان :[ مقدمه و جيزه فى بدوالحديث و سيره و فى حديث الثقلينن] چاپ شده و تا پايان صفحه ٢٨ادامه دارد. در آن جا چنين آمده : [ هذا آخر ماافاده الوالد الماجد قدس سره و سطر قلمه] .
آن گاه از صفحه ٢٩اين مقدمه پس از ذكر خلاصه كلام آيه الله با بحث درباره حديث ثقلين كه آن مرحوم قصد داشت راجع به آن مقدمه خود راادامه دهد ولى اجل مهلت نداده و ناتمام مانده تا پايان صفحه ٥٢ادامه دارد. بنابر آنچه در صفحه ٢٩آمده اين كار با شركت و هميارى جناب آقاى حاج شيخ اسماعيل معزى انجام گرفته است كه بحثى مستوفى راجع به طرق حديث ثقلين و نتايج حاصل از آن است و مرحوم آيه الله بروجردى چه در درس و چه در جلسات حديث بارها راجع به آن سخن مى گفت و معتقد بود مصلحت آن است كه به استناداين حديث ما روى مرجعيت علمى ائمه اهل بيت تكيه كنيم و سمت زمامدارى سياسى و خلافت آنان را كه فعلا مورد نياز نيست و مربوط به گذشته بوده مسكوت عنه بگذاريم . در خلال اى مقدمه هم به اين نكته اشاره شده است و من در خاطرات خوداز آيه الله بروجردى نكته اى را دراين خصوص ذكر كرده ام .
پس ازاين صفحه ١ متن كتاب جامع الاحاديث مده كه گويا قبل از تحرير مقدمه و احتمالا در حيات آيه الله چنانكه در خلال مقدمه اشاره شده و آقاى معزى هم نوشته اند كتاب و يا چاپ شده است و بعدا مقدمه را به آن افزوده اند لهذا شماره صفحات مسلسل نيست .
نتيجه اين كه : چاپ كتاب قبل از رحلت آيه الله منافات با تحرير مقدمه پس از فوت ايشان ندارد بلكه كن مقدمه بااستفاده از نوشته من واز مقدمه ناتمام آيه الله بروجردى قطعا پس از رحلت ايشان تحرير و چاپ شده است و نمى تواند ناقص عرض بنده باشدكه:[ پس از رحلت آيه الله مقدمه رااز من خواستند] و نيز علوم شد كه جناب آقاى معزى به نصر عبارت (ص ٢٩) در تاليف مقدمه پس از رحلت آيه الله شركت
داشته اند در حالى كه نوشته اند دخالت نداشته اند.
امااين كه بنده نام ايشا را در برده بودم جريان ازاين قرار بود:
پس از رحلت آيه الله كه حدودا شش هفت ماه پس از مراجعت من به مشهداتفاق افتاد شبى در حرم مطهر حضرت رضا عليه السلام محقق عاليقدر حضرت آقاى حاج شيد محمد باقرابطحى يكى از اعضاى لجنه حديث به نبده برخوردند و فرمودند: آقاى حاج شيخ اسماعيل ملايرى گفتند: مى خاهيم كتاب را چاپ كنيم آن مقدمه را عينا بدون رونويسى يا گرفتن فتوكپى از آن كه هنوز رسم نشده بود براى ايشان فرستادم و ديگراز آن خبرى نداشتم تااين كه آن را در مقدمه چاپ اول كتاب جامع الاحاديث به كيفيتى كه گفتن ملاحظه نمودم .
با همه اين احوال اگر جناب آقاى معزى چنانكه نوشته اند اواين جريان بى خبرند و در نوشتن مقدمه دخالت نداشته اند من ناچار هستم دل ايشان را به دست آورم و همه تقصيرها را گردن بگيرم . ولى عرضم اين است كه : با وجود نوشته هاى فراوان چاپ شده من دليلى براين ادعاى كذب وجود ندارد. و چه خوب بودازاول هم سكوت مى كردم واين سررا فاش نمى كردم .
در پايان يادآور مى شوم : راجع به امتيازات و خصوصيات اين كتاب عظيم سخن ناگفته زياداست كه دانستن آنها براى محققان مفيداست و من ان شاءالله در مقاله جداگانه و نيز در مقدمه كتابهاى رجال آيه الله بروجردى كه در مشهد مقدس به همت بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى با نظارت بنده در حال چاپ است آنها را يادآور خواهم شد.
والحمدلله اولا وآخرا
محمد واعظزاده خراسانى
يادآورى : روش ما در مصاحبه با بزرگان حوزه واساتيد گرانمايه بر اين است كه : پس ازانجام مصاحبه گفته هااز نوار پياده و به صورت فنى و جذاب تنظيم مى شود و آن گاه براى هر نوع اصلاح و تصرفى به مصاحبه شونده تحويل مى گردد. بعدازاين مرحله كه ضمناتاييد ويرايش و تنظيم مصاحبه نيز هست . مصاحبه چاپ و در دسترس علاقه مندان قرار مى گيرد.
البته مجله بااحترام خاصى كه براى همه بزرگان علم و دين قائل است .القاب وعناوين آنان را به طوراختصار مى آورد.
حوزه
مشكلات درسى طلاب را بررسى كنيد
حضور محترم برادران و دست اندركاران مجله حوزه
اميدواريم كه در راه خدمت به اسلام و مسلمين موفق باشيد.از آن جائى كه اين مجله گرامى با نام مقدس[ حوزه] منتشر مى شود و هدف آن ارشاد و راهنمايى طالبان دانش بخصوص طلاب و دانشجويان علوم دينى مى باشد بر آن شديم مطلبى را به عنوان پيشنهاد عرض نماييم :
درست است كه مصاحبه با علماى عظام و بزرگان حوزه هاى علوم دنى كارى است بسيار عالى و پرمحتوى ولى اگراين مصاحبه ها را كمتر نماييد و به جاى آن مشكلات درسى طلاب را در حوزه هاى علميه سراسر كشور بررسى كنيد خيلى بهتراست چون حوزه علميه تنها به قم مشهد واصفهان محدود نمى شود بلكه تمامى حوزه هاى علوم دينى سراسر كشور را شامل مى گردد و مجله حوزه به دست اكثر طلاب مشغول تحصيل در تمام حوزه هاى علميه با ساختمانهاى مجلل و نيروهاى كارآمد وجود دارد ولى به علت عدم برنامه ريزى صحيح مسئولين گروه عظيمى از طلاب نسبت به آينده خود نگرانند چرا كه حوزه علميه قم شرايطى براى ادامه تحصيل در آن حوزه قرار داده است كه بعضى از آن شرايط براى طلاب سنگين است واز طرف ديگر به علت نبوداستادان ماهر در سطوح عالى در حوزه هاى شهرستانها طلاب از رشد و كمال علمى باز مى مانند به اهداف پاك و عالى خود نايل نمى شوند. مسؤولانى كه تمام اقدامات خود را در جهت سرپرستى حوزه قم اختصاص داده اند بايد فكرى هم به وضع طلاب حوزه هاى علميهه ديگر شهرستانها بنمايند و زمينه اجراى رهنمودهاى شانزده گانه مقام معظم رهبرى حضرت آيه الله خامنه اى دام ظله العالى را در همه حوزه ها مهيا نمايند.
گروهى از طلاب حوزه علميه گناباد
با آرزوى موفقيت آن گرامى برادران در كسب مقامات عاليه معنوى و علمى . مجله حوزه ستونى را به معرفى مدارس و حوزه هاى علميه سراسر كشور اختصاص داده است . مسؤولان مدارس و علاقه مندان به حفظ ارزشهاى والاى حوزوى و علوم آل محمد(ص ) مى توانند پاسخهاى تفصيلى محورهاى كلى زيرا به آدرس مجله ارسال نمايند:
١. سابقه و قدمت حوزه علميه شهرستان .
٢. عالمانى كه از آن شهر در طول تاريخ آن حوزه برخاسته اند.
٣.مدارس علميه شهرستان با ذكر متوليان بانى برنامه ها موقوفات و مشخصات ديگر.
٤. تعداد طلبه هايى كه هم اكنون در آن حوزه مشغول تحصيل هستند. سطح دروس برنامه هاى درسى علومى كه تدريس مى شود و نواقص .
٥. شهداء اسراء مفقودين و جانبازان طلبه حوزه شهرستان .
٦.انتظارات و پيشنهادات در جهت بهبود پيشرفت و تكامل حوزه ها.
حوزه
امام خمينى (قدس سره) :
نكته مهمى كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن رااصل واساس سياست خود با بيگانگان قراردهيم اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كى و تا كجا ما را تحمل مى كنند و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزى جز عدل واز همه هويتها و ارزشهاى معنوى والهى مان نمى شناسند. به گفته قرآن كريم : هرگز دست او مقاتله و ستيز با مشا برنمى دارند مگر كه شما رااز دين تان برگردانند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيستها و آمريكا و شوروى در تعقيب مان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مكتبى مان را لكه دار نمايند. بعضى مغرضين ما را به اعمال سياسيت نفرت و كينه توزى در مجامع جهانى توصيف و مورد شماتت قرار مى دهند و با دلسوزيهاى بى مورد واعتراضهاى كودكانه مى گويند: جمهورى اسلامى سبب دشمنيها شده است واز چشم غرب و شرق و اياديشان افتاده است.
صحيفه نور ج ٢٠.٢٣٨