نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - حوزه در نگاه حوزويان

حوزه در نگاه حوزويان


حوزه در نگاه حوزويان
امام خمينى[ قدس سره]
روحانيون بايد ساده زندگى كنند. آن چيزى كه روحانيت را پيش برده تا حالا و حفظ كرده است اينست كه ساده زندگى كرده اند. آنهايى كه در بين مردم موجه بوده اند كه حرف آنها را مى شنيده اند اينها ساده زندگى كرده اند.

... هر چه به سراغ اين كه يك قدم برداريد براى اين كه خانه تان بهتر باشداز معنويت تان بهمان مقدار ازارزشتان به همان مقدار كاسته مى شود.

ارزش انسان به خانه نيست به باغ نيست اگرارزش انسان به اينها بود انبياء بايد يك همچنين كارى بكنند.انبياء سيره شان را ديده اند كه چه جور بوده .ارزش انسان به اين نيست كه انسان يك هياهو داشته باشد يك اتومبيل كذا داشته باشد يك رفت و آمد زياد داشته باشدارزش روحانيت به اين نيست كه يك بساطى داشته باشد يك دفتر و دستگى داشته باشد.

١٣٦٤/١٢/١٦
حوزويان وارثان رسولانند. رسالت پيامبران برقرارى[ حيات طيبه] براساس آرمانها ارزشها و رهنمودهاى الهى است .

حوزه هاى ما كه عنوان[ علوم دينى] را بر جبين دارند آن گاه وظيفه خويش را پاس خواهند داشت كه دست پروردگارن آنها چون امام راحل و اسلاف همگن و هم آرمان او [ حيات طيبه] را براى بشر به ارمغان آورند. تربيت چنين دست پروردگانى منوط به برقرارى نظام تربيتى و آموزشى از اين دست است . نظام آموزشى و تربيتى كه اولااسلام را در تمام ابعاد آن بشناسد و ثانيا عصر را در همه اشكال آن درك كند و پاسخ در خور به اين نيازها بدهد.

نظام آموزشى حوزه با مايه روى و غناى عظيمى كه در زمينه مواد خام و منابع دارد ساليان دراز در درون خود به رشدى دوراز نيازهاى مردم واداره جامعه گذارنده و در نتيجه شكلى تك ساحتى به خود گرفته است .

عرصه صحيح معارف و تعاليم انسان ساز قرآن و پاسخ گويى صحيح به نيازهاى نظرى جمهورى اسلامى منوط به سامان يابى حوزه هاى علوم دينى است . بايد حوزه هاى علوم دينى را در همه ابعاد آن ارزيابى و بررسى نقادانه كرد و عواملى كه باعث تربيت دست پروردگانى چون : ميرزاى شيرازى مدرس امام راحل و شاگرد آن بزگوار شده است شناخت و بر حوزه ها حاكم كرد و موانعى كه دهها ذهن متحجر بى ثمر كج انديش را پلاس حوزه ها كرده است از چهره پاك حوزه ها زدود و نظام آموزشى كه دست پروردگان آن پايه گذار تمدن نوين اسلامى و منادى[ حيات طيبه الهى] باشند پى ريخت .
ما به اندازه توان وادراك خود خطوط كلى حوزه علوم دينى ايده آل و موانع رسيدن به آن را به صورت پرسش ترسيم مى كنيم و به تاريخ از نگاه فاضلان متعهد حوزه عرضه مى داريم اميد آن كه به همت اساتيد گرامى اولياءامور و طالبان روشن بين و متقى حوزه و با يارى [مبدل السيئات بالحسنات] ضعفها به قوت مبدل شود و رضايت امام عصر عجل الله تعالى فرجه تامين گردد.

[حوزه]
حوزه : به نظر شما انتظارات فعلى دنياى امروز از حوزه هاى علوم دينى چه مى باشد؟
حجتى : دنياى امروز را مى توان به دو بخش : جهان اسلام و جهان غيراسلام تقسيم كرد. ضمن آن كه هر كدام انتظارات ويژه اى دارند انتظارات فرداى آنها به مراتب ازانتظارات امروزين آنها عميق تر و پيچيده تراست .

جهان غيراسلام با توجه به فروپاشى مكتب الحادى كمونيسم و بر چيده شدن سيطره نظامى كه بيش از هفتاد سال نيمى از جهان را زير سلطه خود داشت وانسانهاى مظلوم را در پشت ديوارهاى آهنين محبوس ساخته بود و ياسى كه ازاين رهگذر بر آنان سايه افكنده بود آخرين روزنه هاى اميد را دراسلام مى بينند و تنها چراغ فروزانى كه روشنى بخش محفل ظلمانى و بى روح بشريت وجود داد مشعل پرفروغ اسلام است .ازاين روى جهان غيراسلام چه جوامع سرخورده از مكاتب مادى والحادى بلوك شرق و چه جوامع سرتاپا غرق در فساد تهوع آور غرب چشم اميد به انقلاب اسلامى و خاستگاه آن حوزه هاى علوم دينى دوخته اند وانتظار دارند كه :

١. ياس فكرى و بن بست اعتقادى واخلاقى حاكم بر آن جوامع را به اميد مبدل ساخته و درهاى روشن[ حيات طيبه] را به رويشان بگشايد.
٢.ايده هاى عالى اسلام و برنامه آن براىتامين سعادت امروز بشر رااستخراج تدوين و عرضه نمايد.

٣. پيوندانسان را با خدا محكم كند واو رااز پرتگاه سقوط در چاه ويل پوچى سر درگمى و عدم شناخت بزرگراه هدايت [ صراط] و درافتادن به[ سبيل] هاى منتهى به ظلمات مدرن رهايى بخشد. جهان اسلام از حوزه هاانتظار دارد كه اسلام ناب محمدى (ص ) را كه در جوامع اسلامى امروز جز نامى از آن نمانده است و در دربارها و زير غبار تحريفها كم فروغ و كم سو شده است بنماياند واز چهره نورانى اسلام پرده بر دارد و تفسير نمايد.

حوزه بايد به دوران تبعيداسلام از[ عينيت] به[ انزوا] پايان بخشد تا بشر مايوس امروز طلوع دوباره خورشيداسلام رااز[ حرا]ى اين عصر نظاره گر شود.اين اصلى ترين انتظاراست واولين و بديهى ترين .

حوزه هاى علوم دينى بايد آب زلال معارف اسلام را در ظروفى ازابزار جديدانتقال فكر وانديشه تا دورترين نقاط زمين بر تشنگان حقيقت عرضه كند و به لبهاى ملتهب عطش زدگان شرق و غرب كه از ياس فكرى و انحطاط اخلاقى پژمرده اند برساند.

صدالبته اين اقدام برنامه ريزى مى خواهد نيروى انسانى مى طلبد مديريت قوى لازم دارد و به حركتهاى عميق و درخور نيازمنداست .

اين نكته را نيز يادآور شوم كه : گر چه سخن ازانتظارات امروز و فرداى جهان اسلام و غيراسلام است ولى نيازهاى نظام و جامعه اسلامى خويش را نبايداز نظر دور داشت كه :[ چراغى كه بر خانه رواست]... پاسخ گويى به نيازهاى فكرى و دينى امت اسلامى وانقلابى ايران مقابله با تهاجم هم جانبه فرهنگى رد شبهات والقاءات گوناگون كه توسط دشمنان اسلام وانقلاب وايادى شيطان بزرگ در ميان دانش آموزان و دانشجويان ايجاد مى گردد بسط و گسترش معارف اسلامى و فضايل اخلاقى در سرتاسر ميهن اسلامى همه و همه تلاش هم جانهب و بايسته رااز سوى عالمان و حوزه هاى علوم دينى طلب مى كند كه اگر خداى ناخواسته غفلت كنيم آثار زيانبارى را در پى خواهد داشت .
دشتى : جوامع غربى و شرقى و طبقات واقشار گوناگون داخل كشور هركدام براساس اصول زندگى فردى واجتماعى فرهنگ آداب و رسوم مكاتب و ديدگاههاى حاكم بن بستهاى موجود نيازهاى متفاوت و گوناگونى و متقابلا انتظارات مختلفى نيزاز حوزه هاى علوم دنى خواهند داشت . بايد در قدم اول دردها و بن بستها را شناخت تا درمان و پاسخ گويى بجا و مورداقدام كرد وگرنه بدون شناخت نيازها وانتظارات نمى شود قدمهاى مثبت و موفق برداشت .

اكنون به گونه گذرا مرورى مى كنيم به راههاى شناخت انتظارات و نيازمنديها:

١. مصاحبه با شخصيتهاى علمى و فرهنگى وادبى معروف دنيا.

٢. مطالعه اظهار نظرهاى خانه هاى فرهنگ جمهورى اسلامى ايران در كشورهاى مختلف جهان .

٣.استفاده از تحقيقات مطالعات واطلاعات سفيران و نمايندگان جمهورى اسلامى در خارج .

٤.استفاده از تجربيات شخصيتهاى اسلامى و علمى جهان و برقرارى ارتباط با آنان .

٥. مصاحبه و مكاتبه بااسلام شناسانى كه در كشورهاى مختلف دنيا مشغول ارششاد و تبليغ هستند.

٦.ايجادارتباط با مراكز تحقيقاتى اسلام در سراسر جهان .

انتظاراتى كه جهان امروزاز حوزه هاى علميه دارند عبارتنداز:

١. درك نيازمنديهاى مسلمانان جهان .

٢. شناساندن ابعاد گوناگون اسلام با متدلوژى حساب شده براى همه طبقات .

٣.ارائه راه حلهاى اساسى در رابطه با بن بستهاى فكرى فلسفى اجتماعى و...

٤. معرفى اسلام آن گونه كه هست منطبق با كيفيتهاى متفاوت دنياى كنونى .

محدثى : يادى كنيم ازاحياگراسلام ناب محمدى (ص ) و مجدد مكتب در عصر
حاضر حضرت امام خمينى رضوان الله عليه كه با پديد آوردن انقلاب عظيم اسلامى نقشهاى فراموش شده بزرگ و عمده را بر دوش صاحبان رسالت و تعهد نهاد و هم[ روحانيت] را متوجه اين نقش عظيم و رسالت اجتماعى خود ساخت و هم در عمل خود وى به خوبى اين بار را به سر منزل رساند.

تقش حوزه هاى دينى در بيدارگرى افكار و پايه ريزى انقلاب جاى گفتگو نيست .

مردم چه در داخل و چه در فراسوى ميهن ما انقلاب را به نوعى مربوط و متصل با روحانيت مى دانند چرا كه هم رهبرى آن را يك[ مرجع تقليد] ب رعهده داشت و[ فقاهت] و[ فتوا] بسيج كننده مردم بر ضد نظام طاغوت بود. و هم دعوتگران آن به طور عمده از روحانيون بودند كه در ارتباط بااقشار مختلف جامعه (در شهرها و روستاها) كار تبليغى و فرهنگى در رابطه با مكتب و دين وحى و مبانى اسلامى داشتند. پس ازاين مقدمه نسبت به سؤال ياد شده چنين مى توان گفت :

دنياى كنونى در خلا فكرى وايمانى به سر مى برد.ايمان مردمن مسلمان ايران كه درانقلاب جلوه كرده و چشم جهانيان را خيره ساخت سوالهاى بسيارى را دراذهان پديد آورد.از جمله اين كه :اسلام و تشيع چيست ؟

ميزان حركت آفرينى مذهب تا چه حداست ؟

فقهاء دراذهان يك امت چه جايگاهى دارند؟

قدرت و نفوذ[ فتوا] و مرجعيت از كجا سرچشمه مى گيرد؟

در قرآن و تعاليم اسلامى چه انرژى و نيروى متراكمى نهفته است ؟

اسلام چگونه مى تواند نظامى نو را بر خرابه هاى نظامهاى پوسيده و استبدادى بيافريند؟

چگونه مى توان بر پايه دين وانگيزه هاى مذهبى انقلاب كرد؟

و....

عطش و علاقه به[ شناخت اسلام] چه در كشورهاى غربى و چه در ميان كشورهاى اسلامى عقب نگهداشته شده يا به نحوى تحت نفوذ و سيطره كشورهاى استكبارى زياد شد.
بسيارى ازاين سؤالها متوجه پايگاههاى دينى انقلاب و حوزه هاى علميه اسلام بود.

بن بست[ نمى شود] شكسته شده و چشم همه ديد كه انقلابى عظيم واسلامى شكل گرفت و نظامى را هم پى ريخت . پس[ شدنى] بوده است .اما راه و رمز آن و شيوه ها و محتوايش جاى سوال داشت .

اكنون خيلى هااز شرق و غرب بريده اند.اسلام جلوه گر درايران اميدهاى فراوانى برانگيخته و مى خواهند با دورنمايه اسلامى است انقلاب آشنا شوند. طبيعى است كه[ شناخت اسلام] مطرح شود. شناساندن اسلام به عهده كيست ؟

پاسخ گويى به نيازهاى فكرى مردم دنياى امروز با چه كسى و كسانى است ؟

انتظارازحوزه هاى علميه است كه در معرفى اسلام با زبانى امروزى و شيوه هايى جديد تلاش كنند.

عمده ترين شيوه هاى رايج روز درالقاء مسائل فكرى و فرهنگى عبارت است از:[ كتاب] و[ سخن] . يعنى از راه نگارش ( چه به صورت كتاب مقاله تخقيقات داستا ن و رمان وادبيات و...) واز راه تبليغات زبانى (به صورت سخنرانيها تدريسها كنفرانسها برنامه هاى راديويى و...) حوزه هاى ما دراين زمينه تا چه حد آمادگى دارند؟

مقايسه سطحى ميان تبليغات گسترده و متنوع و پرجاذبه مسيحيت در دنياى كنونى بااستفاده از همه قالبها و شيوه هاى و زمينه ها و تبليغات ما در جهان كنونى فاصله وضعيت امروز ما و هدف ايده آل را درامر ساندن پيام اسلام وانقلاب نشان مى دهد.

مساله[ زبان] دراين جا به نحوى بارزى خود را نشان مى دهد دنياى امروز مشتاق شنيدن اسلام از زبان ما ولى به زبان خودشان است . متاسفانه ميزان توان و آمادگى ما براى پاسخ گويى و تبيين اندك است .

تبليغات برون مرزى ما نسبت به آنچه بايد باشد بسيار ناتوان است چه آنچه از سوى نهادهاى دولتى انجام مى گيرد بخصوص در رابطه با نظام و حكومت و چه آنچه
از سوى مبلغان رسمى آيين بايد صورت پذيرد.

تشنگى فراوان است و كمبود نيروىكارآمد و ورزيده و مسلط به زبانهاى خارجى و آگاه از مبانى اسلام اندك .

در مسائل حقوقى سياسى مديريت نظم و نظام آموزشى شيوه هاى جهاندارى تفكرات فلسفى و گرايشهاى ايدئولوژيك مسائل بسيارى مطرح است كه از علماى اسلام مو حوزه هاى علميه انتظار دارند كه پاسخ دهنده و گره هاى كور را بگشايند و پاسخ ها و راه حلهاى[ روشن] [ متقن] [ علمى] و[عملى] ارائه دهند. در تعدادى ازاين زمينه هااحساس مى شود كه[ نوع و ميزان آمادگى] با[ انواع نيازها] تناسب لازم را ندارد.

در بسيارى از كشورهاى آفريقايى و آسيايى تشنه يك مبلغ زبان شناس و مسلط قوى هستند كه در مناطق و شهرها و... مدتى بماند واسلام را بشناساند و ما كم داريم . دستهاى پرنياز بسيارى كه به سوى ما دراز مى شود تهى برمى گردد. حتى در مسائل نظرى آموخته هاى حوزويان تا چه حددر برآوردن نيازهاى فكرى مردم چه در داخل و چه در خارج كارسازاست ؟ آيا مهارتهاى لازم فراگرفته مى شود؟ آيا روى موضوعات فكرى فقهى و نظرى مورد سؤال و نياز كارى در خور و شايسته و جدى انجام مى گيرد.

در سطح جهان آنچه ازاسلام از زبان مستشرقان و خاروشناسان و محققان خارجى انعماس يافته و مى يابد. سيراب كننده اين عطش نيست . مى خواهنداسلام رااز زبان خود مسلمانان دانا و آگاه وانقلاب رااز زبان خودامت انقلاب كرده و چهره هاى اسلامى انقلابى بشنوند و بى واسطه بااين مبانى آشنا شوند.اين نياز رسالت سنگين و حساسى بر دوش حوزه ها مى گذارد.

ممكن است در بسيارى از مسائل جوابها و حرفهاى گفتنى و آماده داشته باشيم ولى آيا مساله[ همزبانى] را حل كرده ايم ؟البته [ همزبانى] را تنها در محدوده آشنايى با مثلا زبان انگليسى فرانسه آلمانى و... مطرح نمى كنيم بلكه نوع عرضه و قالبهاى ارائه به شكلى هست كه با وضع كنونى عرضه انديشه ها در دنياى معاصر هماهنگ باشد؟
مرتضوى : به نظر مى رسداولين و شايد عمده ترين مشكل حوزه دراين واقعيت جلوه مى كند كه تلقى وانتظارى را كه دنياى كنونى بويژه جوامع اسلامى به شكل مستقيم و غير مستقيم ازاو دارند واقف نيست . واين خود ابتدايى ترين انتظار رااز حوزويان دراذهان افراد جامعه شكل مى دهد و نمود عملى آن در عكس العمل و داورى آنان نسبت به حوزويان نمايان مى گردد. نزديكترين افراد به حوزه ها ملت انقلابى ايران است . آنان از نزديك شاهد عملكرد حوزه ها مى باشند.

با توجه به اين واقعيت كه اذهان بسارى از آنان تفكيك بين حوزه ها و نهادهاى رسمى و نيمه رسمى نظام جمهورى اسلامى را نمى پذيرد اولين و ساده ترين واز جهتى آسان ترين قضاوتى كه نسبت به عناصر حوزوى خواهند داشت اين است كه اينان تلقى و درك درستى از واقعيات موجود جامعه ندارند. واقعياتى كه بخشى از آن را در بعد معيشتى آنان و بخش عمده اى را در مسائل فكرى و فرهنگى مى توان مشاهده كرد.

صرف نظراز شيطنتهاى خباثت آميز كه هميشه براى ناديده گرفتن ارزشهاى حاكم بر حوزه ها و برهم زدن روابط سالم فكرى و فرهنگى حوزه با محافل گوناگون جامعه وجود داشته و دارد مى توانيم تنشهاى موجود فكرى و فرهنگى را گواهى بر واقعيت مورداشاره بگيريم .

به جرات مى توان گفت : ما هنوز پس از سالها تجربه شناخت كافى از روابط حاكم بر جامعه خويش نداريم تا چه رسد به خارج از مرزهاى منطقه اى و نيز فراتراز آنچه مسلمانان بدان مى انديشند.

همه ما بحق افتخار مى كنيم كه حضرت امام رحمه الله عليه فروپاشى كمونيزم را سالها قبل و در وقتى كه كمتر كسى احتمال آن را دارد پيش بينى فرمودند ولى ما بعه عنوان حوزه كارى ننموده ايم . تحليل عملكرد حوزه در بسيارى از موارد اين نتيجه را به ذهن مى آورد كه حداكثر تلاش ما در چهارچوب حركات تدافعى وانفعالى خلاصه مى شود.اين يعنى انتظار حركت دشمن و سپس چاره جوئى ما! در حالى كه دراصول ارائه شده اسلامى خويش بارها براى ديگران خوانده ايم
كه :[ فوالله ما غزى قومم قط فى عقر دارهم الا ذلو]. (نهج البلاغه خطبه٢٧

به خدا سوگند هر قومى در درون خانه اش مورد هجوم دشمن قرار بگيرد حتما ذليل خواهد شد.

آنچه امروزه با نام[ تهاجم فرهنگى] در كلام و قلم خيرانديشان دانشمند و متعهد بويژه رهبرى معظم انقلاب اسلامى مدظله از آن ياد شده است در واقع نمود ضد حمله سهمناكى است كه دشمن پس از دريافت ضربات اوليه شروع كرده است . بايد به اين واقعيت تلخ اذعان كرد كه ما در موضعى انفعالى قرار گرفته ايم .

دو نمونه فوق به خوبى گوياى نخستين انتظارى است كه از حوزه هاى علوم دينى مى رود.

شناخت نيازها و كسب آمادگى براى هجوم به مظاهرانديشه استكبارى و بنيانهاى آن مراحل بعدى اين انتظارات را تشكيل مى دهد.

روشن است كه آنچه بيشتراز همه توانسته و مى تواند بنيان روابط استعمارى وافكار طليبى هاى ديروز و فرنگيان امروز را متزلزل كند ارائه الگويى عملى از يك حكومت اسلامى موفق و هماهنگ با نيازهاى روز است .

اسلام نابى كه امروز در حوزه ها براى آن تلاش مى شود قرنها تحت سيطره امويان و عباسيان و همپالكى هاى آنان بوده است . آنانى كه به نام اسلام عمده ترين وظيفه خويش را سركوبى اسلام ناب مى دانستند.

آنچه امروز در برابرانقلاب اسلامى و خاستگاه آن حوزه هاى علوم دينى و روحانيت قد بلند كرده است صورت ديگرى از همان نقابهاى صليبى و اسلام گرايى در بارهاى اموى و عباسى است .امااين بار در شكل پيچيده و به اصطلاح علميت يافته آن .

آنچه به خوبى مى توانداز پس اين همه برآيد نشان دادن نمونه اى عملى از حكومت اسلام ناب است .

در همين جا بايد به اين واقعيت نيز اشاره نمود كه : هنوز تفكر[حكومتى] در ذهن ما به طور كامل شكل نگرفته است و هنوز حداقل در عمل و در عينيت اجتماعى خويش نتوانسته ايم بپذيريم كه اسلام مجموعه منسجم و به هم پيوسته است
و براى اداره جامعه در شكل حكومتى همه جانبه در دست ما مى باشد.

پرواضح است كه تا وقتى تفكر حكومتى انديشه عمومى حوزويان نباشد واجزاءاسلام را بااين جانمايه به تفسير ننشينند درارائه نمونه عملى از حكومت اسلامى كه نصاب لازم را برخوردار باشد موفق نخواهيم بود.

در رهنمودهاى دينى ما از مديريت جامعه اسلامى اين گونه ياد مى شود كه :

و مكان القيم بالامر مكان النظام من الخرز
موقعيت زمامدار همچون ريسمانى است كه مهره ها در نظام مى كشد و آنها را جمع مى كند وارتباط مى بخشد.

در نوشته حضرت امام رحمه الله عليه كه سالها قبل از پيروزى انقلاب مرقومم فرموده اند مى خوانيم :

الاسلام هوالحكومه بشونها والاحكام قوانين الاسلام و هى شان شونهاالاحكام مطلوبات بالعرض وامور لا جرائها .
كتاب البيع ج ٢.٤٧٢

اسلام همان حكومت است وابعاد واحكام ديگر آن چيزى جز شكل آلى و ابزارى حكومت نيست .

ولى ما آن گاه كه به تفسير و تحليل اجزاءاين مجموعه مى نشينيم به گونه اى ديگراستنتاج مى كنيم .

سخن به درازا مى كشد اما جان كلام دراين است كه هنوز نتوانسته ايم اسلام را به عنوان مجموعه اى به هم پيوسته و هماهنگ ارائه دهيم واين خود انتظار عمده اى را دراذهان وافواه مخاطبين ما ايجاد كرده و مى كند كه بالاخره تفسير تفصيلى شمااز آنچه مدعى هستيد چيست ؟

تشريح يكايك انتظارات و چشم داشتى كه جوامع كنونى از مجامع دينى بويژه حوزه هاى تشيع دارد خارج از حوصله اين بحث است .اما كليت آن را در همان چهارچوبى مى توان ارائه داد كه سالها براى دستيابى به آن تبليغ و مبارزه عملى جهادى پى گير صورت گرفته است .
همه وظايفى را كه يك حكومت برخاسته از جهان بينى اسلامى و شريعت مقدسه و مبتنى برارزشهاى دينى و فرهنگ آن دارد حداقل در قالب برنامه اى قطعى و منطبق با نيازهاى روز در سه بخش : اقتصادى و فرهنگ و سياست انتظارى اساسى و جامع است كه بايداذعان كرد كا تا حدود زيادى برآورده نشده است .

دراين ميان آنچه مايه نگرانى است آن است كه اين انتظارات به سردى و خمودى و حتى نااميدى بگرايد و چنين تلقى شود كه حوزه ها كه سالها عمده عذرشان دور نگهداشته شده از مديريت همه جانبه جامعه بود امروز كه چنين امكاناتى را يافته اند مطرح مشخص و قاطعى براى آنچه ديروز تحت عنوان : [ حوادث واقعه] از آن ياد مى كردند ندارند.

اين در حالى است كه امام رحمه الله عليه فقه را[تئورى واقعى و كامل اداره انسان واجتماع از گهواره تا گور] بر شمردند و جمهورى اسلامى را[ تابلوى تمام نماى براى مسلمين] ذكر كردند واين در حالى است كه قابليتهاى فراوانى در حوزه نهفته است و سرمايه هاى بالفعل فراوانى كه دستاورد قرنها تلاش حوزه هاى علوم اسلامى است بر جاى مانده است .

حوزه ها بويژه حوزه مقدسه قم در حالى كه بايد طرح مشخصى براى كليت اداره جهان را داشته باشد هنوز به طرح جامع و مقبولى براى سازماندهى درونى خويش دست نيافته است .

آنان به[ نظم نوين جهانى] مى انديشند بلكه جهان را بدان سو سوق مى دهند و ما هنوز تحليل مشخصى از حركت امروز خود نداريم تا چه رسد به فرداى مبارزه . مبارزه اى كه تنها آگاهى مااز آن خبرهاى كوتاهى است كه از كشف باندهاى گسترده فساد و فحشا مى شنويم و يا مى خوانيم .

اين در حالى است كه جذبه هاى نخستين انقلاب و رونداستوار آن توانسته است قلوب بسيارى را به سوى اسلام و برگشت به اصالتهاى فراموش شده خويش بكشاند. آنچه در شمال آفريقا شاهد هستيم و آنچه در كشورهاى مسلمان نشين شمال كشور خودمان اتفاق افتاده است حجتى است بر ما كه گستره بيشترى را در حوزه انديشه و
عملكرد حوزوى خويش منظور بداريم .

حقيراين جمله را در جاهاى ديگر نيز يادآور شده ام كه جامعه را نمى توان اين قالب انديشه به گونه همه جانبه اداره كرد كه :[ خداوند بره دارى را تشريع كرده است تا متمكن با خريدن و آزاد كردن او به ثواب برسد]!اين چيزى بود كه خود شاهد بيان آن در يك حوزه درس به عنوان تبيين فلسفه برده دارى بودم . هر چند صاحب سخن راانسان وارسته و مخلصى مى دانم اما سخن در تقصير نيست در قصوراست .

مظاهراين قصور را مى توان دراين واقعيت اجتماعى كه ارتباط مستقيم به حوزه دارد مشاهده كرد كه هنوز طرح مشخصى براى مسايل فرهنگى جامعه نداريم و حتى قلم حوزه ما آن مقدار كشش لازم را براى انتقال آنچه كه در حوزه قلمش مى گنجد ندارد.

آنچه گفته شد نه از سر ناديده گرفتن تواناييهاى موجود وارزشهاى بسيار كه همواره در حوزه ها بوده و هست بلكه چهارچوب سوال شما ايجاب مى كند كه به بيان نواقص و بايد هايى كه ابيد به اميد تحقق آنها تلاش كرد پرداخته شود و گر نه هيچ انسان منصفى نمى تواند ارزشها خدمات سرمايه ها و عناصر بسيارارزشمند گذشته و حال حوزه ها را ناديده بگيرد.

انتظارى كه دنياى استكبارى و همه تربيت شدگان فرهنگ سلطه و سلطه پذيرى از حوزه ها دارنداين است كه بتوانداين اقرار را حداقل از حوزه ها بگيرند كه:[ دين] توانايى اداره جامعه امروزى را ندارد و در محدوده فردى و همراه باارزشهاى مختص به همان محدوده مى باشد. اين يعنى تفكيك دين از سياست به معناى گسترده آن طبيعى است اكثريتى در مقابل اين اقليت ايستاده اند و يا حداقل انتظار خلاصى را مى كشند.

زبان حال و قالشان اين است كه ما را دريابيد. در حالى كه ما هنوز در بعضى موارد در تفكيك بين ظالم و مظلوم مانده ايم . ما هنوز شرايط واقعى اين اكثريت را به خويى درنيافته ايم تا آنان را دريابيم . ما هنوز آن گاه كه از تفسير:

والمستضعفين من الرجال والنسء والولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها .
سخن مى گوييم شرايط و حال و هواى آن روز را در خاطر خويش ترسيم مى كنيم و درازگوش فرهنگ و تمدن غربى را كه به هر تار مويش زنگوله اى از جاذبه هاى كاذب و پيچيده آويخته است به سادگى ناديده مى گيريم .

براى فطرتهاى بيدار شده و وجدانهاى خسته دنياى امروز به فكر چاره نيستيم . چه انتظارى بالاترازاين كه توده هاى بسيارى زبان حالشان گوياى نيازمندى به حوزه هاى معنويت و زلال دانش اسلامى مى باشد و ما با داشتن اين همه سرمايه هاى انباشته هنر و توان آن را در خود نيابيم .

راهى را كه امام رحمه الله عليه به روى ما گشود و مسيرى را كه انقلاب هموار ساخت سرمايه بزرگى است كه فرا راه ما مى باشد.

همه انتظارات دراين خلاصه مى شود كه ما حوزويان چه طرح مشخصى براى انتقال اسلام ناب محمدى (ص )ازاين مسير همواره شده داريم .

نظرى :انتظار جهان اسلام از حوزه علميه اين است كه :

اسلام را به عنوان نظامى جهانشمول و مكتبى كامل بررسى و تحقيق كند.ازاين روى آموزشهاى فعلى حوزه را بايد (با قطع نظرازاندك تغييرات در آن ) همان آموزشهاى قبل از انقلاب دانست . روند كلى حوزه فعلى بيان تكاليف احكام واخلاق است كه فرد مسلمان بايد به آنها عمل كند نه بيان وارائه مكتبى اجتماعى و كامل كه مشتمل بر كليه نيازهاى فردى واجتماعى انسان عصر حاضر است .

به تعبير ديگر امروز نيازهاى فكرى و تئورى نظام مقدس اسلامى را در زمينه هاى مختلف از قبيل :اقتصاد شناخت جامعه و پديده هاى اجتماعى و قانونمندى حاكم بر آنها سياست داخلى خارجى حقوق ( اعم از كيفرى مدنى بين الملل و...) فلسفه تفسير تاريخ فقه اصول حديث رجال نويسندگى و... بايد حوزه علميه تامين نمايد.ازاين روى لازم است برنامه هاى آموزشى در حوزه و متون درسى از جهت كمى و كيفى تغيير كند.

در شرايط فعلى شيوه آموزش حوزه از هر جهت جزء لاينفك ساختار حاكم بر
حوزه است و تا تغيير لازم و متناسب در ساختار فعلى حوزه به وجود نيايد تغيير همه جانبه در آموزش حوزه در جهت مطلوب ممكن نيست .

مثلا در ساختار فعلى حوزه هر كس ١٥ تا ١٨ سال درس خارج اصول نخواند فاضل عالم و ملا به حساب نمى آيد. تااين نگرش وجود دارد نمى توان زمينه تخصصى شدن دروس مورد نياز را مطرح كرد. همين طور تا مشكلات اقتصادى حوزه تخصصى شدن دروس مورد نياز را طرح كرد. همين طور تا مشكلات اقتصادى حوزه به طور مطلوب خل نشود نمى توان از آموزش در جهت نيازهاى واقعى سخن به ميان آورد.

البته خوشبختانه در وضعيت فعلى حركتهايى جهت تخصصى شدن برخى رسته ها آغاز شده كه مى بايست اين آغاز به فال نيك گرفت . هر چند تا رسيدن به حد مطلوب از هر جهت فاصله زيادى وجود دارد.

حوزه : رسالت و وظايف حوزه ها در قبال اين انتظارات چيست ؟ و براى ايفاى اين رسالت چه آمادگيهايى لازم است .
حجتى : در پاسخ سوال اول تااندازه اى به[ رسالت حوزه] اشاره كردم اكنون مى پردازم به :[ آمادگيهاى لازم] .

براى حركت از[ وضع موجود] به[ وضع مطلوب] ايفاى رسالت الهى حوزه ها آمادگيهاى گسترده اى لازم است كه به اختصار به آنهااشاره مى كنم :

اگر چه آثار مصلحان بزرگ جامعه اسلامى چه قبل و چه بعداز پيروزى انقلاب اسلامى رهنمودهاى كارآمدى درباره تحول همه جانبه در سازمان روحانيت بيان شده است .اما در ميدان عمل برنامه ريزى واجرا اقدام كارساز و شايسته اى چنانكه در
شان اين دستگاه عظيم و پردامنه است انجام نگرفته است ( البته خدمات و فعاليتهاى دست اندركاران را ناديده نمى گيريم و به آن ارج نمى نهيم ). تا مقصداعلا فاصله زيادى وجود دارد.

برخى براين باورند كه در حوزه به دليل حضور و نفوذ تقصميم گيرنده هاى گوناگون امكان سازماندهى و برنامه ريزى همه جانبه وجود ندارد.البته اين نظر چندان متفق به نظر نمى رسد. زيرا اولا از كجا كه اگرائتلاف و همدلى بين عوامل و دستگاههاى مربوط ايجاد شود موفقيت آميز باشد.

چرااين ائتلاف شدنى نباشد بويژه آن كه هدف همه مااسلام ناب محمدى (ص ) و تحقق آرمانهاى والاى آن است .

ثانيا اين قبيل مسائل شايد قبل ازانقلاب مسموع بود امااكنون كه حوزه ها در سايه سار شجره طيبه ولايت فقيه و حاكميت اسلامى است و اوامر ولى امر مسلمانان در حوزه ها سارى و جارى است اين قبيل مطالب عذرهاى غيرموجهى است .

اين طلاب گرانقدر هستند كه به هر مناسبت و با هر وسيله اشتياق زايدالوصف خود رااز تحول اصلاح حركتهاى بنيادين و برنامه هاى دگرگون سازاز حوزه هااعلام مى دارند.

وقتى امام راحل رحمه الله عليه براى اداره حوزه علوم دينى خواهران تعدادى از شخصيتهاى برجسته را به[ شورائى] فرا مى خواند در حالى كه بخش خواهران طلبه قسمتى كوچك از حوزه علميه است ما بايد به اهميت مساله پى ببريم و برنامه ريزى و تشكيلات متناسب و لازم براى اداره حوزه هاى علوم دينى فراهم آوريم . بايد در يك فراخوانى گسترده انديشه وران مصلحان مربيان و متخصصان حوزوى را گرد آوريم نظرات عالمان گذشته و حال را جمع آورى نماييم از صاحب نظران متعهد غير حوزوى كه درارتباط با حوزوى نظرى دارند استقبال كنيم آن گاه در نشستى مسائل حوزه و برنامه ريزى براى آن مطرح شود تا برنامه اى كامل براى اداره حوزه به دست بيايد.

خلاصه سخن آن كه در زمينه آمادگيهاى لازم بايد گفت :

١. در حوزه هاى علوم دينى بايد تمام بخشهاى فرهنگ اسلام جايگاهى در خور داشته باشند و حوزه[ مجتهد] و[ كارشناس] در رشته هاى مختلف مورد نياز تربيت كند.

اين ميسر نيست مگر به اهميت دادن به همه علوم كه ازاسلام سرچشمه گرفته است .

البته ترديدى نيست كه[ فقه] جايگاهى ويژه دارد و بايد باشد و [ اخلاق] اصلى ترين رسالت حوزه است .

٢. مهارتهاى جديد تبليغ تحقيق تدريس مديريت جامعه اسلامى آمادگيهايى است كه بايد فراهم آيد و پيدا كردن پاسخ براى پرسشهاى بشرامروز درابعاد مختلف [ مقدمه واجب] ديگرى است براى روحانيت امروز و حوزه هاى علميه .

٣.ابزار جديد تبليغات در ديناى كنونى ( از كتاب تا كامپيوتر) و استخدام آنها آمادگيهايى را مى طلبد كه نيازى به توضيح ندارد.

٤. حوزه مى تواند براى بخشى از رسالت خويش ازاقوام مختلف و ملل گوناگون جهت تامين نيروى انسانى مورد نياز آنها طلبه گزينش كند.

اصل[ ارسال بلسان قوم] ايجاب مى كند كه به سراغ بهترين جوانان آنان برويم و با در نظر گرفتن شرايط و و يژگيهاى لازم طلبه بپذيريم . حتى در كشور خودمان سنجيده و با ملاكهاى مشخص طلبه گزينش كنيم .

دشتى : در حوزه علميه مراكزى جهت تحقيق ارتباطهاى ضرورى ( با هفت راه حل كه در پاسخ سوال اول عرض كردم )ايجاد شود وابتداء نيازها وانتظارات دنياى كنونى شناسايى و آن گاه در پاسخ گويى به آنها به شرحى كه اكنون عرض مى كنم تلاش شود.

١. تقسيم و طبقه بندى نيازها وانتظارات .

٢. شناسايى شخصيتها و محققين حوزوى كه در پاسخ گويى به نيازهاى سازمان دهى شده كارايى دارند و مى توانند تحقيق و تاليف داشته باشند.

٣. تخصصى كردن دروس حوزه متناسب با نيازها وانتظارات .

٤. به كارگيرى روان شناسى تبليغ .

٥. به خدمت گرفتن سيستم كامپيوترى در تمام جوانب علوم اسلامى .

٦. نمايشى كردن دروس اسلامى متناسب با فرهنگ ملل واقوام .

٧. فراگيرى زبانهاى مختلف دنيا.

٨.استفاده از علم جامعه شناسى و ديگر علوم ضرورى درارشاد و تبليغ ملتها.

٩. عرضه وارائه مباحث و دروس اسلامى با روش بررسى تطبيقى همهنگ با آخرين فرضيه هاى علمى و آخرين تحولات سياسى جهان .

١٠. طرح مباحث اسلامى با رعايت علم روان شناسى و جامعه شناسى متناسب با عقايد و آراء و باورهاى ملتهاى دنيا.

١١. تاسيس مركزى به نام :[ روابط بين الملل تبليغ تبليغ وارشاد واحد حوزه علميه] كه نيازها وانتظارات دنياى كنونى را دقيقا جمع آورى و در راه پاسخ گويى به آن بكوشند از قبيل :

١. شناخت انتظارات دنيااز مدعيان اسلام ناب .

٢. شناخت راههاى نفوذى دشمن كه[ الكفرمله واحده] .

٣. شناخت راههاى نفوذ در دل ملتها.

٤. شناخت متدلوژى و راههاى صحيح تبليغ وارشاد.

محدثى : در يك نگاه دو نوع نيروى كيفى در حوزه ها وجود دارد. به لحاظى سه نوع .

برخى خودشان باصلاحيتها و آگاهيها و تواناييهايى كه دارند هم مشكلات و هم نيازها را مى شناسند و متعهدانه در حد توان به اداى تكليف مى پردازند.

گروهى وجود دارد كه در حدى مطلوب از فضل علمى و كمال اخلاقى و توانمنديهاى فرهنگى و تبليغى برخوردارند امااز وجودشان بهره هاى لازم برده نمى شود و گاهى هم ضايع مى شوند و هدر مى روند. نسبت به آنان نوعى هماهنگ سازى و
تشكل برنامه ريزى دراستفاده از توانهايشان ضرورى است .البته سهمى عمده ازاين كار مى تواند به دوش مديريت حوزه باشد تا تناسبى ميان نيرو و نيازها پديد آورد.

گروهى ديگراز طلاب كسانى هستند كه ازاستعدادهاى خوب و سرشار برخوردارند ولى متاسفانه جهت دهى لازم و بارورسازى مفيد نيست به آنان انجام نمى گيرد.

اگر حوزه تكليف عظيم پاسخ گويى به خلاهاى فكرى نيازهاى تبليغى مشكلات فرهنگى و تربيتى و رساندن پيام دين به جوامع بشرى دارد بايد متناسب با آن به كادرسازى و تربيت نيروهاى كارآمد جامع آگاه و مومن بپردازد.

دراين زمينه ضعف بسياراست .

اقدامات انجام يافته و در حال انجام نسبت به برنامه هاى آموزشى دروس جتبى مديريت مدارس علميه امتحانات و... هرگزاز نظر دور نيست ولى آن رسالت سنگين و نياز بزرگ تلاشى مضاعف مى طلبد و به كارگيرى افراد با تجربه تر و كاردان تر درامور آموزش علمى تربيت اخلاقى و بارورى سياسى اجتماعى .

جهت دهى سالم و صحيح به افكار اخلاق و ساختارهاى رفتارى حوزويان به عهده كيست ؟

جهت دهى مطلوب به مواد لازم آموزشى و دوره هاى درسى و متون آموزشى تا چه حد متناسب با نيازهاست . طلابى كه با شوق وايمان جوانى را صرف كسب علوم آل محمد(ص ) مى كنند بااين سؤالها دست به گريبانند كه :

چه بايد كرد؟

چه بايد خواند؟

چه مهارتهايى بايد كسب كرد؟

در كدام رشته بايد تخصص يافت ؟

روشهاى مطالعه تحقيق نگارش تدريس و تبليغ چيست ؟

چگونه بين مسووليتهاى اجتماعى و كارهاى اجرايى ضرورى با درس خواندن جمع كرد كه به هر دو رسيد و نه درس را فداى كار كرد و نه تلاشهاى انقلابى و

اجتماعى را به بهانه[ درس] زمين نهاد.

آيا مساله[ زبان خارجى] به عنوان يك عنصر مهم در تبليغات اسلامى عصر حاضر تا چه حد مورد عنايت است ؟

ازانگليسى فرانسه و... گذشته زبان[ عربى] و[ اردو] كه صدها ميليون مسلمان در جهان به آن تكلم مى كنند و مى نويسند و مى خوانند. ارزش واعتبار آن را ندارد كه به عنوان درس اصلى در حوزه علمى امام صادق ( ع ) قرار بگيرد؟ با توجه به عطش و نياز شديد به مبلغينى كه به اين زبانها تسلط داشته باشند وجود دارد؟

خود طلاب خارجى كه در حوزه هاى ما مشغول تحصيل هستند آيا برنامه آموزشى آنان متناسب با رسالت آنان و توقعى است كه از آنان در صدور انقلاب و تبليغ اسلام مى رود؟

تبليغات برون مرزى ما چه از طريق اعزام نيروى زبده و زبان دان و اسلام شناس به خارج و چه از طريق جذب و پذيرش و آموزش و تربيت نيروهاى اعزامى بسيار ضعيف است .

كافى است كار خود را با برخى از كشورهاى عربى كه در رابطه با اهداف و برنامه هاى خود كار گسترده و سازمان يافته و پرخرج انجام مى دهند مقايسه كنيم . مثل عربستان .

به نظر مى رسد همان گونه كه براى جبهه هاى رزم در طول سالهاى دفاع مقدس نيروهايى آموزشهاى لازم را مى ديدند واعزام مى شدند و در عمليات شركت مى كردند و بر مى گشتند و نيروهاى ديگر جايگزين آنان مى شد جبهه برخورد فكرى و فرهنگى نيز چنين باشد باشد.

براى ميدانهاى تبليغى و فكرى بايد نيروهاى كارآمدى آموزش داد و اعزام كرد آن هم نوبه اى ! چه براى مناطق محروم و محتاج داخل كشور و چه براى كشورها و محيطهاى عطشناك آن سوى مرزهاى .

بالاخره آن كه : حوزه بايد براى تربيت كادرهاى قوى در زمينه هاى قلم تاليف بيان تدريس مديريت تبليغ و... فكر جدئى و برنامه ريزى اساسى و صرف بودجه و

امكانات كافى داشته باشد.

بخش ديگر حوزه يعنى خواهران طلبه را هم نبايد از نظر دور داشت . تجربه نشان داده است كه خواهران در محيطهاى فرهنگى كارگرى خانه داران دانشگاهيان و ...اگر معارف دينى رااز كانل سخنوران و مبلغان پرتوان[ زن] دريافت كنند هم بى مشكلتر و هم پذيراتر خواهند بود.ازاين روى در برنامه هاى آموزشى خواهران طلبه بايد دقت بيشترى داشت و آنان را براساس[ نياز] و ميدانهاى عمل متناسب با آنان تربيت كرد.

بيش از برنامه هاى گسترده و وقت گير منطق فلسفه اصول و... كه براى آنان جنبه كاربردى چندانى ندارد بايد درباره احكام عقايد اخلاق و تعليم و تربيت روان شناسى نگارش خطابه بيان شيوه هاى تبليغ و تدريس و موضوعاتى چون : تفسير [ حديث] تاريخ اسلام اسوه هاى تربيتى و... دوره هاى مفصل و آموزشهاى جدى ببينند تا پس از حداقل سه - چهار سالى كه وقت صرف مى كنند بتوانند بازدهى عملى در جامعه داشته باشند.

حوزه : جناب عالى در جهت پاسخ گويى به اين انتظارات وانجام رسالت حوزويان چه كرده ايد؟
دشتى : ما در ميان نيازها وانتظارات گوناگون و رشته هاى فراوان علوم انسانى و معارف عقايداسلامى و نهج البلاغه را به عنوان دو رشته تخصصى انتخاب كرده ايم واز هفده سال پيش روش تحقيق و كلاسدارى را در برنامه كار قرار داديم و دروس زير را جهت مراكز فرهنگى دانشگاهى و حوزوى آماده ساخته ايم :

١. دروس تخصصى شناخت و تحقيق و تفسير نهج البلاغه از ديپلم تا دكترى .

٢. جزوه هاى مطالعاتى براى مقطع راهنمايى و دبيرستان .

٣. تاليف المعجم المفهرس و فرهنگ نهج البلاغه براى عموم پژوهشگران و علاقه مندان به نهج البلاغه .

٤. دوره مجموعه بينش توحيدى .

٥. دوره مجموعه اخلاقى و تربيتى .

كارهايى كه درباره نهج البلاغه انجام گرفته جنبه سمبوليك دارد كه خواسته ايم اين طريق به محققان حوزه هاى علميه بگوييم : ساير منابع روايى را مى شوداين چنين ارزيابى كرد و به مراكز علمى عرضه كرد اخيرا با فراهم كردن[ نمودار درختى كامپيوترى براى نهج البلاغه] مى توانيم ميليون هااطلاعات لازم را توسط وينجرها و ديسكهاى كامپيوتر به جهان تشنه آثار علومى عرضه كنيم تا محققان كشورهاى اسلامى در اسرع وقت مفاهيم ارزشمند نهج البلاغه را بيابند.

اميدواريم حضرت مولى الموحدين دست ما را در تداوم راه بگيرد.

حجتى :
در پاسخ به اين سوال بايد عرض كنم كه كارى كه قابل ارائه باشد نداشته و ندارم .

سعى مى كنم مشعل فروزان هدايت روحانيت را همواره و پر فروغ ببينم و دراين راه چه قبل و بعدازانقلاب در هر پايگاهى كه وظيفه اقتضا مى كرده حاضر شده ام بويژه در نهادها و حركتهاى فرهنگى در پايان اين نكته را نيز يادآور مى شودم كه در جهت اصلاح حوزه ها امام خمينى رحمه الله عليه عالى ترين اسوه است و جا دارد كه برنامه ريزان دلسوزان و هدايتگران حوزه هاى علوم دينى پرورش روحانيان خمينى گونه را وجهه نظر خويش قرار دهند و مدارس حوزه علميه را به گونه اى اداره كنند كه براى نسلها و عصرها در هميشه تاريخ قديسانى چون : امام خمينى بپروراند.البته اين راهى است طاقت فرسا و تشريك مساعى همه را مى طلبد. توفيق از خداست .
محدثى :
ما كه محلى ازاعراب نداريم . و[ آن ذره كه در حساب نايد ماييم] اما در حدى كه رخورد با بدنه حوزه (طلاب جوان و مبتدى ) داشته و دارم . يادآورى و توجه دادن به رسالت دفاع از سنگرهاى فكرى و فرهنگى باابزار[ قلم] و[ بيان] و تجهيز به اين سلاحها بوده است .

تلاش كرده ام كه اگر يار شاطر نباشم بار خاطر هم نشوم واگر گلى نيستم خارى هم نباشم و به جاى آن كه بارى بر دوش باشم باربردارى از دوشها شوم .

انتقال تجارب خود را در زمينه هاى ادبيات نگارش تدريس و مهارتهاى هنرى و ذوقى به جوان ترها در راستاى همين ضرورت قرار داده ام . خودم نيز كوشيده ام كه درارائه آثار قلمى يا كارهاى آموزشى يا برخوردهاى فردى و جمعى [ نيرو] را بر حسب[ نياز] و نيز[ محتوا] را با[ شكل] و [قالب] متناسب با مخاطبان و نسل امروز (چه طلاب چه دانش آموزان و...) قرار دهم .[ نثرادبى] و[ نثر روان] را در همين مسيرانتخاب كرده ام .

[بلاغت] را نيز در شاخه هاى گوناگون و با مخاطبين متفاوت سعى كرده ام كه رعايت كنم . والباقى ... ما نيز چون بسيارى شرمنده ايم از قصورها و تقصيرها...

مرتضوى :
در واقع بايد گفت : هيچ .اما نوشته هايى كه دراين دو سال اخير از اين حقير منتشر شده است هر چند نمى توان آن را قدمى به حساب آورد ولى دراين جهت بوده است . قدم ارزشمندى را كه شما برادران ارجمند در مجله[ حوزه] برداشته ايد ازاولين شماره هاى آن براى اين جانب موجب خوشحالى بوده است و شخصا حداقل به عنوان خواننده مجله آن را پى مى گرفته ام و به همت شماارج مى نهاده ام . هر چند به رسم طلبگى[ ان قلت] هايى نيز داشته باشم .