نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - سيد مرتضى مبرقعى فقيه
حوزه : با تشكراز حضرت عالى كه مصاحبه با مجله ما را پذيرفتيد لطفا در زمينه ورود حضرت آيه الله العظمى بروجردى قدس سره به قم اگر خاطره اى داريد بيان كنيد.
استاد: آيه الله العظمى بروجردى قبلا به قم آمده بودند ولى مسائلى پيش آمده كه به بروجرد برگشتند. مرتبه دوم براى معالجعه به قصد تهران از بروجرد حركت كردند.
مى فرمود: وقتى به قم رسيدم هنگامى كه چشمم به گنبدافتاد حالم خوب شد و يك راحتى در وجودم احساس كردم .
وقتى كه ايشان در تهران بسترى شدند حوزه ازايشان دعوت به عمل آوردند.از جمله دعوت كنندگان سيداسماعيل صدر بود كه ازايشان خواست تا در قم بمانند.ايشان به قم تشريف آوردند و درس شروع كردند. ما هم در درسشان شركت مى كرديم .
حوزه : حضرت عالى از چه وقتى و چگونه با آيه الله العظمى بروجردى آشنا شديد؟
استاد: مرحوم آيه الله فاضل لنكرانى (پدر حاج آقا محمدفاضل ) به آيه اله بروجردى نزديك بود. من هم كه با آقاى فاضل خويشاوند بودم در معيت ايشان رفت و آمد به بيت آيه الله بروجردى را شروع كردم . در درس ايشان هم كه شركت مى كردم .ازاين جا بود كه كم كم آشنايى من با بزرگوار به جدى رسيد كه وقتى آقا با درشكه مى خواستند به درس تشريف ببرند فقط من در معيت ايشان با درشكه مى رفتم . بعدها متوجه شدم : برخى ازافراد بيت از رفتن من با آقا ناخشنودند لذا يك روز به آقا عرض كردم :
آقا من پيشنهادى دارم .
فرمودند: نظراين است كه : موقعى كه حضرت عالى مى خواهيد با درشكه به درس تشريف ببريد هيچ كس با شما نباشد تنها برويد. من دلم مى خواهد خدمت شما باشم ولى براى من كينه ها و حرفهايى اين كار در پى دارد. حاج احمد هم مايل است كسى با شما نباشد.
از آن به بعد بنا شد كه بزرگوار تنها با درشكه بروند. من خيلى رويم باايشان باز بود. آن بزرگوار هم احساس كرده بود كه نزديكى من جز براى خدا نمى باشد و قصد و غرضى را تعقيب نمى كنم .
حوزه : چرا آقايان قم اصرار داشتند آيه الله بروجردى به قم بيايند؟
استاد: همه آقايان اصرار براين مطلب نداشتند بلكه بعضى از آنان كه مزاياى درس ايشان را مى دانستند واز خصايص ديگر آيه الله بروجردى هم آگاه بودند در آمدن آيه الله بروجردى به قم پافشارى مى كردند.
اگر آيه الله العظمى بروجردى پس از رحلت آيه الله شيخ عبدالكريم به قم مى آمدند
حوزه قم وضع ديگرى پيدا مى كرد و به پيشرفتهاى چشم گيرى مى رسيد.
حوزه : آيا حضرت امام رضوان الله تعالى عليه هم درآمدن آيه الله بروجردى به قم موثر بودند؟
استاد: حضرت امام خيلى هوشيار بود. آن بزرگوار عزت و شكوه حوزه ها و مسلمين را دنبال مى كرد و هر آنچه دراين عزت موثر بود تعقيب مى كرد.امام خمينى پس از فوت آيه الله آقا سيدابوالحسن اصفهانى قدس سره كه نوبت زعامت به آيات : حسين بروجردى و حسين قمى رسيده بود از آيه الله العظمى بروجردى تبليغ مى كرد. مردم را به ايشان ارجاع مى داد حتى براى اين مهم به شهرها هم مسافرت مى كرد. من ازامام پرسيدم : چرا شما مردم را به آيه الله قمى ارجاع نمى دهيد
فرمودند: آيه الله حاج آقا حسين قمى درايران نيستند بلكه در عراقند لذا بايد آقاى بروجردى را تقويت كرد تا حوزه قم و علماى ايران قوت پيدا كنند.
علاوه براين امام خمينى قدس سره آيه الله آقا حسين بروجردى را مردى روشن مى دانست و گمان مى كرد كه :از طريق آيه الله بروجردى اهداف انقلابى را مى تواند دنبال كند. بعدها من به ايشان گفتم : شما تبليغات زيادى براى مرجعيت آيه الله بروجردى كرديد ولى آن را كه مى خواستيد نشد فرمود: بله .
آيه الله بروجردى در ذهنش القا شده بود كه : مردم بر عهد و ايمانشان محكم نيستند و كارى از پيش نمى رود.
البته در زمان پهلوى بزرگ چنين هم بود. مردم نه تنها جرات نفس كشيدن نداشتند بلكه بعضى از آنان به اهل علم توهين مى كردند. طلاب را براى خوشايند عمال رضاخان اذيت مى كردند. خيلى وضع بدى بود.
حوزه : آيا رابطه امام راحل قدس سره و آيه الله العظمى بروجردى تا آخر عمر گرم و صميمى بود؟
استاد: بله امام و آيه الله بروجردى به يكديگراحترام مى گذاشتند منتهى امام
انتظار اقدامات بيشترى از آيه الله بروجردى داشت . مى خواست كه ايشان از قدرت خود در جهت سامان دادن به حوزه ها واصلاح امور مسلمين و مبارزه با بدعت فساد و ظلمهاى پهلوى بيشتر بهره ببرد.
به برخى از كسانى كه اطراف آيه الله بروجردى بودند انتقاد داشت و معتقد بود كه آنان نبايد دراطراف آقا باشند ولى در عين حال نسبت به آيه الله بروجردى بسياراحترام مى گذاشت و تضعيف زعامت ايشان را جايز نمى دانست .
حوزه : شماد در دروس :اصول و فقه آيه الله بروجردى شركت مى كرديد لطفا مقدارى از خصوصيات درس ايشان را بيان كنيد.
استاد: درس آيه الله بروجردى به قول خودش بياضچه ى نبود يعنى چنين نبود كه تقريرات اساتيد رااز بر كرده باشد و بر شاگردان القاء كند. بلكه درسى تحقيقى بود تا حقيقت مطلب را نمى فهميد و به شاگردان نمى فهماند رد نمى شد. در فهم حقايق و بيان آنها مردى فوق العاده بود. من كسى را مثل ايشان آنچنان مسلط بر منابع و مسائل اسلام نديدم . در فقه واصول متبحر و كم نظير بود.
حوزه : آيا حضرت عالى در درس خارج ديگرى غيراز درس آيه الله بروجردى شركت كرده ايد؟
استاد: بله در درس مرحوم كوه كمره اى معروف به آيه الله حجت شركت مى كردم .ايشان هم خيلى خوش فهم و خوش بيان و مسلط بود. تمام مبانى فقها رااز زمان شيخ انصارى به بعد تحقيق و بررسى كرده بود.البته مثل آيه الله بروجردى نبود زيرا آيه الله بروجردى غيراز بررسى آراى قدماء سبك خاصى در بررسى احاديث و برداشت از روايات داشت .
حوزه : برخورد آيه الله بروجردى با آيه الله كاشانى چگونه بود اگر خاطره اى داريد بيان كنيد.
استاد: آيه الله بروجردى قدس سره مشخصا با آيه الله كاشانى مساله اى نداشتند.اطرافيان آنان گاهى اعمال ناخوشايند راانجام مى دادند.
از باب نمونه : من با آيه الله سيدمحمدتقى خوانسارى رابطه ديرينه و نسبت به ايشان علاقه قلبى داشتم لذا روزى كه آيه الله كاشانى وارد قم شد و به آيه الله خوانسارى وارد شد من هم بودم .ايشان مى خواست به دين آيه الله بروجردى برود.
عرض كردم : چون ممكن است برخى از كسانى كه حول و حوش بيت آله الله بروجردى مى باشند به شما توهين كنند شما خيلى ننشينيد زودتر حركت كنيد. براى اين كه گمانى پيش نيايد من مى گويم :
گويا شما در منزل خوانسارى قرار داشتيد. شما به اين بهانه بلند شويدايشان قبول كردند.
رفتيم خدمت آيه الله بروجردى قدس سره بعداز كمى نشستن من احساس كردم عده اى قصدهايى دارند لذا به آيه الله كاشانى گفتم :
آقا! گويا شما قرارى داشتيد در منزل آقاى خوانسارى منتظر شما هستند.
ايشان تصديق كرد و بلند شد.
وقتى بيرون آمديم يكى از كسانى كه برخورد چماقى داشت به من گفت :
آقا سيد چه كردى ؟ گفتم : ما هم بلديم چه كنيم .
حوزه : در زمينه برخورد آيه الله بروجردى با ديگر رجال سياسى چنانچه خاطره اى داريد لطفا بيان كنيد.
استاد: دو مطلب هست كه بايد بگويم : يكى برخورد آيه الله بروجردى با نواب صفوى و ديگرى با آقاى بهبهانى .
اما در رابطه با نواب : در زمان زعامت آيه الله بروجردى طرفداران نواب در قم خيلى
شلوغ كردند. در مدرسه فيضيه به ايران سخنرانى پرداختند.
دراين سخنرانيها چه بسااز مرجعيت و زعامت آن روز حوزه انتقاد مى شد واين موجب تضعيف نهاد مرجعيت مى گرديد.
آيه الله بروجردى با آنان مدارا كرد اما سودى نبخشيد.
اين امر باعث شد كه برخى ازافراد مانند شيخ على لر كه خيلى قلدر بود به جان طرفداران نواب بيفتند و آنان رااز فيضيه بيرون كنند و نگذارند به ايران سخنرانى بپردازند.
جريان ديگر مربوط به قاى بهبهانى است . من صبح خيلى زود( بين الطلوعين )از خانه بيرون رفتم ديدم درشكه مخصوص جلوى منزل آيه الله بروجردى متوقف است . فهميدم آقا قصد دارند جايى تشريف ببرند. ايستادم تا آقااز بيت خارج شدند. جلو رفتم گفتم : آقا به اين زودى كجا؟
فرمود: تواين موقع اين جا چه مى كنى ؟
فرمود: منزل آقاى بهبهانى مى روم اگر مى آيى برويم .
گفتم : نه عرضى دارم دستورش را بدهيد مى روم دنبال كارم .ايشان دستور خواسته مر دادند.ازايشان جدا شدم و آيه الله بروجردى به ديدن آقاى بهبهانى رفتند.
حوزه : حضرت عالى كه مديريت مدرسه فيضيه را در دوران زعامت حضرت آيه الله بروجرد بر عهد داشتيد آن مرحوم در حوزه چه برنامه اى را پى ريختند.
استاد:از طرف ايشان در حوزه امتحان برقرار شد. طلاب درسخوان تشويق مخصوص مى شدند. هيات حاكمه اى مركب از بزرگان حوزه تعيين شد كه امور طلاب را بر عهده داشتند.
بسيارى از بزرگان :امام خمينى حاج آقا روح الله خرم آبادى سيدكاشانى و... عضواين هيات بودند.اين گروه براى سازماندهى به حوزه وايجاد نظم برنامه اى تنظيم كردند ولى شخصى به نام حاج احمد ذهن آيه الله العظمى بروجردى را نسبت به اقدامهاى اين هيات خراب كرد لذا آن برنامه ها دنبال نشد.
حوزه :از ابعاداخلاقى و صفات برجسته حضرت آيه الله بروجردى اگر مطالبى داريد بفرماييد
استاد: بروجردى به تمام معنى آقا بود طبع بسيار بلندى داشت و بزرگمنش بود. تفاوت است بين خوبى و آقايى بعضى خوبند يعنى پارسا و متقى اند ولى بزرگمنش و آقا نيستند. آيه الله بروجردى به تمام معنى آقايى داشت . نسبت به ديگران احتياط را در جانب نيازمند و محتاج مراعات مى كرد. بااين حال دراداره زندگى و مصارف شخصى از صرف بيت المال پرهيز مى كرد. فقط از پول بيت المال در بيرونى براى مراجعين يك چاى مى دادند. روح مطلب هم در يك روحانى همين است . عظمت يك روحانى به اين است كه در صرف وجوهات براى زندگى شخصى و خانوادگى محتاط باشد و در صرف بيت المال مسلمين دقت به خرج دهد.ايشان زندگى شخصى رااز درآمدارثيه اى كه برايش باقى مانده بود اداره مى كرد. با اين كه خيلى زياد نبود به همان مقدار قناعت مى كرد.
حوزه : حضرت عالى كه مباحث الهيات بمعنى الاخص حكمت متعاليه بويژه مبحث نفس اسفار را به طور خصوصى خدمت امام راحل قدس سره تلمذ كرده ايد ما رااز مواعظ خويش بهره مند سازيد.
استاد: مراقبت و مواظبت لازم است . راه باريك است . رفتار يك روحانى خيلى بايد دقيق باشد شب بيدارى و نمازشب مهمترين عامل براى كسب مقامات معنوى است .اگراين مراقبتها و شب زنده داريها نباشد كسب علم مايه نجات انسان نخواهد بود.
يك صفات بارزى كه در آيه الله بروجردى بود اين بود كه حاضر نبود به خاطر فرزندانش به جهنم برود. نوعا آقايان در رابطه با فرزندانشان در مى مانند وازاين ناحيه ضربه به آنان وارد مى شود ولى آيه الله بروجردى وامام خمينى بسيار بر اين
امر مواظبت مى كردند و نمى گذاشتند بر مرجعيت اسلام كه آبروى آن آبروى اسلام است از جانب فرزندانشان لطمه اى وارد شود.
به عنوان نمونه : يك مرتبه برخى خدمت آيه الله بروجردى رسيدند گفتند: آقازاده را بفرستيد تااقامه نماز بكنند.
ايشان بسيار ناراحت شدند و فرمودند :چه مى گوييد؟ مگر شمااسلام را ملعبه مى دانيد كه اين حرفها را مى گوييد.