نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - سيد مصطفى خوانسارى
حوزه : با سپاس فراوان از حضرت عالى كه قبول زحمت فرموديد و مصاحبه با مجله ما را پذيرفتيد خواهشمنديم به گوشه اى از خدمات و آثار آيه الله بروجردى اشاره بفرماييد.
استاد: آيه الله بروجردى خدمات گوناگونى انجام داده اند:
تهيه و چاپ كتابهاى مفيد كه برخى از آنها ناشناخته بودند مانند: [خلاف] شيخ طوسى [ جامع الرواه] اردبيلى [ مفتاح الكرامه] [ قرب الاسناد] [ جعفريات] و[ جامع الاحاديث شيعه] كه به نظارت خود حضرت آيه الله بروجردى تهيه تنظيم و چاپ شد.
تعمير و ساختن مسجد مدرسه حسينيه درمانگاه كتابخانه و...از جمله : مسجداعظم قم كتابخانه عظيم آن كه چهار هزار جلد كتاب خطى و متجاوزاز بيست هزار جلد چاپى دارد. مدرسه علميه خان رضويه جانى جان بيمارستان نكويى
(ثلث اموال مرحوم نكويى دراختيارايشان بود. از آن ثلث بيمارستان نكويى را ساختند) قبرستان وادى السلام قم و... در شهرستانها هم مدرسه مسجد و... بنا كردند از جمله : در شهر باختران مدرسه علميه كتابخانه و مسجد ساختند.البته دراين كه چه كسانى اين مدارس و مساجد را دراختيار بگيرد واداره كند دقت داشتند. لذا براى اداره مدرسه و مسجد باختران شهيداشراقى و مرحوم حاج شيخ عبدالجواد جبل عاملى سده اى را فرستادند. كه مرحوم جبل عاملى دوام نياوردند ولى شهيداشراقى ماندگار شدند تا عاقبت الامر به شهادت رسيدند. در كربلا نيز حسينيه ساختند. در نجف اشرف بهترين مدرسه را در سه طبقه با كتابخانه بنا كردند. براى اين كتابخانه ٣٥ صندوق كتاب از قم فرستادند.
در سامراء ناصبيها زوارائمه اظهار( ع ) را مورد آزار و اذيت قرار مى دادند لذا حسينيه اى با تجهيزات كامل بهداشتى و رفاهى براى استفاده زوار ساختند.
راجع به حوزه علميه قم بايد بگويم : علت مبقيه حوزه علميه قم بودند زيرا پس از فوت آيه الله حاج شيخ عبدالكريم يزدى در تمام حوزه بيش از چند صد طلبه به چشم نمى خورد. آن هم شمشير ميرغضب رضاخان بالاى سرشان . رضاخان نفسها را بريده بود.ايشان به حوزه علميه قم رونق علمى بخشيد. حوزه رااحيا كرد. به طالب علم آبرو داد.
حوزه : آيه الله بروجردى بى شك مايه عزت مسلمين بود لطفا دراين باره توضيح بفرماييد.
استاد: به نظر من آيه الله بروجردى عز مسلمين بوده و هست .
آيه الله بروجردى خوابى بود كه مردم ديدند و ديگر نخواهند ديد!
حوزه :ازابعاد علمى آن بزرگ صحبت بفرماييد.
استاد: عالمى به اين جامعيت من نديده ام . دراكثر علوم صاحب نظر بود. به گفته خودش : براى هر موضوع فقهى پرونده اى تهيه كرده بود و به تمام زواياى آن رسيدگى كرده بود.از مطالعه خسته نمى شد. مى فرمود:
[من ناراحتيها و خستگيهاى خود را با مطالعه برطرف مى كنم].
در علم اصول يقينا كمتراز معاصرين خود نبود. حاشيه ايشان بر كفايه از حواشى محققانه كفايه است .
(متاسفانه اين حاشيه پرارزش تاكنون چاپ نشده است ).
ايشان با مرحوم قوچانى محشى كفايه مقرر درس مرحوم آخوند بودند.
مى فرمودند: حاج ميرزا كلباسى كه دراصفهان مسائل را نزد ايشان خوانده بودم در نجف اشرف در جلسه تقرير من از درس آخوند شركت مى كرد.
بااين حال فقه را مبتنى براصول نمى دانست . مى توانست تمام فقه را بدون نياز به اصول بحث و مطرح كند. درباره مقام رتبه علمى آيه الله بروجردى نمونه اى نقل مى كنم :
مرحوم آيه الله حاج سيدجمال الدين گلپايگانى كه از فقهاء و عارفان بزرگ بود از آيه الله بروجردى پرسيده بود:اعلم نجف كيست كه موقوفه اى را به وسيله او به طلاب برسانيم .
آيه الله بروجردى در پاسخ نوشتند: آيه الله حاج سيدجمال الدين !
آيه الله حاج سيد جمال الدين گلپايگانى براى معالجه به تهران آمده بود و در بيمارستان بازرگانان (نجميه ) بسترى بود. وقتى به ملاقات ايشان رفتيم فرمود:
[به حاج آقا حسين سلام مرا برسانيد و بگوييد:اگر بنا بود سيدجمال مقلد باشداز شما تقليد مى كرد].
و فرمود: [ما تصور مى كرديم كه : بعداز مرحوم حاج ميرزا حسين نائينى اعلمى وجود ندارد ولى هنگامى كه آيه الله حاج آقا حسين بروجردى را ديديم از مرحوم نائينى يادمان رفت]! از آن جهت كه مرحوم آيه الله حاج سيدجمال الدين گلپايگانى اهل معنى و عرفان بود به آسانى به كسى [آيه الله] نمى گفت اما نسبت به مرحوم آيه الله بروجردى چنين تعبير مى كرد.
حوزه : لطفا درباره مهر و عطوفت آن بزگوار نسبت به طلاب و علماى بزرگ صحبت كنيد.
استاد: بسيار خدوم و با محبت بود. مى فرمود:
[سحرها كه بيدار مى شوم به فكر حجره هاى مدارس قم و شهرستانها هستم . به فكر پيرمردهاى حوزه قم و ديگر شهرستانها هستم . فكر مى كنم كه : فلان عالم از كارافتاده چگونه اداره مى شود. بايداداره اش كرد].
توجه كنيد: نمى فرمود: سحرها كه بيدار مى شوم نافله شب مى خوانم و... بلكه مى فرمود:
در فكر طلاب و علما هستم كه چگونه زندگى را مى گذرانند !
از آن جا كه بسيار پر مهر و محبت بودند اگر در سر درس و يا محفل علمى از سخن كسى عصبانى واز روى عصبانيت آن شخص را مورد خطابه قرار مى دادند و مطلبى را مى گفتند به شدت متاثر مى شدند به نحوى كه تا رضايت طرف را جلب نمى كردند و جبران آن برخورداز روى عصبانيت را نمى كردند آرام نمى گرفتند.از باب نمونه:
حضرت آيه الله بروجردى در مسجد عشقعلى اصول مباحث مى كردند. روزى يكى از فضلاء به نام آقا شيخ على چاپلقى اشكال كردند. حضرت آيه الله بروجردى جواب دادند. آقا شيخ على جواب آقا را رد كردند. آيه الله بروجردى عصبانى شدند. به نحوى آقا شيخ على متاثر شد و منقلب كه مى خواست گريه كند. مباحثه تمام شد.
نماز مغرب را تمام كرده بودم كه مشهدى رضا خدمتكار آقا آمد و گفت : آقااز مباحثه كه برگشتند ما بنى در كتابخانه واندرون ايستاده و متاثرند و فرمودند: برويد به آقاى خوانسارى بگوييد: بيايد.اينجانب با عجله نماز عشاء را خواندم و پيش آقا رفتم . ديدم ايشان با حالت ناراحتى و تاثر شديد بين در كتابخانه واندرونى ايستاده اند! تا من رسيدم به من فرمودند:
[ اين چه حالتى بود كه از من صدار شد؟ يك نفر عالم ربانى را رنجاندم .الان بايد بروم و دست ايشان را ببوسم و حلاليت بطلبم كه از من بگذرد و بعد بيايم نماز و مغرب و عشاء را بخوانم]! عرض كردم : ايشان در مسجد شاه زيد امام جماعت هستند و بعد
از نماز مساله مى گويند و براى مردم موعظه مى كنند لذا تا دو - سه ساعت از شب گذشته منزل نمى آيند. من به ايشان اطلاع مى دهم كه : آقا فردا صبح به منزل شما خواهند آمد.
آقا قبول فرمودند.
صبح شد من رفتم حرم .از حرم كه برگشتم ديدم : آقا سوار بر درشكه در منزل ما منتظر من هستند. در خدمتشان رفتيم منزل آقا شيخ على وقتى آقا آقاى شيخ على را ديدند مى خواستند دست او را ببوسند كه نگذاشت .
مى فرمودند : [از من بگذريد.از حالت طبيعى خارج شدم و به شما پرخاش كردم و]...
آقا شيخ على گفت :[ شما سرور مسلمين هستيد. برخورد شما باعث افتخار من بود و]...
آقا تكرار كردند : [از من بگذريد. مرا عفو كنيد].
بالاخره اين برخورد موجب شد كه : آقا شيخ على تا آخر عمر مورد مراحم و عطوفت آيه الله بروجردى قرار بگيرد.
روى همين مهر و عطوفت به علما فضلا و طلاب بود كه به بهانه هاى مختلف در فكر نفع رسانى به آنان بود. حتى برخى را كه از وضع علمى آنان آگاه بوداما به نام لجنه تحقيقى نگه مى داشت تا بهره اى ببرند. كلا ايشان نسبت به اهل علم بسياراحترام مى كرد حتى كسانى كه در گذشته نسبت به او خوشرفتارى نكرده بودند بسيار مهربان بود و همه چيز را ناديده مى گرفت .
حوزه :از توجه حضرت آيه الله بروجردى به امور معنوى بفرماييد كه براى ما و طلاب عزيز سودمند خواهد بود.
استاد:او اهل تظاهر نبود. وقتى كه به نماز مى ايستاد (مخصوصا اگر تنها بود) حالش دگرگون مى شد به گونه اى كه قادر به اداى كلمات نبودازاين روى نمازش خيلى طول مى كشيد. موردى كه در درس آنچنان بليغ بود ولى اينجا كند حركت مى كرد. با تأنى و حضور قلب نماز مى گزارد.
حوزه : زياد شنيده ايم كه به امور معنوى طلاب توجه داشتند لطفا در اين باره صحبت بفرماييد.
استاد: براى اصلاح حال طلاب خيلى مى كوشيد. برخى از روزهاى چهارشنبه و آغاز تعطيلات طلاب را نصيحت مى كرد واين نصايح خيلى موثر واقع مى شد.
مى فرمود : [اى كاش كسى مثل حاج ميرزا على آقاى شيرازى در قم مى بود و طلاب را موعظه مى كرد].
البته گاهى از وى دعوت مى كرد كه به قم بيايند و طلاب را نصيحت كنند.
يااين كه حاج ميرزا على آقاى شيرازى دراصفهان شاگردش بوده است ولى خيلى به وى احترام مى كرد.
حوزه : حضرت آيه الله بروجردى بارها فرموده بودند كه :[ من به غير خداوند تبارك و تعالى به احدى اظهار حاجت نكرده ام] لطفااگر نمونه اى دراين باره داريد بفرماييد.
استاد: در يكى از سالها قبل از رمضان و مصادف با زمستان ! حضرت آيه الله بروجردى فرمودند :[دراين ماه وجوه نرسيده است لذا بنا دارم كه به آقاى خلخالى در نجف بنويسم كه شهريه و نان حوزه نجف را ندهند و براى شهريه طلاب حوزه علميه قم اگر وجوه رسيد خواهيم پرداخت و گرنه نخواهيم پرداخت].
عرض كردم : شما همان روش آيه الله سيدابوالحسن اصفهانى را پيش بگيريد.
فرمودند :[به چه نحو بود].
عرض كردم : آيه الله سيدابوالحسن اصفهانى به وكلاى خود در بلاد ايران مانند: مرحوم حاج آقا يحى تنكابنى در تهران و آقاى صديقين در اصفهان و آقايان : شيخ حسين مقدس و مصباح در مشهد مقدس مى نوشتند و آن آقايان وجوه را فراهم مى كردند وارسال مى داشتند. وكلاى حضرت عالى از وكلاى آن مرحوم اقوى
مى باشند. حضرت عالى وكيلى مثل آيه الله حاج سيداحمد خوانسارى را داريد.
فرمود :[من تاكنون به غيراز خداوند تبارك و تعالى به احدى اظهار حاجت نكردم واين كار را نمى كنم]. دو روز گذشت . شب بود و من در بيرونى بودم . ساعت يازده شب شخصى وارد شد و گفت : ده دقيقه اى با آقا كار دارم . توسط خدمتكار پيغام دادم . آقا اين شخص را به حضور پذيرفتند. طولى نكشيد كه اين شخص از خدمت آقا برگشت و رفت . صبح كه خدمت آيه الله بروجردى رسيدم فرمودند : تا سه ماه شهريه نجف و قم و ديگر شهرهاى ايران را داريم !
حوزه : حضرت آيه الله بروجردى شديدا با سخاوت بوده اند لطفا درباره ايشان اگر نمونه هايى به ياد داريد بفرماييد.
استاد: با آن كه بسيار ساده زندگى مى كرد و با ماهى دو هزار تومان ازاجاره ملكى كه در بروجرد داشت اداره مى شد ولى خيلى سخاوتمند بود.
يادم هست : يكى از روحانيون شهرستان ساوه مقدارى سهم امام آورده بود.ايشان پول را گرفتند و مقدارى هم روى آن گذاشتند به آن آقا باز گرداندند.
اين وضع به نظر يكى از اصحاب ايشان سخت آمد لذا تذكر داد كه : آقا اين شخص قوانين مى خواند يعنى وضع علمى اش خيلى بالا نيست . همان مقدار كه آورده برگردانيد كافى است . آقا فرمود: آيا زن و بچه اش هم قوانين مى خوانند.
در زمان جنگ بين الملل دوم ملكى داشتند در بروجرد كه به ٦ هزار تومان فروخته بودند. پول اين ملك در پاكتى بود.اهل علمى براى ٦٠ تومان كرايه معوقه منزل تقاضاى كمك كرده بود.ايشان به اندازه اجاره منزل آن آقا پول در پاكتى گذاشته بود. وقتى آن شخص مراجه كرده بود اشتباها پاكت پول ملك را مى دهند. آن آقا پس ازاطلاع از داخل پاكت مراجعه مى كند و پاكت را تقديم آقا مى كنداما آقا نمى پذيرند و پس نمى گيرند! مى فرمايند : چيزى را كه داده ايم پس نمى گيريم . اين وضع به نظر يكى ازاصحاب ايشان سخت آمد لذا در زمان دكتر مصدق پولها را عوض كردند. روزى ايشان مى فرمود:
[پانصد تومان از پولهاى ما باطل شده و زمانش گذشته است].
اظهار خرسندى مى كردند كه : [ اين مبلغ از مال شخصى (مال الاجاره ) من بود و
متعلق به سهمين نيست].
يادم هست : وضع مالى ايشان چندان مناسب نبود. روحانى مراجعه كرد و قبض ده تومانى داشت كه مى خواست آقاامضا كند تا آن را دريافت كند. در همين زمان كسى مراجعه كرد و مقدارى سهم داد. آقا آن سهم را با آن قبض امضاء شده به آن روحانى داد.
شخص مراجعه كننده كه تحت تاثير كرم آقا قرار گرفته بود چندين برابر پولى كه داده بود پرداخت كرد. بسيارى از هدايايى را كه براى ايشان مى آوردند هرگز مورداستفاده خودشان قرار نمى گرفت و همه را به ديگران مى بخشيدند.از كابل و مشهد چند عدد پوستين براى ايشان آوردند ولى همان سال زمستان خودايشان پوستين بر تن نداشتند. گاهى بخشى از عباى خودش پاره بود و به خاطر حجبى كه داشت پارگى را پنهان مى كرد ولى در همان زمان اگر عباى مرغوب و بهترى براى ايشان هديه مى آوردند به ديگرى مى بخشيد.
حوزه : يكى از ويژگيهاى برجسته آيه الله بروجردى خلوص در عمل بوده است لطفااگر خاطره اى دراين باره داريد بيان كنيد.
استاد: روزى خدمت آيه الله بروجردى نشسته بودم . عده اى ازاصحاب ايشان از خدمات و كارهاى آن بزرگوار تمجيد مى كردند. من ساكت بودم و چيزى اظهار نمى كردم . رو كردند به من و فرمودند:
شما چرا ساكت هستيد؟ يك مطلبى بگوييد .
عرض كردم : در روايت دارد:
خلص العمل فان الناقد بصير. بصير ١
تااين عبارت را خواندم .اشگ از ديدگانششان جارى شد و حالشان دگرگون گرديد. رو كردند به آقايان فرمودند:
بله اگر در قيامت شما باشيد مساله حل است ولى نه .
خلص العمل فان الناقد بصير بصير
پس از آن هرگاه به من برخورد مى كردند مى فرمودند:
[خلص العمل فان الناقد بصير بصير] و حالشان دگرگون مى شد.
آيه الله بروجردى واقعا به معاد باور داشت و به آن يقين كرده بود.
حوزه : آيه الله بروجردى به گفته بسيارى از شاگردان نزديكان آن بزرگوار پركار و كوشا بوده اند لطفا دراين باره اگر مطلبى داريد بفرماييد.
استاد: آيه الله بروجردى همانطور كه عرض كردم از كار خسته نمى شد. زندگى روزانه او از آغاز روز تا پايان شب به تلاش مى گذشت .
حدود شش ماه بين الطلوعين خدمتشان مى رفتم تا كتاب[ فهرست منتخب الدين] را حاشيه و مستدرك كنند.اين كتاب مطابق فهرست شيخ طوسى پيش رفته و در واقع متمم آن است .
حوزه : رابطه آيه الله بروجردى با علماى زمان خودشان چگونه بود.
استاد:ارتباط ايشان با علماى زمان خود بسياراحترام آميز بود. به آيات تلاث : (آيه الله حجت آيه الله خوانسارى و آيه الله صدر) بسيار احترام مى گذاشت . و در مسائل مهم با آنان مشورت مى كرد. باامام خمينى رحمه الله عليه رابطه بسيار خوب و صميمى داشت و در مواقع حساس باايشان مشورت مى كرد.
حوزه : در پايان اگر لطف كنيد و ما و ديگر طلاب را نصيحت كنيد متشكريم .
استاد:امور معنوى آيه الله بروجردى بايد دنبال بشود.
بر حوزه علميه است كه طريقه آيه الله بروجردى را در فقه دنبال كنند.اگراين شيوه
دنبال شود طلبه ملا مى شود و به نتيجه مى رسد.
اساتيد بايد به تاريخ مساله فقهى بپردازند و همانگونه كه در سند روايت اجتهاد مى كنند در متن روايت نيزاجتهاد كنند:از حيث دلالت تعارض و زمان صدور.
فقه آيه الله بروجردى از قوى ترين و مطمئن ترين فقه هاست ازاين روى بايد در حوزه ها رواج پيدا بكند. بسيارى از علماء بر عروه الموثقى حاشيه زده انداما چند حاشيه بيشتر علمى نيست كه يكى از آنها حاشيه آيه الله بروجردى است .ازاين حاشيه به خوبى مى توان به قدرت علمى آيه الله بروجردى پى برد.
خلاصه مطلب اين است كه : مرگ دنبال انسان است .امروز يا فرداانسان مى ميرد. حال كه اين طوراست وانسان دراين دنيا نمى ماند چرا حقوق مسلمانان را پايمان كند. بله اگرانسان براى هميشه دراين دنيا مى ماند شايد جاى ن بود كه چنين فكرهايى را بكند و در خدشه دار كردن شخصيت اين و آن انديشه كنداما آدمى كه مى ميرد و صحنه حساب را در پيش روى دارد چرا بايداشخاص را مورد هجوم زبانى و قلمى خود قرار بدهد؟البته دراين دنيا هم حساب هست ! ديديم افرادى را كه نسبت به بزرگان بى ادبى مى كردند و چوب خوردند كه بسيار عبرت انگيز بود.
دنيا بى حساب نيست . هم دراين دنيا و هم در آن دنيا نظام اتم است .
خداوند همه ما رااز هواى نفس نگه دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى :
١. اين عبارت بخشى از حديث قدسى است كه تحت عنوان سوره ٢٥ تورات آمده است .
يا بن آدم !اكثر من الزاد فان الطريق بعيد بعيد
و جددالسفينه فان البحر عميق عميق
و حفف العمل فان الصراط دقيق دقيق
واخلص العمل فان الناقد بصير بصير
واخرنومك الى القبر و فخرك الى الميزان والشهوتك الى الجنه و راحتك الى الاخره و لذتك الى الحورالعين و كن لى اكن لك و تقرب الى باستهاته الدنيا و تبعد عن النار لبغض الفجار و حب الابرار فان الله لايضيع اجرالمحسنين .
(كلمه الله تاليف سيدحسن شيراز .٤٧١)