نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - مسووليت حوزه هاى علميه در نگاه بلند رهبرى
حوزه هاى علميه كه در گستره تاريخ بارورانديشه هاى اسلامى ركنى قديم و جايگاهى ممكن بوده و هست همواره نگاه ژرفنگران و مصلحان و زعيمان امت اسلام را به خود معطوف داشته است .
زيرا در نگاه اسلام باوران متعمق ريشه هراوج واعتلا كه در پهنه تمدن و فرهنگ اسلامى به منصه ظهور پيوسته و نيز هرافوال و ركود كه در آن پديد گشته به شكلى با نظام روحانيت اسلام و حوزه هاى علميه و كردار و پندار آنان پيوند دارد.
واين تحليلى است نشات يافته از متن معارف دين و عمق واقعيت تاريخ كه :[ رشد و تعالى مردمان هر عصر در پرتو صلاح عالمان و تباهى و سقوط آنان نتيجه فساد عالمان مى باشد].
واين چنين است كه وارثان دين وانذراگران و مبشران امت درادوار مختلف هر يك به سهم خويش و همپاى نياز زمان و به تناسب شناخت و وسعت ديدگاه خود به اصلاح نظام عالمان دين و ترميم كاستيها و نقايص آن و تحكيم
حوزه هاى علميه پرداخته اند. و در آن ميان چهره بزرگ احياگر دين در قرن حاضر حضرت امام خمينى قدس سره الشريف كه در صلابت بينش و رفعت نگرش و دقت سنجش سر آمد سلسله عالمان دين و رهبران اجتماعى است از درخششى بس چشمگير برخورداراست چرا كه او بنيان تحول آفرينى وانقلاب اجتماعى و فرهنگى خويش را در حوزه هاى علميه و در باور و آرمان روحانيان تعهدپذير پى افكند.
او سخت معتقد بود كه هر تحول صحيح و حركت سالم و سازنده در نظامات اجتماعى و سياسى و فرهنگى تنها در قلمرو حراست و پاسدارى و تلاش حوزه هاى علميه شكل گرفته و خواهد گرفت و با كنار نهادن اين عنصر تعهدپذير هيچ پايگاه فكرى و سياسى ديگرى قابل اعتماد و قادر به حفظ و سلامت جراينهاى اجتماعى در جهان اسلام نيست و اگر روزى اين پايگاه (روحانيت و حوزه هاى علميه ) شكسته شود ديگر هيچ سدى در برابر يورش بيگانگان به منظور پاسدارى از كيان ملى و فرهنگ جوامع اسلامى مقاومت نخواهد كرد مگراين كه خود به يكى از منابع قدرت فكرى و نظامى بيگانه وابسته باشد.
اين است كه امام خمينى قدس سره نخستين حركتهاى اصلاح گرى را در متن حوزه هاى علميه و در پايگاه اصلى جامعه اسلامى (روحانيت ) آغاز كرد و به تهذيب و تربيت شاگردان و نخبگانى پرداخت كه بعدها هر يك اهرمى قدرتمند در جهت به حركت در آوردن محورهاى اجتماعى انقلاب اسلامى به شمار آمدند.
گر چه آن بزرگ حتى تا پايان عمر پر بركت خويش به آرمان هايى خود در رابطه با با تحول واصلاح كامل حوزه هاى علميه و نظام روحانيت نايل نيامد كه گوياترين دليل اين ادعا آخرين پيامهاى دردمندانه آن ارجمند درباره حوزه هاى علميه است .
ولى او با همه رنجى كه از جمودگرايان برده و تلخيها كه از طعنها واتهامها چشيده بود هرگزازاين آرمان مقدس دور نماند واز تصميم خويش منصرف
نگرديد و مصمم بود تا همچنان كه نظام حكومتى ستمشاهى را دگرگون كرده و بر ويرانه هاى آن بناى عظيم نظام اسلامى را بنيان نهاد ريشه هاى تفكر عزلت و جمود و پايه هاى نابسامانى را در حوزه از جا بركند وانديشه اسلام ناب محمدى و فقاهت واسلام شناسى راستين و جامع را با نظم و سامانى متناسب با زمان بر آن حاكم سازد.
اما دريغ ! كه شوق لقاى خدا مجال تحقق اين آرزوى ديرينه را به آن بزرگوار نداد و شيفتگانش را در غمى سنگين و هجرانى گران فرو نهاد.
و آنان را كه براى اصلاح همه جانبه حوزه و نظام روحانيت چشم به همت او دوخته بودند در حرمان و تنهايى تنها گذارد!
و تنها نويد واميدى كه امروز غم هجران آن اسطوره زمان را در قلب دلباختگانش قابل تحمل مى سازد ادامه راه و آرمان او توسط انديشه ور و جهاد پيشه ژرفنگرى است كه لواى رهبرى امت را پس از آن بزرگ بر دوش دارد.
سخنان حضرت آيه الله خامنه اى رهبر نظام اسلامى خطاب به حوزه هاى علميه خود گويا ترين سند واقع نگرى ايشان است كه دراين مجال به شش محور آن اشارت خواهيم داشت .
بدان اميد كه رهنمودها و هشدارهاى آن گرامى مايه حركت راستين و خيزش انقلابى حوزه ها به سوى سيستم و سامانى متناسب با نيازهاى كنونى و آينده امت اسلامى باشد. واهداف عالى بنيانگذارانقلاب اسلامى با تدبير و همت والاى دست پرورده شايسته مكتب او تحصيل گردد.
بدان اميد كه اين راه مبارك آغازى بى انجام و تذكارى گذرا و تنها نقل
محافل ساليانه نباشد واين حركت فكرى در مواجهه با كارشكنيهاى عناصر قهقراجو از تبديل شدن به حركتى عملى باز نماند.
١- حوزه هاى علمى هسته مركزى نظام
رهبر نظام اسلامى همه طلاب و مسوولان نظام حوزوى را به اين امر خطير واصولى توجه داده و مى فرمايد:
[ انقلاب اسلامى بر محور حوزه علميه به پيروزى رسيد وامروز حوزه از لحاظ حرمت تاثير و آينده نگرى محور و هسته مركزى اين نظام است] .
اين سخن ممكن است در نظر برخى سطحى نگران فقط نوعى تمجيداز روحانيت و حوزه ها به شمار آيد ولى در نظر آنان كه سخن را بر ملاك واقعيتها مى سنجند و نگران آينده اسلام وانقلاب و پايبندگى و بالندگى و گسترش آنند نوعى هشدار به رسالتها و يادآورى مسووليتهاست چه اين كه در كلام حكيمان مجالى براى مبالغه و مجامله نيست واگر سخنى در تكريم بيايد حكايت از تكليفى عظيم دارد. چنانكه در كلام خداى حكيمان آنگاه كه[ كنتم خير خيرامه اخرجت للناس] ياد شده در پى آن وظيفه [ تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر] به صراحت آمده است .
عالمان اگرامين و وارث پيامبرند واگر حضور در مجلس و نگاه بر رخسارشان عبادت است بارانذار و تبشير و جهاد و مقامت وايثار را بر دوش دارند واگر به وظايف خويش عمل نكنند ستمكارترين مردم و منفورترين آنانند.
حوزه هاى علميه نيز اگر محور مركزى نظام اسلامى به شمار مى روند به همان ميزان داراى نقش و مسووليت بيشترى هستند واين مركزيت قبل از آن كه بهنانه اى تلقى شود و بهانه اى براى بهره وريهاى مادى به حساب آيد ايمانها واراده ها و توانهاى پولادين را مى طلبد كه در زيربار چرخش چرخه هاى حكومت و سنگينى بارامت تاب بياورند واز وطيفه برنتابند. و دقيقا براين اساس است كه رهبر نظام اسلامى در كنار تبين جايگاه حوزه ها به ترسيم مسووليت آنان پرداخته است .
٢- حوزه ها مسوول تدوين نظام ارزشى اسلام .
اين محور در حقيقت محور نخست را سمت و جهت مى بخشد و بر نتيجه اى كه قهرا متوجه پيكره هسته مركزى نظام مترتب است تاكيد دارد زيرا در آن به صراحت آمده است :
[ اين نظام بر محور تفكرات اسلامى بنا شده و بر محور بينش هاى اسلامى واحكام و مقررات الهى بايداداره شود.
مسووليت تدوين نظام ارزشى اسلام تبيين معارف اسلامى و تنقيح و تحقيق مقررات واحكام اسلام و نيز ارائه الگوى زندگى اسلامى كه نظام براساس آنها حركت خواهد كرد بر عهده حوزه هاى علميه است] .
حضرت آيه الله خامنه اى كه خوداز ديرباز با مشكلات و نارسايى هاى حوزه مواجه بوده و بى ترديد همچون امام خمينى قدس سره از كاستيها و نارسايها رنجهاى فراوان برده به خوبى اين واقعيت را تجربه كرده است كه تنها يادآورى مسووليتها كافى نيست بلكه در كنار بيان بايدها ضروره آنچه هست نيز بايد مورداشاره قرار گيرد تا مقايسه گران و متاملان به مقايسه ميان مسووليتهاى حوزه و كارآيى آن پرداخته و به راههاى اصلاح و تحول و تكامل نظام بينديشند. چنانچه اين سنجش به شكل صحيحى صورت نگيرد طرحهاى كه تهيه وارائه خواهد شد فاقد ويژگيهاى لازم خواهد بود.
٣- ناهماهنگى تلاشها با نيازهاى واقعى زمان
دقيقا به منظور پى گيرى هدف ياد شده رهبر مسلمانان جهان پس از ذكر عظمت ابعاد و آثار علمى انقلاب اسلامى به مقايسه ميان كارها و تلاشهاى علمى صورت گرفته توسط دانشمندان و مجامع فكرى اسلام و نيازهاى متزايد نظام اسلامى پرداخته و مى فرمايد:
[ اساس اين عدم تناسب در زمينه معرفى وارائه مبانى فكرى انقلاب به جهان است كه از يك سوى آثار برجسته و همه جانبه كم ارائه داده ايم واز سوى ديگر دشمنان جمعى ازانديشه وران و روشنفكران اصلى را در نخستين روزهاى انقلاب از ما گرفتند. طى دهسال گذشته لازم بود كه صدها نويسنده اسلام براى انتشار و تبليغ مبانى اسلام تربيت شوند و هم اكنون هم استعدادهاى فراوان در حوزه هاى علميه وجود دارد كه اگر صحيح و درست هدايت شوند مى توانند نيازهاى جهان اسلام را دراين زمينه بر طرف سازند ].
براستى با داشتن مواداوليه و منابع فكرى وانسانى مورد نياز چرا بايدازاين همه ناهماهنگى و بى قوارگى و ركود رنج ببريم . گرچه حوزه عناصر بسيار گرانقدر را در طول انقلاب از دست داده ولى بى ترديد هنوز صاحب نظران شايسته اى چون خود مقام معظم رهبرى و نيز ديگر روشن بينانى كه مى توانندايشان را پى ريزى نظامى نويارى دهند حضور دارند و نسل جوان حوزه ها و بسيارى از مدرسان واقعنگراز هر اقدام اصلاحى توسط مقام رهبرى و نيزاز ديگر كسانى كه شايستگى و توان و شناخت اين مهم را دارا باشند حمايت بى دريغ خواهند كرد .
٤-ضرورت اصلاح و بازسازى نظام حوزوى
درادامه اين هشدار و رهنمود مقام معظم رهبرى به حضور همه نيروهاى
فرهنگى و صاحب نظر اعم از حوزوى و دانشگاهى مخلص و دين باور در ميدان اصلاح و نوسازى حوزه منطبق با نيازهاى اسلام وانقلاب و زمان تاكيد ورزيده واين امر را يكى از مسووليتهاى آنان بر شمرده است و در جهت ايجاد تحول تحقيقاتى بر لزوم تاسيس مراكز متعدد تحقيقاتى در حوزه هاى علميه اشاره داشته و مى فرمايند: .
[حوزه ها بايد همانند يك مجموعه توليدى منظم واصولى كار كنند و به سوالات مختلف در زمينه هاى قضايى سياسى وظايف كارگزاران حكومت روابط بين المللى مسائل اقتصادى و پولى كشور و صدها مساله ديگر كه نظام با آن مواجه است از نظر كارشناسى اسلامى پاسخ دهند].
٥- لزوم حضور طلاب جوان در صحنه هاى انقلاب
توجه خاص رهبرى به طلاب جوان نشانگر نقش حساس آنان در گذشته آينده انقلاب و نظام اسلامى و هر تحول سازنده اى است كه در حوزه شكل گيرد زيرا طلاب با شور و نشاطى كه از توان آنان نشات گرفته و بااخلاص و عدم وابستگى به هرگونه عنوان و مقام نيروى قدرتمندى را در خود ذخيره دارند و مى توانند منشا تحولات اساسى باشند.
اين است كه رهبرى خطاب به آنان مى افزايد:
[طلاب جوان اميدها و نيروهاى بالفعل و بالقوه حوزه هاى علميه و جامعه اسلامى ما هستند و بايد درامور مربوط به حوزه و در مسائل سياسى واجتماعى حضور فعال داشته باشند و سهم خود را بيابند واز تبديل شدن به
يك مجموعه سياسى و خطى به شدت پرهيز نمايند].
٦- فراخوانى به وحدت و همدلى
رهبر نظام اسلامى بااين كه حضور طلاب جوان را در صحنه هاى مختلف سياسى واجتماعى امرى ضرورى مى شمارد آنان رااز تبديل شدن به جناحهاى سياسى و به تعبير روشن تراز[ سياست بازى] ! و گرفتار شدن در منجلاب اتهامها و منفى بافيها پرهيز داده و مى افزايد:
حوزه به وحدت همدلى و هماهنگى نياز دارد و بايد در درون خود جريانهاهاى گوناگون را حل كند.
امروز در جامعه اسلام و خير حاكم است و همه بايد حسن ظن داشته باشند واز بدبينيهاى جدايى افكن كه خطر بزرگى براى حوزه هاى علميه مى باشد جدا پرهيز شود.
آنچه امروز و هر زمان ديگر در راس همه مسائل فردى واجتماعى ما و همه كسانى كه به اسلام مى انديشند وجود دارد تبيين معارف بلنداسلامى در راستاى حفظ نظام و كيان اسلام مى باشد.
آرمانهاى شخصى و گرايشهاى فردى و گروهى همان چيزى است كه زيربناى سياست بازى و گروه گراييها را تشكيل مى دهد. بى ترديد طلاب مخلص و متعهد دراينروزگار حساس تنها به تداوم حركت انقلاب و تحقق آرمان امام خمينى قدس سره واعتلاى اسلام نام محمدى انديشيده و عزت اسلام و اعتلاى كلمه الله را در پرتو وحدت همه نيروهاى معتقد به انقلاب و تحول و تكامل واقعى نظام حوزه در جهت شناخت بهتر معارف اسلامى و ابلاغ روشنتر آن به جهانيان مى دانند.