نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - آفات علم 10 علماى دربارى
علماى دربارى
بحث در هفتمين ( آفت علم ) بود.
يعنى : تقرب به دربار سلاطين وابواب ظلمه كه از سوى ( علماء سوء ) انجام مى شود.
اشاره اى به گستردگى آثار سوءاين رابطه ها داشتيم و رازاين[ فساد سارى و جارى] را بحث كرديم .
و ... سابقه اش را دراديان پيشين وامم گذشته كه سمبل آن[ بلعم باعورا] بود.
تباه شدن دين را دراين مسير شاهد بودمى و هشدارهاى رسولخدا را شنيديم و خوانديم .
مسئله ناتمام مانده ...
و دراين بخش ادامه اش را مى خوانيم :
[زر] حلال بسيارى از مشكلات است براى خيلى ها از جمله سلطه ها و دربارها كه محل بحث ماست .
به قول ظريفى: [زر بر سر فولاد نهى نرم شود].
ولى وقتى كسى طمع به دنيا نداشت با [زور] و فشار و تهديد پا به ميدان او مى گذارند.
واگر آن هم كارساز نشد نوبت به [تزوير] مى رسد.
چگونه ؟...
هر چند كه علم ثروتى است غيرقابل سرقت .
ولى مورد سوء استفاده قرار مى گيرد. و ... گر چه هيچ حاكمى جائر نمى تواند با زور آنرا از كسى بگيرد ليكن مى تواند صاحب علم را بخرد و در واقع علم را. و در نتيجه همان است .
سلطه ها مزورانه سراغ چهره هاى [ وجيه المله] و آبروند و متنفذ مى روند و آنان را به دام مى كشند يااين كه برخى روحانى نمايان ضعيف النفس و جاه طلب و دنيا دوست جذب دربارها مى شوند.
در نتيجه چنين معادله اى پديد مى آيد.
وقتى علماء سوء به[ زور] گرايش يابند كارشان[ تزوير] مى شود!
و چه بسا ناچار شوند و مجبور ولى اين ناچارى را خود چاره ساخته اند واين[ جبر] را به اختيار خويش فراهم كرده اند و مسوول پيامدهاى آن نيز مى باشند.
اين مراوده تباهى عقائد مومنان را به همراه دارد
واين عالم تاراجگر باورهاى معتقدان به پايگاه مردمى مكتب و وجهه ستم ستيزى اسلام است .
تعبير ( دزد ) چيزى است كه در كلام رسول خدا ( ص ) آمده است :
[ اذا رايت العالم يخالط السطان مخالطه كثيره فاعلم انه لص] ١
هرگاه عالمى را ديدى كه با حكام حشر و نشر و آميزش بسيار دارد بدان كه او راهزن است .
پل ستم و نردبان گمراهى
سلاطين براى فرا رفتن به بام عقائد وايمان هاى مردم نياز به نردبانى از[ علماء سوء] دارند.
و حكام جور براى عبور به آنسوى رود خودكامگى خود و رسيدن به ساحل حسن ظن دينداران و خداپرستان احتياج به پلى از[ آخوندهاى دربارى] دارند و گرنه پيش از
رسيدن به آن بام سقوط مى كنند و پيش از رسيدن به اين ساحل درامواج اين هواپرستى خودكامانه غرق مى شوند.
و چه زشت و خيانت بار آن دانشمندانى كه چنين نقشى راايفا مى كنند خواسته يا ناخواسته آگاهانه يااز روى غفلت و ناآگاهى .
تعبير[ پل] و[ نردبان] نيز در كلام امام سجاد عليه السلام است .
آن حضرت در نامه اش خطاب به[ محمدبن مسلم شهاب زهرى] ٢ مى نويسد:
[...واعلم !ان ادنى ماكتمت واخف ما حتملت ان آنست وحشته الظالم وسهلت له طريق الغى بذنوك منه حين دنوت واجاتبك له حين دعيت ... اوليس بدعائه اياك حين دعاك جعلوك قطبااداروا رحى مظالمهم و جسرا يعبرون عليك الى بلاياهم و سلماالى ضلالتهم ؟... يدخلون بك الشك على العلماء ويقتادون بك قلوب الجهال اليهم ؟]... ٣
بدان كه : كمترين چيزى كه از حقايق پوشاندى و سبك ترين گناهى كه به دوش كشيدى اينست كه وحشت ستمگر را آرامش بخشيدى و با نزديك شدن به او و پاسخگوئى به دعوت به همكارى با سلطه كردند تو را وسيله چرخش آسياب هاى خود و[ پلى] براى عبوراز روى تو به سوى بلاهايشان و [نردبانى] بسوى گمراهى هايشان ساختند؟... تا بوسيله تو بر ضد علماى ديگر شك برانگيزند و دلهاى جاهلان را بسوى بيدادگران بكشند....
محورهاى آثار سوء كه امام روى آن تكيه كرده عبارتست از:
- خاطر جمع ساختن ستمگر
- جاده صاف كنى براى ظالم
- مدار و محور شدن براى جور حاكمان
- پل و نردبان پيش پاى بيدادگران
- مخدوش ساختن و زير سئوال بردن علماى راستين
- كشاندن دل جاهلان به سوى ظلمه ...
واين ها كم خيانتى نيست .
ممكن است در ظاهر اين عمل نفع مالى و دست يازيدن به رفاه و تنعمات نباشد ولى در عمق آن دنياطلبى و دنيازدگى نهفته است و استفاده از مزاياى قدرت و يافتن جاه و عنوان واعتبار!... هر چند به بهاى بى اعتبار ساختن
دين مقاصد دربارى
آنچه تا كنون گذشت بيشتر جذب شدن ها و گرايش ها و ركون و وابستگى علما به دستگاههاى ظلمه و دربارهاى سلاطين جوربود. و ترويج آنان و كلام از قبح رفتار[علماى اميرپرور] بود.
اما همچنانكه قبلا نيزاشاره شد - جذب كردن از سوى سلطه ها و [علماپرورى] اميران و دربارها و روحانى سازى قدرت ها نيز خمواره به شدت رواج داشته و دارد.
استفاده سلاطين از موقعيت مردمى علما
بهره كشى دربارهااز نفوذ معنوى روحانيون
و به كار گرفتن مظاهر مكتب و مذهب توسط قدرت هاى استعمارى در مسير تحريف حقايق وانحراف اذهان و تسويه قضايا و سركوب نهضت ها و مشروعيت بخشيدن به سلطه نامشروع و قداست بخشيدن به چهره نامقدس حكومت خويش و حق جلوه دادن باطل و باطل دانستن حق و هدايت وايمان و چرخاندن[ مدار شريعت]! بر وفق مصالح طاغوت اسلام پناه همه ازاين باب و مجرى است .
آيااسلام پناهى طواغيت جز در سايه چنين روحانى فراهم مى آيد؟!
آيا مهار كردن خشم انقلابى مسلمانان جز با بكار گرفتن چهره هاى معروف دينى تسهيل مى گردد؟
پل و نردبان ظلمه و جائران شدن كه شاخ و دم ندارد!
مگر[ محمد بن شهاب زهرى] ها تنها در دوره امام سجاد بودند؟...
قرن معاصر و عصر حاضر نيز متاسفانه آلوده به چنين سيهكارى هاست كه موجب[ انس وحشت ظالمين] و[ بدنامى علماى صالح] مى گردد.
البته مخفى نماند كه گاهى برخى از علما هم از نظر ديدگاه و نظريه به مطلقيت سلطنت و پايگاه سلاطين [ شاه زده] بوده اند ليكن آن بحثى است جدا.
بااين وصف آيا بر روحانيون و علماء فرض نيست كه مراقب باشند و دراينگونه امور ساده انديش و زودباور نباشند چرا كه سلطه ها گاهى غير مستقيم و با چند واسطه به اين هدف مى رسند وازاين رهگذر ضربه به دين مى زنند.
[ استخدام مذهب در جنگ با مذهب] ٤اگر روش ها گوناگونى دارد يكى هم از طريق عالمان دربارى است و[ علم و دين] به دنيافروشان . آنانكه حاضرند دراين مقام كفر را برايمان و كفار را برمومنان ترجيح دهند همچون علماى يهود. ٥
همچنان كه نمى توان به مسجد و مدرسه ساختن واحداث موقوفات از سوى سلاطين با ساده دلى نگريست
همچنان كه روانيست به مجالس عزادارى و سوگوارى و شعائر دينى توسط دربارها خوشبين بود
همچنين استفاده از[ وجوه] و[ اعيان] علما هم در بساط حكومتى و دربارى را بايد به ديده شك نگاه كرد.
سلطه ها براى طرد كسى يا تكفير فرد و گروهى يا علم كردن جناحى يا كتمان حقى يا تبليغ باطلى يا ترويج ظالمى يا براه انداختن تظاهراتى يا جلوگيرى از مراسمى يا...از علماى وابسته به خود بهره مى برند.
اگراز مهره ها و چهره هاى درشت عالمان و برجستگان نشد به چهره هاى رده دوم و شخصيت هاى مذهبى رتبه چندم بسنده مى كنند.
اگراز علم و شخصيت علما نشد سوءاستفاده از لباس و عمامه و قيافه و زى اهل علم مى كنند.
اگر به صورت رسمى و مزدورى نشد حتى به سكونت و سازش و دم برنياوردن هم قانع اند: تاريخ گواه خوبى است .
فرعون مبارزه با دعوت موسى[ ع] را با شعار[ نگهبانى] از دين، و [دفع فساد] عملى مى كند ٦ .
و نمروديان ابراهيم خليل را با پوشش و نام[ يارى خدايان] در آتش مى افكنند ٧ .
معاويه براى كوبيدن على[ ع] [ قرآن] بر نيزه مى كند.
يزيد براى خاموش ساختن خطبه امام سجاد از[ اذان] استفاده مى كند.
شاه عباس صفوى و پهلوى به[ مشهد] مى روند و عزادارى عاشورا در مسجد سپهسالار تهران توسط دربار گرفته مى شود و[ وعاظالسلاطين] به خاندان جليل سلطنت ! دعا مى كنند... قرآن چاپ كردن[ آريامهر] و[ فهد] چقدر شبيه هم و در يك خطاست !...
مگر در جريان تحريم تنباكو به فتواى انقلابى و عظيم ميرزاى شيرازى بزرگ امين السطان سراغ يكى از علماى دين به دنيافروش وابسته به حكومت نرفت تا كمپانى
انگليسى را راضى كند؟
جريان موموز و گسترده كشيش هاى مسيحى و وابستگى كليسا به قدرت هاى استعمارى جاى تامل است .
در دوره طاغوت استفاده از معممين وابسته براى مراسم نيايش و استقبال[ اعليحضرت] ! و دعا بر منابر وعظ و روضه هنوز يادمان است .
تشكيل[ سپاه دين] تصدى اوقاف احداث مساجد و تعمير مزارها و حرم ها و ... نيز فراموش نشده است .
بودند علمايى كه علمشان را به نفع مقاصد طاغوت بكار مى گرفتند و حتى آيه و حديث و فقه را بر مذاق و وفاق[ انقلاب سفيد] شاه تفسير و تطبيق مى كردند تا شرعى ! بودن رفراندم طاغوت رااثبات كنند واين هدم اسلام و تقويت ظلم را[ دفاع از حق ملت مسلمانان ايران] نام مى نهادند. ٩
و... هستندامروز روحانى نمايان كه در خدمت سلطه ها و دربارها و ايمرها و شاه هايند چه اروپا چه در حوال و حوش خليج چه در حجاز و يثرب ! و چه در بغداد و بلاد عراق !
هماهنگى علماى وهابى مزدور عربستان و كشورهاى ديگر در[ دست مريزاد] گفتن به جنايت آل سعود در جمعه خونين مكه شاهد هميشه گوياى اين فاجعه است .
دو ( البته )
البته سر و كار روحانى هميشه با سلاطين و حكومت ها نيست .
و ... علماى وابسته به قدرت جور حتى درايران منحصر به دوره پيش ازانقلاب وارتباط با دستگاه سلطنت و ساواك و ... نيست .
چه بسا كه يك طاغوت اقتصادى و يك قدرتمند مالى از وجود و موقعيت تو[ سوءاستفاده] كند كه بايد هشيار باشى و[ بار] ندهى و گاو شيرده براى زرنگ هاى مرموز نباشى .
ممكن است حتى يك[ شوراى محل] از چهره تو به عنوان يك روحانى در توجيه برخى كارهاى غلطش بهره بگيرد.
ممكن است يك بنگاه دار يا پاساژچى يا عامل توزيع يك جنس يا يك عمده التجار با نشاندن تو در محل كار و حجره تجارتى اش بخواهد سرپوشى بر برخى خلافها و دزدى هايش بگذارد
ممكن است يك گروه منحرف و يك دار و دسته بى ريشه و مغرض و يك باند با سپر ساختن تو و سنگر گرفتن پشت نام و چهره و عنوانت مقاصد خود را پيش ببرد
ممكن است يك مامورانتظامى با سلام دادن و گرز گرفتن با تو راهى براى اجحاف به بينوايى را براى خود باز كند.
ممكن است يك بخشدار و يا فرماندارى باامتياز دادن به تو از خيلى ها سلب امتياز كند!
و ... خيلى[ ممكن] هاى ديگر كه گاهى از حد[ امكان] هم تجاوز مى كند و به مرحله[ وقوع] مى رسد.اين يك البته .
دربارى بودن علما محدود به علماى مذهب نيست .
اين آفت درباره هر دانشمندى ممكن است پديد آيد. همه صاحبان علم و دانش در هر رشته اى و همه هنرمندان شاعران نويسندگان متخصصان و ...اگر دانش و مهارت هاى علمى و تخصص و فن و تجربه هاى اجتماعى و روانشناسى خود را در مسير برنامه هاى طاغوت وقف كنند مشمول اين عنوان خواهند بود.
كم نبوده و نيستند دانشمندانى در زمينه هاى فيزيك شيمى تسليحات مديريت برنامه ريزى و ... كه وابسته به سلطه ها شده و به مقاصد آنها كمك كرده و مى كنند.
بسيارند پژوهشگرانى كه در گوشه و كنار دنيا به تحقيقات گسترده و عميق حتى پيرامون مسائل و مبانى اسلام و بافت جوامع دينى و ريزه كارى هاى حوزه ها و ... مشغولند و نتيجه كاوشهايشان را به استكبار و سازمان هاى جاسوسى و صهيونيسم و ديگران مى فروشند تا در جنگ بااسلام به كار گرفته شود.
بگذريم ... كه اين بحث بسيار گسترده است و فعلااز[ محط نظر] و محل كلام ما بيرون .
پاى كلام امام
پير فرزانه و روشن ضمير و روشنگر ما درباره اين مسائل هشدارهاى بسيار تذكارهاى آگاهى بخشى داده است و تندترين حملات را بر ضد [روحانى نمايان] و[ دين به دنيا فروشان] وابسته به دربارها به كار برده است .
سخن امام نيازى به تفسير و تحليل ندارد.
امام امت سالها پيش ازانقلاب در دوران تبعيد در نجف در درسهاى [ولايت فقيه] خويش درباره روحانى نمايان دربارى و خودفروخته و دنيا طلب مى فرمايد:
اينها دين شما رااز بين مى برند
اينها را بايد رسوا كرد تااگر آبرو دارند در بين مردم رسوا شوند ساقط شوند
اگراينها دراجتماع ساقط نشوند امام زمان را ساقط مى كننداسلام را ساقط مى كنند
بايد جوان هاى ما عمامه اينها را بردارند. عمامه اين آخوندهايى كه بنام فقهاى اسلام به اسم علماى اسلام اينطور مفسده در جامعه مسلمانان ايجاد مى كنند بايد برداشته شود.
من نمى دانم جوان هاى ما درايران مرده اند؟.. كجا هستند؟.. ١٠
و درباره معممين شه ساخته خطاب به شاه مقبور كه در توجيه كارهاى خود به همراهى و موافقت علما و روحانيواستناد كرده بود فرمود:
[... آن وقت مى گويند كه همه علما مافق بااصلاحاتى است كه ما كرديم و باانقلاب سفيدلا در تمام ايران اگر يك عالم پيدا كردى كه موافق باانقلاب خونين تو باشد حق دارى بگوئى همه علمااين معممى كه خودت درست كردى را بگذار كنار اين كه عالم نيست معممى است كه خودت عمامه سرش گذاشتى و مى رقصانيش هر جورى دلت مى خواهد]... ١١
در بحبوحه تظاهرات مردم و لرزش ها و نوسانات رژيم شاه مى گويد: (٥٧/٠٥/٥)
[...اكنون كه شاه خود را در بين ملت شكست خورده و زبون مى بيند به صحنه سازى هايى دست زده است و مى خواهدافرادى را كه چندين سال است با مقاصد شيطانى شاه همراه و به تغييراحكام اسلام و تغيير تاريخ پرافتخاراسلام به تاريخ گبرها و آتش پرست ها راى داده اند ملى جلوه دهد تا در موقع حساس با نفوذ در صفوف روحانيون مبارز ماموريت
شوم خود را با چهره اى ملى اجرا نمايد]. ١٢
و در پاسخ به دانشجويان مسلمان مقيم اروپا و آمريكا در پيامى مى نويسد: (٥١/١٢/٢٤)
...از همه اسف بارتر وضع ايران است كه رژيم آن ماموريت دارد با چاپ قرآن تظاهر به اسلام به اسم سپاه دين سازمان اوقاف و به عناوين فريبنده ديگر بيكباره اسلام را ريشه كن سازد ... مسجد و محراب پيامبراسلام را به صورت بنگاه تبليغاتى دربار ضداسلامى خود در آورده و براى اجراى اين نقشه هاى شوم به كمك و مساعدت[ روحانى نما]ى خودفروخته و سرسپرده نياز كامل دارد و با همكارى آنان مى خواهد مساجد و ديگر محافل اسلامى را قبضه كند مراسم مذهبى را تحت نظارت و مراقبت خود در آورده و به حوزه هاى علميه دست يابد
اكنون بر نسل تحصيلكرده مسلمان و مردان روشن ضمير آگاه است كه ... آن دسته از روحانى نماهاى منحرف را كه مستقيم و غيرمستقيم در خدمت رژيم جبار قرار گرفته اند طرد نمايند... واگر معممين ساختگى و روحانى نماهاى بى حيثيت در جامعه ساقط شده نتوانند مردم را بفريبند دستگاه جبار هيچگاه موفق به اجراى نقشه هاى شوم استعمارگران نخواهند شد.
ما پيش از هر كارى لازم است تكليف خود را با روحانى نماها كه امروز از خطرناك ترين دشمن ها براى اسلام و مسلمانان محسوب مى شوند و به دست آنها نقشه هاى شوم دشمنان ديرينه اسلام و دست نشاندگان استعمار پياده واجرا مى گردد روشن سازيم و دست آنان رااز حوزه هاى علميه مساجد و محافل اسلامى كوتاه كنيم ... ١٣
و در پيامى خطاب به علما و وعاظ وامت اسلام مى فرمايد: (فروردين ٥٢)
[...(مى خواهند) علماى اعلام خطباء محترم و خدمتگزاران به اسلام را عقب زده معممين ساختگى و مامورين سازمان هاى فاسد را به جاى آنان به محراب و منبراسلام و رسول معظم[ ص] برسانند و به جاى بيان احكام قرآن و حقايق اسلام بلندگوهايى براى اجراى مقاصد شوم ضداسلامى دستگاه خودفروخته و دست نشانده درست كنند]... ١٤
و در پيامى ديگر فرموده است : (٥٢/٠٦/٢٣)
[...شاه ايران به صحنه سازى در سراسرايران تظاهرات راه انداخته باامضاى روحانى نمايان دربارى و ساخته دست سازمان هاى اوقاف و امنيت به اسم علماى اسلام تلگرافات تبريك صادر مى نمايد]... ١٥
( ٨٩ )
چه ديده بصير و دل هوشيارى ! چه رهبر ريزبين و توطئه شناسى !
باز هم پا به پاى كلام امام بيائيم .
در پيام به حجاج بيت الله در سال ٥٩ در مورداستفاده از مفتيان اهل سنت درراه مقاصد حكام مرتجع بر ضداسلام وايران مى فرمايد:
[... به يكى از مهره هاى خبيث آمريكا واز دوستان مخلوع معدودم دستور مى دهند تا فقها و مفتيان اهل سنت فتوا بر كفرايرانيان عزيز بيگرد و بعضى از مهره ها گفته اند:اسلامى كه ايرانيان مى گويند غيراز اسلامى است كه ما مى گوئيم] ١٦ .
بايدانصاف داد كه اين سخن ( هر چنداراده باطل از آن شده ) سخن حقى است اسلامى كه در جمهورى اسلامى واز زبان امام مطرح است با اسلام آمريكائى و سعود متفاوت است .
حضرت امام در مورد شهادت[ شيخ فضل الله نورى] به فتواى يك روحانى نما مى گويد:
[... كارى كردند درايران كه شيخ فضل الله مجاهد مجتهد داراى مقامات عاليه را يك دادگاه درست كردند و يك نفر منحرف روحانى نمااو را محاكمه و در ميدان توپخانه شيخ فضل الله را در حضور جمعيت به دار كشيدند] ١٧ .
و دراختلاف افكنى بين مذاهب اسلامى با بهره گيرى از قلم و بيان علماى دربارى مى نويسد: (پيام حج در سال ٦٠).
[طرح اختلاف بين مذاهب اسلامى از جناياتى است كه به دست قدرتمندان كه ازاختلاف بين مسلمين سود مى برند و عمال از خدا بى خبر آنان از آن جمله[ وعاظ السلاطين] كه از سلاطين جور سياه روى ترند ريخته شده و هر روز بر آن دامن مى زنند] ١٨ .
و در پيام به مناسبت افتتاح خبرگان رهبرى مى فرمايد:
[...آخوندهاى دربارى از خدا بى خبر كه مويد آنان (حكومت هاى وابسته به آمريكا) و مخالف با رژيم اسلامى هستند و كوشش در هدم اسلام پرخاشگر بر ستمگران به سيره رسول الله[ ص] و علم كردن به اسلام شاهنشاهى و ملوكى هستند كه مسلمانان متعهد را به جرم شكايت از ظلم آمريكا واسرائيل مى خواهنداز فريضه حج محروم كنند بايد مورد تاييد شوروى و آمريكا واسرائيل باشند]... ١٩
و درباره علماى وابسته اى كه به دعوت صدام جمع شدند وايران را محكوم كردند
فرموده است :
[...اين يك مشت آخوندهاى روحانى نما كه با تشبث به صدام محتضر در بغداد جمع و به اسم اسلام و به نفع شرك بااسلام به خيانت برخاسته اند جواب خدا را در روز رستاخير چه مى دهند؟] ٢٠
و بالاخره ...
در پيام اخير حضرت امام به زائران خانه خدا در حج خونين امسال (١٣٦٦) مى خوانيم :
[... روحانيون متعهداسلام بايداز خطر عظيمى كه از ناحيه علماء مزور و سوء و آخوندهاى دربارى متوجه جوامع اسلامى شده است سخن بگويند. چرا كه اين بى خبران هستند كه حكومت جائران و ظلم سران وابسته را توجيه و مظلومين راازاستيفاء حقوق حقه خويش منع و در مواقع لزوم به تفسيق و كفر مبارزان و آزاديخواهان در راه خدا حكم مى دهند كه خداوند همه ملت هاى اسلامى رااز شرور و ظلمت اين نااهلان و دين فروشان نجات دهد] ٢١ .
بر كلام امام تحليل و تفسير بيهوده است . خود مفسر همه چيزاست .
و بهترين بيان از چهره منحط علماى دربارى بخصوص وابستگان به آل سعود در مورد مسخ حقايق نسبت به حج خونين زائران مظلوم امسال .
... به تعبير نويسنده اى درباره فتواهاى علماى سعودى بر ضد حضرت امام وانقلاب اسلامى .
اينگونه[ مفتى] ها حرف مفت خيلى مى زنند مفت حرف نمى زنند... اينها همان مفتى هاى دورگه هستند يعنى مفتى هاى[ مصرائيلى] ! كه نسبت هم از مصر دارند و هم ازاسرائيل و صدالبته نسخه اصلى فتواهاى مباركشان را در[ جمع كمپ ديويد] و [ قصرالابيض] بايد سراغ كرد ٢٢
كدام حكومت ؟
وقتى در سخن از[ آفات علم] بحث از دربارى شدن و جذب حكومت ها گشتن و به خدمت سلطه ها در آمدن است . واينها نكوهيده و خيانت آميز و زيانبار به حساب مى آيد
روشن است كه منظور. سلطه هاى باطل و حكومت هاى ستم و قدرت هاى ناروا وامارت هاى غاصبانه است .
و گرنه جذب قدرت حق شدن نه تنها ننگ نيست كه افتخاراست .
و در خدمت حكومت صالح بودن نه تنها آفت علم نيست كه اداى حق علم است .
و همكارى با سلطه هاى الهى و مشروع نه تنها زشت نيست بلكه[ خدمت به خلق خدا] در آن نهفته است .
چنان نيست كه هر نزديكى به قدرتى و پيوستن به سلطه اى اينگونه نكوهيده و زيانبار باشد.
زمان ها و شرائط دراين كار موثراست .
روحيه ها وانگيزه ها گوناگون است .
نوع حكومت ها و بافت سلطه ها و جهت گيرى قدرت سياسى و نظام حاكم و ... تعيين كننده است
تاثيرات و بازتاب هاى اين تعاون در جامعه وافكار در قضاوت و ديدگاه مردم يكسان نيست .
مقتضيات زمان هميشه و همه جا و درباره همه همانند نيست .
به محض ديدن چهره اى روحانى در كنار حاكمى يا در بساط دربارى نمى توان از وراى سالها يا قرن ها پس از آن به اين آسانى قضاوت كرد و انگ چسباند.
آنچه چهره ها را مشخص ابهام ها را زاى و هدف ها وانگيزه ها را روشن مى سازد شناخت زمان است .
جز با شناخت دقيق و عميق شرائط زمانى فلان عالم نمى توان قضاوتى به حق كرد. تنها [ظاهر امر] و [ نمود كار] مطرح نيست .
تو مو مى بينى و من پيچش موتوابرو من اشارت هاى ابرو
استثناها
از مقوله فوق دو صورت استثناءاست . زيرا:
انگيزه ها مختلف است و شرائط هم افراد متفاوت اند و موقعيت ها هم
دستگاهها هم يكسان نيستند و در نتيجه همكارى با آنان نيز.
از مشاركت با سلاطين و تردد در دربارها و گرايش به سلطه ها دو صورت مستثنى است ، كه قبلا هم اشارتى به آنها شد: [يكى] ورود به دستگاههاى دولتى ناسالم ياانگيزه سالم سازى آن و منع از فساد بيشتر.
[ديگرى] آنجا كه حكومت و سلطه ها الهى واسلامى و حق اند كه تقرب به آنها نيز تقرب به(حق) است .
اينك توضيحى پيرامون اين دو مورد:
[ اول] : همكارى با حكومت عدل و صلاح .
اين كار در عصر حاكميت صالحان واجراى قوانين خدا حسنه اى ماندگاراست تكليفى شايسته و بايسته .
حال اين خدمت و معاضدت چه با زبان و قلم و در عرصه فرهنگ وادب و هنر باشد چه در ميان قضاء و دادستانى و دادگسترى و قمع ريشه فاسدان
چه در زمينه اموراجرائى و كارگزارى براى دولت و رفع و رجوع مردم و حل معضلات اجتماع و ... چه در هر محور و ميدانى ديگر...
ازاين رو و براين مبنا خدمت در جمهورى اسلامى افتخار و شرف است . هر چند همكارى با سلطه و گرايش به زمامداران است ولى سلطه مشروع و حامى مردم و زمامدار حق و مجرى فرمان خدا
حكومتى كه براى يارى مظلومان و تقويت دين بر پا شده است همكارى با آن كمك به دين و نصرت پيروان عدالت و آزادى وايمان است .
و چه خوب كه علم عالمان و هنر هنرمندان و شعور عاقلان و بازوى توانايان وامكانات متمكنان دراين[ راه] و براى اين[ هدف] صرف شود.
و جزاين انحراف است يا جهل يا غرض !
وقتى مسوولان نظام جمهورى اسلامى از[ هنرمند جماعت] مى خواهند كه با سرودن و نوشتن و ساختن شعر و سرود و داستان و فيلم ... به اين انقلاب بپيوندند و در خدمت آن باشند آن حرف ياوه از دهان آن گروه كج فهم و مغرض و منزوى بر مى آيد كه: شعرا هميشه[ بر] سلطه ها بوده اند نه[ با] سلطه ها ...
يعنى حتى اگر سلطه ها و حكومت ها بر حق باشند باز هم آنان[ بر سلطه] ها خواهند بود؟!
مگرامام زمان(ع) از سوى خدا سلطه نمى يابد و حكومت تشكيل نمى دهد؟
در آن صورت صاحبان اين انديشه معوج لابد با آن هم همكارى نخواهند كرد كه : در خدمت حكومت ها نبايد بود!...
و ... بلكه بر ضد آن كاركرده و شعر خواهند سرود كه : ما هميشه بر سلطه ها بوده ايم ؟!..
شعار جالبى است ولى جايش اينجا نيست .
به قول مولانا:
خوب وردى را به دست آورده اى ليك سوراخ دعا گم كرده اى
[دوم] : احقاق حق در دستگاه باطل
گاهى عالمى بزرگ با روحى بزرگ وانگيزه اى الهى در شرائطى كاملا مناسب نه قصد خدمت به حق و خلق از پايگاه قدرت بهره مى گيرد.
بدون آن كه حق را فداى سلطان كند
و رضاى الهى را در پاى رضاى ملوك وامراء قربان سازد
و بى آن كه در پى نام و نان و جاه و جلال باشد
و نه درانديشه تطهير ملوك از مفاسد و مظالم .
در چنين شرائطى بدون آن كه تالى فاسدى داشته باشد چه معنى در كاراست ؟
بااين زمينه ها به احقاق حق و منع از فساد - در حد توان - و دفع افسد به فاصد مى پردازد... كه هم معقول است و هم مشروع .
همان اسلام كه آنهمه روايت در مذمت دربارها داشت (كه قبلا ياد شد).
و كمك به ظالمين و مدح ستمگران را تحريم مى كند واقامت و همنشينى با ظالم و خواستارى بقاى آنان را نكوهش مى كند ٢٣
آرى ... همين اسلام ولايت و تصدى اموراز سوى جائران را حرام مى داند مگر در موارد مستثنى ٢٤ و براى سود رساندن به مومنان و دفاع از آنان و عمل و عمل به حق به قدرامكان ٢٥ .
اين پديده هم درباره برخى ازاصحاب ائمه تحقق داشته و هم انگيزه بعضى از علما درارتباط داشتن با دربارها يا همكارى با حكومت هاى غيراسلامى خالص بوده است .
سخن شهيد ثانى چنين است :
[صرف نزديكى به سلاطين نكوهيده نيست .
بلكه آنجا كه نزديكى سبب ارتفاع شان و برترى جوئى به همرديفان و بزرگى جاه و مقدار و دنيا دوستى و رياست طلبى باشد]... ٢٦
و نقل مى كند كسانى ازاصحاب ائمه مانند: على بن يقطين عبدالله نجاشى ابى القاسم بن روح محمد بن اسماعيل بن يزيع نوح بن دراج و .. و علماء كسانى همچون : سيدمرتضى و سيدرضى و پدرشان و خواجه نصيرطوسى و علامه حلى و ... را كه در دستگاههاى قدرت حضور داشتند و به نفع حق كار مى كردند ٢٧ . ١
واز متاخرين و معاصرين نيز مى توان كلام حضرت امام را در مورد هدف علماءاز نزديك شدن به سلاطين ياد كرد كه فرموده است :
[يك طايفه از علماءاينها گذشت كرده انداز يك مقاماتى و متصل شده اند به سلاطين بااين كه مى ديدند كه مردم مخالفند لكن براى ترويج ديانت و ترويج تشيع و ترويج مذهب حق اينها متصل شده اند به يك سلاطينى و براى سلاطين را وادر كرده اند خواهى نخواهى براى ترويج مذهب مذهب تشيع اينها آخوند دربارى نبودند...اينهااغراض سياسى داشتند اغراض دينى داشتند]... ٢٨
همچنين حضرت امام نظر فقهى خويش را چنين بيان مى فرمايد:
[ اگر مراوده و رفت و آمد و معاشرت علما موجب كاهش مظالم سلاطين باشد مانعى ندارد در صورتى كه محذور ديگرى در كار نباشد ا زقبيل اينكه معاشرت با آنان موجب شوكت و تقويت و گستاخى آنان بر هتك حرمت ها يا هتك مقام علم و روحانيت وايجاد بدبينى به علماى اسلام باشد.
واگر معاشرت علماى دين و روسى مذهب هيچ مصلحت راجح و لازم الرعايه اى نداشته باشد اين مراوده جايز نيست به خصوص اگر موجب اتهام وانتساب آنان به رضايت به كارهايشان باشد] ٢٩ .
البته كار ظريف ات و مساله حساسى !
گر چه ممكن است بعضى از عالمان دربارى تقرب به سلاطين و قدرت ها را براى خود چنين توجيه كنند كه بخاطراصلاح و موعظه و هدايت وارشاد و اقامه شرع و منع از جرام و بازداشتن از ستم است .
اين حرفى است در ظاهر خوب و منطقى و مقبول
ولى در باطن و در عمل چه بسا وقتى وارد شد آلوده گردد و به سازش كشيده شود.
راه صحيح مصون ماندن اهل علم ازاين آفت دقت بيشتر و شناخت دقيقتر جامعه و
شرائط و مقتضيات است
و همه را چون خود خالص و صالح نديدن
و به هرامر ظاهرالصلاحى به ديده صلاحيت ننگريستن
هوشيارى اجتماعى و كياست سياسى و نفاق شناسى .
و گرنه ازاينگونه دام ها با نام هاى گونه گون همواره گسترده بوده است و عامل افتادن در تور شكار صيادان ساده لوحى و خوش باورى ها و حسن ظن هاى نابجا بوده و يك مسلمان بايد[ فطن و كيس] باشد ٣٠ تا چه رسد به علماء كه پيشواى اهل ايمان و مقتداى اهل قبله اند...
واگر[ زمان شناس] باشند هيچوقت امور مشتبه آنان را مورد هجوم قرار نمى دهد و آنان تحت الشعاع و تحت تاثير آنها قرار نمى گيرند. ٣١
به توفيق الهى آفتى ديگر را در بخش ديگرى بررسى خواهيم كرد. انشاءالله
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١. كنزالعمال علاءالدين على الهندى (متوفاى ٩٧٥) ج ١٠.١٨٦.
٢.از كسانى بود كه از خطامام اميرالمومنين(ع) منحرف بود و همواره دراستخدام بنى مروان و بهره منداز دنيا و درم و دينارشان . مروان او را معلم فرزندان خود ساخت واو هم به آنان روايت مى آموخت ...
٣. تحف العقول چاپ جامعه مدرسين ٢٧٥.
٤. استخدام مذهب بر ضد بر ضد مذهب از ديرباز از سوى طواغيت و فراعنه وجود داشته و دعوت موسوى و عبسوى و محمدى را با تكيه به عناصرى از مذهب مى كوبيدند و دراين زمينه كلفيه اعمال و حركت هاى به ظاهر دينى و به رنگ مذهبى كه از سوى حكام انجام مى گيرد قابل دقت است حتى در كشورهاى عربى امروز و نيز درارتباط دستگاههاى كليسا بااستعمارگران و تشكيل ارتش كليسائى .
٥. در قرآن آمده است (سوره نساء آيه ٥١ - ٥٢):الم تر الى الذين اوتوا نصيبا من الكتاب يومنون بالجبت والطاغوت و يقولون للذين كفروا: هولاءاهدى من الذين آمنوا سبيلا.اولئك الذين لعنهم الله ...
در تفاسير بيان شده كه بعضى از يهود داراى دانش دين و سواد مذهبى در موضوع مخالفت با دعوت پيامبر و آئين اسلام حتى آيين مشركان را بهتر و برتراز آيين محمد(ص) دانسته و آنان را راه يافته تراز مسلمانان معرفى كردند ( اهدى من الذين آمنوا) تا جبهه كفر و شرك را تقويت كنند. عملكردامروز و هميشه آنان بر ضداسلام چنين بوده است كلام مبسوط سيدقطب را دراين باره مطالعه كنيد :فى ظلال القرآن ٢.٤٠٣.
٦. وقال ذرونى اقتل موسى وليدع ربه انى اخاف ان يبدل دينكم او يظهر فى الارض الفساد مومن .٢٦ قال الملامن قوم فرعون :اتذر موسى و قومه ليفدوا فى الارض و يذرك والهتك ؟ ... اعراف .١٢٤.
٧. قالوا: حرقوه وانصروا آلهتكم ... انبياء.٦٨.
٨. ... كتاب تحريم تنباكو به نقل ره آوردهاى استعمار .٥٧.
٩. شيخ محمدباقر كمره اى مقيم شهررى از كسانى بود كه دراثبات جنبه شرعى لوايح ششگانه انقلاب سفيد شاه در تاريخ فروردين ١٣٤٢ جزوه اى منتشرساخت به همين نام : دفاع از حق ملت مسلمان ايران و عنوان حضرت آيه الله بر روى جلد كتابچه بود و در صفحه اولش چنين كه : مااكثريت قاطع ملت ايران به پيشنهاد ششماده اى اعليحضرت ... راى داديم و باايمان سرشارى از آن دفاع مى كنيم و شش ماده اوليه انقلاب شاه را به كمك آيات و روايات و نظرات فقهى !اثبات كرد. و كم نبودند نظايرايشان از ملبسين به اين لباس
١٠. ولايت فقيه چاپ ١٣٩١ ه .٢٠٢.
١١. صحيفه نور ج ٢.٦ (تاريخ ٥٦/١٠/١٩).
١٢. صحيفه نور ٢.٨٣.
١٣. صحيفه نور ج ١.١٩٦ - ١٩٧.
١٤. صحيفه نور ج ١.٢٠١.
١٥. صحيفه نور ج ١.٢٠٦.
١٦. صحيفه نور ج ١٣.٨١.
١٧. صحيفه نور ج ١٣.١٧٦.
١٨. صحيفه نور ج ١٥.١٢٤.
١٩. صحيفه نور ج ١٨.٤٢.
٢٠. صحيفه نور ج ١٨.١٣.
٢١. منشور جمهورى اسلامى پيام امام به حجاج بيت الله الحرام ١٤٠٧اپ سازمان تبليغات اسلامى .٤٨٢.
٢٢. همراه انقلاب جلال رفيع انتشارات اميركبير ج ١.١٣٧.
٢٣. به احاديثى كه تحت اين اين عنوانها در كتب حديث آمده رجوع كنيد.از جمله : وسائل الشيعه ج ١٢ باب هاى ٤٢ ٤٣ ٤٤ ص ١٢٧تا١٣٤.
٢٤.وسائل الشيعه ج ١٢.١٣٥ باب ٤٥ باب تحريم الولايه من قبل الجائرالامااستثنى . كه ١٢ حديث دراين زمينه نقل شده است .
٢٥. دراين مورد هم ١٧ حديث نقل شده است در همان ماخذ :وسائل ج ١٢.١٣٩ باب ٤٦.
٢٦. محجه البيضاء ج ١.١٤٤ به نقل از منيه المريد.
٢٧.محجه البيضاء ج ١.١٤٥.ازامام رضا( ع ) روايت شده است :ان لله تعالى بابواب الظالمين من نورالله به البرهان و مكن له فى البلاد ليدفع به من اوليائه و يصلح الله به امورالمسلمين ... ( همان صفحه ).
٢٨. صحيفه نور ج ١.٢٥٨.
٢٩. تحريرالوسيله ج ١.٤٧٧ (مساله ٣ و ٤از مراتب بمعروف و نهى از منكر).
٣٠.المومن كيس فطن حذر (پيامبراسلام ( كنزالعمال ج ١.١٤٣ من ان الحكمه ج ١.٣٣٦ المومن هوالكيس الفطن ( اميرالمومنين ) الكافى ج ٢.٢٢٦.
٣١.تحف العقول چاپ جامعه مدرسين .٣٥٦ازامام صادق ( ع ) العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس. و نيز در الحياه ج ٢.٢٩٦.