نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩
نترجمه مقاله اى كه در پيش روى داريد براى نشان دادن بردانقلاب اسلامى و تجديد حيات اسلام و دراقصى نقاط دنيااست و نيز براى توجه دادن ه حوزه هاى علميه - كه طلايه داران اسلام راستين هستند - به مسووليت بس خطير و حساسشان در مقابل موقعيت بى سابقه اى كه در پرتو انقلاب اسلامى براى اسلام پديدآمده است .اميد كه طلاب جوان با فراگيرى زبانهاى زنده دنيا رشد بايسته در رشته هاى گوناگون علمى و فرهنگى و با صداق و آگاهى ازاين موقعيت استثنائى كه براى گسترش اسلام پيش آمده است بهره كافى رابرده و مسووليت خويش را در جوابگويى به اين نيازها به انجام رسانند. ضمن سپاسگذارى از برادر عزيزمان [ربانى] و آرزوى موفقيت براى ايشان كه اين مقاله را ترجمه كرده اند مقدمتا توجه شما را به توضيح ايشان پيرامون اين مقاله جلب مى كنيم .
[حوزه]
اگر چه نويسنده غير مسلمان بوده واطلاعى ازاسلام و موقعيت انقلاب اسلامى ندارد. و لذا به طرح شايسته مطالب موفق نگشته است اما سخن از گسترش اسلام در ميان روشنفكران غربى است كه بسيار جالب به نظر مى رسد.ازاين روى درج اين مقاله كه نمونه اى از هزاران اعتراف نگفته است شايد براى حوزه ها مفيدافتد و توجه شان را به تشنگى عالم دربرابر معارف اسلامى جلب كند و آنان را به فكراين همه نيازهاى تبليغى وارشاد شايسته بيندازد.
متاسفانه درهمه نقاط دنيا شيوخ سعودى و رابطه العالم الاسلامى پيدا مى شوند در صورتى كه جاى طلاب روشن و متقى قم خالى است .
مردم در پى اسلام مى گردند مسلمانان مى شوند امااز چاله مسيحيت در آمده به دره اسلام شاهنشاهى سعودى و آمريكايى سقوط مى كنند. به مدد و بركت دلاوران شهيد انقلاب اسلامى ايران به اسلام روى آورند اما به دست شيوخ سعودى گوسفندوار بى تفاوت و دوراز سياست بار مى آيند.
به نظر بنده وطيفه طلاب فاضل و آگاه است كه با مشت پر واطلاعات لازم بخارج سفر كنند. واين قلبهاى تشنه رااز سرچشمه زلال اسلام - اسلامى كه انقلاب بزرگ ايران را پديد آورد و خداوند متعال پرچم تبليغ واعتلايش را به دوش محبوب ترين انسان قرن يعنى امام نهاد - سيراب كننداميد كه وزارت ارشاد سازمان تبليغات و غيره بكوشند تااين مهم آسان ترانجام پذيرد و در كار تبليغات پوسترها كتابها و غيره دقت شايسته ترى مبذول گردد تا به گونه اى آبرومندانه و دقيق عرضه شودلا چرا كه امروزه دلارهايى كه براى تبليغات يا غيره مصرف مى شود با خون فرزندان ما در پاسدارى از منابع نفتى حاصل مى شود. فرزندانى كه براى صدور نفت و حاصل كردن ارز لازم با جانشان در برابر مدرن ترين سلاحهاى مخرب جهانى پايدارى مى كنند .
واينك ترجمه مقاله اى كه روزنامه (تى امپو) آرژانتين روز چهارشنبه ٢١ ماه مى ١٩٨٦ منتشر كرده تقديم مى گردد:
رشداسلام در غرب به خاطر مخالفتى است كه با تمدن كنونىبيگانه ازانسانيت دارد
جاكس گوستاو - روژه گاردى و بسيارى از روشنفكران اروپايى و آمريكايى به قرآن روى آورده اند. دين اسلام خود را در قلب تمدن مدرن معرفى مى كندلا حقايق ساده و در عين حال عميق اسلام پاسخگويى دنيايى است كه شادى رااز دست داده است .اسلام در غرب پيشروى مى كند امااين يك خبر خوش بينانه ازامام خمينى و يا فرضيه اى از قذافى نيست بلكه اطعاتى است كه آمريكائيها واروپائيهااز قدرت روزافزون اسلام در نتيجه تحقيقات خود به دست آورده واسلام را جالب توجه جوانان و ... دانسته اند .
در دو بررسى درتلويزيون آمريكا كارشناسان ويژه تمام هم و غم خود را بكار بستند تا دلايل اين گرايش را تفسير كنند اما پاسخ هاى آنان ناشناخته و بهمان صورتى بود كه قرآن نيز ناشناخته است .
بنابه گفته برخى ازاين مسلمان شده ها نياز معنوى كه در نتيجه نااميدى ماترياليسم برانسان دست مى دهد عامل گرايش به اسلام بوده است و يا بخاطر موضع گيرى در برابر كفر و بى خداى گرى مسلمان شده اند.
اما بسيارى ديگرازاين مسلمانان جديد افشا نمودند كه اسلام زندگى آنان راازاعتياد به الكل به جهانى روشنى بخش و با صفا و منظم تبديل كرده است .
البته افرادى كه نيز به دليل سياسى بدانجهت كه اسلام را حامى حق و عدالت دانسته اند و بگونه اى انسان رااز وابستگى رقت آور به قدرتهاى شرق و غرب نگهدارى مى كند اسلام آورده اند. دراين ديدگاه دليل و منطق آنان صحيح است زيرا علماء شيعه قم تاييد مى كنند كه اسلام تنها راه مطمئن بين كاپيتاليسم امريكايى و كمونيسم روسى راارائه مى دهد. گرچه حدود سه دهه است كه سايه اسلام با قدرت عرفانى خود شروع به در برگرفتن اروپاى مسيحى كرده اما دراين پنج سال اخير عظمت فراوانى يافته است . به ويژه در بين روشنفكران و طبقه متوسط جامعه يعنى آنانى كه از خدايان عقلى وايدئولوكهاى سياسى نااميد شده و افول و غروبش را ديده اند امروز روى به خواندن قرآن و سخنرانى ها آورده و روز بروز هم درافزايش است به طورى كه كليساى كاتوليك در فرانسه اعلام خطر كرد كه بسيارى از مسيحيان به دين محمدى روى آورده اند.
يك مراكزاسلامى مبارزه بين مكه و روز را رد كرد و گفت : آژيرها واعلام خطرهاى اسقف هاى كاتوليك مى بايست جابجا شده و متوجه صحنه هاى ديگرى شود زيرا صداى آژير خطراز جاى ديگرى بلند و خطراز آنسو شعله ور مى شود.
از طرف ديگر مسلمان شدن جالب توجه كارگردان فيلم هاى دريا[جاكس گستاو] ١ مى توانداز عمق تاثيراسلام پرده بردارد و نشان دهد آنكه اسلام را شناخت دنبال آن مى رود. در صورتى كه مسلمان شدن[رژه گاردى] به مانند بمب اتمى در فضاى تفكر سياسى كمونيسم بود و دگماتيسم كمونيستى را شكست داد. [گاردى] بلند پايه ترين مقام سياسى كمونيست و روشنفكران در فرانسه بود و هميشه بعنوان ماركسيستى معتقد شناخته مى شد. چنين بنظر مى رسداو دورانى را در بحث بين مسيحيت و كمونيسم گذرانيده و سپس وسوسه عرفانى اسلامى او رااز جهان ماترياليسم ديالكتيك دور كرده و بالاخره دين مكه را در آغوش گرفته است .
زمانى كه[ گوستاو] به دين اسلام گرويد دريايى از فريضه ها و عقيده ها فرانسه را در خود غرق كرد: گفته شده است كه تصميم او نتيجه تحقيقات او در دريا بوده است پس از آنكه پى برد كه حركت آب اقيانوس موافق نظراسلام است امااين دليل براى فردى متخصص همانند[ گوستاو] به نظر متقاعد كننده نمى رسد گرچه صحيح است كه در قرآن آب سمبل قرار داده شده و چندين بار تكرار شده است و نيزاز نهرهاى بهشت و درختان اطراف آنها سخن به ميان آمده است . و محمدص مى دانسته كه آب عنصراصلى آفرينس و زندگى است .
روژه گاردى، در ملاقاتى كه در پاريس با برخى روشنفكرانى كه عقيده داشتند: مسلمانان شدن دراين زمان سمبل ارتجاع و
عقب گردى و وحشيگرى است آن هم وحشى گريى ابتدايى و قديمى و يا فرضيه مرموز معجزه محمدص چيزى جز جنگل توهمات و پوچى بورژوازى نيست چنين پاسخ داد: دين اسلام به او سلامت عقل را باز گردانده است و متاسفانه بايد گفت : هيچكس نمى توانداز وحشى گيرى آغازين سخن بگويد در صورتى كه انسان امروز به وحشى گرى عقلى گرفتار شده است والبته اين پديده بسيار خطرناكتراز وحشى گرى زمانهاى پيشين است
البته ديگر دلايل پذيرش اسلام كمتر مورد بحث و مجادله قرار گرفته است همانند صحبت يك هنرپيشه انگليسى كه اظهار داشت : بدانجهت به اسلام روى آورده كه باامدادالله توانسته خود را از يوغ الكل رهانيده .اين دليل بسيار روشنى است زيرا هزاران هزار ازافرادى كه در پيش معتاد به الكل بوده اند واكنون دين محمدى را در آغاوش گرفته اند الكل را براى هميشه كنار گذاشته اند. مسلمانهاالكل نمى نوشتند و حرمتش منشا گرفته از خود قرآن است و دليل آن روشن است زيراالكل عقل را بيگانه كرده و روح را فاسد مى كند. و بدانجهت آنانى كه غافل و فاسدند نمى توانند به نماز بايستند و خدا را عبادت كنند.
از دلايل ديگر گرايش به اسلام كلام جامعه شناس فرانسوى است او گفته است : قرآن جذاب است زيرا با تجربه ثابت شده كه قرآن به مردمى كه شادى زندگ را گم كرده اند شادى و شيوه زندگى كردن را مى آموزد و به آنان نور و روشنايى مى بخشد. قرآن ماهرانه و محتاطانه در زندگى شخصى انسان دخالت مى كند.
مسلمانان قران را معلمى مى دانند كه مى توان زندگى در حال احتضار و نابودى آنها را نجات دهد.
از طرفى ديگر مى توان موقعيت اسلام را در جوامع بشرى محكم بودن قوانين آن دانست و قدرت آن را در مثل احكام خانواده و طلاق ٢ و تعدد زوجات جستجو كرد.اما با وجوداين علماء براى قضاوت بين زن و مرد واختلافات زناشويى بسيار جدى هستند به طورى كه يك طلاق اسلامى براى دو طرف بسيار مشكل جلوه مى كند.
در رابطه بااجازه ازدواج بيشتراز يك زن شرايط مشكلى وجود دارد.اولين واصلى ترين شرط اينست كه شوهر در مقابل الله متعهد شود همه همسران را يكسان دوست بدارد و هيچ فرقى درامكانات زندگانى آنها نگذارد چيزى كه به آسانى مى تواند به وسيله همسراول كه خود را فراموش ده احساس مى كند تكذيب شود.
اما بالاتراز همه دلايل براى گرايش به اسلام مسايل سياسى هستند زيرا پيشرفت اسلام به وسيله سياستى است كه با تغذيه معنوى مسلمين ازايشان محافظت مى كند. ماننداينكه توجه به الله براى دفاع يك سربازاز وطن و مقابله با دشمن حكم يك بمب واسلحه كارآمد را دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١.اقيانوس شناسى كه عمرش را در دريا سپرى كرد و بيشتر مردم دنيا او رااز طريق فيلمهايش مى شناسند.
٢. لازم به تذكراست كه در آرژانتين قانون طلاق وجود ندارد واز اين روى بين مجلس شورى و جامعه كاتوليك درگيرى است .