نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - نظارت ادارى
سياسى
نظارت ادارى
وجود تخلفات ادارى و برخورد باانبوه مردمى كه ازاعمال كارگزاران ادارى گله مندند و قرطاس بازى بى حد و حساب و ياس مردم از گشايش گروههاى كوراين مشكل ما را بر آن داشت كه به بحث در زمينه يكى از وظائف مهم مديريت يعنى[ نظارت ادارى] بپردازيم . بويژه حضور پاره اى از روحانيان در مسانيد كليدى و شبه كليدى كشور اين مسئوليت را بر دوش اين هم صنفان دو چندان مى كند. زيرااين حضوراجرائى در حقيقت براى نظارت بر كيفيت رونداموراست و مردم ازاين عزيزان انتظار آن را دارند كه با ديدى تيز حوادث را بنگرند و در رفع مشكلات مردم - در حدودامكان - چاره اى بينديشند و يكى از بزرگترين چاره ها تقويت و رشد نظارت بر سيستم ادارى است .
سيستم ادارى موجود
با ورود غرب استعمارگر به عنوان نيروى فاتح به كشورهاى جهان سوم در تمامى نهادها وارگانها و كلا در ساختاراجتماعى و سياسى اين كشورها تغييرات اساسى پديدار گشت والگوهاى غرب بطور روزافزون جايگزين الگوهاى سنتى شد و نظام سنتى به تدريج از هم پاشيد [بوروكراسى] كه يكى ازالگوهاى غربى است با وروداستعمار غرب به جاى نظام ساده ادارى در كشورهاى جهان سوم استقرار يافت و
سيستم آموزشى اين كشورها با كارگردانى و رهبرى گردانندگان نظام سياسى فكرى غرب براى آموزش بوركرات ها شكل گرفت. كشورهاى اسلامى هم ازاين موهبت غرب بى بهره نماندند. به تقليد و تحميل آيين كشوردارى اروپائيان را پذيرا گشتند و گشايش گره كور معضلات اجتماعى سياسى رااز سرپنجه تواناى آنان تمنا كردند و تازيانه اروپا آنچنان بر پيكر آنان كارگرافتاد كه آيين كشوردارى و سنت هاى خودى را بكلى فراموش كردند و فرزندان خود رااز مكتب خانه گرفتند و به مدارس آنان روانه كردند و خود هم به سوى غول بى شاخ و دم بوروكراسى ساخته و پرداخته غرب براى حل مشكلات دست نياز دراز كردند .
كشورهاى عقب افتاده وقتى كه زندگى خود را به امواج بوروكراسى سپردند ناگزير براى تسلط براين امواج به شاگردى خداوندگاران بوروكراسى گردن نهادند. بر اين اساس مكتب خانه ها را رها كردند و بسوى آموزشگاههاى فرنگ روانه شدند. دكتر حميد عنايت اوضاع آموزشى مصر را بعداز نفوذ غرب و جايگزين شدن بوروكراسى در آن كشور اين چنين وصف مى كند:
[محمدعلى خديومصر همچنانكه پيشتر ديديم خود به سبب نيازى كه براى گرداندن دستگاه ادارى و نظامى دولت مصر به كارشناسان و كارآزمودگان داشت زديك به سيصدتن از دانشجويان مصرى را در مدت فرمانروايى خود بااروپا فرستاد. روش او دراين زمينه دو دوره را پيمود: در دوره نخست از سال ١٢٢٤.١٨٠٩ تا١٢٣٧. ١٨٢٢ بيشتر دانشجويان مصرى به ايتاليا و در دوره دوم از سال ١٢٤١.١٨٢٦ تا ١٢٦٠.١٨٤٤ بيشتر آنان به فرانسه فرستاده شدند. هم دراين بود كه براى آسان كردن كار دانشجويان مصرى دانشگاهى خاص آنان در پاريس ايجاد كرد كه مدرسان آن از طرف ارتش فرانسه معين مى شدند].
استقبال شديد كشورهاى جهان سوم بويژه كشورهاى اسلامى از بوروكراسى و گسترش سريع اين پديده در كشورهاى مذكور به عواملى چند مربوط مى شود كه ترتيب بيان مى كنيم :
١- عقده حقارت كه غالبا ملتهاى مغلوب را به تقليداز آداب و سنن كشور غالب وا مى دارد.
٢- پيچيدگى نظام زندگى .
٣- طبيعت ديپلماسى اقتضا مى كرد كه غرب براى حفظ اقتدار خويش ملتها را در يك نظام بوروكراسى به بند بكشد.
٤- پيچيدگى روابط بين المللى كه سرنوشت كشورها را بهم پيوسته است .
٥- غرب گرائى زمامداران و شيفتگى آنان به زرق و برقهاى تمدن غرب .
همه اين عوامل باعث شده است كه بخش ادارى متورم و ملتهااسير بوروكراسى شوند. دراين نوشتار در مقام آن نيستيم كه بوروكراسى را بطور كلى رد كنيم كه منافى دارد و نمى توان آن را ناديده گرفت اما آنچه را كه ما بر آن پا مى فشاريم عدم سنخيت[ بوروكراسى] با فكر
و فرهنگ مردم مشرق زمين بويژه كشورهاى اسلامى است . شاهد ما براين مدعى سرگردانى مردم در پيچ ز خم هاى بوروكراسى حاكم و فرياد آنان از دست بوروكرات هاى الينه شده مى باشد. دراينجا براى پى بردن به عمق فاجعه به معرفى چهره بوركراتها كه اعضاء سازان بوروكراتيك هستند و در حقيقت چرخهاى بوروكراسى توسط همين پيچ و مهره هاى دست آموز غرب مى چرخد مى پردازيم :
١- فرد بوروكرات سر در لاك تخصص خود فرو برده واز آنچه كه در خارج از حوزه تخصش مى گذرد غافل است واين امر باعث شده است كه محدوديت افق ديد پيدا كند.
٢- تسليم محض مافوق تا آنجا كه قوه ابتكار و خلاقيت راازاو گرفته است و دقيقا همچون پيچ و مهره عمل مى كند.
٣- تابع بى چون و چراى مقررات بحدى كه گره گشايى از كار مردم را به بوته فراموشى سپرده واز جنبه هاى انسانى غافل مانده است .
٤- بوروكرات فقط در برابر مقام مافوق خود را مسئول مى داند نه در برابر مردم كه از نظر ساختار فكرى و طبقه بيگانه از مردم است .
٥- به دين و مفاهيم دينى بى اعتقاداست يا براى دين نقش اجتماعى سياسى قائل نيست .
[ برگر] كه يك انگليسى است بوروكراتهاى دست آموز غرب رااينگونه معرفى مى كند:
[ ديوانسالارانى كه در سيستم آموزشى انگليسى تربيت مى شدند هيچ گونه ابتكار و خلاقيتى نداشتند. آنان مهره بودند نه انسان خلاق . بى لياقتى تنبلى ترس از مسئوليت و علاقه جنون آميز آنان را به مقررات و كاغذ بازى مشكل مى توان تصوير نمود. براى هرامرى جوابى در چنته داشتند و آن اينكه : بايد به صورت كتبى به من ابلاغ شود بايداز مقامات بالا دستور بگيريم] ٣ .
پس هدف سيستم آموزشى غرب از داير كردن دانشگاههاى غريض و طويل تربيت بوروكرات هائى بوده است كه در چهارچوب بوروكراسى چشم و گوش بسته بدورازاحساسات انسانى به حفظ منافع غرب بپردازند كه نقش فعال فارغ التحصيلان اين دانشگاهها در حفظ و نگهدارى و كمك فكرى به حكومتهاى مستبد وابسته به غرب دليل براين مدعى است . شادروان [جلال آل احمد] مى گويد:
بااين ترسيم به اين نكته مى رسيم كه ايران نيز در درون اين گردونه مخرب جاى يافت و مراكز آموزشى آن از آغاز تاكنون عمدتا در همين مسير - توليد بوروكرات - هدايت شده اند. تا قبل از دوران ناصرالدينشاه دستگاه دولتى و سيستم ادارى به عنوان بخشى از دربار (يا به اصطلاح آن روزگار[ درخانه] ) بود و هويتى
مجزا از آن نداشت . سفر به شهرهاى فرنگ و حضور تحصيلكردگان آن ديار در كشور اين انديشه را به ارمغان آورد كه بخش دولتى و سيستم اجرائى سازمان بندى جدا بيابد و در نتيجه در زمان سلطنت ناصرالدينشاه اولين[ هيات دولت درايران] پديد آمد و ٩ وزارت خانه تشكيل شد. منتهى تنها سه وزارت خانه (ماليه خارجه و جنگ ) دستگاه ادارى خاص پيدا كردند اما باقى وزارتخانه ها جز[ نام] بهره اى نداشتند. بدينسان اولين پايه هاى سازمان ادارى باالگوسازى سازمانهاى مشابه در غرب بنيان نهاده شد. به مرور وزارتخانه ها و شعبه هاى جديدادارى افتتاح گرديد و رشد تصاعدى را پيمود. منتهى ناآشنائى به شيوه جديد. تلفيق نامعجون پاره اى از قوانين سنتى با قوانين و آداب غربى حضور دو قشر ناهمگون - تحصيلكردگان جديد و مستوفيان و كارگزاران قديم - در سيستم ادارى و ... پيكره اين سيستم را مجروح و روان آن را ناميمون نشان مى داد.
[و روشنفكران درين گيرودار دو دسته اند: قسمت اعظم آنها كه با چرخ دستگاه حاكم مى گردند و بگردش چنين نظمى كمك فكرى مى دهند و توجيه علمى اش مى كنند] ٤ .
[دكتر ميلسپو] كه در راس گروهى از مستشاران آمريكائى براى اصلاح امور مالى در عصراحمد شاه به ايران سفر كرده واولين[ قانون استخدام ادارى] توسط وى تنظيم گرديده است وقائع آن دوران را چنين مى نگارد:
به هنگام ورود هيئت مالى آمريكا به ايران در پاييز سال ١٩٢٢ يكى از روزنامه هاى تهران با چنين جملاتى از ما استقابل كرد: [... شما آخرين پزشكى هستيد كه به بالين مريض مشرف به موت آمده ايد اگر موفق نشويد مريض مى ميرد و گرنه زنده خواهد ماند... ما براى ورود شماابرازاحساسات نمى كنيم ولى چنانچه در كار خود پيروز شديد آن وقت شايسته تحسين خواهد بود...اعليحضرت شاه ايران نيز در پاريس در موقعى كه براى جازه عزيمت به ايران شرفيات بوديم و چه در مذاكراتى كه در تهران باايشا نداشتيم همواره مطالبى مشابه آن ابراز مى كردند و هيئت مالى آمريكا را به عنوان آخرين اميد ايران توصيف مى نمود تصور بسيارى ازايرانيان نيز چنين بود].
وقائع بعدى نشان داد كه اينان و همكارانشان جز تقويت سلطه سياسى كشور متبوع خويش وظيفه اى نداشتند. و بدينسان سيستم ادارى كشور چه قبل از كودتاى رضا خانيو چه پس از آن با فساد دروين وابزارگرى براى استبداد داخلى واستعمار خارجى دست به گريبان بود. و تقريبا حاصل اين تاريخ نسبتا طولانى جزافزودن بر مخارج ملت و مشكلتر كردن راههاى خروج از گرفتاريها چيزى را به ارمغان نداشته است . حدود يك ميليون كارمند كه تورم عظيم نيروى انسانى را دراين بخش نشان مى دهد و قريب ٥٠ درصد بودجه دولتى كه صرف حقوق بخشى دولتى گرديده است (در سال ٥٧) نشاندهنده بنيادى است كه از پايه آن را كج نهاده اند. و اينك پس ازانقلاب با مشكلات خاص آن مواجهيم واز معضلترين آن مساله نابسامانى ارائه خدمات دراين سيستم است .اين اشكال فقط طبقات اجتماعى ديگر
را نمى آزارد بلكه حاضران در گردونه اين سيستم را نيز رنج مى دهد زيرا علاوه بر آزار روانى و روحى ازاينكه در يك كلاف در هم پيچ جاى دارند خود آنان نيز با بخشهاى ديگرادارى براى رفع نيازهاى شخصى و شغلى در تماسند وازاينكه مى بينند رفع احتياجى كوچك نيازمند به صرف وقتى طولانى است آشفته خاطر مى گردند. بنابراين انتقاداز وضعيت سيستم ادارى هرگز به معناى قرار گرفتن در موضع دفاع از يك طبقه اجتماعى عليه طبقه اجتماعى ديگر نيست بلكه بايداين را مشكله عمومى تلقى كرد كه تمامى ساكنان اين مرز و بوم با آن مواجهند و لزوم رفع آن راازاوليات مى شمرند .
نظارت مقدمه اى برانقلاب ادارى
در يك سيستم ادارى بيگانه از مردم نظارت و بازرسى از كارآئى لازم برخوردار نيست بلكه ابتداء بايدانقلابى ژرف در تمام ابعادادارات بجا مانده از دوران حاكميت غرب تحقق پذيرد وانديشه هئا وارداتى بدورافكنده شود و در كادرهاى ادارى اصلاحى عميق صورت گيرد وافراد مومن و دلسوز بكار گمارده شوند تا نظارت مفيدافتد و گرنه تشكيلات ادارى كه از ريشه گنديده است واز آغاز تاسيس جهت حركتش حفظ منافع صاحبان قدرت بوده است و كادر آن هميشه خود را قيم مردم مى دانسته اند چطور ممكن است با نظارت جهت حركت بكلى تغيير كند و در خدمت مردم در آيند با توجه به اين امراست كه بايد جايگاه نظارت را بطور دقيق دراين سيستم ادارى بجاى مانده از غارتگران بين المللى دريابيم و نظارت دراين چنين سازمانى از باب[ مالايدرك كله لايترك كله] مورد مطالعه قرار دهيم . بدين معنى اكنون كه مى بينيم بوروكراسى درايران از عمر طولانى برخورداراست و ريشه دراعماق جامعه دارد و قطع كردن اين ريشه ها به آسانى و سرعت ممكن نيست نبايد بدون كوچكترين اصلاح و كنترلى به اميداصلاح عميق و دگرگونى همه جانبه با همين بافت غير مردمى بر مردم محروم و زجر كشيده مسلط كرد بلكه بايد بقرامكان از ضرر و زيان اين سازمان عريض و طويل كاست و مقدمات اصلاح را فراهم كرد. بر همين اساس [ نظارت] مى تواند يكى از گامهاى مقدمى در راه دگرگونى و تحول ادارى باشد. زيرااگر نظارت درست و حساب شده توسط نيروهاى دوستدارانقلاب اسلامى و متخصص درامور ادارات بدوراز چهارچوب بوروكراسى به جريان بيفتد و ناظران به شناسائى نكات ضعف وافراد ناسالم و تطبيق عملكردادارات با خواسته هاى بحق مردم و قوانين مصوبه بپردازند و مشاهدات و گزارشات خود را به مسئول يا مسئولان براى اقدامات لازم براساس برنامه ريزى دقيق منتقل كنند گام بلندى در راه سالم سازى ادارات خواهد بود.اين امر با توجه به وجودافراد مومن و دوستدارانقلاب اسلامى كه در ادارات كشورما حضور دارند
و مى توانند در مراحل سه گانه شناسائى طرح واجراء نقش موثر باشند خيلى سريع انجام خواهد پذيرفت . پس روشن شد اينكه ما به بررسى نظارت ادارى قابل از بحث پيرامون[ تحول ادارى] مى پردازيم بدين سبب است كه نظارت را در هر حال امرى لازم و مقدمه اى براى رسيدن به يك دگرگونى عميق مى دانيم .
اهميت نظارت
صاحب نظران مسائل سياسى اجتماعى در طول تاريخ به گماردن جاسوس در حوزه ماموريت كارگزاران پا فشرده اند.اين بدان سبب است كه گماردن جاسوس در مراكزادارى ازاركان كشوردارى است كه كشور بدون سيستم نظارت ادارى دچاراز هم پاشيدگى حتمى خواهد شد. زيرا دوام يك كشور در سلامت ادارات و عملكرد صحيح كارگزاران است واين امر تحقق نمى پذيرد مگراينكه رهبران توجه خاصى به اعمال عمال و نحوه اجراء قانون در حوزه هاى ادارى مبذول دارند. به همين انگيزه كشورداران عاقل و كاردان در طول كشوردارى خود عنايت خاصى روى اين مساله داشته اند. چون با تجربه دريافته اند نصب افراد در راس امور بدون دقت دراعمال آنان چه فجايع عظيمى به بار آورده است . طبيعى است وقتيكه كارمندان دولت چشم هاى حساس و تيز بين را ناظر براعهمال و رفتار خود نبينند و عملكردشان مورد بازخواست وقاع نشود لجام گسيخته و خود سر خواهند شد كه اين امر موجب حاكميت طبقه[ بوروكرات] بعنوان يك طبقه مستقل خواهد شد يعنى (دولت در دولت ). در يك چنين تشكيلات خودكامه و بى در و دروازه اى است كه كم كارى خود محورى دزدى منصب فروشى رشوه واخلاق ناپسندادارى درادارات شكل مى گيرد. بديهى است وقتى كه دامن ادارات اينگونه به فساد آلوده شود پى مدهاى سوئى را در جامعه بدنبال خواهد داشت كه به برخى از آنهااشاره مى كنيم :
١- ايجاد فاصله بين دولت و ملت .
٢- گسترش فساد در جامعه .
٣- سقوط جامعه .
١- ايجاد فاصله بين دولت و ملت
دولت كه بهه معناى دقيق كلمه مظهر قدرت مردم و نشات گرفته از اراده توده هاست مسئول سرنوشت و خوب و بدآنانى است كه آن را برانگيخته اند. بايد در حفظ جان مال عرض و ناموس مردم تلاش كند و گرههاى زندگى آنان رابا تدبير وامكاناتى كه درا ختيار دارد بگشايد. در صورت عمل به اين وظايف مردم به دولت علاقه مند و روابط بين دولت و ملت دوستانه خواهد بود.اما وقتيكه دولت وظايف خود را به بوته فراموشى بسپارد واصول آن را زير پا بگذارد و بجاى خدمت گزارى فرمانروائى را پيشه كند واضح است كه مردم از دولت فاصله خواهند گرفت . جدائى مردم از دولتها در طول
تاريخ مويد مطلب است . از جمله مردم از دولت عباسيان بخاطر منصب فروشى رشوه اجحاف و فساد اخلاق كارگزاران آن روى گردانده بودند تا آنجا كه مورخان نوشته اند:
[ اهل تقوى در آن عصر عمال حكومت را با فاسقان يكى مى دانستند همچنانكه انجيل گمركچيان و گناهكاران را در يك رديف شمرده].
و همچنين نوشته اند:
[بعضى را رسم بر آن بود كه به عاملين حكومت طبق عادت سلام نمى دادند و در عوض بجد يا بهزل مى گفتند[ از كار دولتى توبه كنى] . و نيز گويند كسى از كار دولتى توبه كرده بود بارى او را مقامى بزرگ پيشنهاد كردند پذيرفت و توبه را شكست از آن پس مردم[ مرتد] لقبش دادند] ٥ .
٢- گسترش فساد در جامعه
در طول تاريخ هميشه رفتار و منش و طرز تفكر دولتمردان بخاطر موقعيتى كه در جامعه داشته اند[ الگو] و[ مدل رفتار] مردمان در زندگى فردى واجتماعى قرار مى گرفته است . در حقيقت مردم آينه اى را مى مانند كه سلوك كارگزاران را درخود منعكس مى كنند. يكى از مواردى كه تقليد به تمام رخ خود را مى نمايند همين جاست وازاين روزنه است كه اخلاق منحط و مترقى به جامعه راه مى يابد و نبض جامعه را دراختيار مى گيرد. پيامبراسلام(ص) و على ابن ابى طالب (ع) در تاثيرگزارى دولتمردان در ساختار فكرى جامعه مى گويند
١.قال رسول الله(ص) : صنفان من امتى اذا صلحا صلحت امتى واذا فسدا فسدت امتى قيل : يارسول الله و من هم ؟ قال : الفقهاءالامراء .
ازامت من دو گروه هستند كه اگر آنهااصلاح شوند همه امت من اصلاح مى شوند واگر آنان فاسد شدند همه امت من فاسد مى شوند. گفته شد يا رسول الله آنها چه كسانى هستند؟ گفت : دانشمندان و زمامداران .
٢. قال على (ع) : الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم ٧ .
شباهت مردم به زمامدارانشان بيشتراست از شباهت آنان به پدارنشان .
سقوط جامعه
دو پى آمد ناگوارى كه بدان اشاره كرديم و گفتيم از عدم نظارت بر رفتار كارگزاران بوجود مى آيد بطور طبيعى منجر به سقوط جامعه مى شوند زيرا جامعه داراى وجود حقيقى و واقعى است درپرتو قوانين و سنن خاصى به حيات خودادامه مى دهد. وقتيكه غبار ناپاكى چهره افراد جامعه جامعه را فرا بگيرد مرگ جامعه طبق قوانين حاكم بر آن اجتناب ناپذيراست . جوامعى كه در درازناى تاريخ بخاطر گناه آلود بودنشان به خاك مذلت فرو غلطيده اند كم نيستند.
امپراطورى عباسيان يكى از همين بخث برگشتگان تاريخ است . وقتيكه فساد ادارى و به دنبال آن فساداجتماعى توان امپراطورى را به
تحليل مى برد هيچ قدرتى حتى شوكت و قدرت ديرينه امپراطورى هم نمى تواند از مرگ حتمى آن جلوگيرى كند. درباره سازمان ادارى دوران عباسيان مورخين نوشته اند:
[در قرن سوم پول در زندگى كارمندان دولت نقش فاسد كننده اى يافت زيرا هر چيز قيمتى داشت خصوصا مناصب ديوانى و عامل پس از آنكه به كارى منصوب مى شد مى كوشيداز راه خيانت رشوه پرداختى را جبران كند مثلا عاملان به نام كارمندانى كه وجود نداشتند واشخاصى كه آفريده نشده بودند حقوق و هزينه مى نوشتند و مرسوم كاتبان و فقيهان را به غلامان ويژه و وكيلان حاشيه نشين خود مى پرداختند حتى كاغذ و دفتر دولتى را فروخته مبلغى حاصل مى كردند. عامل مصر ماهيانه ٠٠٠.٣ دينار حقوق مى گرفت كه مبلغى كرامند بود بااين حال او مجبور بود مخارج خود را محدود كند چه آنقدر هدايا براى امير و وزير و خليفه بايستى مى فرستاد كه حقوقش كفاف نمى داد. گويند يكى از كنيزكان ويژه خليفه بدو شكايت كرد كه فلان كارمند در واگذارى اقطاع مرحمتى خليفه به من تعلل مى كند خليفه پاسخ داد بهتر آن است كه شخصا جامعه و هدايايى برايش بفرستى واز مراجعه به من بى نياز باشى كنيز به نصيحت خليفه عمل كرد و رشوه را داد و خواسته اش انجام پذيرفت] ٨ . .
همين اموراست كه سياستمدارى دورانديش همچون على بن ابى طالب را واد مى دارد كه در دستورالعمال سياسى خود به مالك اشتر پس از آنكه شرايط گزينش كارگزاران را بدقت گوشزد مى كند به گماردن جاسوس براى اطلاع از علمكرد آنان و نحوه اجراء قوانين تاكيد كند توجه كنيد:
[ثم تفقداعمالهم وابعث العيون من اهل الصدق والوفاء عليهم فان تعاهدك فى ابسر لاامورهم حدوه لهم على استعمال الامانه والرفق ه بالرعيه وتحفط من الاعوان] ٩ ... .
اى مالك اعمال كارگزاران را توسط جاسوسان صادق و با وفا زير نظر بگير چه اين عمل سبب مى شود آنان به امانت دارى و مدارا كردن با مردم ترغيب شوند و همچنين معاونات را بشدت زير نظير بگير ...
آنچه در باب اهميت نظارت ذكرش رفت به ما مى آموزد كه سرنوشت يك كشور بستگى به بازرسى و دقت در نحوه اجراء قوانين دارد و نبايداز اين مساله حياتى و سرنوشت ساز به آسانى گذشت و يا بعنوان يك تشريفات ادارى به آن نگاه كرد. سازمان نظارت ادارى از حساسترين اركان حكومت است . بايد بنحوى سازماندهى و رهبرى شود كه گزارشاتش در حكم مقياس و معيار سلامت و عدم سلامت سازمان ادارى كشور باشد و همانند چشم خطاها و لغزشهاى ادارى را به رهبرى منتقل كند تااقدامات مقتضى براى جبران و جلوگيرى از خطا صورت پذيرد
اسلام ومساله نظارت
حسن اجراء قانون نقش اساسى در تحقيق آرمانهاى يك مكتب دارد.از اينرواسلام كه
يك مكتب هدفدار و داراى قوانين متعالى و سعادت آفرين است براى پياده كردن آرمانهاى بلند خويش توجه خاصى به سيستم اجراا دارد. تا آنجا كه علاوه بر درستكارى و كاردانى مجريان و برنامه ريزى دقيق نظارت و بازرسى مستمر را هم امرى لازم و ضرورى مى داند آن هم ن هدر شكل دولتى و توسط كادرهاى ادارى كه مردم را هم دراين امر خطير مسئول مى داند يعنى اسلام نظارت را تنها درقالب دولتى وادارى آن تمام شده نمى داند بلكه مردم را كه صاحبان اصلى حكومت هستند مسئول مى داند كه ناظر و مراقب عملكردادارات و ماموران دولتى باشند. پس دو نوع نظارت دراسلام وجود دارد ١ دولتى ٢ همگانى .
١- نظارت دولتى
دولت بعنوان مجرى قوانين و مسئول اداره كشور و حافظ جان و مال مردم وظيفه دارداز چگونگى گردش امور و شيوه سلوك عمال بارعيت لحظه اى غافل نباشد. بازرسان مخفى در تمام نقاط كشور بگمارد تااز كم و كيف قضايا بطور دقيق آگاه شود كه سيره حكومتى پيامبراسلام[ ص] بنيانگذار حكومت اسلامى براين منوال بوده است .امام رضا(ع) دراين باره مى گويد:
اذا وجه فامهم امير بعث معه من ثقاقه من يتجسس له خبره. ١٠
پيامبراسلام (ص) : هر گاه لشكرى را گسيل مى داشت و فرماندهى بر آن مى گماشت به فردى مورد اعتماد بعنوان بازرس مخفى ماموريت مى داد تااز عملكرد فرمانده و آنچه كه در لشكراتفاق مى افتد گزارش تهيه كند وايشان را در جريان امور بگذارد .
على ابن ابيطالب (ع) براى هرچه بهتراداره كردن جامعه و رسيدگى به حقوق مردم و جلوگيرى از لغزشهاى خطرناك در درون حكومت كه فلسفه حكمراتيش را تشكيل مى داد بازرسان آگاه و مومن به سرتاسر كشور اسلامى اعزام كرده بود تا آنچه كه در حوزه حكومتى مى گذرد به اطلاع ايشان برسانند كه با مطالعه نامه هاى رسمى دولتى كه از طرف ايشان به فرماندهان واستانداران فرستاده شده است اين مطلب بخوبى فهميده مى شود توجه كنيد
١- نامه امام على(ع) به شريح بن حارث قاضى حكومت :
[بلغنى انك ابتعت دارا بثمانين دينارا و كتبت لها كتابا واشهدت فيه شهودالله] ١١
[به من خبر رسيده كه خانه اى به قيمت ٨٠ دينار خريده و آن را قباله كرده اى و بر آن گواه گرفته اى].
٢- نامه امام عبدالله بن عباس استاندارامام در بصره :
[... وقد بلغنى تنمرك لبنى تميم و غلظتك عليهم] ١٢ ... .
[به من گزارش داده اند كه تو نسبت به قبيله بنى تميم بدرفتارى و خشونت را پيشه كرده اى] .
٣- نامه امام به يكى از فرماندارانش :
[...فقد بلغنى عنك امر ان كنت فعلته فقداسخطت ربك و عصيت امامك واخزيت اماتتك] ١٣ ...
[درباره كارى از تو كه به من گزارش شده است كه اگرانجام داده باشى پروردگارت را بخشم آورده اى امامت را عصيان كرده اى وامانت خود را برسوائى كشيده اى] .
٤- نامه امام به[ مصلقه ابن هبيره شيبانى] فرماندار يكى از شهرهاى فارس :
بلغنى عنك امران كنت فعلته فقداسخطت الهك و عصيت امامك ... [به من درباره تو گزارش رسيده كه اگر درست باشد واين كار را انجام داده باشى پروردگارت را به خشم آورده وامامت را عصيان كرده اى] .
٥ - نامه امام به[ عثمان بن حنيف انصارى] فرماندار بصره :
[...يابن حنيف : فقد بلعغنى ان رجلا من فتيه اهل البصره دعاك الى مادبه فاسرعت اليها] ١٥ ...
[ به من گزارش داده شده كه مردى از متمكنان اهل[ بصره] تو را به خوان ميهمانيش دعوت كرده و تو به سرعت به سوى آن شتافته اى] .
از مجموع نامه هاى رسمى امام كه دراين زمينه وجود دارد كه به برخى از آنهااشاره شد بويژه كلمه[ بلغنى] (به من گزارش شده )اينچنين استنباط مى شود كه امام كارگزاران خود خود را توسط جاسوسان تيز هوش و حساس زير نظر داشته است . مضاف براين امام به استانداران خود دستور مى دهد كه در حوزه ماموريت خويش اعمال ماموران دولتى را توسط بازرسان مخفى زير نظر داشته باشند.
ابويوصف قاضى القضات عباسيان يكى ازاين دستورهاى امام(ع) را اينگنه بيان مى كند:
حدثنى بعض علماءاهل الكوفه ان على بن ابيطالب رضى اللفه عنه كتب الى كعب بن مالك و هو عامله[ اما بعد... واخرج فى طائفه من اصحابك حتى تمر بارض السواد كوره بعد كوره فتالهم عن عمالهم و تنظر فى سيرتهم] ١٦
پاره اى از دانشمندان كوفى به من اطلاع دادن كه امام على (ع) نامه اى به كعب بن مالك نگاشت - واو والى حضرت بود، ....با گروهى از يارانت از مركز حكومتى خود - بيرون برو و در زمينهاى عراق گردش كند. ناحيه ناحيه آن را ببين واز حالات كارگزاران مردم پرس و جو كن و در شيوه برخورد آنان با مردم بنگر
نظارت همگانى
هر نظام سياسى اجتماعى گر چه بااهداف انسانى پى افكنده شده باشد در مسير حركت خويش احتمال لغزش وانحراف از هدفهاى اعلام شده زياد مى رود.اين خطر گريبانگير بسيارى از حكومتها و تحولات اجتماعى بوده و هست .اسلام بعنوان يك نظام همه سونگر با وضع قانون[ نظارت همگانى] ازاين خطر پيشگيرى و حفظ و سلامت نظام رااز دورن تضمين كرده است .اسلام با طرح
تكاليف اجتماعى براى پيروان خويش از قبيل [ ارشاد ديران به حق] و[ خيرخواهى براى ديگران] و[ امر بمعروف و نهى از منكر] روش نوينى را براى استحكام بخشيدن به نظام و صيانت جامعه از آلودگيها پى ريخته است كه اجمالى از آن بدين شرح است :
الف :ارشاد به حق
مسلمانان همين كه حق و باطل را بدرستى شناختند و آن دو رااز هم تشخيص دادند وظيفه دارند كه تلاش وسيعى را در راه گسترش حق و زدودن باطل ا زجامعه آغاز كنند و با بهترين روشهاى تبليغى ديگران را به سوى حق راهنمائى كنند و زنگارهاى باطل رااز دل آنان بزدايند:
[ ادع الى سبيل ربك بالحكمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتى هى احسن] ١٧ .
[بخوان به راه راست پرودگارت بحكمت و پند خوب و مجادله كن با ايشان به آنچه آن نيكوتراست] .
[ولتكن منكم امه يدعون الى الخير] ١٨ .
[بايد باشنداز شما جمعى كه بخوانند بسوى خويى] .
ب : خيرخواهى براى ديگران
در نظام مكتبى اسلام روابط بين افراد جامعه بايستى براساس [خيرخواهى] استوار باشد و مردمان با توجه به اصل حركتهاى اصلاحى خود را پى ريزى كنند. و نسبت به آنچه كه در جامعه مى گذرد خيرخواهانه برخود داشته باشند و به انسانها و نهادهائى كه مرتكب لغزش واشتباه مى شوند دلسوزانه اندرز دهند.اين اصل در متون اسلامى به[ نصح] تعبير شده است[ نصح] يعنى[ الدعاالى مافيه الصلاح والنهى عما فيه الفساد ] ١٩ و علاوه در بطن اين واژه اخلاص در عمل و خيرانديشى و دلسوزى نسبت به[ منصوح] نهفته است.
دراينجا به روايت كه نماينگر توجه اسلام به اصل[ خيرخواهى] مردم نسبت به يكديگر و دولت است بسنده مى كنيم :
١ على ابن ابيطالب(ع) مى گويد:
[...و لكن من خقوق الله على عباده النصيحه بمبلغ جهدهم والتعاون على اقامه الحق يبنهم] ٢٠
[ از حقوق واجب خداوند بر بندگان اين است كه به اندازه توانائى خود در خيرخواهى و نصيحت بندگانش كوشش كنند و در راه برقرارى خود در ميان خود همكارى نمايند].
٢ پيامبراسلام[ ص] در حجه الوداع درباره اندرز به رهبران جامعه مى گويد:
[ثلاث لايغل عليهن قلب امرء مسلم اخلاص العمل لله والنصيحه لائمه المسلمين واللزوم لجماعنهم] ٢١ .
[قلب هيچ مسلمانى درسه مورد نبايد ترديد كند اخلاص عمل براى خدا نصيحت رهبران جامعه و شركت دراجتماعات آنان] .
بديهى است[ دعوت به سوى خير و صلاح و نهى از فساد همراه با دلسوزى واخلاص] اگر
بطور شايسته در جامعه توسط افراد آگاه صورت گيرد راههاى آسيب پذيرى جامعه مسدود خواهد شد.
ج :امر بمعروف و نهى از منكر
افرادى كه در يك محيط اجتماعى روزگار مى گذرانند مانند سرنشينان يكى كشتى سرونوشت واحدى دارند. همانگونه كه كوچك ترين تخريبى در داخل كشتى زندگى بهم پيوند خورده آنان را در معرض خطر حدى قرار مى دهد در محيط زندگى انسانها هم اگر عصيانى صورت بگيرد با زندگى ديگران بطور مستقيم ارتباط پيدا مى كند چنين محيطهائى كه زندگى جمعى در آن جريان دارد عقل حكم مى كند تمام وظيفه دارنداز آلودگى محيط جلوگيرى كنند و چهره هاى آلوده بگناه رااز خود طرد كنند.امر بمعروف و نهى از منكر همان حم عقل است كه دراسلام بعنوان يك قانون مهم اجتماعى جلوه كرده است .اسلام براى پاكسازى محيط و كوتاه كردن دستان گناه آلوداز پيكر جامعه به مردمان دستور داده است كه از حقوق اجتماعى استفاده كنند و يا سر پنجه قدرت منكر را ريشه كن و جامعه اى براساس معروف بنيان بنهند:
[والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف وينهون عن المنكر] ٢٢ .
[مردان مومن و زنان مومنه برخى از آنان ولى بعضى ديگرند به معروف فرمان مى دهند واز منكر باز مى دارند].
اسلام با وضع اين قوانين مسئوليت آفرين مردم را به حضور در جامعه و فعاليت و تلاش در صحنه اجتماع واداشته است و با سرانگشت تدبيراز تمام توان آنان براى حاكميت قانون و جلوگيرى از فسادادارى بهره گرفته است .
نظارت درادوارى از تاريخ
مطالعه تاريخ امام گذشته براى فراگيرى تجربيات آنان در زمينه هاى گونه گون امرى است مفيد.ازاين باب دراين بخش بگونه اى گذرا نگاهى خواهيم افكند هب[ نظارت ادارى] در حكومتها و دولتهاى پيشين .
عباسيان
در آن عصر ديواين وجود داشته داست بنام[ ديوان يريد] كه حوزه كار آن عبارت بوده از: توزيع نامه در عرصه كشور تهيه فهرستى ازاخبار روز براى خليفه مطلع كردن خليفه از وضع راههاى كشور در موقع اعزام لشكر و جاسوسى درادارات لا وظيفه اخير رااز فرمانى كه از طرف خليفه در سال ٣١٥ هجرى براى صاحب بريد صادر شده بخوبى مى تواند فهميد:
[برعهده اوست كه احوال عاملات خراج واملاك بداند و جريان كارهاى ايشان را به صورت كافى و شافى و غور رسى تحقيق و خبركشى كند و براستى و درستى گزارش دهد... و نيزازاوضاع شهرها و بسمانى يا نا بسامانى آن واحوال رعيت و طرز كار ماموران
اعم از ستم و تجاوز يا انصاف و رعايت اطلاع بايد و بتفصيل بنويسد... . و نيزاز كردار و رفتار وافكار حكام مطلع باشد... و بداند كه در ضرابخانه چقدر طلا و نقره سكه زده مى شوداز وارد كنندگان كلا چه مبلغ هزينه و رسوم دريافت مى گردد واينهمه را براستى و درستى بنويسد... و نيز در مجلس عرايض حكام ناظرى بگمارد كه جريانات را بموقع يادداشت كنند... و بايداخبارى كه گزارش مى كند محرز و مسلم باشد] ٢٣ .
دراين عصر[ ديوان بريد] در حكم چشمان بيناى حكومت بوده است . به همين خاطر خليفگان به اين ديوان، اهميت بسيار مى داده اند. منصور خليفه عباسى مى گويد:
[پيش از هركس بچهار مامور نيازمندم :اول قاضى بى پروا و بى باكسى كه جز خدا و عدالت چيزى در نظر نياورد. دوم رئيس پليسى كه داد ستمديده از ستمگر بساند سوم تحصيلدرى كه ماليات عادلانه بگيرد و بمردم آزار نرساند. سپس منصور سه مرتبه سبابه خود را گزيده گفت : آه - آه - آه - و همينكه سبب را پرسيدند گفت : چهارم كارآگاه و بازرسى كه اخبار و عمليات اين سه نفر را بدرستى گزارش دهد] ٢٤ .
البته روشن است آنچه را كه ما رااز دوره عباسيان بخصوص منصور ستم پيشه بعنوان شاهد نقل كرديم بدان معنى نيست كه دراين امر موفق بوده اند يااينكار را براى سر و سر و سامان دادن به وضع مردم انجام مى داده اند. بلكه صرفا براى پند گرفتن از تاريخ ذكر كرديم .
ايلخانيان
مغولان صحرانشين وقتى كه با تمدن و فرهنگ ايران برخورد كردند تحت تاثير قرار گرفتند و به آداب و رسوم ايرانى خو گرفتند و عناصر مغولى در تمدن ايرانى محو شدند.ايلخانيان جانشينان هولاكوخان روش كشوردارى ايرانيان را در پيش گرفتند و براى اداره كشوردارى ايرانيان را در پيش گرفتند و براى اداره كشور از مديران و دبيران و بزرگان اهل قلم كمك گرفتند. هنگامى كه غازان خان هفتمين پادشاه اليخانى به سلطنت نشست بخاطر عدم لياقت پادشاهان پيشين ايلخانى و بى توجهى به امورادارات فساد همه جا را فرا گرفته بود. غازان خان كه به اسلام گرويده بود درصدداصلاح امور بر آمد. براى اين منظور رشيدالدين فضل الله همدانى (متولد ٣٦٨ و متوفى بسال ٧١٨ هجرى ) كه طبيب و مورخ و سياستمدار برجسته اى بود به وزارت گماشت اين وزيركاردان و مدبر با سر پنجه تدبير به رتق و فتق امور پرداخت و اصلاحات عظيمى را دراركان حكومت بوجود آورد كه اين را مى شود با مطالعه تاريخ آن دوران و مجموعه نامه هايى كه اين وزير نامى به كارگزاران خود و علما و مشايخ آن زمان نوشته كه حاوى انديشه اصلاحى او در زمينه هاى اجتماعى وادارى است بخوبى فهميد. در باب نظارت در كار عاملان به فرزندش شهاب الدين كه حكومت خوزستان را داشت سفارش مى كند كه در كار عاملان خود مراقبت نمايد. تااز حد نگذرند چه
در غيراينصورت :
[در مال و جاء مردم طمع كنند و آزار بر دل آزدان رسانند و گرد فتنه برانگيزند و غبار در ميان اندازند و در كار ملك و ملك دارى و هنى عظيم پديد آرند] ٢٥ .
همو مى نويسد:
[ غازان خان يكرات امراء و وزراء و يارغورچيان را كه - دسته اخير مامور رسيدگى به اعمال صاحب منصبان ديوان بودند - نصحيت مى كرد كه اگراز حاكمى نزدايشان شكايت آوردند جوانب امر را بدقت بنگرند و به سخنان مغرضان اعتبارى ننهند واز عمومم مردم آن ناحيه درباره حاكم تفحص نمايند تااو ظالم است يا نه واو را مى خواهند يانه تا صورت حال او محقق گردد] ٢٦ .
از جمله مناصبى كه دراين عصر وجود داشته است[ اشراف ممالك] و [نظارت ممالك] بوده است كه بازرسى و نظارت در كليه امور مملكتى را به عهده داشته اند ٢٧ .
٣- قاجاريان
در برهه اى ازاين دوران مردى نو و جاويدان با قلبى آكنده از عشق به توده هاى محروم بنام[ ميرزا تقى خان اميركبير] به صحنه سياسى كشور پا گذارد. وقتيكه امر زمام امور را بدست گرفت همه چيزاز هم پاشيده بود. نهادهاى دولتى محل رشدانواع اقسام ميكربهاى زندگى سوز شده بود. دزدى اختلاس منصب فروشى و رشوه عادى جلوه مى نمود.ادارت به لجنزارى متعفن تبديل شده بودند. دولتيان مطلق العنان حكم مى راندند. بيگانگان صاحبان اصلى كشور بشمار مى آمدند.اميركبير بااراده اى آهنين در برابراينهمه مشكلات قد برافراشت و با تمام نيرو به اصلاح امور پرداخت . يكى از گامهاى بلند امير در راه دگرگونى واصلاح ادارات تشكيل[ سازمان جاسوسى و ضد جاسوسى] بود رائين مى نويسد:
ميرزا تقى خان براى اطلاع يافتن از جزئيات امور كشور با خبر شدن از رفتار حكام ظالم و جفا پيشه و نظاميان با مردم تشكيلاتى بوجود آورده بود كه امروز مى توان بحق بدان (سازان جاسوسى و ضدجاسوسى اميركبير) نام نهاد. و براى اطلاع از كارهاى دولتى ها و گردنكشان و متنفذين داخلى عده اى (خفيه نويس ) داشت كه بين پايتخت و ولايات در حركت و يا در شهرها مقيم بودند. واين خفيه نويسان همه وقايع مربوط هب مردم و عمال دولت و نظاميان و خبرهاى شهرها و دهات را صادقانه براى وى مى نوشتند.ارسال خبار سرى بوسيله جاسوسان و خبردهنگان و مواخذات اميراز مجرمين و جفاكاران آنقدر منظم و سريع بود كه اغلب مردم تعتقد به[ غيبگوئى] و[ كرامات] اميركبير شده بودند واظهار عقيده مى كردند كه وى از عالم غيب اطلاع دارد واطلاعات خود رااز آنجا كسب مى كند. تشكيلات كسب اطلاع
امير كه در آن زمان بنام[ مهيان امير] ناميده مى شد آنقدر در ولايت و در دل عمال دولت ايجاد رعب و وحشت كرده بود كه هر پنج نفرى كه دور هم جمع مى شدند تصور مى كردند يكى دو نفرشان[ خفيه نويس] و يا عضو تشكيلات[ منهيان] هستند. [ ٢٨
جالبتراز تشكيلات سازمان جاسوسى سازمان ضدجاسوسى و تشكيلات [منهيان] امير بود اينگونه تشكيلات را در دستگاههاى دولتى كنونى جهان سازمان (ضداطلاعات ) و يا[ ضدجاسوسى] مى نامند.اين سازمانها كه دنياى قرن بيستم و دول بزرگ پايه پيشرفت نظامى سياسى اقتصادى و اجتماعى را بر روى آنها قرار داده اند روزگارى بوسيله اميركبير بوجود آمد كه سياستمداران و جهانيان ازاهميت آن بى خبر بودند ٢٩ .
دراينجا يك نمونه از كار جاسوسان امير با ذكر مى كنيم :
در زمان صدارت اميركبير يك نفرازافسر و يك نفر سرباز كه از تهران ماموريت داشتند بمحلى بروند نزديك دروازه شهر در موقع خروج سرباز از روى بار هيزمى كه مى خواست داخل شهر بشود يك شاخه هيزم كشيد.از طرف مكارى هم بمنظور جلوگيرى از سرباز مقاومتى نشد. ولى دراين هنگام درويشى نزد سرباز آمده پرسيد: تو نامت فلان نيست ؟ سرباز جواب داد خير نام من فلانست درويش پرسيد در فلان هنگ خدمت نمى كنى و نام افسرت فلان نيست ؟ سرباز گفت : در هنگ فلان خدمت مى كنم و نام افسرم فلان است . درويش گفت ببخشيد من اشتباه كردم زيرا برادرى داشتم خيلى شباهت بشما داشت گمان كردم كه تو همانى هستى . پس از آنكه درويش گذشت و مقدارى از آنها فاصله گرفت افسراز سرباز پرسيداين درويش كه بود؟ با توجه گفتگو مى كرد؟ سرباز چگونگى سئوال و جواب درويش را بيان كرد گفت مرا با برادر خوداشتباه كرده بود.افسر گفت : واى از قرائن معلوم مى شود كه اين درويش ازرس محرمانه اميركبير بوده واگر بازرس اميركبير باشد روزگارما سياه خواهد بود. پس از آنكه افسر و سرباز بسفر رفته و خدمتى كه به آنها محول شده بودانجام دادند هنگام مراجعت همينكه چشم اميركبير به افسرافتاد نگاهان و بدون سابقه گفت : چون اين خدمت را خوب انجام داده اى از تقصير تو صرفنظر كردم ولى كسيكه سربازاو هيزم را بار رعيتى بدزدد ديگر لياقت افسرى ندارد. فعلا تو را تنبيه نمى كنم اما فقط منصب رااز تو مى گيرم . رو به زنجان و در خانه ات زندگانى كن . ٣٠
بله دولت امير در عصر ظلمت و تباهى آنگاه كه همه جا را ياس فرا گرفته بد خوش درخشيد اما دولت مستجل بود.
هدف از آنچه كه دراين بخش آورديم نقالى تاريخ نيست بلكه مقصود گوشزد كردن اين نكته است كه گماردن[ ناظر و بازرس] در كوى و
برزن براى لجام زدن به كارگزاران لجام گسيخته و گزارش از روندكار در سازمانهاى دولتى يكى ازاصول كشوردارى است و توجه دادن به اين مساله كه چهره هاى تاريخ ساز موفق دراستفاده ازاين اصل اساسى بايدالگوى دولتمردان ما كه درانديشه اصلاح ادارت هستند قرار گيرند.
نظارت ادارى در قانون اساسى
دولت شاهنشاهى وابسته به غرب ناگهان مثل رخت كهنسال پوسيده اى به تندبادى درهم شكست و فرو ريخت و مردم از بند ديو رهائى يافتند و زمام سرنوشت خويش را دراختيار گرفتند. براى تحقق آرمانها و عقايد بلندى كه ساليان سال به جرم آن در آتش كين گداخته شده بودند ابتداء خبرگانى از ميان خود برگزيدند تا براساس كتاب و سنت قانونى تدوين كنند. خبرگان منتخب با پشت كاردارى اين ماموريت را بخوبى و درستى به انجام رساندند و قانون اساسى را كه ازافتخارات جمهورى اسلاميو ثمره سالاتلاش پى گير مردم اين مرز و بوم است براى اجراء عرضه كردند.
در قانون اساسى[ نظارت ادارى] از جايگاه بلندى برخورداراست و عهده داران اين وظيفه و مهم در موادى چند معرفى شده اند كه به ترتيب بيان مى كنيم :
١- مردم
در نظام سياسى اسلام مردم بيشترين و مهم ترين نقش را دارند واين مردمند كه بايد كژى ها را راست وازانحرافها و لغزشها جلوگيرى كنند [ الا كلكم راع و كلكم مسوول عن رعيته] ١ .
همين نقش دهى به مردم است كه خليفه اول ( ابوبكر) در نخستين بيانيه خلافتش اعلام كرد: اگر منحرف شدم مرا به راه راست راهنمائى كنيد ٣٢ . يا وقتى خليفه دوم در مجلسى از مردم پرسيد: ار من در بعضى از مسايل تعلل ورزم شما چه خواهيد كرد[ بشرين سعد] گفت : اگر به چنين عملى متوسل شوى ما تو را همانند تير مستقيم خواهيم كرد ٣٣ .
و در قانون اساسى ازاين وظيفه مهم اينگونه ياد شده است :
لازم است كه امت مسلمان باانتخاب مسئولين كاردان و مومن و نظارت مستمر بر آن بطور فعالانه در ساختن جامعه اسلامى مشاركت جويند ٣٤
٢- مجلس شوراى اسلامى
مجلس شوراى اسلامى كه براساس آراء مردم شكل گرفته حق دارد كه در حوزه هاى دولتى بطور دقيق به بازرسى بپردازد واز كم و كيف كارها آگاه بشود كه مبادا به مردم از طرف كارگزاران ظلمى رود و يا بخاطر عدم اجراى دقيق قانون حقى ضايع شود - قانون اساسى حق مجلس را در اين زمينه اينگونه بيان كرده است: [مجس شوراى ملى حق تحقيق و تفحص در تمام امور كشور را دارد] ٣٥ .
سازمان بازرسى كل كشور:
اين سازمان وظيفه اش بازرسى مستمر و بازرسيهاى فوق العاده است . فرضا به اين مساله رسيدگى مى كند كه آيا قوانين مصوبه مجلس بدرستى اجراء شده است يا خير؟ در حقيقت يك سازمان ارشادى واصلاحى و پيشنهاد كننده و طراح است . وقتى هيئتى از جانب اين سازمان به وزارتخانه ها وادارات و سازمانها واستانها بعنون بازرس اعزام مى شود ابتداء كمبودها را بررسى مى كنند نارضايتيها و نارسائيهاى كه نتيجه واقص قانونى باشد فورا بايد بازرسان پس از تهيه گزارش واظهار نظر در مورد نواقص پيشنهادات اصلاحى خود را به اصلاح وزير مربوط و مسئولان همان اداره برسانند. و نارسائيها و سوء جريانات ادارى و مالى را حسب مورد مستقيما به نخست وزير و وزارتخانه ها و شوراى عالى قضائى اعلام مى كنند.اين وظيفه در قانون اساسى به اين صورت آمده است :
براساس حق نظارت قوه قضائيه نسبت به حسن جريان امور واجراء صحيح قوانين در دستگاههاى ادارى سازمانى بنام سازمان بازرسى كل كشور زير نظر شورايعالى قضائى تشيكل مى گردد:.
آنچه كه ياد كرديم نهادها و عواملى بودند كه راسااقدام به بازرسى و نظارت مى كردنداما نهادهايى نيز وجود دارد كه با مراجعه ارباب رجوع بدانها و تسليم شكايت در موارد خاص اقدام به پى گيرى و احقاق حق مى نمايند كه عبارتنداز:
١- ديوان عدالت ادارى
حوزه كار ديوان عدالت ادارى عبارت است از رسيدگى به شكايات و نظاماتى كه مردم از مسئولان و واحدهاى و واحدهاى قانونى مملكت يعنى وزارتخانه ها وادارت تابعه و شهرداريها و نهادهاى انقلابى و كليه موسساتى كه به نحوى ازانحاء دراتباط بااموراجتماعى مردم كار مى كنند دارند. ديوان عدالت ادارى پس از رسيدگى به اين شكايات طبق ضوابط قانونى و شرعى حكم لازم را صادر مى كند. در ماهيت وظايف اين ديوان آمده است
[به منظور رسيدگى به شكايات و نظامات واعتراضات مردم نسبت به مامورين يا واحدها يا آئين نامه هاى دولتى واحقاق حقوق آنها ديوانى بنام ديوان عدالت ادارى زير نظر شورايعالى قضائى تاسيس مى گردد. حدوداختيارت و نحوه عمل اين ديوان را قانون تعيين مى كند].
٢- كميسيون اصل ٩٠
اين كميسيون وظيفه دارد شكايات رسيده را بررسى كند و نسبت به پاسخ گوئى بدانهااقدام نمايد:
هر كس شكايتى از طرز كار مجلس با قوه مجريه با قضائيه داشته باشد مى تواند شكايت خود را كتبا به مجلس شوراى ملى عرضه كند
مجلس موظف است به اين شكايات رسيدگى كند و پاسخ كافى از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتيجه را اعلام نمايدو در مورديكه مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند.
اهتمام قاون اساسى را نسبت به نظارت و بازرسى درادارت ديديم . قانون اساسى با تكيه بر ضرورت ايجاد نظام ادارى شايسته ( اصل سوم بند ١٠) نهادهايى را پيش بينى و پى ريزى كرده است ولى چند نكته را بايد دولتمردان و دست اندركاران در نظر داشته باشند و بطور جداقدام كنند.
١ايجاد هماهنگى بين نهادهاى مختلف نظارت و بازرسى دراين زمينه مى توان با ايجاد ستادى خاص امر نظارت و بازرسى و پيگيرى را نسجام بخشيد واز تكرار اتلاف وقت و ناهماهگيها جلوگيرى كرد. بدون وجوداين ستاد شكايات در مجارى متعدد و متافوت مى ريزد و بلبشو واختلال پديد مى آيد.
٢ تقسيم كار نهادهاى نظارت كننده .اگر بخواهيم درامر نظارت ادارى بطور خاص و درامر نظارت بر جامعه بطور عام موفق باشيم بايد كارها بين نهادهاى مختلفى كه دراين زمينه وجود دارد تقسيم شود و حوزه وظايف هر يك نيز مشخص شود تا تداخل درامور يكديگر پيش نيابد. قانون اساسى اين مهم را به عهده مجلس شوراى اسلامى و قوانين فرعى گزراده است كه بايد دراين زمينه اقدام جدى بعمل آيد.
در تدوين اين قوانين بايد به شيوه هاى خاص نظارت و طرح هاى كارآ دراين باب توجه شود و يك سيستم يكپارچه و پيوسته نظارت و بازرسى پى ريزى گردد.
٣استفاده از نيروى لايزال مردمى تجربه ثابت كرده است كه كورترين گرههاى اجتماعى سياسى با سرانگشتان تواناى مردمى انقلابى و يكتاپرست اين سامان گشوده شده است اينك مسئولان بايد طبق دستور قانون اساسى تنها در پشت درهاى بسته واز طريق سيستم بوروكراسى موجود به حل اين معضل اجتماعى نپردازند و مردم را تافته جدا بافته از دولت نپندارند بلكه از هوش استعداد و چشمان تيزبين و صادق مردم در نظارت و بازرسى كمك بگيرند.
موانع نظارت
وجود مراكزى براى نظارت و يا پيگيرى شكايات گام ابتدائى است و اگراين قدم به سوى اهداف اساسى را نبايد فقط بر شبكه هاى ادارى مى افزايد و بس !
ازاينرو بايد مسئولان اين واحدها به دقت به ميزان موفقيت كارى خود بينديشند و موانع راه را دريابند و درصدد رفع آن بكوشند. پاره اى از مشكلات نظارت را در ذيل بر مى شمريم :
١- تورم انسانى در سيستم ادارى :
همانگونه كه مى دانيم براى نظارت اشراف برامور شرط است .اگر هيات ناظران از كم
و كيف مساله بى اطلاع باشند و يا كم اطلاع طبيعى است كه يا نمى تواند نظر قاطع دهند و ياازارائه فكرى پخته در رابطه با شخص يااشخاص باز مى مانند. با توجه به اين نكته مشكله[ نظارت ادارى] بر حدود يك مليون كارمند (و يابيشتر) روشن مى شود زيرااشراف بر كاراين درياى نيروهاى انسانى معضله اى است .اگر به خود بازگرديم و خود را در مسنداين مسئوليت فرض كنيم واين انبوه را تصور كنيم در مى يابيم كه كار در چه سطح عظيمى است . نظارت بر كار وزيرى كه در مركز بسر مى برد تا مامور آمارى كه به روستاى دورافتاده مى رود.
براى نظارت بر روند كارى يك مليون كارمند به چقدر ناظرامين خردمند و ... نيازاست ؟ و يا پيدا كردن اين ميزان كثيراز ناظران واجد شرائط درامكان كنونى مسئولان هست ؟
بنابراين تا زمانى كه بخش ادارى ازاين تورم نابهنجار بهره مند است ! به زحمت مى توان تصور كرد كه نظارت ادارى به شكل موفق خود درآيد. و يكى از گامهاى اساسى واوليه كاهش حجم نيروهاى ادارى (در بخش خدمات )است تااشراف بر كارهئااين مجريان از سوى هيات ناظران و موسسات مسئول ميسر باشد.
٢- قوانين پيچيدگى
سوءاستفاده از قوانين ساق مقننان را بر آن مى دارد كه بر تبصره ها و متمم ها بيفزايند و يا در ضمن تصويب قوانين مواد را افزون كنند و به باور خود راههاى نفوذ خاطيان راسد كنند.اين حركت موجب مى شود كه حج قوانين ادارى افزون شود و مواد قانونى به سوى پيچيدگى حركت كنند و راههاى پيچاپچ قانونى به متخطيان و مجرمان حرفه اى كمك مى كند كه طعمه را بدون هراس از قانون بربايند و حتى قانون را كمك جرم خود گردانند. واين مساله موجب آن مى شود كه در پيگيرى جرم بازرسى با مشكلات مواجه شود و يا نظارت بر كيفيت سير امور به عسر و حرج گرفتار آيد. زيرا كم كاران و ناراضى تراشان وجود گرههاى قانونى را بهانه پاس دادنها و قرطاس بازيها مى كنند و فاسدان و رشوه گيران آن راابزار فشارارباب رجوع مى كنند تا سرتسليم فرود آورند و به تقاضاى آنان تن دهند. و تمام اينان از پشتوانه قانونى استفاده مى كنند و آنكس كه دراين گردونه گرفتاراست و در زير اين مراجعات مكرر به فلان اداره و بهمان وزارتخانه خورد مى شود يا بايد سرتسليم را پيش گيرد و طواف مكرراين كعبه هاى بوروكراسى را بر تن بخرد و يا راه چاره را بيابد و آشناى بجويد و ...
ازاينرو بايد مقننان دقت لازم را بخرج دهند و در تصويب قوانين آن را در شكل مجموعه اى آن بنگرند. ممكن است كه تك تك مواد به صلاح باشد اما وقتى كه مواد را كنار يكديگر مى گذاريم . در مجموع به صلاح عامه مردم نباشد بلكه مشكل كردن كارها وافزون برباند مجرمان را در پى داشته باشد.
٣- بى توجهى به قانون اهم و مهم :
مسلم است كه در يك آرمان ايده آل گونه نظارتى مطلوب است كه بر ريز و درشت مسائل جارى بنگرد و در موارد خطا و عصيان مسئولان نظارت از خود واكنش نشان دهند.
اما با توجه به وسعت دامنه امورادارى كشور چنين نظارتى نا ميسراست واگر چنين تصويرى را برنامه فعلى نظارت قرار دهيم هيچ كار موثرى صورت نخواهد گرفت . و متاسفانه در پاره اى از موارد نظارتها به اين دام افتاده اند. يعنى به جاى آنكه نظارت بر اعمال كارگزاران اصلى و مسئولان بخشهاى كليدى اصل قرار گيرد بواسطه پاره اى ملاحظات و يا روابط اين افراد وارگانها و موسسات با فراموشى سپرده شده اند و به سراغ كسانى رفته اند كه اگر تخطى هم انجم دهند آثار سوء آن دامنه اى محدود را آلوده مى كند.
بنابراين بايستى نيروى اصلى نظارت درامورادارى درامور كسان و يا نهادهايى انجام يابد كه در صورت تخطى از قانون مشكلات وسيعى را مى آفرينند.اين كسان بواسطه آنكه در مساتيد حساس قرار دارند اگر ديد ناظرات امين را بر روى كارهاى خويش نبينند به سهولت ممكن است به دام خود محورى و ديكتاتورى در حدود نفوذ خود و حتى خارج از آن حدود بيفتد.
٤- بى دقتى درانتخاب نظار:
در نامه حضرت على(ع) به مالك اشتر بر روى ٢ صفت ناظر تاكيد شده بود: [وابعث العيون من اهل الصدق والوفاء عليهم]. ديدگان والى (ناظر) بايداز ٢ خصوصيت بهره مند باشد:
١. راستگوئى (درانتقال ديده ها و شنيده ها)
٢. وفادارى نسبت به والى و قانون .
اگر به تحليل اين كلام بپردازيم دامنه اى وسيع از نكات عميق را در بر دارد. ناظر نبايد به گزينش ديده ها و شنيده ها بپردازد و آنچه را خود مى پسندد و يا صلاح مى داند گزارش كند ناظر بايد تمامى وقايعى را كه با آن مواجه شده است صادقانه به والى و مسئول خود منتقل كند والا[ اهل صدق] نخواهد بودء متاسفانه در مواردى مشاهده مى كنيم كه ناظران نه آنچه مى بينند و مى شونود بلكه آنچه را كه مى خواهند به ببينند يا بشنوند منتقل مى نمايند. واين گزارشهاى غلط امور را بر مسئول مربوطه مشوش مى كند زيرا وى بر حسب اعتماد به گزارش تصميم مى گيرد در حاليكه گزارش برخى از وقايع را منتقل كرده است و نه تمامى وقايع را.
نكته اى ديگر كه امام فرموده اند[ .وفادار بودن ناظر]است . وفادارى به والى و قانون اقتضاى آن را دارد كه امر محول را حداقل به مانند امر شخصى خود تلقى كند. به مسئوليت نظارت خود در حد يك تكليف ادارى ساده ننگرد.اگر چنين روحيه اى پديد آيد ناظراز خواب و خوراك و استراحت مى زند و درباره تمام امورى كه احتمال مى دهد كه در يك مساله نقش داشته باشد به تفحص مى پردازد. و متاسفانه در
اين قسمت نيز نقص فراوان است . بسيارى از بازرسان و ناظران اين كار را در حد يك شغل ادارى مى نگرند و[ اهل وفاء] نيستند. به سهل ترين راههاى اتمام ماموريت خود مى انديشند و نه به مطمئن ترين راهها براى يافتن گزارشى دقيق و مطمئن . لذا مشاهده مى شود كه گاه چند هيات نظار كه به جائى فرستاده مى شوند جوابهائى مخالف يكديگر را گزارش مى دهند و يكى از علل آن همين است كه ناظران به استقراء كامل و يا حداقل اطمينان آور توجه ندارد واين چيزى جز بى وفائى و يا كم تعهدى نسبت به والى و قانون نيست
٥- شبكه هاىمتعدد نظارت
بنابراين گرچه حضور واحدهاى نظارت در نهادهاى مختلف مثل رياست جمهورى مجلس قوه قضائيه و...اميد آورند كه مسئولان مى خواهند بدانند كه در كشور چه مى گذرد!اما عملااتلاف نيرو وامكانات و ... را در پى دارد علاوه بر آنكه هيچيك ازاين واحدها قدرت لازم را براى نظارت پيدا نمى كنند. لذا بايد با توجه به اين مساله به سوى[ تمركز گرائى نظارت] پيش رفت . واگر مشكلاتى قانونى دراين راه وجود دارد به رفع آن كوشيد و در صورتيكه در فاصله اى كوتاه چنين امرى ميسر نيست حداقل[ هماهنگى واحدهاى نظارت كننده] را به عنوان گام اول اين راه از ديده دور نداشت .
وجود واحدهاى متعدد نظارت گر چه اين حسن را دارند كه شاكيان درد دل خويش را به مراكز مختلف مى فرستند شايد دلى در يكى ازاين نهادها به تپش آيد و به چاره برخيزد.امااز سوى ديگر بااين اشكال مواجه بوده و هست كه نظار هيچگاه قدرت لازم را براى پيگيرى و بعد عكس العمل پيدا نمى كنند تعدد مراكز قانونى نظارت طبيعتا قدرت موجود را تجزيه مى كند و در نتيجه برخى از واحدهاى نظارت عملا شير بى يال و دم واشكم مى شوند و بعضى قدرت لازم را فاقد مى گردند. مسئول كميسيون اصل ٩٠ مجلس كه يكى از واحدهاى اصلى نظارت در كشوراست در مصاحبه اى اظهار داشته بود بااينكه در سال ١٣٦٣ در مجلس تصويب شد كه اگر مقام مسئولى پاسخ نامه كميسيون را دائر بر استفساراز شكايتى نديد به ميزان خاصى حبس محكوم شود.اما تاكنون (٦٥) حتى در يك مورد هم برخوردى از قوه قضائيه ديد نشده است (با آنكه موارد مكررى ازاينگونه تخلفات وجود داشته است .
٦- جوالتهاب :
معمولا به اين ابتلاء دچار شده ايم كه بعداز پديد آمدن حالت بحران به حل و رفع مشكلات مى انديشيم . واين يكى ازاشكالات كارى هياتهاى نظارت است .اگر درابتداى حوادث و پيگيرى بر آيند تحقيق و تفحص سهلتر و راه برخورد به آسانى قابل وصول است .اما غالبا چنين نمى شود و پس از مرگ سهراب به جستن
نوشدارو مى پردازند و در آن هنگام رفت و آمدهاى مكرراين ناظران فقط برالتهاب جناحها مى افزايد و سكون و آرامشى را پديد نمى آورد. هر جناحى در صدد آن بر مى آيد كه ناظران را در قرنطيه خويش قرار دهد اخبار فقطاز طريق كانالهاى مطمئن ! به هيات ناظران برسد. و جناح ديگر نيز در همين تكاپوست تا آنكه يا وسوسه ها موثر مى افتد و ناظران در كام يك دسته مى غلطند كه در آن صورت دسته ديگر به طومارنويسى و ... مى پردازد و موارد متعدده اى از نقض بى طرفى آنان را به مسئولان بالاتر گزارش مى دهد. و يا آنكه از هر دو دسته دورى مى جويند كه دراينصورت مطرود هر دو جناح مى گردند و به محافظه كارى و ... متهم مى شوند خلاصه آنكه تجربه نشان داده است كه نظارت بعداز پديدآمدن بحران درد چندانى را دوا نكرده است بلكه معمولا بر دردها افزوده است .
ازاينرو بايد همه مسئولان نظارت به گونه جدى به اين واقعيت بينديشند كه بايد سيل را در سرچشمه خشكانيد والا چاره دشواراست و بس دشوار!
٧-تاكيد بر نام و نشان شاكى :
ممكن است كه اين عنوان درابتداء چندان مهم جلوه نكند و به صورت[ مانع كلى] جلوه ننمايد.اما گزارشهاى مكرر نشان مى دهد كه بايد به اين مانع بها داد و آن رااساسى تلقى كرد. زيرا همانگونه كه مى دانيم نظارت موفق بدون [مشاركت عمومى] ميسر نيست . واين مردمند كه بايد مسئولان را درارائه گزارش نسبت به ميزان موفقيت يارى دهند. و بسيارى از واحدهاى مسئول نظارت فرض شمرده اند كه نام و نشان شاكى بايستى حتما در ذيل شكايت آورده شود والااز پيگرى آن معذورند.اين شرط را از آنرو لازم شمرده انده كه اولاامكان تفحص و تحقيق بيشتر مسير باشد زيرا ممكن است كه متن نامه اجمال وابهام داشته باشد و به استفساراز نويسنده نيازمند. و ثانيااز سوءاستفاده پاره اى از كسان مانع شود كه مى خواهند بى جهت اين و آن را بدنام كنند و پرونده سازى نمايند .
امااز سوى ديگر اين شرط مشكلاتى را در راه مشاركت عمومى در راه نظارت ايجاد كرده است زيرا شاكيان كه معمولاافراد جزءاداره و يا كارخانه و... هستند از به خاطرافتادن مقام و شغل خود در هراسند و با توجه اينكه موارد كثيرى اتفاق افتاده است كه گزارش شاكى براى شيگيرى به خود مقام شكايت شده رسيده است ! بايستى انصاف داد كه اين نگرانى چندان بيجا هم نيست . موارد متعددى در دست است كه تصفيه شدگان يا كسانى كه موارد بى مهرى مسئولان خود قرار گرفته اند كسانى بوده اند كه به گمان خود به قصد خدمتى برخاسته اندو نارضايتى خود را از روند جارى موسسه و يا نهادى و يا مسئولى ابراز كرده اند و آن را به مقامات بالاى مسئول فرستاده اند و بعد
آن گزارش بااسم و رسم و نشانى بدست كارگزاران شاكيان رسيده ! واين را بخوبى مى دانيم كه كمتر كسانى پيدا مى شوند كه بين تعريف كنندگان خود و منتقدان از خود فرقى نگذارند بخصوص كه اين منتقدان چندان پا رااز كليم درازتر كرده باشند كه به از ما بهتران هم خبر داده باشند!
دراينجاست كه صدها بهانه بنى اسرائيلى براى رئيس پيدا مى شود كه اينان را به اين سو و آن سو بفرستد. راه ارتقاء آنان را سد كند و اگر در توان دارد آنان را تصفيه كند! و چنين مى شود كه ديگر كسى به مخيله خود هم خطور نمى دهد كه نامه اى بنگارد و گوشه اى ازاحوالات رئيس را منتقل كند. واين خود سانسورى موجب مى گردد كه مسئولان گمان برند كه فلان اداره و ...امن وامان است و جزيره ثبات !
ازاينرو گمان مى رود كه بايد مسئولان نظارت اين شرط را حذف كنند و باب مشاركت مردمى را دراين موضوع وسعت بخشند. همانگونه كه در برخورد با[ تروريسم سياسى] اگر با چنين قيد و بندهائى برخورد مى كرديم توان در هم شكاندن آن را نداشتيم همينطور در برخورد با فساد و كم كارى ادارى چاره اى جز حذف قيد و بندها - در حد ممكن - نيست . منتهى مسئولان مى تواننداز شاكيان اين را طلب كنند كه مدارك و يا راههاى وصول به اطلاعات را براى مدعى خويش ارائه دهند و تا تحقيق ميسر گردد امااصرار بر نام و نشان ! همان معضله اى را در بردارد كه ذكرش رفت !
در پايان مقال اميد آن داريم كه[ دولت خددمتگزار] و ساير نهادهاى جمهورى اسلامى در بر پائى[ انقلاب ادارى] و در مقدمه آن[ نظارت موفق براين سيستم] توفيق يابند واز نيروى لايزال مردمى دراينراه سود جويند.
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
.١ماموريت آمريكائيها درايران دكتر ميسلپو ترجمه دكتر حسين ابوترابيان ازانتشارات پيام .٢٩.
.٢سيرى درانديشه سياسى عربى دكتر حميد عنايت .٢٣.
.٣جامعه شناسى غربگرائى دكتر على محمد نقوى .ج ٢.١٣١.
.٤خدمت و خيانت روشنفكران جلال آل احمد ازانتشارات خوارزمى .ج ١.٨٠.
.٥تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى آدم متز ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ازانتشارات اميركبير .ج ١.١٠٤ و ١٠٥.
.٦تحف العقول حرنى به تصحيح و تعليق على اكبر غفارى از انتشارات جامعه مدرسى .٥٠.
.٧مدرك پيشين .٢٠٨.
.٨تمدن اسلام در قرن چهارم هجرى آدم متز ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ج ١.١٠٣ و ١٠٤.
.٩نهج البلاغه صبحى صالح نامه ٥٣.
.١٠قرب الاسناد .١٤٨.
.١١نهج البلاغه صبحى صالح نامه ٣.
.١٢مدرك پيشين نامه ١٨.
.١٣مدرك پيشين نامه ٤٠.
.١٤مدرك پيشين نامه ٤٣.
.١٥مدرك پيشين نامه ٤٥.
.١٦كتاب الخراج قاضى ابى يوسف يعقوب ابن ابراهيم .١١٨.
١٧. سوره نحل .١٢٧.
١٨. سوره آل عمران .١٠١.
.١٩ المنجد.
.٢٠نهج البغه صبحى صالح خطبه ٢١٦.
.٢١خصال مرحوم صدوق به تصحيح على اكبر غفارى ازانتشارات جامعه مدرسين .١٤٩.
٢٢. سوره برائت .٧٣.
.٢٣تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى آدم متز ترجمه قراگزلو ج ١.٩٧و٩٨.
.٢٤تاريخ تمدن جرجى زيدان ترجمه جواهر كلام ازانتشارات اميركبير.١٨٦.
.٢٥آئين كشوردارى در عهد رشيدالدين فضل الله همدانى دكتر هاشم رجب زاده ازانتشارات توس .١٥٧.
.٢٦مدرك پيشين .١٨٩.
.٢٧مدرك پيشين .١٩٧و١٩٨.
٢٨.ابتكاراز طرف امير براى شناسائى جاسوسان روش وانگليس باج گيران حرفه ائو عمال نابار بوده است و رعب وحشت هميشه در دل اينچنين افرادى بوده تا آنجا كه از سايه خود هم مى ترسيده اند.
.٢٩حقوق بگيران انگليس اسماعيل رائين ازانتشارات جاويدان .٢٢٩و ٢٣٠.
.٣٠ اميركبير حسين مكى ازانتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب .١٤٠و١٤٢.
.٣١مجموعه ورام /٠٦
.٣٢تاريخ يعقوبى .ج ٢.١٢٧.
.٣٣خلافت و ملوكيت ابوالاعلى المودودى ترجمه خليل احمد حامدى ازانتشارات بيان - پاوه .١١١.
٣٤. مقدمه قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران .
.٣٥قانون اساسى اصل .