نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - دستورالعمل ها١
(دستورالعمل ها)١١
وصيتت نامه علامه حلى به فرزندش
آنچه پى روى شمااست [ وصيت نامه] علامه حلى به فرزند برومندش : [محمد] معروف به فخرالمحققين است .
نوشتن[ وصيت] افزون براينكه امرى است عقلايى و شيوه اى است مرسوم بين خردمندان . دراسلام نيز بدان سفارش هاى موكدى شده است تا جايى كه پيامبر خدا كسى را كه بدون[ وصيت] از دنيا برود مرده دوران جاهليت معرفى مى كند:
من مات بغير وصيته مات ميته جاهليته . ١
وامام بحق صادق آل محمد[ ص] بر آنكه بدون وصيت سر بر بالش خواب
(
نهد نمى بخشايد:[ ما ينبغى لامرى مسلم ان يبيت ليله الا و وصيته تحت راسه] . ٢
سزاوار مسلمان نيست كه بدون وصيت سر بر بالش خواب بگذارد.
مفهوم وصيت
معناى حقيقى وصيت آن نيست كه مالى را به فرزند هبه كنى بلكه[ وصيت] به معناى توصيه به پر كردن شكافهائى است كه پر نده است . كارهائى است كه وصيت كننده موفق به انجام آنها نشده است توشه اى است كه بعد به او مى رسد يا پيشگيرى از حوادثى است كه ممكن است پيش آيد.اينها عناصر تشكيل دهنده[ وصيت نامه هاى] معمولى است .
نوع ديگراز[ وصيت نامه ها]از بزرگان دين باقى مانده است كه از مقوله ارشاد هدايت و آموزش و هم افق با دستورالعمل هاى اخلاقى است . دراين[ وصيت نامه ها] راه رشد و كمال و شيوه ورود و چگونگى پيمودن آن طرح شده و وصيت كننده همه تجربيات خود را دراين راستا تقديم مخاطب مى كند و چه بسا چيزهايى را كه تاكنون گفته است بى دريغ هديه مى كند.
اين گونه[ وصيت نامه نويسى] سنتى است بجاى نهاده از پيامبر و امامان معصوم[ عليهم السلام] .
وصيت پيامبر به ابى ذر به امام على[ ع] و وصيت امام على[ ع] به فرزندش امام مجتبى[ ع] ازاين مقوله است .
وارثان آل رسول و حاملان علوم آل بتول نيز همين سنت را دنبال كرده اند و وصيت نامه هائى بس گرانقدراز خود بيادگار نهادند. حتى برخى از بزرگان همچون[ علامه مامقانى] تجربه هاى سلوكى واخلاقى خود را به عنوان وصيت نامه در يك كتاب عرضه كرده است . ٣
ازاينرو ما دراين شماره بجز دستورالعمل و رنج نامه براى شما خوانندگان
عزيز مجله وصيت نامه اى ازاين قبيل آورديم .
بى شك عظمت هر[ وصيت نامه] به بزرگى وصيت كننده و قابليت مخاطب است . دراين[ وصيت نامه] وصيت گر[ فخر كواكب] علامه حلى و مخاطب آن فرزندش فخر محققان و پژوهشگران است .
سخن از قله اى كه از هنوز در تاريخ فقه و كلام شيعه مى درخشد و به استوارى برهان او بعداز هشام بن حكم كسى نرسيده است كارى آسان نيست . كسى كه به گفته[ مرحوم شوشترى] از درياى فضائل او قطره اى واز خورشيد فضائل او ذره اى نتوان باز نمود.او بحق علامه بود و هنوز هم علامه على الطلاق است .اثرات به جاى مانده ازاو كارى نيست كه از راه كسب علوم و يا رنج توان فرسلا انجام گرفته باشد تنها توجيه اين همه آثار و موفقيت اين است كه بگوييم[ فطرت علامه] كتاب حق شده بود و روح او با[ عقل كل] همساز گشته بود. گويند:[ كتابهاى موجوداو نوشته هايى است كه پس از نوشتن آنان را نخواند آنچه از روحش فوران مى كرد بر صفحه كاغذ مى نشاند و همين است رمزاين همه آثار كه[ ترجمه نويسان] را به شگفتى واداشته است لا علامه با نوشتن ده ها كتاب در هر يك از علوم حوزه زمانش آثارى بس عميق از خود به يادگار نهاده است كه عرضه و تبيين آنها را مجال ديگر بايد.اين سطور را توان بازگوئى آفاق وجودى او نيست . ما نيز سخن را با آوردن سخن علامه شناسى كه فرمود:[ بهتراست كه چون منى از او دم نزنم كه مرا به قله وجودى او دسترسى نيست] . به پايان مى بريم
اما مخاطب نامه فقيه بزرگوار محمد بن حسن بن يوصف بن على بن مطهر حلى است .در ثناى او همين بس كه لقب[ فخرالمحققين] را در زمان خود يافت و[ علامه] تكميل كتاب هايش را به او واگذار كرد. براى مطالعه زندگى اين دو بزرگ مرد به كتاب هاى تراجم همچون لولوالبحرين يوسف
بحرانى .٢١٠ روضات الجنات خوانسارى ٢.٢٩٢ ريحانه الادب ٤.١٦١ مقدمه خلاصه الاقوال مقدمه ايضاح الفوائد عيان الشيعه چاپ جديد ح ٥.٤٠٠ مراجعه شود.
بدان اى فرزندم : كه خداوند بر فرمانبردارى اش يارى ات كناد و برانجام نيكيها و ملازمت خوبى ها توفيقت دهاد. بر آنچه رضاى او در آن است رهنمونت سازد. و به هر آنچه از خوبى ها آرزو دارى تو را برساند. در دنيا و آخرت تو را خوشبخت كند و لحظه لحظه هاى زندگى ات را با[ راحت دلى] و چشم روشنى] همراه سازد. عمرت را با سعادت و آسايش دراز دارد. و بدى ها رااز تو به دور كند.
من دراين كتاب (قواعدالاحكام ) ٤ اساره فتاواى احاكم را برايت خلاثه كردم و قواعد شريعت را با عباراتى كوتاه و قلمى روان روشن ساختم.[ سمت رشد] و راه حق را بر تو واضح كردم .اين در حالى است كه پنج دهه از عمرم را پشت سر نهاده وارد ششمين دهه عمرم مى شوم ...
چون خدا وصيت را بر من واجب كرده بويژه به هنگام احساس مرگ امر بدان كرده است : تو را سفارش مى كنيم : تقوا رااز دست
مده تقوا راه و روشى است كه از پيامبر[ ص] باقى مانده و فريضه اى الهى است كه مواطبت بر آن بر همه واجب است . تقوا زرهى است نگهدارانسان از بديها. و توشه اى است جاويدان آن سودمندترين زاداست براى روزى كه انسان بيكس و چشم ها نگران است .
دستورهاى الهى را بجان بنوش رضاى او را ملازم باش مكروهات را دورى گزين واز محرمات منزجر باش عمرت را در تحصيل كمالات سپرى كن و لحظه هاى زندگى :ات را در گردآورى فضيلت هاى علمى و عروج از پستى نقصان به قله كمال واز فرودگاه جهل به اوج عرفان بكارگير. نيكى ها را گسترش ده و برادرانت را در رسيده به كمالات - يارى كن لا بدى را از برادران مومنت به نيكى سزا ده نيكوكاران را با منت و آغوش باز بپذير. با پست همتاى رفاقت مكن واز معاشرت نادانان دورى كن چه رفاقت آنان اخلاق تو را پست كرده و سبب جايگزينى خصايص ناپسند در وجود تو گردد.
بر تو باد به ملازمت علماء و همنشينى با صاحبان فضيلت چه اين مصاحبت وجودت را آماده تحصيل كمالات كرده و مهارت دراستنباط مجهولات را به دنبال دارد. سعى كن امروز تواز ديروزت بهتر باشد و در هر لحظه اى از كمالى نو برخوردار گردى .
بر تو باد به صبر و بردبارى و توكل بر خداوند و خوشنودى بر آنچه از دنيا به تو مى رسد. در هر شب و روزاز خود حساب رسى
كن . بسياراز پروردگارت آمرزش خواه . زيرا در هيچ لحظه اى سپاس او را چنانچه بايسته است است نتوانى .از نفرين مظلوم بويژه يتيمان و بيوه زنان بترس چه خداوند نسبت به شكستن دل هاى شكسته گذشت نمى كند.
بر تو باد به نماز شب كه رسول خدا[ ص] بر آن اصرار داشته و خواسته او بوده است : فرموده است .
من ختم له بقيام الليل ثم مات فله الجنه . ٥
(كسيكه عمرش به[ شب زنده دارى] به پايان رسيد بهشت از آن اواست ).
بر تو باد به[ صله رحم] اين عمل راافزون سازد.
بر تو باد به[ حسن خلق] و برخورد نيك كه رسول الله فرموده است :
انكم لن تسعواالناس باموالكم فسعوهم بخلاقكم . ٦
(شما توان آن نداريد كه مردم را بااموال خود يارى كنيد پس با برخورد خوب تان آنان را خوشنودسازيد).
بر تو باد به نيكى بااولاد پيامبر و پيوند با آنان خدا درباره آنان سفارش موكد كرده و دوستى آنان را مزد رسالت قرار داده است .
قل لااستلكم اجراالاالموده فى القربى . ٧
پيامبر دراين زمينه فرموده است :
انى شافع يوم القيامه لاربعه اصناف والوجاوا بذنوب اهل الدنيا: (رجل ) نصر ذريتى و (رجل ) بذل ماله لذريتى عندالمضيق (ورجل )
احب ذريتى باللسان والقلب (ورجل ) سعى فى حوائج ذريتى اذا طردوا اوتشرادواج
(چهار دسته را روز قيامت شفاعت كنم هر چند با گناه اهل دنيا به صحراى محشر حاضر شوند: آنكه اولاد مرا يارى كند. آنكه ازاموالش به اولاد مرا يارى كند. آنكه از اموالش به اولاد تنگدست كمك كند. كسى كه با زبان و قلب آنان را دوست بدارد. آنكه تلاش كند درانجام حوايج و نيازهااولاد تبعيد شده و رانده شده من ).
امام صادق[ ع] فرمود:
اذا كان يوم القيامه نادى مناد:الخلائق انصتوا فان محمد[ ص] يكلمكم فينصت الخلائق فيقوم النبى[ ص] واله فيقول : يا معشرالخلائق : من كانت له عندى يدااوننه فليقم حتى اكافيه فيقولون بابائنا وامهاتنا واى بداواى منه واى معروف لنا بل اليد والمنه والمعروف لله ولرسوله على جميع الخلائق فيقول : بل من آوى احدا من اهل بيتى او برهم او كساهم من عترتى اواشبع جايعهم فليقم حتى اكافيه فيقوم اناس قدفعلو ذلك فياتى النداء من عندالله : يا محمد؟ يا حبيبى ؟ قد جعلت مكافاتهم اليك فاسكنهم من الجنه حيث شئت فيسكنهم فى الوسيله حيث لايحجبون عن محمد[ ص] واهل بيته صلوات الله عليهم اجمعين. ٩
هنگامى قيامت فرا رسد منادى فرياد زند: هان اى مردم پيامبر با شما سخن مى گويد. سكوت بر فضا حاكم مى شود و همه دم فرو بندد سپس پيامبر و آل او بلند شده و پيامبر چنين فرمايد:اى
مردم ! هر آنكه براى من كارى كرده يا خوبى نموده و يا منتى بر من دارد بلند شود تا من او راامروز كفايت كنم واز هول قيامت نجاتش دهم آنان عرض كنند: به فداى شما پدران و مادران ما چه كسى براى شما كارى انجام داده يا خوبى كرده يا بر شما منتى دارد بلكه اين خدا و رسول اند كه بر همه انسانها منت دارند و به آنها خوبى كرده اند .
رسول خدا فرمايد: هر آن كسانى كه فردى ازاهل بيت مرا پناه داده يا به آنان خوبى كرده يا برهنگان آنانرا پوشانيده و يا گرسنگان شان را سير كرده است برخيزند تا آنان را با (شفاعت ) كفايت كنم . گروهى از مردم بلند شوند سپس از جانب پروردگار ندا رسد:اى محمد حبيبم !: من پاداش دادن آنان را به تو واگذاشتم هر جاى بهشت خواهند جايشان ده پس از آن در[ وسيله] آنان را جاى دهند و آن مكانى است كه حجابى بين آنان و چهارده معصوم نيست .
بر تو باد به بزرگ داشتن فقها واحترام علماء دراين باره رسول خدا فرمود:
من اكرم فقيها مسلما لقى الله يوم القيامه وهو عنه راضى ومن اهان فقيها مسلما لقى الله يوم القيامه وهو عليه غضبان . ١٠
(آنكه فقيهان و دين شناسان ژرف نگر را گرامى دارد خدا را در روز قيامت ملاقات كند در حالى كه ازاو راضى و خرسنداست و آنكه فقيه مسلمانى را توهين كند و قدرش را سبك دارد خدا را در حاليكه ازاو خشمگين است ملاقات كند).
نگاه به چهره عالم و در خانه آن و نشست و برخاست با آن
عبادت شمرده شده است .
و بر تو باد به ژرف انديشى و تفقه در دين و تلاش در جهت فزودن علم و دانش خود چه اميرمومنان[ ع] به فرزندش فرمود:
تفقه فى الدين فان ورثه الانبياء وان طالب العلم يستغفر لهم من فى السموات و من فى الارض حتى الطير فى الهواء والحوت فى البحر وان الملائكه لتضع اجنحتها لطالب العلم رضاء به . ١١
(در دين ژرف بينديش و فقيه شو! چون فقها جانشين پيامبرانند. براى طالب علم هر آنچه در آسمان و زمين استغفار مى كنند حتى مرغ ها در هوا و ماهى ها در دريا! فرشتگاه با خرسندى بالهاى خود را براى دانشجو پهن مى كنند).
مباد كه دانش خويش را كتمان كنى و بر روى نياز داران نگشايى كه خداى تعالى مى فرمايد:
ان الذين يكتمون ماانزلنا من البينات والهدى من ما بيناه اللناس فى الكتاب الئك يلعنهم الله ويلعنهم الاعنون . ١٢
(آنانكه پيام هاى وحى ما را كه براى انسانها تعيين كرده ايم و در كتاب بروشنى بازگو نموده ايم مى پوشانند براين گروه نفرين خدا و نفرين نفرين شدگان باد).
اذا ظهرت البدع فى امتى فليظهرالعالم علمه فمن لم يفعل فعليه لعنه الله تعالى. ١٣
( هنگامى كه بدعت (نو آوريهاى برخاسته از رسوبات ملى قومى
توارثى فرهنگى به دوراز دين ؟ پيدا شد بر دانشمندان است كه دان خودر را آشكار سازند آنان كه چنين نكنند نفرين خدا بر آنها باد!)
و نيز فرمود:
:لا تمنحواالجهال الحكمه فتظلموها ولاتمنعوهااهلها فتظلموهم . ١٤
(حكمت را به نااهلان ندهيد كه اگر داديد بر حكمت ستم كرديد واز اهلش دريغ مداريد كه به اهل حكمت ستم روا داشته ايد).
والحمدالله على حسن التوفيق و هدايه الطريق .
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١و٢ مشكواه الانوار ابى الفصل على الطبرسى .٣٣٥.
٣. مقصود: مرآت الرشاد علامه مامقانى است كه اخيرا به فارسى نيز برگرانيده شده است .
٤. قواعدالاحكام يكى از كتاب هاى گرانقدر فقهى است كه فرزندش فخرالمحققين آن را شرح كرده و نام شرح خود را[ ايضاح الفوائد فى شرح اشكالات القواعد] نام نهاده است اين وصيت نامه در آخر كتاب مذكور آمده است .
٥. وسائل الشيعه ج ٥.٢٧٤.
٦. وسائل الشيعه ج ٨.٥١٣.
٧. شورى .٢٢.
٨و٩. وسائل الشيعه ج ١١.٥٥٦.
١٠. بااين عبارت به روايتى از پيامبراكرم[ ص] دست نيافتيم .
١١. جامع احاديث الشيعه ج ١.٩٣.
١٢. بقره ١٥٨.
١٣. كافى ج ١.٥٤.
١٤ ميزان الحكمه ٢.٥٠٠.