نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - سيستم سلطه
[سلطه نظامى]
جهان اسلام در پى عقده حقارتى كه از حمله مغول در اعماق جانش جاى گرفته و شكست خويش را باور كرده بود در مقابل حملات هماهنگ اروپائيان زير عنوان جنگهاى صليبى واقوام و قبايل چادرنشين خزر ترك از يك و بقاياى مغول نتوانست پايدارى كند.
از طرف ديگر با متلاشى شدن حكومت عثمانى و شروع جنگهاى داخلى - طوايفى و مذهبى - در بين مسلمانان جهت مبارزه و تلاش آنان از جهان مسيحيت و همكاران آن در شرق و شمال شرقى جهان اسلام به درون دنياى اسلام كشانده شد. و بزرگترين و پايدارترين نيروى بازدارنده هجوم غرب از بين رفت .
اين تراژدى بزرگ تاريخى با پيدايش راههاى تجارتى جديد كشف آمريكا
و غارت سرمايه هاى عظيم آن قاره و دراختيار گرفتن نيروى بخار توسط اروپائيان كامل شد. واروپااز طريق دماغه اميد و اقيانوس هند قاره اروپائيان كامل شد. و با تصرف كشورهاى حاشيه اى و جزائراستراتژيك دراقيانوس اطلس اقيانوس هند واقيانوس كبير پايگاههاى نظامى ايجاد كرد و به اين وسيله دنيا را دراختيار گرفت . و راه را براى غارت جهان در شكلهاى مختلف گشود. براين اساس [ امپرياليسم نظامى] سرلوحه انواع مختلف غارت و چپاول در جهان گرديد.
اروپائيان تا سالهاى متمادى كشورهاى تحت سيطره خويش را بااعزام نيروى نظامى و سركوب ساكنان آنها دراختيار گرفتند و حافظت كردند. و در طول اين مدت با غارت سرمايه هاى كشورهاى مزبور بنيه اقتصادى خويش را بالا بردند. و با دزديدن منابع علمى و تحقيقاتى بازده تلاشهاى محققان و دانشمندان جهان سوم را در اختيار گرفتند. وازاين راه دنياى وحشى اروپا را با علم و تمدن آشنا ساختند و جهان سوم رااز نتيجه زحمات خود محروم كردند و خلا عظيم علمى بين اروپا و جهان تحت سيطره بوجود آوردند.افزون بر اينها با فرصتى كه داشتند افراد چاپلوس و متملق را شناسائى كردند تا در فرصتهاى مناسب از وجود آنان در راستاى اهداف غارتگرانه خود استفاده كنند.
امپرياليسم نظامى بااينكه در پى بيدارى ملتها دست به عقب نشينى تاكتيكى زد ولى در پاره اى از موارد كه جنبه استراتژيك داشت نظير بعضى از جزاير كم وسعت در درياهاى آزاد يا مناطق كوچك در گذرگاههاى حساس حضور نظامى خويش را حفظ كرد. و چنين پيداست كه به هيچ عنوان نمى خواهد دست از آنها بكشد. جزاير ماليناس كه عنوان[ زن آهنى] را به نخست وزير بريتانياارزانى داشت شاهد گوياى اين سماجت امپرياليسم نظامى است .
عقب نشينى امپرياليسم نظامى در واقع دست كشيدن از حوزه نفوذ خود نبود بلكه تغيير روشى بود كه حساسيت ساكنان جهان تحت سيطره از حضور نظامى كشور ديگر را تعديل مى كرد و به امپرياليسم فرصت مى داد تااز پشت صحنه جهان رااداره كند.اين تغيير روش با سپردن اداره كشورها به ارتشهاى بومى
و كنترل آنها با سياستهاى ويژه عملى گرديد.
امپرياليسم باايجادارتشهاى كلاسيك در جهان سوم مسووليت حفظ حوزه اقتدار خويش را به آنان سپرد. واز آنان به عنوان بازوهاى عملى در جريانات نظامى سود جست .اين تغيير روش نتايج پر بار و پرثمرى براى امپرياليسم ايجاد كرد كه به پاره اى از آنها بطوراجمال اشاره مى شود:
١- تجارتى ساختن اسلحه
در زمان حضور حاكميت مستقيم امپرياليسم ازاسلحه به عنوان وسيله حفاظت و حراست و پاسدارى از جريان تجارت بهره بردارى مى كرد. ازاين رو مجبور بود براى توليد آن سرمايه قابل توجهى از جيب خود خرج كند. و ضرر نابودى واز بين رفتن اسلحه را تحمل كند. در گزارش انجمن جهانى پژوهش در صلح استكهلم در سال ١٩٧١ ميلادى ميخوانيم :
[بزرگترين مصرف كننده جنگ افزار درافريقا تا پيش ازاستقلال بخشيدن به مستعمرات افريقايى خود پرتغال بود و درگيرى اين كشور در اين منطقه شايان توجه است لا جنگى كه پرتغال از سالهاى ه اوايل دهه شصت عليه نهضتهاى آزاديبخش مستعمرات خود بدان دست زده بود بار سنگينى را بر دوش اقتصاد آن كشور تحميل مى كرد كه اگرارسال مستمر اسلحه و تجهيزات واعطاى كمك از ناحيه شركاى پرتغال در[ ناتو] نبود تحمل آن براى آن كشورامكان نداشت ٤٠ بين ٥٠ درصد بودجه ملى پرتغال به امور دفاعى تخصيص يافته و بيش از سه چهارم اين بودجه ١دفاعى صرف هزينه هاى نظامى نيروهاى آن كشور درافريقا مى شود]
امپرياليسم با تغيير روش نه تنها براى حفاظت مستعمرات نياز به صرف بودجه اى چنين سنگين پيدا نكرد بلكه اسلحه را به بزرگترين و پر مصرف ترين كالاى تجارى مبدل ساخت . وازاين راه ثروتهاى هنگفتى بدست آورد و شمار
زيادى از نيروى انسانى خود را به اشتغال كشاند.
امروزه مخارج نظامى كشورهاى جهان سوم بسيار بالا است و پول زيادى براى بدست آوردن اسلحه صرف مى كنند و در رابطه با كشورهايى كه اختلافات مرزى يا بلوكى بدارند درصد بالايى از بودجه كشورشان را تسليحات و مخارج نظامى مى بلعد بطورى كه درپاره اى از موارد مجبورنداز بودجه آموزشى و عمرانى و حتى تغذيه كشوربكاهند و در عوض امكانات مالى خويش را براى خريداسلحه صرف كنند.
از طرف ديگر تجارتى شدن اسلحه موجب شد كه توليد كنندگان اسلحه و صاحبان صنايع نظامى در كشورهاى صنعتى به يك قدرت تصميم گيرنده خطرناك تبديل شوند. و بتوانند با روى كار آوردن دولتهاى طرفدار خويش براى گسترش بازاراسلحه جنگ را در جهان توسعه دهند. و بشر را براى هميشه از صلح و آرامش محروم سازند. مطالعه آمارهاى خريداسلحه و در صد بودجه هايى كه كشورهاى جهان سوم به خريداسلحه تخصيص مى دهند براى درك عمق فاجعه و بدبختى ساكنان دنياى تحت ستم بسيار مفيد و لازم است.
٢-ايجاد كانونهاى بحران
هر توليدى نياز به مصرف داردازاين رو عمر توليد مرهون بقاء و وجود مصرف است بطورى كه اگر در مورد كالايى مصرف از بين برود و علاقه مصرف كنندگان از آن بريد شود آن كالاارزش خود رااز دست مى دهد و سرمايه گذارى براى توليد آن كارى بيهوده و عبث خواهد بود و هيج عاقلى به چنين سرمايه گذارى رغبت نشان نخواهد داد. براين اساس امپرياليسم براى داشتن بازار مصرف براى كالاهاى نظامى خود نياز به كانونهاى بحران دائمى دارد تا بتواند با تحريك هر كدام از دو طرف بطور جداگانه عطش خريداسلحه را در آنان زياد گرداند و بازار هميشگى براى فروش اسلحه درست كند.
امپرياليسم با براه انداختن اختلافات مرزى يا بلوكى ارتشهاى بومى را كه با شيوه هاى مختلف تحت كنترل دارد در يك ترس و واهمه دائمى از همسايگان نگه مى دارد و بااين روش زمينه لازم براى خريداسلحه را در آنان ايجاد مى كند و با دادن اسلحه اى به يك طرف طرف ديگر را مشتاق خريد مى كند و با برآوردن نيازاين مشتاق كاذب طرف مقابل را به خريد جديد علاقه مند مى سازد و بااين نياز دورى و زنجيره اى براى هميشه بازار فروش اسلحه را گرم نگاه مى دارد.
خريدهاى نظامى بى وقفه هند و پاكستان مصر واسرائيل رژيم سابق ايران و عربستان و دهها كشور همسايه با بلوك بنديهاى مخالف و موافق زاييده همين سياست امپرياليسم است و بايد در تحليل خريدهاى نظامى هر كشورى در جهان سوم به معاملات نظامى كشور همسايه آن توجه كامل كردزيرا كشورهاى جهان سوم به خاطر ترس از همسايگان خويش خريد نظامى مى كنند.
٣- تداوم تفرقه
تفرقه و درگيرى ها شيشه عمرامپرياليسم بشمار مى آيد و بااز بين رفتن آن امپرياليسم به پايان عمر خويش مى رسد.[ نظام سلطه] براين واقعيت آگاهى كامل دارد.ازاين رو هيچگاه نمى گذارد جهان تحت ستم به اتحاد و هماهنگى راه پيدا كند. يكى از راههايى كه امپرياليسم براى اين منظور برگزيده است سيستم سلطه نظامى جديداست . زيرا در اين روش سوى موضع گيريهاى كشورهاى تحت سلطه را نظام بلوكى واقمارى قرار داده است و باالقاءاين انديشه كه در جهان پر واهمه و ترس حيات يك نظام تنها در چهار چوب بلوك بنديها ممكن است و تحويل اسلحه فقط در محدوده قدرت هاامكان پذيراست در عمل اتحادهاى مبتنى بر منافع مذهبى و ملى را غير ممكن مى سازد و كشورهاى مشترك المنافع منطقه اى را تجزيه مى كنند و در مقابل هم قرار مى دهند و كينه و عداوت دائمى در بين آنان ايجاد مى كنند.
به عنوان نمونه بنگريد به كشورهاى عربى كه با داشتن مذهب و زبان واحد و پيشينه وحدت سياسى در قبل از آمدن استعمار امروز چگونه در مقابل هم قرار گرفته اند و هر گروه تلاش مى كند با صرف پولهاى بادآورده نفتى كشورهاى عربى ديگر را به بلوكى خاص بكشانند و عملا دشمن خويش را فراموش كرده اند و در عوض به سربازگيرى بلوك غرب يا شرق مى پردازند. خلع سلاح ايدئولوژى ملى و نظامى مصر اردن سازمان آزادى بخش فلسطين و ديگر كشورهاى عربى كه روزى در مقابل اسرائيل مبارزه در مقابل اسرائيل مبارزه مى كردند توسط دلارهاى كويتى و سعودى فاجعه اى است كه ازاين راه دامن كشورهاى عربى را گرفته است .
٤- كمك به پيشرفت صنايع نظامى
صنايع نظامى از پرخرج ترين و گرانترين صنايع جهان است . و نياز دائمى به تحقيقات وابتكارات دارد.ازاين رو سرمايه گذارى زيادى را لازم دارد كه از عهده تمام كشورها ساخته نيست و تنها كشورهاى غنى و ثروتمند هستند كه مى توانندازاسلحه به عنوان كالاى تجارتى استفاده كنند و آن را رونق بدهند. جهان ثروتمند براى حفظ ارزش تجارتى اين كالا نيازمند پچيده و گران قيمت بازار فروش اسلحه را حفظ كند. به اين منظور سرمايه گذاريهاى هنگفت تحقيقاتى و علمى صنعتى مورد نياز جهان سرمايه داراست لكن جهان غنى و ثروتمند اين سرمايه گذارى را با ترفندهاى ويژه اى از جيب ساكنان جهان سوم بيرون مى كشد و در واقع با سرمايه آنان اسلحه مى سازد و به خود آنان مى فروشد.ازجمله كارهاى قابل توجه دراين زمينه فروش سلاحهاى از رده خارج شده و ناهماهنگ با پيشرفت صنعت نظامى به جهان سوم با قيمتهاى زياداست كه بااين كار سرمايه لازم را براى تحقيقات و صنايع جديد بدست مى آورد.
امپرياليسم نظامى علاوه بر موارد بالا بهره هاى زيادى از تغيير روش برده كه مهمترين آنها كنترل نظامى جهان از راه دور بود.اين كنترل به جهان سرمايه دارى امكان داد تا منافع خويش را در جهان با پول و نيروى انسانى جهان سوم حراست كند.
دكترين نيكسون شكل تدوين يافته و كلاسيك چنين سياستى است كه معاون وزارت دفاع امريكا در سال ١٩٧٠ آن را درارتباط باايران اين گونه توضيح مى دهد:[ دكترين نيكسون اين بود كه ايران قدرتى شود كه مى تواند در منطقه ثبات را براى حصول منافع غرب برقرار كرده و مجهز به تسليحات نظامى بشود كه ديگر مداخله نظامى مستقيم آمريكا مورد نياز نباشد] ٠
توماس جونز رئيس كمپانى [نورثروب] در دسامبر.١٩٨٦ خطاب به بانكداران كاليفرنيا چنين مى گويد:
منافع و مصالح شمار زيادى از كشورهاى جهان بنحو لاينفك با منافع دراز مدت ايالات متحده امريكا وابستگى پيدا كرده است ... و نيازاين كشورها به دفاع از خود بدون احتياج به اعزام نيروهاى نظامى آمريكا بديهى و واضح است . به اين دليل است كه دولت و كنگره امريكا تشخيص دادند كه آمريكا مسووليت دارد كه به اين كشورها اجازه دهد با پول و سرمايه خود سيستم هاى دفاعى كافى ازايالات متحده آمريكا خريدارى كنند٠
اين نوع انديشه ابتدا دراروپا و باانتقال امپرياليسم ازاروپا به آمريكا بعداز جنگ جهانى دوم كه موجب قدرت و سلطه جهانى آمريكا گرديد در آمريكا و بين سردمداران آمريكايى بوجود آمد.اين طرز فكر موجب شد كه جهان استعمارى دست به تشكيل ارتشهاى بومى در جهان سوم بزند. بر همين اساس است كه بنيان گذاران اكثرارتشهاى جهان سوم رااستعمارگران تشكيل مى دهند. به عنوان نمونه :
كشور كره جنوبى پس از پايان جنگ داراى قدرت نظامى مهمى شد در واقع آمريكاييها ١٦ سپاه كه هر يك ٢٠٠ ميليون دلار تمام شده بود تربيت و مجهز نموده و به[ سيگمان - رى] قول دادند كه آن را به ٢٢ برساند...
در كره شمالى نيز در مقابل كمونيستها به تقويت پرداخته روسها يك ارتش ٤٥٠ هزار نفرى و چينى ها ٣٥٠ هزار نفر بوجود آوردند بيش از يك هزار تانگ ٨٠٠ طياره بمب افكن كه ٥٠٠ دستگاه آن از نوع جت بودند بوجود آوردند. بدين قرار كره شمالييك پايگاه عظيم مقتدرى شد٠
ونيز:
كمونيستها بر چين مسلط شدند و آمريكائيها نسبت به كشور سيام (تايلند) با علاقه خاصى نظرانداختند. گروه نظامى و تخصصى و تكنيسين با مبالغى هنگفت دلار به سوى كشور هجوم آوردند. يك ارتش ٧٠ هزار نفرى به دست امريكائيان و با تجهيزات آمريكائى بوجود آمد ٠
و درباره ارتشهاى كشورهاى عربى مى خوانيم:[ نيروهاى مسلح كشورهاى عربى را خارجيان تاسيس كرده و تعليم داده اند] .
اين قبيل گزارشها و سخنان در مورد پيدايش ارتشهاى جهان سوم در نوشته ها و كتب تاريخى بسيار ديده مى شود و همه بازگو كننده اين واقعيت است كه امپرياليسم پس از آن كه تشخيص داد ديگر نمى تواند در كشورهاى تحت سلطه حضور مستقيم داشته باشد در جهره ارتشهاى بومى ظاهر شد و با نيروى انسانى جهان تحت ستم به پاسدارى منافع خود همت گماشت .
امپرياليسم با آن كه خود در بيشتر كشورها ارتشهاى كلاسيك را بوجود آورده و بطور دقيق با منافع خود هماهنگ ساخته بودلكن از پيشگيريهاى لازم غافل نماند و براى آن ارتشهاى بومى را هميشه در اختيار داشته باشد طرحهاى مختلف و گوناگونى ريخت كه به پاره از آنهااشاره مى شود:
الف - تداوم آموزش و پرورش ارتشها:
امپرياليسم نظامى آموزشهاى فنى و تخصصى سلاحهاى پيچيده را هيچ گاه ازانحصار خود خارج نمى كند و با توجه به تكامل مداوم صنايع نظامى احتياج به
آموزش و بازآموزى ارتشيان به يك نياز دائمى تبديل مى شود. ازاين رو بهانه مناسب و مستمر براى امپرياليسم بوجود مى آيد تا نيروهاى زبده و كار آمد سرتاسر جهان تحت سيطره را در كشور[ مادر] جمع كند و ضمن آموزش فنون نظامى آنان را براى تصدى كارهاى كليدى درارتشهاى بومى و پرورش دهد تا پس از مراجعت ارتش را در جهت حفظ منافع كشور[ مادر] بكار گيرند. و در صورتى كه دولتى در يك شكور سركار آمد و در فكر منافع ساكنان كشور خويش بود و به استقلال و آزادى انديشيد با يك كودتاى بساطش را جمع كنند. و فكراستقلال را براى هميشه از ذهن كشورهاى عقب نگه داشته شده دور كنند. واسارت را سرنوشت اجتناب ناپذير ملتهاى تحت ستم قلمداد كنند.
امروزه كشورهائى كه توسط ژنژالهااداره مى شوند بيشتراز كشورهائى هستند كه توسطافراد غيرنظامى اداره مى گردند. دراين مورد امريكاى لاتين گوى سبقت را ربوده و كودتا در آن كشورها شكل مسخره اى پيدا كرده است . و دولتهااز فضاى لازم زندگى لكى محروم شده اند. بر همين اساس بايدافرادى كه به تحليل مسايل سياسى مى پردازند مطالعه گسترده و عميق روى ارتشهاى جهان سوم از نظرها موسسان و پايه گذاران مراكز تربيت و آموزش ضوابط و چگونگى تقسيم قدرت در ارتش سيستم اسلحه هاى به كار گرفته شده روابط باارتشهاى كشورهاى ديگر حور مستشاران خارجى پايگاه ارتش در ميان مردم و در سيستم حكومتى و مواردى ازاين قبيل را داشته باشند.
ب- كنترل اسحله :
يكى از راههاى ديگر كنترل ارتشهاى بومى كنترل از طريق اسلحه است . امپرياليسم نظامى براى اين كه بتواندارتشهاى بومى را دراختيار خويش نگه دارد آنان را وابسته و نيازمند به سيستم سلاحى ويژه اى مى كند كه تمام اجزاء واركان آن در هماهنگى اجتناب ناپذيرى قرار دارد. وامكان جايگزينى مونتاژ تعميرات
و تهيه وسائل يدكى آن را از منابع ديگر غير ممكن مى سازد. اين نوع ارتشها تنها مى توانند در چهارچوب مشخصى كه سازندگان اسلحه ارائه مى دهند كارآئى داشته باشند. و نمى توانند در خارج از آن چهارچوپ اسلحه ها را بكار گيرند جزاز راه تغيير دادن كل سيستم دفاعى يك كشور كه با توجه به ضعف مالى حاكم بر جهان سوم امرى مشكل و توان فرسااست . در يكى ازاسناد لانه جاسوسى سفيرامريكا شاه را در زمينه وابستگى نظامى و عدم امكان جدائى از يك بلوك و جانشين كردن سلاح هاى بلوك اين گونه توجيه مى كند:
[ ....در نتيجه سفير مدادى برداشت و به شاه نشان داد كه چگونه سيستم زمين به هوا و دفاع شكارى هر دو با هم باشند. و چگونه چنين هماهنگى مى تواند تنها در صورت بودن مركزى كه منترل موثر داشته باشد خواهد بود. و چگونه چينى مركزى از قرار معلوم بخشى از سيستم حساس[ بلوشارك] كه شاه خيلى روى آن اصرار مى ورزيد ناچارا در دسترس كسانى كه موشكهاى [سام] رااداره مى كنند خواهند بود.اين دفعه به نظر رسيد كه مقصود حالى شد. و موقعى كهشاه با ضعف جواب داد: در سراتاسر كشور تكنيسينهاى روسى را در يك محوطه بسته نگه خواهيم داشت آشكار بود كه او بالاخره فهميد آن طور كسان كه او فكر مى كرد نمى توان تجهيزات نظامى روسى وامريكائى را به سادگى با هم مخلوط كرد يااين كه از هم جدا نگه داشت]
اين نوع وابستگى ها ناشى از ويژگيهاى است كه امپرياليسم نظامى در ساختمان وسايل نظامى بكار مى گيرد تا در مواقع لازم كه مى خواهداز طريق كنترل اسلحه بر كشور خريدار فشار آورد و مشترى نتواند كمبودهاى خويش رااز كانالهاى ديگر بدست آورد و مجبور شود در محور و بلوك فروشنده سلاح باقى بماند
امپرياليسم براى محكم كردن اين بند وابستگى ضمن كنترل امكانات علمى وفنى و ممانعت از دسترسى مشتريان به آن به وارد كردن اسلحه هاى پيچيده تر و فنى تر به سيستم جهانى اسلحه مى پردازد تا تفوق و برترى خويش را حفظ كند
و جهان خريدار را هميشه محتاج نگه دارد و آنان را به مشترى دائمى تبديل كند.مشتريانى كه با توجه به ساختاراسلحه ها تنها مى تواننداز يك فروشنده خريد كنند.اين گونه تجارت موجب مى شود كه اسلحه هميشه برگ برنده اى در دست فروشنده باشد تا در مواقع ضرورى از آن بعنوان اهرم فشاراستفاده كند.
آمريكا براى ايران بعداز شاه در نظر داشت از اين اهرم فشار سود جويد. در يك راهنماى عمل براى ايران بعداز شاه ازاسناد لانه جاسوسى چنين مى خوانيم :
تعيين يك استراتژى آمريكا كه به وسيله آن ما بتوانيم افكار نظاميان را براى پيروى از ابتكارات سياسى امريكا تحت تاثير قرار دهيم (يا لااقل كارى كنيم كه اينهاازايجاد مانع خوددارى كنند)اين بدان معنى خواهد بود كه آنچه مى گوئيم و به چه كسى مى گوئيم فرمول بندى شود و تصميم گرفته شود چگونه مااهرمهائى را كه داريم (يعنى فروشهاى نظامى و خدمات ) بكار مى بريم ٠
دراين راهنما علاوه بر آن كه سفارش مى شود در انديشه يافتن مزدور باشند توصيه مى گردد كه ازاهرمهاى فشار مثل [فروشهاى نظامى] براى تحت تاثير قرار دادن افكار نظاميان در جهت پيروى كردن ازابتكارات سياسى آمريكااستفاده شود تاايران بعداز شاه را همچنان در بند خويش نگه دارند.
بااين حساب روشن مى شود كه خريدهاى نظامى دقيقا به مفهوم وابستگى به كشور فروشنده در تمام ابعاد سياسى نظامى اقتصادى و در پى آنان فرهنگى واجتماعى و آگاهان به مسائل سياسى در بررسى هر پديده سياسى نبايداين موضوع را دست كم بگيرند. و توجه داشته باشند كه در معادلات سياسى واظهار نظر در مناقشات سياسى در مجامع بين المللى يا منطقه اى اكثر كشورهااز خوداختيارى ندارند و تحث تاثيراين نوع اهرمهاى فشار هستند.
ج- داشتن مستشار:
يكى از راههاى ديگر كنترل ارتشهاى بومى اعزام مستشاران نظامى به دورن ارتشهاى بومى است .اين مستشاران چه از طريق توجيه ها وارهنمائيها و چه از طرق اعمال نفوذ افكار نظاميان كشورهاى جهان سوم را نسبت به اهداف امپرياليسم متعهد مى كنند و آنان را به دفاع ازامپرياليسم وامى دارند.امپرياليسم با فرستادن اين مستشاران دو كاراساسى انجام مى دهد نخست :القاء حس حقارت در ميان نظاميان بومى و سپس در دست گرفتن مراكز كليدى در ارتشها توسط مستشاران يا بوميانى كه در بست دراختيار مستشاران هستند.
القاء حس حقارت در ميان ارتشيان بومى و در نتيجه احساس احترام و اعجاب نسبت به كشور قدرتمند باعث مى شود كه آنان هميشه خود را نيازمند بقا در گردونه امپرياليسم بيابند و منافع خويش را به منافع سلطه گران وابسته بدانند. وازاين رو احساس توانمندى وابتكار را از دست بدهند. و پيداست ارتشى كه ايمان به خويش رااز دست بدهد هيچ كارى در جهت حراست از منافع وطن نمى كند و توان كوچكترين اعمال اراده و تصميم رااز مى دهد و در خود لياقت بدست گرفتن مراكز كليدى و حساس ارتش را نمى بيند. و به كودكى تبديل مى شود كه هميشه در هر كارى خود را محتاج به حمايت مادر مى بيند.
سلطه گران از نوع شرقى و غربى آن براى دست يافتن به مراكز تصميم گيرى ارتشهاى بومى و پاسدارى و حراست از منافع خويش چنين احساسى را درنظاميان بومى القاء مى كنند. و در اين كاراز وجود مستشاران بهره فراوان مى برند.
اين مستشاران علاوه بر آن كه در خريداسلحه مراكز خريداسلحه قيمتهاى پرداختى آموزش هاى نظامى آداب و سنن نظاميان و تغيير و تبديلهاى آنان دخالت مى كنند با فرصت مناسبى كه دارند در شناسائى و استخدام افراد ضعيف النفس و چاپلوس مزاج براى حراست منافع كشور متبوع خويش كوش فراوان مى كنند.
بااين توضيح روشن مى شود چرا دراكثر كشورهائى كه مردم از حكومت
ناراضى هستند و قصد دگرگونى رژيم را دارند ارتش وارد عمل مى شود و پس از برقرارى آرامش كشور را در همان خطى كه حكومت سابق بود قرار مى دهند و هيچ ضربه اى به منافع امپرياليسم نمى خورد. سفير آمريكا ضمن يك تلگرام هوايى به مركز كارهايى كه انجام داده يا تصميم داردانجام دهد چنين گزارش مى دهد:
من با كمال خوشحالى استفاده مى كنم تا دراين تلگرام هوايى در مورد مساله زير با شما بحث كنم يعنى مساله راههايى كه من ادامه مى دهم تااطمينان حال كنم كه اين هيئت اعزامى بصورت فعالى اهداف و مقاصدى را كه دولت ايالات متحده اميدواراست درايران داشته باشد دنبال مى كند... من سعى كرده ام كه تيم كشورى را بصورت يك تشكيلات يكپارچه و متحد در آورم . براى انجام اين كار من جلسات روزانه اى براى اين تيم ترتيب داده ام و مخصوصا رئيس مستشارى نظامى را دراين جلسات روانه شركت مى دهم . نظر به اين كه او كنترل عظيم ترين عنصر ماموريت (يعنى بيش از ١٣٠٠افسر نظامى ايالات متحده افراد نام نويسى كرده و كارمندان معمولى ايالات متحده ) را بدست دارد واداره پر خرج ترين برنامه را (يعنى ١٨ ميليارد دلار) به عهده دارد.
... من براى خودم يك نقش مستقيم بسيار بيشتر نسبت به افراد قبل از خود در مورد تهيه تجهيزات نظامى براى ايران ديدم . دراجراى اين نقش من با شاه وافسران نظاميش يك طرح دراز مدت در مورداحتياجات ايران در تجهيزات نظامى كه بايداز آمريكا بدست آيد تهيه كردم... ٩
دراين سند ميدان عمل مستشاران بخوبى نشان داده شده است و مقدار دخالت آنان در سرنوشت ارتشهاى جهان سوم بازگو گرديده است .اگر موضوع وجود هيئت هاى مستشارى آمريكايى در تمام ارتشهاى وابسته به غرب و هيئت هاى روسى درارتشهاى وابسته به شرق را هم براين ضميمه كنيم درك مى كنيم كه چرا جهان سوم هيچ وقت نمى تواند به عنوان نيروى سوم و بى طرف در جهان سياست ظاهر شود. وجود هيئت هاى مستشارى بااين گستردگى آن هم در مراكز تصميم گيرى در واقع به معناى وجود هيئت فرماندهان خارجى در ارتشهاى جهان
سوم است. و چنين ارتشهايى تا زمانى كه نتواند خودشان رااز كنترل آنان خارج كنند نمى توانند سد راه مصالح و منافع سلطه گران در دنياى تحت ستم باشند بلكه بيشتر حافظ و پاسداراهداف خارجيان در منطقه خود خواهند بود. بى جهت نيست كه آمريكاارتشهاى كشورهاى همسايه ايران را به نيروهاى جنگى تلقى مى كند كه مى تواننداز طرف امريكا در خليج فارس بكار گرفته شوند ٠
تااينجا به پاره اى از روشهايى كه سيستم سلطه نظامى براى كنترل ارتشهاى بومى بكار مى گيرداشاره شد وادامه آن در شماره هاى آينده در فرصت مناسب پى گيرى خواهد شد.
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١. تجارت اسلحه .٢٧٢ خوارزمى .١٣٥٨.
٢.اسناد لانه جاسوسى ٧.٦٠٦١.
٣. بازاراسلحه .٣٤٥ آنتونى سمسون ترجمه فضل الله نيك آئين اميركبير.١٣٥٧.
٤. تاريخ عمومى ٥.١٢٢١ ژاك پيرن ترجمه رضا مشايخى ابن سينا.
٥. مدرك سابق .١٣٥٧.
٦. تجارت اسلحه .٢٢٨.
٧.اسناد لانه جاسوسى ٨.١٨.
٨.اسناد لانه جاسوسى ١٣(٢).٢٨.
٩.اسناد لانه جاسوسى ١٢(١).٢٦٣٠.
١٠. بررسى مسايل كشورها٥.٥٧ موسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى وزارت بازرگانى .١٣٦٤.