نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - شيوه بر خورد با مشكلات اجتماعى
سرمقاله
درگردونه بهمن سان خطوط سياسى سخن از[ مشكلات اجتماعى] خط سياسى است و نگفتن آن نيز خط سياسى ديگر! و دراين ميان انسان در ترديد بسر مى برد كه دم بر آورد يا نفس فرو برد!.
اما بدورازاين شائبه ها واقعيت آن است كه تنشهاى سياسى چند ماهه اخير اين امر را مساله روز كرده است . و جريانهاى سياسى - به حق يا بناحق - پاره اى از مشكلات اجتماعى را با مردم در ميان گذارده اند واينك جامعه در سطح وسيع ترى بااين نواقص آشنائى يافته است .ازاينرو مردم درانتظارند كه ببينند مسئولين قانون گذار و قضايى واجراى مشكلات اساسى كشور را چگونه سامان مى دهند و در انتظارند كه ببينند كه چگونه كابينه جديد ازاعتماد[ امام] و [مجلس] سود مى جويد و با تلاشى پيگير
نارسائيها را به حداقل ممكن مى رساند. و چنين است كه ديدگان در كمينند كه ارمغان دولت جديد چيست ؟ در مقابله با مشكلات جديد و كهن چه سلاح نوئى را در كف دارد!
امروز دير فردا...
اساسى ترين آرمانهاى انقلاب بايستى در زمان شور و شوق انقلابى جامعه انجام يابد.اگر هدايتگران انقلابهااز بينش كافى و طرحهاى آماده بهره مند باشند. توان آن را مى يابند كه نظم نوين را با كمترين خسارات و بيشترين يازده در ساليان اول انقلاب اجراء نمايند. زيرا گستره روحيه ايثار ترص و وحشت حاميان رژيم پيشين از تحولات پيش آمده قدرت و توان تحرك در زمينه هاى مختلف از سوى نيروهاى انقلابى و نبود قوانين دست و پاگير و بوروكراسى هاى پديد آمده پس از جاافتادن رژيم هاى انقلابى و ... تماما موجب مى گردند كه مسئولان انقلاب قادر باشند در حوزه وسيع ترى عمل كنند.
متاسفانه در غالب موارد حاكمان انقلابهااز فرستهاى طلائى ياد شده بهره نجسته اند. نداشتن برنامه مدون و مشخص براى پس از پيروزى مشكلات طبيعى انقلابها تحريكات دشمنان خارجى وايادى داخلى آنان سبب مى شوند كه رهبران نهضتها در مسائل مقطعى و روزمره سر در گم شوند و از برخورد زيربنائى با آن غفلت ورزود!انقلاب اسلامى نيز بااين مساله مواه بوده و هست . حداقل پاره اى از مشكلات موجود را در ساليان اول انقلاب را مى توانستيم حل كنيم . شكسته شدن اسطوره رژيم بسيارى از سرمايه داران بزرگ وابسته و نيم وابسته را به هراس وا داشته بود. نظام ادارى ما بواسطه سوابق نه چندان روشن به شدت قابليت انعطاف داشت وامكان يك تحرك وسيع و بسيج عمومى در زمينه حل مشكلات ادارى موجود بود. برخورد جدى و زيربنائى[ فساداجتماعى] واشكال مختلف آن زمينه هاى وسيع ترى را در بر مى گرفت . در[ سيستم مالكيت و توزيع] مى توانستيم با كمترين برخوردها وتلفات گامهاى بلندى را بر داريم و شايد آنكه مصادره هزاران هكتاراراضى در يك - دو ساله اول انقلاب را محاسبه كنيم و در نظر بگيريم كه اگراكنون در يك هزارم آن ميزان بخواهدانجام يابد در چه سطحى با درگيريها طومارها تلفن ها دسته بنديها و ... مواجه خواهد شد!
با گذر زمان مشاهده مى كنيم كه ايجاد جريانها و خطوط سياسى اجتماعى موجب
شده اند كه هيچ جريانى نتواند تلقى خود رااز آرمانهاى انقلاب به كرسى نشاند و به اجراى آن بپردازد. هر طرح زيربنائى با هجوم انتقادات افراد و جريانهاى مخالف مواجه مى شود و عملا قدرت اجرائى در غالب تصميمات زيربنائى وجود ندارد و در نتيجه درگيرى با مسائل مقطعى تنها چاره راه مى شود!
هر چه زمان بگذرد و سنين انقلاب افزايش يابد بهره وران از شرايط موجود جا پاهاى محكمترى را باز مى كنند كليدهاى نفوذى انقلاب را مى يابند و در آن صورتست كه ديگر حتى[ نسل انقلابى] هم شكل نمى گيرد. بلكه همان[ نسل گذشته] به حكمرانى مرئى و نامرئى ادامه خواهند داد!
گمان نكنيم كه معناى طرحهاى عاقلانه پيچ و خم دادن به برنامه ريزى و تصويب فوانين واجراى آن است . دهليزهاى پيچاپيچ قانونگذارى و اجراء فقظ[ سرمايه دارى] را متنعم مى سازد و بس ! و مستضعفان و ستمديديگان را دست تهى و خانه خراب !
اين چه كسى است كه از شرايط نامشخص توزيع رنج مى برد!
چه افرادى از وجود نداشتن سيستم مالكيت دراين موقعيت سود مى برند!
اين فشار دهندگان گلوگاههاى اقتصاديند كه ازاين فرصتها بهره مى برند و با بندبارى انتظار مى كشند تا در آنزمان سفره بگسترانند و در پشت و پناه قانون حصار آهنينى براى سرمايه ها و سودهاى كلان خود بسازند!
در زمينه ساير مشكلات نيز وضعيتى مشابه جريان دارد. فساداجتماعى تنزل فرهنگى سيستم ناقصى ادارى و ...امواجى هستند كه زير پاى ما را خالى مى كنند واز دست دادن مداوم فرصتها آينده اى وخيم را ترسيم مى نمايند.
ازاينرو بايستى در رفع نارسائيها تلاشى در خور راانجام داد كه مباد زمانى را در برابر خويش بيابيم كه فرصتها در دسترفته ! دوستان در ياس مانده ! و دشمن در خانه تكيه زده باشد.
درد دل محرومان
در پى گيرى نارسائيها آن از زبان همگان بشنويم نه فقط آنانكه ابزار طرح نواقص و مشكلات خود را دارند. زر و دارندگان حيثيت و اعتباراجتماعى و يا برخورداران
از تهور و پرروئى قادرند كه مشكلات خويش را منتقل كنند و فرياد[ وامظلوما] برآورند واين مقام و آن ارگان را به تكاپو وا دارند.اما بسيارى ازاقشار جامعه از چنين مزايائى بهره مند نيستند. نداشتن راه براى انقال دردها آنان را به سكوت و خموشى فرا مى خواند واگر دادى هم برآرند چون ابزارانتقال آن را نمى شناسند خلاف قانون مى شود! و خود جرمن بر جرمهاى آنان مى افزايد!
واين[ مظلوميت] است كه هويت[ مستضعف] را مى سازد و بيان شهيد رجائى را با واقع مقرون مى سازد كه:[ مستضعف آنست كه حرف حقش را هم مستكبر بايد بگويد].اينان زبان بريدگانى هستند كه زبان آوران وكيل مدافع آنانند و دراين ميان ...
در مجموعه شكاياتى كه در سال ٦١ به يكى از نهادهاى عاليرتبه مملكتى رسيده بود از مجموعه نامه فقط يك درصد آنرا[كشاورزان] ارسال نموده بودند. روستائيان كه .٥٠ درصد جامعه ايرانى را مى سازند فقط سهمى به اندازه يك درصد درانتقال مشكلات خود به آنها را داشته اند! و صدالبته كه اينان نيز تماما كشاورزان پينه بدست نبودند كه دراين زمان ملاكان و فئودالان نيز با نام[ كشاورز]امضاء مى كنند و اسم رمز[دهقان] را پذيرفته اند .
اين نمونه ايست از انبوه نمونه ها و مسلم است كه ساير نهادهاى مسئول مملكتى نيز وضعيتى مشابه را دارا هستند.
اگر درصد تلفنهاى توصيه اى مورد محاسبه قرار گيرد آمار وحشتناك جهت گيرى[ خط توصيه] خود را نشان مى دهد. كه اين خط وسيله انتقال مشكلات واقعى و يا كاذب صاحبان زر و يا لااقل دارندگان اعتبارهاى اجتماعى است . اينانند كه وقت ملاقات پيدا مى كنند و فلان مدير كل و بهمان رئيس را در دفتر مخصوص مى بينند و ساعتى گپ مى زنند و درد دل مى كنند!اما دهاتى ناوارد خيلى جرئت بخرج دهد سرو كارش با عريضه نويس درب اداره است تااز قول او چه رطب و يا بس ببافد.
اگرانقلاب انقلاب مستضعفان است بايد به درد دل اينان ميدان داد! آنرا چشيد لمس كرد و در پى علاج حركت كرد.نهضت با پشتوانه[ طبقه سفلى] باقيمانده و بقاء آن نيز در حفظ وارج به اين ذخيره الهى رهين است .اين حقيقت را درك كنيم و در خارج به آن عينيت بخشيم . و دراين زمينه به برخورد جدى و غيرانفعالى بپردازيم .
برخوردانفعالى
مقابله حساب ناشده با مشكلات از آن نشات مى گيرند كه در صدد برنمى آئيم در نقطه پيدايش نواقص و قبل از گسترش آن به مبارزه برخيزيم . همواره وسعت آنست كه ما را به فكر مى افكند وانفجار آن ما را به تكان وا مى دارد! و متاسفانه هميشه هم دير شده است .
آنگاه به مبارزه با[بى حجابى] برمى خيزيم كه متورسوران در خيابان به حركت درآيند و با شيوه هاى درست و نادرست به برخورد و مقابله برخيزند. در آن موقعيت مصاحبه اى پس از مصاحبه اى ! و تهديدش پس از تهديد ديگر را شاهد هستيم !اما پيش يا پس از آن سكوت يا شبه سكوت .
[ اعتياد] را فقط وقتى در منزل و محل كار خودمان منقل و با فور را ديديم باور مى كنيم !
آثار سوء قانون تخليه را فقط به هنگام بيرون افكندن اثاث مدارس ديديم و نه در بى خانمان كردن هزاران بدبخت و بيچاره در سردى زمستان و داغى تابستان !
در نتيجه اين برخوردهاست كه تبعيت از[سياست مواج] استراتژى ما شده است .انقلاب را به[ جو پذيرى و موج آفرينى] كشانده ايم . هر چند گاهى در داخل جوى آفريده شود هياهوئى برپا گردد! شعارها و نطق ها جهت خاصى را بيابند و پس از مدت كوتاهى شعارهاى ديگر و جوى ديگر...
اين نوع برخوردهاست كه پس از مدت زمانى ياس مردم را بهمراه دارد واشكالات جديدى مى آفريند. برخوردهاى مقطعى با مسائل انقلاب . دود و دم آن راافزون مى كند اما بر حاصل آن چيزى نمى افزايد!
لزوم سياستگذارى
در حالى كه[ سياست رشد] در برنامه ريزى دولتها براساس برنامه ريزيهاى دراز مدت و ميان مدت پايه ريزى مى شود. متاسفانه ما از چنين برنامه اى بى بهره ايم . بجز آنچه در سال ٦٢ به عنوان[ برنامه ريزى پنج ساله] از سوى دولت به مجلس داده شد. و در نهايت رد گرديد. و تا كنون هيچ حركت منسجم و منظمى دراين زمينه انجام نيافته است .
در نتيجه اين خلا جهت گيرى متفاوتى را در مسائل اجرائى شاهد بوده ايم و در آينده احتمالا وسعت بيشترى را خواهند يافت . زيرا دراين شرايط با تغيير مسئول يا مسئولان سياستها به كلى عوض مى گردد و موقعيت نوينى جايگزين مى گردد.اين عدم تعادل و نوسانها اعتماد وامنيت را مورد تهديد قرار مى دهد و دست و دل را به سوى كار نمى برد زيرااحتمال آن مى رود كه آنچه امروز ساخته شده است فردا به دست مسئول آينده ويران گردد.
در صورت تهيه يك سياستگذارى مشخص هر مسئول با برنامه اى معين به صحنه كار مى آيد و در نتيجه نمايندگان مجلس و عامه مردم خواهند توانست ميزان موفقيت وى را در عمل مشاهده كنند. راندمان پيش بينى شده نهاد و سازمان مربوطه را با حاصل كار وى مقايسه كنند و در صورت وجود نقصان ازاو باز خواست كنند و علل آنرا جويا شوند!
علاوه بر آن در صورت وجود برنامه ريزى مدون در مجموعه نهادهاى تابعه دولت كابينه از سياست منسجم دراجراء بهره مند خواهد شد و بر اساس طرح و برنامه ميزان اولويتها مشخص مى گردد و سر درگمى در تعيين اولويتها رفع خواهد شد والا شرايط موجودادامه خواهد يافت كه پس از حدود٧ سال ازانقلاب در ترديديم كه اولويت در برنامه ريزى براى كشاورزى است يا توليد صنعتى ؟!
حل مشكلات اصلى
همت در رفع زير بنائى ازاهم مسائلى است كه توجه به آن در سياستگذارى لازم و ضرورى است . كسانيكه به حل نارسائيها مى انديشند بايستى به پى ريزى بنياد پيكره انقلاب برآيند و تزبين نقش وايوان را به بهاى ويرانى خانه از پاى بست نجويند.
ازاولين مسائل لازم دراين راه تعيين مصاديق است كه چه مشكلاتى را[مشكلات اساسى جامعه] تلقى مى كنيم . بررسى ديدگاههاى مختلف و رسيدن به جمع بندى مطمئن در آن از ضروريات اوليه برنامه ريزى آينده است . تا پس از گذراز مراحل پژوهش وارزيابى تعيين سياست شود و مشكلات گريبانگيراجتماعى در طبقه بنديهاى خاص بر حسب اولويت قرار گيرند.
مساله ديگر[نگرش سيستمى] به اين مشكلات است . زيرا پيوستگى وارتباط مسائل اجتماعى ايجاب مى كند كه ديدگاه تجزيه اى با[ نظرگاه كلى] در هم آميزد و حل
هيچ مشكه اى به تنهائى سنجيده نشود بلكه آثار و روابط آن با ساير معضلات اجتماعى به حساب آيد. تجربه انقلاب از مساله[ اصلى تلقى كردن مسكن شهرى] نمونه اى نيك در راستى اين مدعى است . گرچه حقيقت است كه بى خانمانى مساله اصلى هزاران بلكه ميليونهانفراز ساكنان اين مرز وبوم است اما نداشتن سياست هماهنگ و عدم توجه به آثار تابعه موجب گرديد كه مسئولان وعده هاى شيرين بسيار بدهند.اين وعده فقط اشتهاى كسانى را تيز مى كرد كه از دور دستى بر آتش داشتند و خيال مى كردند كه در شهر خبرى است ! و در نتيجه برامواج سيل مهاجرت افزود و مشكله مسكن حل نشد بلكه معضل تر شد!اين نشاندهنده آنست كه بايد هر مشكله اجتماعى را با تمام آثار و روابطى كه دارد سنجيد و در راه حلها آن امور محاسبه گردد تا عبوراز چاله و ورود به چاه پيش نيايد.
بهره ورى ازانديشه ها
ايجاد شرايط مساعد براى طرح انديشه صاحبنظران از مسائلى است كه بارها بر آن تاكيد شده است . واز آنجمله تاكيدات مكرر آيت الله العظمى منتظرى در لزوم استفاده ازاين نظريات در كميسيونهاى مختلف مجلس شوراى اسلامى .
اما دراين مقوله نبايد به دعوت عمومى اكتفا ورزيدند. مجلس و كابينه ضرورى است كه از نيروهاى اجرائى بهره مند باشند تااين استعدادها را بيابند واز آنان استفاده لازم را بنمايند و حداقل زمينه آشنائى آنان را با مسئولين مربوط فراهم سازند. بسيارى از نيروهاى مفيد بواسطه ناآشنائى به قابليتهاى آنان در گوشه اى افتاده اند و به كارى حقيرتراز آنچه شايسته آنند مشغولند و بواسطه ملاحظاتى از دعوتهاى عمومى به كار و تحقيق استقبال نمى كند.اينان را بايد دنبالشان رفت و زمينه كار به آنان داد واز تحقيقات و طرحهاى آنان بهره جست .
تاسف آورتر آنست كه ماازامكانات موجود و تحقيقاتى خود نيز استفاده لازم را نمى كنيم .اينكه در دانشگاهها غالبا بيش از ٨٠ درصد بودجه تحقيقاتى جذب نمى شود و فقط حدود ٢٠ درصد صرف مى گردد ٢اين يك فاجعه است . دانشگاهها براى دولتهاى مقتدراهرم قوى پژوهش در مسائل اجتماعى علمى و...هستند و ما با تمام كمبود بودجه و تضييقات مربوط كه درگير آن هستيم همين ميزان بودجه تحقيقاتى نيز جذب نمى شود.
دانشجويان قويترين و آماده ترين نيروهاى موجود تحقيقاتى و پژوهشى براى بررسى
كشكلات اجتماعى و راهنماى حل آن هستند و در صورت فعال شدن دانشگاههاى مربوطه قادر خواهيم بود كه به بسيج نيروهاى كارآمد فراوان دراين زمينه دست يازيم .
اضافه براين نيروها با قوت بخشيدن به كادرهاى مطبوعاتى و رسانه هاى جمعى آنان قادر خواهند بود كه دولت را دراين امر يارى رسانند. زيرااين دستگاهها بواسطه تماس مداوم بااقشار مختلف اجتماعى توان آن را دارند كه در صورت برنامه ريزى مشخص از اقشار عظيمى ازانديشمندان و صاحبنظران استفاده نمايند و آنرا منتقل كنند!
نكته اى لازم به يادآورى است كه بهره جوئى ازانديشه هاى مردمى درانحصار صاحبنظران اسم و رسم دار نيست بلكه بايستى قدرانديشه هاى بكر را هم شناخت و زمينه طرح و نشر آن افكار را نيز فراهم كردزيرا چه بسااينان كه از كوره هاى مذاب انقلاب برآمده اند با مذاق آن آشناتر باشند و طرحهاى آنان نيزالفتى بيشتر با آرمانهاى نهضت داشته باشد.
و در منتهاى سخن نوشتار را به اين آيه كريمه پايان مى دهيم:[ و آخر دعويهم ان الحمدلله رب العالمين] . ٣ سپاس و قدردانى از دستاوردهاى نهضت اسلامى واظهارامتنان از درگاه حق واميد به آنكه مسئولان وامتمان از تلاش وايثار باز نايستند و در رفع نواقص همت ويژه بگمارند تا گذر زمان فضاى تنفس رااز[ انقلابى زيستن وانقلابى عمل كردن] باز نگيرد و جو سكون و آرامش حيوانى را جايگزين آن نسازد.
و دراينراه لطف خداوندى وامامت خمينى يارمان باد:
اى دل ارسيل فنا بنياد هستى بركندچون ترا نوح است كشتيبان ز طوفان غم مخور
[حوزه]
--------------------------------------------------------------------------------
پاروقى ها
١.البته لازم به تذكراست مه در دولت و مجلس شوراى اسلامى در جهت برنامه ريزى ميان مدت ( برنامه ريزى ٥ ساله )اقداماتى انجام يافته است .اين تلاش را به فال نيك بايد گرفت .اميدواريم كه برنامه اى موفق و عملى باشد و با تصويب مجلس و گذراز شوراى نگبان پاره اى از گرههاى كور را بگشايد.
٢.اطلاعات ٣٠ مهرماه ( اطلاعات استان )
٣. يونس ١٠