آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤

حاشيه اى بر غش در پژوهش


دوست گرامى جناب آقاى يداللّه جنّتى مدير اجرايى نشريه وزين آينه پژوهش
با سلام و احترام و آرزوى توفيق براى جنابعالى و ساير محققان همكار در نشريه
شماره ٨٤ گرامى نامه آينه پژوهش عزّ وصول بخشيد, و در عصر يك روز بهارى مطالعه و گذارى در اين گلستان تحقيق بر خواب بعدازظهرى غالب آمد. در لابه لاى مقالات ارزنده اين شماره, (غش در پژوهش) به قلم جناب آقاى غلامرضا گلى زواره جلب توجه كرد. موضوع مقاله ايشان را جالب و خواندنى يافتم و ديدم همان دردى كه خود بارها از آن متألم گشته ام در اين نوشتار به خوبى تشريح شده است. اين مقاله نيز همچون بيشتر تحقيقات و تأليفات نويسنده ابتكارى, جذّاب و از رهگذر تاريخ پژوهش و فرهنگ در ايران ارزشمند و پر بار است.
در صفحات پايانى مقاله مذكور, نمونه هايى از موارد استفاده از تأليفات سودمند ايشان, در نوشته هاى معاصران بررسى و ثبت و ضبط شده و گله ها و شكوه هاى گوناگونى مطرح شده است, از جمله در بند٢٦ از مقاله مذكور با اشاره به يكى از تأليفات خود به نام (مشعلى منير در ظلمت كوير) آورده اند:
(در تأليف مقاله اى درباره وى (رجب برسى) و نيز بررسى آثارش در دانشنامه امام على(ع) از اين كتاب استفاده زيادى شده است و نويسنده جز مواردى اندك كه در لابه لاى انبوه مآخذ اين كتاب را معرفى كرده است, در موارد ديگر خصوص در معرفى كتاب هاى بُرسى و شناسايى نسخه هاى آنها از نوشتار مزبور رونويسى كرده و به منابعى كه نگارنده از آنها با نثر خودم بهره برده ام, مأخذ داده است.)
در ابتدا تصريح مى كنم كه در نگارش مقاله مورد اشاره ايشان و دو نوشتار مفصل ديگر در معرفى مشارق انوار اليقين١ و خطبة البيان٢ از كتاب كم حجم اما بسيار سودمند و ارزنده (مشعلى منير در ظلمت كوير) استفاده بسيارى نمودم و چنان كه در متن مقالات مذكور و در ذكر منابع و مأخذ آنها از اين كتاب ياد كرده و از مؤلف محترم آن نيز مكرراً نام برده ام, بار ديگر فرصت را مغتنم شمرده و مراتب تقدير و تشكر خود را ابراز كرده و براى آن جناب توفيقات روزافزون را آرزو مى نمايم.
انتقاد ايشان به نوشته اين كمترين بر دو محور قرار گرفته است:
١. استفاده بسيار از كتاب ايشان و عدم ارجاع به آن جز در موارد اندك و ارجاع به مآخذ اصلى.
٢. فرمودند: در معرفى كتاب هاى بُرسى و شناسايى نسخه هاى آنها از كتاب مشعلى منير رونويسى شده است.
نكاتى را در حاشيه بيانات آن عزيز متذكّر مى شوم تا امر برايشان و خوانندگان محترم بيش از پيش روشن گردد:
١. مقاله كوتاه منتشر شده در دانشنامه امام على(ع) كمتر از ٢٠% دستنويس اصلى نگارنده بوده است. در آن دست نويس مفصل بحثى درباره منابع شرح حال برسى مطرح نموده و بيش از ٢٠ منبع كتابشناسى و ترجمه نگارى را (به جز فهرست نامه هاى نسخه هاى خطى كه در پاورقى ها ذكر شده اند) با نشانى جلد و صفحه معرفى كرده ام. از جمله كتاب مشعلى منير همراه با نام مؤلف محترم و ديگر خصوصيات كتابشناختى در آن بحث آمده است و پس از حذف و قيچى ويراستاران و گزين كنندگان دانشنامه, در بخش باقيمانده و منتشر شده از مقاله نيز, چهار بار نام كتاب (مشعلى منير در ظلمت كوير) همراه نام گرامى مؤلف محترم در متن و پاورقى مقاله آمده است.٣
٢. چنان كه منتقد محترم فرموده اند, يكى از نويسندگان نيز در نگارش مطلب خود در دانشنامه جهان اسلام, از نوشته هاى جناب نويسنده بهره برده اند, اما اين الطاف انتقادى به ايشان سرايت نكرد! راقم سطور نيز بمانند آن نويسنده شهير از تحقيقات ايشان استفاده نموده و با مراجعه به منابع و مصادر جديد و افزودن اطلاعات نويافته, نوشته خود را پى ريزى كرده و ضمن ياد از منابع مورد مراجعه, مكرّراً از تحقيقات نويسنده ياد كرده ام.
٣. نگاهى به آدرس هاى منابع ذكر شده در پاورقى هاى مقاله اين كمترين نشان از مصادر جديدى مى دهد كه نويسنده فرصت مراجعه به آنها را نيافته است, از جمله:
التراث العربى فى خزانة مخطوطات مكتبة آيةاللّه العظمى المرعشى النجفى; فهرست الفبايى نسخه هاى خطى كتابخانه آستان قدس رضوى; فهرست كتاب هاى چاپى عربى از خان بابا مشار; معجم ما كتب عن الرسول و اهل البيت(ع); ميراث اسلامى ايران; مقاله (جريان شناسى غلو) و مقاله (مقايسه اى ميان دو مكتب فكرى شيعه در قم و بغداد) و نشريه نسخه هاى خطى و….
از جمله منابع اصلى اينجانب در نگارش مقاله مورد بحث و دو مقاله پيشگفته درباره مشارق و خطبةالبيان, مقدمه تحقيقى, ممتع و بسيار مفصل جناب آقاى محسن بيدارفر بر تصحيح مشارق انوار اليقين بوده كه پيش از چاپ و نشر, از سر لطف در اختيار بنده قرار دادند و بنده نيز از روى وظيفه شناسى در هر سه مقاله از ايشان ياد نموده و تقدير كرده ام. ظاهراً اين مقدمه در دسترس نويسنده نبوده است.
٤. منتقد محترم از روى خوش انصافى, مباحث و اطلاعات جديد مطرح شده در مقاله مورد نقد را ناديده گرفته و به خصوص معرفى كتاب هاى برسى را در اين مقاله رونويسى از تحقيقات خود قلمداد كرده اند.
نمى دانم در كجاى كتاب مشعلى منير,٢٣ منبع از منابع مشارق انوار اليقين ذكر شده است؟
همچنين دانسته نشد در كدام صفحه از مشعلى منير خصوصيات هفت چاپ از مشارق بيان شده است؟
مشارق انوار اليقين دو تحرير دارد كه در اين باره نويسنده يك سطر اطلاع بدست داده٤ و در مقاله اين كمترين ١٥سطر مطلب در اين باره آمده٥ و در دستنويس اصلى بيش از دو صفحه درباره اختلافات دو تحرير مشارق سخن گفته ام.٦
در مشعلى منير تنها يك تلخيص از مشارق شناخته شده كه از خود بُرسى است موسوم به (مشارق الامان و لباب حقايق الايمان)٧ و در مقاله كوتاه ما دو تلخيص ديگر و يك ترجمه و يك شرح با ذكر منابع و خصوصيات كتابشناسى و نسخه شناسى آمده است,٨ كه مجموع اين مطالب در دسترس دوست گرامى ما نبوده است. گفتنى است طى مقاله اى مستقل ترجمه هاى منظوم و منثور و شرح ها و نقدهاى خطبةالبيان و خطبه تطنجيه ـ مذكور در مشارق ـ را با ذكر خصوصيات كتابشناسى و نسخه شناسى آوردم٩ كه بيشرينه آنها در كتاب نويسنده نيامده است.
٥. ناقد محترم اظهار داشتند: (… در معرفى كتاب هاى بُرسى و شناسايى نسخه هاى آنها از نوشتار مزبور رونويسى كرده و به منابعى كه نگارنده از آنها با نثر خود بهره برده ام مأخذ داده است). همه مى دانيم و اقرار داريم كه نويسنده محترم در تاريخ و جغرافيا و به خصوص تراجم نگارى تبحّر دارند, اما درباره كتابشناسى و نسخه شناسى به اندازه تراجم كار نكرده اند و اين معنا از كتاب (مشعلى منير در ظلمت كوير) نيز به خوبى پيداست; چنان كه در ص٧٥ كاب مذكور آمده است: (نسخه اى از مشارق الانوار بُرسى در كتابخانه حاج ميرزا حسين نورى در قم نگاهدارى مى شود)! چنان چه ايشان از سر لطف آدرس كتابخانه حاجى نورى را در قم به اينجانب نشان دهند, فهرستى از نسخه هاى خطى آنجا تهيه خواهم كرد, و يك جلد از آن را به ايشان اهداء خواهم نمود.
در ص٧٩ و٨٠ كتاب مزبور آورده اند: (…از جمله در كتابخانه ملى به شماره ٩٩/٤ـ٣… نسخه مخطوطى از اين اثر به شماره ٩٩/٤ـ٤… در كتابخانه ملى ايران مضبوط مى باشد.) متأسفانه در برخى از فهرست نامه هاى نسخه هاى خطى, تعدّد شماره هاى رديف و ثبت و شماره مخزن و غير آن, استفاده از فهرست ها را مخصوص اهل فن مى كند و غير از كتابشناسان و نسخه شناسان با تجربه, از اين اعداد و ارقام سر در نمى آورند و شماره اصلى مورد ارجاع را درنمى يابند. چنان چه جناب گلى بيش از اين با فهرست ها و مخطوطات سر و كار داشتند, درمى يافتند كه به شماره هاى ديگرى بايد ارجاع دهند.
فرموده اند: (نسخه ها را از روى متن ايشان رونويسى كرده ام و آدرس ها را از كتاب ايشان اخذ نموده ام). به اطلاع آن جناب مى رسانم كه در ص٧٢ و٧٣ مشعلى منير بيش از ٢٠ نسخه از مشارق بدون ذكر آدرسِ فهرست ها معرفى شده است, اين در حالى است كه در نوشته هاى اين دعاگوى آدرس تمام فهرست ها با جلد و صفحه ذكر شده است و مزيد اطلاع را مى گويم كه فهرستنگارِ تعدادى از اين نسخه ها, از جمله نسخه هاى موجود در كتابخانه آيةاللّه گلپايگانى(ره) خودِ بنده بوده ام (هذه بضاعتنا ردّت الينا).
نويسنده در بيان نسخه ها مشارق فرقى بين تحرير اول و دوم كتاب نگذاشتند و نسخه ها را درهم آوردند و ما با مراجعه به فهرست ها و حتى نسخه ها, آنها را تفكيك كرده در اختيار مطالعه كنندگان قرار داديم, علاوه بر اين كه به نسخه ها و فهرست هاى ناديده ايشان نيز آدرس داده ايم, مانند نسخه زيارت اميرالمؤمنين(ع) كه در مجموعه طباطبايى كتابخانه مجلس به شماره ٧٨٢ نگهدارى مى شود١٠ و نسخه (الصلوات على الرسول والائمة) كه در كتابخانه مجلس محفوظ است.١١
نويسنده محترم مى دانند كه هر نويسنده اى در تحقيقات خود ناچار است در موضوع مورد تحقيق, به منابع و مصادر اوليه و كتاب ها و مقالات نوشته شده پيش از اثر خود مراجعه نموده و با ترتيب و تنظيم اطلاعات به دست آمده از مجموع منابع قديم و جديد و افزودن نكات و اطلاعات جديدى كه از اسناد و مدارك تازه ياب به دست مى آورد, اثرى نو پديد آورد و كلمات و اطلاعاتى بر دانسته هاى پيشين بيافزايد و گامى به پيش نهد. اين كمترين نيز با مراجعه مستقيم به اكثر قريب به اتفاق منابع مذكور در مقاله ام و نيز با استفاده از رساله مفصّل و پر بار جناب آقاى بيدارفر (كه هنوز به چاپ نرسيده است) و مقاله جناب آقاى مختارى و كتاب ارزنده (مشعلى منيرد ر ظلمت كوير) و منابع ديگر و نيز با توجه به تجارب اندكى كه در طول دوازده سال كار مداوم با نسخه هاى خطى و فهرستنگارى مخطوطات بدست آوردم, دست به معرفى مشارق انوار اليقين زدم و به نظر قاصرم حقى از محققان پيش از خود را ضايع نكردم. اميد است اين مقدار از تذكر نويافته ها در مقاله ناچيز من براى رفع سوءتفاهم و روشن شدن امر كافى بوده باشد. ابوالفضل حافظيان
نيمه فروردين٨٣ مديرمسؤول محترم نشريه (آيينه پژوهش)*
جناب آقاى محمد جعفرى گيلانى
سلام عليكم
احتراماً به استحضار مى رساند; در شماره ششم نشريه (آيينه پژوهش) در ضمن مقاله (غش در پژوهش) نسبتى بر كتاب اينجانب (زنگ خطر) زده شده است, كه ضمناً اين نسبت به بنده نيز منتقل مى شود, بنابراين جوابيه كوتاهى آماده شده است, كه تقاضا دارم طبق قانون مطبوعات, كه بر آن واقفيد, اين مطلبِ ارائه شده را بدون كم و كاست, در شماره آتى خود چاپ نماييد.
قبلاً از حسن همكارى شما متشكرم. كاظم مقدم
١٤/٢/٨٣ ١. فصلنامه علوم حديث, ش٢٢, ص١٣٤ـ١٦٩.
٢. همان, ش٢٥, ص٦٩ ـ٨١.
٣. نك: دانشنامه امام على(ع), ج١٢, ص٤٨٥, ٤٩٤ و٤٨٧.
٤. مشعلى منير در ظلمت كوير, ص٧٦.
٥. دانشنامه امام على(ع), ج١٢, ص٤٩٢ـ٤٩٣.
٦. فصلنامه علوم حديث, ش٢٢, ص١٦١ـ١٦٣.
٧. مشعلى منير در ظلمت كوير, ص٦٥.
٨. دانشنامه امام على(ع), ج١٢, ص٤٩٤ـ ٤٩٥; فصلنامه علوم حديث, ش٢٢, ص١٦٥ـ ١٦٨.
٩. فصلنامه علوم حديث, ش٢٥, ص٦٩ ـ ٨١.
١٠. فهرست كتابخانه مجلس, عبدالحسين حائرى, ج٢٣, ص٨٩; دانشنامه امام على(ع), ج١٢, ص٤٦٨.
١١. همان, ص٤٨٧ . توضيحى بر بى اطلاعى
مقاله (غش در پژوهش) نوشته جناب آقاى (غلامرضا گلى زواره) در شماره ششم (آيينه پژوهش) خوانده شده. كليّت مقاله, مفيد بود; امّا درهم و برهم كردن موضوعات و عناوين مختلف, بدون تحقيق و پرسش, راحتيِ نگارنده مقاله را مى رساند.
از جمله موارد مطرح شده در جزئى از اين مقاله مفصلِ درهم, نام بردن از كتاب (زنگ خطر) به عنوان سرقت ادبى بود.
براى اطلاع ذهن مشوش شده خوانندگان, چند سطرى سياهه مى كنم:
اول اينكه:
كتاب بنده (زنگ خطر, تنظيم كاظم مقدم) و نيز كتابى كه ما متهم به دزدى از آن شده ايم (دنياى دختران, گردآورى جناب آقاى كريمى نيا) هيچ كدام ارزش پژوهشى ندارند, و تنها يك گردآورى بسيار ساده هستند, كه حتى عنوان تأليف نيز بر آنها زياده است, بنابراين ذكر آنها در عنوان مقاله غلامرضا گلى زواره تحت (غش در پژوهش) چندان جالب نبود, يا حداقل عنوان مقاله, درخور سخن است.
دوم اينكه:
كتاب (زنگ خطر)١ خلاصه كتابِ (سلطان عشق) مى باشد; كه اين كتاب نيز توسط بنده تنظيم و در سال ١٣٧٥ از انتشارات ارزشمند, منتشر شده است. به درخواست يكى از دوستان ناشر, براى بهره ورى و استفاده بيشتر جوانان, خلاصه كتاب (سلطان عشق) به نام (زنگ خطر) در سال ١٣٨٢ منتشر شد.
امّا كتاب اصلى كه (سلطان عشق) نام دارد, شامل مطالب آموزشى و روانشناسى, براى جوانان, مخصوصاً دختران جوان مى باشد. اين كتاب ١٤٥ صفحه رقعى مى باشد. كه حدود يك سوم كتاب, حاوى مطالب آموزشى است. و دو سوم ديگر آن, شاهد مثال هايى به صورت داستان مى باشد, كه شامل ٢١داستان است.
سيزده داستان آن از كتاب (چهل داستان شگفت انگيز) كه آن هم توسط خودم, تنظيم شده و قبل از كتاب مورد مناقشه (دنياى دختران) در سال ٧٣ حروفچينى و در سال ١٣٧٤ توسط (نشر برگزيده) چاپ شده است.
پس, هشت داستان باقى مانده, كه شامل ٣٥ صفحه از ١٤٥ صفحه كتاب (سلطان عشق) مى باشد, مورد منازعه فرضى (ناشر و يا گردآورنده كتاب دنياى دختران) مى باشد.
اين داستان ها, اصلاً به نوشته هايى از (روزنامه كيهان) باز مى گردد, كه چون براى ٨سال قبل مى باشد, در ذهنم نيست كه اين هشت داستان را مستقيم نقل كرده ام يا غير مستقيم, اما در هر صورت با تغييراتى و با ذكر منبع اصلى (كه روزنامه كيهان است) نقل داستان در كتاب (سلطان عشق) نموده ام. در اينجا ذكر چند نكته ضرورى است:
١. اگر فرضاً, استفاده از چند داستان, كه جزئى از يك كتاب است بدون ذكرِ ناقل واسطه, سرقتِ ادبى است, پس بسيارى از نويسندگان و مؤلفان, بر اين مبنا, سارقند.
٢. اگر فرضاً, گردآورنده كتاب عالى مقام (دنياى دختران) مدعى تغييرات در نوشته اصل (داستان هاى روزنامه كيهان) مى باشند. بايد گفت كه: كسى با يك ويرايش ساده و جزئى, صاحب اثر و محق حقوق اصل نوشته نمى شود, و اگر به ادعاى شما صاحب اثر مى شود, بنده نيز ويرايشى بر ويرايش ايشان نموده ام, پس صاحب اثر ايشان, شده ام. رطب خورده, منع رطب, نتوان كند.
٣. اگر بنا به دزد و دزدگيرى باشد, تنظيم كننده كتاب (دنيا دختران) كه حدود يكصد داستان را غالباً از هشت و نُه منبع, آورده است, كه زياده آن, داستان هاى روزنامه كيهان است و نشانى از نويسندگان حقيقى و اصلى آن پيدا نيست, دزد اصلى است و ما بر فرض صورت مسأله, شاه دزديم, كه به دزد زده ايم.
٤. نويسنده مقاله (غش در پژوهش) ذكر كرده اند كه جناب آقاى (امير انصارى) بنا به دلايلى منصرف از پى گيرى حقِ خود, درباره كتاب (زنگ خطر) شده اند. لازم به يادآورى است كه: اگر مستندات ايشان راجع به كتاب ما آن گونه قوى است كه مى توانند همانند كتاب ذكرشده ديگر در مقاله خود (دنياى شيرين دختران, نشر جام جوان) پى گيرى كنند و در آخر, خميريابى نمايند. حتماً اين كار را انجام دهند, و از حق شرعى و قانونى خود به صِرف عنوان كردن (به دلايلى) منصرف نشوند. و اگر دستشان به جايى بند نيست, لاف رحمت و شفقت, در بوق نكنند.
و در پايان بايد گفت:
حالا كه جناب آقاى (غلامرضا گلى زواره) لطف مى كنند و عليه افراد, مكالمه تلفنى برقرار مى نمايند, لطفى نيز مى نمودند و بر له افراد نيز, زنگى بر انگشت خويش, رنجه مى نمودند, تا نسبتى ناروا بر كسى نرود. و دست آخر اينكه:
چون نوشته هاى پژوهشى و اكتشافات علمى و كلاً متن هاى نوشتارى, دامنه گسترده اى از لحاظ گوناگون دارند, بايد توسط مركزى و مسؤولى, مسائل دسته بندى شده و حسن و قبح موضوع, قانونى نوشته شود, تا بدانيم عالمى كه خلاصه كتابى را به نام خود نشر مى دهد, يا دانشمندى كه مطالبى در جزء كتابش, بدون منبع ذكر مى شود, از كدام دسته سارقانند.
تا هر كسى به ميل و سليقه خود, دزدشناسى نكند. و وقت خود و ديگران را در اين موضوع, بر باد ندهد.
كاظم مقدم
١٤/٢/٨٣ * معمولاً نامه ها و مقالات عيناً در مجله توفيق چاپ نمى يابند بلكه با ويرايش و اصلاح آن را به چاپ مى سپاريم. ولى چون نويسنده محترم (طبق قانون مطبوعات) خواستار چاپ مطلبشان شدند عيناً آن را مى آوريم. آينه پژوهش
١. اين كتاب ٩٦صفحه رقعى مى باشد, و توسط جناب آقاى محمد طباطبايى منتشر مى شود. توضيح و اصلاح
در شماره ٨٤, مقاله اى با عنوان (شيوه سكاكى در بلاغت) به نام (محسن محمدى فشاركى) در صفحات٢ـ١٩ به چاپ رسيد. به واقع مقاله از آن دكتر احمد مطلوب نويسنده بلند آوازه عراقى است كه آقاى فشاركى آن را ترجمه كرده اند. پس از انتشار نامه اى گلايه آميز نشانگر توضيح اشتباه رخ داده به دفتر مجله رسيد. آينه پژوهش ضمن توضيح و تأكيد بر اينكه حضرت آقاى فشاركى مترجم مقاله است و اشتباه ناخواسته در دفتر مجله پيش آمده است از جناب آقاى محمدى فشاركى اعتذار مى جويد و يادآورى مى كند كه اصل مقاله با عنوان (منهج السكاكى فى البلاغه) در صفحات ٢٧٥ـ٣٠٩ مجلّد دهم مجله (المجمع العلمى العراقى) به چاپ رسيده است.