آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣
معرفى ردّيه هاى نگاشته شده بر تصوّف
خوشنويس حميد
از روزى كه انسان پا به عرصه گذاشته, به دنبال تبيين ارتباطات چهارگانه: ١. ارتباط با خدا; ٢. ارتباط با جهان هستى; ٣. ارتباط با خود; و ٤. ارتباط با همنوع بوده است. تقريباً همه علوم روحى به تعبير ديلتاى درصدد تبيين ارتباطات چهارگانه فوق اند و, به بيانى دقيق تر برآنند كه به حيات بشر معنا بخشند. تصوف هرچند يك شاخه اى از دانش هاى مصطلح نمى باشد, ولى به عنوان يك نحله و مسلك فكرى ـ عملى, نه تنها فرآيند ارتباطات فوق را مى نماياند, بلكه بهتر از هر معرفتى به حيات آدمى معنا مى بخشد و در چهارچوب آموزه (وحدت وجود) انسان را به عنوان فاعل شناساگر با مبدأ وجود و ديگر كاينات متصل و متّحد مى گرداند.
تقريباً تصوّف همزمان با ظهور اسلام, در ميان مسلمانان پديدار شده است. گروهى از اصحاب پيامبر(ص) كه در صُفّه مسجدالنبى(ص) در مدينه سكنى گزيدند, بزعم غالب تصوف پژوهان, بنيانگذار تصوف اسلامى اند, هرچند بعدها در قرون سوم و چهارم صوفيان مسلمان پاره اى از افكار هندوان, نوافلاطونيان و مسيحيان را اخذ كرده و با تعاليم اسلام ممزوج ساختند و در نتيجه به دست صوفيانى چون ابن عربى (وفات ٦٣٨هـ.ق), و شاگرد نامدارش صدرالدين قونوى (وفات ٦٧٣) و غيره, تصوف و عرفان نظرى را كه چيزى چون تفسير و تأويل اسلامى, اثولوجيا فلوطين مى باشد, پى ريزى كردند.
با اينكه در دنياى اسلام صوفيان بزرگى درخشيدند, و بعضى از آنها نيز در مقام صحو, پاره اى از يافته هاى دوره سُكر خود را نوشته و ميراث گرانبهايى را از خود به ارث گذاشتند, ولى هرگز در ميان علما و عامّه مردم از اقبال چندانى برخوردار نبودند. دلايلى كه ذيلاً به آنها اشاره خواهيم كرد سبب گرديد كه فقها و متشرعان مصيبت صوفيه را در عداد بزرگترين مصائبى به حساب آورند كه در دنياى اسلام روى داده است. در اين باب مرحوم آيةاللّه سيّد شهاب الدين مرعشى نجفى در صفحه ١٨٣ تعليقات جلد اول احقاق الحق مطالب نغزى را نگاشته كه جهت مزيد اطلاع بخشى از آن را عيناً ترجمه مى كنيم:
به نظر من مصيبت صوفيه گرانبارترين مصيبتى است كه به اسلام وارد شده و اركانش را درهم شكسته است. بعد از مطالعات بسيار و كنكاش در عبارات و كلمات به جا مانده از صوفيان, به اين نتيجه رسيدم كه جمله اين مطالب را راهبان مسيحى در ميان مسلمانان درانداختند و افرادى چون: حسن بصرى, شبلى, معروف كرخى, زهرى و جنيد, آن را پذيرفته و تعليم دادند. بدين ترتيب گروه صوفيان تشكيل گرديد و آنان دست به تأويل كتاب و سنت زدند و با احكام عقل فطرى به مخالفت برخاسته, به (وحدت وجود) و يا به تعبير بهتر به (وحدت موجود) اعتقاد يافتند. آنان در عبادت نوآورى كردند و به ذكر اورادى مداومت ورزيدند كه مشحون بود از كفرگويى و ژاژخايي….
ذيلاً به اختصار به دلايلى كه باعث مخالفت فقها و متشرعان با صوفيه مى گرديد, اشاره مى كنيم:
١. وحدت وجود
وحدت وجود كه از اصول تعاليم صوفيه است, البته بنيان عقلى ندارد و مبتنى بر كشف و شهود است. عصاره آموزه وحدت وجود اين است كه وجود ما به الامتيازش عين ما به الاشتراكش مى باشد. لذا خدا و ديگر اشياء عين همند. با اين توضيح كه ذات اقدس الهى از وجود اصيل برخوردار است و ديگر موجودات, وجود ظلّى دارند و اين نظريه بعضاً به نوعى كفرگويى منجر مى شود. مثلاً محيى الدين عربى در فص هارونى مى نويسد: (موسى از هارون آگاه تر بود, زيرا مى دانست كه مردم با گوساله پرستى خود در حقيقت خدا را پرستيده بودند و عتاب موسى به برادرش هارون از اين جهت بوده كه هارون گوساله پرستى را منكر شمرده و سعه صدر و وسعت مشرب نداشته است) در ادامه اين مطلب مى گويد: (عارف كسى است كه حق را در هر چيزى مى بيند, بلكه آن را عين هر چيزى مى داند). (تاج الدين حسين خوارزمى, شرح فصوص الحكم, تحقيق: آيةاللّه حسن زاده آملى, قم ١٣٧٧هـ.ش/٩٦٦). نيازى به توضيح نيست كه هر فقيه دين شناسى با اين سخن به ستيزه برمى خيزد, و هيچ مسلمانى آن را برنمى تابد.
٢. هم ارزنگارى اديان و مذاهب
پر واضح است كه اديان الهى سير تكاملى داشته اند و با توجه به نيازمندى هاى زمانه و قدرت درك مردم نازل شده اند, و چون اسلام خاتم اديان الهى است از ديگر اديان كامل تر و عقلانى تر است; هرچند ساير اديان را ردّ نمى كند. امروزه به اين نظريه (تكثرگرايى غير فروكاهشى اسلامى) مى گويند و مبدع آن پرفسور محمد لگنهاوزن مى باشد (ر.ك: لگنهاوزن, اسلام و كثرت گرايى دينى, ترجمه جواندل, قم ١٣٧٩هـ.ش/٩٢). تاكنون هيچ متكلمى اديان و مذاهب را هم ارز ندانسته و احدى نگفته كه بت پرستى با توحيد مساوى است. تكثرگرايى و تقريب مذاهب تنها براى جلوگيرى از اختلافات ظاهرى است تا پيروان مذهب در سايه آرامش به مشكلات عميق ترى بينديشند. در اين زمينه صوفيان دامنه تساهل را بيش از حد گسترده ساختند و كفر و ايمان را جليس و انيس همديگر دانستند. مثلاً حافظ سروده:
گفتم صنم پرست مشو با صمد نشين
گفتا بكوى عشق هم اين و هم آن كنند
گفتم شراب و خرقه نه آيين مذهب است
گفت اين عمل به مذهب پير مغان كنند
و ابن عربى نيز گفته:
عقد الخلائقُ فى الاله عقايداً
وانا اعتقدتُ جميع ماعَقَدُوه
(مردمان هركدام در مورد خدا اعتقادى دارند, من به همه اعتقادات آنها, معتقدم.)
واضح است كه مسلمانِ معتقد به كتاب و سنّت, با اين آموزه مخالفت مى كند.
٣. اعتقاد به حلول و اتحاد
ظاهراً حلول به اين معناست كه عارف چندان در ذات الهى فانى مى شود كه عين او مى گردد. به نظر مى آيد اين اعتقاد از هندوان مأخوذ شده باشد و در اواخر قرن سوم به اوج خود رسيده باشد. فقهاى اسلام شديداً با اين اعتقاد مخالف بودند.
مرحوم مينوى مى نويسد: (باور به حلول و اتحاد در جريان حسين بن منصور [معروف به حلاج, مقتول ٣٠٩هـ.ق) به اوج خود رسيد, چندان كه هشتاد نفر از مشاهير و قاريان عصر فتوا دادند كه صلاح مسلمين در كشتن اوست. (ر.ك: نقد حال, ج٢, ١٣٥١هـ.ش/٤١).
٤. ترجيح طريقت بر شريعت
صوفيه موضوعات دينى را به علم شريعت و طريقت تقسيم مى كردند و به واسطه آن دريافت هاى قلبى و حالات شخصى خود را به احكام شرعى ترجيح مى دادند, و همين امر سبب برانگيخته شدن عالمان احكام دينى مى شد و بيش از همه خصومت حنبليان را برمى انگيخت. يوسف بن حسين رازى (وفات ٣٠٤هـ.ق) مى گويد: در بغداد به احمد بن حنبل ـ امام حنابله ـ گفتم برايم حديث بگو, گفت: اى صوفى تو را با حديث چه كار است؟ (ر.ك: كيانى, محسن, تاريخ خانقاه در ايران, ١٣٦٩هـ.ش/٤٢٥).
٥. تأويل آيات و روايات
شيعه اماميه با توسل به بعضى روايات, تأويل برخى از آيات قرآنى را پذيرفته است, لكن در اين مورد خود را به اصولى ملتزم داشته و به دلخواه عمل نكرده است. و حق هم همين است كه بعضاً تأويل اجتناب ناپذير مى باشد, والاّ اعتقاد به ظواهر برخى از آيات, نهايتاً به تجسيم منجر مى شود. از سوى ديگر افراط در تأويل نيز به كفرگويى منتهى مى گردد. از باب مثال ابن عربى در فص نوحى فصوص الحكم, آيه مباركه ولاتزد الظالمين الاّ ضلالاً (سوره نوح/٢٥) كه حضرت نوح(ع) در ضمن آن قوم خود را نفرين كرده, چنين تأويل مى كند: (خدايا كسانى كه با ظلم بر نفس (به سبب ترك حظوظ نفس و لذات دنيا) به مقام (فناء فى الله) رسيده و در ذات تو, فانى شده اند, آنان را جز علم و معرفت كه موجب حيرت انسان كامل در ذات تو مى شود, ميفزا, چنانكه پيامبر(ص) فرمود: ربّ زدنى فيك تحيّرا. (ر.ك: جواد تهرانى, عارف و صوفى چه مى گويند, تهران ١٣٥٢هـ.ش/٦٧) چنانكه از عبارات ابن عربى برمى آيد, وى نفرين را در فرآيند تأويل به دعاى خير برگردانده و اين به نظر شرع مداران و نُبى خوانان جز تفسير به رأى نمى باشد و آن نيز بنا به فرموده پيامبر(ص) مذموم و مطرود است.
٦. استفاده از كلام رمزى
معمولاً صوفيه با استناد به (المجازُ قنطرةُ الحقيقه) و به دلايل مختلفى كه اين مختصر را مجال پرداختن به آن نيست, به زبان ايماء و اشاره سخن مى گويند, و در كلام خويش از واژگانى بهره مى جويند كه مورد پسند (مرزبانان دين) نمى باشد. اغلب صوفيان به دليل شطح گويى و كاربرد كنايه و اشاره در گفتار, از طرف علما تكفير شده اند. هاتف اصفهانى در ترجيع بند معروف خود به اين واقعيت اشاره كرده است:
هاتف ارباب معرفت كه گهى
مست خوانندشان گهى هوشيار
از مى و جام و ساقى و مطرب
وز مغ و دير و شاهد و زنّار
قصد ايشان نهفته اسراريست
كه به ايما كنند گاه اظهار
پى برى گر به رازشان دانى
كه جز اين نيست سرّ آن اسرار
كه يكى هست و نيست هيچ جز او
وحده لا الهَ الاّ هُو
(احمد احمدى و رزمجو, سير سخن, مشهد ١٣٤٥هـ.ش, ج٢/٢١٢)
٧. استفاده از آلات موسيقى و سماع
صوفيه برخلاف عامه مسلمين كه تحت تأثير احاديث مأثوره و فتاوى فقها, موسيقى را حداقل ناپسند مى دانستند, شديداً به موسيقى و سماع علاقه مند بودند و گه گاه در معابر عمومى نيز به پايكوبى و وردخوانى مى پرداختند. عزالدين محمود كاشانى در اين مورد مى نويسد: (از جمله مستحسنات متصوفه كه محل انكار بعضى از علماء ظاهر است, يكى اجتماع ايشان است براى سماع و غنا و الحان و استحضار قوّال از بهر آن. (ر.ك: مصباح الهداية و مفتاح الكفاية, به تصحيح مرحوم جلال الدين همايى, تهران ١٣٢٥هـ.ش/١٧٩)
علاوه بر موارد فوق, شكم چرانى, فساد اخلاقى و مهمل گذاشتن احكام شرعى از طرف بعضى از صوفيان, عواملى بودند كه فقها و شريعتمداران را بر ضد صوفيه برمى انگيختند و حتى موجب نفرت عامّه مردم از آنان مى شدند. خواننده محترم براى كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه مى تواند به كتاب هاى تاريخ اجتماعى ايران, تأليف مرحوم مرتضى راوندى, مسائل عصر ايلخانيان, تأليف استاد دكتر منوچهر مرتضوى, و عشق صوفيانه, نوشته جلال ستارى; رجوع نمايند.
ردّيه ها
١. اثبات الحجة على اهل البدعة
مؤلف؟
٢. الإثنى عشريه فى الرّد على الصوفيّه
حرّ عاملى, محمد بن حسن, الكتب العلميه, قم ١٤٠٠هـ.ق, ٢٠٨ص, با تعليقات مهدى ازوردى حسينى; و نشر درودى, قم ١٤٠٨هـ.ق.
خطى: كتابخانه موزه بريتانيا ش٢٦٠ و٢٣ add
٣. اجزاء فى ردّ التصوف
شيخ حرّ عاملى, محمد بن حسن
خطى: حكتابخانه آيةاللّه فاضل خوانسارى ش٢٤٠/٣
٤. ارشاديه
گنابادى , شيخ على معصومى
مؤلف اين منظومه را در رد صوفيه سروده است.
٥. ارشاد المنصفين و الزام الملحدين
هزارجريبى, محمدكاظم
٦. ارغام الملحدين
مؤلف؟
٧. از كوى صوفيان تا حضور عارفان
واحدى, سيد تقى, صالح عليشاه, تهران ١٣٧٥هـ.ش, با تصحيح محمدمهدى خليفه, ٤٣٧ صفحه.
هدف نهايى نويسنده نقد و ردّ تصوّف و اثبات اين مطلب است كه مرد اگر هست به جز عارف ربّانى نيست.
٨. استوارنامه
منصور عليشاه مشهور به كيوان قزوينى
مؤلف تفسير زيبايى هم به قرآن نوشته است.
٩. اصول الديانات
محمد بن نعمةالله بن عبدالله
مؤلف در اين كتاب كفر صوفيه را به اثبات رسانيده و پيروان فِرق مختلف آن را از سگ هاى جهنم دانسته است.
١٠. اصول الملامتيه و غلطات الصوفيه
ابوعبدالرحمن السُلمي, قدّم له و حقّقه وعلّق عليه: عبدالرحمن احمد الفاوى محمود, مصر ١٤٠٥هـ.ق, ٢٢٣ص.
١١. الاضواء المزيله
نجفى, سيد محمد (م١٣٢٣هـ.ق)
١٢. الاعتقادات
الدوريستى, جعفر بن محمد
وى با سيد مرتضى علم الهدى هم عصر بوده است.
١٣. اعتقادات يا مجملى از عقايد شخصى در رفع تهمت تصوف.
مجذوبعلى شاه
خطى: كتابخانه دانشكده الهيات دانشگاه تهران ش؟
اين اثر به رسالة الحق نيز معروف است.
١٤. الكفاء المكائد
بيرجندى, شيخ محمدباقر
١٥. البارقه الحيدريه فى نقض ما ابرمَه الكشفيه
سيد حيدر حسنى حسينى
١٦. البدعة والتحريف يا/ آئين تصوف
خراسانى, جواد
اين كتاب در ٤«٤٤٨ صفحه به چاپ رسيده است.
١٧. بضاعة النجاة
مؤلف؟
١٨. تاريخ فلسفه و تصوف
نمازى شاهرودى, حاج شيخ على
مؤلف در اين اثر, فلسفه و تصوف را مردود دانسته است.
١٩. تبصرة العوامّ
اين كتاب به اهتمام مرحوم عباس اقبال آشتيانى (وفات ١٣٣٤هـ.ش) در تهران به طبع رسيده است.
٢٠. تبصرة العوام
علم الهدى, سيد مرتضى
مؤلف, اين كتاب را در ردّ صوفيه و بيان خرافات ديگر اديان نوشته است.
٢١. تبصرة الناظرين
صدرالدين, محمد بن زبردست خان
٢٢. تحفة الأخيار
قمى شيرازى, شيخ محمد طاهر (وفات ١٠٩٨هـ.ق).
اين كتاب چاپ شده است.
٢٣. تذكرة الاخوان
سليمان ميرزا. وى از خاندان قاجار بوده و در عهد فتحعلى شاه مى زيسته است.
٢٤. التصوف و المتصوفه فى مواجهة الاسلام
الخطيب, عبدالكريم, دارالفكر العربى, قاهره ١٩٨٠م, ٣٠٣ص.
٢٥. التفتيش در ردّ مسلك صوفى و درويش
علامه برقعى, سيد ابوالفضل
مؤلف در اين كتاب معتقد است صوفيه از قبيل: وحدت وجود, حلول و غيره را به نقد كشيده است.
اين كتاب تاكنون چندين و در اندازه هاى مختلف به چاپ رسيده است.
٢٦. تلبيس ابليس
ابوالفرج, عبدالرحمن بن الجوزى (وفات ٥٩٧هـ.ق).
اين كتاب را آقاى عليرضا ذكاوتى قراگوزلو به فارسى برگردانده, و در انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است.
مؤلف در اين كتاب مبحث ردّ صوفيان را به اين دو بيت ابوالعلاء معرى ختم كرده است:
(أرى جيلَ التصوف شرَّجيلِ
فَقُل لهم واهون بالحلولِ
أقالَ اللّه حين عشقتموه
كلوا أكلَ البهائم وارقصوا لي)
٢٧. التنبيهات الجليّه
شيخ محمد كريم
اين كتاب در كشف اسرار باطنيه از صوفيه و غيرهم نوشته شده است.
٢٨. تنبيه الغافلين
محمود بن محمد على بن وحيد بهبهانى (وفات ١٢٦٩هـ.ق).
٢٩. جواهر العقول
محمدباقر مجلسى (وفات ١١١١هـ.ق)
اين كتاب نوشته اى است رمزى كه در ضمن آن معايب صوفيه برشمرده شده است.
٣٠. حجّت قوى
خراسانى, شيخ جواد
مؤلف, اين كتاب را در ردّ مولوى و مثنوى معنوى نوشته است.
٣١. حديقة الشيعه
مقدس اردبيلى, احمد
نسبت اين كتاب به مرحوم مقدس اردبيلى قطعى نيست; ولى علامه برقعى آن را قطعاً از مقدس مى داند. در اين اثر فصلى مشبع در نقد و ردّ صوفيه آمده است.
٣٢. حقيقة العرفان
قمى, سيد ابوالفضل رضوى, نشر: بى جا, بى تا
اين كتاب در بيان هدايت قرآن, و راهنماى گمشدگان نوشته شده است. رساله التفتيش در هويت عارف, صوفى, حكيم و شاعر و درويش, نيز در ضميمه كتاب به چاپ رسيده است.
٣٣. حلول الحلول
شهرستانى, سيد هبةالدين
٣٤. حكمة العارفين
علامه شيخ محمد طاهر قمى شيرازى
مؤلف, استاد اجازه علامه مجلسى بوده است.
٣٥. خلوتخانه
مرعشى, سيد عبدالفتاح
٣٦. خيراتيّه: در ابطال طريقه صوفيّه
[آقا] محمد بن على بن وحيد بهبهانى, انتشارات انصاريان, قم, به تحقيق سيد مهدى رجايى, ٢جلد: ج١/٤٨٦ص و ج٢/٤٦٩ص.
٣٧. دبستان المذاهب
مؤلف اين كتاب از رجال سده ١١هـ.ق بوده, و صوفيان را مقابل و معارض مسلمين دانسته است.
٣٨. دراية نثار در ردّ صوفيه
عَلَم الهدى ابن ملامحسن, فيض كاشانى
در اين كتاب مؤلف از صوفيان به خنياگران تعبير كرده است.
٣٩. ذخيرة المؤمنين (فى ردّ الصوفيّه المبتدعين)
مؤلف؟
در (السهام المارقه) شيخ على عاملى (وفات ١١٠٣هـ.ق) از آن ياد شده است.
٤٠. ذرايع البيان
طبسى نجفى, شيخ محمدرضا
مؤلف اين كتاب را به عنوان ذيلى براى (الصوفيه المبتدعه) نوشته است.
٤١. ذكرى الصوفيه
شهرستانى, سيد محمدعلى, هبةالدين
اين رساله منظومه اى است ناتمام در ردّ صوفيه.
٤٢. رازگشا
عباسعلى كيوان معروف به كيوان قزوينى
مؤلف, واعظى بود كه هفده سال قطب صوفيان بوده كه بدعت ها ديد و توبه نمود و بعدها در نوشته ها و منابرش مشت آنان را باز كرد.
٤٣. رازگشا
مرعشى, سيد عبدالفتاح بن ضياءالدين محمد
وى از احفاد خليفه سلطان و نياى سيد شهاب الدين مرعشى ـ كتابشناس معروف ـ بوده است.
٤٤. ردّ تصوف و حكمة الاشراق
موسى جوان, تهران ١٣٤٧هـ.ش.
٤٥. ردّ الصوفيه
حائرى, محمدباقر بن مهدى
اين كتاب در ١٣٥٨هـ.ق تأليف شده است, و نسخه خطى آن در كتابخانه آيةاللّه مرعشى موجود مى باشد.
٤٦. رساله اى در ابطال تصوف
محمدرضى بن محمد نبى قزوينى
خطى: كتابخانه دانشكده الهيات دانشگاه تهران ش؟
٤٧. رساله خيرات
[آقا] محمدعلى مجتهد كرمانشاه
اهل تصوف مى گويند: به دليل اشتمال اين كتاب بر كلمات ركيك و سخيف و فحاشى, كتاب خود نقض نامه اى عليه نويسنده است.
٤٨. رساله رضوان اكبر
خراسانى, حاج شيخ جواد
اين كتاب متضمن ردّ تصوف و انتقاد از ديوان حافظ شيرازى, و نقض خرابات و خانقاه مى باشد.
٤٩.رسالة فى الرّد على الجنيديّه
شيخ صدوق, محمد بن على بن بابويه (وفات ٣٨١هـ.ق)
٥٠. رسالة فى الرد على الصوفيه
حائرى, مولى محمدباقر بن مولى مهدى
٥١. الردّ على اصحاب التناسخ والغلاة من الصوفيه
النوبختى, ابومحمد الحسن
٥٢. الرد على اصحاب الحلاج
محمد بن محمد بن نعمان, معروف به شيخ مفيد (وفات ٤١٣هـ.ق).
٥٣. الرد على اصحاب الصفات و بطلان الحلاج والشلمغانى
أبوسهل نوبختى
وى از ياران و نزديكان امام حسن عسگرى(ع) بوده است.
٥٤. الردّ على الصوفيه
گويا اين كتاب را جمعى از علماى معاصر محقق اردبيلى نوشته اند.
٥٥. الردّ على الصوفيه
اين كتاب را يكى از علماى هم عصر مقدس اردبيلى, از حديقه الشيعه برگرفته است.
٥٦. الردّ على الصوفيه
مؤلف از امراء فتحعلى شاه قاجار بوده است.
خطى: كتابخانه حسينيه شوشترى هاى نجف
٥٧. الردّ على الغاليه
ابواسحاق كاتب
وى از اصحاب امام حسن عسگرى بوده است.
٥٨. الردّ على الصوفيه
قمى, ميرزا ابوالقاسم بن حسن محقق
در جامع الشتات از اين كتاب ياد شده است.
٥٩. الردّ على الصوفيه
شبروى, شيخ احمد بن محمد التونى. وى معاصر شيخ حرّ عاملى بوده است.
٦٠. الردّ على الصوفيه
اسماعيل بن محمدحسين خاجوئى (وفات١١٧٣هـ.ق)
٦١. الردّ على الصوفيه
اسماعيل بن محمدحسين, مازندرانى
٦٢. الردّ على الصوفيه
بنگورى, سيد اعظم سيد على
وى شاگرد سيد دلدار على بود كه هردو از بزرگان و علماى هند به شمار مى آمدند.
٦٣. الردّ على الصوفيه
حسن بن محمدعلى يزدى
وى شاگرد سيد محمد مجاهد بوده و اين كتاب را در ١٢٣١هـ.ق تأليف كرده است.
٦٤. الردّ على الصوفيه والغاليّه
اهوازى, حسين بن سعيد
وى از اصحاب امام رضا(ع) و ثقه بوده و تأليفات زيادى داشته است.
٦٥. الردّ على الصوفيه
سيد دلدار على مجتهدى نصرآبادى (وفات ١٢٣٥هـ.ق). وى از شاگردان بحرالعلوم بوده است.
اين كتاب مشتمل بر يك خاتمه و چهار مقصد و يك خاتمه مى باشد.
خطى: كتابخانه مرحوم كاشف الغطاء: نجف ش؟
٦٦. الردّ على الصوفيه
(علامه) شيخ على بن فضل الله مازندرانى
٦٧. الردّ على الصوفيه
سيد فاضل بن قاضى هاشمى, دزفولى (وفات ١٣٤٤هـ.ق)
نسخه خطى اين كتاب نزد فرزند مؤلف موجود مى باشد.
٦٨. الردّ على الصوفيه
ميرزاى قمى صاحب (القوانين)
٦٩. الردّ على الصوفيه
(علامه) كراجكى
وى از معاصران شيخ طوسى(ره) بوده است.
٧٠. الردّ على الصوفيه
شيخ محمد بن عبد على آل عبدالجبار, القطيفى
٧١. الردّ على الصوفيه
ميرمحمدتقى بن محمدعلى, كشميرى
در تسلية القلوب مطالبى از اين كتاب نقل شده است.
٧٢. الردّ على الصوفيه
احتمالاً از: محمدجعفر بن محمدباقر, كرمانشاهى
خطى: كتابخانه خوانسارى در نجف اشرف ش؟
٧٣. الردّ على الصوفيه
حاج محمدرضى قزوينى
وى معاصر خليل بن اشرف قائنى است كه در حدود ١١٣٥هـ.ق, آن را نوشته و به قائنى فرستاد و قائنى برائت خويش را از آن طايفه در مكتوبى ابراز كرد. زيرا قزوينى او را هم از صوفيه مى پنداشت.
٧٤. الردّ على الصوفيه و (الفلاسفه)
سيد محمدعلى بن محمد مؤمن, طباطبايى
اين كتاب در ١٣٢١هـ.ق, تأليف شده و نسخه خطى آن در كتابخانه عمومى كربلا موجود مى باشد.
٧٥. الردّ على الصوفيه
محمدطاهر بن محمدحسين, شيرازى قمى (وفات ١٠٩٨هـ.ق)
در اين رساله, ردّى منسوب به محمدتقى مجلسى و ردّى ديگر از محمدطاهر موجود است كه هر سه در مجموعه اى به نام اصول فصول التوضيح گردآورى شده است.
٧٦. الردّ على الصوفيه
مولى مطهر بن محمد, المقدادى
مؤلف اين اثر در ١٠٦٠هـ.ق نوشته و در ضمن آن گفته است كه حكم تفسيق و تكفير صوفيان را بسيارى از علماى بزرگ مانند محقق سبزوارى و غيره مطرح كرده اند.
٧٧. الردّ على اولى الرقص
يحيى بن حسن (وفات ٢٧٧هـ.ق)
چنان كه نوشته اند: مؤلف نسب شناسى بى نظير بوده است.
٧٨. الردّ على اهل البدع
على بن ابى لهل, ابوالحسن مشهور به حاتم قزوينى
وى استاد استاد نجاشى صاحب الرجال است.
٧٩. الردّ على اهل البدع
سيد قاضى, هاشمى
٨٠. الردّ على الأهواء الباطله
ابوعبدالله الصفوانى
وى از شاگردان مرحوم كلينى صاحب (الكافى) بوده است.
٨١. الردّ على من قالَ بوحدة الوجود و رؤية البارى
ابومحمد, حسن نوبختى
براى اطلاعات بيشتر راجع به مؤلف به كتاب خاندان نوبختى از استاد فقيد عباس اقبال آشتيانى رجوع شود.
٨٢. الردّ على من يُبيح الغنا
شيخ على نواده صاحب (معالم)
٨٣. ردّ المغاطله
مؤلف؟
اين كتاب در ردّ نغمه عشاق از صوفيه و غيرهم و حرمت ضرب و دف و طبل, نوشته شده است.
٨٤. رساله صناعيّه
مير ابوالقاسم معروف به ميرفندرسكى (وفات ١٠٥٠هـ.ق)
در اين رساله, مؤلف صوفيان را به دليل ترك اسباب و تمسك به توكل, مخلّ نظم جامعه و تعطيل معاش تلقى كرده است.
٨٥. رموز الخفيّه فى ردّ الصوفيه
حاج شيخ ابوالفضل, خراسانى
٨٦. روشن باز در ردّ گلشن راز
شيخ جواد, خراسانى
اين كتاب به نظم و بر وزن گلشن راز محمود شبسترى است.
٨٧. زاد المرشدين (فى ردّ الصوفيه المبتدعين)
شيخ على بن محمد بن حسن بن شهيد ثانى
٨٨. الزهد والتصوف بين المؤيدين والمعارضين
الحربى, زينب محمد رجاءالله, نشر: الرئاسة العامة لتعليم البنات: عربستان, ١٤١٠هـ.ق
اين كتاب رساله دكتراى مؤلف مى باشد.
٨٩. سلوة الشيعة و قوّة الشريعه
ميرلوحى؟
خطى: ١. مكتبة آيةاللّه مرعشى نجفى ش٤٠١٤; ٢. كتابخانه آيةاللّه گلپايگانى مجموعه ١٥٦١
٩٠. السهام المارقه (من أغراض الزنادقه)
على بن محمد بن حسن بن شهيشانى (وفات ١١٠٤هـ.ق)
خطى: كتابخانه آستان قدس رضوى ش١٥٠ و٦٧٢
٩١. السيوف البارقه (على هام الصوفيه المارقه)
شيخ ذبيح الله بن محمدعلى, محلاتى
اين كتاب در ١٣٤٠هـ.ق تأليف شده است.
٩٢. السيوف الحادّة (فى افناء الملاحدة)
مؤلف؟
گويا مؤلف از اعلام سده ١٢هـ.ق بوده است. در نصيحة الكرم به نقل از نزول الصواعق از آن ياد شده است.
٩٣. الشهاب الثاقب
ملا فتح الله وفائى, شوشترى
مؤلف اين كتاب را به سال ١٢٩٤هـ.ق, به دستور شيخ جعفر شوشترى نوشته است.
٩٤. شهاب المؤمنين
سيد احمد بن زين العابدين
وى شاگرد و داماد ميرداماد بوده است.
٩٥. الشهب السماويّه فى رد الصوفيه و البابيّه
شيخ محمدكاظم معروف به افصح المتكلمين
مرحوم آغابزرگ تهرانى نوشته است كه نسخه خطى كتاب را ديده است.
٩٦. صوفيگرى
احمد كسروى, انتشارات فرخى, تهران, چاپ٦, ٧١ص
٩٧. عارف و صوفى چه مى گويند؟
تهرانى, جواد, نشر بعثت, چاپ هفتم, ٢٨٠ص
اين كتاب شامل بحثى در اصطلاحات صوفيه, مبادى عرفان, وحدت وجود, و تأويل از نظر صوفيه مى باشد. مؤلف, اغلب مباحث خود را به فصوص الحكم ابن عربى و تاريخ تصوف مرحوم غنى منتسب مى كند.
٩٨. عرفان و عارف نمايان
ملاصدراى شيرازى (وفات ١٠٥١هـ.ق); مترجم: محسن بيدارفر, انتشارات الزهرا, تهران ١٤٠٥هـ.ق, ١٧٢ص.
اين كتاب ترجمه كسر اصنام الجاهليه است كه مرحوم محدتقى دانش پژو آن را تصحيح كرده است.
٩٩. عمدة المقال (فى كفر اهل الضلال)
شيخ حسن يا (حسين) بن على محقق, كركى
وى اين كتاب را در ٩٧٢هـ.ق به نام شاه طهماسب صفوى تأليف كرده است.
١٠٠. عمود النور (فارسى و تركى)
اردبيلى, ميرزا على اكبر بن محسن
مؤلف اين كتاب را در سه مقصد: ١. در ردّ شيخيّه و بابيّه و صوفيه; ٢. در تعليم و تعلّم اسلامى; ٣. اصول دين, نوشته است. مقصد سوم كتاب به زبان تركى است و به عوامّ الناس معروف است و چاپ هم شده است.
١٠١. عنوان البراهين/ البراهين الجليّه
گنابادى, حاج شيخ على معصومى (وفات ١٣٧٩هـ.ق)
١٠٢. عنوان المعارف
گنابادى, حاج شيخ على معصومى
١٠٣. عين الحياة
مؤلف؟
در رد صوفيه است و در سهام المارقه شيخ على مذكور مى باشد.
١٠٤. عين الحياة
محمدباقر, مجلسى
مؤلف در اين اثر با قدح و طعن صوفيه ظاهراً بر آن است كه عوام را از جنبه هاى نامطلوب تصوف باز دارد.
١٠٥. فتواى ذم صوفيه
استفتاء از علما در باب صوفيه, از جمله فتاوى احمد بن زين العابدين علوى عاملى; ميرزا رفيع الدين نائينى; ميرزا حبيب الله و ميرزا نورالدين
خطى: كتابخانه مجلس ش؟
١٠٦. فرجيّه
اسدالله بن عبدالغفار, ثمرخواستى مازندرانى
مؤلف معاصر فتحعلى شاه قاجار بوده, و اين كتاب را به نام شاهزاده محمدعلى ميرزا نگاشته.
خطى: كتابخانه دانشكده الهيات دانشگاه تهران ش؟
١٠٧. فضائح الصوفيه
آل آقا, محمود بن آقا محمدعلى, انتشارات انصاريان, تحقيق مؤسسه علامه مجدد وحيد بهبهانى, قم ١٤١٣هـ.ق, ٢٥«٣٥٥«١٣٧ صفحه.
١٠٨. الفكر الصوفى فى ضوء الكتاب والسنة
عبدالرحمن, عبدالخالق, نشر: مكتبة ابن تيميّه, د.ت, طبع٢.
١٠٩. الفوائد الدينيّه (فى الرد على الحكماء والصوفيه)
ملامحمد طاهر بن محمدحسين, شيرازى
١١٠. الفوائد الدينيه
سيد هبةالدين, شهرستانى
١١١. الفوائد الكوفيه (فى رد مكائد الصوفيه)
نهاوندى, شيخ على اكبر بن محمدحسين
مؤلف, اين كتاب را در دوازده مجلس در مسجد كوفه تبيين كرده است.
١١٢. قرة العيون
مؤلف؟
در كتاب نزول الصواعق از اين كتاب ياد شده است. (ر.ك: مصنفات شيعه ج٥/٢١٩)
١١٣. القسطاس المستقيم
همدانى, سيد حسين بن محمدتقى (وفات ١٣٤٤هـ.ق)
اين كتاب در رد صوفيه قائل به حلول و اتحاد است.
خطى: كتابخانه آيةاللّه مرعشى ش؟
١١٤. قطع المقال فى رد اهل الضلال
[آقا] محمدعلى, مجتهد كرمانشاه
مرحوم زرين كوب در دنباله جستجو در تصوف ايران, ص٣٥ از اين كتاب ياد كرده است.
١١٥. كتاب بى طرف در رد صوفيه
كاشانى, حاج محمود
١١٦. كسر الاصنام الجاهليه
صدرالدين, محمد بن ابراهيم معروف به ملاصدراى شيرازى (وفات ١٠٥١هـ.ق)
اين كتاب در ١٠٢٧هـ.ق تأليف شده و داراى يك مقدمه, چهار مقاله و خاتمه مى باشد.
١١٧. كشف الاشتباه
محلاتى, ذبيح الله
١١٨. كشف التهمة
محلاتى, شيخ ذبيح الله
اين اثر در جواب تمتهاى صوفيه نوشته شده است.
١١٩. كشف القناع عن اعتقاد طوائف الابتداع
عبدالحفيظ فرغلى, على القرنى
اين رساله در ٤٤ صفحه چاپ شده است.
١٢٠. كشف معائب المتصوفه
مؤلف؟
اين اثر از مآخذ الصراط المستقيم بياضى است كه در ٨٥٤هـ.ق تأليف شده است.
١٢١. كلمة فى التصوف
مازندرانى سمنانى, شيخ محمدصالح
١٢٢. مجاميع فى رد الصوفى
محمد بن مكى معروف به شهيد اول
١٢٣. مجموعة الردود على الصوفيه و المسيحيّه
ميرزا عبدالرزاق بن على رضا, محدث همدانى (وفات ١٢٩١هـ.ق)
١٢٤. محيى القلوب (للصوفيين المنحرفين عن منهج الصواب)
مؤلف؟
خطى: دارالكتب قاهره ش؟
اين نسخه به خط محمد معروف به قاضى زاده استنساخ شده است.
١٢٥. مسلك المرشدين
مؤلف؟
در كتاب الرد على الصوفيه والفلاسفة بهبهانى از آن نقل شده است.
١٢٦. مصارع الملحدين (فى رد الصوفيه و المتفلسفين)
فاضل قندهارى, ملاعبدالله بن نجم الدين
١٢٧. معارف القرآن
يزدى, شيخ عبدالله
١٢٨. معيار العقايد
مؤلف؟
در السهام المارقه از اين كتاب اسم برده شده است.
١٢٩. مغنى (فى رد الصوفى)
گنابادى, شيخ على (وفات ١٣٣٢هـ.ق)
اين كتاب به فارسى نوشته شده و در مشهد به طبع رسيده است.
١٣٠. مقصد المهتدين
مؤلف؟
در السهام المارقه از اين كتاب ذكرى رفته است.
١٣١. المطاعن المجرميّه
شيخ نورالدين, ابوالحسن على بن حسين محقق كركى (وفات ٩٤٠هـ.ق)
در سلوة الشيعه از اين كتاب ياد شده است.
١٣٢. المطاعن المذنبيّه
قزوين, ميرزا محمدرضا بن محمدباقر
مؤلف, اين كتاب را در ١٢٣٦هـ.ق, در يك مقدمه و دوازده حديقه و به دستور استادش سيد محمد مجاهد, نوشته و به فتحعلى شاه پيشكش كرده است.
١٣٣. المطرفة (فى الرد على المتصوفه)
[مفتى] ميرعباس بن على اكبر, لكنهوى (وفات ١٣٠٦هـ.ق).
١٣٤. من قضايا التصوف فى ضوء الكتاب والسنة
محمد السيد الجليند; مكتبة الزهراء, القاهره ١٩٩٠م, ٢٥٠ صفحه.
١٣٥. موش و گربه
شيخ بهاءالدين عاملى معروف به شيخ بهايى (وفات ١٠٣١هـ.ق).
اين كتاب, ممزوجى از نظم و نثر است, و به تازگى به چاپ رسيده است.
١٣٦. موش و گربه
علامه محمدباقر مجلسى (وفات ١١١١هـ.ق).
اين اثر, منثور است و به زبان تمثيل در رد صوفيه نگارش يافته است.
١٣٧. الموسوعة الصوفيه (اعلام التصوف و المنكرين عليه والطرق الصوفيه).
عبدالمنعم, الحنفى; دارالرشاد, قاهره, طبع اول, ١٤١٢هـ.ق, ٤٢٤ صفحه.
در اين كتاب از منكران تصوف, جانبدارانه و به تفصيل سخن گفته شده است.
١٣٨. ميزان المطالب
تهرانى, ميرزا جوادآقا
١٣٩. نزول الصواعق لإحراق المنافق
مؤلف؟
در نصيحة الكرام ملا عصام از اين اثر ياد شده است.
١٤٠. نفثه المصدور
نيشابورى, ميرزا محمد بن عبدالنبى
١٤١. نفحات الملكوتيه
شيخ يوسف صاحب حدائق
١٤٢. الوقيعه
مؤلف؟
در رد صوفيه نوشته شده و در (نزول الصواعق) مطالبى از آن درج شده است.
١٤٣. هدايت نامه
تهرانى, شيخ محمدرضا, شريعتمدار
اين كتاب رديه اى است بر سعادتنامه گون آبادى. نسخه اى از اين نوشته نزد فرزند مؤلف شيخ جواد شريعتمدارى موجود است.