آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - متون حديثى اخلاقى اماميه در سده هشتم و نهم هجرى - خدايارى على نقى
متون حديثى اخلاقى اماميه در سده هشتم و نهم هجرى
خدايارى على نقى
درآمد
يك. در يك رده بندى مرسوم, معارف دينى را به سه دسته آموزه هاى اعتقادى, احكام فقهى و مسائل اخلاقى تقسيم مى كنند. از سوى ديگر مى توان گفت كه آيات و روايات به مثابه مواد و مصالحى هستند كه نظام هاى اعتقادى, حقوقى , اقتصادى و اخلاقى اسلام با بهره گيرى از مواد يادشده استخراج مى شود. به نظر مى رسد دانشوران مسلمان در بخش عقائد و فقه بيشتر از بخش اخلاق كار كرده اند. دليل اين مدعا آنكه ما در دو حوزه عقائد و فقه, شاهد شكل گيرى نظام هاى منسجم هستيم. مثلا آيات و روايات فقهى در كتابى مانند شرايع الاسلام ساختارى نظام مند يافته و نظام فقه اماميه راعرضه كرده است. در حوزه كلام و عقائد اماميه نيز مى توان چنين متونى را شناسايى كرد. در حالى كه در حوزه احاديث اخلاقى, كارى در خور انجام نگرفته است. نه مبانى و مبادى اخلاق دينى تنقيح شده و نه اساسا نظام اخلاقى مبتنى بر آموزه هاى دينى پديد آمده است. فقدان نظام در اخلاق دينى آفت ها و آسيب هايى را موجب گشته است.نمونه را جايگاه هر يك از آموزه هاى اخلاقى و نسبت آنها با يكديگر دانسته نيست. ومهمتر آنكه احاديث اخلاقى امكان نقد وپالايش نيافته و سره و ناسره آن بازشناسى نشده است. به تعبير ديگر احاديث فقهى با عرضه بر نظام فقهى ارزيابى مى شود. اما درباره احاديث اخلاقى چنين امكانى وجود ندارد .
دو. متون حديثى اخلاقى متنوع بوده وبا نگرش ها و رويكردهاى گوناگون نگاشته شده است .توجه به رويكرد خاص هر نويسنده به احاديث اخلاقى در اعتبار سنجى كتاب وى ضرورى است. موضوع نوشتار حاضر معرفى متون حديثى اخلاقى اماميه در سده هاى هشتم ونهم هجرى است. گفتنى است كه آثار حديثى اين دوره به سبك هاى مختلف نگاشته شده واز اهميت يكسان برخوردار نيستند. رويكرد غالب در اين متون مانند ارشاد القلوب ديلمى و مصابيح القلوب شيعى سبزوارى, سبك واعظانه است. از ويژگى هاى اين سبك آن است كه نويسنده مصادر و اسانيد احاديث را معرفى نمى كندو وجهه همت او ارشاد و موعظه خوانندگان و ترغيب ايشان به فضائل انسانى واخلاق والا و اعمال نيك و انذار و ترهيب نسبت به رفتارهاى ناشايست است. در اين متون نويسنده در كنار نقل حديث به يادكرد داستان هاى آموزنده و حكايات لطيف و اشعار نغز اهتمام مى ورزد تا خواننده را با شور واشتياق فراوان با خود همراه سازد.
نكته ديگر آنكه شمار كتاب هاى حديثى اخلاقى در اين دوره در مقايسه با متون كلامى و فقهى اندك است.براى مثال علامه حلى در حالى كه ده ها كتاب معتبر كلامى و فقهى نگاشته, تنها در بخشى از الرسالة السعدية به احاديث اخلاقى مى پردازد .
١. ارشاد القلوب الى الصواب المنجى من عمل به من أليم العقاب١
اين كتاب اخلاقى, نوشته حسن بن ابوالحسن ديلمى, محدّث بزرگوار اماميه در قرن هشتم هجرى است.٢
كتاب, معروف به ارشاد ديلمى واز مصادر بحارالانوار است. علامه مجلسى, با عبارت ( كتاب لطيف مشتمل على أخبار متينة غريبة) از آن ياد كرده است.٣ شيخ حر عاملى نيز در ياد كرد منابع وسائل, ارشاد را از جمله كتاب هايى مى شمارد كه نويسندگان آنها, به صحت آنها گواهى داده اند و قرائن بر ثبوت آنها بوده و به طور متواتر نقل شده يا صحّت انتساب آنها به نويسندگان بدون شك و ترديد است.٤ شيخ آقا بزرگ٥ و نويسنده روضات الجنات٦ نيز از آن ياد كرده اند. ارشاد القلوب شامل دو جلد است: جلد اول در مواعظ و نصايح و جلد دوم در فضائل و مناقب اميرمؤمنان (ع) . شيخ حر عاملى بر دو جلد بودن آن تصريح كرده است.٧ برخى از كتاب شناسان با توجه به قرائنى مانند اختلاف مضمون٨ و اين كه نويسنده در ابتداى كتاب گفته كه كتابش داراى پنجاه و پنج باب در حكم و مواعظ است, وشمار اين ابواب در جلد اول تمام مى شودو نيز به دليل آن كه در جلد دوم, شعرى از حافظ رجب برسى از عالمان سده نهم در مدح حضرت امير(ع) آمده, در انتساب جلد دوم به او ترديد كرده اند.٩افزون بر اينها در جلد دوم مطلبى آمده كه نشان مى دهد, نويسنده جزء دوم,معاصر علامه مجلسى يا متأخر از او بوده است. پس از نقل حديثى از شيخ مفيد آمده است:
(و ذكره المجلسى في المجلّد التاسع من كتاب بحارالأنوار والسيد البحرانى في كتاب مدينة المعاجز بتغير ما فمن أراد فليراجعهما)١٠ . آية اللّه نجفى مرعشى نيز بر آن هستند كه جزء دوم از ديلمى نيست. ايشان در مقدمه اى كه بر ترجمه جلد اوّل ارشاد نگاشته اند, آورده اند :
(… انصافاً كتابى است بسيار عزيز و عاليقدر و مشهور اين است كه دو جزء است. جزء اول در مواعظ و جزء دوم در مناقب. ولى نزد ما تقريباً ثابت است كه جزء دوم از وى نيست. و هر كسى ملاحظه و تدبر كند, اين معنى برايش واضح و هويدا خواهد شد)١١ .
از قرائن بر صحت انتساب جزء دوم به ديلمى مى توان به موارد زير اشاره كرد :
قرينه اول تصريح شيخ حر عاملى بر دو مجلد بودن كتاب است.١٢ شيخ آقا بزرگ نيز ضمن تصريح بر دو مجلد بودن كتاب به نسخ خطى آن اشاره مى كند و از جمله از نسخه اى در المكتبة الحسينيّة نجف ياد مى كند كه دو جزء آن با دست خط يكسان نگاشته شده و به سال ١٠٢٤ در تملك شيخ محمد صالح بن على قهپايى بوده است.١٣
قرينه ديگر آن كه ديلمى در مقدمه كتاب تصريح كرده كه كتاب خود را در پنجاه و پنج باب سامان داده است.١٤ در نسخه هاى مورد مراجعه (اعلمى, منشورات شريف الرضى, بوذر جمهرى (ترجمه )و مطبعة علميه نجف) جلد اول شامل پنجاه و چهار باب بوده و جزء دوم به منزله باب پنجاه و پنجم كتاب مى باشد. چنان كه در پايان جزء اول نيز آمده :
(تمّ الجزء الأول من كتاب ارشاد القلوب سنة ١٣٩٨ هجرية ويليه الجزء الثاني الباب الخامس والخمسون والأخير وفيه فضائل الإمام علي(ع) ومناقبه وغزواته)١٥ .
درباره مضمون جزء دو نيز مى توان گفت كه ذكر فضائل و مناقب اميرمؤمنان (ع) ـ خصوصاً به شكلى كه ديلمى آورده ـ مى تواند نوعى پند و تذكر و يادآورى باشد. چرا كه قصد او از اين مباحث استدلال و احتجاج براى اثبات امامت و ولايت آن حضرت ـدر مقابل مخالفان ـ نيست; بلكه يادآورى فضائل و مناقب آن حضرت ـ براى شيعيان ـ است. اين امر از عدم ذكر مصادر و اسانيد و نيز استفاده نكردن از منابع روايى اهل سنّت پيداست. افزون بر آن كه هدف كلّى نويسنده, ارشاد دل ها به صواب است و چه امر صوابى بالاتر از فضائل حضرت اميرمؤمنان (ع) ١٦ .
درباره ارجاع به بحارالأنوار و مدينة المعاجز كه در متن جزء دوم آمده گفته شده كه اين امر ناشى از اشتباه ناشر بوده كه از هامش نسخه خطى وارد متن شده است.١٧ در مواضع ديگر كتاب چنين ارجاع هايى ديده نمى شود و از تعبير (بتغير ما فمن أراده فليراجعهما) پيداست كه مطلب از حاشيه نويس است .
كتاب ارشاد القلوب بنا به نقل الذريعة, از سوى شرف الدين يحيى بحرانى شاگرد محقق كركى, تلخيص شده است.١٨ نيز ابوالحسن شعرانى بر آن حاشيه زده است.١٩
برخى از نسخ خطى كتاب عبارتند از نسخه موجود در مكتبه حسينيه نجف كه هر دو جزء با خط يكسان كتابت شده و به سال ١٠٢٤ در تملك شيخ محمد صالح بن على قهپايى بوده است. نسخه ديگر متعلق به كتابخانه علامه حسن صدر الدين است كه دست خط تملك شيخ حر عاملى بر آن است كه به سال ١٠٨٣ به پسرش محمد رضا بخشيده است.٢٠
نشر تحقيقى اين كتاب از سوى انتشارات اسوه, به سال ١٣٧٥ ش با تحقيق و تصحيح آقاى سيد هاشم ميلانى انجام پذيرفته است. گفتنى است كه ـ همچنان كه محقق كتاب تذكر داده اند ـ در نسخه چاپ منشورات رضى, و نسخه چاپ مؤسسه اعلمى ـ احتمالاً بنا به ملاحظات سياسى ـ باب آخر جزء دوم در صفات دشمنان امام على (ع) حذف شده است. نكته ديگر آن كه در چاپ آقاى ميلانى ـ بر خلاف ساير نسخ چاپى ـ جزء اوّل شامل پنجاه و پنج باب است. بدين ترتيب كه باب پنجم نسخه هاى ديگر با عنوان (فى التخويف والترهيب ) در نسخه تحقيق ايشان ـ بر اساس نسخه خطى كتابخانه امام رضا(ع) در مشهد مقدس ـ زير دو باب (فى التخويف والترهيب من كتاب اللّه جلّ جلاله) (وباب فى التخويف من الاثار) آمده است. بدين سان پنجاه و پنج بابى كه نويسنده در مقدمه ذكر كرده, در جزء اوّل تمام گشته است.٢١
دو ترجمه فارسى از ارشاد القلوب ملاحظه شد: نخست ترجمه سيد هدايت اللّه مسترحمى كه با مقدمه آية اللّه نجفى مرعشى از سوى انتشارات بوذرجمهرى (مصطفوى) منتشر شده و شامل ترجمه جزء اول كتاب است. ترجمه دوم از آقاى سيد عباس طباطبايى است كه نوزده باب نخست جزء اول را تقطيع كرده و ذيل هر قطعه ترجمه آن را آورده است.
اين ترجمه از سوى دفتر انتشارات اسلامى منتشر شده است.
موضوع كتاب ارشاد القلوب, مواعظ و نصايح اخلاقى است.به لحاظ شيوه نگارش, گفتنى است كه نويسنده, اسانيد و منابع خود را ذكر نمى كند. او خود در مقدمه, ابتدا آياتى پيرامون خوف و رجاء, تقوا و خشيت, انذار و تبشير و سپس چند حديث از حضرت رسول (ص) در باب موعظه و نصيحت مى آورد. آنگاه مى نويسد : (وفي أحاديثه (ص) من المواعظ والزواجر ما هو أبلغ من كل كلام مخلوق و أنا أذكر ان شاء اللّه من ذلك ما تيسّر ايراده بحذف الأسانيد لشهرتها فى كتب اسانيدها, واتبع ذلك بكلام أهل بيته (ع), ومن تابعهم من الصالحين)٢٢.
عناوين برخى از ابواب كتاب از اين قرار است: ثواب موعظه و مصلحت در آن, زهد در دنيا, ذم دنيا, تخويف و ترهيب, در قرائت قرآن مجيد, گريه از ترس خدا, جهاد در راه خدا, نكوهش حسد, ولايت براى خداى تعالى, دعا, بركت و فضل آن, توحيد خداوند متعال . برخى از عناوين جلد دوم كه در فضائل و مناقب حضرت امير(ع) است, عبارتند از: فضائل آن حضرت, جهاد او, حديث بساط و اصحاب كهف, خبر لوحى كه نزد جابر بود, گفتگوى آن حضرت با رأس اليهود, سخن آن حضرت در سلونى قبل أن تفقدونى, احاديثى در فضائل اهل بيت (ع) .
روش نويسنده در كتاب به اين صورت است كه در هر بابى نخست آيات و سپس احاديث پيرامون آن را مطرح مى كند. گاه در خلال آيات و روايات, بيانى درباره مفهوم اخلاقى مورد بحث و اسباب و آثار آن مطرح مى كند,٢٣ و در همه حال, سمت و سوى كلّى كتاب ترغيب و تشويق خواننده به امور مورد بحث است .
٢. أعلام الدين فى صفات المؤمنين٢٤
اين كتاب نيز نگاشته ديلمى است .اعلام الدين از مصادر بحارالأنوار نيز مى باشد. شيخ حر عاملى در تدوين موسوعه وسائل الشيعه از آن بهره نبرده است. نويسنده مستدركالوسائل به دليل نداشتن نسخه كتاب, با واسطه بحار از آن نقل حديث كرده است. نويسنده درباره انگيزه تأليف كتاب در مقدمه تأكيد مى كند كه به سبب گرفتار شدن در دار غربت و نبود مونس (و پناه بردن به تنهايى, خوف آن داشتم كه آداب دينى و علوم علوى كه فرا گرفته ام از ياد برود. از اين روى اين كتاب را پرداختم; ليكون لى تذكرة وعدة ولمن يقف عليه بعدي تبصرة وعبرة٢٥ او دليل عدم ذكر اسانيد را به اين شكل توضيح مى دهد :
(لم التزم ذكر سندها لشهرتها عند العلماء فى كتبها المصنّفة المرويّة عن مشايخنا رحمهم اللّه تعالى وأحلت في ذلك على كتبهم وأسانيدهم الاّ ما شذّ منّي من ذلك فلم أذكر الاّ فصّ القول)٢٦ .
از نسخه هاى خطى كتاب أعلام الدين مى توان به نسخه نفيس كتابخانه سيد محمد بن سيد صادق اعرجى به خط شيخ حمزه بن شيخ محمد حلّى اشاره كرد كه كتابت آن به سال ١٠٨٥ به پايان رسيده است.٢٧
نسخه ديگر, نسخه كتابخانه آستان قدس رضوى (به شماره ٣٨) است كه احتمالاً در زمان حيات مؤلف نگارش شده است.٢٨ چاپ تحقيقى كتاب براساس همين نسخه از سوى مؤسسه آل البيت لإحياء التراث انجام يافته است .٢٩ موضوع اين كتاب نيز مانند ارشاد القلوب نصايح و مواعظ و وصاياى اعتقادى و اخلاقى است. عناوين برخى از فصول آن عبارتند از:
دليل بر حدوث انسان و اثبات محدِث او( ص ٣٥) , خطبه حضرت امير(ع) در توحيد (ص ٥٩) , كلام امام رضا(ع) در توحيد (ص ٦٩) خطبه بدون الف امام على (ع) در توحيد (ص ٧٣), صفت مؤمن (ص ١١٨), صفت شيعه (ص ١٣٣ و ص ١٣٧), در ذكر غنى و فقر(ص ١٥٩), در ذم دنيا (١٧٣), حديث سلسلة الذهب (ص ٢١٤), حديث اسماء حسنى (ص ٣٤٩), فضائل قرائت سور قرآن (٣٨٨ ـ ٣٦٩), ثواب برخى اذكار شريفه (ص ٣٩٤), ثواب عيادت مريض (ص ٣٣٩), عقوبت شاهد زور (ص ٤٠٢) .
برخى از ويژگى هاى كتاب أعلام الدين از اين قرار است٣٠ :
١. نويسنده كتاب البرهان على ثبوت الايمان را كه كتابى كلامى از شيخ تقى الدين أبى صلاح حلبى شاگرد سيد مرتضى است در كتاب خود درج كرده است.٣١ و نيز اربعين ودعانى را كه شامل چهل حديث از پيامبر اكرم (ص) به روايت ابن ودعان موصلى است, در آن آورده است.٣٢
٢. نويسنده برخى از خطبه هاى حضرت امير(ع) را در هم مندمج كرده كه گويى خطبه واحدى است.٣٣ نيز در نقل برخى متون روايى از كتاب هاى ثواب الأعمال و المؤمن, دو يا چند حديث را تلفيق كرده كه به صورت حديث واحد از راوى واحد در آمده و موجب اختلاط اسانيد و روايات گشته است.٣٤ در تحقيق كتاب, به موارد ياد شده ـ در مواضع خود ـ تذكر داده اند. نويسنده در ص ٣٤٦ كتاب مى گويد كه چهل حديث از كتاب خصال با حذف اسانيد ذكر مى كند. محققين كتاب در پاورقى توضيح داده اند كه تمامى اين احاديث از خصال نبوده و از ديگر آثار شيخ صدوق نيز نقل شده و افزون بر چهل حديث است.٣٥
٣. متونى طولانى ـ در مواردى عيناً و در مواردى با اندكى اختلاف ـ از تنبيه الخواطر شيخ ورّام (د ٦٠٥)٣٦و نيز چند فصل كامل از كتاب كنزالفوائد كراجكى (د ٤٤٩) نقل كرده است.٣٧
٤. برخى از احاديث طولانى مانند وصيت پيامبر به ابوذر (ص ٢٠٣ ـ ١٨٩), مناجات خداى تعالى با حضرت موسى (ع) (ص ٢٢٢ ـ ٢١٨), موعظه اى بلند از امام سجاد(ع) (ص ٢٢٦ ـ ٢٢٣) و موعظه خداوند به حضرت عيسى (ع) (ص ٢٣٣ ـ ٢٢٧) در اين كتاب آمده است.
٥.نويسنده گاه مطالب و مواعظى از غير معصومان نقل كرده است.از جمله : خطبه ابوذر رضوان اللّه عليه (ص ٢٠٧), موعظه اى از برخى از علما (ص ٢٣٧), پند حسن بصرى به عمر بن عبدالعزيز (ص ٢٣٨), موعظه اويس قرنى خطاب به مردى (ص ٣٢٥) و پند مرد خراسانى به عمر بن عبدالعزيز (ص ٣٢٩) .
٣. الرسالة السعدية ٣٨
اين كتاب نگاشته علامه حلى (د٧٢٦) است٣٩كه آن را براى خواجه سعد الدين ساوجى وزير شاه خدابنده نوشته است.٤٠ كتاب در سه بخش عقايد, عبادات و مسائل اخلاقى تنظيم شده است .بخش عقائد كه حجم بيشتر كتاب را به خود اختصاص داده, شامل بحث هاى كلامى و عقلى به سبك ديگر كتاب هاى كلامى نويسنده مانند نهج الحق است .در بخش عبادات نيز هدف علامه, اثبات مواضع فقهى اماميه بر پايه قواعد عقلى و برخى احاديث نبوى مورد اتفاق فريقين يا مورد قبول عامه است .اين دو بخش زير دوازده مسئله تنظيم شده است. در بخش آخر كتاب كه به منزله خاتمه كتاب است, احاديث اخلاقى ذكر شده است .بخش اخلاقيات در دو فصل ترتيب يافته. فصل اول يادكرد افعالى است كه درباره آنها ترغيب يا ترهيب وارد شده است .مقصد اول از فصل اول كه درباره افعال پسنديده است, شامل موضوعات زياد ذكر خدا گفتن, به مساجد در آمدن, محافظت بر نمازهاى واجب, اذان و اقامه, طول دادن سجده, نماز جماعت,, نماز شب, تعقيبات, صدقه دادن , يارى مؤمن, بزرگداشت عالمان است. در مقصد دوم كه در بردارنده احاديث درباره افعال ناپسند و مورد نهى مى باشد, عناوين كبر, انجام دادن كار نيك براى غير خدا, آزار مؤمن, قطع رحم, ميگسارى, و ظلم به چشم مى خورد .
فصل دوم درباره امور مربوط به عدالت و نيكوكارى است كه شامل احاديثى در باب عدالت ورزيدن و نيكى كردن , صدقه دادن, فضيلت زكات, پيشواى عادل, برآوردن نيازهاى نيازمندان, و دادرسى بيچارگان است .هر يك از موضوعات اين دو فصل زير عنوان (حقل) آمده است .علامه حلى در نقل احاديث اخلاقى اسانيد و مآخذ خود را ذكر نمى كند. بر پايه تخريج هاى محقق كتاب, بيشتر احاديث از ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شيخ صدوق برگرفته شده است .برخى احاديث نيز از منابع عامه مانند صحيح مسلم نقل شده است.
كتاب الرسالة السعدية يك بار در مجموعه كلمات المحققين چاپ سنگى شده وديگر بار با تحقيق عبد الحسين محمد على بقال و اشراف سيد محمود مرعشى به سال ١٤١٠ق از سوى كتابخانه آيت اللّه مرعشى انتشار يافته است .
٤. مصابيح القلوب ٤١
اثر پارسى از ابوسعيد حسن بن حسين شيعى سبزوارى (زنده در ٧٥٣ ق) از عالمان و حديث پژوهان اماميه در سده هشتم هجرى است.٤٢ كتاب داراى نسخه هاى خطى متعدد است كه در فهرستواره كتاب هاى فارسى معرفى شده است .٤٣
نويسنده روضات الجنات تصريح كرده كه نسخه هاى موجود كتاب با يكديگر اختلاف دارند .٤٤ مصابيح القلوب بر پايه چهار نسخه خطى به كوشش آقاى محمد سپهرى از سوى دفتر نشر ميراث مكتوب و انتشارات بنيان به سال ١٣٧٥ش منتشر شده است .
موضوع كتاب شرح پنجاه و سه حديث نبوى درباب اخلاق, مواعظ و حكم است.كه در پنجاه و سه فصل سامان يافته است.عناوين برخى از فصول كتاب عبارتند از :در فضيلت لا اله الا اللّه (فصل اول), در فضيلت صبر (فصل دوم), در صفت طعام دادن (فصل دهم), در فضيلت قناعت (فصل يازدهم), در ترك دنيا (فصل چهاردهم), در فضايل خاصان درگاه الهى (فصل نوزدهم), در فضايل حيدر كرار (فصل بيستم), در مهلكات و منجيات (فصل بيست و پنجم), در بيان شريعت و طريقت و حقيقت (فصل سى و پنجم), در بيان حقيقت درويشى ومحبت حضرت عزت (فصل سى وششم), در بيان معرفت وبندگى (فصل چهل و دوم), در توكل بر كرم وفضل پروردگار (فصل پنجاهم), قصه سليمان (فصل پنجاه و سوم).
نثر كتاب شيوا, و دلپذير بوده و نمايانگر سبك نوشته هاى مذهبى در خراسان سده هشتم است. شيعى سبزوارى, شرح خود بر احاديث را با مناجات با خدا, نقل حكايات لطيف و اشعار گوناگون همراه ساخته تا خواننده را با شور و اشتياق با خود همراه سازد. عالم واعظ و اديب همشهرى شيعى سبزوارى يعنى كاشفى اين سبك را در آثار خود پى گرفت وبه كمال رساند.
درباره شيوه نگارش كتاب نيز گفتنى است كه سبزوارى در نقل احاديث ـ چه احاديثى كه به شرح آنها پرداخته وچه احاديث فراوان ديگرى كه در مقام شرح و بيان احاديث آورده ـ ونيز در نقل گزارش هاى تاريخى, مصادر و اسانيد خود را ذكر نمى كند. با مراجعه به فهرستى كه محقق كتاب به دست داده, آشكار است كه تنها از سه مأخذ حديثى با ذكر نام, حديث نقل شده كه عبارتند از: تفسير منسوب به امام حسن عسكرى (ع)٤٥, عيون أخبار الرضا(ع)٤٦ و نهج البلاغه٤٧.
از جستجوهاى نگارنده به دست آمد كه برخى احاديث مصابيح القلوب در منابع حديثى پيشين اماميه يافت نمى شود.
سه نمونه از اين احاديث عبارتند از :
١. ان لى مع اللّه وقت لايسعنى فيه ملك مقرب ولا نبى مرسل ;٤٨
مأخذ اين حديث نبوى يافت نشد .
٢. الشريعة أقوالى و الطريقة أفعالى والحقيقة أحوالى والمعرفة رأس مالى و الشوق مركبى و الخوف رفيقى و الفقر فخرى وبه افتخر على سائر الانبياء;٤٩
اين حديث در متون حديثى پيش از سبزوارى يافت نشد. در جامع الاسرار٥٠سيد حيدر آملى ( زنده در٧٨٢ ) و الرسالة العلية٥١ واعظ كاشفى ( د ٩١٠) آمده است .
٣.خذ من الدين ما صفى ومن العيش ما كفى و من الاخوان ما وفى و دع الظلم والجفا فان العمر قصير و الناقد بصير والى اللّه المرجع و المصير;٥٢
مصدر اين حديث نبوى يافت نشد .
از ويژگى هاى كتاب مصابيح القلوب, برخوردارى آن از مايه هاى عرفانى و نقل سخنان صوفيان پيشين مانند شقيق بلخى, جنيد بغدادى, شبلى و بايزيد بسطامى است٥٣.
از جنبه هاى باارزش مصابيح القلوب, بيان شيوا و روان و ترجمه فارسى متون حديثى و تاريخى است. نمونه را در ترجمه حديث علوى ( حبّب إليّ من دنياكم ثلاثة: الصوم فيالصيف, والضرب بالسيف و اطعام الضيف) نوشته است: ( در دنيا سه چيز است كه آن رادوست مى دارم: اول, در تابستان كه هوا گرم باشد روزه داشتن, دويم, در راه خداى تعالى تيغ زدن, سيم, مهمان را اطعام دادن .٥٤
نكته آخر درباره كتاب آنكه مصابيح القلوب جزء مصادر موسوعه هاى حديثى متاخر شيعه يعنى بحار الانوار, وسائل الشيعة و مستدرك الوسائل نمى باشد.
٥. المقالة التكليفيّة٥٥
رساله اى است از شهيد اول٥٦كه به تاريخ ١١ جمادى الاولى ٧٦٧ ق از نگارش آن فراغت يافته است.٥٧ اين كتاب داراى چندين نسخه خطى است كه كهن ترين آنها نسخه موجود در كتابخانه آستان قدس رضوى نگه دارى مى شود كه به سال ٩٨٦ ق نگاشته شده است.٥٨
افندى پس از گزارش نسخه هايى از اين كتاب كه در شهرهاى مختلف ديده, درباره آن مى گويد :
(رساله تكليفيّه, رساله مبسوط و پر فايده و شامل مسائل متعلق به تكليف است و در آن احاديث بسيار و جديد از كتاب هاى غريب و مشهور آمده است .)٥٩ . كتاب داراى پنج فصل به ترتيب زير است:
١. ماهيت تكليف و توابع ماهيت; ٢. متعلق تكليف ٣. غايت تكليف ٤. ترغيب ٥. ترهيب.
در دو فصل كوتاه نخست اساساً حديثى نيامده است. در فصل سوم دو نمونه حديث يافت شد٦٠ .
در دو فصل چهارم و پنجم كه مجموعاً ٥ كتابى را شامل است, نويسنده شهيد به نقل احاديثى در باب ترغيب و ترهيب پرداخته است. در حقيقت نويسنده پس از تبيين كلامى ماهيت, شرايط و غايت تكليف, در اين دو فصل خوانندگان را به انجام اعمال, آداب و سنن دينى ترغيب و از ارتكاب معاصى و سستى در انجام تكاليف دينى برحذر داشته است. احاديث موضوع بندى شده اند. ابتدا احاديث درباره مطلق ترغيب به اعمال نيك و سپس احاديث فضيلت مسواك زدن٦١, غسل جمعه٦٢, فرائض٦٣, روزه٦٤, و… هر كدام در يك باب ـ بدون عنوان گذارى ـ آمده است. در فصل پنجم نيز پس از يادكرد احاديثى درباره نهى از معصيت به طور كلى, احاديثى درباره نهى از ظلم, دورى از غيبت و… هر كدام در يك باب آمده است. در برخى از ابواب نيز موضوعات نزديك به هم آمده است.
براساس شماره گذارى محققان كتاب, فصل چهار شامل ١١٨ حديث و فصل پنجم داراى ٦٠ حديث است. شهيد در نقل احاديث مصادر خود را ذكر نمى كند. و غالباً به اين صورت عمل مى كند كه مى گويد: روينا عن محمد بن يعقوب باسناده الى ابى عبداللّه(ع) و سپس چند حديث از كافى نقل مى كند.٦٥ يا مى گويد روى الصدوق و پس از آن يك يا چند حديث از الفقيه يا ديگر كتاب هاى صدوق نقل مى كند.٦٦ بدين سان از تخريج محققان آشكار است كه قريب به اتفاق احاديث از كتب اربعه است. از ديگر مصادر او مى توان كنزالفوائد٦٧, صحيفة الرضا(ع) ٦٨و نهج البلاغة٦٩ را نام برد.
دو حديث نيز در تخريج به صحيح بخارى و مسلم ارجاع داده شده است. ولى به نظر مى رسد كه شهيد اين دو حديث را از كتاب هاى فقهى علامه حلى اخذ كرده است.٧٠
المقالة التكليفيّة به همراه رساله الباقيات الصالحات از شهيد اول و شرح هاى آن دو به نام هاى الرسالة اليونسيّة و الكلمات النافعات از بياضى نباطى با عنوان اربع رسائل كلاميّة با تحقيق واحد احياء تراث اسلامى مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى از سوى بوستان كتاب قم به سال ١٣٨٠ ش چاپ و منتشر شده است. نيز اين رساله در مجموعه اى به نام رسائل الشهيد الاول به همت همان مركز تجديد چاپ شده است.
٦. الرسالة اليونسيّة في شرح المقالة التكليفيّة٧١
اين كتاب نوشته شيخ زين الدين على بن يونس نباطى بياظى (د ٨٧٧) محدث ,اديب و متكلم بزرگ قرن نهم هجرى است.٧٢ كه آن را به تاريخ ده ربيع الثانى ٨٤٤ ق به اتمام رسانده است٧٣ .
اين كتاب, شرح المقالة التكليفيّة, نوشته شهيد اول است كه نويسنده آن را پس از كتاب مهم ديگرش الصراط المستقيم نگاشته است٧٤ .
شيخ آقا بزرگ در مقدمه خود بر الصراط المستقيم, رساله يونسيه را ( اثرى ارزشمند و ارجمند ) دانسته است٧٥ .
كهن ترين نسخه خطى اين كتاب بنا به نقل شيخ آقا بزرگ نسخه موجود نزد سيد رضا بن محمد زنجانى است كه به خط شرف الدين بن جمال الدين بن شمس الدين بن سليمان به سال ٨٦٤ هـ كتابت شده است.٧٦
اين رساله به شيوه قال أقول تأليف شده است. ونباطى پس از نقل قطعه اى از كلام شهيد آن را شرح مى كند. در دو فصل ترغيب و ترهيب, نويسنده احاديث اصل كتاب را آورده و در مواردى واژگان و عبارات دشوار روايت را شرح و تحليل كرده است . كه از نظر فقه الحديث اهميت فراوان دارد. شرح احاديث با بهره گيرى از مايه هاى كلامى٧٧, ادبى٧٨ و فقهى٧٩ صورت گرفته است. كتاب, همراه المقالة التكليفيه پيش گفته در اربع رسائل كلامية منتشر شده است.
٧. التحصين فى صفات العارفين٨٠
نام كامل كتاب التحصين فى صفات العارفين من العزلة والخمول بالأسانيد الملتقاة من آل الرسول است. كتاب اثر عالم نامدار قرن نهم هجرى جمال الدين احمد بن فهد حلى (٧٥٧ ـ ٨٤١)است .٨١
موضوع كتاب همچنان كه از نامش پيداست, عزلت و خمول است. نويسنده با استفاده از احاديث معصومان كتاب خود را در سه قطب تنظيم كرده است: قطب نخست درباره تصور عزلت است. در اين بخش ابن فهد, ابتدا تعريفى از عزلت به دست مى دهد. از نظر او عزلت عبارت است از (العزلة هى الانقطاع الى اللّه تعالى فى كهف جبل, أو ظلّ مسجد أو زاوية بيت. وقد يقال العزلة هى الفرار من الناس والوحشة عن الخلق والاستيناس بالحق وهو أعم من الأول٨٢; عزلت عبارت است از انقطاع به سوى خداى تعالى در غار كوهى, يا زير سايه مسجدى يا در گوشه خانه اى. و گفته مى شود عزلت فرار از مردم و بريدن از خلق و انس گرفتن با خداوند است كه از اعم از تعريف نخست است) .
در اين بخش ابن فهد, پنج حديث آورده كه دو مورد آن حديث قدسى است. نيز سخنى از ذوالنون مصرى نقل شده است.٨٣
قطب دوم كتاب درباره (اذن در عزلت) است. از نظر ابن فهد اخبار در اين باره بى شمار است كه او ١٧ مورد را ذكر كرده است . قطب سوم درباره فوائد عزلت است. در اين بخش ٢١ حديث آمده است. افزون بر اين احاديث سخنان ديگرى از افراد غير معصوم ذكر شده است. از جمله كلامى از اويس قرنى, گفتارهايى با تعبير قال بعضهم (سه مورد) ـ سخنانى از يك راهب با تعبير قيل لراهب (٥ مورد) و سخنانى از يك حكيم (سه مورد) آمده است.
در اين بخش همچنين روايت بلندى شامل مواعظ و نصايح پيامبر اكرم (ص) به اسامة بن زيد به نقل از كتاب المنبيٌ عن زهد النبيّّ(ص) نوشته شيخ ابو محمد جعفر بن احمد بن على قمى نزيل رى آورده است, كه شامل نكوهش انسان هاى آخر الزمان است. روايت بلند ديگرى از پيامبر آورده در توصيف برخى از اولياى خدا, كه پس از پيامبر خواهند آمد. ابن فهد در اين بخش فوائد شانزده گانه اى براى عزلت برشمرده است.پايان بخش كتاب احاديثى در نكوهش دنيا است .
ابن فهد مجموعاً در حدود ٥٤ حديث در اين كتاب نقل كرده و افزون بر اينها نيز سخنانى از غير معصومان نقل كرده است.
برخلاف آنچه نويسنده در نام كتاب تأكيد كرده كه احاديث را با اسانيد ياد مى كند, بسيارى از احاديث كتاب فاقد اسناد است. در اين گونه موارد ابن فهد به ذكر نام معصوم و گاهى راوى نخست از معصوم بسنده كرده است.
درباره مصادر و مآخذ نويسنده در نگارش التحصين نيز گفتنى است كه با توجه به تخريج هاى محققان كتاب برخى از احاديث كتاب از منابع شناخته شده شيعه مانند الكافى, المحاسن, تحف العقول و تنبيه الخواطر برگرفته شده و براى بسيارى از احاديث كتاب نيز مصدرى يافت نشده كه در تحقيق كتاب به مواضع آنها در بحارالأنوار ومستدرك الوسائل بسنده شده است.٨٤
نكته آخر درباره كتاب آن كه به نظر مى رسد كه منطق دنياگريزى و گوشه نشينى بر گزينش و نقل احاديث و سخنان غير مأثور سايه افكنده و كتاب افزون بر آن كه بر روحيه زهد و عزلتگرايى ابن فهد دلالت دارد, نشانه رويكرد خاص او به احاديث اخلاقى است .
كتاب التحصين فى صفات العارفين از سوى مدرسه امام مهدى (ع) قم تحقيق و همراه كتاب مثيرالأحزان ابن نما حلّى منتشر شده است.ترجمه اين كتاب نيز به همراه متن اصلى در دسترس است .
٨. محاسبة النفس اللوّامة وتنبيه الروح النوّامة ٨٥
اين كتاب نوشته تقى الدين ابراهيم بن على عاملى معروف به كفعمى (د ٩٠٠ هـ ) است.٨٦كتاب شامل آيات, احاديث, حكَم,امثال و اشعارى در باب نكوهش نفس اماره و ترغيب و ترهيب آن است كه نويسنده آن را در آخر كتاب البلد الأمين خود, درج كرده است.
اين رساله جداگانه نيز چاپ شده است. يكبار همراه محاسبة النفس سيد بن طاووس و كشف الريبه شهيد ثانى از سوى نشر مرتضوى و بار ديگر مستقلاً و با تحقيق فارس الحسّون از سوى مؤسسه قائم آل محمد عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف قم و نيز مؤسسه الفكر الاسلامى بيروت ـ ظاهراً از روى چاپ قم ـ منتشر شده است.
كفعمى در اين كتاب مصادر احاديث خود را ذكر نمى كند. محقق كتاب نيز احتمالاً به دليل نيافتن, مصادر آنها را استخراج نكرده است. گويا كفعمى اين احاديث را از متونى كه در اختيار داشته و به دست ما نرسيده, برگرفته است. نويسنده در پردازش كتاب از ادبيات غنى خود بهره جسته و متن اخلاقى مسجع, شيوا و دلكش عرضه نموده است .پاورقي
١ . ر.ك:رياض العلماء, ج ١ ص ٣٣٨, امل الآمل ( تذكرة المتبحرين), ج ٢ ص ٧٧ ش ٢١١, روضات الجنات, ج ٢ ص ٢٩١ ش ٢٠١, الكنى والالقاب, ج ٢ ص ٢٣٧, كشف الحجب و الاستار, ص ٣٩, ش ١٧١, الذريعة, ج ١ ص ٥١٧, ش ٢٥٢٧, ايضاح المكنون, ج ١, ص ٦٢ .
٢ . ابومحمد حسن بن على بن أبي الحسن ديلمى, عالم و محدّث قرن هشتم هجرى است. نام ديلمى در مصادر حسن و نام پدرش در برخى منابع ابى الحسن (رياض العلماء, ج ١ ص ٣٣٨ ) ; و در برخى ديگر محمد (بحارالأنوار, ج ١ ص ١٦ , أمل الامل ( تذكرة المتبحرين) ج ٢ ص ٧٧ ش ٢١١ ) آمده است .او خود در مواضعى از كتاب أعلام الدين به اسم خود تصريح كرده است. از جمله در مقدمه مى گويد : (يقول العبد الفقير إلى رحمة ربّه وغدوه الحسن بن على بن أبي الحسن الديلمي…)( براى بررسى اقوال در اين زمينه ر.ك: مرآة الكتب, ص ٤٨٩; اعلام الدين (چاپ مؤسسة آل البيت), مقدمه تحقيق, و ارشاد القلوب (تحقيق ميلانى), مقدمه تحقيق .
اطلاعات ما درباره اين محدّث والامقام اندك است. دانسته نيست كه او نزد چه كسانى تحصيل كرده است; همچنان كه درباره طبقه و عصر او نيز اختلاف است. ديدگاه راجح آن است كه او معاصر فخر المحققين پسر علامه حلّى (د ٧٧١) است. چرا كه در ارشاد القلوب از مجموعه شيخ ورّام (د ٦٠٥) و الفين علامه حلّى (د ٧٢٦)مطلب نقل كرده است .رجال پژوهان و كتاب شناسان او را ستوده اند, صاحب رياض او را شيخ عارف, عالم و محدث بزرگوار دانسته ( رياض العلماء, ج ١ ص ٣٣٨ ) و خوانسارى از او به عالم, عارف وجيه, واعظ معروف وموصوف به هر زيبايى و از محدّثان بزرگ اماميّه شمرده است.( روضات الجنات, ج ٢ ص ٢٩١). حاجى خليفه (هدية العارفين, ج ٥ ص ٢٨٧) و اسماعيل پاشا ( ايضاح المكنون, ج ٣ ص ٦٢) , از او به عنوان واعظ شيعى ياد كرده و آثار او را برشمرده اند. به نظر مى رسد اطلاق تعبير واعظ با ملاحظه مضمون كتاب هاى وى بوده است.
از ديلمى افزون بر دو اثر چاپ شده, يك اثر خطى و يكى اثر ناياب مى شناسيم .
١. غرر الأخبار ودرر الاثار في مناقب الأطهار;
٢ . الأربعون حديثاً; (ر.ك: رياض العلماء, ج ١ ص ٣٣٨; روضات الجنات. ج ٢ ص ٢٩١; اعيان الشيعة, ج ٥ ص ٢٥٠ ;الحقائق الراهنة, ص ٣٨, الكنى والألقاب, ج ٢ ص ٢١٢; هدية العارفين, ج ٥ ص ٢٨٧ .
٣. بحارالأنوار, ج ١ ص ٣٣ .
٤. ر.ك: وسائل الشيعة : ج ٣٠ ص ١٥٣ و ١٥٧ .
٥. الذريعة, ج ١ ص ٥١٧ ش ٢٥٢٧ .
٦. روضات الجنات, ج ٢ ص ٢٩١, ش ٢٠١ .
٧. أمل الامل, ج ٢, ص ٧٧ ش ٢١١ .
٨. ر.ك: رياض العلماء, ج ١ ص ٣٤٠ .
٩. ر.ك: روضات الجنات, ج ٢ ص ٢٩١ ش ٢٠١; اعيان الشيعه, ج ٥ ص ٢٥٠ .
١٠. ارشاد القلوب, منشورات الرضى, ص ٢٩٨, مؤسسة الاعلمى (بيروت), ص ٢٦٥ .
١١. همان, ترجمه سيد هدايت اللّه مسترحمى, با مقدمه آية اللّه نجفى, ص هـ .
١٢. أمل الامل, ج ٥ ص ٧٧ ش ٢١١ .
١٣. ر.ك: الذريعة, ج ١ ص ٥١٧ ش ٢٥٢٧. ور.ك: روضات الجنات, همان جا .
١٤. ارشاد القلوب, تحقيق سيد هاشم ميلانى, انتشارات اسوه, ص ٤٣; مؤسّسه الاعلمى, ص ١٢, مطبعه علميه نجف, ص ١٠ .
١٥. همان, مؤسسه اعلمى, ص ١٨٣, منشورات رضى, ص ٢٠٦ .
١٦. ر.ك: أعلام الدين, تحقيق مؤسسه آل البيت, مقدمه , ارشاد القلوب, تحقيق سيد هاشم ميدانى, ص١٦ .
١٧. ر.ك: همان .
١٨. الذريعة, ج ١, ص٥١٧, ش ٢٥٢٧ و ج ٤ ص ٤١٩ ش ١٨٤٩ .
١٩. موسوعة مؤلفي الإماميّة, ج ٢ ص ١١٣ .
٢٠. الذريعة, ج ١ ص ٥١٧ ش ٢٥٢٧. براى نسخه هاى ديگر به مقدمه محقق كتاب ارشاد رجوع شود .
٢١. البته در بقيه ابواب روش نويسنده به اين صورت است كه در هر باب, نخست آيات و سپس احاديث را مى آورد .
٢٢. ارشاد القلوب, تحقيق سيد هاشم ميلانى, ص ٤٢ .
٢٣. براى نمونه. ر.ك: همان ص ٢١٠, ٢١١, ٢٢٠, ٢٣٧, ٢٣٨ .
٢٤. رياض العلماء, ج ١ ص ٣٤٠, كشف الحجب والاستار, ص ٥٣, ش ٢٥٠, الكنى والألقاب ,ج ٢ ص ٢٣٨, الذريعة, ج ٢ ص ٢٣٨ ش ٩٤٩, ايضاح المكنون, ج ١ ص ١٠٢.
٢٥. أعلام الدين, تحقيق مؤسسه آل البيت ص ٣٣ .
٢٦. همان, ص ٣٤ .
٢٧. الذريعة, ج ٢٦ ص ٩٧ ش ٤٥٧.
٢٨و ٣ . ر.ك: أعلام الدين, مقدمه تحقيق ص ٢٩ .
٣٠. در شناسايى برخى از ويژگى ها, از مقدمه تحقيق كتاب استفاده شده است .
٣١. ر.ك: همان ص ٤٤; الذريعة, ج ٢٦ ص ٩٧ ش ٤٥٧ .
٣٢. ر.ك: همان, ص ٣٣١ .
٣٣. ر.ك: همان, ص ٦٣ و ٦٥ .
٣٤. ر.ك: همان, ص ٣٥٦ و مابعد, ص ٤٣٢ و ما بعد .
٣٥. ر.ك: همان, ص ٣٩٧ .
٣٦. ر.ك: همان, ص ٢٤٤ ـ ٢٤٠ و ص ٢٥٣. در مقدمه تحقيق به جاى ٢٤٤ اشتباهاً ٣٤٤ آمده كه نادرست است .
٣٧. ر.ك: همان, ص ١٨٦ ـ ١٥٧ .
٣٨. ر.ك: آمل الآمل ( تذكرة المتبحرين) ج ٢ ص ٨٤ , معجم رجال الحديث, ج ٦ ص ١٧٤ , الذريعة, ج ١١ ص ١٩٨ ش ١٢٠٦ , فهرس التراث, ج ١ ص ٧٠٩, مكتبة العلامة الحلي, ص ١٢٩ .
٣٩. آية اللّه علامه جمال الدين حسن بن يوسف بن على بن مطهر حلّى (٦٤٨ ـ ٧٢٦) از بزرگ ترين عالمان و پرآوازه ترين فقيهان و متكلمان و حديث پژوهان تمام ادوار اماميه است. علامه حلّى به راستى جامع معقول و منقول بوده و در حوزه هاى مختلف علوم اسلامى آثار ماندگارى برجاى گذاشته است. رجال پژوهان ـ بالجمله ـ او را به كمال فرزانگى و وارستگى ستوده اند.
علامه از شخصيت هاى تأثير گذار در حوزه هاى گوناگون معارف اماميه است. دانش هاى فقه, اصول و كلام در روزگار او به اوج كمال رسيد. او نزد پدرش سديد الدين و دايى خود محقق حلّى و ابن ميثم بحرانى, على بن طاووس, احمد بن طاووس و خواجه نصيرالدين طوسى دانش آموخت. ( الحقائق الراهنة, ص ٥٢ ).
او افزون بر عالمان ياد شده, از بسيارى از عالمان شيعه و اهل سنت روايت مى كند. از عالمان شيعه مى توا ن به نجيب الدين يحيى بن سعيد ـ پسر عموى محقق حلى ـ , حسين بن على بن سليمان بحرانى, مفيد الدين محمد بن على بن جهم اسدى نام برد. از عالمان اهل سنّت نيز به نجم الدين على بن عمر كاتبى (دبيران) قزوينى, برهان الدين محمد بن محمد بن محمد نسفى (د ٦٨٦) عزالدين فاروقى واسطى, تقى الدين عبداللّه بن جعفر بن صباغ حنفى, شمس الدين محمد بن محمد كشى شافعى, حسن بن محمد صنعانى مى توان اشاره كرد. ( همان, ).
شاگردان و راويان علامه حلّى نيز فراوانند. چنان كه شيخ آقا بزرگ مى نويسد:
(بسيارى از كسانى كه شرح حال ايشان را در اين سده آورده ام, از شاگردان و اجازه گرفتگان او يا معاصران او هستند كه از دانش هاى او بهره برده اند. بزرگ ترين شاگرد او كه سلسله اجازات به او ختم مى شود ,پسرش فخر المحققين و پسر خواهرش ـ سيد عميدالدين و سيد ضياء الدين [ اعرجى } است)( همان, ص ٥٣ ) .
از ديگر راويان علامه, سيد تاج الدين محمد بن قاسم بن سعيد, شيخ زين الدين ابوالحسن على بن احمد بن طراد مطار آبادى, شيخ رضى الدين ابوالحسن على بن احمد رندى و شيخ تاج الدين حسن سرابشنوى قابل ذكر است ( رياض العلماء, ج ١ ص ٣٥٨)
علامه در دانش هاى گوناگون اسلامى اعم از فقه, كلام, منطق, رجال, حديث آثار گرانسنگى به يادگار گذاشته است. (براى فهرست كامل آثار علامه ر.ك: عبدالعزيز طباطبايى, مكتبة العلامة الحلّى ) . تأليفات ايشان كه به حوزه علوم حديث مرتبط است عبارتند از :
الف. چاپى:
١ . خلاصة الأقوال; ٢ . ايضاح الاشتباه; ٣ . منهاج الكرامة في اثبات الإمامة; ٤ . كشف اليقين في فضائل اميرالمؤمنين (ع) ; ٥ . المستجاد من كتاب الارشاد; ٦.الرسالة السعدية; ٧.اجازات متعدد .
ب. خطى و ناياب :
١ . استقصاء الاعتبار في تحرير معانى الأخبار, ٢ . مصابيح الأنوار في جمع جميع الأخبار ٣ . الدر والمرجان في الأحاديث الصحاح والحسان ٤ . النهج الوضّاح في الأحاديث الصحاح ٥ . الأدعية الفاخرة المنقولة (المأثورة) عن الأئمّة الطاهرة .٦ . منهاج الصلاح في اختصار المصباح; ٧ . جامع الأخبار; ٨ . مختصر شرح نهج البلاغة;٩ . اثبات الرجعة; (منسوب)١١ .كشف المقال في معرفة الرجال; ١٢. الدلائل البرهانيّه في تصحيح الحضرة الغروية.
٤٠. الرسالة السعدية, ص ٤ و ص ٨ .
٤١ . ر.ك: رياض العلماء, ج ١ ص ١٧٦ و ١٧٧, روضات الجنات, ج ٢ ص ٢٦٧, ش ١٩٦, الحقائق الراهنة, ص ٣٩, الذريعه, ج ٢١, ص٩٠, ش ٤٠٨١, ريحانة الأدب, ج ٣ ص ٣٣٨ .مصابيح القلوب, مقدمه محقق.
٤٢. ابو سعيد حسن بن حسين شيعى سبزوارى عالم و حديث پژوه شيعه در قرن هشتم هجرى است .از سال تولد و درگذشت او اطلاعى در دست نيست. همين قدر مى دانيم كه معاصر شهيد اول ( رياض العلماء, ج ١ ص ١٧٦ ) و فخر المحققين ( الحقائق الراهنة, ص ٣٩ ) بوده است. همچنين استادان او نيز دانسته نيست. بنا به گزارش افندى, سبزوارى كتاب فارسى تكلمة السعادات في كيفيّة العبادات المسنونات, نوشته شيخ ابوالمحاسن جرجانى ـ نگاشته ٧٠٢ هـ را به تاريخ ٧٤٧ كتابت كرده است. نيز در پايان برخى نسخ كتاب راحة الارواح ـ از سبزوارى ـ تاريخ فراغت از نگارش پنجم ربيع الثانى سال ٧٥٧ آمده است.( رياض العلماء, همانجا. الذريعه ج ١٠ ص ٥٥ ش ١٤ ) آثار برجاى مانده از شيعى سبزوارى كه جملگى زمينه حديثى دارند, عبارتند از : الف.ـ چاپى: ١ . راحة الأرواح ومونس الأشباح في أحوال النبيّّ والأئمّة: ; ٢ .مصابيح القلوب; ب. خطى و ناياب: ١. بهجة المباهج; ٢ . غاية المرام في فضائل على بن ابى طالب, و ذرّيته الكرام عليهم أفضل السلام ; ٣ . ترجمه كشف الغمّة;٤ . المصباح المنير في فضائل النبيّّ واهل بيته (ع) ; (منسوب).
٤٣. فهرستواره كتاب هاى فارسى, ج ٦ ص ٦٠٧.
٤٤. رو ضات الجنات, ج ٢ ص ٢٦٧.
٤٥. مصابيح القلوب, ص ٣٠٢, ٣٥١, ٤١٠ / ٤٤٩, ٤٨٤, ٤٩٣, ٤٩٨ و ٥٠٥
٤٦. همان, ص ٢٥٧ .
٤٧. همان, ص ٢٢٤ .
٤٨. همان, ص ١٥٥
٤٩. همان, ص ٣٨٩ .
٥٠. جامع الاسرار, ص ٣٤٦ و ٣٥٩ .
٥١. الرسالة العلية, ص ١٥٢.
٥٢. مصابيح القلوب, ص ٣٢٣ .
٥٣. ر.ك:همان, ص ١٧, ٧٢, ١٣٨, ٣٦٦, ٣٦٨, ٣٩٦, ٤٠٠, ٤٤٧ و ٥٤٤.
٥٤ . همان, ص ٢٩٨ .
٥٥ . رياض العلماء, ج ٥ ص ١٨٧; الذريعة, ج ٤ ص ٤٠٨ ش ١٧٩٩ .
٥٦. شمس الدين ابو عبداللّه محمد بن مكى عاملى جزينى, معروف به شهيد اول, فقيه سرشناس, متكلم برجسته و حديث شناس بزرگ اماميه در قرن هشتم هجرى است. فخر المحققين در اجازه خود به شهيد با تعابير ( الامام العلاّ مة الاعظم, أفضل علماء العالم و سيد فضلاء بنى آدم) از او ياد كرده است. (بحار الانوار, ج ١٠٧ ص ١٧٨ ) صاحب روضات درباره ايشان گفته است :
(كان بعد مولانا المحقق على الاطلاق, أفقه جميع فقهاء الافاق وأفضل من انعقد على كمال خبرته واستاذيته اتفاق أهل الوفاق) (روضات الجنات, ج ٧ ص٣) .
شهيد به سال ٧٣٤ در جزين به دنيا آمد. در اوان بلوغ به عراق مسافرت كرد. على بن مؤيّد پادشاه سربدارى خراسان در نامه اى از او خواست كه به خراسان رود. شهيد نتوانست دعوت او را اجابت كند و كتاب لمعه دمشقيه را نگاشته و به واسطه شمس الدين محمد آوى براى او فرستاد.
( الحقائق الراهنة, ص ٢٠٥ و ص ١٧٥ ) شهيد ـبه وسيله اجازه ـ از بسيارى از عالمان و فقيهان روايت مى كند, از جمله از فخرالمحققين (٢ شعبان ٧٥١ و ٧٥٦هـ), عميدالدين عبدالمطلب بن اعرج (١٩ رمضان ٧٥١ ) ضياء الدين عبداللّه بن اعرج, محمد بن قاسم بن سعيد (در حله به تاريخ شوال ٧٥٣ و شعبان ٧٥٤), احمد بن محمد بن حسن بن زهره, مهنا بن سنان مدنى, قطب رازى, على بن احمد مزيدى, على بن طراد مطار آبادى (حله ٦ ربيع الثانى ٧٥٤), محمد بن احمد بن ابى المعالى, عبدالحميد بن فخار بن معد, على بن محمد بن حسن بن زهره, حسن بن احمد بن محمد بن نما (حلّه ربيع الثانى ٧٥٢), محمد بن محمد كوفى ( همان, ص ٢٠٦) روايت شهيد از برخى از كسان ياد شده در اسانيد اربعين وى آمده است.
شهيد در اجازه خود به ابن خازن, درباره مشايخ اهل سنّت خود گفته است كه از حدود چهل تن از مشايخ اهل سنّت در شهرهاى مكه, مدينه, بغداد, مصر, دمشق و بيت المقدس روايت كرده است (همانجا). جمع كثيرى از او روايت مى كنند. بنا به گفته محقق تهرانى طرق اجازات ـ بالجمله ـ به او ختم مى شود ( همان , ص ٢٠٥ ).
سرانجام اين فقيه فرزانه پس از عمرى تلاش و تحقيق و خدمت به دين ـ كه در شرايط دشوارى نيز صورت گرفته است ـ در زمان سلطنت برقوق با فتواى قاضى برهان الدين مالكى و عباد بن جماعه شافعى ـ پس از تحمل يكسال حبس در قلعه شام ـ به شهادت رسيد. (٩ جمادى الاولى ٧٨٦) .
از شهيد اول كتاب هاى متعددى در زمينه هاى كلام, فقه و حديث برجاى مانده است. آثار حديثى ايشان كه همگى چاپ شده اند عبارتند از :
١ .المزار; ٢ .الدرة الباهرة; ٣ .الاربعون حديثاً; ٤ .المقالة التكليفيّة; ٥.اجازات متعدد; ( ر.ك: رياض العلماء, ج ٥ ص ١٩١ ـ ١٨٤; روضات الجنات, ج ٧ ص٣, الحقائق الراهنة, ص ٢٠٧ ـ ٢٠٥, فهرس التراث : ج ١ ص ٧٣٦ ,الكنى والألقاب ج ٢ ص ٣٧٧).
٥٧. المقالة التكليفيّة (ضمن أربع رسائل كلاميّة), ص ٨٦ .
٥٨. فهرست الفبايى كتب خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى, ج ١٣ ص ١٤٤ .
٥٩. رياض العلماء, ج ٥ ص ١٨٧. همچنان كه در ادامه خواهيم ديد احاديث كتاب همگى از منابع معتبر مانند كتب اربعه است. از اين روى تعبير احاديث جديد از كتاب هاى غريب و مشهور مبهم به نظر مى رسد.
٦٠. المقالة التكليفيّة, ص ٥٠ و ٥١.
٦١. همان, ص ٦٠ .
٦٢. همان, ص ٦١ .
٦٣. همان, ص ٦٢.
٦٤. همان, ص ٧١ .
٦٥. همان, ص ٥٧ ح ٢ و ٣, ص ٨١, ح ٣١ ـ ٤٨ .
٦٦. همان ,ص ٥٧ ح ٤ و ما بعد; ص ٧١ ح ٨٠ ـ ١١١ .
٦٧. همان, ص ٥٧ .
٦٨. همان, ص ٧٦ .
٦٩. همان.
٧٠. همان, ص ٥٧ ح ١١٢ و ص ٧٦ ح ١١٦ كه به ترتيب در تحريم الأحكام, ج ٢ ص ١٢٩ و تذكرة الفقهاء, ج ٩ ص ٤٥١ آمده است .
٧١. رياض العلماء, ج ٤ ص ٢٥٧; روضات الجنات, ج ٤ ص ٣٥٤; الذريعة, ج ٢٥ ص ٣٠٨ تكملة أمل الآمل, ص ٣١٣, معجم المؤلفين, ج ٧ ص ٢٢٢.
٧٢ . زين الدين ابو محمد على بن محمد بن على بن محمد بن يونس بياضى نباطى عاملى(٤ رمضان ٧٩١ ـ ٨٧٧), فقيه, متكلم و محدّث امامى قرن نهم هجرى است. بياضى معاصر كفعمى است. كفعمى در برخى آثار خود مانند مصباح از او مطلب نقل كرده و او را با تعابير بلند توصيف مى كند.( رياض العلماء, ج ٤ ص ٢٥٥ و ٢٥٦ ) شيخ حر عاملى از او با عبارات (عالم فاضل, محقق, مدقق, ثقه, متكلم, شاعر و اديب و متبحر (در علوم مختلف)) ياد كرده است ( أمل الامل, ج ١ ص ١٣٥ ش ١٤٥ ) بياضى دانش هاى اسلامى را نزد برخى از شاگردان شهيد اول فرا گرفت. از جمله نزد پدرش محمد بن يونس عاملى, و عمويش حسن بن يونس بياضى دانش آموخت و روايت كرد. ( الصراط المستقيم, ص ٦) پسرش محمد بياضى نيز از او روايت مى كند. ( همان,ص ٧ ) از آثار فراوان او عناوين زير كلامى ـ حديثى است : ١. الصراط المستقيم إلى مستحقّي التقديم; ٢. الرسالة اليونسيّة في شرح المقالة التكليفيّة; (ر.ك: رياض العلماء, ج ٤ ص ٢٥٥, أمل الامل, ج ١ ص ١٣٥ ش ١٤٥, الكنى والألقاب, ج ٢ ص ١١١, الضياء اللامع, ص ٨٩, مقدمه الصراط المستقيم به قلم آية اللّه مرعشى نجفى ).
٧٣. الرسالة اليونسيه (ضمن اربع ارسائل كلاميّه), ص ٢٣٢ .
٧٤. الذريعة, ج ٢٥ ص ٣٠٨ .
٧٥. الصراط المستقيم, ج ٢ ص ٢٨ .
٧٦. الذريعه, همان. براى نسخه ديگر ر.ك: همان.
٧٧. ر.ك: الرسالة اليونسية, ص ١٩١, ٢١٩, ٢٢٣, ٢٣٠ .
٧٨. ر.ك: همان, ص ١٩٣, ١٩٤, ٢١١, ٢١٢, ٢١٦, ٢١٨, ٢٢٥ و ٢٢٧ .
٧٩. ر.ك: همان, ص ٢٠٤, ٢٠٦, ٢٠٧, ٢٢٢ .
٨٠. كشف الحجب و الاستار, ص ١٠١, ش ٤٦٤ ,الذريعة, ج ٣ ص ٣٩٨ ش ١٤٣٠ , ايضاح المكنون, ج ١ ص ٢٣٦, معجم المؤلفين, ج ٢ ص١٤٤.
٨١ . جمال الدين ابوالعباس احمد بن شمس الدين محمد بن فهد حلّى ( با شهاب الدين احمد بن محمد بن فهد احسايى ـ نويسنده خلاصة التنقيح ـ عالم ديگر سده نهم اشتباه نشود ), عالم عابد و فقيه زاهد و حديث پژوه برجسته شيعه در قرن هشتم و نهم هجرى است. او در حلّه به دنيا آمد و در آنجا بزرگ شد. و نزد عالمان بزرگ آن روزگار به تحصيل پرداخت. او مدّتى در مدرسه زينبيه در حلّه به تدريس پرداخت. سپس به كربلا رفت و حوزه علميه كربلا را تأسيس كرد. ( الضياء اللامع , ص ١٦٩, رياض العلماء, ج ١ ص ٦٤ )
مشايخ او بيشتر از شاگردان شهيد اول و فخر المحققين هستند. بدين ترتيب كه از طرق سيد بهاء الدين على بن عبدالكريم بن عبدالحميد نجفى, احمد بن عبداللّه بن متوج بحرانى, نظام الدين على بن محمد بن عبدالحميد نيلى, على بن يوسف نيلى و جلال الدين عبداللّه بن شرفشاه از فخرالمحققين, و از طريق فاضل مقداد و زين الدين على بن ابى محمد حسن بن شمس الدين محمد بن خازن, از شهيد اول, روايت مى كند.
( الضياءاللامع, ص ٩ و ١٠ ) او ظاهراً به سال ٨٢٤ در جزين به ديدار ضياء الدين على بن شهيد اول رسيده و از او براى نقل مصنّفات شهيد, اجازه دريافت كرده است. ( رياض العلماء, ج ١ ص ٦٤)
شاگردان و راويان او عبارتند از : فخرالدين احمد بن محمد سبعى, حسن بن حسين جزائرى, عزالدين حسن بن على معروف به ابن العشرة كركى عاملى, على بن هلال جزائرى, عبدالسميع بن فياض اسدى, رضى الدين حسين معروف به ابن راشد قطيفى, زين الدين على بن محمد بن طى عاملى, على بن فضل بن هيكل حلّى, سيد محمد نوربخش (رئيس سلسله همدانيه ) محمد بن فلاح موسوى حويزى واسطى (بنيانگذار سلسله مشعشعيه در خوزستان), مفلح بن حسن ضيمرى (اعيان الشيعة , ج ٣ ص ١٤٧). ابن فهد افزون بر آثار فقهى داراى كتاب هاى ارزشمندى در زمينه متون دعايى و اخلاقى است .
الف. چاپى:
١ . عدّة الداعي ونجاح الساعى; ٢ . التحصين في صفات العارفين;٣ . نبذة الباغى فيما لابد منه من آداب الداعي; ٤ . التعقيبات والدعوات
ب. خطى و منسوب:
١ . استخراج الحوادث; ٢. كتاب الادعية والختوم; ٣. تاريخ الأئمّة; ٤ . التواريخ الشرعيّة عن الأئمّة المهديّة; (ر.ك: رياض العلماء, ج ١ ص ٦٤ و ٦٥, الكنى والألقاب, ج ١ ص ٣٨٠, الضياء اللامع, ص ١٦٩, اعيان الشيعه, ج ٣ ص ١٤٧, دايرة المعارف بزرگ اسلامى, مدخل ابن فهد, عدّة الداعى (چاپ مؤسسه معارف اسلامى), مقدمه تحقيق, مجله تراثنا, ش ١٦ .
٨٢. التحصين, ص ٤ .
٨٣. همان .
٨٤. نگارنده, اميدوار است كه به خواست خدا به تخريج مجدد احاديث اين كتاب توفيق يابد .
٨٥. تكملة أمل الآمل, ص ٧٧, كشف الحجب والاستار, ص ٤٩٠ ش ٢٧٥٦, الذريعة, ج ٢٠, ص ١٢١ ش ٢٢١١, موسوعة مؤلفى الامامية, ج ١ ص ٣٢٣ ش ٤٩.
٨٦. تقى الدين ابراهيم بن على بن حسن بن محمد بن صالح بن اسماعيل كفعمى, عالم ذوفنون و محدّث پركار و اديب ماهر قرن نهم هجرى است. رجال پژوهان و كتابشناسان او را به فضل و دانش و زهد و ورع و جامعيت و كمال ستوده اند. ( رياض العلماء, ج ١ ص ٢١, اعيان الشيعة, ج ٢ ص ١٨٤).او در نيمه نخست قرن نهم هجرى در كفرعيما به جهان آمد. و دانش هاى اسلامى را نزد مشايخ عصر خود بياموخت. بدين ترتيب كه او از والد خود زين الدين على بن حسن ـ كه در مصباح و بلدالأمين از او به عنوان فقيه اعظم واورع ياد مى كند ـ, برادرش شمس الدين محمد ـ نويسنده زبدة البيان في عمل شهر رمضان ـ سيد حسين بن ساعد حسينى حائرى ـ صاحب تحفة الأبرار في مناقب ائمّة الأطهار, زين الدين بياضى وسيد على بن عبدالحسين موسوى ـ نويسنده كتاب رفع الملامة عن علي في ترك الإمامة ـ روايت مى كند .
كفعمى داراى آثار فراوان در زمينه هاى مختلف ادبى و حديثى است. آثار حديثى او عبارتند از :
الف. چاپى:
١ . البلد الأمين والدرع الحصين; ٢ . جنة الأمان الواقية وجنّة الايمان الباقية; ٣ . الجنّة الواقية والجنّة الباقيه; ٤ . المقام الأسنى في تفسير الأسماء الحسنى; ٥ . محاسبة النفس اللوّامة; ٦ . مجموع الغرائب وموضوع الرغائب;
ب. خطى و ناياب:
١ . مشكاة الأنوار; ٢ . ملحقات الدروع الواقية; ٣ . المنتقى في العوذ والرقى;