آیینه پژوهش
(١)
مرد ميدان هاى سبز -
١ ص
(٢)
اساتيد و مشايخ امام خمينى رضوان اللّه تعالى عليه و عليهم - استادى رضا
٢ ص
(٣)
مفهوم آزادى در انديشه سياسى امام خمينى ره - شکورى ابوالفضل
٣ ص
(٤)
آرايه هاى ادبى در ديوان امام - موحدى محمدرضا
٤ ص
(٥)
بررسى آراى فلسفى امام خمينى - عابدى احمد
٥ ص
(٦)
شعر ، عرفان ، امام - بابايى رضا
٦ ص
(٧)
انسان كامل از ديدگاه امام خمينى - عابدى احمد
٧ ص
(٨)
مرورى بر بدائع الدرر فى قاعدة نفى الضرر - حسينى سيد على
٨ ص
(٩)
گذرى بر شرح حديث جنود عقل و جهل - مختارى رضا
٩ ص
(١٠)
مبانى اصولى امام در مناهج الوصول وانوار الهدايه - حسينى سيد على
١٠ ص
(١١)
حمدنامه امام - مهدوى راد محمدعلى
١١ ص
(١٢)
نگاهى به زندگى نامه سياسى امام خمينى ره - هدايتى ابوالفضل
١٢ ص
(١٣)
حديث رهپويان فضيلت - شکوهيان حسن
١٣ ص
(١٤)
گذرى بر حديث بيدارى - هدايتى ابوالفضل
١٤ ص
(١٥)
چهل حديث امام خمينى كتاب خودسازى - احمدزاده سيد مصطفى
١٥ ص
(١٦)
معرفى كتاب التعليقة على الفوائد الرضوية - حسينى سيد محمدرضا
١٦ ص
(١٧)
ادب حضور -
١٧ ص
(١٨)
نيم نگاهى به استادان و آثار عرفانى امام خمينى ره - عابدى احمد
١٨ ص
(١٩)
تأليفات و تقريرات امام خمينى ره - انصارى قمى ناصر الدين
١٩ ص
(٢٠)
تأليفات خاندان امام خمينى - انصارى قمى ناصر الدين
٢٠ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - گذرى بر حديث بيدارى - هدايتى ابوالفضل

گذرى بر حديث بيدارى
هدايتى ابوالفضل


حديث بيدارى, نگاهى به زندگينامه آرمانى, علمى و سياسى امام خمينى, حميد انصارى, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ٢٥٨ص, پالتويى.
حديث بيدارى پاسخى است به درخواست دوستداران امام و انقلاب در خارج از كشور. چنان كه در پيشگفتار آن آمده, مقاله بلندى است كه زندگى رهبر فقيدِ انقلاب اسلامى را در بر مى گيرد و ابعاد علمى و سياسى شخصيتِ نظرگير معظم له را ـ تا آن جا كه در حوصله يك مقاله مى گنجد ـ مى نماياند. اطلاع كافى و ادب و انصاف, بهره يابى واقع بينانه از نگرش هاى سياسى امام خمينى ـ قدس سره ـ در مقاطع گوناگونِ نهضت, گزيده گويى و در عين حال تلاش در راستاى تبيين آرمان ها و باورهاى مكتبى و مردمى, و طرح پاره اى از رويدادها و مواضع امام و امت, كه در اين اثر به چشم مى خورد, از اعتبار و اقبال آن حكايت دارد. كتابى كه پيش روى من است, چاپ هفتمِ (خرداد١٣٧٨) آن بود, كه ٢٥٨صفحه دارد, و به مناسبت, تصاوير رنگى رجال دين و سياست و نيز حضور حماسى مردم, همراه خبر و نظر, درآن گنجانده شده است. ذكر چند نكته خالى از فايده نيست: صفحه اى كه نمودار فهرست كتاب مى باشد, شماره صفحات در آن درج نشده, از اين رو خواننده را در رجوع به متن با دشوارى مواجه مى سازد . و ديگر آن كه تقسيم فصل ها در چند بخش كلى, برسهولت مراجعه و دريافت مطالب مى افزايد, كه متأسفانه رعايت نشده است.
نويسنده در گفتارى تحت عنوان پيشينه تاريخى, نخست به تقارن تولد امام با ميلاد حضرت زهرا ـ سلام اللّه عليها ـ پرداخته و ناكامى دشمنان نبوت و عدالت و بارورى شجره ولايت و امامت, و رويكرد فطرت هاى بيدار به سمت پيام رهاييِ رسول امين را مطرح مى كند. از آن پس به طرح دوران ظلمانى اروپا و حاكميت تفتيش عقايد در لواى مكتب مسيح, و ظهور سرمايه دارى و استعمار پيدا و پنهان غرب,واستمرار بى كفايتى ها و بيدادگرى هاى شاهان تا عهد قاجار, و عزل و نصب دولتمردان در سفارت خانه هاى خارجى مى پردازد كه وجدان رهبرى را بيدار ساخته و سبب صدور فتواى انقلابى ميرزاى شيرازى و فريادگرى مصلح بزرگ اسلام و شرق, سيدجمال الدين اسدآبادى و قيام هاى نويدبخش علماى ايران و عراق مى گردد. آرى, در چنين شرايطى در روز بيستم جمادى الثانى ١٣٢٠هجرى قمرى مطابق با٣٠شهريور ١٢٨١هجرى شمسى(٢٤سپتامبر ١٩٠٢ ميلادى), روح اللّه الموسوى الخمينى (در شهرستان خمين) پاى بر خاكدان طبيعت نهاد. (ص١٢ـ١٤).
نويسنده از دوران رشد و تحصيل و تدريس امام خمينى(ره) چنين ياد مى كند: شهادت پدر به دست اشرار (١٢٨١شمسى), محروم ماندن از سرپرستى و عواطف مادرو عمه مكرمه وشجاع خويش در نوجوانى(١٢٩٦), هجرت به حوزه علميه اراك, جهت ادامه تحصيل حوزوى(١٢٩٨) و بهره گيرى از محضر شيخ عبدالكريم حائرى, رفيعى قزوينى, مسجد شاهى اصفهانى, ميرزا جواد ملكى تبريزى و ميرزا محمد على شاه آبادى, در اخلاق و عرفان, فقه و اصول, فلسفه شرق و غرب در حوزه علميه نو بنياد قم, و ديداربا علماى مهاجر و معترض اصفهان به رهبرى حاج آقا نوراللّه اصفهانى(١٣٠٦), تماس فكرى و روحى با مرحوم سيد حسن مدرس, تدوين و نشر رساله كشف الاسرار(١٣٢٢), استمداد از علماى بلاد جهت قيام و نجات مردم (١٣٢٣), تدريس فقه و اصول و فلسفه و عرفان, و تربيت عناصر متعهّد و خدمتگزار اسلام و كشور,همچون دكتر بهشتى و استاد مطهرى, و دعوت حوزه علميه قم از آيت اللّه بروجردى براى سكونت در قم و شركت در جلسات درس ايشان , ومدد رساندن زعيم شيعه در مسائل حوزوى و اجتماعى و سياسى, تلاش براى جلوگيرى از اعدام نواب صفوى, ارتباط با عناصر سياسى موجه در تهران; در دوران نهضت ملى, پيگيرى مستمرِ مذاكرات مجلس شوراى ملى و نشريات معتبر, و سعى در حمايت از اقتدار مرجعيت و حوزه هاى علميه, و انتقال اطلاعات سياسى و اجتماعى وارزيابى هاى خويش از مسائل روز, تارحلت آيت اللّه بروجردى (١٣٤٠) و تأليف كتب اخلاقى و عرفانى و فقهى.(ص١٥ـ٣٨)
تصويب لايحه انجمن هاى ايالتى و ولايتى در كابينه عَلَم (مهر١٣٤١) اعتراض امام و مراجع و مردم را برانگيخت و سرانجام به لغو علنى آن منجر گشت(آذر ١٣٤١). اعلام انقلاب سفيدِ شاه و اصلاحات مورد نظر وى و نيز درخواست رفراندوم (دى ماه١٣٤١) بار ديگر به قيام امام و حوزه علميه انجاميد. بيانيه ها خطابه ها و اقدام هاى رهبر فقيد انقلاب در بيدارى حوزه و جامعه مذهبى, رويارويى با شاه و سياست هاى مغاير با شريعت و قانون اساسى را, به نمايش مى نهاد, كه در نهايت, فاجعه فيضيه (١٣٤٢) و دستگيرى امام و تبعيد به تركيه را سبب گشت. (١٣٤٣), و پس از گذشت يازده ماه, ناچار از سفر به عراق شد . دوران تبعيد امام در نجف, با تدريس خارجِ فقه و تحمل كارشكنى هاى مقدس مآبان و دنياخواهان و در ارتباط با مبارزان مسلمان داخل كشور و هدايت فكرى و حمايت مالى آنان و انتظار ايام اللّه سپرى گشت. دفاع از فلسطين و صدور فتوا مبنى بر حرمت هر گونه رابطه تجارى و سياسى دولت هاى اسلامى با اسرائيل, مقارن جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل (خرداد١٣٤٦), رژيم شاه را در يورش به منزل امام خمينى در قم و غارت آثار و اسناد ودستگيرى حاج سيد احمد خمينى, فرزند برومند امام و تنى چند از روحانيون, به گستاخى واداشت. انتشار سلسله درس هاى ولايت فقيه, در ايران و عراق و در موسم حج, شور تاره اى به مبارزه اسلامى بخشيد. (بهمن ١٣٤٨). گروه ها و سازمان هاى داخلى در ارتباط با امام و مواضع انقلابى ـ اسلامى, مورد تحليل نويسنده قرار مى گيرد وآنگاه به روشنگرى هاى چهره هاى برجسته حوزه و دانشگاه ـ استاد مطهرى, دكتر مفتح, دكتر باهنر, مهندس بازرگان و دكتر على شريعتى ـ اشاره مى نمايد و تجليل امام از خدمات انديشمندان روشنفكر و مسلمان و عنايت آنان را به خطر تحجرگرايان و پرهيز از طرح مسائل اختلاف انگيز, خاطرنشان مى سازد.(ص٣٨ـ٩٠)
محكوم نمودن جشن هاى تحميلى دربار, حمايت از مبارزان فلسطينى و تحريم شركت در حزب رستاخيز و اعتراض به تغيير تاريخ رسمى كشور, و بهره بردارى از فضاى باز سياسى كشور, از جانب امام خمينى, و اهانت به معظم له و شهادت حاج آقا مصطفى (١٣٥٦) و جنبش مردم و رهبر انقلاب و هجرت به پاريس, يوم اللّه٢٢ بهمن و رفراندم جمهورى اسلامى و تصويب قانون اساسى, تسخير لانه جاسوسى, توطئه منافقين و افشاگرى ماهيت آنان به وسيله امام, جنگ تحميلى و دفاع ٨ساله ملت سلحشور ايران, دفاع از پيامبر اسلام و طرد سلمان رشدى و پذيرش قطعنامه ٥٩٨, و استعفاى قائم مقام رهبرى, مسائلى است كه در سير و گذر نويسنده طرح شده است.(ص٩٠ـ١٧١)
ارائه تصويرى از آرمان ها و هدف هاى سياسى و اجتماعى و اخلاقى بنيانگذار جمهورى اسلامى, زينت بخش فصلى ديگر از كتاب است.(ص١٧٤ـ٢٠٠). نويسنده, آنگاه به رحلت جانسوز امام, و شور و عشق امت در فراق رهبر, و گزينش آيت اللّه خامنه اى توسط مجلس خبرگان رهبرى, پرداخته است.(ص٢٠٠ـ٢١٣)
در پايان با آثار علمى امام درعرصه هاى اخلاق, عرفان,فقه, اصول, فلسفه, سياست و جامعه, آشنا مى شويم, كه به پاره اى از آن اشاره مى كنيم: شرح دعاى سحر, شرح جنودِ عقل و جهل, حاشيه بر شرح فصوص الحكم ابن عربى, شرح چهل حديث, آداب نماز, حاشيه بر اسفار, رساله الاستصحاب و تفسير سوره حمد.(ص٢١٤ـ١٤٤).