آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - نقد امل الآمِل از منظر الذريعه - فاطمى سيد حسن

نقد امل الآمِل از منظر الذريعه
فاطمى سيد حسن


مرحوم شيخ حر عاملى (م١١٠٤هـ.ق.) با معرفى ١٣٣٦ تن از دانشمندان عصرهاى مختلف در امل الآمل توانست خدمت بزرگى به جامعه علمى ارائه دهد. اگر اين تلاش شيخ حر عاملى نبود نامى از بسيارى از اين دانشمندان و آثار آنها به ما نرسيده بود. در سايه اين تلاش است كه بسيارى از مجهولات كتابشناسى و تراجم از پرده ابهام به عرصه ظهور رسيد. اگر در قرن هاى مختلف, ديگران نيز همين شيوه را پيش گرفته بودند, اكنون شرح حال دانشمندان بيشتر با مشخصات آثار آنان را در اختيار داشتيم. در حالى كه مشخصات بسيارى از آنها در طول تاريخ از بين رفته و نسبت به آنچه به ما رسيده با انبوهى از ابهام مواجهيم. همين ابهام ها سبب شد تا شيخ آقا بزرگ تهرانى در ذريعه كتاب هاى متعدد از جمله امل الآمل را مورد انتقاد قرار دهد.
امل الآمل از جمله آثار بسيار ارزنده شيعى است و چنانچه در فايده نهم در خاتمه اشاره مى كند, اين اثر با عنايات الهى به نگارش درآمده است.
شيخ حرّ عاملى شرح حال دانشمندان را در دو بخش گرد آورده است: بخش نخست به شرح حال ٢١٤ تن از علماى منسوب به جبل عامل اختصاص دارد. خواه متولد و بزرگ شده آنجا باشند يا تنها مدتى را آنجا گذرانده باشند يا اينكه آنجا را نديده اند و صرفاً به آن ديار نسبت مى دهند. در اين بخش علماى اطراف جبل عامل نيز شناسانده شده اند.
نويسنده در فايده هفتم از مقدمه دلايل اختصاص يك بخش به علماى جبل عامل را توضيح مى دهد. خلاصه آن چنين است: اداى حق وطن, انضمام جبل عامل به سرزمين مقدس يا اتصال به آن, تقدم تشيع اهالى جبل عامل نسبت به ديگران, فراوانى علما و صلحا در آن سرزمين, دفن بسيارى از انبيا و اوصيا و علما و صلحا در آن محل و….
بخش دوم اختصاص دارد به معرفى علماى متأخر از شيخ طوسى و برخى معاصرين او غير از علماى جبل عامل. نويسنده در اين بخش تنها به معرفى علماى برجسته اى پرداخته كه شناساندن آنها از اهميت بيشترى برخوردار است. شيوه نويسنده در دو بخش متفاوت است. در تدوين بخش نخست بنا بر تفصيل بيشتر است, اما در قسمت دوم, از معرفى اشخاص گذرا مى گذرد.
گذشته از مطالب اصلى, نويسنده, مقدمه و خاتمه اى سودمند بر كتاب نگاشته است. مقدمه داراى دوازده فايده در موضوعات زير است:
جايگاه راويان و محدّثان, جواز شناسايى شرح حال رجال; چگونگى شناخت عدالت; متنبه كردن آنان كه لغزشى از پيشينيان مى بينند و آن را فضلى براى خود مى دانند; ترجيح متقدمين بر متأخرين و برعكس; علت معرفى علماى بعد از شيخ طوسى; دليل تقديم علماى جبل عامل بر ديگران; گستردگى تفحص در حالات علماى متأخر; وجوب عمل به اخبار ثقات و روياتِ كتاب هاى مورد اعتماد اماميه; مصادر امل الآمل; شعر و فصاحتِ علما; كسانى كه مؤلف از آنان روايت مى كند و برعكس.
خاتمه نيز شامل دوازده فايده در موضوعات زير است:
كتاب هاى مجهول كه ابن شهرآشوب از آنها نام برده; نام هايى كه تنها در معالم العلما است; عده اى كه ممدوح يا مذموم بودن آنها روشن نيست; سبب عدم ذكر علماى عامه كه آثار آنها با عقايد شيعى موافق است; كسانى كه به لقب شهرت دارند; مهم ترين طرق مشايخ روايت; طريق نويسنده در اجازه روايت; سبب كمى نقل از كتاب هاى برخى عامه; ذكر خواب نويسنده جهت تدوين امل الآمل; امل الآمل متمم كتاب ميرزا محمد بن على استرآبادى در رجال; اصالت مذهب شيعه امامى و….
نظر به اهميت امل الآمل, از زمان تأليف تا عصر حاضر همواره مورد توجه محققان بوده است. توجه زياد به آن سبب شده برخى دانشمندان, درباره آن كتاب هايى را بنويسند. در اينجا به معرفى آثارى كه شيخ آقا بزرگ در مصفى المقال ثبت كرده است, اكتفا مى كنيم:
١. تتميم امل الآمل, سيد امير ابراهيم تبريزى (م١١٤٩هـ.ق.)
٢. حواشى امل الآمل, سيد امير ابراهيم تبريزى (م١١٤٩هـ.ق.)
٣. منتخب امل الآمل, محمد ابراهيم تبريزى شيرازى (ق١٤)
٤. التعليقة على امل الآمل, محمد باقر مجلسى صاحب بحارالانوار(م١١١٠هـ.ق.)
٥. منتخب امل الآمل, محمد تقى گلپايگانى نجفى(م١٢٩٢هـ.ق.)
٦. تكملة امل الآمل,سيد حسن صدر (م١٣٥٤هـ.ق.)
٧. الحواشى على امل الآمل,سيد حسن صدر (م١٣٥٤هـ.ق.)
٨. تتميم امل الآمل,سيد عبدالعلى طباطبايى
٩. حاشية امل الآمل,سيد عبدالعلى طباطبايى
١٠. اشتباهات الامل,ميرزا عبدالله افندى صاحب رياض العلماء
١١. اجازه, سيد عبدالله جزائرى (م١١٧٣). اجازه دهنده, آن را همانند تكمله امل الآمل نگاشته است.
١٢. تتميم امل الآمل,عبدالنبى قزوينى يزدى (معاصر سيد بحرالعلوم)
١٣. تتميم امل الآمل,سيد محمد بحرانى (ق١٢)
١٤. تعليقات على الامل,سيد نعمةالله جزائرى (م١١١٢هـ.ق.)
مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى از جمله كتابشناسان دقيقى است كه در جاى جاى ذريعه بسيارى از كتاب ها را از زاويه كتاب شناسى مورد انتقاد قرار مى دهد. يكى از آثار نقد شده توسط شيخ آقا بزرگ, كتاب امل الآمل است. مناسب دانستيم ايراداتى را كه آقا بزرگ به صورت پراكنده در ذريعه اشاره كرده است, در يكجا گرد آوريم; با اين اميد كه مورد استفاده پژوهشگران قرار گيرد و در صورتى كه امل الآمل بار ديگر تصحيح شد, اين نوشتار يكى از منابع تحقيق قرار گيرد.
يادآورى:
الف. مطالب اين نوشتار عيناً ترجمه متن ذريعه نيست, بلكه با تحقيقى كه در اطراف بعضى اشكالات انجام داده ايم, در برخى موارد, مطالبى را اضافه كرده ايم و پاره اى اشكالات تلخيص شده است. اما اصل اشكالات از شيخ آقا بزرگ است. در مواردى نيز از شيخ حر عاملى دفاع كرده ايم.
ب. تمام نشانى هاى امل الآمل در اين نوشتار از متن تصحيح شده توسط جناب سيد احمد حسينى است كه ناشران مختلف آن را چاپ كرده اند. جهت تدوين مقدمه اين مقاله از مقدمه ايشان بر امل الآمل بهره برديم.
ج. شيخ آقا بزرگ اشكالى را به اثر ديگر شيخ حر يعنى وسايل الشيعه مطرح كرده است. با اين تذكر آقا بزرگ, روايت هاى زيادى از ارسال خارج مى شوند. نظر به اهميت اين اشكال و اينكه بزرگان ديگرى نيز به اشتباه افتاده اند, در پايان آن را نيز ذكر خواهيم كرد.
***
* در جلد دوم, ص١٦٠ به نقل از سلافة العصر تأليف سيد على خان مدنى (م١١١٩هـ.ق.) كتاب شرح قواعد الاحكام به عبدالله بن حسين يزدى نسبت داده شده است. چنين نسبتى صحيح نيست و نويسنده شرح قواعد الاحكام عبدالله بن حسين شوشترى است و كلمه (تسترى) به (يزدى) تغيير يافته است; زيرا:
الف. سلافة العصر تنها به شرح حال علماى قرن يازدهم مى پردازد. در حالى كه عبدالله بن حسين يزدى شهابادى در سال ٩٨١هـ.ق. وفات يافته است.
ب. در سلافة العصر پس از شرح حال عبدالله يزدى و معرفى شرح او بر قواعد بدون فاصله شرح حال فرزند او مولى حسن على نقل شده است. بى ترديد وى فرزند عبدالله شوشترى است نه يزدى. بنابراين واژه (تسترى) به (يزدى) تغيير يافته است. (ذريعه, ج١٤, ص٢٠)
* در جلد دوم, صفحه ١٥٤ شرح حال عبدعلى بن رحمه حويزى نقل شده و دو صفحه بعد, شرح حال عبدعلى بن ناصر بن رحمه بحرانى آمده است. ظاهراً شيخ حر عاملى دو عنوان را براى دو نفر دانسته; در حالى كه هر دو, مشخصّه يك نفر است. (ذريعه, ج٢٣, ص٢٦٠)
دقت در نام كتاب ها در ذيل هر دو اسم نشان مى دهد كه بيشتر آنها ادبى است و تمام كتاب هايى كه به عنوان آثار عبدعلى بن ناصر معرفى شده, به عنوان آثار عبدعلى بن رحمه نيز ذكر شده است. همچنين به نقل از حاشيه نسخه اى خطى از امل الآمل در پاورقى آمده است: عبدعلى را فراوان به جدّش نسبت مى دهند (و نام پدر را مى اندازند) بلكه تنها با او شناخته مى شود.
* در جلد دوم, صفحه ٢٧٧ از جمله آثار مولى محمد طاهر بن محمد حسين قمى (م ١٠٩٨هـ.ق.) كتاب الاربعين فى فضائل اميرالمؤمنين شمرده شده است. چنين عنوانى ظهور در اين دارد كه محتواى كتاب, چهل حديث در فضيلت امام على(ع) است. اما محتواى آن نشان مى دهد كتاب در رديف آثار كلامى است نه روايى; زيرا نويسنده چهل دليل از روايات و غير روايات جهت اثبات امامت اميرالمؤمنين(ع) ذكر مى كند. ظاهراً شيخ حر كتاب را نديده است. (ذريعه, ج١, ص٤٣٤)
جناب سيد احمد حسينى, امل الآمل را از روى چند نسخه تصحيح كرده است. در ميان نسخه هاى متعدد تنها در يك نسخه كه داراى لغزش ها, تصحيفات و افتادگى هاى فراوان است, نام كتاب به همان صورتى ذكر شده كه آقا بزرگ نوشته است. امّا در نسخه هاى ديگر, اين گونه معرفى شده: (كتاب الاربعين فى فضائل اميرالمؤمنين و امامة الائمة الطاهرين عليهم السلام)
بنابراين اشكال شيخ آقا بزرگ بر امل الآمل وارد نيست.
درخور توجه است كه ذريعه و امل الآمل هيچ كدام نام كامل كتاب را نقل نكرده اند. آقا بزرگ در دو جاى ذريعه از اين كتاب نام مى برد. در جلد اول, صفحه ٤١٩ اين گونه نام مى برد: (الاربعون حديثاً و دليلاً فى امامة الائمة الطاهرين عليهم السلام) در همان جلد, صفحه ٤٣٤ مى نگارد: (الاربعون دليلاً لامامة اميرالمؤمنين والائمة المعصومين عليهم السلام) و با اينكه آقا بزرگ كتاب را ديده است, به نام كتاب كه نويسنده به آن تصريح مى كند توجه نكرده است. نويسنده در مقدمه, كتاب را اين گونه مى نامد: (سمّيته الاربعين فى امامة الائمة المعصومين)
اشكال وارد به نويسنده الاربعين اين است كه چنين نامگذارى از جهت ادبى درست نيست. زيرا وجهى براى منصوب يا مجرور بودن (الاربعين) ـ به عنوان نام كتاب ـ نيست و اگر (الاربعون) باشد سجع عنوان كتاب به هم مى خورد. احتمال دارد كلمه (كتاب) افتاده است و عبارت درست اين گونه باشد: (سمّيته كتاب الاربعين فى امامة الائمة الطاهرين). مؤيد چنين احتمالى اين است كه شيخ حر عاملى هنگام معرفى اين اثر كلمه (كتاب) را ذكر كرده است.
اين كتاب با تصحيح جناب سيد مهدى رجايى در سال ١٤١٨هـ.ق. به نام (الاربعين فى امامة الائمة الطاهرين) نشر يافته است.
* در جلد اول, صفحه ١٢٣ تاريخ فوت محقق كركى صاحب جامع المقاصد سال ٩٣٧ ضبط شده است. در حالى كه شاه طهماسب در سال ٩٣٩ فرمان بزرگى براى وى نوشت كه متن آن در رياض العلماء آمده است. تاريخ صحيح فوت محقق كركى ٩٤٠ است. چنانچه در تاريخ خاتون آبادى و عالم آرا ذكر شده است.
گويا منشاء اشتباه شيخ حر عاملى اين است كه روى نسخه اى از جلد نخست جامع المقاصد كه كتابت آن به سال ٩٤٩ باز مى گردد, سال فوت مؤلف ٩٣٧ نوشته شده است و چون سال كتابت به عصر نويسنده نزديك است, شيخ حر عاملى با مشاهده اين نسخه, سال ٩٣٧ را ترجيح داده است. (ذريعه, ج٥, ص٧٣)
در نسخه تصحيح شده امل الآمل كه در اختيار داشتيم, سال ٩٣٣ به عنوان سال فوت محقق كركى ضبط شده است.
* در جلد دوم, صفحه ١٦٨ نام و نسب نويسنده انساب آل الرسول و اولاد البتول (معاصر شيخ طوسى) از فهرست شيخ منتجب الدين اين گونه ضبط شده است: (عبيدالله بن موسى بن احمد بن محمد بن احمد بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام.)
صاحب رياض نيز همين نسب را از فهرست شيخ منتجب الدين نقل مى كند. سپس اين اشكال را مطرح مى كند كه اگر وى از نوادگان احمد بن موسى (شاه چراغ) است با توجه به كمى واسطه ها چگونه مى تواند معاصر يا متأخر از شيخ طوسى باشد؟
ميرزا حسين نورى در البدر المشعشع شرح حال و زمان حيات اجداد عبيدالله بن موسى را نقل مى كند و شيخ منتجب الدين نيز در فهرست خود برخى معاصرين و متأخرين او را معرفى مى كند و با توجه به قراين ديگر ترديدى باقى نمى ماند كه عبيدالله بن موسى معاصر شيخ طوسى بوده است. ليكن نسخه فهرست شيخ منتجب الدين كه در اختيار شيخ حر و صاحب رياض بوده, افتادگى داشته است. نسب صحيح او چنين است: عبيدالله بن موسى بن احمد بن محمد بن احمد بن موسى مبرقع بن ابى جعفر جواد(ع) بن على بن موسى بن جعفر بن محمد عليهم السلام. (ذريعه, ج٢, ص٣٧٩)
* در جلد دوم, صفحه ٣٣٨ در توصيف نزهة النواظر تأليف ورّام بن ابوفراس مى نگارد: (حسن الاّ انّ فيه الغث والسمين)
چنين طعنى به نويسنده نزهة النواظر بى جاست. زيرا ورّام آثار ائمه(ع) را همراه اخبار اهل سنت نقل كرده تا عامّه به مطالعه آن راغب شوند و سبب هدايت آنان گردد. (ذريعه, ج٢٤, ص١٣١)
بايد گفت چنين طعنى بى جا نيست; زيرا طعن شيخ حر به ورام نيست, بلكه به كتاب اوست. اگرچه ورّام هدفى نيكو داشته است; اما بالاخره كتاب او آميخته به درست و نادرست است.
* در جلد دوم, صفحه ١٢٧ ضمن معرفى آثار قطب الدين راوندى (م٥٣٧هـ.ق.) از كتاب هاى شرح آيات الاحكام و فقه القرآن جداگانه نام مى برد. اين نشان مى دهد شيخ حر عاملى آنها را دو كتاب مستقل دانسته است, ولى صاحب رياض كه استاد اين فن است, تصريح مى كند كه شرح آيات الاحكام همان فقه القرآن است. (ذريعه, ج١٣, ص٥٥)
* در جلد دوم, صفحه ٢٥٢ در نسخه چاپى تاريخ فوت مولى محمد تقى استرآبادى سال ١٥٨ ضبط شده است. حال آنكه چنين تاريخى قطعاً اشتباه است. زيرا شيخ حرّ از او به عنوان معاصر ياد مى كند. ظاهراً او هنگام تأليف امل الآمل يعنى سال ١٠٩١ حيات داشته است. صاحب نجوم السماء در صفحه ١٤٢ از كتاب شذور العقيان نقل مى كند كه تولّد استرآبادى سال ١٠٣٧ و وفات او سال ١١١٠ است. بنابراين مدت حيات او ٧٣ سال بوده است. (ذريعه, ج١٤, ص١٠٨)
در نسخه مصحّح توسط جناب سيد احمد حسينى سال ١٠٥٨ ضبط شده است. بنابراين در استنساخ چاپ سنگى كه در اختيار آقا بزرگ بوده اشتباه شده است. حتى در نجوم السماء از كتاب امل الآمل به حروف, سال يك هزار و پنجاه و هشت نقل شده است.
نكته قابل تأمل ديگر در كلام آقا بزرگ اين است كه معرفى كسى به عنوان معاصر, ظهور در اين ندارد كه او هنگام تأليف كتاب, حيات داشته است.
* در جلد اول, صفحه ٤٤ كتاب السمة فى معرفة الائمة تأليف تاج الدين بن على حسينى معرفى شده است. ظاهراً نام درست كتاب, التتمة فى معرفة الائمة است. (ذريعه, ج١٢, ص٢٣٠)
بايد يادآور شد كه در نسخه مصحّح امل الآمل (التتمّة) ذكر شده است.
* در جلد دوم,صفحه ١٢٨ و ١٢٩ ابوالحسن سلمان بن حسن بن سلمان صهرشتى و سليمان بن حسين بن محمد صهرشتى معرفى شده اند. در واقع اين دو نام, ويژه يك نفر است كه در نام او اختلاف نظر وجود دارد. از او به سلمان و سليمان و از پدر او به نام هاى حسن و حسين و حصين ياد شده است و از جدّ او به سليمان و محمد بن عبدالله و محمد بن سليمان نام برده شده است.
صاحب رياض, چنين استظهار مى كند كه تمام تعبيرها از يك نفر است. نام صحيح او سليمان است. چنانچه در معالم العلما و بيشتر نسخه هاى فهرست شيخ منتجب الدين اين گونه ضبط شده است. شيخ حر, سلمان را از فهرست شيخ منتجب الدين و سليمان را از معالم العلما نقل كرده و دو نفر پنداشته است. در حالى كه هر دو شرح حال در دو كتاب به يك صورت است. اگر اين دو ويژگى براى دو نفر بود, عادتاً بايد نويسنده هاى معالم العلما و فهرست به دو نفر بودن آنها واقف مى شدند; زيرا آنان به سلمان و سليمان (به فرض كه دو نفر باشند) قريب العهد بودند.(ذريعه, ج٢, ص١١٩)
مؤيد ديگر كه اين دو ويژگى براى يك نفر است, اينكه در امل الآمل ذيل سلمان كتاب التنبيه معرفى شده و ذيل سليمان كتاب تنبيه الفقيه معرفى شده است. ظاهراً هر دو عنوان, براى يك كتاب است.
* در جلد دوم,صفحه ٧٧ نويسنده ارشاد القلوب, حسن بن محمد ديلمى معرفى شده است. اما صاحب رياض تصريح مى كند كه پدر نويسنده ارشاد القلوب تنها به كنيه شناخته شده است و محمد نام جد اوست. نام صحيح نويسنده چنين است: ابومحمد حسن بن ابى الحسن بن محمد ديلمى.(ذريعه, ج١, ص٥١٧)
* در جلد دوم,صفحه ٢٥٣ ضمن معرفى محمد بن ابى جمهور احسائى به كتاب الاحاديث الفقهية على مذهب الامامية به عنوان يكى از آثار او اشاره مى كند. امّا ابن ابى جمهور در مقدمه, از كتاب خود اين گونه نام مى برد: درر اللئالى العمادية فى الاحاديث الفقهية.
برخى ديگر نيز از كتاب او به اشتباه نام برده اند. در بحار و رياض و مقابيس آن را نثر اللئالى ذكر كرده اند و صاحب روضات با اين كه جلد نخست را ديده است, آن را اللئالى العزيزية معرفى مى كند.(ذريعه, ج٨, ص١٣٤)
* در جلد دوم,صفحه ٢٤٠ به نقل از فهرست شيخ منتجب الدين كتاب الروضة الزهراء فى تفسير الزهراء از آثار ابوسعيد محمد بن احمد نيشابورى شمرده شده است. وى جدّ ابوالفتح رازى است. ابوالفتح در تفسير خود, در تفسير سوره آل عمران دو حديث درباره مناقب حضرت زهرا(س) از اين كتاب نقل مى كند و تصريح مى كند كه آن در موضوع مناقب حضرت زهرا(س) است.
ليكن در فهرست شيخ منتجب الدين الروضة الزهراء فى تفسير فاطمة الزهراء ضبط شده است كه نام صحيح كتاب الروضة الزهراء فى مناقب فاطمة الزهراء است. شايد منشأ آن, اشتباه كاتب باشد و شيخ حرّ نيز اين نام را از فهرست گرفته و كلمه (فاطمه) را انداخته است. گويا (الزهراء) را صفت (سوره) قرار داده است. زيرا به سوره هاى بقره و آل عمران (زهراوين) مى گويند و مفرد آن (زهراء) است.(ذريعه, ج١١, ص٢٩٤)
در متن مصحح امل الآمل و دو نسخه چاپ سنگى, الروضة الزهراء فى تفسير فاطمة الزهراء ضبط شده است. بنابراين بخش پايانى كلام آقابزرگ كه شيخ حرّ كلمه (فاطمه) را انداخته است, وارد نيست.
* در جلد اول,صفحه ١٨٠ شيخ شمس الدين محمد بن مكى از كتاب بغية المريد تأليف ابن عودى معرفى شده است. در بغية المريد آمده است كه شهيد ثانى در شام نزد شيخ شمس الدين محمد بن مكى كتاب هاى شرح الموجز و غايةالقصد را خواند. از بغية المريد استفاده نمى شود كه وى عاملى است. بنابراين وجهى نداشت كه او در جلد نخست در ميان علماى جبل عامل معرفى شود.(ذريعه, ج١٦, ص١٤)
اين امكان وجود دارد كه نويسنده امل الآمل, عاملى بودن او را از جاى ديگر به دست آورده باشد.
* در جلد اول,صفحه ١٦٢ كتاب مختلف النحاة به عنوان يكى از آثار شيخ محمد بن على حرفوشى حريرى شمرده شده است. امّا چنانچه در خلاصة الاثر آمده است, نام صحيح كتاب, نهج النجاة فى ما اختلف فيه النحاة است.(ذريعه, ج٢٠, ص٢١٨ و ج٢٤, ص٤٢٦)
* در جلد دوم,صفحه ١٠٠ نويسنده نزهة الناظر و تنبيه الخواطر و نويسنده مقصد الراغب الطالب فى فضائل على بن ابى طالب(ع) يك نفر دانسته شده; يعنى حسين بن محمد بن حسن. اما نويسنده اين دو كتاب دو نفرند و ميان آنها تشابه اسمى وجود دارد.
نويسنده نزهةالناظر از ابوالقاسم على فرزند شيخ مفيد (م٤١٣هـ.ق.) روايت نقل مى كند و صاحب مقصد الراغب نيز از ابراهيم بن على بن ابراهيم قمى فراوان روايت مى كند. در نتيجه ـ چنانچه علامه مجلسى در بحار, جلد اول, صفحه ٢٣ تصريح مى كند ـ زمان حيات او نزديك عصر شيخ صدوق (م٣٨١هـ.ق.) بوده است. بنابراين صاحب مقصد الراغب پيش از صاحب نزهة الناظر مى زيسته است.(ذريعه, ج٤, ص١٢٩ و ج٢٢, ص١١١)
* در جلد دوم,صفحه ٣٦٤ كتاب الزام النواصب بامامة على بن ابى طالب در ضمن آثارى معرفى شده كه نويسنده آنها معلوم نيست. شيخ سليمان ماحوزى در فهرست آل بويه و علماء البحرين, صفحه ٧٠ مؤلف اين اثر را مفلح بن حسن بن راشد صيمرى معرفى مى كند.(ذريعه, ج٢, ص٢٩٠)
* در جلد دوم,صفحه ٢٧٧ از جمله آثار محمد صالح قزوينى معروف به روغنى ترجمه نهج البلاغه معرفى شده است; امّا اين اثر شرح مبسوط بر نهج البلاغه است و در سال ١٣٢١هـ.ق. به چاپ رسيده است.(ذريعه, ج٤, ص١٤٥)
* در جلد دوم,صفحه ٢٠٦ مى خوانيم: (قد نقل الحسن بن سليمان بن خالد تلميذ الشهيد فى كتاب مختصر البصائر من كتاب البشارة لابن طاوس.)
سيد اعجاز حسين نيز در كشف الحجب, صفحه ٨٥ به اين نقل اشاره مى كند. درخور توجه است كه به جز مختصر البصائر در جاى ديگر نام البشارة به سيد بن طاوس (م٦٦٤هـ.ق.) نسبت داده نشده است. در اينجا دو احتمال وجود دارد:
الف. مراد نويسنده مختصر البصائر, البشارات بقضاء الحاجات تأليف سيد بن طاوس است و لفظ (البشارات) به (البشارة) تغيير يافته است.
ب. نويسنده البشارة سيد مجدالدين پسر برادر سيد بن طاوس است. با توجه به اين كه او نيز ابن طاوس است و وقتى به طور مطلق به كار مى رود, بر سيد رضى الدين على بن طاوس حمل مى شود, شيخ حر او را سيد بن طاوس پنداشته است.(ذريعه, ج٣, ص١١٣)
* در جلد دوم,صفحه ٦٥ ارجوزة فى تاريخ الملوك والخلفاء وارجوزة فى تاريخ القاهرة و ارجوزة فى نظم الفية الشهيد و آثار ديگر به حسن بن راشد نسبت داده شده است. در اينكه ارجوزة فى نظم الفية الشهيد از حسن بن راشد شاگرد فاضل مقداد (م٨٢٧هـ.ق.) است, ترديدى نيست; اما تاج الدين حسن بن راشد نيز معاصر فخرالمحققين (م٧٧١هـ.ق.) بوده كه فقيهى اديب و سروده هايى داشته است. با اين كه او از فقيهان برجسته بوده, شيخ حر از او آگاهى نيافته است. بنابراين احتمال دار ارجوزة فى تاريخ الملوك والخلفا و ارجوزة فى تاريخ القاهرة از تاج الدين حسن بن راشد معاصر فخرالمحققين باشد. در اين صورت تاريخ سروده شدن اين دو ارجوزه پيش تر خواهد بود.(ذريعه, ج١, ص٤٦٥)
* در جلد اول,صفحه ١٦٣ كتاب دليل الهدى فى شرح قطر الندا تأليف شيخ محمد بن على حريرى حرفوشى (م١٠٥٩هـ.ق.) اين گونه معرفى شده: (شرح القطر للفاكهى) در حالى كه قطر الندا تأليف ابن هشام است.(ذريعه, ج٨, ص٢٦٢)
* شيخ حر عاملى در جاى جاى وسائل الشيعه از جمله جلد هشتم, صفحه ٤١٠ و ٤١٤ (چاپ بيروت) كتاب الاخوان را به شيخ صدوق نسبت داده است و روايات فراوان از آن نقل مى كند. به اين عمل شيخ حر دو اشكال وارد است:
اولاً, شيخ صدوق كتابى به نام الاخوان ندارد; بلكه نام كتاب وى مصادقة الاخوان است.
ثانياً, در كتاب مورد استناد شيخ حر در موارد متعدد بى واسطه از محمد بن يحيى عطار و على بن ابراهيم بن هاشم قمى و سعد بن عبدالله اشعرى روايت شده است. حتى گاه با لفظ (حدثنى) روايت شده كه در بى واسطه بودن صراحت دارد. در حالى كه هيچ كدام آنها از مشايخ شيخ صدوق نيستند. وى هميشه در آثار ديگر به واسطه پدر يا ديگران از آنها روايت مى كند.
حلّ اين ابهام به اين صورت است كه بنا به نقل شيخ طوسى و نجاشى, پدر شيخ صدوق كتابى به نام الاخوان داشته است.١ شيخ صدوق نيز كتابى به نام مصادقة الاخوان نگاشته٢ كه به ما نرسيده است. آنچه در دست ماست و به مصادقة الاخوان شهرت يافته, در واقع كتاب الاخوان تأليف على بن بابويه پدر شيخ صدوق است و سه راوى مذكور, مشايخ اويند.(ذريعه, ج١, ص٣٨٢ و ج٢١, ص٩٧)
در اين باره يادآورى چند نكته خالى از لطف نيست:
الف. اين اشكال تنها متوجه شيخ حر عاملى نيست; بلكه بزرگان ديگرى نيز مرتكب همين اشتباه شده اند. مانند علامه مجلسى در بحار و شيخ انصارى در مكاسب.
ب. در وسايل هرجا روايتى از الاخوان نقل شده كه بى واسطه از آن سه تن است, گويا شيخ حر جهت تصحيح متن كتاب و اصلاح زنجيره سند, عبارت (عن ابيه) را اضافه كرده است (ر.ك: وسايل, ج١٨, ص٦١ و ج٨, ص٤٠٤ و ٥٠١)
ج. كتاب الاخوان به نام مصادقة الاخوان چاپ و به شيخ صدوق نسبت داده شده است.
د. ممكن است اين سؤال پيش آيد كه با توجه به عادل و امامى بودن شيخ صدوق و پدر او ثمره اثبات اينكه كتاب از على بن بابويه است, چيست؟
جواب: در صورتى كه كتاب از شيخ صدوق باشد, تمام روايات فراوانى كه به واسطه آن سه تن نقل شده مرسل خواهند بود; زيرا واسطه ميان شيخ صدوق و آنها افتاده است. اما اگر كتاب از على بن بابويه باشد, روايات مزبور از اين جهت قابل خدشه نيست.

١. الفهرست, شيخ طوسى, نجف, چاپ دوم, ص١١٩. رجال النجاشى, تحقيق: سيد موسى شبيرى زنجانى, ص٢٦١.
٢. رجال النجاشى, ص٣٩٠.