آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - پرسش ها و پاسخ هاى فقهى - وحدتى شبيرى سيد حسن

پرسش ها و پاسخ هاى فقهى
وحدتى شبيرى سيد حسن


سؤال و جواب (استفتائات و آراء فقيه كبير سيّد محمّد كاظم يزدى). به اهتمام دكتر سيّد مصطفى محقق داماد, دستياران تحقيق: سيّد محمود مدنى بجستانى, سيّد حسن وحدتى شبيرى. تهران, مركز نشر علوم اسلامى, ١٣٧٦, ٤٤٦ص, وزيرى.
نوشتار حاضر در دو بخش تنظيم شده است. در بخش اوّل مختصر آشنايى با مجموعه هاى سؤال و جواب و جايگاه آنها در فقه اماميه و در بخش دوم معرفى كتاب (سؤال و جواب) از فقيه نامدار شيعه سيد محمد كاظم طباطبائى يزدى مورد نظر بوده است. الف) آشنايى با مجموعه هاى (سؤال و جواب) در فقه اماميه
پرسش ها و پاسخ هاى فقهى, بخش مهمّى از متون روايى و فقهى اماميه را به خود اختصاص مى دهد. بسيارى از روايات صادره از امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ پاسخ به پرسش هايى است كه از سوى مردم عادى و يا راويان دانشمند مطرح گرديده است. به واقع اگر اين پرسش ها نبود, مجموعه فقهى ارزشمندى كه هم اكنون در اختيار ماست ميسّر نمى شد. بويژه پرسش هايى كه از سوى عالمانى چون زرارة, محمد بن مسلم, يونس بن عبدالرحمن و امثال اينها, نزد امام مطرح مى شد و پاسخ بدانها در بر دارنده قواعدى است كه راهگشاى فقيهان قرار مى گيرد.١
البته بايد توجه داشت كه استخراج قاعده كلى از اين گونه روايات, از ظرافت خاصى برخوردار است; گاهى امام در پاسخ به سؤال راوى, يك قاعده به دست مى دهد و به اصطلاح (ضرب قانون) مى كند; مثلاً در پاسخ به سؤال از شك در بقاى وضو مى گويد: (ولاتنقض اليقين ابداً بالشكّ, و انّما تنقضه بيقين آخر).٢ در اين صورت, استخراج قاعده كلى با مشكل چندانى روبرو نيست. ولى گاهى امام, بارزترين مصاديق مسأله را مدّ نظر قرار داده و يا اوضاع و احوال خاصى را كه در روايت صريحاً نيامده, مورد توجه قرار مى دهد. روايات از دسته اخير در ميان متون روايى, كم نيستند و از اين رو شخصيت سؤال كننده و افكار او در تشخيص مفاد روايات و تعيين جهت صدور آنها مى تواند مؤثر باشد.٣ به همين دليل اطلاق گيرى از روايات در فرض هاى نادر به شيوه اى كه امروزه در برخى از مدرسه هاى فقهى رائج است, با اشكال روبروست; چرا كه عدم توجه به محدوده سؤال و اوضاع و احوال حاكم بر وضعيت سؤال كننده, گاه فقيه را به بيراهه مى كشاند.
به هر حال, مجموعه هاى فقهى اماميه علاوه بر متون روايى كه بدان اشاره شد, به شكل هاى گوناگون يافت مى شود; كتب فقهى استدلالى, مجموعه هاى قواعد فقه, مجامع فتاوى (شرايع) و رساله هاى عمليه از اين قبيل است. علاوه بر اينها مجموعه ديگرى از فقه اماميه در دسترس ماست كه امروزه به علل گوناگون كمتر مورد توجه قرار مى گيرد. اين مجموعه, پرسش ها و پاسخ هاى فقهى است كه تحت عنوان (سؤال و جواب) و يا (اجوبة المسائل) و يا (جوابات المسائل) گردآورى و تنظيم شده است.
اين مجموعه ها خود بر دو نوع است. در برخى از آنها, سؤال فرضى است و نويسنده تفريع فروع كرده و حالات مختلفى را تصور نموده و سپس پاسخ را تنظيم كرده است. اين مجموعه ها در واقع نوعى رساله عمليه و خارج از بحث ماست. دسته ديگر, پرسش هايى است كه موضوع آنها (حوادث واقعه) و قضايايى است كه براى مردم پيش آمده است و احياناً حكم شرعيِ آنها را در مجموعه هاى فقهى موجود نمى يافته اند.
اين مجموعه ها سابقه اى ديرين در فقه اماميه دارد; براى نمونه از سيّد مرتضى (مسائل طرابلسيّه) و (مسائل رسّيّه) و از شيخ صدوق, مسائلى كه از شهرهاى مختلف چون قزوين, مصر, بصره, كوفه, مدائن و غير اينها نزد او مطرح شده, در زمره تصنيفات آنها آمده است.٤
هرچند كه تمامى متون فقهى و مجامع فتوايى ما از غناى والايى در تفريع فروع و تشقيق شقوق برخوردار است, ولى مجموعه هاى (سؤال و جواب) داراى مزيّت هايى است كه آنها را به شرح زير از ديگر مجامع فقهى ممتاز گردانيده است:
١. از آنجا كه پرسش مستقيماً از سوى مردم مطرح شده, مسائل نوپيدا نيز در هر دوره زمانى در اين پرسش ها عنوان شده است, به طورى كه اگر فقيه مى خواست خود تفريع فروع كند, متوجه اين فرع خاص نمى گشت; لذا مى توان مسائلى را كه در متون فقهى رايج نيامده, در اين گونه مجموعه ها پيدا كرد و البته اين خود دليلى بر پويايى فقه اماميه در طول تاريخ است.
٢. از آنجا كه بسيارى از اين پرسش ها از سوى فارسى زبانان مطرح شده و پاسخ نيز به همان زبان نگاشته شده است, مى توان اين مجموعه ها را آثارى ارزشمند در زمينه ادبيات فارسى دانست كه از پيشينيان به يادگار مانده است; براى مثال, مجموعه اى نفيس از قطب راوندى (م٥٧٣هـ.ق) به يادگار مانده كه براى شناخت زبان پارسى سندى با ارزش به حساب مى آيد.٥
٣. مجموعه هاى ياد شده از آنجا كه غالباً (به روز) بوده و تازه ترين (حوادث واقعه) را در بر داشته, مى تواند در زمينه شناخت وقايع تاريخى و تحليل آنها, اسناد ارزشمندى را در اختيار پژوهشگران قرار دهد. چنانكه پاسخ فقيهان به اين گونه پرسش ها مى تواند معرِّف شخصيت فكرى و سياسى آنان و ميزان آگاهى ايشان نسبت به اوضاع سياسى حاكم بر يك دوره خاص و چگونگى برخورد آنان با سلاطين وقت باشد.
اين امر بويژه در پاسخ به سؤالاتى كه در زمينه جهاد به هنگام جنگ ايران و روس از محضر علماى شيعه شده, قابل ملاحظه و بررسى است.٦ براى نمونه يك پرسش در اين زمينه را كه از عالم بزرگوار, محقق قمّى (ف: مقبره شيخان قم, ١٢٣١هـ) شده است, فراياد مى آوريم:
دربار قاجار, از يك سو براى اينكه بتواند نيروى مردمى را در جنگ عليه روس بسيج كند و از سوى ديگر براى اينكه بتواند براى حكومت جائر خويش مشروعيتى كسب كند, دو نفر از علماى دربار (به نام هاى حاج ملا باقر سلماسى و صدرالدين محمد تبريزى) را مأمور مى كند كه از ميرزا اذن جهاد گيرند. متن سؤال چنين است:
(هرگاه اين جهاد و دفاع محتاج به اذن مجتهد عصر باشد, هركس را كه لايق و قابل دانند, مرخّص و مأذون نمايند و متصدى شرعى نمايند كه مباشر عرف كه متصدى جهاد است, به اجازت, قيام و اقدام كند بر واجب مذكور. مسلمين و مجاهدين اطاعت و انقياد نمايند و شرع و عرف مطابق و موافق گردد.)٧
سؤال كننده گويى سياست و اداره جنگ را جداى از شئون فقيه دانسته, نام آن را (عرف) مى گذارد و سپس با تردستى خاصى به ظاهر براى اينكه عرف را موافق با شرع سازد! و در واقع امضاى اين فقيه والامقام را بر لزوم (تفكيك ميان سياست و ديانت) بگيرد و از اين رهگذر مُهر مشروعيت بر حكومت غاصب و جائر قاجار نهد, تقاضاى اذن جهاد مى نمايد. و البته اين نشانه اهميت بالاى ميرزاى قمى در زمان خويش براى شاه قاجار و همچنين شخصيت والاى اجتماعى او در قلوب مردم است.
به هر حال ميرزا با ديد تيزبين خود از لابه لاى سؤال, شخصيت پرسنده و هدف او را درمى يابد و مُشت او را چنين باز مى كند:
(صاحب اين سؤالات و كاتب اين مقالات, معلوم مى شود كه شخص عالمى است. اين لطيفه شما قرض باشد. جواب اين سؤال محتاج به (بحر طويل) است كه حال, مقام هيچ يك مقتضى اين نيست.)
آرى, در طول تاريخ شيعه, هميشه حاكمان ستمگر و فرمانروايان غاصب تلاش مى كردند تا خود را به فقيهان دين نزديك كنند تا بدين طريق خود را با آنان همسو جلوه داده و براى حكومت ظالمانه خويش مشروعيتى كسب كنند.
ميرزاى قمى, اين فقيه دورانديش, بر تزِ (جدايى بين سياست و ديانت) خط بطلان مى كشد و با صراحت تمام اعلام مى دارد: (از ابتلائات غير متناهيه اين حقير همين باقى مانده كه (عرف) را مطابق (شرع) كنم!)
اين مايه افتخار براى عالمان آگاه شيعه است كه سياست حاكمان عصر خويش را با نگاه تيزبين خود درك نموده و با آزادانديشى و عزّت نفسى كه از پيشوايان خود به ارث برده اند در هر زمانى موضع متناسب با سياست زمان خود را اتخاذ مى كردند.
و بالاخره ميرزاى قمى با شجاعت وصف ناپذير, مشروعيت سلطنت شاه قاجار را به زير سؤال مى برد و بر سر دستگاه حاكم فرياد مى زند كه: (كجاست آن بسط يدى از براى حاكم شرع كه خراج را بر وفق شرع بگيرد و بر وفق آن, صَرف غُزاة و مدافعين نمايد؟ و كجاست آن تمكّن كه سلطنت و مملكت گيرى را نازل منزله غزاى فى سبيل الله كند؟! مصرع: نام حلوا بر زبان راندن نه چون حلواستى!).
٤. هرچند فقهاى شيعه به علت نداشتن حكومت, مسندهاى رسمى قضا را در اختيار نداشتند و اگر در گوشه و كنار به شغل قضا مى پرداختند, به طور كتبى دادنامه اى از آنان بر جاى نمانده و نشانى از مجموعه آراى قضايى آنان به دست ما نرسيده است تا راهگشاى قضات در پرونده هاى مشابه قرار گيرد. ولى مجموعه هاى (سؤال جواب) مى تواند تا حدودى جاى خالى اين امر را پُر سازد; چرا كه سؤال ها در موارد زيادى كاملاً مشهود است كه از سوى قضات شاغل به امر قضا به محضر مفتيان تقديم مى شده و جوياى پاسخ بوده اند.٨ ب) معرّفى كتاب (سؤال و جواب) از سيّد محمّد كاظم طباطبائى يزدى ـ ره ـ
حاج سيد محمد كاظم طباطبائى يزدى (١٢٤٧ـ ١٣٢٧هـ.ق) از معدود فقيهانى است كه قدرت فقهى او زبانزد عام و خاص بوده و در تفريع فروع, نقّادى ماهرانه و سيطره كامل بر ابواب فقه به ويژگى و امتياز نامدار است. از ايشان حدود چهل عنوان كتاب, رساله و حاشيه بر جاى مانده كه معروف ترين آنها سه اثر زير است:
١. (العروةالوثقى). از ويژگى هاى اين كتاب, سلاست متن, جامعيت, در بر داشتن فروع زياد بويژه مسائل جديد, ترتيب نيكو و شماره داشتن فروع است و مجموعاً داراى ٣٢٦٠ فرع است.
٢. (حاشيه بر مكاسب) كه در آن (متاجر) شيخ اعظم انصارى را حاشيه نموده است. ويژگى مهم اين كتاب آن است كه در بسيارى موارد به شيوه عرفى به تفقّه در مباحث معاملات پرداخته است.
٣. (سؤال و جواب); همان گونه كه اشاره شد از ديرباز پرسش ها و پاسخ هاى فقهى از محضر مراجع, به صورت مجموعه اى گردآورى و تنظيم مى شده كه مجموعه هاى (سؤال و جواب) از علامه مجلسى, حجةالاسلام شفتى, محقق ثانى و ميرزاى قمى از آن جمله است. هم اكنون نيز اين روش ادامه دارد و مجموعه استفتائات امام خمينى ـ طاب ثراه ـ, مجمع المسائل آيت اللّه گلپايگانى, صراط النجاة آيت اللّه خوئى نمونه اين گونه آثار است. با اين همه چند ويژگى (سؤال و جواب) مرحوم سيّد يزدى را از ديگر مجموعه هاى ياد شده متمايز مى سازد:
١. در بسيارى از مجموعه هاى ياد شده بويژه آنها كه در سال هاى اخير از سوى مراجع معاصر منتشر گرديده, اشاره اى به مدرك فتوا نمى شود. از اين رو بيشتر, مقلّدين همان مرجع را مفيد مى افتد و براى پژوهشگر مباحث فقه چندان كارا نيست. ولى در اين مجموعه از آنجا كه سطح علمى سؤال كنندگان در اغلب موارد بسيار بالاتر از افراد معمولى بوده و نحوه سؤال كاملاً نشان دهنده اين امر است, از اين رو سيد يزدى در پاسخ, به مبانى فقهى و حتى گاهى به طرح نظريات مختلف و نقد و بررسى آنها پرداخته است. البته جامع الشتات ميرزاى قمى نيز از اين مزيت برخوردار است.
٢. اين مجموعه متعلق به زمان تحول جهان اسلام از نظر صنعتى, كشاورزى و تجارى است و لذا ارتباطات سهل تر شده و امكان مكاتبه و تماس براى مقلدين مرحوم سيد كه در اقصى نقاط بلاد اسلامى همچون ايران و هند و ساير بلاد شيعه نشين مى زيستند, فراهم شده بود.
از سوى ديگر در آن زمان رويدادهاى كاملاً جديد همچون جنگ جهانى اوّل, ضرورت هاى تازه و پديده هاى نوى را فراهم آورده بود كه حلّ آنها فقيه سترگى همچون سيد يزدى را مى طلبيد. پديده هايى چون اوراق نقديه, اسناد تجارى (برات, سفته, چك) انواع بيمه و غير اينها كه قبلاً سابقه نداشت.
در اين مجموعه, سؤال و جواب هايى در مورد اين مسائل مى يابيم كه در ساير مجموعه هاى پيش از آن سابقه نداشته است.
*
مجموعه سؤال و جواب هاى مرحوم سيد يزدى در زمان حيات ايشان و پس از فوت در حجم هاى مختلف به چاپ رسيده, ولى جامع ترين آنها مجموعه اى است كه توسط عالم جليل القدر ملا على اكبر خوانسارى (از اعضاى حوزه استفتاى مرحوم سيد) گردآورى و تنظيم گرديده و تحت اشراف فقيه والا مقام آيت اللّه محمد حسين كاشف الغطاء به چاپ رسيده است. مرحوم خوانسارى در ابتداى كتاب, تذكر مى دهد كه از ميان استفتائات مرحوم سيد, آنچه را كه داراى نفع عام و كاربرد فراوان در زندگى روزمره مردم بوده, گلچين نموده و گرد آورده است.
آن گونه كه از سخنان گردآورنده برمى آيد, اين كتاب داراى دو جزء بوده, چرا كه پس از تشكّر از مرحوم كاشف الغطا از وى مى خواهد كه جزء دوم كتاب را نيز مرد ملاحظه قرار دهد. ولى با كمال تأسف, اجل مهلت نمى دهد و گردآورنده (ملا على اكبر خوانسارى) به ديار باقى مى شتابد و هم اكنون از سرنوشت جزء دوم آن خبرى نداريم.
اين كتاب, ابتدا در مطبعه حيدريه نجف اشرف در سال ١٣٤٠هـ. به چاپ رسيد, ولى داراى اغلاط چاپى زياد بود و خواننده را با دشوارى هاى زياد مواجه مى ساخت. علاوه بر اين نسخه هاى كتاب به شدّت كمياب و تنها در چند كتابخانه مشهور يافت مى شد. با راهنمايى استاد دكتر سيد مصطفى محقق داماد و تشويق و اهتمام ايشان, اين اثر گران سنگ بار ديگر و به شكلى زيبا و جالب, به زيور طبع آراسته گرديد.٩ آنچه اين چاپ را متمايز مى گرداند موارد زير است:
١. براى تصحيح كتاب و برطرف ساختن اغلاط چاپى كتاب, سعى وافر مصروف شده و نسخه هاى گوناگون آن در كتابخانه هاى معروف كشور مورد ملاحظه قرار گرفته است.
٢. در استخراج منابع كتاب تلاش فراوان صورت گرفته و براى مزيد استفاده در پاورقى آورده شده است.
٣. به منظور سهولت دسترسى به مطالب, فهرست تفصيلى تدوين شده و در آن موضوعات مختلفى كه مرحوم سيّد بدان پرداخته, فهرست گرديده است.
٤. علاوه بر فهرست تفصيلى مطالب, فهرست موضوعى نيز به صورت الفبايى و بر طبق شماره سؤالات تهيه شده كه مى تواند براى پژوهشگران مباحث فقهى بسيار مفيد افتد.
٥. براى هر سؤال يك شماره مسلسل در نظر گرفته شده است, ولى سعى شده كه در متن كتاب تصرفى انجام نگيرد.
لازم به ذكر است كه تصحيح و تحقيق بخش اوّل كتاب (عبادات) توسط جناب آقاى سيد محمود مدنى بجستانى و بخش دوم (معاملات) كه حجم بيشتر كتاب را به خود اختصاص مى دهد, توسط نگارنده اين سطور, انجام گرديده است.
هرچند در اين راستا سعى وافر مبذول داشته ايم, ولى ادعا نمى كنيم كه كارى بى عيب و نقص ارائه كرده ايم, از اين رو از صاحب نظران بزرگوار براى بهينه شدن اين اثر, ارشاد خالصانه و كريمانه مى طلبيم.پاورقي: ١. براى نمونه ر.ك: وسائل الشيعه, ج١, ابواب نواقض الوضوء, باب١, حديث١, ص١٧٤. ٢. همان. ٣. براى نمونه در يك روايت, راوى از حكم آميزش جنسى قبل از طواف نساء سؤال مى كند و امام طبق آنچه نقل شده, پاسخ مى دهد: (ليس عليه شئ) وى از محضر امام بيرون مى آيد و براى دوستان خود پاسخ را نقل مى كند. آنان مى گويند امام از تو تقيّه نموده است; پيش از اين (مُيَسّر) همين سؤال را مطرح كرده و امام كفّاره يك شتر را بر او واجب ساخت. وى به محضر امام شرفياب مى شود و ماوقع را نقل مى كند. امام مى فرمايد: ميسّر قبلاً اين حكم را شنيده بود, آيا تو نيز شنيده بودى؟ مى گويد: نه. امام مى فرمايد: بنابراين بر تو باكى نيست. (وسائل الشيعه, ج٩, ص٢٦٥, حديث٢) در اين زمينه به مباحث مربوط به (علل اختلاف حديث) مراجعه شود. ٤. معجم رجال الحديث, ج١٦, ص٣١٨ و٣١٩; الذريعه, ج١٢, ص٢٤١ به بعد; در اين كتاب بيش از هفتاد مجموعه سؤال و جواب از فقيهان شيعى برمى شمارد كه بيشتر آنها پرسش هاى فقهى است. ٥. اين مجموعه در مجله (فرهنگ ايران زمين), شماره ٣, صفحه ٢٦٣ تا ٢٦٦ به چاپ رسيده است. همچنين كاربرد واژه (بيمه) در زمان سيد محمد كاظم يزدى (م١٣٣٧ق) كه در مجموعه (سؤال و جواب) وى آمده است (سؤال ٣١٢ و٣١٣) و اين در شناخت تاريخ ادبيات ما مى تواند مفيد باشد. ٦. موضع گيرى فقهاى شيعه در برابر جنگ ايران و روس, موضوع بسيار جالبى است كه تحقيقى طولانى و رساله اى جداگانه مى طلبد. در پاسخ به سؤال مردم در اين زمينه رساله هايى ارزشمند تحت عنوان (رساله جهاديه) از سوى اين فقيهان به رشته تحرير درآمده و بعضاً هنوز به صورت خطى در گوشه و كنار كتابخانه ها باقى مانده است. ٧. ميرزاى قمى, جامع الشّتات, به تصحيح مرتضى رضوى, ج١, ص٤٠٠, شماره ٤٨٥. ٨. سؤال و جواب سيد محمد كاظم طباطبائى يزدى, نشر علوم اسلامى, سؤالات: ٣٨٤, ٥٥٣, ٥٦٠, ٥٦١, ٥٦٨, ٥٩٠, ٥٩٣, ٥٩٦, ٦٠١, ٦٦٧, ٦٧٠, ٦٧٧, ٧٠٢, ٧١١; و جامع الشّتات ميرزاى قمى, ج٣, سؤال ٢٥٦, ٧٢, ٧٣ و غير اينها. ٩. براى توضيح بيشتر درباره ويژگى هاى اين كتاب به مقدمه عالمانه اى كه از سوى ايشان نگارش يافته, مراجعه شود.