آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - نامه ها
نامه ها
بسمه تعالى
سردبير محترم مجله آينه پژوهش دامت بركاته
با ابلاغ سلام در ارتباط با مكتوب فاضل ارجمند جناب آقاى بهرام حق پرست كه در شماره ٤٧, ص١٢٥ آن مجله به چاپ رسيده و ضمن آن دو نكته را درباره مقاله حسام الدين خوئى منتشره در شماره ٤٥ ص٨٤ ـ٨٧ تذكر داده بودند, لازم است به عرض برسانم كه:
در ارتباط با تذكر اول ايشان مبنى بر تعلق امراى بنى چوپان به قبيله (قايى) حق همان است كه آقاى حق پرست مرقوم داشته اند. و حقير در نوشته خود اشتباهاً آن را (قابى) درج نموده بودم كه بدينوسيله تصحيح مى گردد.
در رابطه با تذكر دوم ايشان مبنى بر اينكه: اظهار (آثار باقى مانده از حسام خوئى به نظم و نثر فارسى است) وجهى نداشته, بدليل آنكه فقط يك اثر منظوم از وى در اين مقاله معرفى شده, بايد عرض شود كه در مقاله مذكور چند اثر منظوم حسام معرفى شده بدين ترتيب:
١. نزهة الكتاب و تحفة الاحباب كه قسم چهارم آن به نظم است.
٢. نصيب الفتيان و تشبيب البيان كه فرهنگ منظوم عربى به فارسى است.
٣. تحفه حسام كه فرهنگ منظوم تركى به فارسى است.
٤. قصيده مصنوع كه شعر فارسى است.
٥. ملتمسات كه صد قطعه منظوم و رباعى است.
بنابراين ذكر اينكه آثار حسام خوئى به نظم و نثر است خالى از وجه نخواهد بود و در اين مورد حق با غير حق پرست است.
از آن سرور در انتشار اين مجله وزين و همچنين از توجه و عنايت جناب آقاى حق پرست كمال سپاس و امتنال را دارم.
على صدرائى خوئى
بسمه تعالى
خدمت سردبير محترم مجله آينه پژوهش
با سلام و اكرام
در شماره پيشين مجله بزرگوار آينه پژوهش (سال هشتم, شماره چهارم, مهر ـ آبان ١٣٧٦) مقاله اى با عنوان (نگاهى به شرح فصوص الحكم) به قلم آقاى عليرضا ذكاوتى قراگزلو نشر يافته بود. نويسنده محترم در مقاله خود كه به مناسبت چاپ جديد شرح فصوص الحكم, به تصحيح و تحقيق و اهتمام جناب استاد آشتيانى, درباره ابن عربى و عرفان او نوشته اند, به فهارس اين چاپ اشاره كرده اند و از جمله به فهرست اصطلاحات, كه به حق (مهمترين فهرست) اين كتاب خوانده بودند. اما ايشان بر اين فهرست ايراد كرده اند كه برخى از اصطلاحات به جاى آنكه هريك در جاى جداگانه و به صورت مواد مستقل آورده شود, همه با يكديگر و پى در پى, البته با نشانه هاى فصل, آورده شده و به قول ايشان تنظيم كننده (همه را يك كاسه) ساخته است. به عقيده ايشان اگر اين اصطلاحات تفكيك مى شد بهتر و درست تر بود. دليلى كه ذكر كرده اند اين است كه (زيرا به هر حال اين اصطلاحات به ظاهر مرادف تفاوت هاى ريزى با هم دارند.) (ص١١) به نظر اينجانب, كه ويراستار كتاب و تهيه كننده فهارس آن بوده است, در اين دليل سه نكته هست كه توضيح آن را بى فايده نمى بيند. نخست اينكه اگر ايشان بر اين عقيده اند كه (اين اصطلاحات تفاوت هاى ريزى با هم دارند) پس در اين صورت آنها را نمى توان (به ظاهر مرادف) خواند; چه از صفتِ (به ظاهر مرادف) مستفاد مى شود كه اين اصطلاحات در حقيقت مرادف نيست و به ظاهر مرادف مى نمايد, پس نبايد آنها را در رديف يكديگر آورد. حال آنكه (تفاوت هاى ريز) دلالت دارد بر آنكه تفاوتشان چندان مورد توجه نيست و از اين رو مرادف دانستنشان بى اشكال است ـ و حق نيز همين است. چه, تفاوت هاى ريز قابل اغماض است و مى توان ـ دست كم براى آسان تر كردن راهنمايى ـ از آنها صرف نظر كرد. در واقع به همين دليلى كه ايشان آورده اند, يعنى وجود تفاوت هاى اندكِ اين اصطلاحات با يكديگر, ويراستار آنها را تفكيك نكرده است و مجوز وى همان ريز بودن تفاوت ها بوده است. زيرا وقتى تفاوت ها ريز باشند, مرادف آوردن متفاوت ها رواست. به عبارت ديگر ترادف و تفاوت ريز مانعةالجمع نيست. البته ويراستار به آن تفاوت ها ــ كه حكم آن كليت ندارد ـ توجه داشته, اما به مقتضاى مصلحتى مهم تر و ضرورى تر فهرست را به آن صورت تنظيم كرده است. اين فهرست براى راهنمايى دانشجويان و علاقه مندان به حكمت و عرفان كه با اصطلاحات اين فن آشناى
يى ندارند, فراهم آمده تا با اصطلاحاتِ متعددِ مدلولاً واحد يا مصطلحات هم معنا ـ و احياناً به طور كلى هم معنا ـ در اين فن آشنا شوند و به تنوع اطلاقات از دريافتن معناى مشترك باز نمانند. خواننده اى كه فى المثل از اطلاق (ائمه اسماء) بر صفات ثبوتى خداوند بى اطلاع است از اين فهرست درمى يابد كه اين دو در اصطلاح عارفان به يك معناست. نكته دوم آنكه براى خواننده ناآشنا با اين اصطلاحات دانستن تفاوت هاى اندك يا باريك و دقيق ميان آنها بى فايده است. اگر كسى مثلاً معناى (احديت) را در اصطلاح عرفان نظرى نداند براى او دانستن اينكه اين اصطلاح تفاوت ريزى با اصطلاح (عماء) دارد فايده چندانى نخواهد داشت. اما اصطلاح آشناتر يا مفهومتر (مرتبه واجبيت) يا (موجود مطلق به شرط محوضت) معناى احديث را براى او روشن خواهد كرد.
سوم اينكه توجه دادن يا يافتن به تفاوت ريز پس از آگاهى به ترادف و نزديكى بارز است, نه پيش از آن. اگر خواننده علاقه مند و كنجكاو باشد با تفحص در متن كتاب, و با راهنمايى همان فهرست, خود پى به تفاوت دقيق اصطلاحات ـ به فرض موجود ـ خواهد بود.
اينجانب گمان ندارد فهرستى با اين ويژگى براى كتابى عرفانى ـ آن هم كتابى به اين دشوارى ـ تاكنون سابقه داشته است. به كار بستن روشى كه نويسنده مقاله گفته اند كار تهيه اين فهرست را آسان تر و زحمت ويراستار را كم تر مى كرد; اما مدوِّن به اميد حصول همان فايده از اين فهرست, كه گفته شد, كار شاق ترتيب اين نوع فهرست اصطلاحات را بر عهده گرفت و رنج آن را بر خود نهاد; و اميدوار است سعى وى بى نتيجه نبوده باشد.
هرمز بوشهرى پور