آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - كتابشناسى شيخ محمّد غزالى - پورعقيل محمدعلى
كتابشناسى شيخ محمّد غزالى
پورعقيل محمدعلى
١. الأسلام و الأوضاع الأقتصاديه
چاپ هفتم: ١٩٨٧م, انتشارات دارالصحوة قاهره, ٢١٤ص. (چاپ اوّل: ١٩٤٧م)
شيخ محمد غزالى در مقدمه چاپ هفتم اين كتاب كه اولين اثر اوست, مى نويسد: (اين كتاب حاوى ديدگاه هايى است كه نيازمند به تجديد نظر دارد و بسيارى از موضع گيرى ها نيز نيازمند توضيح است. پاره اى از آرا و استنباط ها با توجّه به پيدايش حقايق تازه ممكن است نياز به بازنگرى داشته باشد; زيرا آراى نويسنده مربوط به تجربه دهه هاى گذشته است.) از جمله عناوين كتاب مباحث زير است:
دارا و ندار; درگيرى نيكى و پليدى; آيا پليدى تنها انگيزه هاى اقتصادى دارد؟; آيا نيكى دليل اقتصادى دارد؟; استعمار داخلى زمينه ساز استعمار خارجى; كاربرد ناصحيح دين در حل گرفتارى هاى همگانى; ضوابط مالكيّت خصوصى; آيا ماليات زمين به جاى زكات كافى است؟; ناشكوفايى دين در جامعه هاى منحط; ارزش خرد و دين.
٢. الأسلام و المناهج الأشتراكيه
چاپ اوّل: ١٩٦٠م, انتشارات دارالكتب الحديثه, قاهره, ٢٧٠ص.
اين كتاب فريادى بود بيدارگر بر زورگويى دشمنان اسلام كه حيثيّت مبلغان مسلمان را تهديد مى كردند و فراخوانى بود سرشار از خوش بينى براى برگشت به منابع اصيل اسلامى و تعيين جايگاه آن در ارتباط با علم, نظام سياسى, نظام اقتصادى, نظام اجتماعى و مكاتب جديد.
عناوين عمده كتاب عبارت است از: اسلام در سرزمين خود; حيثيت مبلغان در معرض تهديد; امنيت اجتماعى; جامعه نمونه; كاركرد دولت; فلسفه دارا و ندار; گريز از دنيا يعنى انهدام دين; فساد سياسى زشت ترين بيمارى مسلمانان; توزيع مالكيّت; جايگاه فرد در زندگى اجتماعى; سيستم مالكيّت زمين در اسلام; دين و ربا; احتكار, درگيرى اسلام و كمونيسم.
٣. الأسلام المفترى عليه بين الشيوعين و الرأسماليين.
چاپ اوّل: ١٩٥٠م, دارالكتب العربى قاهره, ١٧٨ص.
نويسنده در مقدمه كتاب مى نويسد: (در زمان اشغال مصر و حاكميّت اقليّت هاى سياسى در سال هاى ١٩٤٤ـ١٩٤٩ ميلادى كه نژادپرستى انديشه و قلم را نابود و حقوق و آزادى ها را از بين برده بود, اين اوراق در معرض نابودى قرار گرفت و به رغم آنكه آثار فراوانى در زمان وحشت طراحى شده براى تخريب خانه ها و گشودن در زندان ها, از بين رفت; اين اوراق از كام نابودى بيرون كشيده شد. در دو كتاب پيشين, بحث هاى فراوانى درباره حقيقت سيستم مالى در اسلام و يا آنچه كه بطور كنايى از آن (سوسياليسم اسلامى) ياد مى شود, انجام داده ام و مى توانم بگويم با شيوه اى كه برگزيده ام سرمايه دارى و كمونيسم را به خشم آورده ام.)
اكثر بخش هاى كتاب پيش از اين, به طور پراكنده طى حدود سى شماره در يكى از نشريّه هاى دينى نشر يافت. مؤلف در مقدمه چاپ سوّم مى گويد: (اين كتاب و دو كتاب پيش از اين (الأسلام و الأوضاع الأقتصاديه و الأسلام و المناهج الأشتراكيه) جزو اولين كتاب هايى است كه به زبان عربى درباره اين موضوعات نوشته شده است; البته در زمانى كه اين قبيل مباحث در حوزه دين, ادب و سياست عربى ناآشنا بود اين كتاب ها آغازكننده اين بحث بود و بعدها ديگران آن را پيش برده و توسعه داده اند.
كتاب در واقع پرده بردارى دليرانه از ستم هاى اقتصادى دردناكى است كه بر مردم تحت حاكميت استعمار سفيد و سرخ به طور مساوى اعمال مى شود. گفتارهاى كتاب كوتاه است, امّا زير عناوين كلى ترى جا گرفته است; اين عناوين عبارتند از: تمدّن در كشاكش دين و الحاد; پايه هاى برادرى همگانى, نمونه هايى از عدالت اسلامى; فقه اسلامى همگام با پيشرفت اقتصادى, سخنگوى رسمى اسلام و درس هايى آسمانى.
٤. الأسلام و الأستبداد السياسى
چاپ سوم, ١٩٨٤, دارالكتب الأسلامية, ٢٢٧ص.
كتاب سخنرانى هايى است كه غزالى در سال ١٩٥١ در زندان انجام داده است و بعدها قسمت هايى از آنها در بعضى نشريّه ها چاپ شد, امّا صورت كامل آن ده سال و اندى مجال نشر نيافت. كتاب تأثير گسترده اى در تهديد ستم پيشه گان داشت و استقبال از آن سريع تر از آن بود كه تصور مى شد. نويسنده با اين كتاب از توطئه هاى طراحى شده پرده برداشت. و توده مردم را از نتايجى كه تسليم در برابر آن, بر جامعه و دولت به بار مى آورد برحذر داشت.
شيخ در كتاب تأكيد مى كند كه اسلام حاكميت فردى و استبدادى را قبول ندارد و آموزه ها و اصول آن جامعه را به شورا و رأى همگانى فرا مى خواند و امّت اسلامى نيز در زمان پيامبر(ص) و خلفاى راشدين, چنين بود. اسلام همچنين مردم را به مبارزه فرا مى خواند و آن را بر هر كس كه توان مبارزه دارد, واجب گردانيده است. غزالى در اين كتاب پاره اى از مسائل اسلاميِ روز را مطرح كرده و نظر خود را در آن باره ارائه داده است. كتاب شامل مباحث شورا, جهاد, برده دارى در جاهليّت, مسائل روز و مسائل اسلامى است.
٥. من هنا نعلم
چاپ ششم, ١٩٦٥, دارالكتب الحديثه, قاهره, ٢٤٣ص.
اين كتاب نقدى بر زياده روى و خلط مفاهيم در كتاب (من هنا نبدأ) از استاد خالد محمد خالد است. به عقيده غزالى آزادى بيان به مفهوم جانبدارى از اشتباه و سكوت در برابر آن نيست. غزالى در اين كتاب جدايى ناپذيرى رابطه دين و دولت را تبيين كرده است و يادآور شده كه هر گونه تلاش براى جدايى بين آن دو به تخريب اسلام و دشمنى با آن منجر مى شود; زيرا ركن اصلى اسلام, عقيده و شريعت است. كتاب تنها رد شبهه هايى نيست كه شيخ خالد به وجود آورده, بلكه در واقع دفاع از تعاليم اسلام و بيان ارزش آن است. با آن كه شيخ غزالى در انتقادهايش تند بود, ولى با شيخ خالد رابطه دوستى داشت و اين دوستى را همچنان حفظ كرد و فتواى الأزهر مبنى بر ابطال گواهى نامه شيخ خالد را رد كرد. كتاب در بر گيرنده نقد ديدگاه شيخ خالد درباره حدود و ضرورت اجراى آن; بدعت جدايى دين از دولت; نقش اجتماعى زن; كهانت و اسلام; تحديد نسل; ملى گرايى عربى و اسلام است.
٦. تأملات فى الدين و الحياة
چاپ دوم, ١٩٩٢, دارالدعوة اسكندريه, ٢٥٧ص.
اين كتاب مجموعه مقاله, خاطره, پژوهش و ديدگاه هاى غزالى است. او در اين كتاب به موضوعاتى پرداخته است كه همچنان نيازمند پژوهش و نقد و بررسى است. ارائه دين به مردم به عنوان محرّك زندگى و معرّفى ايمان و تقوى به عنوان ضابطه زندگى از نيكوترين مباحث كتاب است. غزالى بسيارى از اين مطالب را در زمانى كه سردبير مجله اخوان المسلمين بود, نگاشته است كه پاره اى از آن مقاله ها بعدها به شكل كتابى نشر يافت. غزالى در مقدمه كتابش از بعضى رفتارهاى شخصى اش سخن مى گويد كه در نظر مردم با ذهنيّت هايى كه درباره مبلغان و رجال دين دارند, هماهنگ نيست. وى نمى توانست وقارى موهوم ارائه دهد و اگر هم چنين مى كرد موفق نمى شد; به شوخ طبعى تمايل داشت و در هر چيزى جنبه هاى شاد آن را مى جست; رفتارش مردمى بود…. او مردم را دوست داشت و به پاكى و راستى توده مردم مسلمان مطمئن بود…. غزالى يادآور مى شود كه پاره اى از مبلغان در سلوك خود از پيامبر پيروى مى كنند و در راه خدا صادقانه تلاش مى ورزند و برخى ديگر زاهدنما و مبلّغانى كاسب كارند.
بعضى از عناوين كتاب چنين است: سياست آزادى و مقاومت, خاطراتى از صحرا, از صميم دل, نقد و بررسى, تصاويرى از گذشته.
٧. عقيدة المسلم
چاپ سوم ١٩٩٠, دارالدعوه اسكندريه و در سال ١٩٨٧م, دارالقلم دمشق, ٢٦٢ص.
اين كتاب شامل بحث هايى ساده درباره اعتقادات اسلامى است كه در سايه نصوص قرآنى و روايى و بر طبق اصول علمى بررسى شده است. فرق اين كتاب با كتاب هاى فيلسوفان و متكلمان در اين است كه اين كتاب عقل و دل را مورد خطاب قرار داده و احساس و انديشه را به حركت فرا مى خواند. واكنش هاى روانى را همگام با توانايى هاى عقلى بيدار كرده است و نتيجه آن كارى جدّى در زمينه تربيت روانى, اجتماعى و سياسى است. نويسنده تلاش كرده است صعوبت تفكّر عقلى را با پرتوى از احساس زنده كم كند. او در اين راه چندان خود را به رنج نيفكنده است و تنها با روى كرد به نصوص قرآنى و روايى آن را سامان داده است و برخلاف كتاب هاى كلامى متداول كه گاه به ندرت مى توان آيه اى يا حديثى در آن ها يافت, اين كتاب سرشار از استدلال به نصوص دينى است. پاره اى از عناوين كتاب عبارتند از: حقيقت نخستين, يگانگى مطلق, كمال برتر, قضا و قدر, عمل زيربناى ايمان, گناه و توبه, اخبار غيبى و جاودانگى.
٨. خُلق المسلم
چاپ ششم, ١٩٨٧, دارالقلم دمشق, ٢٤٨ص.
كتاب برگزيده اى از آيات قرآنى و سنت نبوى است كه در آن مسلمان را به ارزش هايى كه دين, دنيا و آخرت آنان را تأمين مى كند; فرا مى خواند. در پايان هر بحث تفسيرى كوتاه براى مداواى انحراف و سقوطى كه مسلمانان اين عصر در پى گرفتارى و مشكلات اخلاقى بدان مبتلا شده اند, ارائه مى دهد. اين كتاب در راستاى ارائه شيوه اى براى تربيت مسلمان بر پايه عقيده صحيح و رفتارى استوار, همچون جلد دومى براى كتاب عقيدة المسلم به شمار مى آيد.
پاره اى از عناوين كتاب عبارتند از: اركان و مبادى اخلاقى اسلام, به سوى دنيايى بهتر, انسان بين خوبى ها و بدى ها, مجازات جرايم اخلاقى, حوزه اخلاق فراگير همه, راستى, امانت, ميانه روى و عفاف, پاكيزگى, آرايش و سلامتى, دوست گيرى, دانش و خرد, بهره گيرى از وقت و درس آموزى از گرفتارى ها.
٩. التعصب و التسامح بين المسيحيّه والأسلام
چاپ دوم ١٩٩٣, دارالتوزيع والنشر الأسلاميّه قاهره, ٣٦٢ص.
انگيزه نگارش اين كتاب, پاسخى به ادّعاهاى ضد اسلامى يك مسيحى بود. شيخ تعهد كرده بود تا دم مرگ نام مسيحى مزبور را افشا نكند.
زيرا كينه هاى قبيله اى و جنگ هاى دينى در جهان اسلام جايگاه ندارد و اسلام از آغاز پيدايش بر اين مرام بود كه با ديگران با لطف و آسان گيرى زندگى كند و در جعل قانون و خلق رفتار و منش حسن هم جوارى را مراعات كند. بناى اسلام از بين بردن مخالفان و تضييع حقوق آنان و يا تغيير اجبارى دين آنان و دست درازى ستمكارانه بر مال, جان و آبرويشان نيست.
مهم ترين موضوع هاى اين كتاب عبارتند از: مسلمانان و اهل ذمّه, ورود مسيحيّت به مصر, اسلام تعصب و تسامح, اتّهام هاى مستشرقان بر اسلام, تسامح اسلام با اديان ديگر.
١٠. فقه السيرة
چاپ دوم, ١٩٨٧, دارالريان للتراث قاهره, در سال ١٩٧٦ دارالكتب الحديثه, ٤٩٨ص.
اين كتاب را شيخ با چشمى گريان و دلى ناآرام نگاشت. قسمت هاى زيادى از آن را در مسجد نبوى و بخش هاى ديگر را در حرم شريف نوشت. در نگارش آن بر قرآن و سنت صحيح و تفكّر بالنده تكيه كرده است. غزالى به شيخ ناصرالدين أبانى اجازه داد كه درباره احاديث موجود در آن تحقيق كند. وى پس از تحقيق پاره اى از آن ها را ضعيف شمرد. شيخ به عنوان تشكر از تلاش أبانى و تبيين ديدگاه وى درباره احاديث در تأييد نظر وى ترديدى به خود راه نداد. غزالى در اين كتاب بين شيوه مورّخان جديد كه به تحليل و بررسى و پيوند حوادث در يك شبكه به هم پيوسته مى پردازند و روش پيشينيان كه به جمع آثار, بررسى اسانيد و يادكرد وقايع ريز و درشت مى پرداختند, جمع كرده است و با اين شيوه, اجزاى سيره نبوى را همچون موضوعى مرتبط كه همه اجزاى آن يك روح كلّى را تأييد مى كنند, ارائه داد. وى آنگاه نصوص و روايات ديگر را به گونه اى كه هماهنگى با يگانگى موضوع دارند, مطرح مى كند و در نتيجه, سيره از نظر وى ايمان را مى پروراند, اخلاق را مى پيرايد و مقاومت از آن شعله مى كشد.
او سيره را چنان مى نويسد كه گويى سربازى از فرمانده اش و يا شاگردى از استادش مى آموزد. كتاب در عناوين زير تنظيم شده است: رسالت و امام, از ميلاد تا بعثت, تلاش براى دعوت, هجرت همگانى, پايه هاى بنيان جامعه نو, مقاومتى خونين, تحوّل جديد, زنان پيامبر, رفيق اعلى.
١١. فى موكب الدعوة
چاپ دوم ١٩٥٧, دارالكتب العربى قاهره, ٢٦٢ص.
غزالى در اين كتاب شور و احساس مبلغان را برمى انگيزد و همّت آنان را به حركت درمى آورد و با سستى و تنبلى در نهاد ايشان به مبارزه برمى خيزد. شيخ اين كتاب را نه براى بيان ديدگاه خود, كه براى بيان نظر اسلام درباره شؤون اسلامى نگاشته است.
شيخ در اين كتاب اندوه خود را از عقب ماندگى بعضى از رهبران مسلمان در زمينه تبليغ و نااستوارى آنان در انجام تكليف كه موجب ضعف و ناتوانى قدرت اسلام شده است, ابراز مى دارد. كتاب در واقع نقد سياست داخلى جبهه اسلامى است كه سستى و انحراف آن زمينه حاكميت منافقان و دجّالان شده است. مهم ترين عناوين آن عبارت است از: مرگ قهرمانان در نيمه راه, گونه هاى قدرت از نظر قرآن, وطن تنگ و وطن گسترده, درس هايى از سيره پيامبر(ص), آيا حكم شرعى آخرين سخن است؟ آرى, دين دولت اسلامى, اسلام دانشگاهِ جهاد و تربيت; بردگى, فتنه گرى است نه آموزشى, تحريف كلام از جايگاه خود.
١٢. ظلام من الغرب
چاپ دوم, ١٩٦٥, دارالكتب الحديثه قاهره, تجديد چاپ در ١٩٧٩, دارالأعتصام قاهره, ٣٤٣ص.
كتاب ردّ بر مستشرقان مصرى است كه در مصر به دنيا آمده, امّا افكارشان در غرب پرورش يافته است. به نظر غزالى, آنها در واقع كافران به اسلام و عربيّت و سفيران غرب هستند. هدف كتاب معرّفى اين قبيل مستشرقان و طرد آنان از صحنه زندگى مردم است.
نويسنده حركت هاى بيمارگونه, اهداف وارداتى و تلاش هاى مستمر و برخاسته از انحراف عقلى و يا روحى آنان در راه دست يابى به دين و تاريك ساختن آينده آن را توسط اين قبيل افراد پى گيرى مى كند تا راه جاهليّت مدرن را براى نابودى دين و امّت اسلامى ببندد.
مهم ترين عناوين كتاب عبارتند از:
در كشاكش عقل و عاطفه; اسلام و ملّى گرايى عربى, جزر و مدهاى گذرا, در حوزه تشريع, جاهليّت مدرن, چگونگى پاس داشت اخلاق, جامعه ها در دوراهى پيشرفت و نابودى, به سوى وحدت اسلامى با عزّت, اسلام و تمدّن جديد.
١٣. جدّد حياتك
چاپ اوّل, ١٩٨٩م/ ١٤١٠هـ.ق, دارالدعوة قاهره, ٢٣٢ص.
كتاب راهنماى كسانى است كه مى خواهند صفحه جديدى در زندگى خود بگشايند. همچنين پژوهشى تطبيقى است ميان تعاليم اسلام و راست ترين و پاك ترين دستاوردهاى تمدّن غرب در زمينه تربيت و رفتار; به عبارت ديگر انطباق كتاب ديل كارنگى با عنوان (اضطراب را كنار نهيم و زندگى را آغاز كنيم) با اصل اسلامى. مؤلف وظيفه فطرت سالم بشرى را در شناختن و شناساندن حق توضيح مى دهد و بى بهرگى شخص و جامعه اش از وحى الهى را آنجا كه نهادى آلوده و طبعى بيمارگونه دارد, نشان مى دهد; همچون نابينايى كه از منظره زيباى صبحگاهى و يا غروب آفتاب لذّتى نمى برد. فطرت سالم تجربه ها و آزمايش هايى را در كتاب ديل كارنگى به نمايش گذاشته است كه نمايى از حكمت وحيانى پيامبرى است. به تعبيرى ديگر الهام تجربى و وحى آسمانى با هم يكى شده اند.
كتاب داراى اين عناوين است: براى امروز زندگى كن; چگونه اسباب اضطراب و آفات تنهايى را از خود دور كنيم; بر از دست رفته گريه مكن; از هيچ كس انتظار تقدير نداشته باش; معنويت پيامبر(ص), به مقدار ارزشت ارج گذاشته خواهى شد; خود را بسنج!
١٤. ليس من الأسلام
چاپ ششم, ١٩٩١, انتشارات مكتبه وهبه قاهره, ٢٦٢ص.
مؤلف در اين كتاب بر سرِ آن است تا مسلمان را با اصول و فروع اسلام در حدى كه لازم است آشنا سازد. مؤلف براى توضيح و تفهيم مطلب كوشش مى كند از زبان و اصطلاحات فنّى پرهيز كند. همچنين در تلاش است پيرايه هايى كه مسلمانان به دين خود بسته اند از آن بزدايد و معارف دينى را در چهارچوب درست آن بدون كاستى يا افزودنى و بدون كم گذارى و يا زياده روى ارائه كند و آثار بدعت و خرافات را شناسايى و تبيين كند. آفاق فرهنگ اسلامى را توسعه دهد و براى جويندگان قابل دسترس سازد و موانع را از پيش پاى بردارد; نيز زاويه هايى از دانش را كه توده مسلمانان از آن محروم بودند معرّفى و بين آنان متداول سازد. زيرا آموزش فراگير و معيّن در خدمت به اسلام و بزرگداشت ملّت مسلمان از آموزش فنّى كه در انحصار متخصّصان مى ماند بهتر است. اين كتاب موجب خشم پاره اى متحجران كم دانش شد, چرا كه آن را در راستاى مقاومت پيشوايان درگير در بيدارى عقل اسلامى جامعه مى ديدند.
برترين عناوين كتاب عبارت است از: شريعت اسلام; اهداف و روش هاى آن; نوآورى در دين; نوآورى در انديشه اسلامى; بدعت هاى دينى از قبيل وحدت وجود [!]; قوم گرايى; بدعت هاى عبادى و بدعت هاى رفتارى.
١٥. الثقافة الأسلاميه
چاپ اوّل: ١٩٨٠, انتشارات دانشگاه ملك عبدالعزيز, جدّه.
اين كتاب كه با همكارى استاد عبدالرحمان حنبكه نوشته شده است و جزو كتب دانشگاهى و از كتاب هاى درسى براى واحد فرهنگ اسلامى به شمار مى آيد, در بر گيرنده بحث هاى زير است:
عقيده, عبادت, اخلاق, قرآن, سنت, حديث, اجماع و اجتهاد.
١٦. من معالم الحق فى كفاحنا الأسلامى الحديث
چاپ دوم, ١٩٨٤, دارالأعتصام, قاهره, ٢٠٠ص.
به نظر مؤلف مسؤوليت مسلمانان در قبال ضربه هايى كه در عصر كنونى به اسلام وارد شده است, بيش تر از دشمنان اسلام است. چون با سستى, كوتاهى, فزون خواهى و استعمارزدگى نمى توان به پيروزى دست يافت, به خصوص زمانى كه اين رزايل در جبهه خودى همه گير شود و جبهه مقابل با نشاط و آماده كارزار باشد. غزالى در اين باره تنها جامعه اش را سرزنش نمى كند, بلكه به كوتاهى خود نيز معترف است. با اين حال تأكيد مى كند كه در افشاى اشتباهاتى كه ميان مسلمانان گسترش يافته, هيچ گاه از موضع خود عقب نشينى نكرده است. به همين دليل نيز به تجديد چاپ اين كتاب و كتاب ديگرى در همين موضوع كه قبلاً كنار نهاده بود, اقدام كرد. زيرا پرده پوشى در اين باره را بيهوده مى دانست و آن را جزيى از تاريخى تلقى مى كرد كه لازم است درباره جزئيات حوادث آن انديشيد و از آن بهره برد.
موضوعات اين كتاب عبارت است از: مقررات اجبارى (واقعيت هاى ارتباط با اسرائيل), مبارزه با اسلام (قلم هايى با عنوان مبارزه با تعصب با اسلام مى جنگند), درس ها (اسلام معيار قضاوت و ارزش گذارى), اسلام مصلح, علم به ايمان فرا مى خواند, فرق غيبت و نقد, طبيعت اسلام.
١٧. كيف نفهم الأسلام
چاپ دوم, ١٩٩١, دارالدعوة قاهره, چاپ اوّل دارالكتب الأسلاميه, قاهره, ١٩٨٣, ٢١٨ص.
كتاب در بر دارنده توضيحى درست پيرامون معارفى است كه جامعه اسلامى از آن بى اطلاع يا كم اطلاع است. همچنين حاوى تلاشى براى تغيير و ردّ خرافات علمى, اخلاقى و اعتقادى كه در همه جا پراكنده و راه يافته و چيزهاى ديگرى كه بايد بيان مى شد و نشده است. همچنين احياى سنّت هاى اسلامى ريشه دارى كه امروزه وقتى به گوش مردم مى خورد, از شگفتى انگشت به دهان مى مانند, سنّت هاى ناآشنايى كه جاى آن را سنّت هاى غير شرعى گرفته است و اگر كسى در فكر تغيير آنها باشد, چنان جنجالى راه مى افتد كه گويى دستورات دينى مورد تغيير قرار گرفته است نه آثار جاهليت. مهم ترين عناوين كتاب چنين است: درباره معرفى اسلام; آفت هايى در زمينه آموزش دينى; نشاط علوم روز; ناآگاهى به دنيا و سقوط در آن; جدايى تاريخى بين علم و حاكميّت; اعتقاد; رابطه الهى و شيوه انسانى; نوگرايى در حوزه سنت; چرا مسلمان هستم؟
١٨. الأستعمار احقاد و اطماع
چاپ سوّم, ١٩٩٣, دارالكتب الأسلاميه, قاهره, ٢٦٨ص.
كتاب از بزرگ ترين و سرسخت ترين دشمن اسلام بحث مى كند و آفت هاى آن را بيان مى كند و رفتارهاى شرمگينانه اى از استعمار را يادآور مى شود. از اسلام و صلح جويى آن حرف مى زند تا مردم از اين نكته آگاه گردند كه چه عدالت سرشارى در بين ما بود و چه ظلم فراوانى بر ما رفته است. آنگاه به پسگرايى اخلاقى فرهنگى و قانونى كه تهاجم فرهنگى در كشورهاى ما ايجاد كرده, اشاره مى كند… تهاجم فرهنگى كه جنگ هاى صليبى به بار آورد… استعمار در واقع كينه دينى و زياده طلبى دنيايى است… دنيا مردمى چون بازرگانان استعمارگر جديد را كه پست ترين نقشه ها را زير عناوين و كلمات شيرين پنهان كنند نديده است.
غزالى تأكيد مى ورزد كه جامعه اسلامى جز با نجات از كينه كينه توزان و آزِ آزمندان, نمى تواند گام در روشنايى بگذارد. از جمله عناوين كتاب بحث هاى زير است: چگونه بر ما هجوم كردند؟ يهودى سازى و مسيحى سازى, كشتار يا بردگى, صلح مسلّح, نيرنگ.
١٩. نظرات فى القرآن
چاپ ششم, ١٩٨٦, دارالكتب الاسلاميه, قاهره, ٢٥٤ص.
از نظر ترتيب اين كتاب كه هجدهمين اثر شيخ غزالى به شمار مى آيد و اطلاعات خوبى از قرآن را در بر دارد, ثمره تلاش پيشوايان گذشته و محدثان دانشور را در اسلوبى ارائه مى كند كه با روش پيشنهادى فرهيختگان امروزى در زمينه ادب دانش هماهنگ است.
غزالى در اين كتاب به مسائل دينى و اجتماعى كه فكر جهانيان و بخصوص مسلمانان را به خود مشغول ساخته, مى پردازد. در مكتب و فكر غزالى علم بريده از واقعيت هاى اجتماعى مفهوم ندارد و قرآن را هيچ گاه نمى توان از زندگى جدا كرد. قرآن جز براى تبيين درستى و نادرستى ايده هاى زندگى و نفى و اثبات مقتضيات آن نازل نشده است.
عناوين كتاب عبارت است از: قرآن چگونه نازل شد و چرا جاودان گشت و چسان گردآورى شد؟ نمونه ها و طرح ها در قرآن; انسان, زندگى, ثروت, الوهيّت, نبوّت و داستان ها; اعجاز قرآن: معنوى, علمى و بيانى; قرآن و اهل كتاب, بحثى درباره نسخ.
٢٠. مع اللّه: دراسات فى الدعوة والدعاة
ج٢, ١٩٩٣, اخبار اليوم; چاپ اوّل ١٩٨٩ دارالقلم دمشق.
غزالى اين كتاب را نه براى عموم, بلكه براى مبلّغان نوشته است و به دستور شيوخ الأزهر قسمت هايى از آن را براى طلبه هاى بخش تبليغ و ارشاد تدريس كرده است.
كتاب داراى چندين فصل و هر فصل شامل چند بحث است. از جمله عناوين كتاب است: آشنايى با تبليغ, قوانين كلّى در دعوت پيامبران به دين, كاروان تبليغى, ابزار تبليغ, مقابله با مخرّبان, نمونه هاى زنده از قرآن و سنت در شيوه تبليغ, سخن خلفاى راشدين و دانشوران اسلام.
٢١. معركة المصحف فى العالم الأسلامى
چاپ دوم, ١٩٧١, دارالكتب الحديثه, قاهره, ٣٥٧ص.
اين كتاب گامى است در ادامه تلاش هايى كه براى دفاع از قرآن و امت اسلامى مورد تهاجم, انجام گرفته است. نويسنده به كشور اسلامى خاصى نظر ندارد, بلكه به امروز و فرداى امّتى مى نگرد كه استعمار سياسى و فرهنگى همه بخش هاى آن را به فساد آلوده است. مؤلف تأكيد مى كند كه مسلمانان معتقدند آنچه در قرآن است, خواست خدا از بندگانش است. و قرآن قواعد و قوانينى را در بر دارد كه همه پيامبران براى آن مبعوث شده اند. كتاب مرسلى است كه تا آخر عمر, انسانيّت را همراهى خواهد كرد, و الگوى كامل حق در زمينه عقيده, عبادت, مردم و ارتباطات آنان است. اين دين همچنين متكفّل معاش انسان ها در اين دنيا و معادشان در آخرت است. مقاله هاى كتاب, مبارزه با سلطه خارجى از راه انقلاب مردمى, ايجاد اميد به پيروزى و بنيانگذارى زندگى اجتماعى ـ سياسى بر طبق اصول اسلامى را هدف قرار داده است.
مهم ترين عناوين آن عبارت است از:
قرآن براى روح; جامعه و دولت; عبادت و حاكميت; اسلام در طول تاريخ زندگى توده ها را جهت داده است; پاسدارى حق با معيار ايمان; نوگرايى سياسى اسلامى; استعمار فرهنگى; جايگاه زن در جامعه.
٢٢. كفاح دين
چاپ پنجم, ١٩٩١, مكتبة وهبة, قاهره, ٣١٢ص.
نويسنده در اين كتاب رنج و دردى را تبيين مى كند كه اسلام و مسلمانان در پى پيروزى سياست استعمار در ايجاد حكومت هاى وابسته متحمل شده اند. وى پس از پيگيرى جاى پاى استعمار در كشورهاى آزاد شده, نمونه هاى فراوان و گوناگونى را از چگونگى برافراشته ماندن بناى استعمار در پاره اى از دل ها ـ به رغم درهم پيچيده شدن بساط استعمار ـ نشان مى دهد.
مؤلف در مقدمه از احساس خود درباره دستيابى امّت مسلمان به مرحله مهمّى از آزادى از بند استعمار سخن مى گويد و از اين كه بيدارى عربى, آرزوها و حقوق امّت عرب تبديل به حركتى موفق بدل شده, بحث مى كند. جنبه هاى اسلامى و جهت گيرى هاى مثبت قوم گرايى عربى را كه جمال عبدالناصر از آن سخن مى گفت, ياد كرده و خشنودى خود را نسبت به اين شعارها و آثار آن بيان مى كند, امّا نسبت به انگيزه نيروهاى دست اندر كار كه تهى از دين بودند, از اين كه شعاهاى ياد شده را پوششى براى حفظ آثار فكرى استعمارگران بسازند, هشدار مى دهد و تأكيد مى كند كه نبايد اجازه داد بر اين شعارها رنگ خارجى بخورد, روح دينى آن سست شود; به ضعف ادبيّات عربى گرفتار گردد تاريخ اسلام را زشت بنمايد يا به سقوط اخلاقى منجر شود. چون همه اينها خروج از قانون اساسى و عقب انداختن انقلاب در ديگر كشورهاست.
به نظر مى رسد نيروهاى تجاوزگرى كه شعارهاى انقلاب را از مفهوم اسلامى خالى كردند, مصر را در دوران جمال عبدالناصر رهبرى مى كردند و در نتيجه مصر آلوده به فساد به قهقرى كشيده شد. غزالى در مقدمه كتاب قذائف الحق مى نويسد: جمال عبدالناصر چون ابزارى برنده در دست قدرت هاى كينه توز جهانى عليه خدا, پيامبر(ص) بود و چندين برابر از كرومر براى مصر زيانبارتر بود. مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: همكارى بين مسلمانان و مسيحيان; رويكرد جديد صهيونيسم; فرهنگ فراموش شده; دنياى عيش و نوش.
٢٣. الأسلام و الطاقات المعطّله
چاپ چهارم, ١٩٨٣, دارالكتب الاسلاميه, قاهره, ٢١٤ص.
اين كتاب مقارنه اى است ميان طبيعت دين و زندگى جارى جامعه اسلامى. مؤلف معارف شناخته شده اسلامى را با زندگى روزمره مسلمانان مى سنجد و عمق فاصله و علل آن را تبيين مى كند.
غزالى تأكيد مى كند مسلمانان بر سرزمينى تسلط دارند كه نقاط استراتژيك و معبر تمدن و آبادانى جهان در آن قرار دارد و كليد زندگى عالم در دست آنان است. اگر مسلمانان از آنچه كه در اختيارشان است خوب بهره بردارى كنند, به هيچ كس نيازمند نخواهند گشت و دنيا را به خود محتاج خواهند ساخت. چون شريان زندگى قاره هاى جهان از آنجا آغاز و بدانجا پايان مى يابد.
همه اين توانمندى ها در كنار غناى فرهنگى است كه جامعه اسلامى با داشتن رسالت از آن برخوردار است.
غزالى در اين كتاب چرايى ركود موجود در جهان اسلام, راه هاى رهايى از آن و ارزش ميراث فكرى و روحى مسلمانان را نيز بررسى مى كند.
مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: انفجار نيروى انسانى; از بين رفتن احساس دينى; بى ايمانى به انسان; استبداد, آفت توانمندى; بازتاب فرهنگ هاى پست; زن در جامعه اسلامى; اسلام اساس زندگى و رمز توانمندى ما; دين آينده; پيام جهانى اسلام; بحران تمدّن كنونى; همكارى اسلامى, چهارچوب نظام اسلامى, آزادى سرزمين هاى اسلامى.
٢٤. حقوق الانسان بين تعاليم الاسلام و اعلان الأمم المتحده
چاپ اوّل: ١٩٩٣, دارالدعوة, اسكندريه, ٢٦٦ص.
كتاب شامل نگارش هاى غزالى است در دهه هاى شصت درباره مبادى حقوق انسان از قبيل: آزادى, مساوات, عدالت و عزّت.
نويسنده در كتاب توضيح مى دهد كه اسلام همه انسان ها را بدون در نظر گرفتن نژاد, رنگ, دارايى يا مقام, به زندگيِ با عزت و كرامت فرا مى خواند. اسلام به عرب و غير عرب; حاكم يا شهروند, به يك چشم مى نگرد. غزالى روشن مى كند كه قدرت هاى بزرگ به حقوق بشر به عنوان يك معيارِ ثابت پايبند نيستند, امّا اسلام در زمانى كه حاكميت جهانى داشت به عدالت پايبند بود. بهترين قواعد و قوانينى كه بشر امروز براى حفظ كرامت انسان وضع كرده است, از مسائل اوليه اسلام به شمار مى آيد. اعلاميه حقوق بشر در واقع رويكردى طبيعى به وصاياى ارزشمندى است كه پيامبر انسانيّت, حضرت محمد(ص), به ما تعليم داده است.
عناوين مهمّ كتاب عبارت است از: مساوات عادلانه; حقوق قضايى; آزادى ها; مرد و زن در جامعه; خانواده; مهاجرت و پناهندگى; كرامت اقتصادى; سطح رفييع فرهنگى, اعلاميه جهانى حقوق بشر, حقوق انسان در اسلام.
٢٥. خطب الشيخ محمد الغزالى
چاپ اوّل: ١٩٨٠, دارالاعتصام, قاهره.
خطبه هاى شيخ با اين عنوان در چندين مجله گردآورى و نشر شده است. خطبه ها قوى, متنوّع و ژرفند.
٢٦. نظرة على واقعنا الأسلامى فى مطلع القرن الخامس عشر الهجرى
چاپ اوّل: ١٩٨٣, دار ثابت, قاهره.
كتاب به اسلام و زندگى مسلمانان در آغاز قرن پانزدهم و گرفتارى هاى آنان در بعضى از كشورهاى اسلامى مى پردازد.
٢٧. هذا ديننا
چاپ اوّل: ١٩٧٥, دارالكتب الاسلاميه, قاهره, ٢١٣ص.
اين كتاب تعاليم اسلامى را در شكل مختصر, روشن و فراگير بيان كرده است. نويسنده گزيده هايى از حقايق اسلامى را كه قبلاً بدان پرداخته بود, با افزودن دلايل تازه ارائه كرده است. وى بررسى و تحقيق هاى ديگرى نيز بر كتاب افزوده است كه بيانگر علاقه هميشگى مؤلف به ارائه چهره زيباتر از دين اسلام است. برجسته ترين عناوين كتاب چنين است:
عقيده توحيد; قضا و قدر; آزادى خرد نه آزادى شهوت; آزادى عقيده. انواع عبادات و شكل آن ها; خانواده; برادرى; اجتهاد; اجماع; مسائل فقهى عبادى; قوانين و مقررات داد و ستد.
٢٨. الحذيقه: حقيقة القوميّه و اسطورة البعث العربى
چاپ دوم ١٩٩٣, دارالروضة للنشر و التوزيع, قاهره, چاپ نخست ١٩٧٧, دارالكتب الحديثه, قاهره, ٢٨٣ص.
(حق هر مسلمان پاكدل است كه از نيرنگ دورى جويد و ملى گرايى عربى با تفسير جديد را, حركتى پيچيده, نيرنگبار و بدنهادى بداند كه نابودى شخصيت و تاريخ اسلام را در نظر دارد. اين حركت تلاشى است قوى براى از بين بردن اسلام از راه رنگ عقيده دادن به ارتداد از اسلام و يا جايگزين كردن قوميّت گرايى پس از قطع ارتباط با دين; تا قوميّت عربى مفهومى توخالى و مرده شود و بيدارگرايى عربى منفصل گردد. تفسير قوميّت عربى به اين معنى, پاسخ مثبت به تهاجم استعمارى با همه كينه و آزمندى آن است.)
دليل هجوم غزالى به عرب گرايى با اين شدت, آن است كه عرب گرايى كه ما از قديم مى شناختيم و در روز پيدايش اين نهضت به آن كمك كرديم و جامعيت آن را وعده داديم, غير از عرب گرايى است كه امروزه از پاره اى سياستمداران و نويسندگان مى شنويم. طنين اين عرب گرايى چون پژواك سكّه تقلبى است.
غزالى وقتى نگرانى خود را از اين انحراف بيان مى دارد, در واقع متوجّه خطر اغتشاش فكرى و اجتماعى است كه بعثى ها و چنين ملّى گرايانى, به وجود آوردند; ملى گرايانى كه همچون پل استعمار براى ايجاد تباهى در همه زواياى زندگى هستند.
كتاب مباحث زير را در بر دارد: ويژگى هاى عرب گرايى; پايه هاى اجتماع; روزگار درخشان; دوران انحطاط, داستان بعث عربى, قصه توده گرايى در عصر جديد.
٢٩. الجانب العاطفى من الأسلام. پژوهشى در اخلاق, سلوك و عرفان
چاپ اوّل: ١٩٩٠, دارالدعوة, قاهره, ٢٩٩ص.
اين اثر در واقع بازآفرينى بخش مهمّى از ميراث علمى ارزشمندى است كه زندگى امروزى بدان نيازمند است; ميراث عاطفى, روانى و اخلاقى اسلام و پيشبرد آن در كنار جنبه هاى علمى و فكرى.
كتاب تلاشى براى بيرون كشيدن تصوّف از خانقاه و تبديل آن به نيرويى محرّك است. غزالى به بخش ارزشمند و در عين حال فراموش شده اى كه به مقدار جنبه هاى ديگر اسلام مورد توجّه قرار نگرفته, توجه كرده است. بخشى كه امروزه تربيت اسلامى به پژوهش در آن سخت نيازمند است. چرا كه آموزش هاى اجتماعى از هر سو هجوم آورده و از راه هاى گوناگون راه خود را به دل ها مى گشايد و اگر ساختار درونيِ افراد, قوى نگردد و ايمان بر پايه هاى فكرى و روحى صحيح خود بنيان نشود, نسلى كه در فضاى كنونى رشد مى كند از آثار اين تهاجم محفوظ نخواهد ماند. بعضى از عناوين كتاب عبارت است از:
ايمان و نيكويى; الحاد خرافه علمى; قانون احسان و ارزش آن; علايم راه; توبه; ورع; رجاء و حبّ.
٣٠. عالميّة الرسالة بين النظريّة و التطبيق
چاپ اوّل: ١٩٨٠, دانشگاه اسلامى مدينه منوره.
مبحث اين كتاب از جمله مباحث كنگره جهانى تبليغ و تربيت مبلغ است. شيخ در اين كتاب لازمه جهانى بودن اسلام را ضرورت ارائه نمونه هاى جديد از بزرگوارى در رفتارهاى فردى و جمعى مسلمانان مى داند.
٣١. دفاع عن العقيدة والشريعة ضد مطاعن المستشرقين
چاپ پنجم, ١٩٨٨, دارالكتب الاسلاميه, ٢٥٩ص.
كتاب نقدى است آزاد از كتاب (عقيده و دين) اثرِ گلدزهير, مستشرق معروف كه انباشته از كينه توزى و بدخواهى عليه اسلام است. اين مستشرق پس از ده سال و اندى توقف در جهان اسلام و مطالعه, تعمّق و احاطه به مفاهيم اسلامى, كتاب خود را به نام (عقيده و قانون در اسلام) نشر داد و به عنوان تحقيقى تاريخى تهمت هاى فراوانى به اسلام زد و ده ها شبهه را به نام تحوّل اعتقادى قانون گذارى رديف كرد.
كارهاى مستشرقان به خاطر آن كه همچون تانك هاى پيشاپيش پياده نظام, جاده صافكن استعمار هستند, نمى تواند از اين دست نقص ها بدور باشد.
غزالى روشن مى كند كه كتاب مستشرق مزبور از بدترين كتب عليه اسلام و در بر گيرنده زشت ترين طعنه هاست. نقد غزالى در راستاى تبيين حقايق علمى و تاريخى است كه ميراث امّت اسلامى از آن سرشار است.
عناوين اصلى كتاب عبارت است از: تسليم در برابر خدا جوهره همه اديان است; در هجوم به سنت هاى جاهلى فرق بين اسلام در مكه و مدينه نيست; شمول و جاودانگى رسالت پيامبر(ص), قوانين شرع و قوانين روم; تحول عقيده; معناى متشابه در قرآن; زهد و تصوف; اسلام به جسم و روح مى پردازد; طبيعت اختلاف مسلمانان; موروثى ساختن اختلاف ها نادانى است; درباره وحدت اسلامى; مسلمانانِ درگير با استعمار و صهيونيسم.
٣٢. ركائز الايمان بين العقل و القلب
چاپ اوّل: ١٩٧٩, دارالاعتصام, قاهره, ٢٨٨ص.
غزالى اين كتاب را براى خدمت به فرهنگ اسلامى با دو هدف ويژه نگاشته است; نخست: برانگيختن خرد و ضمير با نور وحى و تعاليم نبوى. شيخ براى تحقق اين هدف شايسته ترين تلاش ها براى دست يابى به حق و فراچنگ آوردن حكمت را انجام داده و به مقدار توانايى در راه زدودن شبهه ها فعاليّت كرده است.
هدف دوم: كنار زدن ابرهاى متراكمى كه در سال هاى انحطاط, تاريخ ما را پر كرده اند و آشنا ساختن خوانندگان با نكات كور آن تا در مواجهه با آن مضطرب نگردند.
اين كتاب در واقع تكميل كتاب ديگر غزالى به نام (الجانب العاطفى فى الأسلام) است. عناوين كتاب چنين است:
فرق پيشرفت روحى و پيشرفت عقلى; دانش پشتيبان ايمان; ايمان به غيب ايمان به تخيّل يا اغتشاش نيست; معرفت درست و وحدت وجود; وحدت وجود خرافه است; فرهنگ تقليد نيازمند به بازنگرى; هنر كناره گيرى در عين درگير بودن, نبوت, كتاب و وجامعه اى كه آن را به ارث برده است.
٣٣. حصاد الغرور
چاپ دوم ١٩٨٨, دارالقلم, دمشق. ٢٠٧ص. چاپ اوّل: المختار الاسلامى, قاهره, ١٩٧٩.
كتاب به بررسى اوضاع مسلمانان قبل و بعد از شكست آنان در برابر يهود در سال ١٩٦٧ مى پردازد. همچنين حدود وابستگى اين شكست با دين مسلمانان, ارتباط آن با فشار قدرت هاى خارجى و ر ّد توجيه هاى سست و تفسيرهاى انحرافى را تبيين مى كند.
مؤلف تأكيد مى كند كه جنگ بين مسلمانان و يهود چندين سال ادامه خواهد داشت و اگر ما علاقه مند به چشيدن طعم پيروزى هستيم, راه پيروزى روشن است; ولى اگر همان روحيه گذشته و شيوه قديم را به كار بگيريم, نتيجه اى جز غرور و خود بزرگ بينى نخواهيم گرفت و اين يعنى شكستى تلخ و سخت!
نويسنده دل نگرانى و ترس خود را از نتيجه موضع گيرى عرب ها در برابر دين بيان مى دارد; چون آنان بدون دين به جنگى مذهبى وارد مى شوند. بانگ شكستى كه با آن گريبانگير شدند, دليل كافى براى دريده شدن پرده توهّم پيروزى بدون ديندارى است. امّا مزدوران شيطان در مبارزه با بيدارى و جدا ساختن كامل عرب ها از اسلام, خود را به آب و آتش مى زنند. مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: درگيرى بين دو هدف; يهودى گرى و صهيونيسم; طوفان تحوّل از كدام سو مى وزد؟ آيا مى توان از اسلام بى نياز بود؟ كينه ها كى پايان خواهد يافت؟ بقاى ريشه هاى درگيرى; (بنيه معنوى) سخنى مبهم و سخت; نسل پيروز و نسل شكست خورده; انگيزه هاى دشمنى با زبان عربى; شكست حرمت حق, آغاز روى گردانى از آن; دستكارى تاريخ; آينده رابطه دين و دينداران; اسلام به رغم اختلاف فقيهان دينِ واحد است.
٣٤. الأسلام فى وجه الزحف الاحمر
چاپ دوم ١٩٧٦, المختار الاسلامى, قاهره, ٢٠٦ص. مكتبة الأمل قاهره, بدون تاريخ.
غزالى اين كتاب را در شرايط بسيار سختى نوشت كه تعدادى از دولت هاى عربى بر پايه ماركسيسم بنا شده و هم پيمان اتحاد شوروى شده بودند. در مقدمه آن مى نويسد:
(اين كتاب را براساس حقايق علمى و تاريخى نوشته ام. برگ هاى آن نمايانگر فرياد قلبى غيرتمند بر دين و دلسوز بر مردم است. من خوب مى دانم كه با نوشتن آن خود را با دشمنى هاى كشنده مواجه ساخته ام, ولى نفرين بر حياتى كه با نابودى اسلام توأم باشد.)
وى همچنين در گفتگويى حضورى گفت: (بسياى از دوستان و رفيقان توصيه مى كردند از نوشتن كتاب الأسلام و الزحف الأحمر دست بردارم…, ولى بدا به زندگى كه در آن زندانى تن باشم و ستم كاران ترك تازى كنند. در اين شرايط مرگ شرافتمندانه تر و ارزشمندتر از زندگى است.) پاره اى از عناوين كتاب عبارت است: آغاز درگيرى; كمونيسم و دين; كمونيسم و آزادى ها; اوضاع اقتصادى در سايه كمونيسم; مسلمانان در اتحاد جماهير شوروى; اسلام بين مرگ و زندگى; فلسطين, كمونيسم و تكليف همگانى.
٣٥. قذائف الحق
چاپ دوم ١٩٨٠, ذات السلاسل, كويت و قبلاً بدون تاريخ, مكتبة العصريّه, صيدا, لبنان, ٢٤٢ص.
مؤلف مقدمه اين كتاب را در رباط پايتخت مغرب در حالى كه اخبار جنگ اعراب و يهود را در سال ١٩٦٧ پى مى گرفت, نگاشته است.
در آن روزگار توطئه عليه اسلام و امتِ مسلمان غفلت زده ابعاد جديد و وحشتناكى به خود گرفته بود. در آن شرايط براى جلوگيرى از خطر و پيش گيرى از اوج بدبختى سودمندترين كار اعتراض بود. غزالى بر اين باور بود كه قدرت اسلام رو به ضعف گذاشته است; بى دينى, هوشيارى و ديندارى, نابخردى به شمار مى آيد…; گرچه كهانت گرايى بودايى و مسيحى همچنان دست نخورده در جايگاه خود باقى مانده است و يارى رسانى ديرين استعمار جهانى به كليساهاى غربى براى ناتوان ساختن اسلام ادامه دارد. با توسعه كار, كليساهاى شرقى را هم در اين امر شريك ساخته اند.
مؤلف در اين كتاب از موضع دفاع به موضوع پرداخته است و آمادگى خود را براى توقف درگيرى در صورتى كه تجاوزكاران از آن دست بكشند, اعلام مى دارد.
موضوعات مهم كتاب عبارت است از:
نخست عقل و آنگاه گفته ها; عهد عتيق و تهمت هاى آن بر پيامبران; قيام عليه ايمان به توحيد; قبطيان چه مى خواهند؟; اسلام و جماعت اخوان مسلمين; برگ هايى از خاطرات زندانى; حقايق سخن مى گويند; ما حفظ تماميّت ارضى مصر را مى خواهيم; معناى قوم گرايى عربى; قصه دفاع; تبليغ اسلام و سياست پاره اى از حاكمان; ناصرى گرى; سياست و ثروت در اسلام; عرب ها بدون اسلام هيچند; وقتى آزادى نيست دين نيست; درد ديندارى.
٣٦. الدعوة الأسلامية تستقبل قرنها الخامس عشر
چاپ سوّم, ١٩٩٠, مكتبه وهبه, قاهره, ٢١٠ص.
غزالى اين كتاب را به درخواست دانشگاه محمد بن مسعود در رياض و به مناسبت پايان قرن چهاردهم هجرى نوشته است و در آن به نقص هايى مى پردازد كه تبليغ و مبلغان در اعصار و كشورهاى مختلف با آن مواجه بوده اند. غزالى در اين كتاب با نگاه به روند تبليغ اسلام در طول سال هاى گذشته به استقبال قرن پانزدهم مى رود, تا براساس اصول ثابتى خود را بسنجيم و با دقت سود و زيانمان را بشناسيم. مؤلف همچنين توصيفى از شيوه هاى هجوم بر اسلام در عصر كنونى و نمونه راه هاى مقابله با آن را در صحنه هاى مختلف ارائه مى دهد.
برخى عناوين كتاب: شبهه مردود; تبليغ و اوضاع داخلى حكومت; تركان و عرب ها و تبليغ اسلام; علل افول تمدن اسلامى; ركود ادبيّات عربى; فساد سياسى; ابعاد شكست مسلمانان; چگونه مبلغان با اين تهاجم مقابله كنند و به چه كسى پناه ببريم؟ زاويه اى تازه; شكست ما در پى پيروزى آنان.
٣٧. زّمة الشورى فى المجتمعات العربيّه و الأسلاميّه
١٩٩٠, دارالشروق, قاهره.
كتاب از نيازمندى جهان اسلام و عرب به شورا بحث مى كند; موضوعى كه از مهم ترين پايه هاى قوام جامعه اسلام و قانون اساسى اسلامى است.
٣٨. فنّ الذكر و الدعاء عند خاتم الأنبياء
چاپ دوم ١٩٨٠, مكتبه العصريه, بيروت, ١٧٩ص. و نيز دارالأعتصام, قاهره, ١٩٨٠.
كتاب گل چرخى گذرا در ارزشمندترين بخش سيره, يعنى ذكر و دعاست. انسان وقتى بر ادعيه پيامبر اكرم(ص) مى نگرد, احساس مى كند ناظر نوعى خاص از ادعيه است كه از هيچ كدام از برگزيدگان نقل نشده است. مؤلف در پى اثبات همين حقيقت علمى است. عناوين كتاب عبارت است از:
پيامبر چگونه خدا را به ما معرّفى مى كند؟; عشق و شوق اصلى ترين شيوه شناخت مزبور است (در اين فصل قدرت احساس و جوشش آن در مناجات هاى پيامبر(ص) را نشان مى دهد); بيست و چهار ساعت از زندگى (در اين فصل يك شبانه روز زندگى پيامبر(ص) را بيان مى كند); لطيف ترين دعاهاى بعد از خوردن و آشاميدن; مجالس پيامبر(ص); شبى نورانى (در اين فصل عبادت هاى شبانه را توصيف مى كند); دشت سبز زندگى (دعاهايى در موقعيت هاى گوناگون زندگى); ساختمان زندگى مسلمان; جنگ نان (نقش ذكر در وقت تنگ دستى); دعا در سفر و برگشت; سختى دنيا; آيا دعا ابزار عادى است؟; اركان اصلى (اركان اسلام و دعاهاى پيامبر(ص) در آن); ياد و يادآورى; پيامبر رحمت و پيامبر در گرفتارى ها.
٣٩. دستور الوحدة الثقافيه بين المسلمين
چاپ دوم, ١٩٩٢,دارالوفاء, المنصوره, ص٢٣٩, چاپ اوّل: ١٩٨٧, دارالقلم.
موضوع اين كتاب و الهام بخش آن حسن البناء است, شخصى كه غزالى وى را مجدّد قرن چهارده هجرى و پايه گذارى مبادى و اصولى مى دانست كه با هدفى روشن, پراكندگى امت را جمع مى كرد. اين نوشته تحكيم و شرح همان مبادى, در پرتو تجربه هاى نويسنده در طول چهل سال تبليغ است. اوضاعى كه حسن البنا در آن فعاليت هاى خود را شروع كرد, با كم و زياد همچنان باقى است. اصول بيست گانه حسن البنا همان مبادى است كه در زمان خود اجتماعات دينى را براى همگامى و تقريب به آن فرا مى خواند. اين اصول مى تواند چهارچوبى قابل اجرا, بى افراط و تفريط و حكيمانه باشد.
غزالى در اين كتاب ده اصل به اصول ياد شده افزوده است. اين اصول به جنبه هاى گوناگون زندگى جامعه مسلمان در درون خود و در ارتباط با جوامع ديگر, نظر دارد. موضوعاتى از قبيل موقعيّت زن; طبيعت خانواده; حقوق انسان; وظيفه حاكم; مبانى حكومت; طبيعت سلطنت; وظيفه بخش تبليغ; رابطه بين مسلمانان; پيمان هاى دولتى; همكارى هاى بين الملل و نقش مسلمانان در آن.
مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: سيطره اسلام به همه بخش هاى زندگى; كتاب و سنت در كنار يكديگر; نصّ و مصلحت; اخبار آحاد و اعتبار علمى آن ها; اجتهاد فقهى نشان درستى; تعصب مذهبى; سلفيگرى آگاهانه; اختلاف هاى موروثى; ارزش و نقش آن ها; توسل جايز و غير جايز; انحرافات روحى و جسمى; دوستى و دشمنى در راه خدا.
٤٠. واقع العالم الأسلامى فى مطالع القرن الخامس عشر
چاپ اوّل: ١٩٨٣, دار ثابت للنشر والتوزيع, قاهره., ٨ص.
كتاب به بررسى توطئه هايى مى پردازد كه عليه اسلام و مسلمان طرح ريزى شده است; تلاش هايى كه براى دور كردن مسلمانان از دين, عقيده و ميراثشان به كار گرفته مى شود تا آنان را متلاشى كنند و از بين ببرند. از اوضاع جهان اسلام و شكست آنان در برابر اين قدرت ها و توطئه ها سخن مى گويد و به طور خاص به مسأله استبداد سياسى; فساد ادارى; تحقير آزادى رأى و از بين رفتن حقوق بشر در زندگى مسلمانان, مى پردازد و فاصله ژرف بين تعاليم اسلام و اوضاع مسلمانان را مى نمايد.
٤١. مشكلات فى طريق الحياة
چاپ دوم, ١٩٩٦, دارالنهضة مصر للطباعة والنشر, قاهره, ١٤٣ص. چاپ اوّل: دارالبشير, قاهره.
كتاب فعاليت هاى اسلامى معاصر را پى گيرى و علل عقب ماندگى مدنى و نظامى مسلمانان را بررسى مى كند و از عناصر حياتى سخن مى گويد كه مسلمانان با فقدان آن به چنين روزى گرفتار شدند. در كتاب براى نمونه مسائلى ارائه مى شود كه مبلغان اسلامى با آن دست بگريبان هستند و يا در آينده بدان مبتلا خواهند شد. عناوين اصلى كتاب عبارت است از: شيوه و شكل نو و متعدد كارهاى شايسته در زمينه فرهنگ, پرورش, اخلاق; كلام اسلامى; گرفتارى زبان عربى و خطرهايى كه آن را احاطه كرده است; ميانه روى و تندروى; تجارت خلاف خيانتى بزرگ; شناخت تبليغ و مشكل مبلغان.
٤٢. هموم داعية
چاپ دوم, ١٩٨٥, دارالبشير, قاهره, ص١٧٣.
غزالى در اين كتاب چندين نمونه از ريشه و سرچشمه اندوه ها و دردهاى دينى را بيان مى دارد و از نيازمندى فرهنگ اسلامى متداول به پاك سازى گسترده سخن مى گويد. غزالى مبلغان رسمى و تلاشگران در راه تبليغ را به نقد و بررسى فرا مى خواند تا اشتباهات و خطاها كنار گذاشته شود. مهم ترين عناوين كتاب چنين است: سلفيّه اى كه مى شناسيم و دوست داريم; سنتى بدون فقه وجود ندارد; اگر آنان [يهوديان] فرزند اسرائيل هستند پس ما فرزند كيستيم؟ اوضاع عمومى مسلمانان قبل از شكست هاى بزرگ تاريخى; دشمنى انسان ها يا جغد تقدير؟ موانع تخيّلى پيش پاى مسلمانان; اسلام و برف انبارى هاى موجود؟!; آينده در گرو وفا به دين; حقايق پنهانى پشت جنگ ويرانگر; در راه تبليغ.
٤٣. مأة سؤال عن الأسلام
چاپ اوّل: ١٩٨٤, ٢ج, دار ثابت للنشر والتوزيع, قاهره.
كتاب در بر دارنده صد پرسش و پاسخ از بخش هاى مختلف اسلام است. موضوعاتى مهمّى كه در ذهن اكثر مسلمانان سؤال برانگيز است.
پرسش ها از قبيل موارد زير است: اجماع در اسلام; نشانه هاى اوليه حكومت اسلامى چيست و حدود شرعى كى اجرا مى شود؟ آيا اجرا حدود شرعى براى هر عصرى مناسب است؟ آيا در عصر اتم و جنگِ ستارپي نوشت :
* اسلامية المعرفة, سال دوم, شماره هفتم, رمضان ١٤١٧هـ.