آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - نگاهى به مجموعه رسائل استاد علامه طباطبايى - سيد علوى سيد ابراهيم
نگاهى به مجموعه رسائل استاد علامه طباطبايى
سيد علوى سيد ابراهيم
مجموعه رسائل استاد علامه سيّد محمّد حسين طباطبايى, به كوشش سيّد هادى خسروشاهى, چاپ سوم, ١٣٧٠.
اين مجموعه محتوى هفت رساله از رساله هاى علامه طباطبايى است كه برخى به فارسى نگارش يافته و بعضى به فارسى برگردانده شده است. فهرست اين مقالات چنين است:
١. رساله اى در اثبات واجب الوجود; ترجمه محمدى گيلانى.
٢. رساله اى درباره وحى; با مقدمه ناصر مكارم شيرازى.
٣. رساله اى در اعجاز و معجزه.
٤. معاد, زندگى پس از مرگ; ترجمه سيد مهدى نبوى و صادق آملى لاريجانى.
٥. فلسفه الهى در بينش على(ع); ترجمه سيد ابراهيم سيد علوى.
٦. رساله اى در علم; ترجمه محمدى گيلانى.
٧. روابط اجتماعى در اسلام; ترجمه محمد جواد حجتى كرمانى.
ما در اين مقاله به دو رساله از آن رسائل, نظر داريم; يكى رساله پنجم است كه به نگارنده مربوط مى شود و چون در آن اِعمال سليقه شخصى و تصرّف غير مجاز ديدم, تصميم به نقد گرفتم و ديگر رساله چهارم معاد, (زندگى پس از مرگ) كه قبلا در جلد نخست يادنامه استاد شهيد مطهرى, به چاپ رسيده بود و در اين مجموعه چندان مغلوط بود كه نياز جدّى به تصحيح داشت و نگارنده به قصد قربت الى الله و براى شادى روح آن استاد فقيد ـ قدّس سرّه ـ اقدام به تصحح آن كرد تا اگر به چاپ مجدّد سپرده شود, به صورت صحيح و نسبتاً تميز و پاكيزه ارائه گردد.
الف. مقاله پنجم (على و فلسفه الهى)
نام عربى اين كتاب (على و الفلسفة الالهية) است و نسخه آن كه توسط مرحوم علامه در اختيار ما قرار گرفته بود, در سال ١٣٥٢ و در حيات استاد علامه, ترجمه و بنام (على و فلسفه الهى) چاپ و منتشر شد و بعد از چاپ, نسخه هايى خدمت ايشان تقديم شد, پسنديدند و تشويق فرمودند.
اين رساله قبل از انقلاب اسلامى, چندين بار تجديد چاپ شد و در قطع هاى جيبى و رقعى منتشر گرديد و غالباً مورد تحسين قرار مى گرفت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى و بروز برخى تحوّلات در مؤسّسه هاى فرهنگى, اين رساله به اهتمام (انتشارات راه امام) به طريق افست چاپ شد و سپس در پرتو عنايت جناب حجةالاسلام سيد باقر خسروشاهى توسط انتشارات جامعه مدرسين با حروفچينى جديد چاپ شد. آخرين چاپ رساله با حروفچينى جديد توسط دانشمند جهادگر حضرت آقاى حاج سيد هادى خسروشاهى در همين مجموعه رسائل مندرج شده است.
انتظار مى رفت كتاب پس از ده بار چاپ و صفحه بنديهاى گوناگون, با كمال امانت و به طرز بهترى ارائه شود. سوگمندانه در اين چاپ
اولاً: اسم كتاب به (فلسفه الهى در بينش على(ع)) تغيير يافته است. چرا؟
مطابق ضرب المثل عربى (ما عفَّ عن الدُّرة من سرق الذّرة): آنكس كه از ذرّه نمى گذرد از مرواريد گرانبها كى مى گذرد؟! اين رساله چنانكه گفتيم در زمان حيات استاد فقيد با همان نام و نشان چاپ و منتشر شده است و اگر بعضى از اهل سوق پس از تحوّلات ناشى از پيروزى انقلاب, آن كتاب را به نام مترجمى ديگر و ترجمه مكرّر, منتشر كردند از انسان فرهيخته اى چون جناب خسروشاهى, چنان توقّع نبود كه خودشان از اضاعه حقوق و اهمال وظايف از سوى كسانى, رنج مى بردند چطور خود به حفظ حريم ها و حرمت ها نمى انديشند؟!
ثانياً: فصل بندى رساله نيز به هم خورده است. رساله ترجمه شده ما داراى مقدمه و سيزده فصل است, امّا در (مجموعه رسائل) به هفده فصل بالغ شده. شايد آن هم براى رهايى از نحوست! سيزده بوده است.
ثالثاً: مقدمه مترجم, حذف شده است. چرا؟ مگر با مقدمه ناشر محترم, قابل جمع نبوده است؟
رابعاً: غلط هاى چاپى كه در مقابله با نسخ چاپى قبل, تغييردهنده معنى است, به اين چاپ راه يافته كه مهمترين آنها را در اينجا مى آوريم.
ـ در صفحه ١٩٤, س١٢ (تحقيق) صحيح است, نه تحقّق.
ـ در صفحه ١٩٥, س٥ (تحوّل) صحيح است, نه تحويل.
ـ در صفحه ١٩١, س٤ (تجاوز ننموده) صحيح است, نه تجاوز نموده.
ـ در صفحه ٢٠٧, يك سطر مانده به آخر (تعيير) صحيح است, نه تعبير.
ـ در صفحه ٢١١, س١٨ (تغيير) صحيح است, نه تعبير.
ـ در صفحه ٢١٤, س٧ (نسبت ها) صحيح است, نه نسبت.
ـ در صفحه ٢١٤, دو سطر مانده به آخر (موجودات عِلوى) صحيح است, نه موجودات علمى.
ـ در صفحه ٢٢٤, س١٤ (طبق قاعده معروف فلسفى) صحيح است, نه طبق معروف فلسفى.
ـ در صفحه ٢٢٦, س٩ (او از شناخت ذات) صحيح است, نه او را از شناخت ذات.
ـ در صفحه ٢٢٦, س١٢ (و محدوديت لازمه آنها مى باشد) صحيح است, نه محدوديّت لازمه.
ـ در صفحه ٢٢٧, س٢ (فقط) صحيح است, نه فقد.
ـ در صفحه ٢٣١, س٣ (و جالبترين تعبير است) صحيح است, نه جالبترين تعبير.
ـ در صفحه ٢٣٦, س١٧ (گزيرى ندارند) صحيح است, نه گريزى.
ـ در صفحه ٢٤٦, س١٣ (او را به چشم نتوان ديد) صحيح است, نه ليكن به چشم نتوان ديد.
ـ در صفحه ٢٤٥, س١٢ (اكتنهه) صحيح است, نه اكتنه.
ـ در صفحه ٢٥٥, س٤ (موجد و آفريننده) صحيح است, نه موجود و….
و موارد ديگر كه خواننده با مختصر توجّه, به اشتباه, پى مى برد.
ب. رساله زندگى پس از مرگ.
اين رساله چنانكه مرقوم داشته اند ترجمه بخش اعظمى از رساله عربى (الانسان بعد الدنيا) است كه استاد علامه طباطبايى, آن را به ضميمه دو رساله ديگر به نامهاى (الانسان قبل الدنيا) و (الانسان فى الدنيا) تأليف فرموده اند. اين سه رساله با عنوان (انسان از آغاز تا انجام) توسط آقاى صادق لاريجانى, ترجمه و با تعليقاتى به سال ١٣٦٩ چاپ و منتشر شده است. مترجم محترم در مقدمه, اشاره كرده است كه بخشى از اين رساله با شركت آقاى نبوى, ترجمه و در جلد اوّل يادنامه استاد شهيد مرتضى مطهرى ـ رضوان الله عليه ـ چاپ شده و از وجود اغلاط فراوان آن, سخن گفته است.
چاپ (مجموعه رسائل) كه به سال ١٣٧٠ صورت گرفته, اگر توأم با شتابزدگى نبود, با مراجعه به ترجمه كامل كتاب مزبور كه يك سال پيشتر از (مجموعه رسائل) چاپ و منتشر شده بود, مى توانست از اغلاطِ وارده تا اندازه بسيار پيشگيرى كند. ليكن همان گونه كه در تجديد چاپ (على و فلسفه الهى) قبلاً به نگارنده مراجعه نشده بود و تغييرات غير مرضيّ و حذفهاى مُخلّ و غلط هاى فاحش بدان راه يافت, ظاهراً به آقاى صادق لاريجانى مترجم آن اثر نيز مراجعه نشده تا رساله كاملتر و صحيحتر چاپ و منتشر شود.
به هر تقدير, اين رساله, در (مجموعه رسائل) با كيفيّت نامطلوب و اغلاط فراوان از اسم رساله گرفته تا برخى جمله ها و بسيارى از آيات, چاپ شده است و بويژه, چون رساله محتوى قريب به دويست و شصت و هفت آيه قرآنى است, وجود غلط در آنها وضع رساله را دگرگون كرده و به شدّت از اعتبار آن نزد اهل فن, كاسته است. اينك به مهمترين اغلاط رساله مزبور اشاره مى كنيم.
اسم كتاب و رساله چنانكه گفته شده در متن عربى, (انسان…) است و آن حيات انسان را در سه مرحله قبل از به دنيا آمدن و در دنيا و پس از مرگ, پى گرفته است و در ترجمه آقاى لاريجانى و نبوى كه رساله سوم را ترجمه گزيده كرده اند, اسم آن (حيات پس از مرگ) آمده است, ولى در مجموعه رسائل (معاد, زندگى پس از معاد) آمده است. به مطايبه مى توان گفت كه اين اسم تأليف و ابداع رساله چهارمى را ايجاب مى كند كه استاد علامه هم آن را ننوشتند; زيرا حيات انسان پس از مرگ و زندگى او در آخرت, معناى روشن دارد, ليكن حيات پس از آخرت, كشف جديد است و مفهوم درستى ندارد.
متن عربى رساله (الانسان…) را تاكنون نديده ام و به فرموده حضرت آقاى خسروشاهى آن, تاكنون به زيور چاپ آراسته نشده است. در اينجا به خاطره اى اشاره مى كنم كه ضمناً انگيزه اين نقد نيز به حساب مى آيد و اين بررسى را مدلّل مى سازد.
استاد علامه روحى لطيف و حسّاس داشتند و خيلى باصفا و بى پيرايه بودند و مطلب را گاهى خيلى خودمانى مى فرمودند. ايشان به تصحيح تفسير شريف الميزان در طبعهاى بعد كه احياناً داراى اغلاطى بود اهتمام داشتند و شخصاً به قرائت و مقابله مى پرداختند و حقير اين توفيق را به پيشنهاد آن استاد كم نظير, داشتم كه در تصحيح مجلّداتى, به قرائت من و مقابله حضرت استاد(ره) شركت كنم و دستخط شريف و زيباى ايشان در مجلّد يازدهم تفسير, كه در كتابخانه شخصى من موجود است يادگارى در آن دوران شيرين و به ياد ماندنى است.
ياد دارم در موردى پيشنهاد كردم كه قرار دادن علامت (ويرگول) اينجا خوبست. فرمودند اين علائم در كتاب زياد گذاشته شده و تعبيرشان اين بود كه ويرگول باران شده است; تصحيح مطالب و آياتِ استشهادى مهمّتر است.
بر همين اساس, نگارنده اغلاط و خطاهاى چاپى و احياناً غير چاپى رساله حيات پس از مرگ را كه در يادنامه شهيد مطهرى و نيز در مجموعه رسائل, چاپ شده, در زير مى آورم به آن اميد كه اگر آثار مزبور مجدّداً چاپ شد, از صورت تصحيح شده آن بهره گرفته شود.
١. غلطهايى كه در چاپ آيات رخ داده است.
در صفحه ٩٧, س٢٢ (لِقاءَاللهِ) صحيح است, نه (القاء الله).
ـ صفحه ١٠٦, پاراگراف دوم, آيه ٩٣ و٩٤ سوره عنكبوت, بسيار مغشوش چاپ شده (باسِطُوا أيديهُم) صحيح است, نه (بالسطوا) و (جِئتُمُونا) صحيح است نه (جنتمونا) و (شَُركاء) صحيح است نه (شركؤا) و در سطر آخر باز (جِئتُمونَا) صحيح است.
ـ صفحه ١٠٨, سطر دوم در آيه ٣٢ سوره نحل (بِما كُنتُم تَعمَلون) صحيح است نه تعلمون. در همان صفحه, سطر سيزده و در ياداشتها صفحه ١٨٤, اولا شماره ٣٢ خطاست و ثانيا آيه در سوره يونس, آيه ٦٢ (وَلا هُم يَحزَنون) است.
ـ صفحه ١٠٩, آيه ٢٨ سوره ابراهيم (ألَم تَرَ) صحيح است.
ـ صفحه ١١٧, آيه ٥١ سوره مؤمن (وَالسَّلاسِل) صحيح است.
ـ صفحه ١٢٢, سه سطر مانده به آخر (لَولا اُنزِلَ علينا المَلائِكة) صحيح است, سوره فرقان, آيه ٢١.
و در صفحه ١٢٦, آيه ١٧٠ سوره آل عمران (لَم يَلحَقُوا بِهِم) صحيح است, نه (لم يلحقوا به).
ـ صفحه ١٢٧, سطر پنج آيه (تَعمَلُونَ) صحيح است نه تعلمون. در همان صفحه, آيه ٣٨ سوره زخرف (فَبِئسَ القَرينُ) صحيح است.
ـ صفحه ١٢٨, آيه ٨٧ سوره نمل (فَفَزِعَ) صحيح است.
ـ صفحه ١٢٩, آيه ٣٤ سوره عبس (يَومَ يَفِرُّ المرءُ مِن أخيهِ) صحيح است, نه (يفر المؤمن). در همين صفحه, سطر يازده, آيه نهم سوره مدّثر (يَوم عَسير) صحيح است.
ـ صفحه ١٣١, سطر اوّل (مِن وَرَاءِهِم) صحيح است و در همان صفحه, در آيه ٥٦ سوه روم (اُوتُوا العِلمَ وَالايمانَ) صحيح است و در آيه ١١٤ سوره مؤمنون (لو انّكم) صحيح است نه لو انّك و در آيه ٢٢ سوره ذاريات (وَ مَا تُوعَدُونَ) صحيح است و آيه ١٠ سوره فاطر (اَلكلمُ الطَّيِّبُ) صحيح است و در صفحه ١٣٣, آيه ١٠٦ سوره يوسف (اِلاّ وَهُم مُشرِكونَ) صحيح است. و در صفحه ١٣٤, آيه ١٢٨ سوره صافّات (فَإنَّهُم لَمُحضَرونَ اِلاّ عِبادَ اللهِ المُخلَصين) صحيح است. در همان صفحه, آيه٨٣ سوره ص (اِلاّ عِبادَكَ مِنهُم المُخلَصين) صحيح است.
ـ در صفحه ١٣٦, آيه ١٤ (فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَة) صحيح است. و در همان صفحه, آيه ١٤ سوره مزمّل, (كَثباً مَهيلاً) صحيح است.
ـ صفحه ١٣٨, آيه ٤٧ سوره شورى (… وَ مَا لَكُم مِن نَكير) صحيح است.
ـ صفحه ١٤٠ سطر يكم (وَالأمر يَومَئذٍ لِلّهِ) صحيح است. در همان صفحه, سوره انعام آيه ٩٤ (تَزعُمون) صحيح است نه (نزعمون).
ـ صفحه ١٤٣, آيه ٢٢ سوره ق (… غِطائَكَ) صحيح است.
ـ صفحه ١٤٥, آيه ٣٦ سوره بقره (وَلَهُم فى الأرضِ مُستَقَرّ…) صحيح است.
ـ صفحه ١٤٦ سطر دوم, آيه ٤٤ سوره نازعات (إلى رَبّكَ مُنتَهيها) صحيح است نه (… و منتهيها). در همان صفحه آيه ١٨٧ سوره اعراف, به طور صحيح چنين است (… اَيَّان مُرسيها… لا يُجَلِّيها… لاَ تَأتيكُم إلا بَغتَةً) در متن رساله سه غلط آشكار است.
ـ صفحه ١٤٧, سطر دو و سه دو آيه به هم آميخته شده است از دو سوره مختلف و صورت صحيح عبارت است از: (وَ بَرَزُوا لِله الواحدِ القَّهارِ) سوره ابراهيم آيه ٤٨ و (وَالأرضُ جَميعاً قَبضَتُهُ يَومَ القِيمةِ) سوره زمر آيه٦٧. در همان صفحه, آيه ١٢ سوره حديد به شكل باور نكردنى و عجيب و غريب چاپ شده است و در اينجا نيز آيه ١٩ همان سوره با آيات قبلى در هم شده است و صورت صحيح چنين است: (…يَسعى نُورُهُم بَينَ أيديهِم وَ بِأيمانِهِم بُشريكُم…) سوره حديد آيه ١٢ (…لَهُم أجرُهُم وَ نُورُهُم…) سوره حديد آيه ١٩.
ـ صفحه ١٤٨, آيه ١٨ سوره مجادله چنين است: (فَيَحلِفونَ لَهُ كَما يَحلِفونَ لَكُم). و در صفحه ١٥٠ آيه ٧, سوره حج چنين است: (وَ أنَّ السَّاعَةَ آتيَة لا رَيبَ فيها…) و در همان صفحه آيه ٧٨ سوره يس چنين است: (وَ ضَرَبَ لَنا مَثلاً وَ نَسَيَ خَلقَهُ) و در همان صفحه, در آيه ٦١ سوره واقعه (وَنُنشِئَكُم) صحيح است و در همان صفحه در سوره انسان آيه ٢٨, چنين صحيح است: (نَحنُ خَلَقناهُم و شَدَدنا أسرَهُم…) نه (نَحنُ خَلَقناكُم وَ شَدَدنَا اَمرَهم…) و در صفحه ١٥٣, آيه ١٣ سوره فجر (سَوطَ عذاب) صحيح است نه (سوط الغراب) و در صفحه ١٥٥, آيه ١٧ سوره رعد چنين است: (فَأمَّا الزَبَدُ فَيَذهَبُ جُفَاءً) و در صفحه ١٥٨ سطر سه و چهار آيه ١٣ سوره بنى اسرائيل چنين است: (وَ كُلَّ اِنسانٍ ألزَمناهُ طائِرَهُ فى عُنُقِهِ وَ نُخرِجُ لَهُ يَوم القِيمةِ كِتاباً يَلقاهُ مَنشوراً) نه (… الزمنا… يخرج) و در صفحه ١٥٩, سطر چهار, آيه ١٩ سوره احقاف (وَ هُم لايُظلَمُونَ) صحيح است نه (و هم لايضلمون) و در همان صفحه, آيه ٢٨ سوره جاثيه چنين است: (وَ تَرى كُلَّ أمَةٍ جاثِيةً كُلُّ أمَّةٍ تُرعى اِلى كِتابِها اليَومَ تُجزَونَ ما كُنتم تَعمَلونَ) و نه (…تعلمون) و در همان صفحه, آيه ٢٣ سوره فجر چنين است: (يَومَئذٍ يَتَذَكَّرُ الإنسانُ…).
ـ در صفحه صد وشصت ودو, آيه ٧١ و٧٢ سوره اسراء سه اشتباه رخ داده كه صحيح, چنين است.
(…فَمَن اُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ… يَقرَؤنَ… وَ لا يُظلَمُونَ فَتيلاً).
ـ در صفحه ١٦٣, آيه نهم سوره واقعه چنين صحيح است: …وَاَصحَابُ المَشئَمَةِ مَا اَصحابُ المَشئمة) و در صفحه ١٦٥, آيه ٤٧ سوه نساء چنين است: (فَتَرُدُّها عَلَى أدبارِهَا) و نه (فزدها).
ـ در صفحه ١٦٦ در سوره جاثيه آيه ٢٩ (مَا كُنتُم تَعمَلُونَ) صحيح است نه (تعلمون) و در صفحه ١٦٧ كلمه هاى (مَيمَنة) و (مَشئَمة) نه (مشامه) و صحيح است.
ـ در صفحه ١٦٨, در آيه ٦٩ سوره زمر (وجيئَ) صحيح است, نه (وحى). و در همان صفحه, آيه ١٣ سوره قيامة, چنين است: (يُنبَّأُ الإنسانُ يومئذٍ بما قَدَّمَ وَ أخَّرَ) و نه يومئذ ينبّا الانسان…)
و در صفحه ١٧٠, آيه ١٠٥ سوره توبه, (بِما كُنتُم تَعمَلونَ) است نه (تعلمون).
و در صفحه ١٧١, سوره زمر, آيه ٦٩ بطور صحيح, چنين است: (وَ جيئَ… وَ هم لايُظلَمُونَ) نه (…لا يضلمون).
و در صفحه ١٧٢, آيه٢٩ سوره فتح (… أشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم) صحيح است. و در صفحه ١٧٣ در آيات ١٢٨ و ١٢٩ سوره بقره, سه غلط بيّن و زشت رخ داده است كه صحيح آن چنين است: (… وَمِن ذُريَّتِنَا أُمَّةً مُسلِمةً لَكَ وَ أرِنَا مَنَاسِكَنَا… يَتلُوا… إنَّك اَنتَ العَزيزُ الحكيمُ) كه كلمه هاى: (مناسكنا, يتلوا, انت) غلط چاپ شده اند.
و در صفحه ١٧٤, آيه ٤١ سوره نساء چنين است: (… مِن كُلِّ أمةٍ بِشَهيدٍ…) و نه (من كل امه شهيد) و در صفحه ١٧٥ دنباله همان آيه (وَ جِئنا بِكَ عَلَى هؤلاء شَهيداً) صحيح است. و در صفحه ١٧٦ در همان آيه (…شَهيداً) صحيح است نه (شيهدا) و در صفحه ١٧٧ آيه شصت ويك سوره يونس چنين است: (… وَ مَا تَتلُوا… اِذ تُفِيضُونَ فيهِ) و در همان صفحه در آيه ١٧ سوره ق (قَعيد) صحيح است. و در همان صفحه در آيه هاى ١٩ تا ٢٣ سوره فصّلت (خَاسِرينَ) صحيح است نه (حاسرين). (اَوَّلَ مَرَّةٍٍ) صحيح است و (قالوا امه ـ اَنطَقَنَا) صحح است نه (نطقنا).
در صفحه ١٧٩ در آيه سوم سوره سبا (لاَ يَعزُبُ عَنهُ مِثقَالُ ذَرَّةٍ) صحيح است نه (لايغرب)
و در صفحه ١٨١ آيه هيجده سوره مجادله چنين است (يَومَ يَبعَثُهُم اللهُ جَميعاً…) نه (يوم يبعثم).
و در صفحه ١٨٢ آيه يكصد وچهلم سوره آل عمران چنين است: (وَ اللهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمينَ) نه (الضالمين). و در همان صفحه آيه پانزده سوره لقمان چنين صحيح است: (ثمَّ إلَيَّ مَرجِعُكُم فَأُنَبئِّكُمُ بِمَا كُنتُم تَعمَلُونَ…), نه (مرجعك فانبكم).
٢. غلط هايى جز در آيات, كه احياناً جمله را گنگ كرده است.
در صفحه ٩٥, سطر ٨ (اقتصار) صحيح است, نه (اقتصاد).
در صفحه ٩٦, سطر ١٩ جمله, (تَسمِيَه دَين) بايد خوانده شود.
در صفحه ٩٧, سطر١٣ جمله (براى زمين زينت قرار داده شد) صحيح است. نه (براى زينت زمينى) و در صفحه ٩٨, سطر دوم (مرگ انعدام نيست) صحيح است نه (مگر انعدام نيست) و در همان صفحه, سطر٣ (نشأه دنيا… به نشأه…) صحيح است و در فارسى بهتر است با تاى كشيده نوشته شود (نشأت).
در صفحه ٩٩, سطر٣ (قدس اوّلى) صحيح است نه (قدس اولى) و در همان صفحه, سطر ١٥ (بدان كه آن موت همان: حمّام است) صحيح است و حرف (از) زايد است.
در صفحه ١٠٠, سطر يك, پدران گرامى و يا كرام صحيح است و (گرام) معناى درستى ندارد.
در صفحه ١٠٤, سطر هفت (را) زايد است و جمله (علم هم يك گونه نيست) صحيح است. در صفحه ١٠٥, سطر پنج نيز (متوفّي) صحيح است نه (متوفّي§)
در صفحه ١٠٧, سطر سوم (زوال نوع دوم) صحيح است نه (وزال). در همان صفحه سطر شش, (به هر حال آنچه در دنياست در همان دنيا باقى خواهد ماند) صحيح است. و افتادن كلمه (است) جمله را گنگ كرده است.
در صفحه ١١٠, سطر ١٩ صحيح چنين است: (بر هيچيك از آنان نه خوفى است و نه حزنى)
در صفحه ١١١, از عبدالرحيم اقصر حديثى نقل شده است و به احتمال قوى مراد عبدالرحيم قصير اسدى و يا عبدالرحيم عتيك قصير, است و در مأخذ اصلى حديث كه استاد علاّمه از آن جا نقل فرموده اند عبدالرحيم بدون لقب و يا وصف ديگر آمده است. سوگمندانه در هر سه كتاب (انسان از آغاز تا انجام و مجموعه رسائل و جلد اوّل يادنامه استاد شهيد مرتضى مطهرى) عبدالرحيم اقصر آمده است و متن عربى را نداشتيم كه بينم در آنجا چطور ذكر شده است. به هرحال در كتب رجال از شخصى به نام عبدالرحيم اقصر, نامى برده نشده است. نگ: اردبيلى, جامع الرواة, ج١, ص٤٥٥ و ابوالقاسم خويى, معجم رجال الحديث, ج١٠, ص١٢ و تفسير عياشى, ج٢, ص١٢٤.
در صفحه ١١٢, سطر ٩ (به او مى گويم اين دوست من است) صحيح است, نه (به تو مى گويم…)
در صفحه ١٢٢, سطر پنج, جمله (خوابى همچون عروس) به نظر مى سد (خوابى همچون خواب عروس) باشد.
در صفحه ١٢٥, سطر هشت, تركيب (مؤمنين بخصوصه) اديبانه به نظر نمى رسد, ظاهراً (خصوصِ مؤمنين) درست تر باشد, يا مؤمنين بخصوص.
در صفحه ١٢٩, سطر هفت (صَيحَة) صحيح است نه (صحيحه).
در صفحه ١٣٣, سطر يازده, جمله صحيح چنين است: (كسى ذاتش از شرك پيراسته است كه ايمان به غير خدا نداشته باشد).
در صفحه ١٣٤, سطر اوّل (و ايشان هم از پدرش از اميرالمؤمنين) صحيح است و افتادن حرف (از) جمله را غلط كرده است.
در صفحه ١٣٧, پاراگرافِ احوال قيامت, گنگ و نارساست. بهره گيرى از علايم نگارشى تا حدّى مى تواند كارساز باشد, چنانكه مترجم محترم در كتاب (انسان از آغاز تا انجام) چنان كرده است. با اين وجود جمله (پراكنده گشتن آنها) صحيح است نه (آن).
در صفحه ١٣٨, سطر پنج و شش (اندكاك) صحيح است نه (اندكات).
در صفحه ١٤١, سطر آخر, استنباط صحيح است.
در صفحه ١٤٥, پاراگراف تا آخر سنگين و گنگ است. امكان رجوع به متن عربى نبود و متن ترجمه در (انسان از آغاز تا انجام) هم همينطور است و ظاهراً جمله (لَقُضِيَ بَينَهُم) به (قضاوت قاطعانه قيامت…) ترجمه شده است كه معنى روشنى ارائه نمى دهد. در همان صفحه, سطر آخر نيز غاية غايات, صحيح است. نگ: (انسان از آغاز تا انجام ص١٠٨).
در صفحه ١٤٨, سطر اوّل, مراجعه به متن عربى لازم است و جمله نارساست و شايد اين گونه: (آنجا دو چيز وجود دارد ظلمت و نور كه مؤمنين نصيبى از نور دارند و مشركين از آن بى بهره اند) روشنتر باشد.
در صفحه ١٥٣ پاراگراف دوم و سوم خيلى گنگ و آشفته بود. با مراجعه به كتاب انسان از آغاز تا انجام, ديده شد كه اصلاحات كمى در آنجا انجام پذيرفته, ولى هنوز اغلاطى مانده است, مثل (سوط عذاب) كه به غلط (العذاب) آمده است و هم چنين سوره مرسلات آيه ٢١, در ياداشت ها غلط است, آيه سيزده سوره فجر صحيح است.
در صفحه ١٧٢, سطر دوازده (وصف شهدا) غلط است, (وصف اشداء) صحيح است.
در صفحه ١٧٦, سطر دوم (و اخطاركننده اى) صحيح است. در همان صفحه, سطر ١٩ جمله (رسول الله شاهد بر شهداء است) صحيح است. در همان صفحه سطر سه (در اين هنگام, پيامبران رسول خدا(ص) را به گواهى مى طلبند) صحيح است.
در صفحه ١٧٧, در سطر هشت و نه, جمله با (دلالت دارند) تمام مى شود. جمله بعدى در آغازفصل بعدى است كه به سطر قبلى پيوسته و غلط شده است; همچنين (اعضاء و جوارح انسان شاهدند) صحيح است و در صفحه ١٨٢, سطر ١٧ (خطاب مى كند) و يا (مى گويد اى فرزند آدم) صحيح است.
در صفحه ١٨٣, سطر اوّل (ابوكهمس) صحيح است. در همان صفحه, در سطر هفت, راجع به شفاعت سخن به ميان آمده, ولى بحث ادامه نيافته و آن در فصل بعدى است كه اصلاً در اين مقاله ترجمه نشده است و در ويرايش مقاله مى بايستى به آن توجه مى شد.
در خاتمه براى همه دوستان و عزيزانى كه در راه اعتلاى فرهنگ اسلامى و در ارائه بهتر آن مجاهده و تلاش مى كنند, مزيد توفيق مسألت دارم.
* جمع و تدوين آثار عالمان و پژوهشيان و نشر شايسته و در خورِ تلاش و كوشش چندين و چند ساله محققان, كارى است ارجمند, ستودنى و كارآ.
مفسّر, فقيه و فيلسوف جليل علاّمه طباطباى بجز مجموعه عدم النظير الميزان و كتابهاى مختلف در علوم اسلامى, رساله ها و مقاله هاى بسيارى نيز رقم زده اند كه نشر يكسان و دقيق آنها با ويرايش مناسب و فهارس استوار, تلاشى است ارجمند و بايسته. آينه پژوهش اين موضوع را به لحاظ اهميتى كه دارد جدّى گرفته و پيشتر نيز بدان پرداخته بود. اكنون ضمن ستايش از تلاش حضرت خسروشاهى, اين نقد را نيز در جهت رسيدن به آن آرمان والا, در نشر آثار علامه, منتشر مى كنيم. آينه پژوهش