آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - طرح پژوهشى علم الحديث - مهريزى مهدى

طرح پژوهشى علم الحديث
مهريزى مهدى

١

بى درنگ حديث به معناى گسترده (فعل، قول و تقريرِ معصوم)، جايگاهى بس مهم در دين شناسى، علوم اسلامى و فرهنگ مسلمين داشته و دارد.
عالمان دينى و در زمرهٌٍ آنان شيعيان، از آغاز توجه به حديث، تاكنون تلاشهاى طاقت فرسايى را در حفظ، كتابت، تدوين و تبويب، شرح، ترجمه و تدوين و تكميلِ (علوم الحديث) از قبيل: رجال، درايه و… متحمل شده اند. ميراث برجاى مانده آنان، در اين زمينه ها گواه صدق اين دعوى است.
راويان شيعى در خلوت كوچه ها، كُنج مساجد، سفر و حَضَر١ با صرف هزينه هاى هنگفت٢ حديث را فراگرفته و منتشر مى ساختند.
(امام صادق(ع) فرمود: بجز زراره، ابوبصير، محمد بن مسلم و بُرَيد بن معاويه، كسى ياد و سخنان پدرم را زنده نداشت. اگر اينان نبودند كسى اين انديشه را درك نمى كرد. اينان حافظان دين و امينهاى پدرم در حلال و حرامند.)٣
محمد بن ابى عمير ٩٤كتاب از خود به جاى گذاشت.٤ فضل بن شاذان صاحب ٢٨٠كتاب بود.٥ محمد بن مسعود عياشى بيش از ٢٠٠كتاب تاليف كرده است.٦ على بن مهزيار اهوازى ٣٣كتاب٧ و حسين بن سعيد اهوازى ٣٠كتاب نوشته است.٨
محمد بن يعقوب كلينى بيست سال در تدوين كتاب (كافى) كوشيد.٩ شيخ صدوق ٣٠٠ مصنف در حديث پديد آورد١٠ و….
تعداد كتب حديثى چاپ شده بيش از ٢٠٠ عنوان است.
مجموع احاديث گردآورى شده در كتب اربعه، بحارالانوار، الوافى، وسائل الشيعه و مستدرك الوسائل از صدهزار حديث تجاوز مى كند.
در بخش شرح و تعليقه نويسى مى توان از مرآةالعقول (شرح كافى)، ملاذ الاخيار (شرح تهذيب الاحكام) از علامه مجلسى و روضةالمتقين (شرح من لايحضره الفقيه) از محمدتقى مجلسى، شرح ملاصدرا بر كافى، شرح ملاصالح مازندرانى بر كافى و تعليقه ميرداماد بر كافى نام برد.
شرحهاى صحيفه سجاديه چون رياض السالكين از سيد عليخان كبير،١١ و شرح هاى نهج البلاغه چون شرح ابن ميثم بحرانى و منهاج البراعه از ميرزا حبيب الله خويى١٢ و شروحى كه بر زيارتها و ادعيه نوشته شده، چون (الانوار اللامعه) (شرح زيارت جامعه) از سيد عبدالله شبر١٣ و شرح زيارت عاشورا از ابوالمعالى كلباسى١٤، نيز از اين قبيلند.
در ترجمه كتب حديث و اخبار نيز يادگارهاى قابل توجهى برجاى مانده است. نمونه هايى چون: ترجمه تفسير منسوب به امام عسكرى(ع)، ترجمه تهذيب الاحكام، ترجمه برخى از جلد هاى بحارالانوار، ترجمه ثواب الاعمال، ترجمه نهج البلاغه، صحيفه سجاديه، عيون الاخبار١٥ و… از اين بابند.
اينها پاره اى از مجاهدتهاى علمى در قلمرو اخبار و احاديث بود. در حوزه (علوم الحديث) يعنى رجال و دراية الحديث نيز وارث ميراثهاى گرانقدرى هستيم.
در زمينه علم رجال آثار چاپ شده موجود بيش از پنجاه عنوان است. از (اختيار معرفة الرجال) اثر كشى (م قرن٤) گرفته تا (قاموس الرجال) اثر علامه تسترى (م١٣٧٤) و (معجم رجال الحديث) نوشته آيت الله خويى ره (م١٤١٣ق).
اينها بجز نسخه هاى خطى است كه در كتابخانه ها موجود است يا در كتابنامه ها از آن ياد شده است.
در حوزه درايةالحديث نيز نوشته هاى گرانقدرى را به ارث برده ايم.
از (درايةالحديث) اثر زين الدين العاملى (م٩٦٥ق) و (الوجيزه) نوشته شيخ بهايى (م١٠١١ق) و (الرواشح السماويه) اثر ميرداماد (م١٠٤١ق) گرفته تا (سماء المقال) كلباسى (م١٣٥٦ق) و (جامع المقال) طريحى (م١٠٨٥) تا (قواعد الحديث) محى الدين غريفى و (بحوث فى علم الرجال) محمدآصف المحسنى، بخشى از ماندگارهاى اين بخش است.
اينها پژوهشهايى بود كه از گذشته تاكنون در اين زمينه ادامه داشته است.

 

٢

در تاريخ معاصر تشيع نيز كارهاى ارزشمند، بجا و مناسبى به صورت فردى و گروهى در خدمت به (ثقل اصغر) آغاز شده است.
در اينجا فهرستى از آن را به اختصار نقل مى كنيم: ١ـ معجم نويسى و راهنماسازى
تاكنون معجمهاى لفظى متعدد براى نهج البلاغه، اصول كافى، كتب اربعه، صحيفه سجاديه، غرر الحكم، وسايل الشيعه، بحارالانوار، مستدرك الوسائل و معجمهاى موضوعى براى نهج البلاغه و صحيفه سجاديه عرضه شده است. اين عملِ شايسته هنوز نيز ادامه دارد. گرچه در اين اواخر كار به تكرار كشيده شده است. ٢ـ تصحيح و تحقيق
يكى از خدمات علمى و ارزشمند، احياى تراث حديثى شيعه، در جهت اتقان، تصحيح و ارائه زيباى آن است.
اين كار با تلاشهاى بسيار پرارج استاد على اكبر غفارى و مرحوم جلال الدين حسينى ارموى آغاز و اينك به صورت كارهاى جمعى ادامه دارد.
كتب بسيارى چون وسائل الشيعه، مستدرك الوسائل، الوافى، كتب شيخ صدوق و… تاكنون تحقيق شده است و مراكزى چون (مؤسسة آل البيت لاحياء التراث)، (مؤسسة الامام المهدى(ع)) و (مكتبة الامام اميرالمؤمنين(ع)) هم اكنون اين كار را دنبال مى كنند. ٣ـ مسندنويسى
تفكيك روايات هريك از معصومين و راويان آنها گرچه درگذشته به صورت اندك سابقه داشته و مى توان از (عيون اخبار الرضا) اثر شيخ صدوق و (العوالم) نوشته عبدالله بحرانى و (مسائل على بن جعفر) نام برد، اما در اين دوره اين سنّت با شكل گسترده ترى آغاز شده است. در اين مورد مى توان از آثار استاد عطاردى چون: مسند الامام الرضا(ع)، مسند الامام الكاظم(ع)، مسند الامام الجواد(ع) و مسند الامام المجتبى(ع) نام برد.
همچنين كتب ديگرى چون: (مسند الرسول الاعظم) اثر يحيى فلسفى دارابى، (كلمة الرسول الاعظم) نوشته سيد حسن شيرازى (مكاتيب الرسول) نوشته استاد محقق احمدى ميانجى، (كلمة الامام الحسن) اثر سيد حسن شيرازى، (الروائع الرائعة)، اثر مصطفى موسوى، (بلاغة الحسين) از مصطفى موسوى و (موسوعة كلمات الامام الحسين) از پژوهشهاى انجام يافته پژوهشكده باقرالعلوم، در اين زمينه تاليف شده است.
برخى نيز در گردآورى مسانيد راويان كوشيده اند؛ از جمله (مسند زرارة) و (مسند قيس البجلى) اثر بشير محمدى مازندرانى. ٤ـ گزيده نويسى و تلخيص
اين كار توسط آقاى محمد باقر بهبودى نسبت به كتب اربعه انجام شده است. اين عمل گرچه از سوى برخى مقبول نيافتاد و ايرادهايى بر مؤلف وارد ساختند، اما به دلايلى چون: هم سطح نبودن مخاطبان اين كتب و وجود برخى روايتهاى جعلى و مطرود؛ عملى مطلوب و پسنديده است. روشن است كه اين عمل به معناى محو و نابود ساختن كتاب اصل نيست تا به ميراث فرهنگى و علمى لطمه اى وارد سازد. ٥ ـ واحدسازى كتب و مجموعه هاى حديثى
جمع روايات شيعه در يك مجموعه بزرگ امرى ارزشمند و بزرگ است. محدثان بزرگى چون علامه مجلسى، شيخ حر عاملى، ملامحسن فيض كاشانى و محدث نورى با همين انگيزه دست به خلق موسوعه هاى بزرگ خود زدند.
اين كار در سطح گسترده كه همه كتب و حتى موسوعه هاى قبلى را نيز شامل شود امرى لازم و ضرورى بود كه به همت بلند و تلاش بى وقفه مهندس عليرضا برازش آغاز شده است.
ايشان كار خود را با تاليف (مجمع الانوار ـ الشكر والصبر) آغاز كرد و سپس با طرح كاملترى با عنوان (جامع الاحاديث) آن را به كمال رساند. در اين طرح بيش از ٨٠٠ عنوان كتاب حديثى در محدوده كار قرار دارد.
پيش درآمد اين كار عظيم، عرضه معجم بحارالانوار، مستدرك الوسائل، كتب اربعه در فاصله زمانى اندك بود.

 

٣

اين بود فهرستواره اى از ميراث فرهنگى تشيع در زمينه حديث است. اما نه كارهاى انجام شده در گذشته بى نقص است و نه كارهاى برجاى مانده، كم.
گرچه توجه به حديث تا بدانجا پيش رفته كه به مهجوريت قرآن گراييده و سبب حذف كتاب الهى از پاره اى حوزه هاى پژوهشى و علمى شده است،١٦ اما تحقيقهاى سازمان يافته و مدوّن كه قابل آموزش و پيگيرى پژوهشى باشد، ناقص است.
در اينجا برآنيم نخست از ضرورت برخى پژوهشهاى حديثى سخن گوييم و سپس طرحى تحقيقى در زمينه (علم الحديث) به طور عام ارائه كنيم.
به نظر مى رسد در سه حوزه كلى نياز به پژوهش جديد است.
١ـ تاريخ حديث ـ كتابشناسى كتب حديث.
٢ـ بررسى اسناد و علم رجال.
٣ـ فقه الحديث.
اينها سه حوزه كلان علم حديث است كه گرچه پژوهشهايى در آنها صورت يافته، اما جاى كنكاشهاى علمى بسيار دارد. ١ـ تاريخ حديث ـ كتابشناسى
بررسى تاريخ حديث از آغاز تا دوره كمال امرى ضرورى است. گرچه به صورت اندك در برخى كتب از آن سخن رفته، چون (علم الحديث) اثر استاد شانه چى، (مقدمه اى بر تاريخ تدوين حديث) اثر رسول جعفريان، (تدوين السنة المطهرة) نوشته محمدرضا الحسينى الجلالى، (تحول علم حديث)، نوشته مصطفى اوليائى، (سير تحول قرآن و حديث) از على فاضل ـ عبدالرحمن انصارى، (تدوين الحديث) از محمدعلى مهدوى راد و احمد عابدى، چاپ شده در مقدمه المعجم المفهرس لالفاظ احاديث البحار و… اما هنوز كار درخور و همه جانبه صورت نگرفته است.
هنوز اثرى در باب ارزيابى اصول اربعماة در دست نيست و حتى نام اين اصول روشن نشده است. علامه تهرانى در الذريعه ١١٧ اصل١٧ نام مى برد؛ نجاشى در رجال هفت اصل و شيخ در فهرست از ٥٩اصل نام برده است.
بررسى مراحل تدوين، شرايط و انگيزه هاى هر دوره كارى بسيار ارزشمند است. در پرتو چنين تحقيقى مى توان ميزان اعتبار كتب حديث را نيز تا حدودى روشن ساخت.
تدوين كتابشناسى توصيفى كتب حديث امرِ لازم ديگرى است. در اين تدوين بايد اين اطلاعات به صورت مستند و تحقيقى عرضه گردد:
١ـ شناسنامه كتاب.
٢ـ نسخه شناسى:
الف ـ معرفى نسخه هاى خطى در كتابخانه ها.
ب ـ معرفى نسخه ها در كتابنامه ها.
٣ـ تعداد ويرايش و مشخصه هاى هريك.
٤ـ ويژگى هاى كتاب:
الف ـ موضوع كتاب.
ب ـ تعداد ابواب و احاديث.
ج ـ وضعيت اسناد.
د ـ تنظيم و تبويب كتاب.
٥ ـ خلاصه فهرست مطالب.
٦ ـ پژوهشهاى انجام شده درباره كتاب:
الف ـ شرح، حاشيه و تعليقه.
ب ـ ترجمه.
ج ـ تلخيص يا تكميل.
د ـ معجم، تصنيف و تبويب.
هـ نوشته هاى تحليلى پيرامون كتاب.
٧ـ مؤلف:
الف ـ ويژگيهاى فكرى مؤلف.
ب ـ گرايش هاى فكرى و كلامى و فقهى زمان مؤلف.
ج ـ شرايط اجتماعى و سياسى زمان مؤلف.
٨ ـ ارزيابى كتاب:
الف ـ ديدگاه عالمان رجال نسبت به كتاب.
ب ـ ديدگاه فقيهان پيرامون كتاب.
انصاف آن است كه بسيارى از پژوهشگران دينى از كم و كيف كتب حديث بى اطلاعند. از جمله كارهاى ضرورى ديگر پژوهشهاى تحليلى درباره محدثان بزرگ چون كلينى، شيخ صدوق و شيخ طوسى و… است. آنگونه كه پژوهشگران اهل سنت درباره بيهقى و… انجام داده اند.١٨ ٢ـ بررسى اسناد و علم رجال
وجود جعل و دس در احاديث، ضرورت بررسى درستى و صحت حديث را به دنبال دارد.
گرايشهاى چندگانه اى در اين زمينه وجود دارد؛ چون اخباريگرى و اصوليگرى و هر كدام را نيز درجاتى تشكيكى است چون مراتب وجود.
شايد در اين زمينه نوشته ها و آثار تحقيقى و پژوهشى بيش از ساير بخشهاى علم حديث يافت مى شود، ليكن نگاهى جامع به شيوه هاى بررسى اسناد كه تاكنون ارائه شده جـايش خالى است.
كار ديگرى كه در اين قسمت درخور پژوهش است، تفكيك احاديث موضوعى و جعلى است. بدانسان كه علامه شوشترى در بخشهاى اخبار الدخيله بدان پرداخته است و عالمان عامه فراوان در اين زمينه نگاشته اند. ٣ـ فقه الحديث
(فقه الحديث) يا (دراية الحديث)١٩ مهمترين بخش از مباحث علم حديث است. تمام بحثهاى قبل مقدمه اى است كه محقق را براى استفاده از زلال حديث آماده سازد. اما بهره برى، خود قواعد و روشهايى دارد كه بدون آن، نتيجه اى جز ناكامى به دنبال ندارد.
با اينكه اين بخش از اهميت ويژه برخوردار است، اما از جهت تحقيق و پژوهش از بخشهايى ديگر علم حديث عقبتر است. نوشته هاى مستقل و جامع در اين زمينه بسيار اندك است. قواعد و روشهاى فهم حديث را بايد از لابلاى تعليقه ها، شرحها، مباحث اصولى و استنباطهاى فقهى استخراج كرد. اين قسمت از علم حديث با دانش اصول مشتركات فراوان دارد، موضوعاتى از قبيل تعادل و تراجيح، ظواهر و مباحث الفاظ از اين دسته اند.
با اينكه بسيارى از مباحث علم اصول در اين قسمت از علم حديث كاربرد دارد، اما نمى تواند جايگزين بحثى جامع، منسجم و منطقى در علم حديث در زمينه درايةالحديث گردد، زيرا:
١ـ مباحث علم اصول عمدتاً در راستاى حل مشكلات فقيه بوده و فقيه تنها در محدوده احكام به كاوش و بحث پرداخته است، لذا روايات تفسيرى، طب و بهداشت، آداب و رسوم، اخلاقيات، معارف و… مورد نظر فقيه نبوده و اصول هم به حل مشكلات اين بخش از روايات نپرداخته است.
٢ـ برخى مباحث مؤثّر در فهم حديث جايگاهى در علم اصول نداشته و ندارد؛ از قبيل: نقل به معنى، تقيه، تعارض حديث با عقل و علوم تجربى و….
البته اين عنوانها مى تواند جايگاهى منطقى در علم اصول داشته باشد، اما آنچه اكنون وارث آنيم، چنين نيست.
با توجه به اين دو نكته ضرورت پرداختن مستقل به مباحث (فقه الحديث) مورد انكار نيست.
همانگونه كه اشارت رفت براى تدوين مجموعه اى عميق در اين زمينه، علم اصول، فقه و تعليقه ها و شرحهاى انديشمندان بر كتب حديث و روايت، بهترين مرجع و منبع هستند.

 

٤

حال پس از بيان ضرورتها در علم حديث، طرح تدوين مجموعه اى در (علم الحديث) همراه با پاره اى توضيحات ارائه مى گردد.
اين مجموعه مشتمل بر يك مدخل و چهار بخش است: مدخل:
١ـ حجيت سنت پيامبر(ص) و ائمه(ع).
٢ـ جايگاه حديث در دين شناسى و نسبت حديث با قرآن. بخش يك: تاريخ حديث
١ـ اهتمام به حفظ و كتابت حديث.
٢ـ منع حديث، انگيزه ها و زيانها.
٣ـ پژوهشى در اصول اربعمأة.
٤ـ دوره جمع و تبويب (كتب اربعه).
٥ ـ دوره تدوين مجموعه هاى حديثى (دوره صفويه).
٦ ـ راههاى تحمل و فراگيرى حديث (از قبيل: سماع، قرائت، املاء و…).
٧ـ شيوه هاى نقل حديث (از قبيل: نقل به الفاظ، نقل به معنى، ترجمه و…).
٨ ـ تعامل اهل سنت و شيعه در جمع و تدوين حديث.
٩ـ اصطلاحات علم حديث. بخش دو: كتابشناسى كتب حديث
در اين بخش به معرفى كتب حديثى پرداخته مى شود و پيرامون هر كتاب اطلاعات جامع و متنوعى بيان مى گردد (آنگونه كه در ص٤ گذشت). بخش سه: بررسى اسناد و قواعد رجالى
١ـ تعريف علم رجال، تراجم، سيره.
٢ـ ضرورت ارزشيابى اسناد احاديث.
٣ـ ديدگاه اخباريها در اسناد احاديث و نقد آن.
٤ـ ارزيابى سند از راه وثاقت راوى:
الف ـ تاريخچه اين ديدگاه.
ب ـ تنويع حديث.
ج ـ معيار وثاقت راوى.
د ـ وجه حجيت توثيقات رجالى.
هـ ـ توثيقات اجمالى.
وـ الفاظ جرح و تعديل.
زـ تعارض جرح و تعديل.
ح ـ تميز مشتركات.
ط ـ نقد و بررسى اين ديدگاه.
٥ ـ ارزيابى سند از راه وثوق به صدور:
الف ـ تاريخچه اين ديدگاه.
ب ـ قرائن اطمينان آور.
ج ـ نقد و بررسى اين ديدگاه.
٦ ـ رأى جامع:
الف ـ روش عقلا در ارزيابى اسناد و مدارك.
ب ـ تاريخچه اين رأى.
ج ـ نقد محتوايى (از قبيل: ١ـ عرضه حديث بر قرآن ٢ـ مخالفت حديث با عقل ٣ـ مخالفت حديث با حس و وجدان و…).
د ـ نقد سندى (از قبيل: ١ـ توجه به وثاقت سلسله رُوات ٢ـ راويان برجسته چون (اصحاب اجماع) و (الذين لايروون ولايرسلون الا عن ثقة) و…).
٧ـ ارزش مكاتبات.
٨ ـ ارزيابى احاديث غيرفقهى.
٩ـ قاعده تسامح در ادله سنن.
١٠ـ وضع و جعل در احاديث:
الف ـ اعترافها.
ب ـ اسباب و انگيزه ها.
ج ـ معيار شناسايى حديث جعلى.
١١ـ بررسى كتب رجال:
الف ـ اصول رجاليه.
ب ـ كتب رجالى متاخران.
ج ـ مجموعه هاى رجالى.
د ـ نقد و بررسى. بخش چهار: فقه الحديث
مقدمه: مسلكها و روشها در برداشت و تفسير حديث:
الف ـ اخباريها.
ب ـ فقها و اصوليين.
ج ـ فلاسفه و عرفا. يك. قواعد عام
در اين قسمت اصول و قواعدى مورد تأمل و پژوهش قرار مى گيرد كه در فهم تمامى احاديث يا بيشتر آن كاربرد دارد.
١ـ يافتن معناى واژه ها و ساختارها در زمان صدور حديث.
٢ـ توجه به كليه روايات يك موضوع و جستجو از خاص، عام، قيد و….
٣ـ تفسير حديث در كنار اصول و قواعد مسلم دينى.
بدين معنا كه گرچه حديثى از جهت سند صحيح (به تعبير مصطلح) باشد، اما بايد با قواعد مسلم دين سازگار باشد وگرنه قابل پذيرش نيست مگر با تاويل.
٤ـ نقل به معنى.
نقل به معنا در احاديث امرى رايج و عقلايى است و پيشوايان دينى نيز آن را تاييد و امضا كرده اند. پذيرفتن اين امر لوازمى در استنباط و فهم حديث دارد كه مع الاسف كمتر بدان توجه مى شود.
٥ ـ مرز جمود و تعدى در الفاظ حديث.
بخشى از اختلاف نظر فقيهان به اين برمى گردد كه يك واژه نزد فقيهى مَثَل و نمونه است و مى توان حكمش را تعميم داد و فقيه ديگر بدان خصوصيّت داده و تعدى از آن مورد را روا نمى بيند.
مانند: (رجل) در بسيارى از احاديث يا واژه (سيف) در احاديث اجراى قصاص و واژه (شطرنج) در احاديث قمار و….
آيا اين امور را مى توان ضابطه مند كرد و حريمى برايش قايل شد؟
٦ ـ تعارض احاديث:
الف ـ تعريف و تحديد تعارض.
ب ـ زمينه هاى تعارض از قبيل: معارضه با قرآن، سنّت، عقل، علوم تجربى و عرفيات.
ج ـ اسباب و علل پيدايش تعارض.
د ـ راه علاج.
٧ـ تقيه:
الف ـ قلمرو احاديث تقيه (عقايد، فقه و…).
ب - تاريخ پيدايش تقيه.
ج - معيار شناسايى حديث تقيه.
٨ ـ شناخت شرايط صدور:
آگاهى از تاريخ صدور حديث، و ظرف خاص آن، در فهم بهتر، تقيه بودن، ولايى بودن حديث نقش بسزا دارد.
٩ـ رواياتى كه اخبار از واقع مى كند.
در لابلاى احاديث به جمله هايى برمى خوريم كه به عقيده برخى صاحب نظران اِخبار از يك حقيقت خارجى است نه بيان يك ارزش دينى و شرعى، مانند: (قلة العيال احد اليسارين)
الف ـ آيا اين تلقى به طور كلى درست است يا خير؟
ب ـ چگونه مى توان موارد آن را تميز داد؟
ج ـ آيا اين اخبار خبر از شرايط زمانى معصوم است يا اخبار از واقعيتى ثابت در زندگى انسانها؟
١٠ـ دلالت افعال.
سيره عملى و افعال معصومان(ع) بخش وسيعى از سنّت را به خود اختصاص مى دهد ليكن كمتر در اين زمينه پژوهش صورت يافته است.٢٠
١١ـ نسخ:
الف ـ حقيقت نسخ.
ب ـ نسخ قرآن به سنّت.
ج ـ نسخ در روايات.
د ـ معيار شناسايى ناسخ و منسوخ.
١٢ـ تحريف احاديث:
الف ـ تحريف لفظى و معنوى در احاديث.
ب ـ اسباب و علل تحريف.
ج ـ راه شناسايى احاديث محرّف.
١٣ـ سؤال و جوابها.
پاره اى از احاديث در پاسخ به پرسش راويان صادر شده است. شرايط فكرى و فردى راوى گاه مانع تعميم در محتواى حديث مى شود. از اين رو اين مطلب به صورت كلى بايد مورد پژوهش قرار گيرد.
١٤ـ احاديث مشكل، غريب و مضطرب. دو. قواعد خاص
در اين قسمت از اصول و روشهاى مربوط به يك دسته از روايات سخن مى رود، بدين جهت روايات به ده دسته تقسيم شده و مورد تحقيق و بررسى قرار مى گيرد. ١ـ معارف
رواياتى كه به مباحث توحيد، معاد، انسانشناسى و جهان شناسى اختصاص دارد در اين قسمت جاى مى گيرد. در فهم و تفسير اينها اصولى چون: درجات معارف، درجات انسانها، محكم و متشابه (احاديثنا صعب مستصعب) و… بايد مورد تحقيق قرار گيرد. ٢ـ عبادات
مراد احاديثى است كه در بيان احكام عبادات يعنى نماز، روزه و… وارد شده است. ٣ـ اخلاق
منظور احاديثى است كه رذايل و فضايل را بيان مى دارد. ٤ـ آداب
از مباحث عمده در اين قسمت، مسأله نسبيّت و ثبات آداب است. ٥ ـ احاديث اجتماعى
٦ ـ تاريخ و رجال
منظور احاديثى است كه به شرح وقايع گذشته مى پردازد يا از وقايع آينده چون حوادث دوران ظهور خبر مى دهد و يا به مدح و ذم افراد اختصاص دارد. ٧ـ احاديث تفسيرى
احاديث فراوانى در تفسير و بيان آيات قرآنى وارد شده است.
از اصولى كه دراين قسمت مورد توجه است، جرى و تطبيق و بيان مصداق، بيان بطون آيه، تفسير، روايات اسرائيلى و… است. ٨ ـ طب و بهداشت
روايتهاى فراوانى در متون حديثى موجود است كه راه پيشگيرى از امراض را توصيه كرده و گاه راه معالجه دردها را نشان مى دهد و يا به خواص ميوه ها، حبوبات و… مى پردازد در اين زمينه ديدگاههاى متفاوت وجود دارد.
آيا اينها توصيه هاى شرع است و قابل بقاء؟ يا ورود در اين مسائل در شأن شريعت نيست، چنانكه شيخ صدوق معتقد است.
آيا توصيه هاى معالجه مختص راوى است و متناسب با شرايط او، يا قابل تعميم است به همه انسانها؟ ٩ـ ادعيه، زيارات، اوراد، اذكار و احراز
بخش وسيعى از احاديث دعاها، زيارتها و… است. پرسشهاى بسيار در اين زمينه ها موجود است كه كمتر مورد تحقيق و بررسى قرار گرفته است. ١٠ـ گوناگون
احاديثى كه در بيان خصوصيت زمانها، مكانها، شهرها، طوايف انسانى، سنگها، معدنها، نجوم و هيئت، كشاورزى و… صادر شده مورد پژوهش و تحقيق قرار مى گيرد.

 

٥

آخرين بخش اين طرح (منبع شناسى علوم حديثى) است. قبل از معرفى منابع ياد شده، نكاتى چند ضرورى است.
١ـ تنها منابع شيعى معرفى مى شود؛ زيرا غرض از اين طرح همانگونه كه در آغاز آمد، بررسى (علم حديث) نزد شيعيان است.
٢ـ اين معرفى به آثار چاپ شده اختصاص دارد و معرفى منابع خطى كه تاكنون چاپ نشده، منظور نظر نيست.٢١
٣ـ اين منبع شناسى تنها به كتب اختصاص دارد و مقالات در اينجا معرفى نشده است. البته مقاله هاى غنى و بسيارى در زمينه (علم حديث) موجود است كه اميد است در فرصتى ديگر ارائه شود.
٤ـ منابع برحسب تاريخ مؤلفان تنظيم گشته و نسبت به آثار نويسندگان زنده يا موارد مشكوك ترتيب الفبايى عنوان كتاب لحاظ شده است.
٥ ـ تفكيك منابع طبق طرح پيشنهادى اين مقاله و با توجه به گرايش غالب كتاب بوده است.
در پايان بايد متذكر شد كه ادعاى استقصاى كامل نداريم و اين مجموعه تنها در حد وسع فراهم گشت. يك. تاريخ حديث و كتابشناسى
١ـ اثبات الهدى، محمد حسن الحر العاملى (م١١٠٤ق)، تعليق: ابوطالب التجليل، مطبعة العلمية، قم، ج١، ص٢٦ ـ ٣٢، عربى.
٢ـ وسائل الشيعة، محمد حسن الحر العاملى (م١١٠٤ق)، مكتبة الاسلامية، تهران، ج١٩، ص٣١١ تا آخر و ج٢٠، عربى.
٣ـ بحارالانوار، محمد باقرالمجلسى (م١١١٠ق)، دارالكتب الاسلامية، تهران، ج١، مقدمة آيةالله ربانى شيرازى، ٢٢٨ص و مقدمه مؤلف ٧٩ص، عربى.
٤ـ مستدرك الوسائل، حسين النورى (م١٣٢٠ق)، اسماعيليان، قم، ج٣، ص٢٩٠ـ٨٧٨، عربى.
٥ ـ تاسيس الشيعة، السيد حسن الصدر (١٢٧٢ـ١٣٥٤ق)، منشورات الاعلمى، تهران، ص٢٧٩ ـ ٢٩٥، عربى.
٦ ـ الذريعة الى تصانيف الشيعة، شيخ آغابزرگ التهرانى (١٢٩٣ـ١٣٨٩ق)، ج٢، ص١٢٥ـ١٦٧ و ج٦، ص٣٠١ـ ٣٧٤، عربى.
٧ـ خدمات متقابل اسلام و ايران، شهيد مرتضى مطهرى (م١٣٩٩ق ـ ١٣٥٨ش)، انتشارات صدرا، قم، ١٣٥٩ش، دهم، ص٤٦٧ـ ٤٧٦، فارسى.
٨ ـ اصول الحديث واحكامه٢٢، جعفر السبحانى، مؤسسة الامام الصادق(ع)، قم، ١٤١٤ق، ٢٧٢ص، عربى.
٩ـ تاريخ تدوين حديث، رسول جعفريان، انتشارات فؤاد، قم، ١٣٦٨ش، ٥٩ص، فارسى.
١٠ـ تحول علم حديث، مصطفى اوليائى، ١٣٦١ش، ٦٤ص، فارسى.
١١ـ تدوين السنة الشريفة، السيد محمدرضا الحسينى الجلالى، مكتب الاعلام الاسلامى، قم، ١٤١٣ق، ٧٠٤ص، عربى.
١٢ـ دراسات فى الحديث والمحدثين، هاشم معروف الحسنى، دارالتعارف، بيروت.
١٣ـ سير تحول قرآن و حديث، على فاضل ـ عبدالرحمن انصارى، دفتر تبليغات اسلامى، قم، ١٣٦٤ش، ١٠١ص، فارسى.
١٤ـ سير حديث در اسلام، سيد احمد ميرخانى، گنجينه، تهران، ١٣٦١ش، دوم، ٣٨٨ص، فارسى.
١٥ـ علم الحديث ودرايةالحديث، كاظم مدير شانه چى، دفتر انتشارات اسلامى، قم، ١٣٦٢ش، سوم، ٢٨٤«١٦٦ص، فارسى.
١٦ـ مصادر الحديث عند الاماميه، محمد حسين الجلالى، مطبوعات النجاح، قاهره، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م، ٤٤ص، عربى.
اين كتاب با اين مشخصه ها به فارسى برگردانده شده است:
مأخذ حديث از ديدگاه شيعه، مترجم: عليرضا ميرزامحمد، انتشارات نور، تهران، ١٣٦٠ش، ٦٣ص.
١٧ـ المعجم المفهرس لالفاظ احاديث بحارالانوار، مقدمه: محمدعلى مهدوى راد ـ احمد عابدى، مركز الابحاث والدراسات الاسلامية، مكتب الاعلام الاسلامى، قم، ١٤١٣ق، ص١١ـ١١٩، عربى. دو. قواعد رجالى
١ـ دراية الحديث، زين الدين العاملى (٩١١ـ ٩٦٥ق)، مطبعة النعمان، نجف، ١٤٤ص، عربى.
اين كتاب با تحقيق محمدعلى البقال در دو ويرايش ديگر به چاپ رسيده است.
الف ـ شرح البداية فى علم الدراية، سيدالشهدا، قم، ١٤٠٤ق ـ ١٩٨٣م، ٢ج.
ب ـ الرعاية، مكتبة آيةالله المرعشى، ١٤٠٨ق، ٤٠٦ص.
٢ـ منتقى الجمان، حسن بن زين الدين (م١٠١١ق)، تصحيح: على اكبر الغفارى، مؤسسة النشر الاسلامى، قم، ١٣٦٢ش، ج١، ص٤ـ ٤٥، عربى.
٣ـ مشرق الشمسين، بهاءالدين محمد العاملى (م١٠٣١ق)، ١٣٢١ق، ١٠٧ص، تا ص١٣، عربى.
اين كتاب همراه با تعليقات محمد اسماعيل مازندرانى خواجوى و تحقيق سيد مهدى رجائى توسط بنياد پژوهشهاى آستان قدس به چاپ رسيده است.
٤ـ وجيزة، بهاءالدين محمد العاملى (م١٠٣١ق)، ١٣١١ق، ص١٨٠ـ ١٨٤، عربى، همراه با رجال علامه به چاپ رسيده است.
٥ ـ الرواشح السماوية، محمد بن محمد الحسينى (م١٠٤١ق)، بيدار، قم، ٢١٧ص، عربى.
٦ ـ جامع المقال، فخرالدين الطريحى (م١٠٨٥ق)، كتابفروشى جعفرى، قم، ٢٦٠ص، عربى.
٧ـ فوائد الوحيد، محمد باقر البهبهانى (م١٢٠٦ق)، مكتب الاعلام الاسلامى، قم، ١٤٠٤ق، دوم، ٦٧ص، عربى. اين كتاب همراه رجال الخاقانى چاپ شده است.
٨ ـ عدةالرجال، سيد محسن الاعرجى الكاظمى (م١٢٢٧ق)، تحقيق: مؤسسة الهداية لاحياء التراث، اسماعيليان، قم، ١٤١٥ق، ج١،٥٠٤ص، عربى.
٩ـ قواعد رجالى، محمّدمهدى كجورى (م ح ١٢٩٣ق)، ٢٢١ص، عربى.
١٠ـ توضيح المقال، ملاعلى الكنى (١٢٢٠ـ١٣٠٦ق)، ٦٤ص، عربى. اين كتاب همراه منتهى المقال چاپ شده است.
١١ـ رجال الخاقانى، على الخاقانى (م١٣٣٤ق)، تحقيق: محمد صادق بحرالعلوم، مكتب الاعلام الاسلامى، ١٤٠٤ق، دوم، ٤٢٦ص، عربى.
١٢ـ مقباس الهداية فى علم الدراية، عبدالله المامقانى (١٢٩٠ـ١٣٥١ق)، ٧ج، تحقيق: محمدرضا المامقانى، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، بيروت، ١٤١١ق ـ ١٩٩١م، ٤٢٩«٤٢٧«٣٤٨«٤٢٣« ٤٩٣ «٤٦٤ص، عربى.
چهار جلد شامل متن كتاب، دو جلد مستدركات و يك جلد نتايج است.
١٣ـ سماء المقال، ابوالهدى بن ابى المعالى الكلباسى (م١٣٥٦ق)، ٢ج، مكتبة البرقعى، قم، ١٣٥٦ق، ٢٢٠« ١٧٥ص، عربى.
١٤ـ وجيزة فى علم الرجال، ميرزا ابوالحسن المشكينى (١٣٠٥ـ ١٣٥٨ق)، تحقيق: زهير الاعرجى، مؤسسة الاعلمى، بيروت، ١٤١١ق، ١٠٤ص، عربى.
١٥ـ ضياءالدراية، ضياءالدين علامه (م قرن١٤ق)، مطبعة الحكمة، ١٣٧٨ق، ١٠١«٤٨ص، عربى.
با اين كتاب سه رساله ديگر نيز در مباحث رجالى همراه شده است:
الف ـ رسالة اسامى اصحاب الاصول ب ـ اسامى جماعة صدرالتوثيق فى حقهم مرتين ج ـ وجيزه شيخ بهايى.
١٦ـ معجم رجال الحديث، سيد ابوالقاسم الخوئى (م١٤١٣ق)، مدينة العلم، قم، ١٤٠٩ق ـ ١٩٨٩م، چهارم، ج١، ص١ـ ١٠٨، عربى.
١٧ـ چهار كتاب اصلى علم رجال، سيدعلى خامنه اى (رهبر معظم انقلاب اسلامى)، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، اول، ١٣٦٩، ٦٢ص، فارسى.
١٨ـ بحوث فى فقه الرجال، محاضرات العلامة الفانى الاصفهانى (م قرن١٥)، على مكى العاملى، مؤلف، ١٤١٠ق، عربى.
١٩ـ بحوث فى علم الرجال٢٣، محمد آصف المحسنى، سيدالشهداء، قم، ١٤٠٣ق ـ ١٣٦٢ش، دوم، ٣٣٣ص، عربى.
٢٠ـ تلخيص مقباس الهداية، تلخيص و تحقيق: على اكبر غفارى، نشر صدوق، تهران، ١٣٦٩ش، ٢٨٠ص، عربى.
٢١ـ تحرير المقال فى كليات علم الرجال، مهدى الهادوى الطهرانى، الزهراء، تهران، اول، ١٤١٢ق ـ ١٣٧١ش، ١٩٦ص، عربى.
٢٢ـ دراية وحديث شناسى، سيد موسى شبيرى، (جزوه درس)، دارالتبليغ، قم، ١٣٨٩ق، ٨٠«٢٣، فارسى.
٢٣ـ علم حديث، زين العابدين قربانى، انتشارات انصاريان، قم، ١٣٧٠ش، ٣٩٠ص، فارسى.
٢٤ـ قواعد الحديث، محى الدين الموسوى الغريفى، مطبعة الاداب، نجف، ٢٧٤ص، عربى.
٢٥ـ كليات علم الرجال، جعفر السبحانى، مركز مديريت حوزه علميه قم، قم، دوم، ١٤١٠ق، ١٣٦٩ش، ٥٣١ص، عربى.
٢٦ـ مبادى فى علم الحديث، لجنة التاليف، مؤسسة البلاغ، تهران، ١٤١٥ق ـ ١٩٩٤م، ١٠٤ص، عربى.
٢٧ـ معرفة الحديث، محمد باقر البهبودى، مركز انتشارات علمى و فرهنگى، تهران، ١٣٦٢ش، ٢٧٨ص، عربى. سه. رجال
١ـ رجال البرقى، احمد بن عبدالله البرقى (م٢٨٠ق)، تحقيق: جلال الدين حسينى ارموى، دانشگاه تهران، تهران، ١٣٤٢ش، ٩٨ص، عربى.
٢ـ رجال النجاشى، احمد بن على بن العباس النجاشى (٣٧٢ـ ٤٥٠ق)، تحقيق: سيد موسى شبيرى زنجانى، مؤسسة النشر الاسلامى، قم، چهارم، ١٤١٣ق، ٤٩٠ص، عربى.
٣ـ اختيار معرفة الرجال، محمد بن الحسن الطوسى (٣٨٥ـ٤٦٠ق)، تحقيق: حسن المصطفوى، دانشگاه مشهد، اوّل، ١٣٤٨ش، ٨٦«٣٤٣ص، عربى.
٤ـ رجال الطوسى، محمد بن الحسن الطوسى (٣٨٥ـ ٤٦٠ق)، منشورات الرضى، قم، ١٣٨٠ق ـ ١٩٦١م، ٥٣٥ص، عربى.
٥ ـ الفهرست، محمد بن الحسن الطوسى (٣٨٥ـ٤٦٠ق)، تحقيق: سيد محمد صادق بحرالعلوم، منشورات الرضى، قم، ١٩٦ص، عربى.
٦ ـ الفهرست، على بن عبيدالله بن بابويه (قرن پنجم)، تحقيق: سيد عزيز طباطبايى، دارالاضواء، بيروت، دوّم، ١٤٠٦ق ـ ١٩٨٦م، ٢٤٦ص، عربى.
٧ـ معالم العلماء، محمد بن على بن شهرآشوب (م٥٨٨ق)، المطبعة الحيدرية، نجف، ١٣٨٠ق ـ ١٩٦١م، ١٥٥ص، عربى.
٨ ـ رسالة فى آل اعين، ابوغالب الرازى (م٦٣٨)، شرح: سيد محمدعلى ابطحى، اصفهان، ١٣٩٩ق، ١١٩ص.
٩ـ رجال ابن داود، حسن بن على بن داود الحلى (٦٤٧ ـ ٧٠٧ق)، تحقيق: سيد محمد صادق بحرالعلوم، منشورات الرضى، قم، ١٣٩٢ق ـ ١٩٧٢م، ٢٩٦ص، عربى.
١٠ـ ايضاح الاشتباه، حسن بن يوسف المطهر الحلى (٦٤٨ ـ ٧٢٦ق)، تحقيق: محمد الحسون، مؤسسة النشر الاسلامى، قم، دوم، ١٤٠٢ق، ٢٩٦ص، عربى.
١١ـ رجال العلامة الحلى، حسن بن يوسف بن المطهر الحلى (٦٤٨ ـ ٧٢٦ق)، تحقيق: سيد محمد صادق بحرالعلوم، منشورات الرضى، قم، دوم، ١٤٠٢ق، ٢٩٦ص، عربى.
١٢ـ التحرير الطاوسى، حسن بن زين الدين (م١٠١١ق)، تحقيق: فاضل الجوهرى، مكتبة آيةالله المرعشى، قم، اوّل، ١٤١١ق، ٧٤٩ص، عربى.
١٣ـ مجمع الرجال، ملاعنايةالله القهپايى (م١٠١٦ق)، ٧ج، اسماعيليان، قم، ٣٠٤«٢٩٧«٢٨٨«٣١٢«٢٩٦« ٣٠٤«٣١٣ص، عربى.
١٤ـ نقد الرجال، مصطفى بن حسين تفرشى (م ١٠٤٤ق)، انتشارات الرسول المصطفى، قم، ٤٢٧ص، عربى.
١٥ـ جامع الرواة، محمد بن على الاردبيلى (ح١٠٩٨ق)، ٢ج، مكتبة المصطفوى، قم، ٦٦٠«٥٥٢ص، عربى.
١٦ـ هداية المحدثين (مشتركات الكاظمى)، محمدامين بن محمدعلى الكاظمى (قرن يازدهم ق)، تحقيق: سيد مهدى رجائى، مكتبة آيةالله المرعشى، قم، ١٤٠٥ق، ٤٢٠ص، عربى.
١٧ـ اجازات الحديث، محمدباقر مجلسى (١٠٣٧ـ١١١٠ق)، تحقيق: سيد احمد الحسينى، مكتبة آيةالله المرعشى، قم، ١٤١٠ق، ٣١٠«١١٠«٣١ص، عربى.
١٨ـ وجيزة، محمدباقر مجلسى (١٠٣٧ـ١١١٠ق)، ١٣١٢ق، ص١٤٢ـ١٧٩، عربى. اين كتاب در هامش رجال علامه، چاپ شده است.
١٩ـ فهرست آل بويه و علماء البحرين، سليمان الماحوزى البحرانى (١٠٧٥ـ١١٢١ق)، اعداد: سيد احمد الحسينى، مكتبة آيةالله المرعشى، قم، ١٤٠٤ق، ١٢٢ص، عربى.
٢٠ـ الفوائد الرجالية، محمد اسماعيل بن الحسين بن محمدرضا المازندرانى (م١١٧٣ق)، تحقيق: سيد مهدى الرجائى، مجمع البحوث الاسلامية، مشهد، ١٤١٣ق ـ ١٣٧٢ش، ٣٥٨ص، عربى.
٢١ـ لؤلؤ البحرين، يوسف بن احمد البحرانى، (م١١٨٦ق)، تحقيق: سيد محمد صادق بحرالعلوم، مؤسسة آل البيت، قم، دوم، ٤٦١ص، عربى.
٢٢ـ الاجازة الكبيرة، سيد عبدالله موسوى جزايرى تسترى (قرن١٢ق)، تحقيق: محمد السمامى الحائرى، مكتبة آيةالله المرعشى، قم، ١٤٠٩ق، ٣١٨ص، عربى.
٢٣ـ تعليقة الوحيد على منهج المقال، محمد باقر البهبهانى (م١٢٠٦ق)، ١٣٠٦ق، ٥١٧ص، عربى. اين كتاب تعليقه بر (منهج المقال) ميرزا محمداسترآبادى (م١٢٠٨ق) است و همراه آن چاپ شده است.
٢٤ـ منهج المقال٢٤، ميرزا محمد استرآبادى (م١٢٠٨ق)، ١٣٠٦ق، ٥١٧ص، عربى.
٢٥ـ رجال السيد البحرالعلوم، محمد مهدى بحرالعلوم (١١٥٥ـ١٢١٢ق)، ٤ج، مكتبة الصادق(ع)، تهران، ١٣٦٣ش، ٥٥٤«٤٣١«٣٩١«٢٢٣ص، عربى.
٢٦ـ منتهى المقال٢٥، محمد بن اسماعيل بن عبدالجبار المازندرانى (١١٥٩ـ١٢١٥ق)، ١٢٦٧ق، عربى.
٢٧ـ رسالة فى تحقيق احوال ابى بصير، سيد محمد مهدى الخونسارى (م١٢٤٦ق)، چاپ شده ضمن (الجوامع الفقهية)، مكتبة آيةالله المرعشى، قم، ١٤٠٤ق، ص٦٤ـ١٠٦، عربى.
٢٨ـ تكملة الرجال، عبدالنبى الكاظمى (م١٢٥٦ق)، ٢ج، تحقيق: سيد محمد صادق بحرالعلوم، مطبعة الاداب، نجف، ٦١٠«٨٨٨ص، عربى. اين كتاب شرح (نقد الرجال) تفرشى است.
٢٩ـ طرايف المقال فى معرفة طبقات الرجال، محمد شفيع الجابلقى (م١٣١٣ق)، ٢ج، تحقيق: سيد مهدى الرجائى، مكتبة آيةالله المرعشى، قم، ١٤١٠ق، ٦٨٨« ٦٥٦ص، عربى.
٣٠ـ زادالمجتهدين فى شرح بلغة المحدثين، احمد بن صالح البحرانى (م١٣١٥)، تحقيق: ضياء بدر آل سنبل، همو، ١٤١٤ق، ج١، ٣٥٨ص، عربى.
٣١ـ بهجة الامال فى شرح زبدة المقال، ملاعلى عليارى تبريزى (م١٣٢٧ق)، ٧ج، تصحيح: محمد هادى اليوسفى الغروى، بنياد فرهنگ اسلامى، حاج محمد حسين كوشان پور، ١٣٩٥ق، ٦١٧« ٦٢٤« ٤٣٢« ٥٣٤« ٧١٩« ٧٦٠ص، عربى. اين مجموعه شرح (زبدة المقال) اثر حسين بن رضا الحسينى البروجردى است.
٣٢ـ تنقيح المقال، عبدالله المامقانى (١٢٩٠ـ١٣٥١ق)، ٣ج، عربى.
٣٣ـ الموسوعة الرجالية، حسين الطباطبايى البروجردى (م١٣٨٠ق)، ٧ج، تنظيم: ميرزا حسن النورى، مجمع البحوث الاسلامية، مشهد، ٤ـ١٤١٣ق ـ ١٩٩٢م.
ج١ـ ترتيب اسانيد كتاب الكافى، ٥٦٧ص.
ج٢ـ ترتيب اسانيد كتاب التهذيب، ٥٤٤ص.
اين دو جلد در سالهاى ١٤٠٩ و١٤١١ق توسط ميرزا مهدى تبريزى استنساخ و در سه جلد به چاپ رسيده است.
ج٣: ترتيب اسانيد كتاب الخصال، معانى الاخبار، علل الشرايع و ثواب الاعمال، ٦٣٩ص.
ج٤: رجال اسانيد و طبقات رجال الكافى، ٤٦٨ص.
ج٥ : ترتيب اسانيد و رجال اسانيد كتاب من لايحضره الفقيه، ٤٩٦ص.
ج٦: رجال اسانيد و طبقات كتاب رجال الكشى، فهرست الشيخ، فهرست النجاشى، ٦٨٣ص.
ج٧: رجال اسانيد و طبقات كتاب التهذيب، ١٣٤١ص.
٣٤ـ العندبيل فى تمييز الصحيح من العليل، محمد حسين رضوى كاشانى (م قرن١٤)، شركة طبع الكتاب، ١٣٨٥ق، ٣١٧ص، عربى.
٣٥ـ مستدركات علم رجال الحديث، شيخ على نمازى شاهرودى (١٣٣٣ـ١٤٠٥ق)، ٨ج، ابن المؤلف، ١٤١٢ق، ٧١٧« ٤٦٠« ٤٩٠« ٥٢٠« ٥٠٣« ٥٠٣« ٥٢٠« ٦٠٢ص، عربى.
٣٦ـ الاجازة الكبيرة، شهاب الدين المرعشى (م١٤١١ق)، تحقيق: محمد السمامى الحائرى، مكتبة آيةالله المرعشى، قم، ١٤١٤ق، ٧٣٢ص، عربى.
٣٧ـ معجم رجال الحديث، سيد ابوالقاسم الخوئى (م١٤١٣ق)، ٢٣ج، مدينةالعلم، قم، چهارم، ١٤٠٩ق ـ ١٩٨٩م، عربى.
٣٨ـ قاموس الرجال، محمدتقى التسترى (١٣٢٠ـ ١٤١٥ق)، ٨ج، مؤسسة النشر الاسلامى، قم، ١٤١٠ق، عربى.
لازم به يادآورى است كه چاپ اين مجموعه هنوز به پايان نرسيده است.
البته در ١٣٧٩ق توسط مركز نشر به چاپ رسيده بود.
٣٩ـ احسن التراجم لاصحاب الامام الكاظم(ع)٢٦، عبدالحسين الشبسترى، كنگره جهانى امام رضا(ع)، مشهد، ١٤٠٩ق، ٤٦٩ص، عربى.
٤٠ـ تاريخ آل زرارة، سيد محمدعلى ابطحى، اصفهان، ١٣٩٩ق، ٢٤٢ص، عربى.
٤١ـ تصحيح تراثنا الرجالى، محمدعلى النجار، مؤسسة دارالهجرة، قم، ١٤١٠ق، ج١، ٦٢٨ص، عربى.
٤٢ـ تهذيب المقال فى تنقيح كتاب الرجال، سيد محمدعلى ابطحى، ج١، ٤٣٠ص، عربى.
٤٣ـ ثقات الرواة، حسن الموسوى الاصفهانى، مطبعة الاداب، نجف، ١٣٨٧ق، ٣٥٣ص، عربى.
٤٤ـ الجامع لرواة اصحاب الامام الرضا(ع)، محمد مهدى نجف، ٢ج، كنگره جهانى امام رضا(ع)، مشهد، ١٤٠٩ق، ٥٤٢« ٥٥٨ص، عربى.
٤٥ـ الجامع فى الرجال، شيخ موسى زنجانى، ٢ج، چاپخانه فيروز، قم، ١٠٠٩« ١٠٠٩ص، عربى.
٤٦ـ راويان امام رضا(ع) در مسند الرضا، عزيزالله عطاردى، كنگره جهانى امام رضا(ع)، مشهد، ١٣٦٧ش، فارسى.
٤٧ـ سه رساله در علم رجال، تصحيح: سيد كاظم موسوى، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ١٣٤٤ش، عربى.
الف ـ توضيح الاشتباه والاشكال، محمدعلى ساروى، ٣١٥« ٣٦ص.
ب ـ رسالة فى معرفة الصحابة، محمد بن الحسن الحر العاملى (م١١٠٤ق) ١٢٦«٤ص.
ج ـ رجال قاين، محمد باقر آيتى، ٢٩ص.
٤٨ـ مشايخ الثقات، غلامرضا عرفانيان، مطبعة علميه، قم، ١٤٠٩ق، ٢٧٥ص، عربى.
٤٩ـ مشيخة النجاشى، محمود درياب، مؤلف، قم، ١٤١٣ق، ٤٥٨ص، عربى.
٥٠ ـ معجم الثقات، ابوطالب تجليل تبريزى، مؤسسة النشر الاسلامى، قم، ١٤٠٤ق ـ ١٣٦٣ش، ٤٠٠ص، عربى.
٥١ ـ المعجم الموحد لاعلام الاصول الرجالية والخلاصة للعلامة، محمود درياب نجفى، ٢ج، مجمع الفكر الاسلامى، قم، ١٤١٤ق، ٤٢٣«٤٤٠ص، عربى.
٥٢ ـ نخبة المقال فى تمييز الاسناد والرجال، عباس حاجيانى الدشتى، مطبعة مهر، قم، ح١٣٩٧ق، ٥٣٥ص، عربى.
اين كتاب تحقيقى در اسناد شيخ طوسى و شيخ صدوق است. چهار. فقه الحديث
نوشته هاى مستقل و مدون در اين بخش كمتر از ديگر بخشهاست. ديدگاه عالمان شيعى را بايد از لابلاى كتب اصولى، فقهى، شرح كتب حديث و برخى كتب علم الحديث به دست آورد.
در اينجا مواردى اندك را مى آوريم:
١ـ مصابيح الانوار، سيد عبدالله شبّر (م١٣٤٢ق)، ٢ج، مكتبة بصيرتى، قم، ٤٤٨« ٤٦٢ص، عربى.
٢ـ الارض والتربة الحسينية، محمد حسين كاشف الغطاء (١٢٩٤ـ١٣٧٣ق)، مؤسسة اهل البيت(ع)، بيروت، ١٤٠٢ق ـ ١٩٨١م، ص٣٥ـ٤٤، عربى.
٣ـ فلسفة الميثاق والولاية، سيد عبدالحسين شرف الدين (١٢٩٠ـ١٣٧٧ق)، دارالكتاب، قم، ص٤ـ٧.
٤ـ الميزان، سيد محمد حسين الطباطبايى (م١٤٠٢ق)، بحثهاى روائى.همچنين تعليقه هاى ايشان بر پاره هاى مجلدهاى بحارالانوار.
٥ ـ الاخبار الدخيله، محمدتقى التسترى (١٣٢٠ـ ١٤١٥ق)، ٤ج، مكتبة الصدوق، تهران، ٢٧٢« ٢٨٧« ٣١٩« ٣١٧ص، عربى.
٦ ـ تقيه٢٧، على صفايى، انتشارات هجرت، قم، ١٤٠٩ق، ص٤٤ـ٥٩، فارسى.
٧ـ سنت، ابوالفضل شكورى، نشر حر، قم، سوم، ١٣٦٠ش، ص٢٠٥ـ٢٥٦، فارسى.
٨ ـ مجموعه آشنايى با نهج البلاغه، محمددشتى، مؤلف، قم، ١٣٦٦ش، ج٢و٣، ٢٠٠« ٢٠٠ص، فارسى.

 

پاورقي:
١. معرفة الحديث. محمدباقر البهبودى، ص٢٠ـ١٨، تهران، مركز انتشارات علمى و فرهنگى، ١٣٦٢.
٢. همان. ص٣٤.
٣. اختيار معرفة الرجال. محمد بن الحسن الطوسى. ص١٣٦، ش٢١٩.
٤. الفهرست. محمد بن الحسن الطوسى، ص١٤٢، قم، منشورات الرضى.
٥. همان. ص١٢٤.
٦. همان. ص١٣٦.
٧. همان. ص٨٨.
٨. همان. ص٥٨.
٩. مستدرك الوسائل. ميرزا حسين نورى، ج٣، ص٥٣٥، قم، اسماعيليان.
١٠. الفهرست. ص١٥٧.
١١. ر.ك: الذريعة، ج٣، ص٣٤٥ـ ٣٥٩. (٤٩عنوان شرح)
١٢. ر.ك: الذريعة، ج٤، ص١١١ـ١٦١. (٨٦عنوان شرح)
١٣. ر.ك: الذريعة، ج٣، ص٣٠٥ـ٣٠٦. (٩عنوان شرح)
١٤. ر.ك: الذريعة، ج٣، ص٣٠٧ـ ٣٠٨. (٧عنوان شرح)
١٥. ر.ك: الذريعة، ج٤، ص٩٠ـ١٤٧.
١٦. الميزان، ج٥، ص٢٩٨ـ٢٩٩.
١٧. الذريعة، ج٢، ص١٣٥ـ١٦٧.
١٨. به عنوان نمونه: الامام النووى واثره فى الحديث وعلومه الصناعة الحديثية فى السنن الكبرى للبيهقى.
١٩. در اينجا (دراية الحديث) به معناى مصطلح به كار نرفته است، بلكه مراد فهم و فقه حديث است.
٢٠. ر.ك: آينه پژوهش، ش٢٧، ص٢٣، بحث دلالة الافعال.
٢١. براى آشنايى با برخى كتب خطى رجوع شود به: ـ الذريعة، ج٨، ص٥ ـ ٥٦ (معرفى كتب درايةالحديث) و ج١٠، ص٨٠ ـ ١٦١ (معرفى كتب رجال). ـ مصفى المقال فى مصنفى علم الرجال، شيخ آغابزرگ تهرانى، چاپخانه دولتى ايران، ١٣٧٨ق ـ ١٣٣٧ش، ٦٢٦ص. ـ آراء و معتقدات شيعه، مرتضى مدرسى چهاردهى، اقبال، تهران، ١٣٦٢، ص١٥٠ـ١٦٤ . ـ علم الحديث، كاظم مدير شانه چى، ص٢٢٨ـ ٢٣٦.
٢٢. از اينجا به ترتيب الفبايى عناوين كتب تنظيم شده است.
٢٣. از اينجا به ترتيب الفبايى عنوانهاى كتاب تنظيم شده است.
٢٤و٢٥ . مؤسسة آل البيت تحقيق اين دو اثر را در دست دارد. آينه پژوهش، ش٨، ص ٤٨ .
٢٦. از اينجا به بعد طبق حروف الفبايى عناوين كتاب تنظيم شده است.
٢٧. از اينجا به صورت الفبايى عنوانهاى كتب تنظيم شده است.