آیینه پژوهش
(١)
مفصل ترين سيره پيامبر اكرم - جاودان محمدعلى
١ ص
(٢)
برخى اصطلاحات تأليف ادبى در ميان مسلمانان - نجدى احمد جاسم
٢ ص
(٣)
مفصل ترين سيره پيامبر اكرم - جاودان محمدعلى
٣ ص
(٤)
منزلت فلسفى قاضى سعيد قمى -
٤ ص
(٥)
نگاهى به حيات فكرى و سياسى امامان شيعه - سيد علوى سيد ابراهيم
٥ ص
(٦)
معرفى و بررسى كتاب الشيعة فى مصر - ابطحى سيد محمدعلى
٦ ص
(٧)
بررسى كتاب موضع علم و دين در خلقت انسان - سلمان ماهينى سکينه
٧ ص
(٨)
گزارش جامع ابوالعبّاس لوكرى از فلسفـه مشـاء - فسائى محسن
٨ ص
(٩)
نگاهى به كتاب صناعتين - ذکاوتى قراگزلو علي رضا
٩ ص
(١٠)
تأملى در كتاب المدخل الى عذب المنهل - مهريزى مهدى
١٠ ص
(١١)
كتابخانه ملى دانشگاهى بوسنى و هرزگوين - کايانزيچ انس
١١ ص
(١٢)
معرفىهاى اجمالى -
١٢ ص
(١٣)
معرفيهاى گزارشى -
١٣ ص
(١٤)
مجله هاى پژوهشى -
١٤ ص
(١٥)
مـأخـذ شنـاسـى جنگهــاى صليبــى - ناصرى طاهرى عبدالله
١٥ ص
(١٦)
عضدالدوله ديلمى و روپيه هندى -
١٦ ص
(١٧)
اخبار -
١٧ ص
(١٨)
مرآة التحقيق - نجدى احمد جاسم
١٨ ص
(١٩)
SAYENEH -E- PAZHOOHESHome Literary Terms Relating to the Art of Writing among Muslims - نجم احمد جاسم
١٩ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٧ - اخبار

اخبار


درگذشتگان
درگذشت حضرت آيت اللّه العظمى حاج شيخ محمدتقى شوشترى
فقيه رجالى, محدث و مفسّر نام آور حضرت آيت الله علامه آقاى حاج شيخ محمّدتقى شيخ (شوشترى) يكى از مفاخر شيعه در عصر كنونى به شمار مى رفت. خاندان وى تا سه قرن پيش, همه از عالمان دين بوده اند. پدرش آيت الله شيخ محمّد كاظم (١٢٩٧ـ١٣٧١ق) از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى و طباطبايى يزدى صاحب عروه و مرجع تقليد مردم سامان خويش (و او فرزند آيت الله شيخ محمّدعلى (م١٣٢٢ق) و جدّش آيت الله العظمى شيخ جعفر شوشترى (١٢٢٠ـ١٣٠٣ق) صاحب (خصائص الحسينيه) و (منهج الرشاد) ونياى والايش مرحوم ملاّعلى شوشترى شاگرد خاص علامه سيد نورالدين بن سيد نعمت الله شوشترى (فرزند على بن حسين شوشترى ـ جدّ خاندان آيت الله محلاّتى و شيرازى و خاندان شيخ جعفر) بوده است. رساله عمليه او (منتخب المنتخب) نام داشت. وى به علّت مبارزات با حكومت رضاخان شش ماه به بروجرد تبعيد شد. معظم له در سال ١٣٢٠ق (١٢٨١ش) در نجف اشرف ديده به جهان گشود و تا هفت سالگى قرآن و خواندن و نوشتن را فراگرفت و در سال ١٣٢٧ به شوشتر بازآمد و به يادگيرى علوم دينى روى آورده و پس از فراغ از مقدمات به حوزه درس حضرات آيات: پدرش, سيدعلى اصغر حكيم, سيد مهدى آل طيب و سيد محمّدتقى شيخ الاسلام روى آورد و به مرتبه والاى اجتهاد رسيد. در سال ١٣٥٣ق (١٣١٤ش) تاب تحمل زشتكاريهاى حكومت رضاخان ـ و به ويژه كشف حجاب ـ را نياورده و به عتبات عاليات كوچيد و در آنجا به كسب دانش و نوشتن تاليفات خويش دست يازيد. پس از سقوط رضاخان, در ١٣٦٠ق (١٣٢١ش) به شوشتر بازگشت و به تدريس, تأليف, امامت جماعت, افتاء, راهنمايى مردم و تكميل و تنظيم و ترتيب نوشته هاى خود پرداخت. بيشتر كتابهايش از حسنات عصر به شمار مى رود و آيتى از تحقيق, تتبع, ژرف نگرى و دقت نظر است. زندگى او نشانه اى از زندگى علماى سَلَف و زهد و تقوى و ورع وى يادآور ايمان و تقواى صحابه امامان اطهار بود. از ويژگيهاى ايشان قناعت بسيار, دل نبستن به زخارف دنيا, عشق به ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ شوق به مطالعه, استفاده از كمترين وقت خود (كه حتى در هواپيما هم به نوشتن و مطالعه كردن مشغول بودند), تقيّد به نوافل يوميه و نماز شب, و روزه سه روز هرماه, علاقه بسيار به ادعيه ـ خصوصاً دعالى ابوحمزه ثمالى ـ و قرائت قرآن (به گونه اى كه در ماه مبارك رمضان هر سه روز يك بار, ختم قرآن مى كردند), دورى از صرف وجوهات شرعيه در مصارف شخصى و گذر
اندن زندگى از هدايا و نذورات به مقدار اندك, خُلق خوش و زبان نرم, دستِ باز و روحيه كريم, نظافت شخصى و انجامِ كارهاى خود, شنا و پياده روى كردن هر روزه را مى توان نام برد. وى در كتابهايش درصدد تصحيح اشتباهات و ضبط دقيق مطالب علمى بود. تاليفات گرانبهايش ـ كه در فنّ رجال, تاريخ, حديث, فقه و كلامند ـ عبارتند از:
١ـ قاموس الرجال فى تحقيق رواة الشيعة و محدّثيهم (١٤ج). نوشتن و به پايان رسيدن اين كتاب حدود چهل سال به طول انجاميده و جايزه بهترين كتاب را در سال ١٣٧١ش (١٤١٢ق) به خود اختصاص داده است. (اين كتاب درصدد رفع خطاها و اغلاط كتاب ارزشمند (تنقيح المقال فى علم الرجال) است). ٢ـ بهج الصباغه فى شرح نهج البلاغه (١٤ج). به گفته خود علامه, نگارش اين كتاب حدود پنجاه سال به درازا كشيده و شامل شرح موضوعى نهج البلاغه در ٦٠موضوع بوده و در آن به تصحيح خطاهاى شروح ابن ابى الحديد, ابن ميثم بحرانى, راوندى و سيد حبيب الله خويى دست يازيده است. ٣ـ النجعة فى شرح اللمعة (١١ج). مؤلف اين كتاب را در سى سالگى آغاز كرده (١٣٥٠ق) و در سال ١٣٥٤ به پايان رسانيده است. (در معرفى آن ببينيد: مجله آينه پژوهش, شماره٧ (خرداد ١٣٧٠) ص٣٢ـ٣٤. ٤ـ الاربعون حديثا (در فضائل ائمه اطهار و معجزات آنان و نكوهش دشمنان ايشان). ٥ـ آيات بينات فى حقيّه بعض المنامات. ٦ـ قضاء اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ـ عليه السلام ـ (سه بار به فارسى و منتخبى از آن به انگليسى ترجمه شده است). ٧ـ البدايع (كشكولى در مطالب گوناگون نظم و نثر است). ٨ـ الاوائل.٩ـ رسالة فى تواريخ النبى والآل (ضميمه جلدسيزدهم قاموس الرجال به چاپ رسيده است). ١٠ـ الدرّ النظير فى المكنّين بابى بصير (همراه جلد يازدهم قاموس الرجال). ١١ـ مقدمه توحيد مفضل. ١٢ـ رساله در محاكمه بين شيخ صدوق و شيخ مفيد در يك مسأله كلامى.(ظاهراً مسئله (سهوالنبى) كه در آنجا به يارى شيخ صدوق برخاسته است). ١٣ـ الاخبار الدخيلة (٤ج) ـ كه عنوان كتاب سال را در ١٣٦٢ به خود اختصاص داد ـ. و كتابهاى چاپ نشده آن مرد بزرگ عبارتند از: ١٤ـ الاربعون حديثاً (دو كتاب) ١٥ـ نوادر الاخبار و جواهر الآثار. ١٦ـ حاشيه بر توضيح المسائل آيت الله العظمى خويى. ١٧ـ حواشى و استدراكات ثواب الاعمال شيخ صدوق. ١٨ـ كشكول. ١٩ـ حواشى و يادداشتهايى در اطراف قرآن مجيد. ٢٠ـ شرح وجيزه شيخ بهايى. معظم له كتابخانه كم نظير خود و محل نگهدارى آنها را نيز وقف آستان قدس رضوى كرده است. آن مرد بزرگ از آيت الله شيخ آقابزرگ تهرانى اجازه روايت دريافت داشته و به آيت الله العظمى نجفى مرعشى اجازه روايت بخشوده بود. در اسفند ١٣٧٣ بود كه كنگره بزرگداشت مقام علمى ايشان با شركت اساتيد حوزه و دانشگاه در شوشتر برگزار گرديد و دو كتاب در تجليل از خدمات علمى,دينى و اجتماعى آن مرد بزرگ منتشر شد.
سرانجام صبح جمعه ١٩ذيحجة الحرام ١٤١٥ (٢٩ ارديبهشت ١٣٧٤) تندباد اجل آن گوهر يگانه را از كفِ ما ربود و در ٩٥سالگى بدرود حيات گفت. پيكر پاك وى را پس از تشييع باشكوه و با حضور هيئت اعزامى مقام معظم رهبرى و هيئت دولت و مجلس شوراى اسلامى و برخى از شخصيتهاى سياسى و مذهبى, در شوشتر,جوار (سيد محمّد گلابى) به خاك سپردند. درگذشت آيت الله حاج شيخ محمّد باقر كمره اى
فقيه و دانشمند معظم حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ محمّد باقر كمره اى خمينى از علماى مشهور و نويسندگان بنام به شمار مى رفت. وى پس از سال ١٣٢٠ق در كمره (اطراف خمين) در بيت علم و تقوا و فضيلت ديده به جهان گشود و پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و طيّ تحصيلات مكتبخانه, نزد پدر بزرگوارش ـ مرحوم حجة الاسلام حاج شيخ محمّد كه از علماى تحصيل كرده حوزه علميه اصفهان بود ـ مقدمات علوم را تا سطوح بياموخت, سپس براى ادامه تحصيل به اراك رفت و پس از چند ماه در سال ١٣٤١ق به قم مهاجرت كرد و به تكميل تحصيلات و فراگيرى سطوع عاليه اشتغال ورزيد. آنگاه به درس مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى حاضر شده و از مباحث فقهى و اصولى آن مرد بزرگ بهره ها برد و همزمان با آن از درسهاى آيات عظام: حاج سيدابوالحسن اصفهانى و ميرزاى نائينى (كه به خاطر اعتراض به سياستهاى دولت وابسته به انگليس ملك فيصل در عراق همراه با آيات عظام: شيخ محمّدحسين اصفهانى, سيد عبدالحسين حجت, سيدعلى شهرستانى و شيخ مهدى خالصى به ايران ـ قم ـ تبعيد شده بودند) فراوان بهره برد. نيز در سال ١٣٤٦ق كه علماى اصفهان به عنوان مخالفت با حكومت رضاخان به قم مهاجرت كرده بودند به درس مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ محمّد رضا مسجدشاهى اصفهانى حاضر شده و از درسهاى عمومى و خصوصى وى بهره برد و مورد توجه خاص استاد قرار گرفت. وى اين درسها را با فرزند استاد, مرحوم آيت الله حاج آقا مجدالدين مباحثه مى كرد. در سال ١٣٤٧ق به اصفهان رفت و به مدّت دو سال مهمان استاد بود و از درسها و معاشرتهاى او بهره شايان برد. در سال ١٣٤٩ق به نجف رفت و در آنجا از محضر حضرات آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى و آقاضياء عراقى بهره هاى فراوان برد و مبانى فقه و اصول خويش را استوار ساخت. آيت الله فقيد در سال ١٣٥٨ق (١٣١٨ش) پس از مراجعت به ايران و از اندكى اقامت در وطن خويش, به شهر رى كوچيد و تا پايان عمر در آنجا اقامت گزيد. فقيد سعيد تا پايان زندگى به تدريس خارج فقه و اصول, تاليف, ترجمه, راهنمايى مردم, اقامه جماعت اشتغال داشت و زهد فراوان و قناعت بسيار از زندگى اش مشهود بود. بر روزه گرفتن سه ماه رجب و شعبان و رمضان, نوافل يوميه, تهجد و شب زنده دارى, رعايت مستحبات و پرهيز از مكروهات, بى اعتنايى به زخارف دنيا پاى مى فشرد و دوبار پياده به حجِّ خانه خدا مشرّف شد
. از ذوقى عالى و طبعى سرشار برخوردار بود وشعر عربى و فارسى را روان مى سرود. از آثار فراوانش تبحّر و مهارت او در فقه, اصول, تفسير, كلام و عقايد, تاريخ, تراجم, ادبيات عرب و عجم, لغت, حديث, ملل و مذاهب اسلامى, معانى و بيان, و غيره مشهود است. از جمله كتابهايش كه متجاوز از پنجاه عنوان است, عبارتند از:
١ـ تقريرات فقه و اصول اساتيد خود در قم و نجف اشرف (خطى) ٢ـ اصول الفوائد الغرويه بر گرفته از درس اصول اساتيد خويش (٢ج: مباحث الفاظ و اصول عمليه) ٣ـ حاشيه بر مكاسب (خطى) ٤ـ رساله در مكاسب محرمه (خطى) ٥ـ فصل الخصومة فى الورود والحكومة (خطى)٦ـ فروع دين و نصوص احكام يا فقه فارسى (٤ج) ٧ـ راهنماى حج ٨ـ خداشناسى (ج١) ٩ـ الدين فى طور الاجتماع (٥ج, سه جلد آن به چاپ رسيده) ١٠ـ ستون دين ١١ـ روحانيت در اسلام (٢ج) ١٢ـ مرامنامه اتحاد روحانيون و علماى اسلام ١٣ـ السيف المشتهر فى تحقيق اسم المصدر (اين كتاب كه بسيار مورد تشويق مرحوم شيخ محمّدرضا اصفهانى قرار گرفت, خطى است) ١٤ـ هديه عيد نوروز يا عروس مدينه ١٥ـ خودآموز علم بلاغت ١٦ـ خودآموز صرف زبان عربى ١٧ـ انتخابات اساسى حكومت ملى يا اصلاح مجلس شوراى ملّى ١٨ـ كانون حكمت قرآن (تفسير سوره لقمان) ١٩ـ كانون عفّت قرآن (تفسير سوره يوسف) ٢٠ـ ترجمه و شرح اصول كافى (٤ج) ٢١ـ ترجمه و شرح روضه كافى ٢٢ـ ترجمه امالى شيخ صدوق ٢٣ـ ترجمه خصال صدوق ٢٤ـ ـ ترجمه كمال الدين و تمام النعمة ٢٥ـ ترجمه كنزالفوائد كراجكى به نام (گنجينه معارف شيعه اماميه) ٢٦ـ ترجمه نفس المهموم محدث قمى به نام (رموز الشهادة) ٢٧ـ ترجمه جلد دوم الكنى والالقاب به نام (مشاهير دانشمندان اسلام) ٢٨ـ ترجمه(شيوا و متين) (مفاتيح الجنان) ٢٩ـ ترجمه بحارالانوار ـ كتاب السماء والعالم به نام (آسمان و جهان) (١٠ج) ٣٠ـ ترجمه (تحف العقول) ٣١ـ ترجمه (الغارات) ابوابراهيم ثقفى ٣٢ـ حمزه سالار شهيدان در جنگ احد ٣٣ـ همّت بلند, پرتوى از زندگانى سيدالشهدا ترجمه (سموّ المعنى فى سمّو الذات). ٣٤ـ نيز در مقدمه كتابهايى كه ترجمه كرده است, شرح احوال مؤلف و معرفى كتاب را به تفصيل نگاشته كه خود كتابى جداگانه را تشكيل مى دهد. ٣٥ـ ديوان اشعار (خطى). ٣٦ـ حكومت شاهى مايه تباهى(تأييد جمهورى اسلامى). ٣٧ـ پاسدارى از حكومت جمهورى اسلامى.٣٨ـ مرواريد حكمت(نظم كلمات قصار على عليه السلام در نهج البلاغه). اين مرد بزرگ از تمام اساتيد خويش اجازه اجتهاد و روايت داشته و اجازه اجتهادش از مرحوم آيت الله حائرى بسيار قابل توجه است. آن عالم فرزانه پس از عمرى سرشار از خدمات دينى, اجتماعى و علمى در ٩٥سالگى در تاريخ ٥محرم الحرام ١٤١٦ق (١٤خرداد ١٣٧٤ش) بدرود حيات گفت و در صحن حرم مطهر حضرت عبدالعظيم حسنى ـ عليه السلام ـ به خاك سپرده شد. درگذشت آيت الله حاج ميرزا كاظم دينورى
حضرت آيت الله آقاى ميرزا كاظم دينورى تبريزى يكى از مفاخر عالمان تبريز به شمار مى رفت و خاندان والايش همه تا هفت نسل از علماى بزرگ دين بوده اند. پدرش آيت الله علامه حاج ميرزا احمد مجتهد و عمويش آيت الله العظمى حاج ميرزا صادق آقا تبريزى و آيت الله علامه حاج ميرزا محسن تبريزى (فرزند آيت الله ميرزا محمّد مجتهد فرزند آيت الله مولى محمّدعلى قراچه داغى تبريزى صاحب شرح تبصره علامه حلّى) بوده اند. فقيد سعيد در حدود سال ١٣٢٠ق در بيت علم و تقوا و فضيلت در تبريز زاده شد. پس از دوران كودكى و طيّ آموزشهاى ابتدايى, به فراگيرى سطوح نزد پدر بزرگوارش و ديگران پرداخته, پس از مدتى رهسپار حوزه علميه نجف اشرف گرديد. در آنجا پس از تكميل سطح, به درس حضرات آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى, آقاضياء عراقى و شيخ محمّد حسين اصفهانى حاضر شده و بهره هاى فراوان برد. پس از چندى به تبريز بازگشت و تا آخر عمر مباركش به ترويج دين و بزرگداشت شعائر مذهبى تدريس علوم دينى, افتاء و تربيت شاگردان و راهنمايى مؤمنان و امامت جماعت (در مسجد جمعه) پرداخت. از آثار ايشان به غير از تقريرات درس فقه و اصول اساتيد خويش, رساله (توضيح المسائل) است. آن مرد بزرگ پس از عمرى تلاش و كوشش در راه إعلاى كلمه توحيد در تاريخ سه شنبه ١٤محرم الحرام ١٤١٦ق (٢٣خرداد ١٣٧٤ش) در ٩٥سالگى بدرود حيات گفت. در غم فقدان وى پيام تسليتى از سوى مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى ـ مدظله العالى ـ خطاب به امام جمعه تبريز صادر شد. ناصرالدين انصارى درگذشت آيت الله حاج شيخ عزيزالله خسروى زنجانى
حاج شيخ عزيزاللّه خسروى در سال ١٣٢٦ هجرى قمرى در قصبه پرى از توابع زنجان به دنيا آمد و پس از فراگرفتن ادب فارسى و خواندن كتابهاى نصاب الصبيان, گلستان, تاريخ معجم, تاريخ وصّاف و درّه نادرى در سن بيست سالگى به حوزه علميه زنجان وارد شد و زيرنظر و اشرافِ آيت اللّه شيخ فياض زنجانى به مدت ده سال به فراگيرى ادبيات عرب و علوم اسلامى پرداخت.
وى در سال ١٣١٩هـ.ش. به حوزه علميه قم وارد شد و دوازده سال با تلاش و پشتكار به تحصيل علوم اسلامى پرداخت. يك دوره فلسفه و حكمت متعاليه را از محضر پرفيض اساتيد عظام شيخ مهدى مازندرانى(ره) و امام خمينى(ره) فراگرفت و خارج فقه و اصول را از محضر آيت اللّه فيض قمى, آيت اللّه صدر, آيت اللّه حجت و آيت اللّه بروجردى ـ رضوان اللّه عليهم اجمعين ـ كسب فيض نمود.
در سال ١٣٣١هـ.ش. به حوزه علميه نجف اشرف عزيمت كرد و حدوداً دوسال از آن حوزه پربركت بهره گرفت و از آيت اللّه العظمى سيدمحسن حكيم(ره) موفق به اخذ اجازه روايت گرديد. پس از بازگشت به ايران در سال ١٣٣٤هـ.ش. حسب الامر آيت اللّه العظمى بروجردى(ره) به منظور ترويج احكام قرآن و معارف اهل بيت به منطقه دورافتاده و بسيار محروم تكاب عزيمت نمود و به امر آن مرجع بزرگ كه فرموده بود (در آنجا مذاهب مختلف هست, وجود شما لازم است) تا پايان عمر خود به مدت چهل سال تمام به كار تدريس و تربيت طلاّب, وعظ و خطابه و ارشاد مردم و ايجاد وحدت پرداخت و به رغم شرايط دشوار آن منطقه نقش بسيار مؤثرى در گسترش مكتب اهل بيت(ع) و تعميق ريشه هاى اعتقادات شيعى داشت.
در جريان مسائل سياسى نيز در هيچ دوره اى كوچكترين تمايل و سازش با دستگاه رژيم ستمشاهى نداشت و در آن منطقه به عنوان روحانى مخالف دستگاه حاكم شناخته مى شد. پس از ماجراى پانزده خرداد ١٣٤٢, توسط دستگاه امنيتى تحت الحفظ به شهرستان مياندوآب برده شد و پس از آن نيز گام برداشتن در جهت اهداف از استاد خود امام خمينى(ره) در مجالس عمومى, بارها مورد تحديد و تطميع قرار گرفته بود, ولى تا پايان با اعتماد و اتّكا بر قدرت لايزال الهى ثابت و استوار ايستاد.
دو صفت ايشان برجسته و زبانزد خاص و عام بود. اوّل توكل ايشان بر خداوند متعال, به طورى كه هركس در چند دقيقه مصاحبت با ايشان به اين صفت عظيم كه از گفتار و كردار آن مرد الهى تراوش مى كرد, پى مى برد; دوم محبت زايدالوصف به اهل بيت(ع).
سرانجام اين عاشق اباعبداللّه(ع) در نودسالگى در شب اوّل محرّم ١٤١٦ق دعوت حق را اجابت كرد و به مواليانش پيوست و پس از تشييع باشكوهى در گلزار شهداى تكاب به خاك سپرده شد. درگذشت دانشمند فقيد استاد سيد مصلح الدين مهدوى
كمتر كسى است كه نام دانشمند بزرگوار و نويسنده عاليمقام استاد فرزانه مرحوم سيد مصلح الدين موسوى مهدوى اصفهانى را نشنيده باشد. ايشان بيش از پنجاه سال از زندگى خويش را در كار تأليف و تحقيق و احياى عالمان دين و شرح خدمات مفاخر روحانيت شيعه گذرانيد و از اين رهگذر كتابهاى بسيارى را به عالَم علم و دانش ارزانى داشت. فقيد سعيد در صبحگاه ١٥محرم الحرام ١٣٣٤ق در محله بيدآباد اصفهان, در بيت علم و تقوى و فضيلت به دنيا آمد; و نامش را محمّدحسين ناميدند (هرچند هرگز بدان شهرت نيافت). پدرش مرحوم حجةالاسلام آقا سيد شهاب الدين ـ محمّدتقى ـ (١٢٦٣ـ١٣٤٠ق) از علما و ادبا و مجتهدين (فرزند آيت الله آقا سيد حسن مجتهد خواجويى (م١٢٦٣ق) صاحب رساله (اعجاز القرآن), فرزند آيت الله آقا سيد محمّدتقى مستجاب الدعوه (م١٢٣٦ق)) و مادرش فرزند آيت الله آخوند ملامحمّد حسين كرمانى (م١٣٣٠ق) صاحب مسند قضا و فتوا و بنيادگذار دو مسجد: نور و رضوان بوده است. پس از شش سالگى به مدارس جديد رفته و پس از پشت سر نهادن تحصيلات ابتدايى, همزمان به تحصيل دانش جديد و استفاده از درس علماى دين همّت گماشت. او در اصفهان از محضر حضرات آيات آقايان ميرزا محمّدعلى حبيب آبادى (صاحب مكارم الآثار), سيد حسن مدرس ميرمحمّد صادقى, ميرزا محمّد باقر امامى, سيد صدرالدين حسينى كوهپايه اى و سيدعلى نوربخش و در تهران, علاوه بر تحصيل در دانشسراى عالى از درس علامه شيخ محمّد حسين فاضل تونى و آيت الله سيد محمّد كاظم عصّار بهره ها برد. سپس با گرفتن ليسانس به اصفهان بازگشت و به تدريس ادبيات, فلسفه و منطق و دروس دينى در دبيرستانهاى ادب و سعدى پرداخت و در كنار آن علاوه بر تحصيل علوم اسلامى ـ خصوصاً از محضر مرحوم معلم حبيب آبادى ـ به تأليف و تصنيف در رشته هاى: تاريخ, جغرافيا, حديث, تراجم و ادبيات اشتغال جُست. از آيات عظام: مرعشى نجفى, اراكى, شيخ آقا بزرگ تهرانى, سيدعلى فاضل اصفهانى و سيد مصطفى صفايى خوانسارى و حضرات آقايان: شيخ محمّد باقر كمره اى و معلم حبيب آبادى و عده اى ديگر اجازه روايت اخبار و احاديث اهلبيت عليهم السلام را داشت.
از جمله كتابهاى نفيس و ارزنده او (كه به چاپ رسيده اند) ـ كه نشانگر ژرفاى تحقيق و تتبع و دقت در نقل و عشق او به اهلبيت عصمت و طهارت عليهم السلام و علاقه اش به روحانيت شيعه است ـ عبارت است از: ١ـ تاريخ علمى و اجتماعى اصفهانى در دو قرن اخير (٣ج) ـ شرح حال خاندان مسجد شاهى ـ ٢ـ زندگينامه علامه مجلسى (٢ج) ٣ـ بيان المفاخر(٢ج) ـ شرح حال حاج سيد محمّد باقر شفتى حجةالاسلام ـ ٤ـ ارمغان اصفهان ـ شرح حال آيت الله ميرسيدعلى بهبهانى ٥ـ زندگينامه آيت الله العظمى بروجردى ٦ـ تاريخچه سامراء ٧ـ تاريخچه محله خواجوى اصفهان ٨ـ دانشمندان و بزرگان اصفهان ٩ـ رجال اصفهان (حاشيه بر تذكرةالقبور آيت الله ملاّ عبدالكريم گزى) ١٠ـ تذكره شعراى معاصر اصفهان ١١ـ زندگى امام هادى و امام عسكرى عليهما السلام ١٢ـ عطية الجواد عليه السلام (زندگانى و احاديث امام جواد) ١٣ـ خاندان شيخ الاسلام اصفهان ـ ملا محمّدباقر سبزوارى و اعقاب او ـ ١٤ـ خاندان حاج محمّد ابراهيم كلباسى و اعقاب او ١٥ـ شرح حال علامه سيد هاشم بحرانى ١٦ـ لسان الارض ـ تاريخ قبرستان تخت فولاد اصفهان ١٧ـ تعليمات دينى براى دبيرستان (٥ج) ـ با همكارى تنى چند از دبيران ـ ١٨ـ يادنامه سيد بحرالعلوم ميردامادى ١٩ـ مقالات بسيار در مجله ها و روزنامه هاى مختلف و از جمله آثار چاپ نشده او عبارت است از: ١ـ ابطال الصفا ـ در ذكر اسامى شهداى كربلا ـ ٢ـ احاديث اخلاقى ٣ـ اربعين در فضائل اميرالمؤمنين ٤ـ احاديث مربوط به اهلبيت عليهم السلام ٥ ـ اشعريين قم ٦ـ اصفهان يا دارالعلم شرق (تاريخ مدارس دينى اصفهان) ٧ـ اعراب كلمات مشكله قرآن مجيد ٨ ـ امامزاده هاى اصفهان ٩ـ بهترين و بدترين ها در احاديث ١٠ـ بهشت و جهنم ١١ـ تاريخ تشيع اصفهان ١٢ـ تاريخ كاظمين ١٣ـ شعراى اصفهان ١٤ـ جغرافياى اصفهان (از كتاب (ذكر اخبار اصفهان)) ١٥ـ شرح حال و كلمات قصار معصومين عليهم السلام (١٤جلد, كه جلد ١١آن درباره امام جواد به چاپ رسيده) ١٦ـ منطق و فلسفه ١٧ـ حائريون ١٨ـ شرح حال سادات بهشتى اصفهان ١٩ـ خاندان ميرداماد ٢٠ـ خوانين بختيارى ٢١ـ خاندان شعرويه ٢٢ـ فدك و سير تاريخى آن ٢٣ـ گنجينه ٢٤ـ علما و فقهاى اصفهان (حدود ٢٠/٠٠٠نفر) ٢٥ـ صحيفه جواديه(دعاهاى امام جواد) ٢٦ـ وفيات الاعلام ٢٧ـ معاريف اصفهان ٢٨ـ مستبصرين ٢٩ـ مزارات اصفهان ٣٠ـ مجموعه موضوعى آيات قرآن و روايات اهلبيت ٣١ـ جزوات مستقل در شرح حال سى ت
ن از علماى شيعه چون: سيد ابوالقاسم دهكردى, سيد اسماعيل صدر, سيد محمّد باقر درچه اى, جهانگيرخان قشقايى, مير سيدحسن روضاتى, سيدعلى نجف آبادى, سيد محمّد نجف آبادى, ميرزا على آقا شيرازى, ملامحمّد حسين فشاركى, ملامحسين فيض, شيخ مفيد, ثقةالاسلام كلينى, خواجه نصير طوسى و حاجيه خانم امين.
گفتنى است كه: چندى پيش از سوى محافل فرهنگى اصفهان, مراسم تجليل از خدمات فرهنگى آن بزرگوار برگزار گرديد و در آن از نيم قرن تلاش ستودنى وى در جهت احياى مفاخر و مآثر شيعه تقدير به عمل آمد. سرانجام آن مرد بزرگ پس از يك بيمارى در تاريخ يكشنبه ٢٦ محرم الحرام ١٤١٦ق (٤تيرماه ١٣٧٤ش) در ٨٢سالگى بدرود حيات گفت و پس از تشييع شايسته و درخور, در قبرستان تخت فولاد به خاك خفت. رحمةالله عليه. ناصرالدين انصارى گزارشى از برپايى (نخستين كنگره بين المللى امام خمينى(ره) و فرهنگ عاشورا)
محرم, هماره ياد خونينِ شهادت عزّت افزاى امام حسين(ع) و عاشوراييان را با خود به همراه دارد, و ارتحال خمينى كبير(ره) خود, عاشورايى ديگر است. محرم امسال براى نخستين بار ملتقاى عاشوراى حسينى و عاشوراى خمينى را به نمايش گذارد. اين فرصتى گرانبها بود تا انديشوران مسلمان به مطالعه اى عميق تر در مورد نهضت كربلا و انقلاب اسلامى ايران و نسبت اين دو, در قالب همايشى علمى دست يازند. به همين مناسبت (نخستين كنگره بين المللى امام خمينى و فرهنگ عاشورا) در روزهاى يازدهم و دوازدهم خرداد ماه امسال برابر با دوم و سوم محرم الحرام, در تهران برگزار گرديد. هدف از اين همايش, كه به همت مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره) ترتيب يافت, (تبيين فرهنگ عاشورا, تعاليم عاشورايى امام راحل و رسالت و مسئوليت جامعه امروز و نسل معاصر در برابر اين فرهنگ) اعلام شده بود. نشستهاى كنگره طى دو روز, صبح و عصر با حضور مدعوين داخلى و خارجى و به رياست دبيرمحترم كنگره, آقاى دكتر سيد محمّد خاتمى, ادامه يافت و طى آن مقالات برگزيده ارائه دهندگان آن از داخل و خارج كشور, به قرائت خلاصه اى از مقاله خود پرداختند. موضوع بيشتر مقالات, به تناسب موضوع كنگره, پيرامون تحليل نهضت عاشورا و بررسى علل و انگيزه هاى قيام حضرت سيدالشهدا(ع) و نيز چگونگى بهره بردارى از عناصر اين نهضت در برخورد با مسائل امروزين جامعه و پاسخگويى به نيازهاى نسل جوان بود. همچنين بررسى تأثير فرهنگ عاشورا بر شكل گيرى انقلاب اسلامى و مبارزات سياسى رهبر فقيد انقلاب اسلامى از ديگر محورهاى مورد توجه مقاله هاى ارسالى به اين كنگره را تشكيل مى دادند.
لازم به ذكر است كه در حدود ٣٠٠مقاله از داخل و خارج كشور به كميته علمى كنگره رسيده بود كه هيأت داوران (متشكل از تنى چند از اساتيد حوزه و دانشگاه) حدود ٤٠مقاله را براى قرائت, و تعداد بيشترى را براى چاپ در مجله هاى مجموعه مقالات برگزيد. اولين دفتر از اين مجموعه همراه با يك جلد چكيده كليه مقالات به زبان فارسى, عربى و انگليسى و نيز دفتر اول ديدگاهها (شامل مجموعه گفتگوهايى با صاحبنظران پيرامون نهضت عاشورا و انقلاب اسلامى) همزمان با برگزارى كنگره منتشر گرديد.
فرهنگى
درخشش مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, در عرصه اطلاع رسانى
در كنار هشتمين نماشگاه بين المللى كتاب تهران, حضور اطلاع رسانان در بخش مفاهيم علم اطلاع رسانى كه به سه گروه, اطلاع رسانى علمى, خبرى, و خدماتى تقسيم مى شدند, قابل توجه بود.
در قسمت اطلاع رسانى علمى, شركت فعّال و گسترده اطلاع رسانان علوم اسلامى در كنار اطلاع رسانان بخش دولتى و خارجى چشمگير بود.
امسال در اين نمايشگاه حدود بيست مؤسّسه خارجى و بيش از هفتاد مؤسّسه داخلى شركت داشتند.
اطلاع رسانان علوم اسلامى كه در سالن E٢٥ سازماندهى شده بودند, دستاوردهاى علمى, تحقيقاتى خود را در معرض نمايش محققان و صاحب نظران قرار دادند. اين نمايشگاه سراسرى نرم افزار علوم اسلامى, فرصتى را فراهم ساخت كه علاقه مندان علوم اسلامى از نزديك با اين دستاوردها آشنا شوند.
در اين ميان مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم نيز با هدف خدمت به فرهنگ اسلامى در عرصه پژوهش و تحقيق با معاونتها و واحدهاى تحقيقى مختلف, فعاليتهاى متنوعى را انجام داده كه در نمايشگاه كتاب ١٣٧٤ حضور فعّالى داشت.
يكى از برنامه هاى اساسى و زيربنايى در اطلاع رسانى تهيه اصطلاحنامه (تزاروس) علوم اسلامى است كه امسال مركز موفّق شد اصطلاحنامه علوم قرآنى و اصطلاحنامه فلسفه اسلامى را در معرض ديد مراجعان قرار دهد كه مورد توجه و علاقه صاحب نظران در امر اطلاع رسانى قرار گرفت و در اطلاع رسانى علوم اسلامى ممتاز شناخته شد و لوح تقدير دريافت كرد. پس از آن, به دليل اهميت اصطلاحنامه نويسى در اطلاع رسانى و از آنجا كه تهيه و تدوين اصطلاحنامه علوم اسلامى يكى از اصولى ترين وسايل و روشها براى نظام مند كردن اطلاعات علوم اسلامى و ذخيره و بازيابى صحيح و منطقى آنهاست. در چهارمين كنگره بين المللى كتابداران و اطلاع رسانان مسلمان (كامليس٤) كه از ٢٩ تا ٣١ خرداد در تهران برگزار شد, از سوى دبير محترم كامليس٤ دعوت به معرفى و ارائه اصطلاحنامه علوم اسلامى در ميان طيف وسيعترى از كتابداران و اطلاع رسانانى از كشورهاى مختلف اسلامى گرديد كه مورد توجه و علاقه آنان نيز قرار گرفت. برگزارى سمينار معارف اسلامى
دومين سمينار تخصصى معارف اسلامى به مدّت سه روز (٢٨ـ٣٠ ارديبهشت) با حضور اساتيد حوزه و دانشگاه و شركت مدرسان مراكز آموزش عالى و دبيران بينش اسلامى و دانشجويان مراكز آموزش عالى و مراكز تربيت معلم و روحانيت حوزه هاى استان كرمانشاه برگزار شد. در اين سمينار, برخى از اساتيد حوزه و دانشگاه ازجمله دكتر احمدى, آيت الله امينى, آيت الله مصباح يزدى و دكتر محقق داماد, دكتر دينانى, دكتر اعوانى و ديگران به ايراد سخن پرداختند. برگزارى يادواره مولانا جلال الدين
در هفته اوّل تيرماه جارى, يادواره خداوندگار مولانا جلال الدين محمّد بلخى, با شركت سيصد تن از استادان, علما, ايران شناسان و مقامات آلمانى و ايرانى, در دانشگاه مونيخ برگزار شد. در اين مراسم علاوه بر استادان آلمانى, همچون آنمارى شيمل, دانشمندان و محققانى ايرانى مانند آيةالله حسن حسن زاده آملى, دكتر عبدالحسين زرين كوب, دكتر پورجوادى و دكتر ذبيح الله صفا, به ايراد سخن پرداختند.