آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - طرح پژوهشى مسأله اهم و مهم - مهريزى مهدى

طرح پژوهشى مسأله اهم و مهم
مهريزى مهدى

١ـ طرح موضوع
توان محدود آدمى و گسترش قلمروِ زندگى فردى و جمعى از يك سو و برخورد منافع و تصادم سود و زيان از سوى ديگر، هميشه انسان را با تزاحم مواجه مى كند و او را وادار به گزينش، اولويت بندى منافع و شناسايى اهم و مهم مى كند.
تزاحم ها براى همه انسانها اعم از مسلمان و كافر، و در همه عرصه هاى زندگى وجود دارد. و حكم عقل فطرى، به انتخاب اصلح و برترى دادن اهمّ نيز هميشه بوده است. امّا تعيين ملاك دقيق (اهم و مهم) و رده بندى منافع كارى آسان نيست و دشوارى و پيچيدگى آن، سبب ناكامى انسان در پاره اى از بهره هاى زندگى و سوء استفاده برخى ستمگران شده است. اديان الهى به ويژه اسلام در اين وادى به كمك عقل آمده و در تشخيص مصاديق، او را يارى كرده اند.
عرصه هاى مهم وعمده (اهم و مهم) را در چهار زمينه مى توان جمع كرد:
الف: عرصه قانونگذارى.
ب: عرصه اجرا.
ج: عرصه سلوك اخلاقى.
د: عرصه پژوهش و تحقيق.
در تمام اين قلمروها پرسشهاى فراوانى وجود دارد كه همگى پاسخ مى طلبند.
اين طرح پژوهشى به دو عرصه نخست اختصاص دارد و به طرح سؤالهايى از قبيل:
اهم و مهم چيست؟
راه شناسايى آن كدامست؟
مسئول تشخيص اهم و مهم كيست؟
عقل و عرف در اين حوزه چه نقشى برعهده دارند؟
كداميك مقدم است؟ آزادى يا استقلال؟ حكومت يا آزادى و…؟
مى پردازد، و ضرورت پرداختن به اينها و منابعى براى تحقيق و پژوهش را بيان مى دارد. ٢ـ پيشينه تحقيق
در مطالعه تاريخ اين موضوع و ريشه يابى آن در تاريخ مسلمين، پس از حكم فطرى عقل به قاعده (اهم ومهم)، مى توان آن را در سنت پيامبر (ص) و ائمه (ع) به طور مستقيم و غير مستقيم رديابى كرد. مراد از مستقيم گفته ها و رفتارهايى است كه بى واسطه به اين مسأله پرداخته است، از قبيل:
١ـ فى حديث: اذا اجتمعت حرمتان طرحت الصغرى للكبرى.١
(آنجا كه دو امر واحب الاحترام جمع شد بايد از كوچكتر به خاطر بزرگتر صرف نظر كرد.)
٢ـ عن النبى(ص): اذا اجتمع الداعيان فاجب اقربهما باباً فان اقربهما بابا اقربها جواراً.٢
(آنگاه كه از دو منزل تو را خواندند، به نزديكترين در پاسخ ده، زيرا نزديكترين در به همسايگى نزديكتر است.)
٣ـ عن على بن الحسن (ع): اذا اجتمعت سنة و فرض بدء بالفرض.٣
(آنگاه كه واجب و مستحبى جمع شدند از واجب آغاز مى شود.)
٤ـ عن على(ع): اذا اضرت النوافل بالفرائض فارفضوها.١
(اگر نافله ها (عبادات مستحبى) به واجبات ضرر رساندند، مستجب را ترك كنيد.)
٥ـ عن على(ع): لاقربة للنوافل اذا اضرت بالفرائض.٢
(نافله ها نزديك كننده به خدا نخواهند بود، آنگاه كه به واجبات ضرر رسانند.)
٦ـ عن الصادق (ع): وليس العاقل من يعرف الخير من الشر ولكن العاقل من يعرف خير الشرين.٣
(عاقل آن نيست كه تنها ميان خوب و بد تميز دهد، بلكه عاقل آنست كه از ميان بدها بهتر را بشناسد).
منظور از غير مستقيم سخنانى است كه در باب، مصلحت، ضرورت، تقيه، توريه، عسر و حرج و… از آن بزرگواران نقل شده است.
از اين گنجينه هاى ذيقيمت كه بگذريم در خصوص عنوان (اهم و مهم) تحقيق و تاليف مستقلى سراغ نداريم، اگرچه از زير عنوانهاى آن در كتب فقه و اصول بحث شده است، مانند: قاعده نفى عسر و حرج، تقيه، توريه و… در فقه.
و در ضمن بحث ترتّب، اجتماع امر و نهى، تعادل و تراجيح، مصالح مرسله و … در علم اصول. همچنين فقيهان به صورت غير مستقيم از اين قاعده در فقه فراوان استفاده كرده و مى كنند. ٣ـ ضرورت تحقيق
ضرورت تحقيق در اين باب را با ذكر چند مطلب مى توان نشان داد:
الف ـ يكى از مباحث كلان كلامى در عصر حاضر، چگونگى انطباق قوانين ثابت و شريعت با تغيير و تحولهاى زندگى است. متكلمان بزرگى چون شهيد مطهرى (ره) بحثهايى را در اين زمينه طرح كرده كه از جمله آن موضوع (اهم و مهم) است. ايشان اصل (اهم و مهم) را يكى از كليدهاى گشودن اين معضل معرفى مى كند.
(يكى ديگر از جهاتى كه نشانه هماهنگى تعليمات اسلامى با فطرت و طبيعت است و به آن امكان جاويد ماندن مى دهد، رابطه علّى و معلولى احكام اسلامى با مصالح و مفاسد واقعى و درجه بندى احكام از اين نظر است.
در اسلام اعلام شده كه احكام تابع يك سلسله مصالح و مفاسد واقعى است و اعلام شده كه اين مصالح و مفاسد در يك درجه نمى باشند.
اين جهت سبب شده كه باب مخصوصى در فقه اسلامى به نام باب (تزاحم) يا (اهم و مهم) باز شود و كار فقها و كارشناسان اسلامى را در موارد برخورد و اجتماع مصالح و مفاسد گوناگون آسان نمايد. اسلام خود اجازه داده است كه در اين گونه موارد علماى امت درجه اهميت مصلحتها را با توجه به راهنماييهاى خود اسلام بسنجند و مصالح مهمتر را بر مصالح كم اهميت تر ترجيح دهند و خود را از بن بست خارج نمايند.)٤
ب ـ در مجامع علمى و فرهنگى سؤالهايى جدى از اين دست مطرح است كه از ديد اسلام:
آزادى برتر است يا حفظ حكومت؟
پرداختن به معنويت و حفظ ايمان مردم مقدم است يا تامين رفاه و آسايش؟
حفظ استقلال جامعه و دولت اولويّت دارد يا رفاه عمومى؟
نگهدارى سرزمين اسلامى مقدم است يا پاسدارى از حكومت اسلامى؟
و سؤالهاى فراوان ديگر.
روشن است كه اين سؤالها در فرض تزاحم مطرح است نه در شرايط عادى.
پژوهش در باب (اهم و مهم) و زير عنوانهاى آن مى تواند در گشودن بسيارى از اين گره هاى فكرى سودمند باشد.
ج ـ پس از پيروزى انقلاب اسلامى و تحقق حكومت دينى در ميان سياست گذاران و مجريان، اختلاف نظرهاى فاحشى در مسائل اقتصادى، فرهنگى و سياسى جامعه به وجود آمده، همچون: نرخ گذارى، حذف سوبسيد، استفاده از اعتبارهاى خارجى، ورزش، ويدئو، ارتباط سياسى با برخى دولتها و…
مطالعه و ريشه يابى در بسيارى از اين موارد ما را به اين جا مى رساند كه اختلاف اصلى در اين است كه: كدام مهمتر است؟ تحقيق گسترده در اين زمينه و گشودن باب بحثهاى جدى و گفتگوهاى علمى مى تواند در كاهش اختلافات موثر باشد.
د ـ نه عمر آدميان چنان طولانى است كه فرصت تجربه كردن يك مسأله را بارها داشته باشند، و نه امكانات آنقدر فراوان است كه بتوان آنها را در تجربه هاى بى ثمر هدر داد. شناخت معيارهاى گزينشِ اهم مى تواند از بسيارى ضايعات در نيروى انسانى و مادى جلوگيرى كند.
به تعبير مولوى پرداختن به امور مهم و رها كردن اهم كار بيدردان و بيكاران است:
آن يكى زد سيلى ايى مر زيد را
حمله كرد او هم براى كيد را
گفت سيلى زن سؤالى مى كنم
پس جوابم گوى وآنگه مى زنم
بر قفاى تو زدم آمد طراق
يك سوالى دارم اينجا در وفاق
اين سؤال از تو همى پرسم بگو
حل كن اشكال مرا اى نيكخو
اين طراق از دست من بوده است يا
از قفاگاه تو اى فخر كيا
گفت از درد، اين فراغت نيستم
كه در اين فكر و تامل بيستم
تو كه بى دردى همى انديش اين
نيست صاحب درد را اين فكر همين
دردمندان را نباشد فكر غير
خواه در مسجد برو خواهى به دير
غفلت و بى درديت فكر آورد
در خيالت نكته بكر آورد.١
هـ ـ گذشته از اينها در جامعه دينى كه مبناى سياست گذارى و اجرا شريعت است بايد اهم و مهم را در شريعت شناخت تا بتوان آن را مبناى كار قرار داد. ٤ـ اهداف
با توجه به مطالب فصل ٢ و ٣ كه تاريخ و ضرورت پژوهش را بيان داشت، اين تحقيق مى تواند اهداف زير را محقق سازد:
الف. دستيابى به ملاكهاى روشن در سياست گذارى، بويژه سياستهاى كلان و دراز مدت.
ب. رسيدن به ملاكهاى عملى در كارگزارى امور جامعه.
ج. روشن شدن مبانى فكرى بسيارى از حركتها و موضع گيريهاى مهم اما ناشناخته در تاريخ مصلحان دينى.
د. جلوگيرى از پيامدهاى نابهنجار عدم توجه به قانون اهم و مهم در تقنين و تدبير. ٥ـ سرفصلها
موضوعات پيشنهادى در طرح (اهم و مهم) در عرصه فقه و قانونگذارى، تدبير و اجرا به قرار زير است:
مقدمات
يك: مفاهيم و واژه ها
تبيين مفهومى و اصطلاحى واژگان مربوط به موضوع از قبيل:
اهم و مهم
هدف و وسيله
تعارض و تزاحم
حكم اولى و ثانوى و حكومتى
ضرورت و اضطرار
مصلحت
تقيه
توريه
عسر و حرج
اولويت
قرعه
حق الله و حق الناس
دو: اصول پايه
الف. امكان تعيين اهم و مهم در قوانين و ارزشها.
ب. حدود دخالت عقل و عرف در تعيين اهم و مهم.
ج. حدود استفاده از شرع در تعيين اهم و مهم.
د. راههاى كشف اهم و مهم در شريعت مانند:
رجوع به ساختار (افعل التفضيل) در قرآن و سنت.
ميزان تاكيد و اهتمام بر احكام.
مقدار ترخيص در احكام و….
هـ. (اهم و مهم) بحثى فقهى، اصولى يا كلامى.

بخش اول: اهم و مهم در فقه و قانونگذارى فصل يك: تزاحم
١ـ تبيين مفهومى و تزاحم و تعارض و تفاوت آنها.
٢ـ منشا تزاحم در قوانين و حقوق
٣ـ انواع تزاحم احكام از قبيل: واجب و حرام، دو واجب، دو حرام و…
٤ـ انواع تزاحم حقوق از قبيل: حق فرد و جامعه، حق مسلمان و كافر، مسلمان با مسلمان، حق الله و حق الناس و… فصل دو: علاج تزاحم
١ـ بررسى مرجحات قطعى
٢ـ بررسى مرجحات احتمالى
٣ـ رده بندى مرجحات فصل سه: مصلحت و ضرورت
١ـ تبيين مفهومى مصلحت و ضرورت و تفاوت آنها.
٢ـ انواع مصلحت از قبيل: مصلحت فرد، جامعه، دين، حكومت و…
٣ـ انواع ضرورت از قبيل: ضرورت عرفى، عقلى، شرعى يا ضرورت فردى، اجتماعى و…
٤ـ موارد كاربرد ضرورت و مصلحت.
٥ـ رابطه مصلحت و ضرورت از جهت تقدم و تاخر.
فصل چهار: عسر و حرج
١ـ بررسى اصل سهولت در قانونگذارى.
٢ـ نبود عسر و حرج يا تحقق يُسر و سهولت.
٣ـ عسر و حرج فردى يا نوعى. فصل پنج: تقيه
١ـ قلمرو تقيه
٢ـ تقيه، حكم فردى يا اجتماعى
٣ـ مسؤول تشخيص موارد تقيه فصل شش: توريه
١ـ تبيين مفهومى توريه و دروغ و تفاوت آنها.
٢ـ موارد كاربرد توريه.
٣ـ حكم توريه از جهتِ جواز، وجوب، حرمت.
و… فصل هفت: مسؤول تشخيص تزاحم و راههاى علاج
١ـ حاكم اسلامى
٢ـ مرجع تقليد
٣ـ مجتهد
٤ـ كارشناسان
٥ـ عرف و عقلا
٦ـ مكلفين فصل هشت: مصاديق قابل پژوهش و تعيين رده بندى آنها در تزاحم
١ـ عدالت
٢ـ حفظ نظام و حكومت اسلامى
٣ـ حفظ حريم و قداست حاكم اسلامى
٤ـ حفظ شريعت و دين
٥ـ حراست از سرزمين اسلامى
٦ـ حفاظت از جان انسانها و مسلمانان
٧ـ امنيت عمومى
٨ـ حيثيت اجتماعى انسانها و مسلمانان
٩ـ عزت و استقلال جامعه اسلامى
١٠ـ آزادى
١١ـ اموال
١٢ـ رفاه و آسايش
١٣ـ حفظ تدين و معنويت جامعه
فصل نه: بررسى درستى اصل (هدف وسيله را توجيه مى كند)
١ـ تبيين مفهومى هدف و وسيله
٢ـ ميزان درستى اين قاعده
٣ـ بررسى موارد مشتبه در تاريخ اسلام از قبيل:
قطع درختان در جنگ از سوى پيامبر (ص).١
فصل ده: جستجو و بررسى نمونه هاى تاريخى استفاده از اصل (اهم و مهم) در زمان پيامبر (ص) و ائمه (ع) از قبيل: صلح حديبيه، صلح امام حسن، اظهار برائت عمار، وضو ساختن على بن يقطين و…
فصل يازده: بررسى درستى قاعده (دفع مفسده اولى از جلب منفعت است). بخش دوم: اهم و مهم در تدبير و اجرا
١ـ تفاوت عرصه تقنين و تدبير در استفاده از قاعده (اهم و مهم).
٢ـ منشأ تزاحم در تدبير از قبيل: كمبود امكانات، شرايط سياسى و….
٣ـ راههاى كشف اهم و مهم در مسايل اجتماعى:
الف. مشورت با كارشناسان متعهد
ب. در نظر داشتن رضايت عامه٢
ج. توجه به راى منتقدان
د. حساسيت دشمن
٤ـ مسؤول تشخيص اهم و مهم
٥ـ اهم و مهم وسيله اى براى درستى كار يا توجيهى بر سُستى در كار؟
٦ـ واقع نگرى يا واقع گريزى؟
٧ـ بررسى نمونه هاى تاريخى رعايت (اهم و مهم).
٨ـ بررسى نمونه هاى تاريخى عدم رعايت (اهم و مهم).٦ـ منابع٣ با توجه به اينكه تاليف و تحقيق مستقلى در اين زمينه موجود نبود، منابع معرفى شده اعم از كتاب و مقاله صرفاً متناسب با عناوين سرفصلهاست. همچنين در معرفى منابع، تناسب مستقيم با سرفصلها يا قسمت معتنابهى از آن به لحاظ كيفيت، در نظر بوده است. در عين حال به جهت پراكندگى عنوانهاى ارائه شده، مدعى استقصاى كامل در معرفى منابع نيستيم.همان گونه كه خود را مصون از خطا در معرفيهاى انجام گرفته نمى دانيم. مصادر و منابع اين پژوهش در سه قسمت، كتاب، مقالات و كليدهاى پژوهشى ارائه مى گردد. در معرفى كتب و مقالات ترتيب الفباييِ عنوان كتاب و مقاله را ملاك قرار داده ايم. به سبب حجم كم منابع، تفكيكى ميان كتب و مقالات عربى و فارسى صورت نگرفت. البته كتابها و مقالات عربى را در پايان شناسه با واژه (عربى) مشخص مى سازيم.
الف) كتب
١ـ اسلام و مقتضيات زمان، شهيد مرتضى مطهرى، حكمت، تهران، چاپ چهارم ١٣٦٨، ج١، ص ٢٤٨ و ج٢، ص ٢٦ ـ ٢٢ و ٨٦ ـ ٨١ (اهم و مهم، تزاحم).
٢ـ الهام از گفتار على(ع)، محمد تقى حكيم، كتابخانه صدر، تهران ١٣٦٤، ص ٥ (اهم و مهم).
٣ـ الاصول الاصيلة، محمد حسن الفيض القاسانى، سازمان چاپ دانشگاه تهران ١٣٤٩، ص ١٧٠ ـ ١٧٩ (اهم و مهم)، عربى.
٤ـ البدعة والمصالح المرسلة، توفيق يوسف الواعى، مكتبة دار التراث، كويت، عربى.
٥ـ ترجمه و تفسير نهج البلاغه، محمد تقى جعفرى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، چاپ چهارم ١٣٦٨، ص٧٤ ـ ١٠٦ (هدف و وسيله).
٦ـ تفسير و نقد و تحليل مثنوى، محمد تقى جعفرى، انتشارات اسلامى، چاپ يازدهم ١٣٦٤، ج٣، ص ٣٠٥ (اصل ضرورت در قانونگذارى).
٧ـ ختم نبوت، شهيد مرتضى مطهرى، انتشارات صدرا، قم ١٣٥٤، ص٨٣ ـ ٨٥ (قاعده تزاحم و اهم و مهم در فقه اسلامى).
٨ـ دراسات فى ولاية الفقيه، آية الله منتظرى، المركز العالمى للدراسات الاسلامية، قم ١٤٠٩ق، ج٢، ص ٥٩١ ـ ٥٣٩ (التجس والاستحبارات)، عربى.
٩ـ رفع الحرج فى الشريعة الاسلامية، عدنان محمد جمعه، دار الامام البخارى، دمشق، چاپ اول ١٣٩٩ق، (١٩٧٩م)، عربى.
١٠ـ ضوابط المصلحة الشرعية فى الحكم، محمد سعيد رمضان البوطى، موسسة الرسالة، بيروت، عربى.
١١ـ فلسفه حقوق، ناصر كاتوزيان، دانشگاه تهران، تهران ١٣٥٢، ص ١١٢ ـ ١٠٣ (نظريه مصلحت گرايى).
١٢ـ فلسفه سياسى، گروهى، الهدى، تهران، ١٣٧١، ص ٢٥١ ـ ٢١٩، (مصلحت عمومى).
١٣ـ قضايا فقهية معاصرة، د. محمد سعيد رمضان البوطى، مكتبة الفارابى، دمشق، اول، ١٤١٢ق، ١٩٩١م، ١٩١ ـ ١٨٨ (ميزان المصالح الحقيقية)، عربى.
١٤ـ القواعد الفقهية، حسن الموسوى البجنوردى، مكتبة بصيرتى قم، ج١، ص١٩٠ (قاعدة لاحرج) و ج٥، ص ٦٧ ـ ٤٣ (التقية) و ص ٢٦١ ـ ٢٤٩ (حرمة اهانة المحترمات فى الدين)، عربى.
١٥ـ القواعد الفقهية، ناصر مكارم الشيرازى، مطبعة الحكمة، قم ١٣٨٢ق، ج١، ص ١٩٩ ـ ١٥٢ (قاعدة لاحرج) و ج٢، ص ١٧٣ ـ ١٢٠ (قاعدة القرعة) و ج٣، ص ٧٩ ـ ٨ (قاعدة التقية)، عربى.
١٦ـ مبانى حكومت اسلامى، جعفر سبحانى، كتابخانه اميرالمؤمنين (ع)، اصفهان ١٣٦٢، ص ١٢٢ ـ ١٠٦ (نظام حكومت و مصالح عمومى).
١٧ـ مقارنه و تطبيق در حقوق جزا، عليرضا فيض، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران١٣٦٤، ص ٢٠٠ ـ ١٩٧(تعدى به مصالح اسلام).
١٨ـ موسوعة الاستحبارات والامن، على دهوش العاملى، دارالامير للثقافة والعلوم، بيروت١٩٩٣، ج١، ص١٩٢ ـ ١ (التجس ـ الاهم و المهم)، عربى.
١٩ـ موسوعة الفقه الاسلامى المقارن، گروهى، ج٧، ص ٩٠ ـ ٦٨ (استصلاح) و ج١٤، ص ١٠٥ ـ ٦١ (اضطرار)، عربى.
٢٠ـ نظرية الضرورة الشرعية، د. وهبة الزحيلى، مؤسسة الرسالة، بيروت، چاپ چهارم ١٤٠٥ق (١٩٨٥م) عربى.
٢١ـ هذه مشكلاتهم، د. محمد سعيد رمضان البوطى، مؤسسة الرسالة، بيروت، ص ٥٢ ـ ٥١ (ميزان المصالح الحقيقية)، عربى.
٢٢ـ ولايت فقيه، يوسف صانعى، بنياد قران، تهران ١٣٦١، ص٨٩ ـ ٧٩ (قوانين و مصالح اسلام).
ب) مقالات در لابلاى مجله ها و نشريه ها ادوارى، مقاله هاى پرمحتوا و عميقى به چشم مى خورد. تعداد اين نشريه ها فراوان است اما مجلاتى كه به آن دسترسى داشتيم و مقاله هاى آن استخراج شد از اين قرار است: فقه، حوزه، نور علم، كيهان انديشه، سياست خارجى، رهنمون، رسالة الاسلام، مجله قضايى و حقوقى دادگسترى، پاسدار اسلام و برخى مجلات ديگر.
١ـ احكام اوليّه و ثانويه، پاسدار اسلام، ش ٣٩، ص٥١.
٢ـ احكام ثانويه، به قلم يكى از علماى حوزه علميه قم، مجله قضايى و حقوقى دادگسترى، ش١، سال اول، ص ١١٦ ـ ١٠٨.
٣ـ اصالت نظر غزالى مبنى بر استفاده از استصلاح در استنباط احكام، عبدالمجيد تركى، معارف، ش٣، آذر١٣٦٤، ص٩١.
٤ـ اصل سهولت، حوزه، ش٥٢، ص ٥٨ ـ ٦٠.
٥ـ اصول انقلاب اسلامى، اسدالله بيات، پاسدار اسلام، ش٩٩، ص ٢١ ـ ٢٠.
٦ـ امام خمينى و سياست خارجى، پاسدار اسلام، ش١١٦، ص٣٨٩ و ش١١٧، ص ٢٧ ـ ٢٦ و ش ١١٨، ص٣٩ ـ ٣٨ و ش ١١٩، ص ٣٩ ـ ٣٨.
٧ـ امام و احكام ثانويه، بيان، ش٧، سال ١٣٦٩، ش١٧.
٨ـ بررسى واژه اعسار از نظر حقوقى و قضايى، رسالت، ش ١٦٢١، شهريور ١٣٧٠، ص ٥.
٩ـ تحول در مفهوم منافع ملى، سيد حسين سيف زاده، سياست خارجى، ش٢، س ٥، ص ٢٩٠ ـ ٢٥٩.
١٠ـ جايگاه مصالح مرسله و استصلاح در منابع اجتهاد، محمد ابراهيم جناتى، كيهان انديشه، ش٣١، ص ٧٣ ـ ٥٧.
١١ـ جنگ تحميلى و مصالح اسلام، مكتب انقلاب، ش٢٠، ص٤٧.
١٢ـ چه كسانى در نظام اسلامى اولويت دارند؟ پاسدار اسلام، ش١٠٢، ص ٣٨ ـ ٣٥.
١٣ـ حدود اختيارات ولى امر، پاسدار اسلام، ش٨٤، ص ١٦ ـ ١٢.
١٤ـ حكم حاكم و احكام اوليه، محمد صادق مزينانى، فقه، ش١، ص١٥٠ ـ ٧٩.
١٥ـ سياست مصلحت و انقلاب، پيام انقلاب، ش٥٧، ص٢.
١٦ـ ضرورت تشكيل مجمع تشخيص مصلحتِ نظام، پاسدار اسلام، ش٩٥، ص ٣٩ ـ ٣٨.
١٧ـ الضرورة تعفى المضطر من العتاب، محمد جواد المغنية، رسالة الاسلام، ش٢، سال٤، ص١٦١ ـ ١٥٧، عربى.
١٨ـ على و مصلحت اسلام، پيام انقلاب، ش ٢٣٦، ص٤.
١٩ـ قاعده لاحرج، سيد ابوالفضل ميرمحمدى، مقالات و بررسيها، ش٤٤ ـ ٤٣، ص ١٧ ـ ١.
٢٠ـ مصالح مرسله چيست، ناصر مكارم شيرازى، نور علم، ش ١٥، ص ٧٥ ـ ٦٨.
٢١ـ المصلحة فى الشريعة الاسلامية، نجم الدين الطوفى، رسالة الاسلام، ش؟ ، سال٢، ص ١٠٥ ـ ٩٤.
٢٢ـ مصلحت و پايه هاى فقهى آن، سيد محمد حسن مرعشى، مجله قضايى و حقوقى دادگسترى، ش٦، ص ٣٩ ـ ٩.
٢٣ـ مقايسه بين احكام حكومتى و احكام ثانويه، محمدى گيلانى، رهنمون، ش ٣ ـ ٢، ص ٦٥ ـ ٥٨.
٢٤ـ مكتب و مصلحت، حوزه، ش٢٨، ص ١٦٢ ـ ١٣٩ و ش٣٣، ص ١٥٦ ـ ١٣٧ و ش ٣٤، ص ١٦٢ ـ ١٤١ و ش ٤٠، ص ١١٦ ـ ٩٣ و ش ٤١، ص ١٥٢ ـ ١٢٩.
ج) كليدهاى پژوهش در اين قسمت مظان طرح بحث را در دو دانش فقه و اصول مشخص مى سازيم:
١ـ فقه در اين بخش سرفصلهاى مربوط به موضوع را از سه كتاب فقهى جواهر الكلام (فقه استدلالى شيعى) المغنى (فقه استدلالى اهل سنت) و تحريرالوسيله (كتاب فتوايى امام خمينى (ره)) استخراج كرده و به ترتيب كتابها و ابواب فقهى ارائه مى دهيم. روشن است كه نشان دادن نمونه هاى فقهى، علاوه بر آنكه محل بحث را مشخص مى سازد، مى تواند در استخراج حكم به طريق استقراء، و تبيين موارد نيز كارساز باشد: وجوب نبش قبر براى تغسيل مگر در صورت هتك حرمت ميت يا حَرَج زندگان: تحرير الوسيلة، ج١، ص٧١، م٨ لزوم اخراج مرده از قبر براى تطهير كفن مگر در صورت هتك حرمت: جواهر الكلام، ج٤، ص٢٥١ تحرير الوسيلة، ج١، ص٧٤، م٤ لزوم تقديم نماز واجب بر نماز ميت در فرض تزاحم: جواهرالكلام، ج١٢، ص١١٩ و تحرير الوسيلة، ج١، ص٨٥، م٨ حكم اخراج فرزند مرده با فرض حيات مادر و برعكس: جواهرالكلام، ج٤، ص ٣٧٦ ـ ٣٧٤ المغنى، ج٢، ص ٤١٤ ـ ٤١٣ تحرير الوسيلة، ج١، ص٨٨، م٧ جواز انتقال جسد مرده قبل از دفن در صورت هتك حرمت ميت: تحرير الوسيلة، ج١، ص٩٣، م١ موارد جواز نبش قبر: جواهر الكلام، ج٤، ص ٣٥٩ ـ ٣٥٣ و المغنى، ج٢، ص ٤١٦ ـ ٤١٤ تحرير الوسيلة، ج١، ص٩٥ـ٩٤ حكم شكافتن شكم مرده براى اخراج مال: المغنى، ج٢، ص ٤١٤. مجوز تيمم: جواهرالكلام، ج٥، ص ١١٨ ـ ٧٧ و المغنى، ج١، ص٢٤٢ ـ ٢٣٥ تحريرالوسيلة، ج١، ص ١٠٤ ـ ١٠٢ چگونگى تيمم در حال اختيار و اضطرار: جواهرالكلام، ج٥، ص ١٨٤ ـ ١٧٩ تحريرالوسيلة، ج١، ص ١٠٨، م ٢ـ١ لزوم تطهير مسجد قبل از انجام نماز: تحريرالوسيلة، ج١، ص١٢٠، م١ حكم خواندن نماز با پوشش نجس در سرما: تحريرالوسيلة، ج١، ص١٢١، م٧ خواندن نماز در مكان غصبى با اضطرار: جواهرالكلام، ج٨، ص ٣٠١ و تحريرالوسيلة، ج١، ص١٤٧، م١ پوشش در حال نماز با لباس حرير يا نجس: جواهرالكلام، ج٨، ص ١١٨ و المغنى، ج٢، ص٦٣٢ ـ ٦٣١ شرايط محل سجده در اختيار و اضطرار: جواهرالكلام، ج٨، ص ٤٣٧ تحريرالوسيلة، ج١، ص١٥١ ـ ١٥٠، م١٣ ـ ١١ جواز تاخير تسبيحات در نماز جعفر طيار در فرض ضرورت: تحريرالوسيلة، ج١، ص٢٤٣، م١ افراد استثنا شده از وجوب روزه: جواهرالكلام، ج١٧، ص ١٣٣ و ص ١٥٤ ـ ١٤٤ المغنى، ج٣، ص ١٦ تحريرالوسيلة، ج١، ص٢٩٥، م٨ موارد جواز خروج از محل اعتكاف: جواهرالكلام، ج١٧، ص ١٨٠ المغنى، ج٣، ص ١٣٥ تحريرالوسيلة، ج١، ص٣٠٧، م٩ لزوم پرداخت زكات به يك فقيه، با مصلحت اسلام و مسلمانان: تحريرالوسيلة، ج١، ص٣٤٢، م٥ استحباب رعايت مرحجات در مصرف زكات: جواهرالكلام، ج١٥، ص ٤٢٧ المغنى، ج٢، ص ٥٤٧ ـ ٥٤٦ تحريرالوسيلة، ج١، ص٣٤٣، م٦ استحباب رعايت مرحجات در مصرف زكات فطره: جواهرالكلام، ج١٥، ص ٥٤٢ المغنى، ج٢، ص ٦٥٥ تحريرالوسيلة، ج١، ص٣٥٠ استحباب رعايت مرحجات در مصرف خمس: تحريرالوسيلة، ج١، ص٣٦٥، م٢ مشروط بودن وجوب حج به عدم اختلال در امور زندگى: تحريرالوسيلة، ج١، ص٣٧٧، م٣٠ مشروط بودن وجوب حج به نبود حرج: جواهرالكلام، ج١٧، ص ٢٨٠ ـ ٢٧٩ تحريرالوسيلة، ج١، ص٣٨٠، م٤٣ مشروط بودن حج نذرى به نبود حرج: جواهرالكلام، ج١٧، ص ٣٥٤ تحريرالوسيلة، ج١، ص٣٨٩، م٥ محل بستن احرام در اختيار و اضطرار: جواهرالكلام، ج١٨، ص١١٢ ـ ١١٠ تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٠٩، م١ جوار قسم خوردن در حال احرام با فرض ضرورت: تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٢٤، م٢٧ وجوب تقديم حج بر ازدواج: جواهرالكلام، ج١٧، ص ٢٦٠ جواز گرفتن ناخن براى محرم در ضرورت: جواهرالكلام، ج١٨، ص ٤٦٤ جواز حمل سلاح در احرام با فرض ضرورت: جواهرالكلام، ج١٨، ص ٤٢٢ تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٢٩ وقوف به مشعر و عرفه در حال اختيار و اضطرار: جواهرالكلام، ج١٩، ص٣٥ تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٤٤ ـ ٤٤٣ جواز مقدم داشتن مناسك حج بر وقوف در مشعر و عرفه در اضطرار: جواهرالكلام، ج١٩، ص ٣٩٢ تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٥٢، م٣ جواز تقديم برخى از اعمال حج بر برخى ديگر در حال اضطرار و ضرورت: جواهرالكلام، ج١٩، ص ٢٤٢ تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٥٣، م١٠ ـ ٩ زمان اختيارى و اضطرارى رمى جمره: جواهرالكلام، ج١٩، ص ١٠٣ - ١٠٢ المغنى، ج٣، ص ٥١٧ تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٥٦، م٣ رعايت اهم در امر به معروف و نهى از منكر: تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٦٤، م١٠ ـ ٩ و ص ٤٦٧، م٤ و ص ٤٦٨، م٧ و ص ٤٦٨، م ١٦ ـ ١٤ ـ ١٢ تحمل ضرر در اقامه امر به معروف و نهى از منكر با فرض اهميت: تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٧٢، م١٦ ـ ٦ رعايت اهم و مهم در ورود علما به دربار سلاطين: تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٧٤، م١٢ و ص ٤٧٧، م٣ رعايت اهم و مهم در پذيرش هديه از دولتهاى ظلم: تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٧٧، م٦ قبول منصب از سوى دولتهاى ظلم با رعايت اهم و مهم: تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٨٣، م٨ رعايت مصلحت اسلام و مسلمانان در روابط با دولتها: تحريرالوسيلة، ج١، ص٤٨٧ ـ ٤٨٦ موارد جواز غيبت: جواهرالكلام، ج٢٢، ص ٦٥ موارد جواز پذيرش منصب از سوى دولتهاى ظلم: جواهرالكلام، ج٢٢، ص ١٦٥ تحريرالوسيلة، ج١، ص٥٠٢، م٢٤ جواز اجاره املاك كودك با رعايت مصلحت: تحريرالوسيلة، ج١، ص٥٧٤، م١٢ جواز مضاربه با اموال كودك با رعايت مصلحت: تحريرالوسيلة، ج١، ص٦٢١، م٤٩ جواز رهن گذاشتن اموال كودك و مجنون با رعايت مصلحت: جواهرالكلام، ج٢٥، ص ١٦٠ المغنى، ج٤، ص٣٩٧ تحريرالوسيلة، ج٢، ص٣، م١ جواز فروش املاك كودك در فرض مصلحت و نياز: تحريرالوسيلة، ج٢، ص١٤، م٩ جواز برترى دادن بعضى از فرزندان با فرض اولويت: تحريرالوسيلة، ج٢، ص٦١، م٢٢ جواز قسم خوردن دروغ براى دفع ظالم: جواهرالكلام، ج٣٥، ص ٣٤٢ تحريرالوسيلة، ج٢، ص١١٦، م١٧ موارد استثناء از حرمت نگاه به نامحرم: جواهرالكلام، ج٢٩، ص ٨٧ المغنى، ج٧، ص ٤٥٩ تحريرالوسيلة، ج٢، ص٢٤٤، م٢٢ جواز شنيدن صداى زن نامحرم در فرض ضرورت: جواهرالكلام، ج٢٩، ص ٩٧ تحريرالوسيلة، ج٢، ص٢٤٥، م٢٩ ازدواج سفيه از سوى پدر و وصى با فرض مصلحت: جواهرالكلام، ج٢٩، ص ١٩١ تحريرالوسيلة، ج٢، ص٢٥٥، م٧ تزويج صغير از سوى حاكم در فرض ضرورت و مصلحت: جواهرالكلام، ج٢٩، ص ١٨٨ تحريرالوسيلة، ج٢، ص٢٥٦، م١١ جواز خروج زن مطلقه بدون اذن همسر در ضرورت: جواهرالكلام، ج٣٢، ص ٣٣٨ ـ ٣٣٤ المغنى، ج٩، ص ١٧١ تحريرالوسيلة، ج٢، ص٣٤٧، م١٢ تقديم هزينه تجهيز ميت و بدهى وى بر حبوه (اموال مختص پسر ارشد): جواهرالكلام، ج٣٩، ص ١٣٤ تحريرالوسيلة، ج٢، ص٣٨٢، م٨ تعارض دو بنيه و دو يد: جواهرالكلام، ج٤١، ص ٢١٣ المغنى، ج١٢، ص ١٧٧ ـ ١٧٦ تحريرالوسيلة، ج٢، ص٤٣٣ ـ ٤٣٢، م٨ ـ ٧ تزاحم موجب جنايت: جواهرالكلام، ج٤٣، ص ١٤٥ المغنى، ج٩، ص ٣٣٢ تحريرالوسيلة، ج٢، ص٥٦٩
٢ـ علم اصول در چند موضع از دانش اصول مباحثى متناسب با اين مسأله مطرح مى شود، در اينجا به استخراج اين موارد بر حسب كتاب (كفاية الاصول) چاپ مؤسسه آل البيت مى پردازيم:
الف. (امر به شئ مقتضى نهى از ضد):
١ـ اهم و مهم، ص١٣٥
٢ـ تزاحم، ص ١٣٦
ب. (اجتماع امر و نهى):
١ـ اضطرار رافع حرمت، ص ١٦٧
٢ـ تخلص از حرام با حرام، ص ١٧٠
٣ـ نماز در خانه غصبى، ص١٧٤
٤ـ تعارض و تزاحم، ص١٧٤
٥ـ ترجيح نهى بر امر، ص١٧٦
٦ـ دفع مفسده اولى از جلب منفعت، ص١٧٧
ج. (انسداد):
١ـ ترجيح مرجوح بر راجح، ص٣١٥
٢- ترجيح به ظن و گمان، ص ٣٣٢
٣ـ ترجيح به قياس، ص٣٣٣
د. (اصل برائت):
١ـ حسن احتياط به شرط عدم اختلال نظام، ص ٣٥٤
هـ. (اصل تخيير يا دوران بين محذورين)
١ـ مناط در ترجيح، ص ٣٥٧
و. (تعادل و تراجيح)
١ـ تزاحم متعارضين، ص ٤٤٠
٢ـ مرجحات منصوص، ص٤٤٣
٣ـ تعدى از مرجحات مخصوص، ص٤٤٦
٤ـ ترتيب ميان مرجحات، ص ٤٥٣
٥ـ مرجحات خارجى، ص ٤٥٨ گفتنى است در معظم كتابهاى اصولى اهل سنت از مصالح مرسله بحث مى شود. البته برخى از كتابهاى اصولى شيعى مانند (اصول الفقه) اثر مرحوم مظفر و (اصول الاستنباط) نوشته علينقى حيدرى و… نيز دربردارنده اين موضوع هستند.

 

پاورقى:
١. النهاية، ابن اثير، ج١، ص ٣٧٤.
٢. مسند احمد، ج٥، ص ٦٠٨.
٣. بحارالانوار، ج٢، ص ٢٧٨، ح٣٤، ب٣٣. تهذيب الاحكام، ج١، ص١٠٩، ح١٨، ب٥. الاستبصار، ج١، ص١٠١، ح١٠، ب٦٠.
١. بحارالانوار، ج٨٤، ص ٣٠، ح١٣، ب١. نهج البلاغه، حكمت٣١٢.
٢. نهج البلاغه، حكمت ٣٩.
٣. بحارالانوار، ج٧٥، ص٦، ح٥٨،ب١٥. در تذكرة الاولياء، ج١، ص١٢ اين حديث با اضافه (خير الخيرين) نقل شده است.
٤. مجموعه آثار، شهيد مطهرى، ج٣، ص١٩٣. آن بزرگوار از اين مطلب در نوشته هاو سخنرانى هاى ديگر نيز ياد كرده است: نظام حقوق زن در اسلام، ص ١٣٥. اسلام و مقتضيات زمان، ج١، ص ٢٤٨، پاسدار اسلام، ش١٢٦، ص٣١.
١. مثنوى، دفتر سوم، ج٢، ص٧٨ نيكلسون. نقد، تحليل و تفسير مثنوى، ج٧، ص١٦١.
١. تفسير الميزان، ج١٩، ص٢٠٣ و ٢٠٨.
٢. نهج البلاغه، نامه ٥٣، ص ٤٢٩ صبحى صالح (وليكن احب الامور اليك او سطها فى الحق واعمها فى العدل واجمعها لرضى الرعية.) وانساب الاشراف، ج٢، ص ١٦٢، تاريخ يعقوبى، ج٢، ص٢٠٣ (عن على (ع): … و لست ارى ان اجبر احداً على عمل يكرهه.)
٣. براى دستيابى به كتب و مقالات از بانك اطلاعات پژوهشكده باقرالعلوم (ع) و دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم بهره برديم. از برخورد فرهنگ دوستانه فرهيختگان اين مراكز سپاسگذاريم. در ضمن بايد از برخى مراكز كامپيوترى فقهى كه از ارائه سرويس، به جرم نوشتن و نشر مقاله (بلوغ دختران) از سوى نويسنده، امتناع ورزيدند، گله داشت و برادرانه به آنان توصيه مى شود كه فضاى پژوهش و تحقيق را با سليقه هاى شخصى آلوده نكنند.